تیوال مستند میدان جوانان سابق
S3 : 16:45:05
: مینا اکبری
: احسان رسول‌اف
: مینا اکبری
: محمدرضا جهان‌پناه
: حسن شبانکاره
: سپیده ابطحی، با همکاری آرش زاهدی‌اصل
: انسیه ملکی
: مینا اکبری
: مینا اکبری
: علی صمدپور
: عبدالرضا نیک‌پور
روایت فیلم مربوط به یک عکس است که روزنامه‌نگاران "روزنامه جامعه" در سال ۱۳۷۶ در میدان جوانان برای ویژه‌نامه‌ی نوروزی گرفته‌اند. در این عکس فیلمساز [مینا اکبری] به همراه ۷۱ نفر دیگر حضور دارند. حال پس از گذشت ۲۰ سال، حدود ۶ نفر از روزنامه‌نگاران آن عکس، روزنامه‌نگار باقی مانده‌اند!»

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
"هر کس از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من"
میدان جونان سابق، روایت جوانی پر التهاب تنها مینا اکبری نیست؛ چه بسیارند آنها که در آن دوران "طلایی" مطبوعات، سرنوشت زندگیشان به نحوی رقم زده شد. داشنجویانی که به خاطر باز و بسته شدن روزنامه ها مسیر زندگیشان تغییر کرد. جوانانی که طلیعه ی آزادی می دیدند و هر روز صبح، چشم به پیشخوان مطبوعات داشتند. حالا بیست سال گذشته و نگاه غم بار کارگردان، ماشاالله شمس الواعظین را در مزرعه ای، به کشاورزی دور از تهران نشان می دهد.
میدان جوانان سابق، نوستالژی روزنامه نگاری است ...
میترا، امیر مسعود و هومن شهباز این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود. فیلم خوش ساخت و جذابی ست. خصوصا برای هم نسل های من که دوم خرداد را دیده اند. اما بعنوان یک مستند حجم اطلاعات کم بود و مصاحبه ها می توانست خلاقانه تر باشد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

این مستند روایتی است دست اول از اهالی مطبوعات دوم خرداد، باید دست مریزاد گفت به سرکار خانم اکبری برای ثبت این روایات که بخشی مهم از تاریخ معاصر ماست و معتقدم به ارزش این فیلم در طول زمان اضافه خواهد شد.
جبر تاریخی و تصمیم های شخصی هر یک از این روزنامه نگاران را به سویی برده با این حال نقاط مشترکی در خلال روایات آشکار می شود؛ واقع بینی همراه با رگه های از امید در عین خستگی، شاید اشلی کوچک از حامیان آن جنب و جوش تاریخی.
به شخصه از گفتگوهای شمس الواعظین و نیوشا توکلیان بیشتر لذت بردم، در بخش روایت تاریخی، کار کمی شتاب زده به نظر می رسد که علت آن شاید تزریق اطلاعات برای کسانی است که آن برهه تاریخی را درک نکردند و شاید هم محدودیت های معمول برای طرح چنین سوژه ای باشد.
کارگردان با ترکیبی از نوستالژی، تحلیل، روایت و با تصاویر آرشیوی ما را با خود همراه ... دیدن ادامه » می کند بدون آن که کفه تعادل فیلم را به نفع هیچ کدام سنگین کند، از دادن شعار به درستی پرهیز می کند و قضاوت نهایی را بر عهده تماشاگرش می گذارد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باعث افتخار هستن ایشون . خیلی کیف کردم . :))
۱۶ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روزنامه نگاری که خانه نشین شد
روزنامه نگاری که مهاجرت کرد
روزنامه نگاری که کافه دار شد
روزنامه نگاری که کشاورز شد
.
.
.
.
و اسبی که دیگر متعلق به صاحبش نشد...
.
.
.
.
.
بانو مینا اکبری درود و سپاس وافر از این ایده و همت عالی
یک خطم که جا افتاد :::: "و روزنامه نگاری که زندانی نشد!!"
۰۷ مرداد
منم از دیدن این مستند لذت بردم جناب بهکام عزیز
۰۷ مرداد
بسیار تکان دهنده بود و بار تراژیک سنگینی داشت بانو ثانی؛
شجاعت سازنده اثر برای همین ١ ساعت مستند هم قابل ستایش است.
۰۸ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این رندشدن سالگرد اتفاق های مهم زندگی، ناخودآگاه آدم را به سمت بازخوانی بیشتر آن واقعه و روزهایش و تاثیرش بر اکنون زندگی مان انگار می کشاند.
مستند "میدان جوانان(سابق)" نام اثری از مینا اکبری، روزنامه نگار باسابقه است که این روزها در گروه سینمایی "هنر و تجربه" اکران شده است. روایتی از یک عکس، در دوران شکوفایی مطبوعات کاغذی در بازه سال های 76 تا اوایل دهه هشتاد شمسی. دوران گشایش پس از دوم خرداد که باعث شد کمتر روزی، روزنامه ای تا ظهر روی پیشخوان بماند! دوران روزنامه های حجیم با ویژه نامه های آخر هفته پر و پیمان و. تیراژ چند صدهزار تایی روزنامه شرق و میلیونی همشهری و درخشش روزنامه های جامعه و طوس و عصر آزادگان و....از روشن ترین تصاویر آن روزها بود. آن زمان نوجوان بودم و طبعا فهم ام دور از التهاب آن ایام. اما همان دورادور نسیم زندگی اش به زندگی ... دیدن ادامه » من هم می رسید. مینا اکبری، در این مستند تاثیرگذار انگار آن روزهای خودش و یاران موافق را جستجو می کند با بازسازی همان عکس میدان جوانان، که اکنون اسم اش به یاد دکتر معتمدنژاد تغییر پیدا کرده است. بازخوانی قصه زندگی یاران کوچ کرده(کوچ داده شده), یاران دربند، یاران بازنشسته و یاران خاموش. او از 48 ساعت عجیبی می گوید که به دستور قاضی مرتضوی، 25 روزنامه همزمان توقیف شدند و....زندگی ها به پایان رسید. او از آرزوهای جوانان آن روزها می گوید.
قصه این مستند را این روزها، در گذر ایام گذشته از آن روز، خیلی می شود لمس کرد و دوباره خواند. دروغ نمی گویم اگر بگویم بعد از خروج سینما، برای ادامه نشریه "کاف" مان مصمم تر شدم. که بشود دوباره روزی را دید که کنار پیشخوان ها، عده ای منتظر آمدنت باشند. انتهای فیلم شرمنده بودم از خودم که از تبار خونی گل ها که ما را به زیستن متعهد کرده بود، چقدر دور شدم. از جستجوی بی وقفه زندگی در هجوم بی امان تاریکی های فیلم، انتهایش خیلی به مفهوم "آزادگی"- این مفهوم غریب و دیریاب- فکر کردم و می کنم.
راستی دیروز بیستمین سالگرد واقعه "کوی دانشگاه تهران" است هجده تیر با سرانجامی رویاها... #با_هم_برای_هم
کار که به پایان رسید و قاب نهایی نقش بست جاهای خالی در میان عکس چقدر پررنگ بودند !!!
۱۹ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید