تیوال | فاطمه فریمانی درباره فیلم رضا: رضا! فیلمی که با اغماض در حد متوسط بود. قصه ای تا
S2 : 12:35:28

نسیمی با بوی هنر و تجربه

شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ تیوال در راستای حمایت از آثار سینمایی هنری تجربی (کوتاه، مستند، تجربی) و ترویج و شناساندن آثار هنری و مستقل با ایجاد بخشی مهم و مجزا با عنوان "تیوال هنر و تجربه" تصمیم دارد فصل نوینی در مسیر پر پیچ و خم حمایت از این آثار بگشاید و طرحی نو دراندازد.
اینجا صرفا یک محل برای تبلیغات نیست، اینجا صرفا یک محل برای پوشش خبری نیست، قرار است اینجا پاتوقی برای اهالی هنر و تجربه باشد، پاتوقی برای مستندسازان، برای فیلمسازان کوتاه و تجربی، یک شبکه اجتماعی برای بهتر دیدن، بهتر شناختن و بهتر فکر کردن..

فاطمه فریمانی
درباره فیلم رضا i
رضا! فیلمی که با اغماض در حد متوسط بود.
قصه ای تا حدودی غیر واقعی و بی منطق که شاید قصد ساختارشکنی داشت!
زن و مردی که هنوز یکدیگر را دوست دارند اما از هم جدا میشوند آن هم با تصمیم یک جانبه زن! تا اینجای داستان را شاید بتوان اندکی با واقعیت تطبیق داد اما پس از آن را بعید می دانم!
مردی که سرانجام به خواست همسرش_که به قول خودش نمیداند از زندگی چه میخواهد!_ تن میدهد و حتی پس از جدایی با آمد و شدهای وی هیچ گونه مشکلی ندارد و به هر طریقی که زن بخواهد از وی پذیرایی به عمل می آورد! (آه که چه یوتوپیایی برای زن ایرانی) چیزی که در واقع امر، دست کم در جامعه امروز ما امری(اگر نگوییم محال) نادر است. آنقدر ناملموس که زنی که کنارم در سالن نشسته بود گفت: «آخر این دو زن و شوهر بودند یا نه!»
در غیرواقعی بودن فیلم همین بس که جز یکی دونفر، احدی با لهجه اصفهانی صحبت نمیکرد!

رضای ظاهرا عاشق و منتظر-شل و وارفته- در تمام طول فیلم، زنگ تفریح یا شاید ملجأ و مأمن دردهای زن است و این دائما در ذهن مخاطب حس تعلیقی خسته کننده ایجاد می کند! اما او حتی به ظاهر نیز منتظر نمی ماند و بلافاصله پس از طلاق دست به کار می شود؛ سراغ زنان دیگر می رود و به نابالغ ترین حالت ممکن، سعی در برقراری ارتباط با ایشان دارد! و شاید، تنها چون نمی تواند ارتباط خوبی برقرار کند یا پس زده می شود، مردد می شود و دلتنگ فاطی...(یا در جایی به دختری که با او در ارتباط است اذعان میکند که در صورت بازگشت همسر سابقش، رابطه ای موازی با وی میخواهد که با برخورد تند دختر مواجه میشود.-مواجهه ای که کمتر در عالم واقع با آن روبه رو میشویم-) مجموع این کنش ها که شخصیت اصلی محور آن است، حس تحمیق و توهین به شعور مخاطب را تداعی می کند.
دیالوگ ها نیز به این روند کمک کرده و کسالت و واماندگی داستان را بیشتر و بیشتر میکند.
شخصیت پردازی ضعیف مخصوصا در رابطه با رضا؛
-از سحر دولتشاهی که بگذریم- بازی ضعیف بازیگران نیز از نکات منفی این اثر به شمار می رود.
بازی بسیار تصنعی همراه با پوشش عجیب دختر عمه، بحث کشدار و بیهوده در مدح یا مذمت مهاجرت و ترک کشور، پرداخت مضحک به مقوله ورود زنان به ورزشگاه! نگاه سرسری به بحث حمایت از حیوانات و...-که اصلا آیا پرداختن ناقص به تمام این مسایل در یک فیلم لازم و ضروریست!؟- تمام این موارد در همان ابتدای فیلم همهمه ای در سالن به راه انداخت وحداقل من را به ترک سالن ترغیب می نمود.
تنها نکته مثبتی که شاید میشد از کرختی فیلم به آن پناه برد، نماهای زیبا از شهر اصفهان و مناظر چشم نواز کوچه باغ ها و طبیعت بود و البته شاید موسیقی!
در مجموع این اثر از لحاظ نوع نگاه به مسئله «دیگری»، می تواند درخور توجه باشد. تقابل مرد مسلمان با زن مسیحی، مشروب خوردن و سیگار کشیدن یکی و استنکاف دیگری! برخورد نسل ها، کشمکش بین دو جنس و ...
به نظر می رسد مهم ترین امری که کارگردان قصد بازگویی آن را دارد تقابل سنت و مدرنیته می باشد. در جای جای فیلم از ابتدا تا انتها مواجهه و گاه تضاد بین این دو را شاهد هستیم.
از طلاق توافقی زن و مرد و رسمی کردن آن تحت قوانین شرع-بخوانید سنت- تا شغل و پیشه رضا، اختلافات فاطی و مادرش و...
تقابل ... دیدن ادامه » سنت و مدرنیته به نظرم، یکی از مهم ترین مولفه های ایجاد تعلیق در مخاطب از ابتدا تا انتهای فیلم است. زناشویی ای که قرار است امروزی پایان پذیرد اما باید با هنجارهای جامعه سنتی، عرف، مذهب و ... کنار بیاید؛
زنی که خارج از کشور زندگی میکند اما باید حجاب داشته باشد و آش پشت پا بپزد و ...
برادری که حکم پدرسالار خانواده را دارد و از ترس او طلاق شرعی و قانونی زوج باید پنهان بماند؛
وی اندک مدتی به ایران آمده اما باید ازدواج کند آن هم با یک دختر ایرانی با مشخصات مدنظر مادری که میگوید هرچه فاطی بپسندد از نظر من مردود است.
مردی که پیشه اش مرمت و بازسازی بناهای سنتی است، به مسجد می رود و دعا و ثنا، از طرفی دنبال روابط خارج از قاعده و قانون است
در جایی به دختر مسیحی می گوید که من مسلمانم و نباید بنوشم و در جایی همراه همسرش کنار آتش در حال نوشیدن مشروب به نظر می آید...
خانه هایی که تقریبا از بین رفته اند اما باید که بازسازی شوند همچون پیوندی که پاره شد اما به هر تقدیر و ترتیب غیرمنطقی و نامعقولی از سر گرفته شد و...
تشتت و تشویش و نیز عقلانیت غایب یا عمدا مغفول در فیلم نیز نشان از وضع امروز ما دارد.
در نهایت اما این، شاید بهترین و شفاف ترین نوع نگاه به جامعه در حال گذار از سنت به مدرنیته ماست که در آن هیچکس نمیداند از زندگی چه میخواهد و معلق بین دو دنیای سنتی و مدرن دست و پا میزند... جز مادری که به شدت پایبند به سنت است و دوستی که مدرن است و امروزی و مدافع حقوق حیوانات و از ابتدا نیز میدانست از زندگی چه میخواهد!
خانم فریمانی ممنون از نقد مفصلتون، فقط ای کاش گزینهٔ «احتمال افشا یا کاهش جذابیت» رو فعال می‌کردید.
۱۸ فروردین
خواهش میکنم.
من عمیقا متاسفم و معذرت میخوام، به کل فراموش کردم...
۱۸ فروردین
خواهش می کنم. البته الان هم از طریق گزینه ویرایش می تونید این هشدار رو فعال کنید.
۱۹ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید