برای پیش‌گیری از شیوع بیشتر ویروس کرونای جدید، همه تئاترها، کنسرت‌ها و سینماها تا پایان هفته یعنی آدینه ۹ اسفندماه تعطیل است. اطلاعات بیشتر
تیوال هنر و تجربه
S3 : 14:11:11
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
زهره مقدم
درباره فیلم کله سرخ i
بعضی فیلم ها پایان بندی ندارند. بعضی فیلم ها پایان باز، بعضی فیلم ها پایان خوب و بعضی ها پایان درست.
کله سرخ بنظرم جزو دسته آخر و یک فیلم متوسط رو به خوب بود. بازی ها خوب و قصه باورپذیز.
نکته بیادموندنی فیلم هم ساختن در شرایط کوهستانی توی زمستان فیلم هست که دست مریزاد داره.
امیرمسعود فدائی، مریم عباسی، Ali و پویا فلاح این را خواندند
بامداد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این فیلم به هییییییچ وجه تو ژانر وحشت قرار نمیگیره...
دوستای عزیزی که مثل من علاقمند به فیلم های ترسناک " واقعی" هستین خواهشا اعصاب خودتون رو برای دیدن این مثلا فیلم داغون نکنین و خوشبین نباشین که فیلم ترسناک ایرانی میتونین ببینین.
ممنون زهراجان سبب خیر شدی .... منو از عذاب الیم رهانیدی :*
راستی چقدرخوشحالم ازت پست می بینم
منتظر حضور علی جان عبداللهی عزیزمون هم هستیم
۵ روز پیش، چهارشنبه
خوب کردی عزیزم آخه منهم در آستانه تشرف بودم :)))
۴ روز پیش، پنجشنبه
یاد چهره تون میافتم اون شب بعد از فیلم :)))))))))))))))))))))))))))
۴ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان.
این مستند در مورد تاریخچه تئاتر اصفهان می‌باشد. بدون شناخت از خانم کارگردان یعنی مژگان خالقی وبا توجه به این مستند می توانم بگویم این خانم صد درصد باهوش، کوشا و عاشق تحقیق هستند. مملکت ما به مژگانهای زیادی نیاز دارد.
واما در مورد فیلم، ۱: فیلم نریشن بسیار عالی و مناسب دارد، ۲: اطلاعات و آگاهی زیادی در فیلم به بیننده انتقال داده می‌شود، از جمله تاثیر مسائل سیاسی، اجتماعی، طبقاتی و جنسیتی بر بازیگران تئاتر، که با بیان خود بازیگران عنوان می‌شود ۴: واضحا، بدون جهت و قضاوت، اطلاعات ارائه داده می‌شود ۴: عکسها و ویدیو های قدیمی و مصاحبه های ارزنده ای نیز در این فیلم ارائه می شود که بسیار ارزنده هستند. در کل، هر چه زمان بگذرد، این فیلم ارزشمندتر می‌شود.
در پایان باید بگویم، در سالن سینما، فقط من حضور داشتم و البته این چندان معنی خوبی ... دیدن ادامه » ندارد!
سپاسگزارم که نظر من را خواندید، روزتون قشنگ.
محمد جواد این را خواند
نیما نیک این را دوست دارد
تئاتر اصفهان کل الهم دوره بسیار درحشانی داشته ....یه دوره ای ستاره درخشان هنر کشور بوده
این فیلم رو ندیدم و این خانم رو البته نمیشناسم
۲۸ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام عزیزان. قصه اینکه پیرمردی که از تمدن شهرنشینی آسیب دیده و به منطقه ای زیبا و متروکه ای پناه آورده و میزبان یک قاتل می‌شود، واین مهربانی بدون قضاوت پیرمرد و سگ زیبایش، دیوانه کننده است، و من از زیبایی این مهربانی بسیار گریستم. مهربانی که در دنیای امروز اصولا وجود ندارد. فیلم دیالوگ‌های کمی دارد و غیر از پیرمرد و جوان قاتل، و دو پلیس که برای چک کردن میایند، بازیگری ندارد و این باعث می‌شود با آن مناظر طبیعی بکر بلژیک، لحظات فیلم را در آرامش بگذرونید. ضمنا در فیلم حیوانات نازنینی هم هستند که پیرمرد با آنها زندگی می‌کند.
شاید برای بعضی کشدار بیاید، ولی من به مانند یک قرص ضد اضطراب و استرس و یا یک جلسه روانکاوی، از این فیلم یاد میکنم. دوستتون دارم، روز خوش
امیرمسعود فدائی و سپهر این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام عزیزان. من علاقه شدیدی به جرم شناسی دارم و فیلمهای مستندجنایی بسیار زیاد و متفاوتی از کشورهای استرالیا، بریتانیا و امریکا نگاه کرده ام. بعضی ها خوش ساخت و بعضی خیر.
باید بگویم برای بالا بردن آگاهی مردم، به این جور فیلمها در زبان فارسی بسیار نیاز است، و من شخصا بسیار سپاسگزارم از کسانی که این فیلم رو ساختند. و اما نظرات من در مورد فیلم: اول اینکه ، متاسفانه در مورد قربانیان اطلاعات دقیقی داده نشده بود. شاید به خاطر تابوو بودن بعضی مسائل باشد ولی گفتن از قربانیان همیشه نمادی از احترام به انسان بودن تک تک آنها می باشد. ما باید از قربانیان دقیق‌تر یاد کنیم و این بی توجهی به قربانیان برای من آزار دهنده بود. مساله بعدی اینکه ،می‌شد با بکار‌گیری یک روانشناس جرم شناس، وضعیت روانی قاتل را بیشتر بررسی کرد و به بیننده، کمی آگاهی در مورد بیماری‌های ... دیدن ادامه » روانی داد، موضوعی که در ایران کماکان تابوو مانده است. سوم اینکه : نریتور یا قصه گوی ما، اصولا صدای مناسبی با موضوع جنایی ندارد. اگر صدای مناسب انتخاب می‌شد، به جذابیت فیلم می افزود.در نهایت، در مورد حکمی که دادگاه به شوهر مهین و آدم‌هایی که مواد به مهین فروختند، اطلاعاتی داده نشد، هر چند که همه مرتبط به پرونده مهین بود(البته شاید من متوجه نشدم!!!). کلا اطلاعات کافی به بیننده داده نشد. سپاسگزارم که نقد من رو خواندید. روز خوش
سپهر، امیرمسعود فدائی، پویا فلاح، امیر مسعود و M... این را خواندند
الناز امیربیگلو این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
طلاقم بده بخاطر گربه ها ...
تو بلر ویچ سینمای ایرانی ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تبعید شده ام از او
به نیستان می روم
در آنسوی مرزها
در آن سوی نیستی
او در من است
از میان چشمانم عبور می کند
و من حریصانه تماشایش می کنم

من هنوز خاطرش را می خواهم
من هنوز چشمهایش را به خاطر دارم
هنوز ردی از او در من است
دور،صبور اما کهنسال

مثل طلسمی که باطل نمی شود
آفتابی که هر روز طلوع می کند
مثل ... دیدن ادامه » پرچمی که سقوط نمی کند
نانی که از برکت نمی افتد

به او بگویید آرام باشد
این دیوانه،فاصله را بر می دارد
به او بگویید این مهاجر هنوز ساعتش را
به وقت او کوک می کند
و قند دلش،با نام او آب می شود.

#مجتبی
شاید یکی از بهترین شب هایی که در سینما هنر و تجربه داشتم دیدن فیلم بخاطر گربه ها طلاقم بده و زغال پشت سر هم بود.
انقدر کیف کردم که تصمیم گرفتم برنامه خاصی برای هنر و تجربه داشته باشم.
آقای عسگرزاده بخوبی مطالب مختلفی گفتند و نیاز نمی دونم چیزه بیشتری بیان کنم ...

فقط !

جدااااااااا برای فیلم محدودیت سنی اعلام کنید.
من خودمو مخاطب هر مدل فیلم های وحشت میدونم و کلا ترجیحم اینه که فیلم وحشت در شرایط تنها و تاریک با صدای بلند نگاه کنم در نتیجههههه
این فیلم اصلا مناسب بچه های زیر 18 سال نیست. حتی توی سینما ...
یه علامت +18 بزراید کنار پوستر ...

بنظرم بعد از دیدن بخاطر گربه ها طلاقم بده ژانر وحشت ایرانو بعد شب بیست و یکم دوباره زنده کرد.
تمام کاغذها
شاهد های خوبی هستند
که دلتنگیم را
با وزن شعر به دوش می کشند
حیثیتم را می خرند
و تو نمی دانی دوست داشتنت
چه کار سختی در دنیاست

آنقدر در من وسعت یافته ایی
که واژه ها به قامت رعنایت نمی رسند
نه کار من نیست
یک شاعر کم است
چقدر باید شعر سرود
تا تو را یک دل سیر وصف کرد

یک ... دیدن ادامه » زندگی کم است
چقدر باید زنده بود
تا تو را
یک دل سیر زندگی کرد

یک چشم کم است
باید صد چشم
نه هزار چشم بود
تا تو را
یک دل سیر تماشا کرد

از نسل حادثه های بی تکراری
شعر من،عمر من،چشم من
مرا دست خالی
از خودت برنگردان.


#مجتبی
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
محمد مجللی و پویا فلاح این را دوست دارند
چطور بود؟؟؟
۱۳ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا بهکام
درباره فیلم زغال i
مورد عجیب زغال، فیلمی که با کارگردانی درخشان و بازی های بی نظیر برای من یک جهان درونی شگفت ایجاد کرد که چطور می توان در یک شهر کوچک مرزی قصه ای خوب در آورد و شخصیت هایی را در قاب تراشید که وقتی می خواهی پایت را از سالن تمدن بگذاری بیرون هنوز دو قدم به حیاط باغ نرسیده ای دلت برایش تنگ می شود، برای سادگی اش...و برای حس پدر بودن...غیرت بودن و رویکردی ناب از درامی که از همان ابتدا تو را با خود می برد...
از شما سپاس گزارم جناب اسماعیل خان منصف که کارتان را زندگی کردید.
نیما نیک
درباره فیلم ایرو i
ایرو شبیه ممیرو بود..همان تم و فضا همان کم دیالوگی همان قاب و نماهای زیبا..فیلمهای محقق اغلب حس و حال شاعرانه و عارفانه دارد..نگاهش نگاه جستجوگرایانه و کنجکاوانه است به مقوله انسان و زندگی و مرگ ..شاید تاثیر زادگاه و خطه است..خطه ای که شاعری معنا گرا چون حسین پناهی در آن پرورش یافته..تو گویی انگار فرم و محتوا جمع کیارستمی و پناهیست..فیلم مانند چای خالصی است که برای اینکه طعم و رنگش را خوب نشان دهد باید خوب دم بکشد..باید وقت گذاشت زمان داد و صبور بود..فهم و عمق زندگی را شاید لابلای همین مکث ها باید جستجو کرد..ایرو که حتی در اسم هم شبیه ممیروست سکانس های لطیف نظیر هم کم ندارد ..مثلاً در ممیرو پسرک در ابتدای راهرو بیمارستان نشسته و ناگهان آخر راهرو بچه ای را می بیند که نماد آغاز زندگیست در ایرو همان صحنه بالعکس اتفاق می افتاد پیرمرد نشسته در ابتدای راهرو ... دیدن ادامه » ناگهان آخر راهرو برانکارد پسر مرده اش را می بیند.. انتهای زندگی..ایرو صحنه های برجسته و کم نظیر کم ندارد..دو شستشوی فیلم به نظرم جذابترند..صحنه ای که شخصیت اول فیلم نوه اش را شستشو می دهد(شستشو برای پاکی برای ادامه زندگی) و صحنه ای که پسرش را شستشو می دهند(شستشو برای پاکی برای اتمام زندگی).. تماشای ایرو تماشای برشی عمیق از زندگیست..زندگی که ذهن پرحوصله پرسشگر و کنجکاو مدام دنبال یافتن زیر و بم هایش هست..گاه در قاب عکسی گاه در تابلویی گاه در صحنه نمایشی گاه در فیلمی همچون ایرو پی آن را میگیرد..
هرچند دیر ولی بالاخره دیدمش!
چقدر خوب بود!
چقدر فضا موضوع فیلمنامه کارگردانی بازیگری خوب بود..چقدر سگه خوب بود!
ماندگار شد این فیلم در ذهن من..
امیرمسعود فدائی، امیر مسعود و سپیده این را خواندند
آقامیلاد طیبی و سپهر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فقط تو لیست اکران آذر اسم فیلمو دیدم. دیگه اکران نمیشه؟ معمولا اکران هنر و تجربه بعد از یکی دوماه ممکنه تناوبش کمتر بشه ولی به این زودی تموم نمیشد! قضیه چیه؟
نورا احمدی و امیرمسعود فدائی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود و هزار درود بر بهرام بیضایی، استاد سینما و تئاتر ایران زمین
نمی دانم چرا مستند ساز ما فکر می کند مستند یعنی گلچین بی ربط و کم رمقی از مصاحبه ها و تصاویر آرشیوی! نمی دانم چرا شیفتگی بیش از اندازه تنها ما را به ستایش و تحسین می کشاند! دریغ از کمی نقد و تحلیل!!
ما ایرانی ها عموما و متاسفانه یا عاشق سینه چاک بزرگان خود می شویم یا دشمن کینه توزشان. یا یکسر تعریف و تمجید می کنیم یا زبان به لعن و نفرین باز می کنیم. تنها نام بزرگ بیضایی کافی است تا منتقدان و هنرمندان ما در مقابل دوربین بنشینند و مریدوار از محاسن آن استاد به دل خوری از ایران رفته بگویند ...
امیرمسعود فدائی این را خواند
امیر مسعود، زهره مقدم و بامداد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود بر هنرمندان ایران زمین
شاید تنها سکانس قشنگ فیلم، همان سکانس آغازین است که مرهون فیلم برداری حرفه ای و دکوپاژ خوب است. ای کاش فیلم همان جا با شروع تیتراژ تمام می شد! کارگردان پیامش را داده بود و ما شاهد زحمت مضاعف ایشان و سایر هنرمندان نمی شدیم.
با مراجعه به صفحات ویکی پدیای آقای کارگردان و خانم بازیگر، متوجه لیستی از جوایز فیلم شدم و به اندک شعورم، عمیقا مشکوک شدم!!
امیرمسعود فدائی این را خواند
زهره مقدم، بامداد و امیر مسعود این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمیتوان از جنوب دوست داشتنی و کاراکتر جذاب منصفی مستند بدی ساخت. آدم های احساسی و کم نظیری که تقدیرشان عمری کوتاه و تاثیر گذار است؛ مثل فرهاد، مثل فروغ...مثل برخی هنرمندان کلوب بیست و هفت ساله ها. هنرمندانی که عمق احساس شان توسط جامعه درک نمیشود و همواره در انزوایی خود خواسته هستند. موسیقی جنوب ایران می توانست جایگاه جهانی داشته باشد و پذیرای فستیوال های بین المللی باشد. ریتم در زندگی این خطه جاری ست.
یا زندگی بهتر،یا مردن مردونه
چرا قصه ها اولش خوشن،آخرش ناتمومن.

میگفت هر درخت
یه آدم هستش
آدمهایی که
محکوم به سکوت
مجبور به ایستادن
در روزگار خاکستری هستند.

شاخه ها
دست ها شون هست
که فقط به سوی آسمون دراز شدند
و برگ ها انگشت های ظریفی
که با گذشت هر فصل
رنگ ... دیدن ادامه » و بوی تازه ایی دارند،

بهار که میشه
غنچه میدند و سبز
تابستون،ضخیم میشند و کمرنگ تر.
پاییز شبیه نقاشی میشند
زرد،نارنجی،قهوه ایی
حتی با افتادن شون هم شهر رو زیبا تر می کنند
زمستون ها‌،هیچ وقت توی شهر نیستند
انگار رفتند بخوابند
تا با بهار فصل بعد دوباره چهره ی شهر بشند.

میگفت هر درخت
یه آدم هستش
آدمهایی که
محکوم به سکوت
مجبور به ایستادن
در روزگار خاکستری هستند.

#مجتبی
زهره مقدم
درباره مستند مهین i
راه رفتن روی خط باریک اعتدال مشابه سوژه
دلیل رضایت مخاطب از کیفیت این فیلم برمیگرده به نگاه داشتن اندازه توسط فیلم ساز در ساخت و پرداخت فیلم. درست شبیه سوژه محتاط فیلم که ماه ها زیر پوست همون شهر به زیست خودش ادامه میده و تقریبا هیچوقت از حوزه احتیاط و دقت خارج نمیشه.
فیلمساز بدون بت سازی یا گریه گرفتن صرفا به شرح وقایع پزداخته و خط زمانی و چگونگی شکل گرفتنشون رو هم خوب نشون داده.
پیام آخر فیلم و پایان بندی هم خوب انتخاب شده بود و..
کاش خودتون ببینید.
امروز به توصیه ی دوست خوب و فرهیخته خانم نیلوفر ثانی فیلم زغال را دیدم. بعد از حدودا هفت ماه دوری از هنرو تجربه.
تداعی معانی زیادی شد از پرونده های قتلی که به فراخور شغل و رشته ام درگیر بوده ام. موقعیت بدیست. کسی متهم به قتل است و سرطان ترین چیز آن است که داستان زندگی اش را بفهمی. وقتی بفهمی مظلوم و سر به راه و معمولی دلسوز و... بوده اما اکنون فقط قاتل است. درست مثل غیرت فیلم اسماعیل منصف که به قدری درونگرا , و مظلوم است که با یک هوشمندی دراماتیک نزدیک به بیست دقیقه اول فیلم با اینکه محور داستان قرار گرفته است اما هیچ دیالوگ فعالی ندارد و در برابر اتفاقات کاملا منفعل است.
هماوردی "نداری " و "تحقیر" و تن نحیف غرور پدرانه ی غیرت که نه طاقت اشک و حسرت دخترانش را دارد نه کبودیِ زیر چشمان پسرش را تا جایی پیش میرود که عقده ها با همراهی طمع ازو غیرتِ ... دیدن ادامه » قاتل را می سازد. داستانی که خوب شکل میگیرد، گره جالبی دارد و درست ادامه پیدا میکند و در اوج تمام میشود. فارغ از اشکالات تکنیکال فیلم در تدوین و کارگردانی ، قابهای به نمایش کشیده شده ارزش آشتی با هنر و تجربه را داشت. گرچه در این دست درام ها به نظرم موسیقی باید حضور موثرتری داشته باشد.
درود جناب کیان فر.. چقدر خوشحالم که نظرتون رو خوندم و چقدر خوب و دقیق اشاره کرده بودید.. به نظرم برگ برنده ی این فیلم بازیگر "غیرت" هست با تمام آن میمیک صورت و سکوت ها و اتمسفری که برای کاراکترش می سازد.. تمام سیر استحاله شده‌ی یک انسان درستکار و سربراه ... دیدن ادامه » تا بروز هیولایِ درونش می شود دراین مدت زمان نه چندان بلند فیلم دید...
به نظرم اگر اسماعیل منصف کمی بیشتر بر ساختار فنی ، بخش هایی از داستان و بازیگرهایش کار می کرد، این فیلم براحتی پتانسیل عرضه در سطح بالاتر راهم داشت..
بااین حال نمی توان از این فیلم هنری و تجربی براحتی گذشت و تحسینش نکرد
۰۱ بهمن
سپاس از پیشنهادتون.
۰۱ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
(روزی نامه)

این جا هیچ خبر تازه ای نیست
روزها کالند
نامه ها کالند
خبر ها خوب نمی رسند
دست روز نامه ها را بسته اند به درخت
درخت هایی که زیر پای شاعران می نشیند
با نام مستعار
این جا هیچ خبر تازه ای نیست
فقط ماشین ها مجبورند
هر روز دور آزادی بگردند
اینجا هیچ خبر تازه ای نیست
فقط
آذر که تیر خرداد مرداد
کمر ... دیدن ادامه » روزنامه ها
زیر اتفاق های بد
تا شده است
وقتی روز نامه
فقط برای نان خریده می شود
یعنی هیچ خبری به داغی نان نیست
وقتی قیچی ها
شکم روزنامه ها را سفره کرده اند
روزنامه مرده است
روز نامه خون ندارد
دیگر نه حالا نه صد سال سیاه
می خواهم خبر روز نامه بیاید


" #محمدکاظم_حسینی "