آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال شعر و ادبیات
S3 : 13:22:00 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
انتخاب داوران نخستین جشنواره مجازی هنر -۱۹ | عکس
انتخاب داوران نخستین جشنواره مجازی هنر -۱۹
هیئت داوران نخستین جشنواره مجازی هنر –۱۹ دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز (هنر و معماری) جهت بررسی آثار رسیده به دبیر خانه معرفی شدندبه گزارش روابط عمومی جشنواره هیئت داروان نخستین جشنواره ...
دیدن ادامه ››

هیئت داوران نخستین جشنواره مجازی هنر –۱۹ دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز (هنر و معماری) جهت بررسی آثار رسیده به دبیر خانه معرفی شدند

به گزارش روابط عمومی جشنواره هیئت داروان نخستین جشنواره مجازی هنر- ۱۹ جهت  ارزیابی و انتخاب آثار رسیده در سه بخش بازیگری، نمایشنامه نویسی، و داستان نویسی به دبیرخانه انتخاب و معرفی شدند.

- استاد امیردژاکام نویسنده، کارگردان و بازیگر عضو هیئت علمی دانشگاه آزاداسلامی واحد تهران مرکز
- سیمین امیریان دکتری  تئاتر و از دانشگاه um مالزی  نمایش نامه نویس، کارگردان، مدرس تئاتر و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاداسلامی واحد تهران مرکز
- مهرداد رایانی مخصوص دکتری تئاتر از  دانشگاه منچستر انگلستان نویسنده، کارگردان و پژوهشگر تئاتر و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز 
- مهران امام بخش کارشناس ارشد تئاتر از دانشگاه هنر بازیگر و کارگردان عضو هیئت علمی دانشگاه آزاداسلامی واحد تهران مرکز و مدیر گروه نمایش دانشکده هنر واحد تهران مرکز
- رامتین خدا پناهی کارشناس ارشد تئاتر بازیگر سینما و تلویزیون، مدرس تئاتر و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز  

نخستین جشنواره دانشگاهی مجازی هنر -۱۹ به همت  معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی با همکاری دانشکده هنر این دانشگاه برای ایجاد انگیزه ی لازم در تولید و حمایت از  آثار هنری دانشجویان در روزهای شیوع بیماری کرونا جشنواره هنر -۱۹  را در سه بخش بازیگری، نمایشنامه نویسی، و داستان نویسی در مرداد ماه ۹۹ برگزار می شود.

علاقمندان می تواند برای تماشای اثر منتخب به صفحه اینستاگرام @honare۱۹ مراجعه فرمایند .و جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره واتساپ: ۰۹۰۱۵۰۷۳۴۲۳  و ایمیل : honare۱۹festival@gmail.com و  تلفن: ۷۳۶۸۱۲۰۰ ۰۲۱  دبیرخانه نخستین جشنواره هنر-۱۹ تماس حاصل فرمایند.

آقامیلاد طیبی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با موج نسیم
می رقصند و پنهان می کنند
داغ دل خود را برای لحظه ای
ماهیان قرمز عاشق بر امواج سبز
میرقصند با رقص نسیم
بوسه زنان بر ساق پاهای تو و من
در میان سبزه های دشت
ماهیان قرمز عاشق، شقایقها

سال 1397✍🏻
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
«هفت نامه به مرتضی کیوان» منتشر شد | عکس
«هفت نامه به مرتضی کیوان» منتشر شد
دو کتاب ادبی از «سیدمحمد طباطبایی حسینی» به‌طور همزمان منتشر شد. در کتاب نخست که «هفت نامه به مرتضی کیوان» نام دارد، طباطبایی دغدغه‌های امروز و این دهه‌ها ...
دیدن ادامه ››

دو کتاب ادبی از «سیدمحمد طباطبایی حسینی» به‌طور همزمان منتشر شد.

در کتاب نخست که «هفت نامه به مرتضی کیوان» نام دارد، طباطبایی دغدغه‌های امروز و این دهه‌ها را در قالب نامه‌هایی به مرتضی کیوان، به نگارش درآورده است؛ متن‌هایی عاطفی، تاثیرگذار و اندیشه‌ورزانه؛ آن‌هم با مخاطب قرار دادن یکی از خاص‌ترین چهره‌های ادبیات معاصر که به‌دلیل اعدام سیاسی، به تبلور لازم نرسید.

خود طباطبایی در مقدمه‌ این کتاب آورده است:
«پاسخ به این سؤال که مرتضی کیوان کیست نه چندان آسان و نه خیلی سخت است؛ سهل ممتنع است، مثل خودش. می‌توان خیلی آسان و بی‌دغدغه در پاسخ به سوال مذکور گفت مرتضی کیوان یک شاعر و منتقد ادبی بود که در اوج جوانی در دهه ۳۰ شمسی توسط پهلوی دوم اعدام نظامی شد. اما از سویی دیگر نمی‌توان به سادگی با همین یک تعریف از معرفی او عبور کرد چه اینکه مرتضی کیوان در شعر فقط شاعر نبود، در مطبوعات فقط روزنامه‌نویس نبود، در ادبیات فقط منتقد ادبی نبود. کیوان این همه بود و بیش از این همه. و بسیار مهم‌تر اینکه او همسر پوراندخت سلطانی بود. نه تنها ناقص که حیف است اگر در معرفی کیوان به همسر پوراندخت سلطانی بودنش اشاره نشود، دور از عدالت، انصاف و حتی منطق است؛ چه اینکه بخش عمده‌ای از ماندگاری کیوان به دلیلِ ماندن پوری خانم سلطانی بر سر عشقی است که عاشق بر دار رفت و معشوق بر عشق ماند. آری، در معرفی کیوان در کنار همه عناوین باید گفت همسر پوراندخت سلطانی. چنان که در معرفی پوراندخت سلطانی هم گفته می‌شود، نویسنده، مترجم، کتابدار، استاد دانشگاه، مادر کتابداری نوین ایران و همسر مرتضی کیوان.»

 از شب اعدام، ادبیات، کافه، زندان قصر، شما نیست نمی‌شوی، از مهربانی؛ از شما، و از پوری، عنوان‌های هفت نامه مندرج در این کتاب است.
در پایان نیز شعرهایی از شاعران بنام هم‌روزگار، هوشنگ ابتهاج، مهدی اخوان ثالث، احمد شاملو و سیاوش کسرایی در رثای مرتضی کیوان آمده است.

«جسارت نباشد اگر...» عنوان دیگر کتاب سید محمد طباطبایی است که دفتری از شعرهای او را در بر می‌گیرد؛ شعرهایی در قالب‌های غزل و آزاد.

هر دو کتاب یادشده، با شمارگان ۵۰۰ نسخه و بهای ۱۵ هزار تومان، با طرح جلدهایی از حمیدرضا بیدقی، توسط انتشارات آرادمان منتشر و به بازار نشر عرضه شده‌اند.

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با درود
یکی از ویژگی های بسیار در خور توجه شاهنامه زبان پاک و عفیف حکیم توس است . او در اوج هنرمندی ، با شکوهی که لازمه حماسه سراییست عفیف و پاک هم می سراید . مثل این چند بیتی که مربوط به بسته شدن نطفه سهراب است :
چو انباز او گشت با او به راز
ببود آن شب تیره و دیریاز

ز شبنم شد آن غنچه ی تازه پر
و یا حقه لعل ... دیدن ادامه ›› شد پر ز در

بکام صدف قطره اندر چکید
میانش یکی گوهر آمد پدید

بدانست رستم که او بر گرفت
تهمتن بدل مهرش اندر گرفت

ویا در داستان زال و رودابه انجا که میخواهد بگوید به غیر بوس و کنار اتفاقی بین آنها نمی افتد .

همی بود بوس و کنار و نبید
مگر شیر کو گور را نشکرید ...

و بسیاری جاهای دیگر .
راستش خیلی مطمئن نیستم این یک حسن باشه، خب احتمالا سانسور و شرایط اجتماعی و مذهبی بی تاثیر نبودن.
با احترام، من نمیگم مثلا dirty book طور میبود، ولی این نمونه ها برای من، سانسور، خودسانسوری، خفقان محیط و ترس ما از واژگان رو یادآوری میکنه
۲ روز پیش، شنبه
سیدمهدی
درود بر شما علی جان. عالی بود
درس پس میدم سید جان
۲ روز پیش، شنبه
Ali
درس پس میدم سید جان
بزرگواری شما برادر
۲ روز پیش، شنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دارن هاردی از جهاتی شبیه تونی رابینز ، و از بسیاری جنبه ها متفاوت از دیگرانه . شباهتش با تونی رابینز اینه که کاربردی مینویسه . حرفها و ایده هاش امکانِ اعتبارسنجی و راستی آزماییِ روزانه دارن ، بر خلافِ دیگران صرفن به دنبالِ روحیه دادن و خوب کردنِ موقتی یا دائمِ حالِ مخاطب نیست . اون تلاش میکنه با تمرکز روی تصمیماتِ هر روزه و کارها و انتخابهای روزانه ، تحلیلی صحیح و عملی از موفق شدن یا نشدن و مسیرشون ارائه بده .
پر حرفی نکنم . از اونجا که مطالعه ش ، خصوصن کتاب " اثر مرکب " از این نویسنده ، برای خودم بسیار سودمند و راهگشا بوده ، گفتم به شما هم پیشنهادش بدم .
این کتاب رو میتونین از کتابفروشیها هم تهیه کنید
و اگر حوصله ی بیرون رفتن ندارید ، یا به هر دلیلی نخواستید بخریدش ، آپلود کردم تا بتونین از لینک زیر دانلودش کنید

http://s12.picofile.com/file/8404490300/asar.pdf.html


Ali این را خواند
میم، پوریا صادقی و سیدمهدی این را دوست دارند
اتفاقا این کتاب توی لیست خواندنی های منه ولی هر کس یه ترجمه رو معرفی کرده ، و چون نمیخوام حضوری خرید کنم کار سخت شده. نسخه ی آپلودی شما ترجمه ی چه کسیه؟
۲ روز پیش، شنبه
پوریا صادقی
چه جالب. البته فکر می کردم عشریه فقط مربوط به کلیمی ها باشه. دمتم گرم
نه ما هم داریم :) لبته مسلمونا هم خمس دارن . خدا رو شکر همه ی ادیان در این موارد شبیه همن :)
۲ روز پیش، شنبه
پوریا صادقی
گاندی در پاسخ به کلبرگ گفت؛ کار آن مرد درست بوده است و آن مرد نباید مجازات شود. چرا؟ زیرا قانون از آسمان نیامده است. ما انسان‌ها قانون را وضع می‌کنیم تا راحت‌تر زندگی کنیم. تا بتوانیم در زندگی ...
حقیقتن حکیمانه بود جوابش . عالی .
ممنونم
۲ روز پیش، شنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید

انصاف نبود آن شب، از دور که خندیدی
نزدیک شدم اما، انگار که رنجیدی

یک لحظه محبت را، ارث پدرت دیدی
یک شب همه سرتاسر بخشیدی و بخشیدی

یک مرتبه با مایی، یک مرتبه با آن ها
این حجم تعادل را، دیدی و نترسیدی!؟

تکلیف مشخص کن، آخر چه کنم اینجا
با خشم مرا دیدی، در لحظه تو رقصیدی

در ... دیدن ادامه ›› آخر این شعرم، یک بوسه به من دادی
اندام من و دیدی، اندامم و سنجیدی

یک بار شده یک بار! پیدا کن و راهی شو
در آینه خود را بین، صد حیف که گندیدی


اصغرمیرمحرابی
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چه می شد خدایا ...
چه می شد اگر ساحلی دور بودم؟
شبی با دو بازوی بگشوده خود
ترا می ربودم ... ترا می ربودم

فروغ فرخزاد
کاوه علیزاده و علی عبدالرحیم این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
در مسجد و در کعبه به دنبال خداییم
از حس خدا در دلمان دور و جداییم
هم مسجدو هم کعبه وهم قبله بهانه است.!!
دقت بکنی نور خدا داخل خانه است
در مسجد و در کعبه به دنبال چه هستی؟
اول تو ببین قلب کسی را نشکستی؟
اینگونه چرا در پی اثبات خداییم؟
همسایه ی ما گشنه و ما سیر بخوابیم
در خلقت ما راز و معمای خدا چیست؟
انسان خودش آیینه یک کعبه مگر نیست؟
برخیز و کمی کعبه ی آمال خودت باش
چنگی به نقابت ... دیدن ادامه ›› بزن و مال خودت باش
شاید که بتی در وسط ذهن من و توست
باید بت خود ، با نم باران خدا شست
گویی که خدا در بدن و در تنمان هست
نزدیکتر از خون و رگ گردنمان هست
در پیله ی پروانه مگر دست خدا نیست؟
پیدایش پروانه بگو معجزه کیست؟
باید که در آیینه کمی هم به خود آییم
ما جلوه ای از خلقت زیبای خداییم
هر کس که دلش آینه شد فاقد لکه
در قلب خودش کرده بنا کعبه و مکه


زیباترین شعری که تا به حال خوندم...

شاعر این شعر رو نمی‌دونم...
Hermione، کاوه علیزاده و جعفر میراحمدی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
شبی که پشت زمستان بهار گم شده بود
کنار پنجره ها انتظار گم شده بود

و حجم غریب تندیس های وهم آلود
شبیه خاطره ها در غبار گم شده بود

سکوت و بغض مهیبی نصیب پنجره ها
و شانه های صدا زیر بار گم شده بود

هوای زنگ زده؛ کوچه های سنگی شهر
که بی خیال هزاران هزار « گمشده » بود

و پشت پنجره ها، پشت میله ها، آن شب
شبی ... دیدن ادامه ›› که پشت زمستان بهار گم شده بود

صدای زوزه ی باد و ...
طناب می رقصید...
و ردپای کسی پای دار گم شده بود



ایمان_عباس_پی
از کتاب از انفجار سرم در دهان یک خودکار
انتشارات آنیما
این شعر من رو یاد این آهنگ فریدون فروغی انداخت؛


پشت این پنجره ها دل می گیره
غم و غصه ی دل رو تو می دونی
وقتی از بخت خودم حرف می زنم
چشام اشک بارون می شه تو می دونی
عمریه غم تو دلم زندونیه
دل من زندون داره تو می دونی
۴ روز پیش، پنجشنبه
neda moridi
نمیدونم چندتا عباس صفاری داریم!!!! ولی عباس صفاری که از قضا با کامنت شما، متوجه شدم شاعر ترانه ی اسیر فرهاد هست رو میشناسم.... ولی یه گوگل مختصر کردم دیدم که ازشون(عباس صفاری) یدونه بیشتر نداریم ...
ممنون
من به این دلیل شک کردم که تنها ترانه یا شعر موزونیه که ازش خوندم
۲ روز پیش، شنبه
سپهر
ممنون من به این دلیل شک کردم که تنها ترانه یا شعر موزونیه که ازش خوندم
خواهش میکنم.
شک خوبی بود...چون گوگل کردن ش باعث شد چند تا چیز دیگه کشف کنم...
مرسی از شما....
۲ روز پیش، شنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
گر تن بدهى...
 دل ندهى کار خراب است
چون خوردن نوشابه که در جام شراب است

گر دل بدهى... 
تن ندهى باز خراب است
این بار نه جام است و نه نوشابه ...
سراب است

اینجا به تو از عشق و وفا هیچ نگویند
چون دغدغه مردم این ش...
گر تن بدهى...
دل ندهى کار خراب است
چون خوردن نوشابه که در جام شراب است

گر دل بدهى...
تن ندهى باز خراب است
این بار نه جام است و نه نوشابه ...
سراب است

اینجا به تو از عشق و وفا هیچ نگویند
چون دغدغه مردم این شهر حجاب است

تن را بدهى...دل ندهى فرق ندارد
یک آیه بخوانند گناه تو ثواب است

اى کاش که دلقک شده بودم نه شاعر
در کشور من ارزش انسان به نقاب است

فروغ فرخزاد

Hermione و رویا کاظمی این را دوست دارند
سپهر
اصلاحیه شمارهٔ ۷۱ گر تن بدهی دل ندهی کار خراب است چون خوردن نوشابه که در جام شراب است گر دل بدهى، تن ندهى باز خراب است این بار نه جام است و نه نوشابه، سراب است اینجا به تو از عشق ...
چه خوب که مثل همیشه مستند و دست پر هستید..
۴ روز پیش، پنجشنبه
سپهر
اصلاحیه شمارهٔ ۷۱ گر تن بدهی دل ندهی کار خراب است چون خوردن نوشابه که در جام شراب است گر دل بدهى، تن ندهى باز خراب است این بار نه جام است و نه نوشابه، سراب است اینجا به تو از عشق ...
متشکرم ⁦🙏🏻⁩نمی دونستم
۳ روز پیش، جمعه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
رونمایی ازکتاب« بازی با زیبا» نوشته و ترجمه‌ی «داوود آجرلو | عکس
رونمایی ازکتاب« بازی با زیبا» نوشته و ترجمه‌ی «داوود آجرلو
کتاب «بازی با زیبا» نوشته و ترجمه‌ی «داوود آجرلو» با حضور نویسندگان، هنرمندان، دانشجویان و علاقه‌مندان هنر و فلسفه طی گفتگویی با نویسنده و مترجم در فضای مجازی ...
دیدن ادامه ››

کتاب «بازی با زیبا» نوشته و ترجمه‌ی «داوود آجرلو» با حضور نویسندگان، هنرمندان، دانشجویان و علاقه‌مندان هنر و فلسفه طی گفتگویی با نویسنده و مترجم در فضای مجازی بطور آنلاین رونمایی شد. کتاب جدید داوود آجرلو به زیباشناسی از دریچه‌ی نگاه ویتگنشتاین می‌پردازد و ترکیبی از تألیف و ترجمه است. این فیلسوف اتریشی نیمه‌ی اول قرن بیستم که در ایران علاقه‌مندان بسیاری دارد، اگر چه کتاب مستقلی درباره زیباشناسی ننوشته اما بطور پراکنده در سراسر زندگیش به هنر و زیباشناسی پرداخته و نیز درس‌گفتارهایی درباره‌ی زیباشناسی ارائه کرده که ترجمه‌ی آن محور این کتاب شده است.

   درس‌گفتارهای زیباشناسی ویتگنشتاین مجموعه‌ای از سخنرانی‌های این فیلسوف در سال 1938 برای تعداد اندکی از دانشجویان برجسته‌ی کمبریج است که با اعتراض شدید او به بدفهمی رایج در تاریخ زیباشناسی آغاز می‌شود. در ابتدای کتاب «بازی با زیبا» مروری بر زیباشناسی ویتگنشتاین به قلم نویسنده آمده و پس از ترجمه‌ی درس‌گفتارها، بخش دیگری هم به ترجمه‌ی یکی از معتبرترین شرح‌های زیباشناسی ویتگنشتاین اختصاص دارد که مدخل زیباشناسی ویتگنشتاین در دانش‌نامه‌ی استنفورد است. اما داوود آجرلو به همین میزان هم بسنده نکرده و برای این‌که خواننده‌ی کتاب مجموعه‌ی کاملی برای آشنایی با هنر از نظر ویتگنشتاین پیش رو داشته باشد در پایان کتاب، بخشی با عنوان «اقامتگاه خدایان» افزوده که تصاویری از خانه‌ی طراحی شده توسط خود ویتگنشتاین همراه با شرح مختصری بر این تصاویر است. کتاب «بازی با زیبا» در 150 صفحه توسط نشر علم منتشر شده و از ابتدای این هفته در بازار کتاب و تمامی درگاه‌های فروش آنلاین کتاب قابل تهیه است.

  گفتنی است، داوود آجرلو که عنوان کتاب خود را نیز با توجه به محتوای فلسفه‌‌ی ویتگنشتاین و با ترسیم یک بازی زبانی طراحی کرده دانشجوی دکتری فلسفه‌ی هنر است و علاوه بر تدریس در دانشکده‌های مختلف کشور به فیلم‌سازی در حوزه‌ی سینمای مستند و تجربی نیز اشتغال دارد. از این نویسنده، فیلمساز و مدرس دانشگاه پیش از این کتاب «چارگوش»، فیلم‌های «کیمیا شدن»، «صدای این فیلم واضح نیست»، «لبخند خاک» و مقالات متعددی در مطبوعات هنری و فلسفی منتشر شده است.  

 

 

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آسمان گر جمع مشتاقان پریشان می کند
در شگفتم من نمی پاشد زهم دنیا چرا؟
نمی دانم چرا گردون به کام من نمی گردد
اگر عیبم پریشانی است زلف یار هم دارد

«شریف شیرازی»
۵ روز پیش، چهارشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سپهر
درباره کتاب التیام i
مادر! پسر بزا! جنگ است، غوغای طبل و شیپور است
نوزاد کوچکت فردا سرباز امپراتور است
.
آسودنش سراسیمه، بالیدنش فلاکت‌بار
مادر برای فرزندت آشی که پخته‌ای شور است
.
آهسته‌تر قدم بردار در دشت شوم آدمخوار
دشتی که هر قدم خون است، خاکی که هر وجب گور است
.
خمیازه می‌کشد گاهی، عیشش مدام و خوابش خوش
خاکی که نشئۀ نفت است، خون خورده است و کیفور است
.
پنداشتی ... دیدن ادامه ›› سوار از دور، یاریگری سلحشور است
خاموش باش و پنهان شو، چنگیز اگر نه تیمور است
.
سرنیزه‌های خونریزش هرجا که می‌رود بلخ است
سُم‌کوبه‌های هتّاکش هرجا رسد نشابور است
.
پنداشتی صدا از دور آوای تار و تنبور است
مادر! بزا و قربان کن! غوغای تیغ و ساتور است
.
.
سمانه_کهربائیان
از کتاب التیام
انتشارات فصل پنجم
میم این را خواند
سیدمهدی، جعفر میراحمدی، رویا و نورا احمدی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید


حالیا در کفِ این طایفهٔ فَندیه
شرمساریم ز افشاریه و زندیه

مازنی سخت خجول است ز چار اسپهبد
که ندارد به دمار از دمِ باوندیه

آن بلوچ است دُژم حال و سرافکندهٔ زال
وین خراسانی، شرمندهٔ راوندیه

مُشتکی مستکِ ماتم خورِ منگیم که نیست
بر لبِ مام وطن، ما را فرزندیه

نه بخاری ... دیدن ادامه ›› که فرستیم به الفاظ چو قند
ز بخارا به سمرقند سمرقندیه

نه هوایی که همی یک نفس از اردستان
به زفرقند سپاریم زفرقندیه!!

بعدِ این گُشنیِ شیخانه، عجب نیست اگر
شیخ بر لَندِ خود انشاد کند لَندیه!!

که شنیده‌ست حسین‌بن علی کاهل‌وار
به یزید‌بن معاویه دهد پندیه؟

که شنیده‌ست که بر بی‌شرفِ ارغون‌ شاه
بنویسند شرف‌نامهٔ ارغندیه؟

نامهٔ مدحتت ای پیر، عبث ننویسم
برِ شیطان ننویسند خداوندیه

آری آن مضحَک ضحاک‌نشانی که به زور
داده مشتی یله بر دادِ تو سوگندیه

اسعدِ افزری‌ام، پوست فکن در زندان
سعد سلمانم، پر حبسیه و بندیه

به جفا و به قفا و به دعا خرسندند
آه از این قوم خوش اندیشهٔ خرسندیه

چند و چون وانه و پنهان کن و هشدار و مپرس
که به تنگ آمدم از چونیه و چندیه

ناقدا! بگذر از این مصرع زُخرُف مقدار
مهملی بافته شعریهٔ شرمندیه!

کو‌ "بهاری" که به اندوه و رثا بنویسد
بهرِ این نیمهٔ موقوفه! "دماوندیه"؟


امیرحسین_الهیاری
این شعر کی سروده شده؟
۰۶ مرداد
میم
آهان، این همون آقاییه که «گاهی ناچیزی مرگ» رو ترجمه کردن؟
بله دقیقا
فقط کتاب پری خوانی رو ازش خوندم
سپهر
بله دقیقا فقط کتاب پری خوانی رو ازش خوندم
هم در این شعر و هم در گاه ناچیزی مرگ، انتخاب واژگانشون رو خیلی دوست دارم. ممنون سپهر جان
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید


چه جالب است:
ناز را می کشیم..
آه را می کشیم..
انتظار را می کشیم..
فریاد را می کشیم..
درد را می کشیم..
ولی بعد از این همه سال......
آنقدر نقاش خوبی نشده ایم که بتوانیم دست بکشیم...
"از هر آنچه که آزارمان می دهد"

«احمد شاملو»
خون می جهد از گردنت با عشق و بی رحمی

در من دراکولای غمگینی ست… می فهمی؟

خون می خورم از آن کبودی ها که دیگر نیست

در می روم این خانه را… هرچند که در نیست

عکس کسی افتاده ام در حـــوض نقاشــــی

محبوب من! گه می...
خون می جهد از گردنت با عشق و بی رحمی

در من دراکولای غمگینی ست… می فهمی؟

خون می خورم از آن کبودی ها که دیگر نیست

در می روم این خانه را… هرچند که در نیست

عکس کسی افتاده ام در حـــوض نقاشــــی

محبوب من! گه می خوری مال کسی باشی

گـــــُه می خوری با او بخندی توی مهمانی

می خواهمت بدجور و تو بدجور ... دیدن ادامه ›› مـی دانــی

هذیان گرفته بالشم بس کـه تبم بالاست

این زوزه های آخـــرین نسل ِ دراکولاست

از بین خواهد رفت امّا نه به زودی ها

از گــــردن و آینده ات جای کبودی ها

حل می شوم در استکان قــرص ها، در سم

محبوب من! خیلی از این کابوس می ترسم

سید مهدی موسوی
پوریا صادقی این را خواند
Hermione و کاوه علیزاده این را دوست دارند
درود بر شما
آیا یرای نوشته خود با موفقیت عکسی گذاشته بودید که خود شما پیش از انتشار آن را می‌دیدید؟
۰۴ مرداد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
و دست‌های کهنه‌‌ی جوانم، دست‌های آزرده‌ام به بویِ، به حریمِ، به حرمتِ گیسوانی موج موجِ درهم آمیخته، آویخته، جوان و جاندار، با رگه‌های به سرخی گراینده‌ی درخشان، با این زندگی‌، جوانی، اندیشه‌هایی که از من زیر خودش نهان کرده بود، من دلم، دستم، سرآستین کُتم به یُمنِ این گیسوان برگردانده شده به سوی منظرِ این رویت، این رویت و این خواب گرم بود. گیسوان بودند و آویخته بودند، در این لحظه در جایی از این سیاره، هرکجا که بود، و اگر یک نگاه، هر نگاهی، یک لمحه بر این گیسوان می‌ماند، من دیگر در خواب علف و چشم آهو جاودانه شده بودم.

سبز پری
پرویز دوائی
خسته ام از این کویر، این کویر کور و پیر
این هبوط بی دلیل، این سقوط ناگزیر

آسمان بی هدف، بادهای بی طرف
ابرهای سر به راه، بیدهای سر به زیر

ای نظاره ی شگفت، ای نگاه ناگهان!
ای هماره در نظر، ای هنوز بی نظیر!

آیه ...
خسته ام از این کویر، این کویر کور و پیر
این هبوط بی دلیل، این سقوط ناگزیر

آسمان بی هدف، بادهای بی طرف
ابرهای سر به راه، بیدهای سر به زیر

ای نظاره ی شگفت، ای نگاه ناگهان!
ای هماره در نظر، ای هنوز بی نظیر!

آیه آیه ات صریح، سوره سوره ات فصیح!
مثل خطی از هبوط، مثل سطری از کویر

مثل شعر ناگهان، مثل گریه بی امان
مثل ... دیدن ادامه ›› لحظه های وحی، اجتناب ناپذیر

ای مسافر غریب، در دیار خویشتن
با تو آشنا شدم، با تو در همین مسیر!

از کویر سوت و کور، تا مرا صدا زدی
دیدمت ولی چه دور! دیدمت ولی چه دیر!

این تویی در آن طرف، پشت میله ها رها
این منم در این طرف، پشت میله ها اسیر

دست خسته ی مرا، مثل کودکی بگیر
با خودت مرا ببر، خسته ام از این کویر!

دکتر قیصر امین پور
Hermione این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید

مگر آدم می‌تواند چشمایش را ته رودخانه باز کند؟ آن‌جا تاریک نیست؟ گیاه ندارد؟ ماهی چطور؟ از آن می‌شود آسمان را دید که حتماً دیگر آبی نیست . ته آب چطور می‌شود فهمید که امروز چند شنبه است؟ نباید صداهای زیادی داشته باشد. آن‌جا گوش‌های آدم پر از مورچه نمی‌شود و کرم‌ها و مارمولک‌ها توی دهان آدم وول نمی‌خورد. زیر سقفی با گچ بری‌های آب، در اتاق‌هایی با دیوارهای آب، هیچکس نمی‌تواند بفهمد که دیگری دارد گریه می‌کند.

بیژن نجدی
یوزپلنگانی که با من دویده‌اند


https://www.aparat.com/v/OJW1v
امان از دلبری های این کتاب 🌸🌸
میم
امان از دلبری های این کتاب 🌸🌸
آمان آمان :-)
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بعد از تــو الکل خورد من را… مست خوابیدم

بعد از تو با هر کس که بود و هست خوابیدم

بعد از تو لای زخــــــــــــــم هایم استخوان کردم

با هر که می شد هر چه می شد امتحان کردم

خاموش کردم توی لیوانت خدایــــــــــــ...
بعد از تــو الکل خورد من را… مست خوابیدم

بعد از تو با هر کس که بود و هست خوابیدم

بعد از تو لای زخــــــــــــــم هایم استخوان کردم

با هر که می شد هر چه می شد امتحان کردم

خاموش کردم توی لیوانت خدایــــــــــــم را

شب ها بغل کردم به تو همجنس هایم را

رنگین کمان کوچکی بـــر روی انگشتم

در اوّلین بوسه، خودم را و تو را کشتم

هی گریه می کردم به آن مردی که زن بودم

شب ها دراکولای غمگینی کـــــه من بودم

سید_مهدی_موسوی
Ali
درباره کتاب استبداد در ایران i
پیش ار ادامه باید بگم که علت آوردن تکه هایی از این کتاب اینست که به نظر من این کتاب به یکی از اساسی ترین و شاید مهمترین معضلات تاریخ معاصر ما پرداخته که علت بسیاری از مشکلات و حتی بد اخلافی ها در جامعه امروز ماست و جذابیت این کتاب انجائیست که اراری متفکران بزرگ غربی را با متون تاریخی ما مطالبقت داده و از نگاه آنها به مساله استبداد ، تاریخ خودمان را ارزیابی کرده ... شاید از حدود ۱۷ - ۱۸ سال پیش که این کتاب را خوندم بارها این کتاب رو هدیه دادم و تصمبم گرفتم هر از گاهی در تیوال هم خلاصه ای از این کتاب را بنویسم ولی باز هم پیشنهاد می کنم بخرید و بخوانید ....
ادامه
4
فصل اول توجیه حکومت استبدادی
مقابله با ... دیدن ادامه ›› هرج و مرج

سیر تحولات سیاسی در ایران تا پیش از دوران معاصر با چرخه حکومت استبدای - هرج و مرج - حکومت استبدادی ، توضیح داده شده است ....

با زوال حکومت استبدادی ، هرج و مرج در جامعه گسترش می یافت ، گسترش دامنه هرج و مرج در جامعه خلاء قدرتی ایجاد می کرد که در شرایط جامعه سنتی ایران ، فقط با استقرار حکومت متمرکز استبدادی دیگری رفع شدنی می بود ...

مردم و متفکران ایران ...در مواجه شدن با یک دوره هرج و مرج ناشی از سرنگونی یک قدرت استبدادی ، در اضطراب ناشی از هرج و مرج ، منفعلانه انتظاز ظهور مستبد دیگری را کشیده اند و یا حتی همان به اصطلاح نظم استبدادی پیش از هرج و مرج را آرزو کرده اند...

با دستاویز قرار دادنِ مقابله و مبارزه با هرج و مرج به توجیه حکومت استبدادی بپردازند....
تو جیه استبدا به بهانه تقابل با هرج و مرج :

در تاریخ ثعالبی در نقل گفتار اردشیر ساسانی آمده است :
آبادی آنجا که شاه ستم روا دارد پا نگیرد . پادشاه دادگر بهتر از باران فراگیر است .شیر شرزه بهتر از شاه ستمگر است و شاه ستمگر بهتر از آشوب مدام .

رویکردی دیگر ؛
وحدت و تضاد استبداد و هرج و مرج :
ابن طقطقی در تاریخ فخری می گوید : استبداد حاکم ، رعیت را از شر گروهی در امان ولی به یک شر گرفتار می کند.

حکومت استبدادی که گرایش غارت گرانه ای نسبت به جامعه دارد...مقرراتی را وضع می گندکه هدف از آن غارت هرچه بیشتر مردم است .آحاد مردم نیز برای ان که بتوانند غارت شدگی را تحمل کنند ، دست تطاول به یکدیگر می گشایند...

استبداد را می توان به معنی هرج و مرج متمرکز و انحصاری در نظر گرفت و هرج و مرج را به معنای اعمال استبداد هر یک از اعضای جامعه بر دیگری و این یعنی استبداد فراگیر...

مونتسکیو در کتاب روح القوانین می گوید :
در این حکومت نمی توان اقتدارات را تعدیل کرد، اقتدار کوچکترین ماءمور کمتر از اقتدا ر شخص حاکم مستبد نیست ...

مونتسکیو در این گفته نتیجه میگیرد که حکم به اصطلاح قانونی که بروز اراده ی خوکامانه ی سرور مستبد است به علت شخصی و خاص بودن ، از سوی دیگران قابل درک نیست . ونیز چون تلاش برای لاپوشانی این شخصی شدگی ِقانون صروری می دارد که حکم ، راز پردازی و ابهام آلود شود ، هر یک از رعایای حاکم ، این حکم مبهم را مطابق ادراک شخصی خود ، دریافته و به عمل در می آورد . این به خودی خود به معنی هرج و مرج است ..

استبداد به معنی هرج و مرج انحصاری و متمرکز است و هرج و مرج به معنی استبداد همه بر همه ...

حکومت استبدادی در شرایطی که قدرت انحصاری متمرکز را در اختیار دارد ، رسما از اجرای قوانینی که خود ، وضع و قبول کرده جلوگیری می کند ...


-
غزل نابی از حافظ شیراز .
به نظرم شاه بیت این غزل ، بیت آخره .

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم

عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است
کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم

رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم
سر حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم

شاه اگر جرعه رندان نه به حرمت نوشد
التفاتش به می ... دیدن ادامه ›› صاف مروق نکنیم

خوش برانیم جهان در نظر راهروان
فکر اسب سیه و زین مغرق نکنیم

آسمان کشتی ارباب هنر می‌شکند
تکیه آن به که بر این بحر معلق نکنیم

گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید
گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم

حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم بر او
ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم
میم این را خواند
امیرمسعود فدائی، نیلوفر ثانی، سپهر و محمد مجللی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نه فقط از تو اگر دل بکنم می‌میرم
سایه‌ات نیز بیفتد به تنم می‌میرم

بین جان من و پیراهن من فرقی نیست
هر یکی را که برایت بکنم می‌میرم

برق چشمان تو از دور مرا می‌گیرد
من اگر دست به زلفت بزنم می‌میرم

بازی ماهی و گ...
نه فقط از تو اگر دل بکنم می‌میرم
سایه‌ات نیز بیفتد به تنم می‌میرم

بین جان من و پیراهن من فرقی نیست
هر یکی را که برایت بکنم می‌میرم

برق چشمان تو از دور مرا می‌گیرد
من اگر دست به زلفت بزنم می‌میرم

بازی ماهی و گربه است نظربازی ما
مثل یک تُنگ شبی می‌شکنم می‌میرم

روح ِ برخاسته از من، ته این کوچه بایست
بیش از این دور شوی از بدنم می‌میرم

از: کاظم بهمنی