تیوال فیلم پریدن از ارتفاع کم ( هنر و تجربه)
S3 : 09:39:51
  ۲۵ اسفند تا ۳۰ مرداد ۱۳۹۴

: حامد رجبی
: نگار جواهریان، رامبد جوان، محمود بهروزیان، مهر آل آقا، صدف احمدی، سعید اشتیاقی، شفق شکری، افشین لیاقت، علی اکبر مددی مهر، امیر حسین آصفی و ژیلا دایی
: مجید برزگر

: مجید گرجیان
: اسماعیل منصف
: لیلا نقدی‌پری
: الهام صالحی
: مهدی برزگر
: محمد ثانی‌فر، آیدا غازی
: حمیدرضا غفارزاده
: رضا تهرانی
: حسین ابوالصدق
: سامان وفایی‌مجد
: فاطمه فاضلی
: امیر اسکندری
: حمیدرضا برزگرخلاصه داستان: نهال که چهار ماهه حامله است، ناگهان می‌فهمد که جنین در شکمش مرده. او تصمیم می‌گیرد سکوت کند و به کسی چیزی نگوید.

_________________

_________________

گزارش تصویری تیوال از مراسم گفت‌وگو و دیدار با عوامل فیلم پریدن از ارتفاع کم / عکاس: نیوشا فرساد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از اکران ویژه فیلم پریدن از ارتفاع کم / عکاس: نیوشا فرساد

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

»  دو جایزه جشنواره فیلم زاگورای مراکش  به فیلم پریدن از ارتفاع کم رسید 

» جواهریان و جوان در «پریدن از ارتفاع کم» همبازی شدند

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
ده دقیقه ابتدای فیلم درک درستی از شخصیت زن نداشتم اما هرچی جلوتر رفت شگفت زدم کرد تو هرجامعه ای باید دودسته باشی یادنبال لذت بردن به هرقیمتی باشی وبه چیزای مسخره دوروبرت بنازی یا این رفتارها رو از این آدمها ببینی وحرص بخوری حالا حداقل باید یه چیزی باشه که باهاش کمتر حرص بخوری برا همینه قرص آرامبخش بهترین وسیله میشه.وقتی کسی باشه بهش امیدی داشته باشی شاید بتونی تحمل کنی کسی که تو این چرخه نباشه.واسه اینه تمام امیدنهال به بچشه وچندوقتیه قرص آرامبخش نمیخوره.چالش مرگ بچه لحظه خطرناکیه.نمیتونی مبارزه کنی چون بهت میگن دیونه اما برای نهال کمترین اهمیتی نداره.به مبارزه با راننده نفهم توخیابون تا شوهرت که تو رومثل زنای عشق خریدکردن میبینه برمیای یادوستی که باشوهرت بهم علاقه دارن.همه فامیل دعوت بشن تا ادب بشن انقدراحمق وجون دوست نباشن.همه این آدما ... دیدن ادامه » حتی توتاکسی بااون آدم عوضی دست ازسرت برندارن ومجبورباشی یاقرص بخوری یامبارزه.شایدتنها آدمایی که تو این چرخه نباشن پیرمردصافکاروپسرتوکافی شاپ باشن کسایی که حتی جنبه راست شنیدن ندارن واونو دروغ تلقی کنن.(آدمهایی که توخیابون دادمیزنن ومشکلات سیاسی وخونوادگی رو بدون توجه فریادمیزنن شاید دیونه نباشن ومثل نهال امیدی برای کناراومدن نداشته باشن.)

این فیلم نشون دهنده دغدغه بالای فیلمساز وانتخاب هوشمندانه مجیدبرزگره ومثل فیلمهای خودش باشخصیتی عصیان گرفته ازاجتماع ناپاک باروایت کامل سینمایی وصریح بی حرف اضافه وشسته ورفته.
چندوقتی توسینمای ایران فیلمی که حالموجابیاره ندیدم باتشکر از همه عوامل
"پریدن از ارتفاع کم" رو دوست داشتم
فیلمی پر از لحظه‌ها و موقعیتای خیلی خوب
که به نظرم تونسته بود از پس خودش بربیاد.
بازی خیلی خوب "نگار جواهریان" و "رامبد جوان"
که برعکس بیش‌تر نقشای جدیش
این بار خیلی راحت و درست بود.
عاشق سکانس "آب‌پرتقال" شدم
و چه‌قدر برای رسیدن به این موقعیت
خوب و درست و به‌جا مقدمه‌چینی شده بود.
حتمن ببینید.

manimoon..
(خطر لو رفتن داستان)

چیزهایی هست که نمی دانیم

اول: گاهی از همان شروع فیلم میفهمی که با یک فیلم معمولی روبرو هستی و ضعف ها و کمبودها را میبینی ...اما درست زمانی که آماده می شوی فیلم را در دسته ی فیلم های بد ذهنت قرار بدهی و فراموشش کنی یک دیالوگ یک موقعیت یقه ات را می گیرد و تو را به درون فیلم می کشد،اینجاست که همه چیز برایت روشن تر می شود،آدم فیلم را درک میکنی و کمی هم همذات پنداری...در "پریدن از ارتفاع کم" برای من این بازگشت جایی است که نهال پس از ملاقات با روانپزشک در آسانسور به شوهرش می گوید:" من اندازه ی خودم خوشحالم...اندازه ی زندگیم حالم خوبه،مگه من به تو میگم چرا زیادی خوشحالی؟مگه میبرمت پیش دکتر که تورو شبیه خودم کنم؟"
دوم: نهال یکی از همه ی آن آدم هاییست که همیشه احساس بیگانه بودن می کنند اما هیچوقت نمی فهمند مشکلشان چیست...مجبورند ... دیدن ادامه » تن به یک زندگی معمولی با یک آدم خیلی معمولی بدهند و "یادشان برود حالشان خوب نیست".برای همه ی این آدم های کمی متفاوت تر جایی در زندگیشان هست که طاقتشان تمام می شود،نقاب را بر می دارند و  طغیان می کنند تا خودشان باشند،همان چیزی که همیشه پنهان کرده اند.برای نهال هم مردن جنین در شکمش بهانه ایست برای این شورش،برای لجبازی و به مسخره گرفتن همه رفتارهای عادت شده ی بقیه که او را برای خودش بودن بازخواست می کنند(چه سکانس تلخی است جایی که خانواده و شوهرش او را دوره کرده اند و محاکمه و تحقیرش می کنند که چرا از زندگی ایده آلی که برایت ساختیم راضی نیستی؟چرا خوشحال نیستی؟؟)
آخر: همه ما فیلم هایی داریم که می دانیم عالی نیستند و می توانستند خیلی بهتر باشند...ولی عمیقا درکشان می کنیم و دوستشان داریم..."پریدن از ارتفاع کم" برای من چنین فیلمی است.

کاش چیزهایی که نمیدانیم را فیلمساز نشانمان میداد...کاش برای معرفی نهال به یک دیالوگ بسنده نمیکرد و او را در چند موقعیت مختلف معرفی میکرد تا کارهایی که در ادامه انجام میدهد و اتفاقا ذاتا جذاب هستند، درخشان میشدند نه اعصاب خرد کن.
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
البته خسیسه فیلمهای خوب اینه که هرکس یه برداشت داشته باشه.اتفاقا با تفسیرهاتون مخصوص اون قسمت که براش دادگاه خونوادگی تشکیل شده موافقم دلیلم برای اینکه بگم احساس خاص بودن نداشت هم این بود که تمام کسایی که اون باهاشون به مشکل میخورد کارهایی میکردن که ... دیدن ادامه » توظاهر برای خودشون ارزش واعتبارداشت اما واقع بینانه بی ارزش بود مثل عشق شوهرش به خریداملاک.توقسمت اول فیلم هم اشاره مستقیم داره که بعدازحاملگی حالش بهتره وقرص نمیخوره.درکل ممنون بابت نقدتون چون خوب بود برعکس خیلی دوستان که شخصیت این زن رو افسرده پنداشت میکنن
۱۶ خرداد ۱۳۹۴
ممنون از شما برای تبادل نظر درباره ی این فیلم از دید من دوست داشتنی
۱۷ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مقدمه:
یکی از اساتید فیلم نامه نویسی در جایی می گوید: "این اظهار که، من چنین شخصیتی را در دنیای خارج از فیلم می شناسم، بزرگترین ستایشی است که یک نویسنده یا فیلمساز می تواند از مخاطبینش دریافت کند".
یکی از دوستداران سینما هم در جای دیگری و به منظور مخالفت با آن استاد می گوید: "بزرگترین ستایشی که یک نویسنده یا فیلمساز می تواند دریافت کند این است که، مخاطب بگوید "من چنین شخصیتی را در دنیای خارج از فیلم نمی شناسم، ولی برایم بسیار پذیرفتنی و باورپذیر بود".
در مورد فیلم:
(خطر لو رفتن داستان)
چیزی که تماشاگر در همان ابتدا از شخصیت نهال دستگیرش می شود این است که نرمال رفتار نمی کند و مدتهاست حال و روزش اینچنین است (آنطور که اطرافیانش می گویند، افسردگی دارد... چیزی که خودش قبول نمی کند و مدام می گوید که حالش خوب است). چه نهال افسرده باشد چه آدمی ... دیدن ادامه » خاص که صرفا اطرافیانش او را درک نمی کنند، اعمالی که در ادامه از او سر می زند، بی معنی، بی منطق و باورناپذیر است و البته غیر قابل تحمل.
تنها عاملی که باعث می شود این سوال را از خود نپرسیم که چرا قبلتر چنین اتفاقاتی در زندگی او رخ نداده، خبر مردن بچه اش قبل از به دنیا آمدن است... ولی آیا این بحران یا ضربه ی نهایی ای است که منجر به آن رفتارها شود؟ اگر اینچنین است باید اندکی از دوران بارداری او را در فیلم می دیدیم تا باورمان شود مادر شدن، تسکینی هر چند موقتی بر دردهایش است.
چیزی که ما از نهال دریافت می کنیم، شخصیتی بدون گذشته و بدون حال و به طور کلی گنگ است (حضور او در همه ی پلانها، و نماهای نزدیک دوربین از او هم چیزی به دست نمی دهد) که اگر دردمند است، دردهایش را نمیدانیم و اگر خاص است، ویژگی ها و مختصاتش را...شخصیتی تعریف نشده و خاص نشده برای مخاطب که نمی توان با او ارتباط برقرار کرد و به همین دلیل کارهایش برایمان بی معنی است و بعضا حرصمان را در می آورد.
و همه ی اینها سبب می شود تا چنین شخصیت ناآشنایی را نپذیریم...

پ.ن: چون داستان حول محور شخصیت نهال است و دیگران کمتر مهمند، لازم نبود تا از شخصیت های لنگ در هوای بابک و بقیه بگویم تا ضعف های فیلم کامل شود و لقب بدترین فیلم گروه هنر و تجربه که تا به حال دیده ام را بگیرد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اونجایی که بابک(رامبد جوان) داره به سختی ماشین رو از تعمیرگاه درمیاره، کلی واسه بیرون کشیدن ماشین داره زحمت میکشه و هیچ شکایتی نمیکنه و آخرش هم به سختی موفق میشه، این همون کاری بود که برای مشکل زندگی اش با نهال انجام داده شاید، سختی کشیده ولی شکایتی نکرده و آخرش موفق میشه
جان؟! اتفاقن برعکس! اگه اینقد که واسه بیرون کشیدن ماشینش تلاش میکرد واسه راحت گذاشتن(؟) نهال هم تلاش میکرد خوب بود
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام سال نو مبارک

پریدن از ارتفاع کم یه سوتفاهم در سینمای ماست که احتمالا به اشتباه زیادی تحویل گرفته خواهد شد! هشتاد و هشت دقیقه لوس بازی های بدون توجیه نهال را باید تحمل کنیم. فیلم موضوع مهمی ندارد و دغدغه نهال برای من قابل درک نیست. کلا همه چیز این فیلم با آدم شوخی می کند! افسوس از مجید بزرگر که وقتی نامش به عنوان تهیه کننده می آید انتظار از فیلم را چند پله بالا می برد. بر خلاف پرویز، در پریدن از ارتفاع کم ما اصلا نهال را نمی شناسیم. شاید نود درصد فیلم با کلوزآپ های نهال پر می شود اما چیزی از شخصیت او به دست نمی دهد. دلیل تصمیم های نهال چیست؟ ترس از شوهر؟ خستگی از نادیده گرفته شدن؟ ظلم محیط اطراف به او؟ کدام یک از این دلایل را در نشانه های فیلم می توان دید؟ مطلقا هیچ کدام. اصولا دلیلی برای این لوس بازی های نهال وجود ندارد و همین مساله دغدغه فیلم را ... دیدن ادامه » سطحی و بی معنا کرده.

امیدوارم آقای رجبی در آینده فیلم های جدی تری بسازند.
عزیزم!
تو الان(و شاید همیشه) جزو اون دسته از آدمایی که دارن با ماشینشون خلاف جهتی که ما حرکت میکنیم، حرکت میکنن! ولی راه درستو ما داریم میریم حتی اگه تعدادمون کم باشه!
در ضمن، وقتی یه سری از آدما رو درک نمیکنی، بهتره که اینقدر قطعی دربارشون صحبت نکنی.

دوستدار ... دیدن ادامه » تو، همنام
۱۵ فروردین ۱۳۹۴
سلام
کسی می دونه ترانه پخش شده زمانی که نگار جواهریان تو کافه می ره پیش خواهرش از چه کسیه؟
۲۱ خرداد ۱۳۹۴
خانم طباطبایی چقدر ریزبینین! آفرین. منم کنجکاو شدم که بدونم
۲۱ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید