تیوال فیلم یحیی سکوت نکرد (هنر و تجربه)
S2 : 20:21:54
  ۰۱ مرداد تا ۲۲ اسفند ۱۳۹۴

: کاوه ابراهیم پور
: طلا معتضدی
: فاطمه معتمد آریا، رابعه اسکویی، ندا جبراییلی، مریم شیرازی، تورج منصوری، علیرضا محمدی، ماهان نصیری
: تینا پاکروان

: حسین جلیلی
: علی عابدینی
: ایمان امیدواری
: مهدی چراغی
: امین میر شکاری
: مانفرد اسماعیلی
: الهام راد
: احمدرضا شجاعی
: آیدا اورنگ
: موسسه فرهنگی هنری تصویر آفتاب
خلاصه داستان: کودکی به نام یحیی پس از مرگ مادر به عمه سپرده می شود، عمه ای تلخ و نا آشنا که زندگی پر راز و رمزی دارد و سابقه ای بحث برانگیز در محل زندگی. او با ورود به این دنیای متفاوت در پی کشف مفاهیم جدید زندگی و شاید یافتن جایگزینی برای مادر در گذشته اش است و این کنکاش هزینه سنگینی برایش به همراه می آورد.

_________________

_________________

گزارش تصویری تیوال از نشست نقد و بررسی آوای تیوال فیلم یحیی سکوت نکرد / عکاس: نیلوفر علمدارلو

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از مراسم گفت‌وگو و دیدار با عوامل فیلم یحیی سکوت نکرد / عکاس: ستاره سرداری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم یحیی سکوت نکرد

... دیدن همه عکس ها »

عکس‌های پایه

فیلم یحیی سکوت نکرد (هنر و تجربه) | عکس فیلم یحیی سکوت نکرد (هنر و تجربه) | عکس فیلم یحیی سکوت نکرد (هنر و تجربه) | عکس

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
من خاطرم نمیاد فیلمی با بازی فاطمه معتمد آریا دیده باشم و اون فیلم چیزی کمتر از خوب در دیدم داشته باشه. این فیلم هم استثنا نبود.

با وجودی که من مطمین بودم صرفاً از بازی بازیگر اصلی, خوشم خواهد اومد و نه هیچ چیز دیگه ی فیلم, اما اصلاً اینطور نبود و باید بگم فیلم بسیار خوبی بود, مخصوصاً پایان فیلم که به هیچ وجه انتظارش رو نداشتم و چه انتخاب عنوان فوق العاده ای داشت.

به صورت کلی این فیلم در ژانر فیلم هایی نیست که من ازشون خوشم بیاد, اما با همه ی این تفاسیر منو جذب کرد, بنابراین اگر شما کمی گرایش به سبک فیلم های اجتماعی اینچنینی دارید, مسلماٌ این فیلم براتون بسیار دلنشین خواهد بود.
یحیی سکوت نکرد و تمام معادلت کوچرو بهم ریخت....


"ای کاش اشکهام بر میگشتند تو چشمام
ای کاش لیلا خانم بلند میشد و قرص ها رو تف میکرد و با آقای اردکانی میرفتند خونشون."
چقدر دوست داشتیم

یحیی

سکوت

می کرد
۱۵ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من بعدن خیلی چیزها رو فهمیدم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدم های ِ این کوچه هر چی می شه زنگ می زنن 110

چقدر یحیی هستیم ما!!!

تلخی ِ تنهایی ِ کاراکترهای این فیلم رو، زیاد دوست داشتم.
چقدر فیلم رو دوست داشتم .... عالی بود ...
۱۳ مهر ۱۳۹۴
من نیز...
۱۳ مهر ۱۳۹۴
صحبت عشق و عاشقی تو روز روشن؟! زنگ بزنم 110 ؟!
۱۳ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در هیاهوی فیلم های بزرگ و عظیم، فیلمی مهجور و ساده که به راحتی با خودش همراهتان می کند و می برد به یک دنیای عجیب که می توانید باورش کنید و لذت فراوان ببرید...
با نظر شما موافقم ...
۲۵ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چندین روز پیش این فیلم را دیدم ..منتظر ماندم تا از شدت احساساتم کم شود تا نقدی برایش بنویسم اما هرچه میگذرد گویی یک لایه نازک یک فریم یک پرتو از زوایای زیبا ،،، پیچیده اما ساده ،،شیرین اما تلخ این فیلم کنار میرود و من شبنم گونه پُره از احساسات میشوم ..که چطور تمام فیلم برا آن بود که درست لحظات اخر منه تماشاگر هم ماننده یحی قضاوت نادرست کنم یک سوء تفاهم یک تصمیم دولبه ....

خداوند هنر و تجربه را از ما نگیرد
الهی آآآآآآممممیییینننننن!!!
۰۷ شهریور ۱۳۹۴
آمین
۲۷ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

آدما همه چیزو میدونند، ولی به رومون نمیارن
هر چی بدبختی میکشیم از همین "حرف مردم" ه!
۰۱ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

میگم خوش به حال باباتا، چجوری خودشو گم کرد !
باز زدی تو فاز افسردگیا! بیا بیرونو از این دنیای نکبت، لذت ببر!
۰۱ شهریور ۱۳۹۴
به به به! ساناز عزیز، اتفاقا تو ذهنم بود سراغت رو از بهار بگیرم ولی نه که خود بهار هم کم پیدا شده دیگه نشد. واقعا جاتون خالی بود چه مجازی و چه حضوری. خیلی خوشحالم برگشتی و امیدوارم همیشه بمونی پیش ما. انشاءالله بازم موفق به زیارتتان بشیم.
۰۴ شهریور ۱۳۹۴
یاد شما افتادم بهار جان تو این صحنه. خیلی خوب بود.
۱۳ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این تویی..
اینم منم..
اینجا هم بهم میرسیم..
زندگیمون چ قــدر بالا پایین داره، نـه؟!..
.
.
اینجا هم از هم جدا میشیم..



مرسی عزیز که این دیالوگ رو نوشته ؛ عالی بود این صحنه.
۳۰ مرداد ۱۳۹۴
مرسی از حُسن توجه شما بانو
۳۰ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خاک بازی

"عمه" ، گل هایی را که امید به ادامه حیاتشان هست، در باغچه می کارد و آنها که خشکیده اند را دور می اندازد." یحیی" اما در این چرخه تنها دنبال یافتن نبض حیات است و در این راه، حتی می خواهد "از دست رفته ها" را احیا کند.
کاوه ابراهیم پور در اولین تجربه بلند سینمایی خود ، با نگاهی نو به مساله "سقط جنین" و مهمتر از آن ، چهره کسانی که متولی آن هستند، دست به اقدامی ستایش برانگیز و جسورانه می زند.
"عمه" خلاف آنچه تا کنون در تصویر دیده ایم، پزشکی جواز باطل شده با پای شَل ، سیمای کریه یا قلب سنگی نیست بلکه انسانی است که علیرغم حیات بی آب و رنگ خویش، قلب تپنده ای دارد که هر آن، آبستن رنگ بخشیدن به دنیای یک کودک است همزمان که رنگ ِ امید بر بوم ِ حیات او نیز پاشیده می شود.از سوی دیگر پرداخت درست فیلمساز به مسائل دختران جوانی که بلحاظ ... دیدن ادامه » ضعف موقعیت خانوادگی و اجتماعی ، تن به وصلت با مردان میانسال می دهند، قابل توجه است.
موسیقی آغازین که در طول فیلم نیز بارها شنیده می شود، به زیبایی در جهت فضاسازی اثر عمل کرده .قابهای خوب، فیلمنامه چفت و بست دار و بازی خوب پسربچه ها و در راس آنها، بازی دیدنی فاطمه معتمد آریا از دیگر نقاط قوت اثر بشمار می روند.
سکانس برتر فیلم را گفتگوی عمه و یحیی پشت پنجره باران خورده و دنبال کردن رد قطرات برشیشه می دانم.
"لیلا" دیالوگی می گوید که به زعم من، جمله کلیدی این اثر است" آدمهای این کوچه هر چی میشه زنگ میزنن 110" براستی ما، خود ِ یحیی ایم .بیلچه ای دست گرفته ایم و اصرار عجیبی به حفاری "مُرده ها" و "درگذشته ها" داریم و اصرار عجیبتری به کج فهمی و قضاوت ِ همنوعانمان با این تفاوت که او در هشت سالگی مرتکب چنین اشتباهی می شود و تاوان اشتباه خود را می دهد و عبرت می گیرد لیک ما هر روز با اشتباهاتمان، جریان ِ حیات بسیاری دیگر را متوقف می سازیم.
زیبا نوشتید اما باز هم "من دیه گو مارادونا" هستم رو بیشتر می پسندم:)
۳۰ مرداد ۱۳۹۴
چقدر زیبا توصیف کردید بیتا بانوی عزیز... سپاس.
۱۶ مهر ۱۳۹۴
سپاس مهرناز عزیز
۱۷ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لیلا: تو چند سالته؟
یحیی: مامانم میگه 7 سال، ولی بابام میگه 8 سال. مامانم مرده، پس من 8 سالمه!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی! بسیار عالی!

موضوعی کاملا بکر و جدید! بازی های عالی! خانم معتمدآریا! خانم معتمد آریا! خانم معتمد آریا!
دیالوگ های بسیار خوب!
حتی یک لحظه مخاطب را خسته نمیکند. هرلحظه از تک تک شخصیتها انتظار اتفاق جدیدی را دارید، مخصوصا از بچه ها! مخصوصا از یحیی! و چقدر این پسر دوست داشتنی و بی گناه است! هر لجظه که این پسر وارد اتاقی می شد، قلب من با نگرانی می تپید که ایندفعه ممکن است چه چیزی در این اتاق پیدا کند و عکس العملش چیست. به راحتی می توانید با او ارتباط بگیرید. و بقیه شخصیت ها هم به همین شکل! همیشه نگرانش هستید!
و بانو معتمد آریا! ایشون، به نظر بنده، مریل استریپ سینمای ایران هستن! -فکر کنم قبلا این رو گفتم!- بازی فوق العاده لذت بخش! همانطور که در فیلم قصه ها گفتم، دیدن دوباره ایشون روی صحنه تئاتر و پرده سینما بسیار بسیار لذت بخش و هیجان انگیزه!

شدیدا به ... دیدن ادامه » همه توصیه میکنم که این فیلم رو ببینن.
من که فکر کنم دوباره برم!
چرا این فیلم اینقدر عالی بود؟

"ای کاش اشکهام بر میگشتند تو چشمام
ای کاش لیلا خانم بلند میشد و قرص ها رو تف میکرد و با آقای اردکانی میرفتند خونشون."

ای کاش اینجا گزینه چند وقت بود فیلم خوب ندیده بودم، دستتون درد نکنه، عالی بود هم وجود داشت.
ای کاش اسم آهنگساز فیلم، آقای حامد ثابت هم در بالا ذکر میشد، ایشون گناه نکرده که در جرگه هنرمندان رفته آهنگساز شده. تعداد زیادی از فیلم های آقای بهرام توکلی را هم ایشون آهنگسازیشون را بعهده داشتند.

این فیلم پس از اینجا بدون من، هیچ، اسب حیوان نجیب است، چه خوبه که برگشتی، از معدود فیلمهایی هست که واقعا دلم میخواد در روز حداقل پنج شش بار پشت سر هم نگاه کنم.
وقتی خیلی دقیق فکر میکنم میبینم خانم معتمد آریا اصلا یک فیلم بد هم نداشتند!! واقعا باید به ایشون تبریک گفت.
( تدوین فقط یک کوچولو ایراد داشت )
اگر ... دیدن ادامه » اشتباه نکرده باشم این لوکیشن و خونه، دقیقا همون خانه ای بود که فیلم اینجا بدون من در آن ساخته شده بود.
فیلم عالی نبود اما به نظر من به عنوان یک فیلم اولی فیلم خوبی بود.
در ضمن شما اولین نفری هستید که فیلم چه خوبه که برگشتی در روز چند بار میبینید و از این بابت بهتون تبریک میگم.
۱۸ مرداد ۱۳۹۴
کیان عزیز درود. چی؟! من؟! ذیل کدوم مطلب؟! میشه آدرس بدین خودم ببینمش؟! من فیلمساز شدنو خیلی دوس دارم و پیگیرش هستم ولی تا حالا فیلمی نساختم.

خانم الف، همون طور که گفتم من فیلمی توی هنر و تجربه ندارم. باید آدرس کامنتم رو بدن تا بتونم منظوری که داشتم رو برسونم. ... دیدن ادامه » ولی چقد خوب با هنرمندا صحبت میکنینا! آدم ترغیب میشه هنرمند بشه! :D
۲۱ شهریور ۱۳۹۴
بسیار عالی علاقه به هنر هم مقدمه ای برای ورود به این وادی بسیار رویایی ست، والا من خاطرم نیست جایی بد صحبت کرده باشم که تبعیضی بین کامنت فوق بنده و کامنت دیگرم باشه. اگر هم بوده مسلما تعمدی نبوده. البته بنده متوجه شدم شوخی میفرمایید :دی
۲۲ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به عنوان یک فیلم اولی قابل قبول بود
امتیاز 6 از 10
می شه بگین موضوع فیلم چی بود؟ خلاصه اش خیلی گنگه.
۱۰ مرداد ۱۳۹۴
داستان فیلم در مورد کودکیه که مجبور میشه مدتی رو با عمه ش زندگی کنه اما این عمه راز مهمی در زندگی خودش داره که کودک به مرور متوجه اون میشه
۱۱ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یحییِ داستان در نگاهِ مادر هفت سال دارد و به گفته ی پدر هشت سال، در دنیای کودکانه اش کنجکاوی تفریح است و عصبانیت نارضایتی ست و خرابکاری اتفاق، یحیی سکوت نکرد و خرابکاری شد، اما اقتضای سن اش بود و همه اتفاق. اما برداشت من چیز دیگری شد، یحیی هایی که در نزدیکی ما زندگی می کنند سنشان را خودشان به زبان می آورند، در دنیای سخیفشان کنجکاوی با غَرَض است و عصبانیت بوی کینه می دهد و در خرابکاری منفعت می جویند، یحیی های اطراف ما سکوت نمی کنند و خرابکاری می شود، اقتضای سنشان است ؟
این فیلم بسیار دوست داشتنی ست.
برداشتت عالی بود...
یحیی های اطرافمون که شاید خودم هم باشم ... سن و سال کم ندارند و بالغ هستند..
۱۶ بهمن ۱۳۹۳
حامد عزیز درود بر شما.
از قوۀ ادراکتان لذت بردم.
سپاسگزارم.
۱۴ شهریور ۱۳۹۴
ممنون خانم نجاتی
سپاسگذارم جناب کیان
۲۲ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان فیلم خوبیه.
اگه یه وقت رفتید تو صف یه فیلمی بلیت بهتون نرسید و این فیلمم کنارش بود حتما برید ببینیدش :)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه پوستر خوبی داره این فیلم... آفرین! :)