تیوال فیلم من می خوام شاه بشم (هنر و تجربه - مستند)
S2 : 04:33:31
  ۰۱ مرداد تا ۱۱ بهمن ۱۳۹۴


: مهدی گنجی
: سحر رضوی ابراهیمی
: اسماعیل منصف
: حسین و حسن مهدوی
: علی باقری
تولید مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی
خلاصه داستان: مستندی درباره «عباس برزگر» یکی از اهالی روستایی نزدیک شیراز است که سال‌هاست با کمک خانواده‌اش از توریست‌های خارجی پذیرایی می‌کند و آنها را به دیدن عشایر می‌برد؛ اما او یک رویای بزرگ در سر دارد...

_________________

_________________

اخبار وابسته

» رویاهای بلندپروازانه مردی که می خواهد شاه شود

» نمایش مستند در بزرگترین رویداد سینمایی کشور اتفاق خوبی است


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
عجب مستندی، عجب کارگردانی ... آفرین آقای گنجی. من تا کار بعدی فن شما هستم.
وقتی یک نفر برای ساخت فیلمی با اکران محدود این همه وقت میذاره و ظرافت به خرج میده باید واقعا سخت بگیریم به کارگردان هایی که فیلم های ضعیف رو روانه گیشه ها می کنن.
نکته خیلی جالب این بود که کارگردان خیلی به فضای کسب و کار عباس نپرداخته بود و بیشتر به رویای ذهنی و مسیر انتخابی اش برای تحقق اش پرداخته بود.
من توصیه میکنم همه وقت بذارن و این فیلم رو ببینن. البته آقایون آمادگی ذهنی داشته باشند که خانم های همراه تون ممکنه کلی بدوبیراه نثار آقای عباس هم بکنند که البته حقشه و یه جوری هم به ما نگاه کنند انگار هر مردی هر کاری بکنه تقصیر ماست :)

جناب وکیلی گرانقدر ،مستند جالبی بود و عباس سوژه ای است دارای ویژگی ها قابل پرداخت و البته بسیار جای بحث ..
از نوشتتون ممنونم نکته ای که می خواستم اشاره کنم این بود که این عباس آقا آدمی است که مقهور ویژگی های شخصیتی خاص و ویژگی های ستایش شده اش میشود بعد ... دیدن ادامه » سعی می کند سرخوردگی ها و نیازها و آروزهای معمولی اش ( به پیش پا افتادگی و حقیری آمال برخی از مردان که تنبانشان دوتا می شود ، می خواهند تجدید فراش کنند) را زیر توهم ایجاد یک ایل و قبیله از خودش و تونل زمان و...متعالی کند( و توجیه کند)...
در نسخه خانه سینما او می گوید از همسرش متنفر است و فقط کار(استثمار زنش) او و زن بخت برگشته اش را کنار هم قرار می دهد ..
من فکر می کنم بیشتر او حماقت دارد تا شهامت شاه شدن
سختکوشی و ویژگی های ستایش شده اش در یک مردسالاری مورد توافق از او انسان متوهم احمق و خطرناکی ساخته و یقین داشته باشید اگر چنین ادمهایی به بدنه قدرت نفوذ کنند تبدیل به عناصر نابود کننده ی یک ملت می شود .. نمونه هایش کم نبوده اند!!
۱۸ مهر ۱۳۹۴
واقعن دوس دارم با هم بحث و صحبت کنیم ولی محیط مجازی تیوال جای خوبی واسش نیست. امیدوارم یه روز حضوری ببینمتون(مخصوصن روشنک را) و بتونیم رو در رو با هم صحبت کنیم. قبلن هم وقتی بحثی پیش میومد من توی اولین فرصت میومدم تهرانو مثلن با شاهین نصیری و ... بحث میکردیم. ... دیدن ادامه » "واسه ی من" رو در رو خیلی بهتره. اینجوری نوشتن و جواب دادن اذیتم میکنه یکم. امیدوارم ببینمتون :)
۲۱ مهر ۱۳۹۴
جناب وکیلی عزیز! سپاس بی نهایت از لطف شما،
هر جامعه ای برای سالم بودن، در وهله اول به اموزش و معلمها ی خوب ، آگاه ، خردمند و آزاد اندیش نیازمنده...

می گویند همیشه تاریخ تکرار می شود؛ بار اول تراژدی است و بار دوم کمدی!
فصل قاجار کتاب تاریخمان را با جمله ... دیدن ادامه » ی مشهور وصیت آقا محمدخان قاجار ورق زدیم : “اگر می خواهی در ایران حکومت کنی، سعی کن مردم گرسنه و بی سواد باشند!!”
انگار این وصیت را برای عباس برزگر نوشته است!
؛ )
۲۱ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیدن مستندها، کشف دنیاها، تجربیات و جهان بینی های متفاوته...
این فیلم رو ببینید و به دنیای عباس برزگر وارد بشید ودر قلمرو او ، ماشین زمانش رو درک کنید ...

در «فلاهرتیانا» روسیه
فیلم مستند بلند «من می‌خوام شاه بشم» به کارگردانی «مهدی گنجی»، موفق به دریافت جایزه ویژه هیات داوران جشنواره مستند «فلاهرتیانا» روسیه شد.

عالی...
چقدر خوب است که بعد از دیدن یک فیم، هوس کنی مثل روزگاران جشنواره های قدیم، ساعت ها بی هدف قدم بزنی...
مثل پایان "اینجا بدون من"
مثل پایان اینجا بدون من
۱۳ مرداد ۱۳۹۴
مثل پایان "اینجا بدون من" که بعدش ساعت ها دوست داری قدم بزنی...
۱۴ مرداد ۱۳۹۴
ایل اصیل آریایی...
''انگار الزامیش و تنها راه موفقیتش فقط اینه که او بچه که قراره بنیان گذار ایل آریا بشه، بچه ی عباس برزگر باشه!!! باید بچه من باشه!!
۱۴ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باز هم تجربه دیدن یک مستند و لذت بسیار زیاد به عنوان یک مستند تجربه دیدن آن را به شما پیشنهاد میکنم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب 8 مرداد، در موزه سینما، بسیاری از افراد، '' من میخوام شاه بشم'' را ایستاده تماشا کردند حتی خود کارگردان خوشرو و عواملش!
عالی بود... همه لذت بردند و بعد از اتمام فیلم، تمایلی به برخاستن افراد نبود و همه با تاخیر ، سالن را ترک کردند...
دوستان! فیلمدوستان! متفاوت پسندها! مستندها رو ببینید... واقعا ارزشمند و قابل ملاحظه اند... مسلما در مقایسه با فیلمهای ساختگی داستانی و پرخرج، تحت تاثیر قرار خواهید گرفت... و...
تماشای مسنتد از آن جهت جالب و مفیده که انسان پرمشغله امروزی فرصت و موقعیت آنچنانی برای کندوکاو در دنیایی بیرون از دنیای خودش ندارد بهترین شیوه برای باخبر شدن از جهان اطراف تماشای واقعیت های زنده و ملموس از دریچه فیلمهای مستند است
به شخصه کلاس درسی ... دیدن ادامه » بالاتر و تاثیرگذارتر از تماشای فیلمهای مستند به خصوص هنگام برپایی جشنواره های آن سراغ ندارم.
۱۰ مرداد ۱۳۹۴
ممنون که نظرتونو زیر پست معین کریم الدینی پاک کردین!
۱۴ شهریور ۱۳۹۴
نظرمو تغییر دادم
۱۴ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تماشای این مستند رو از دست ندهید
قصه عباس همان مهمان چند وقت پیش برنامه ماه عسل است
همان کارگر ساده ای که روزگاری شهرداری بساطش را جمع می کرد و اکنون بساطی به وسعت یک شهر راه انداخته
او بر این اعتقاد است که هر کسی قهرمان زندگی خویش است
خدا را خدای خوبی ها میداند
خدایی که از زمان دستفروشی و شستن قبر تا الان که ساعت رولکس بر دست کرده و واحد پولهایش دلار شده با او همراه بوده و و هرگز رهایش نکرده
او با این خدا اکنون دوست شده است و حتی حاضر است الان با او به همان دوران سخت دستفروشی برگردد...


پ.ن:امیدوارم مستند همان نسخه جشنواره باشد و بدون سانسور اکران شود .
این فیلم قصه نیست... واقعیت است...
مردی که در یک شب ایرانی، با دمپختک ! میلیاردر شد!
۰۵ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در آخرین روز جشنواره این مستند جالب را دیدم.تبریک به کارگردانش به خاطر جایزه ای که گرفت
این مستند از این نظر جالبه که انگار فیلمی داستانی بر اساس یک فیلمنامه دقیق ساخته شده و همچنان ادامه دارد .
شاید سازنده فیلم قصدش در ابتدا بررسی زندگی یک فرد موفق روستایی بوده باشد ولی با ورود او به دنیای این فرد و زندگی با او فیلم به سمت و سویی متفاوت می رود.

همه چیز از یک دمپخت ساده شروع می شود!

زمینه فریاد و بروز محرومیت ها و کمبودها و تحقیرهای یک انسان در کودکی جرقه انفجارش در یک شب بارانی و با یک میزبانی ساده زده می شود . دو توریست ره گم کرده خارجی هیچگاه شاید به این موضوع فکر نکرده باشند که گم کردن راهشان چه تاثیری بر آینده یک خانواده روستایی گذشته است.عباس و خانواده اش با ایجاد دهکده گردشگری سبب جذب توریست می شوند.اوضاع زندگیشان دگرگون می شود.
اما عباس گویی الان فرصتی برای تحقق جاه طلبی های دوران کودکیش یافته است او رویایی در سر دارد که کسی از آن اطلاع ندارد ایجاد یک قبیله عشایری بزرگ که به مانند 200 سال قبل زندگی کند تا بتواند از این راه آریایی های اصیل را به توریستها نمایش دهد اقامتگاهی در آنجا ایجاد کند و شبی هزار دلار کرایه دهد خان قبیله خودش باشد و افراد قبیله از نژاد او باشد برای اینکار او نیاز به ملکه ای دارد ملکه ای جوان که به او در این امر کمک کند او بسیار برای رسیدن به این هدف مصر است حاضر است اسمش را عوض کند و یا اگر مجبور شد حتی خانواده و جانش را فدا کند .
قانون را خود تصویب می کند مثلا اگر حکم کند که لیوان شربتی را بنوشد حتما خواهد نوشید و مانعی برای این کار وجود نخواهد داشت حتی دیابت !
او در سر سودای فراوان دارد شرط دریافت 500 میلیون کمک یک انجمن را هزینه کردن آن در تحقق رویایش می داند و نه در چیز دیگر.
سربازانش دختران کوچک کم سن و سالی است که با لباس محلی به استقبال گردشگران می روند.
در پسر نوجوان خویش لیاقت رهبری و مسولیت پذیری نمی بیند نوجوانی که اکنون دیگر گیتار در دست گرفته و آهنگ مدرن گوش می دهد و در کارها کمک رسان است او هنگامی که پدر با لحن جدی با او حرف می زند می خندد و حرفش را جدی نمی گیرد ! عباس مدعیست مشکل همین است هیچ کس حرفش جاه طلبی هایش و اهدافش را نمی فهمد و درک نمیکند .

او بدون اطلاع خانواده سه سال دنبال ملکه می گردد کسی که لیاقت این عنوان را داشته باشد جوان باشد و زیبا و البته تحصیلکرده .بالاخره پیدا می کند و انبوهی از گل و سکه مهرش می کند و عقد جاری می شود.

مشاجره ... دیدن ادامه » آغاز می شود با دختر بزرگش که عباس مدعیست نظافت و روابط عمومی را او یادش داده با همسر زحمتکش و ساده اش که عباس او را مسبب جدایی اش از نماز و روزه می داند . او به دین و مذهب حسادت می ورزد چون مدعیست همسرش امامان را بیش از او دوست دارد!
همسر بینوا به امامزاده روستا پناه می برد او بسیار زحمتکش است و در دستش پلاتین دارد شاید اگر آن دمپخت ساده را نمیپخت وضع نیز اینگونه نبود!

کار از کار گذاشته است عباس اصلاح کرده و کراوات زده عروس جوان را از آرایشگاه تحویل گرفته سوار بر تویوتا ون کرده به سمت محل عروسی می برد.

او شاید الان از تعریف قصه عشق ناکام بیست سال پیشش بغض نکند و بیشتر به موضوع انشایش در کودکی بیاندیشد که نوشته بود "می خواهد درآینده پادشاه ایران شود"

اواکنون زندگی نزیسته اش را زندگی می کند حس عجیبی دارد طاقت دوری از همسرجدیدش را ندارد باید پیش او باشد ولو نیم ساعت ! نمی داند این حس سبب ایجاد توفان در او برای رسیدن به هدفش می شود یا برعکس او را سرد خواهد کرد...

عاااااااالی بود این مستند. یعنی عالیاااا. و همینطور نوشته شما در این رابطه. سپاس فراوان!
۲۳ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید