تیوال شعر و ادبیات
S3 : 12:10:27
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
مصاحبه ی ایرج گرگین با فروغ درباره ی شعر
اگر قبلن نشنیدید ( یا ندیدید ) پیشنهاد میکنم گوش کنید :)

http://s5.picofile.com/file/8372967992/mosahebe_foroogh.mp3.html

دایِه* این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بررشی تازه از یک ترانه

نمیگم سن و سالم زیاده اما
سی و پنج سال توی تاریخ گُمِ
سی و پنج سال حسرت چشمای تو
خودش قد تاریخ این مردُمِ

محمدرضا قائمی
۲ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسمه تعالی



روزنامه خبر جنوب__ نگاه پنجشنبه __ 22 شهریور 97

و

سایت سیمرغ _ فرهنگ و هنر , ادبیات , مقالات ادبی , بیستم آذر ماه 96 .




چرا شهریار در غم هجران خون می گریست ؟

دریای ... دیدن ادامه » رحمت _ شرح غزل علوی ( همای رحمت )





مقدمه :

در میان ستارگان مدایح و مراثی ِ امام علی بن ابیطالب (علیه السلام) در آسمان ادب شیعه , غزل همای رحمت اثر سید محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار برتری و مقام یگانه ای یافته است . بنابر روایتی شهریار هنگامی که این مدیحه ی ماندگار علوی را سروده است , در عالم رؤیا آیت الله مرعشی نجفی او را در جمع کثیری از شعرای سِترگ علوی و شیعی در حال خواندن شعر همای رحمت در مسجد کوفه ی معظّمه در پیشگاه آن امام همام , علی ( علیه السلام ) دیده است . در ذیل شرح غزل ِ اعظم و ماندگار ِ همای رحمت را بررسی می کنیم

متن :

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ماسوا فکنده ای همه سایه ی هما را

آری , امام علی مرتضی (ع) آیینه ی رحمت الهی است . آن امام همام , هُمای معنوی رحمت و بخشش است و نه هُمای خسروان مُلک فانی دنیا .
و رحمت آن امام هُمام , بی کران خواهد بود و در رحمت خویشتن , تمایزی بین مخلوقات نخواهد داشت .
در بیت فوق از آرایه ی نماد , تشبیه و کنایه استفاده شده است.

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم به خدا قسم خدا را

اما در سیمای جهان مادّی , هر فرد آگاه و دلسوخته به دنبال الگوی خداشناسی خواهد بود . و شناخت خداوند امری بسیار سخت است . در اینجا سید محمد حسین شهریار مسیر اصلی شناخت الهی را در زندگانی و اعمال امام علی (ع) , یافته است . که آن امام عظیم , حضرت توحید را به صورت کامل شناخته است .
در بیت فوق , واژه ی " رُخ " , آرایه ی مجاز دارد

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علی گرفته باشد سر چشمه‌ی بقا را

ادامه متن با کلیک بر سطر سرخ رنگ زیر :





امام علی (ع) سرچشمه ی بقا و رحمت گشته است و این سرچشمه نه تنها اختصاص به شیعیان و مسلمین داشته است بلکه قلب رئوف و رحیم آن امام (ع) , بقاء جاودانه را برای تمام مخلوقات از درگاه حضرت توحید طلب کرده است . و هدف قلبی ِ آن نور امامت درباره ی آفرینش جهانیان تنها رحمت و ایثار گشته است .
در بیت فوق از آرایه ی تضاد , تشبیه و کنایه استفاده شده است.

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

آری , تمام مخلوقات در قیاس با وصال ِ عظمت بارگاه جاویدان ِ حضرت توحید , گناهکار خواهند بود و جُز رسولان الهی و انبیاء برگزیده و ائمه ی اطهار (ع) و اولیاء عظیم الهی , آفریده ای از مخلوقات حضرت خداوند , حق ّ ِ بندگی حضرت توحید را ادا نکرده است . بنابراین اگر از جانب حضرت توحید بهشت بَرین هم خلق شده باشد , برای آن حضرات و مخصوصا امام علی بن ابیطالب (ع) خلق گشته است و غیر از آن انوار توحیدی , ما سوا به واسطه ی وجود آن انوار الهی به مقام بندگی ِ خداوند نائل گشته اند . هم چنین سید محمد حسین شهریار در میان آن حضرات انبیا و ائمه (ع) , امام علی مرتضی (ع) را تجلّی و نماد شفاعت و رحمت خاص ّ , خواهد دانست .
در بیت فوق از آرایه های : نماد , مراعات النظیر , تشبیه و تضاد استفاده شده است.

برو ای گدای مسکین در خانه‌ی علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

مادّیات و جهان دنیوی برای امام علی مرتضی (ع) حتیّ اهمیت اندک نیز نخواهد داشت . همچنین اندیشه ی بخشندگی در قلب و کردار امام علی (ع) موج خواهد زد و در میان تمام لحظات ِ حیات آن امام رحمت حتّی در هنگام نماز و راز و نیاز با حضرت معبود , تجلّی یافته است و انگشتری خویشتن را به گدای مسکین خواهد بخشید که آیات قرآنی نازل خواهد گشت که : ولیّ و جانشین رحمت الهی و رحمت پیامبر اسلام (ص) , امام علی بن ابیطالب (ع) خواهد بود . در اینجا شهریار به آیه ی 55 سوره ی مائده : " انّما ولیّکم الله و رسوله و الّذین امنوا الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزکوه و هم راکعون " اشاره کرده است .
در بیت فوق از آرایه تلمیح و تضاد استفاده شده است .

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا ؟

علاوه بر رحمت از دیگر صفات امام المؤمنین علی بن ابیطالب (ع) , عدالت ایشان خواهد بود که قاتل خویشتن را بر مبنای عدل الهی قصاص خواهند کرد . و آن امام عادل و رحیم ِ توحیدی , خشم خویشتن را نادیده خواهد گرفت . و رحمت و عدل قلبی را به نهایت خشم ارجحیّت داده است . آری , مدارا حتّی در مورد قاتل خویشتن , از امور شگفت انگیز گشته است .
در بیت فوق از آرایه ی تلمیح و مراعات النظیر و استفهام انکاری استفاده شده است .

بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب
که علم کند به عالم شهدای کربلا را ؟

در اینجا سید محمد حسین شهریار به عظیم ترین و عجیب ترین واقعه ی شهدای ادیان توحیدی یعنی شهدای عظیم صحرای نینوا به امامت سیدالشهدا امام حسین (ع) اشاره کرده است و در کمال حیرت مقام آن شهدای عظیم توحیدی را ستایش کرده است و امام حسین (ع) را عجیب ترین امام از نسل امامت ِ امام حیرت انگیز ,ِ علی بن ابیطالب (علیه السلام) خواهد شناخت و خواهد ستود . و از نسل شهید عظیم محراب , شهید اعظم عاشورا خواهد خاست . و شهدای نینوا , استثناء ِ ایثار و شهادت طلبی در تمام دوران ها خواهند بود .
در بیت فوق از آرایه ی جناس , تلمیح و کنایه و استفهام انکاری استفاده شده است.


چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان
چو علی که میتواند که بسر برد وفا را ؟

آری , جانفشانی های حضرت حیدر (ع) که در میان یاران رسول الله (ص) بی نظیر گشته است , ایشان را نماد وفای به عهد و فراموش نکردن آن پیمان در قلب و کردار خویشتن و مظهر ایثار قلبی گشته است. و از آغاز نوجوانی , آن امام هُمام با پیامبر اسلام (ص) بیعت کرده است که در میان بنی هاشم (ص) , اولین بیعت با رسول الله (ص) گشته است و در غزوه ها و حتّی وفای به عهد ِ پیامبر اسلام (ص) و خوابیدن در بستر حضرت محمود (ص) در زمان هجرت شبانه ی پنهانی رسول الله (ص) از مکّه به مدینه , آن امام عظیم را , موجب تحیّر ِ تمام مؤمنان ادیان توحیدی خواهد کرد. همچنین امام علی (ع) بعد از رحلت رسول الله (ص) همچنان مظهر حفاظت از دین نوپا و الهی ِ اسلام و نماد ایثار قلبی گشته است و برای پیشگیری از نفاق و اختلاف مسلمین صدر اسلام , پس از سالها جهاد عظیم , خانه نشین گشته است و جانشینی رسول الله (ع) و امامت خویشتن را تقیّه کرده است .
در بیت فوق از آرایه ی کنایه , مراعات النظیر و استفهام انکاری استفاده شده است .

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

در اینجا شهریار , در دو عالُم , نظیر امام علی مرتضی (ع) را نیافته است و و همچنین راز انور ِ سیمای غیبی ِ توحید را نیز تاب نخواهد آورد . آنگاه از عمق قلب خویشتن به عنوان یک فرد شیعه ی دلسوخته , آن امام هُمام را استثناء ِ خلقت ِ ما سوی الله خواهد سُرود و از حیرت خویش به جهاد و پیکارهای شهادت طلبانه ی علوی (ع) در راه دین توحید خواهد سُرود و تحیّر خویشتن را از آستان قدس علوی (ع) بیان خواهد کرد .
در بیت فوق از آرایه ی واج آرایی , تلمیح و مراعات النظیر استفاده شده است .

به دو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت
که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

سید محمد حسین شهریار از غم هجران امام علی بن ابیطالب(ع) می نالُد و از سروش غیب و از نسیم صبا خواهد خواست و انتظار خواهد کشید تا چشم خون آلود اشکبار او با دیدن غبار آستان علوی (ع) از گریستن باز ایستد و ذره ای غبار از عنایت معشوق ِ آسمانی او یعنی امام علی بن ابیطالب (ع) , مرهم زخم و درد
عشق او گردد .
در بیت فوق از آرایه ی اغراق , تشبیه و تشخیص استفاده شده است .

به امید آن که شاید برسد به خاک پایت
چه پیام ها سپردم همه سوز دل صبا را

آری , شهریار هر صبحگاه به درگاه حضرت توحید با کلام و نیایش آتشین , تقاضا کرده است تا ذرّه ای از توجّه امام علی (ع) به سوی او اشاره کند و در این خیال , آشفته گشته است .
در بیت فوق از ارایه ی تشخیص و نماد استفاده شده است.



چو تویی قضای گردان , به دعای مستمندان
که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

آنگاه شهریار به یتیم نوازی امام حیدر (ع) اشاره کرده است و دعای مستمندان را که در پیشگاه الهی دارای ارزش فراوان گشته است را واسطه ی حاجت خویشتن در دفع ضرر های گوناگون نهاده است . و حتّی شاعر , به نقش عنصر ماورائی ِ امامت در تغییر سرنوشت اشاره کرده است .
در بیت فوق از آرایه ی کنایه , مراعات النظیر و جناس استفاده شده است .

چه زنم چو نای هر دم , زنوای شوق او دم ؟
که لسان غیب خوش تر بنوازد این نوا را

سید محمد حسین شهریار در نهایت فروتنی در شعر ماندگار خویشتن به اشعار هجران ِ لسان الغیب حافظ شیرازی استناد خواهد کرد و عشق خویشتن را از زبان و قلم عاشق سترگ ادب فارسی زینت ها خواهد داد.
در بیت فوق از آرایه ی تشبیه , تشخیص , کنایه , جناس , مراعات النظیر و نماد استفاده شده است .

همه شب در این امیدم که نسیم صبحگلاهی
به پیام آشنایی بنوازد بنوازد آشنا را

آری لسان الغیب حافظ هر شام گریسته است و هر صبحگاه در سودای هجران و عشق خویشتن با نسیم صبحگاهی صبا که در ادب فارسی نماد پیام رسانی در باب عشق گشته است با باد صبا و معشوق خویشتان سخن های خیالی گفته است و سخن های خیالی شنیده است . آری این حالت عاشقانه در غزل عظیم همای رحمت , همان قلب شهریار خواهد گشت .
در بیت فوق از آرایه ی تضمین استفاده گشته است.

ز نوای مرغ یاحق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا

آری تمام هستی در نیایش حضرت خداوند خواهد بود و در خشکی و دریا همه ی موجودات تسبیح او را خواهند شکفت . آری , مرغ یاحق ( نوعی جغد ) نیز در دل شب ها با آواز خاصّ خویشتن در حقیقت حَق حَق گویان گشته است و با حضرت توحید نیایش و تسبیح خواهد گفت . آری , غم های شبانه ی سید محمد حسین شهریار به مناجات با حضرت توحید و امام علی مرتضی (ع) خواهد رسید . و شهریار در دریای نیایش های توحیدی و شیعی در دل شب ها قلب خویشتن را با نیایش توحیدی و علوی بیشتر خواهد پرداخت و وصال امام علی بن ابیطالب (ع) را خواهد شکفت .
در بیت فوق از آرایه ی حسن تعلیل , مراعات النظیر و نماد استفاده شده است .



نتیجه :



شهریار شاعری دلسوخته و بی تکّلّف گشته است . و از میان صفات عالیه ی امام علی مرتضی (ع) , به رحمت بی کران آن امام بیشتر پرداخته است و اشعار او به خصوص غزل همای رحمت از احساسات قلبی و بطنی ِ خویشتن ریشه گرفته است . غزل همای رحمت روان گشته است و قابل فهم و درک برای تمام افراد گشته است . و عشق امام علی (ع) و حتی عشق عاشورایی او در غزل همای رحمت و در شخصیّت معنوی او به کمال , تجلّی یافته است .



منبع :



دیوان شهریار _ غزلیات _ جلد یکم _ انتشارات زرین _ چاپ چهل و دوم _ 1391





نویسنده : سید محمد حسین شرافت مولا
۴ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زندگی چیست
سراب است سراب نقش پاشیده
بر اب است برآب
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شمع سحری بیداری
روشن شد
در چشمان ما
۵ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خطابه قرای عشق
از لب تو
شنیدن دارد
۶ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
--------
هم رنگ جماعت شو
بی آنکه فرق کند
در غوغای مدّ لخت شوی
یا در هیاهوی رسانه دختر آبی
حقیقت ؟
کمی ژست ، کمی ادا
احمق نباش به فکر کردن
اندیشه در لابه لای اخبار زرد به همراه دود سیگار و عطر تند شبانه
به سویت بال می گشاید
فقط
هم رنگ جماعت شو

سید حسن ابوطالبی
( ... دیدن ادامه » جاهد )
98/06/24
--------------
مانند بسیاری دیگر از موارد ، دختر آبی : قبری که در آن مرده نیست و نمونه ای از بردگی و اسارت رسانه ای .


۱ نفر این را امتیاز داده‌است
کل عمر منتظر‌ آنی می شویم
که گول مان بزند
انکارش میکنیم
که هر لحظه در حال مُردنیم
چشم های بزرگ شیشه آیی عروسکی
توپِ رنگی ای
پاک کن هندوانه شکلی
وسط تابستان،بستنی
یک نگاهی،چشمکی،خنده ریزی

مرگ ... دیدن ادامه » خوبی ست
احتمالا لحظه ایی که یک بوسه
گول مان می زند
مرگ زیباتر ایست
آن زمان که آینه
بوی عطری
طلوع یک مشت گدازه
گول مان می زند

آرزوهای مان که روی کاغذ زرد شد
پسربچه ی کوچک که مَرد شد
نمره ها یی که از ۱۰ پایین تر شد
حال مان از بوی سیگار که بد شد
کودکِ کاری که رفت زیر موتور
قرص های روی میز 'فقط من را بخور
انگار که کمتر می میریم هر لحظه
چرا که این بار میل ما به مرگ
بیشتر از میل مرگ به ماست

آخ که هر لحظه از ما کنده می شود
و شاید این بهترین شعر دنیاست
فقط ای کاش از قلب مان کنده شود عمرمان
کمی از دنده ها تا جا برای دودِ سیگار بعدی
باز شود
اندکی از دماغ مان که بوی ادکلنی
چیزی،گول مان نزند
هر لحظه در حال مردن تر هستیم
و من چندین لحظه بیشتر
از شروع نوشتن این متن

قبل از آنکه
بخواهم به تو بگویم
هر لحظه از ما کمتر می شود
و هر لحظه بیشتر می میریم
زنده تر بودم
کل عمر منتظر‌ آنی می شویم
که گول مان بزند

#مجتبی
۲۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی چشم به زمین گشودم اول تو را دیدم دوم تو را دیدم سوم تو را دیدم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امواج آبی آرامش
ذهن مرا می برد
به سوی جهانی دگر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دختر آبی

دختر آبی آنقدر رفتن تو تلخ بود
که اشتهایم کور شد
حتی دیگر میلی به خوردن غصه های خودم ندارم...

شعر: محمدهرمزی
۱۳۹۸/۰۶/۱۹
https://www.instagram.com/mhormozi11?r=nametag
#در_سوگ_تو_من_پرسپولیسی_هم_عزا_دارم
قشنگ بود
۲۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گرفتار با لهجه اى از جنوب
‎به سمت ساحلى مى آید پر از زندگى
‎لنگرش گیر مى کند در پاى امید
‎و شب از راه مى رسد .
‎- گرفتار ، گرفتار ، گرفتار
‎- گرفتار با لهجه اى از جنوب
‎؛ وقتى که اسیر شده باشد.
‎گوش مى دهد به صداى طوفانى خیالى
‎و چشم هاى بسته اش را به شب مى سپارد
‎-غرق مى شود
‎- غرق مى شود
‎؛ غرق مى شود در گویش نامعلوم خودش
‎و ناگهان شرجى هوا روى گونه هایش مى نشیند
‎صدایش مى کند
‎امید .
‎آزادى.
‎آرزو.
‎؛ ... دیدن ادامه » صدایش قطع مى شود .
‎شب از راه مى رسد .
‎- گرفتار با لهجه اى از جنوب
‎در تن پوش ٣ نفر
‎در هوا گرفتار شده
‎٣ نفر را صدا مى زند
‎صدایش قطع مى شود
‎شب از راه مى رسد
‎- از خواب مى پرد
‎شرجى هوا هنو روى گونه هایش خودنمایى مى کند
‎به خودش مى بالد و خط مى زند ٣ نفر را
‎قبل از قطع شدن صدا
‎شب از راه مى رسد .
.
‎-حوصله شعر در سطر دوم سر رفته بود
‎(به سمت ساحلى مى آید پر از زندگى)
‎خالا به سرریز شدن فکر مى کند
‎در رودخانه اى با لهجه ى مازندران
‎گوش مى کند
صدا در هوا مى چرخد
مازندران در هوا مى چرخد
جنوب در زمین مى ماند
و ٣ نفر را متولد مى کند
صدا دیگر قطع نمى شود
- شب از راه مى رسد .
گوش مى سپارم به زمین ، آسمان
جنوب و مازندران
درد به سرم رسیده
عروسک کوکى ام گریه مى کند
اشک از غرب مى آید و پل هاى صورت اش را خراب مى کند
تاریخى چند هزار ساله فرو مى ریزد
اشک از شرق مى آید و مذهبى را به خاک مى کشد
مسجدى چند روزه را فرو مى ریزد
- شب از راه مى رسد
درد هنوز در سرم مانده
در چند سطر عقب تر
وقتى مازندران ، جنوب ، آسمان و زمین
؛شرق و غرب
؛مذهب و تاریخ
- به آغوش هم نمى رسند
- شب از راه مى رسد .
.
سرم به این شعر گره خورده
حیوانى از لب هایم بیرون مى پرد
صدایش گرفته ، صدایش کم مى آید
- صدایش قطع مى شود
حیوان با بدنى شبیه به آسمان ، مى پرد
به زمین نمى رسد
؛ پل ها خراب شده اند
تاریخ ها فرو ریخته
مسجد فرو ریخته
مذهب ......
- شب از راه مى رسد
.
پایان سوت مى زند
گرفته سوت مى زند
به گوشم نمى رسد
- صدایش قبل تر از این شعر
وقتى که آسمان و زمین
سیاه و سفید بودند
قطع شده بود
- شب هرگز از راه نرسید

.
#کسری_ناری
قشم
فروردین 1398
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عدالتِ جهانِ من
خطِ تلخِ یک سکوت تا ابد بر لبانِ نیلگونِ دخترانگیست
من دخترم
ولی
قبلِ هر صفت که رقصِ انحنایِ سینه را
به ذهن نقش میزند
آدم م!
و انتخاب میکنم...
تنِ تمامِ شهر من
زیر آلت ِِ ناخدای بی عدالتی
ضجه میزند
و هیچکس....
سهمم از تمام لذتِ جهان
خفتنم به زیر دست و پای حشر و نشر هجوِِ واژه نیست
دخترم
و ... دیدن ادامه » انتخاب نه رسالتم شاد بودنست.
فقط بدان
شب
همیشه ماندنی نمیشود !
"سحر"
در امتداد نیلیِ سپهر
"ندا"یِ دخترانگیست...


.......
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دختر آبی
ادامه ی خواب عدالت
در شهر است.

در فکر شهریور گرم
پلیدی های فصل بعد
آهسته و آرام
نقش می بندد

انگار روزگار هزار رنگ
آرام آرام
به سیاهی ظلم حرفها
تبدیل شده

و کماکان بی عدالتی محض
در ... دیدن ادامه » جای جای شهر
همچنان
ادامه دارد.

مثال اسپند روی آتش
دختر آبی
بی قرار یک قرار بود
برای استقبال از شوق
بالا و پایین پرید


آری،
دختر آبی
ادامه ی خواب عدالت
در شهر است...

#مجتبی
برای سحر خدایاری (دختر آبی):

رفتی به سرابِ واهیِ آزادی
قصد تو چه بود جز پشیزی شادی

از آزادی چه ماند جز خواب و خیال
تو کشتۀ شعله های استبدادی
شهریور؛
همدست پاییز است
از من بشنو
که زادۀ این ماهم
از من که عمری در خزان زیستم
شهریور ...
خزانه دار طلاهای پاییز است.
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چشمه قریحه تو
همیشه جوشان است
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

بسمه تعالی




جمله کوتاه من :







عباس (ع) فخر حسین (ع) شد که فانی ِ فی الله گشت







نویسنده ... دیدن ادامه » : سید محمد حسین شرافت مولا


برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باران ناخودآگاه خاطره سازعشق
دوباره ببار
به ذهن ما
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بس کن, این قصه کسی را به خواب هم نمی برد!
باید جایی,تفنگی سرفه کند
پایی,پژمرده شود
مزرعه ای بلرزد
و ما شبانه بگریزیم
از برغص تا قندهار!
از کویته تا مشهد...
برایم بخوان محمد!
تا از یاد نبرم محله غمگینمان را,که من از بردن نامش شرم داشتم
ده متری ساختمان
ده متری افغانیها,کولیها,بلوچها...
ده متری قرض,اردوگاه,نامه تردد
های افغانی,حواست کجاست؟
این را کودکی گفت ,که تازه زبان باز کرده بود!
و من ترسیدم!
از ... دیدن ادامه » گلشهر تا ورامین ترسیدم...
و کودکان
به لهجه ام خندیدند...
به آئینه نگاه کردم,به چشمان بادامی ام!
که مرا از صف نان بیرون می کرد..
به حال یار و قلب بیقرارم
آری بلند بخوان محمد!
تا محبوبم از پشت سیمان ها و سیم های خاردار بشنوند...




ریحانه آخوند زاده
مرسی برای این اشتراک زیبا حسین جان
۱۳ شهریور
فدا مدا مجتبی :)
۱۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پدران؛
در نظرگاه رفیع دخترانشان
هیچ گاه نمی میرند
زیرا خون گرم آنهاست
که تا آخرین دَم
این قلب های ظریف را
به تپیدن می آورد
نام پدران
دقیقه ای هفتاد بار
در قفسۀ سینۀ دخترانشان
تکرار می شود.
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید