تیوال شعر و ادبیات
T30:05:02:21
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گقت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی محصولات و برنامه‌های جالب هر زمینه به هم‌دیگر و پیش نهادن دیدگاه و آثار خود برای دیگران. برای نوشتن و فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

 

ماجرای من و تو
حکایت آتش و آب است
کسی نمی داند
به هم که می رسند
ناله می کنند یا فریاد شوق
آنچه مسلّم است
یکی می میرد
و دیگری به آسمان می رود
وقتی دوباره می باری
مرا به یاد بیار
همان که با سقوطش صعود کردی.
۱۴ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آیین رونمایی کتاب «گروه هنرملی از آغاز تا پایان ۱۳۳۵-۵۷»
» پیام مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی درباره رونمایی کتاب «گروه هنرملی از آغاز تا پایان ۱۳۳۵-۵۷»
... دیدن متن »

آیین رونمایی کتاب «گروه هنرملی از آغاز تا پایان ۱۳۳۵-۵۷» که دوازدهمین کتاب از مجموعه «تئاتر ایران در گذر زمان» در انتشارات افراز است، با یاد آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، هنرمندان گروه تئاتر ملی، آتش‌نشانان و پیام سیدمحمد خاتمی و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و یاد هنرمندانی که در سال جاری درگذشتند برگزار شد.

یاسر هاشمی رفسنجانی که برای قرائت پیام آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به این مراسم آمده بود، پیش از قرائت متن یادداشت گفت: از چهار روز گذشته که متوجه شدم آیت‌الله هاشمی پیامی برای کتاب پژوهشی روح‌الله جعفری نوشته‌اند، حس خاصی در من به وجود آمد. چراکه سال‌های گذشته نیز بارها برایم پیش آمده بود که به مراسم‌های مختلف بروم و قرائت پیام کنم.

هاشمی رفسنجانی ادامه داد: در این موارد دو شیرینی وجود داشت: یکی حضور و قرائت پیام آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بود و دومی گزارشی بود که به مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از آنچه که در آن مراسم گذشت، ارائه می‌کردم. امروز شیرینی وجه اول را همچنان تجربه می‌کنم ولی متأسفانه وجه دوم شیرینی ارائه گزارش درباره مراسم حذف شده است.

وی سپس تصریح کرد: امروز روز رونمایی یک کتاب مهم و تاریخی است. برای من سخن گفتن از حوزه هنر و تئاتر بسیار سخت است حتی اگر در حوزه کتاب باشد. امروز قطعا روز مهمی است.

هاشمی رفسنجانی در سخنانش با اشاره به شرایط بحرانی و نابسامان حوزه نشر و کتاب عنوان کرد: «با توجه به شمارگان چاپ کتاب و تعداد ناشران فعال و آمارهای مربوط به سرانه مطالعه کتاب، هرچه در این حوزه فعالیت بیشتر شود، باز نیاز به حمایت بیشتری داریم.»

وی تاکید کرد: کتابخوانی و مطالعه مساوی با توسعه‌یافتگی است و هر کشوری که به پیشرفت رسیده و توسعه پیدا کرده آمار نشر، مطالعه و کتاب‌خوانی‌اش بالا بوده است.

هاشمی رفسنجانی بیان کرد: متأسفانه سرانه مطالعه در کشور ما ۴ یا ۵ دقیقه در شبانه‌روز است. این در حالی است که تمدن ایران در زمان قبل از اسلام و بعد از اسلام همیشه در جایگاهی بوده که رهبری علم و هنر را داشته است.

وی همچنین گفت: مأنوس‌ترین نکته برای آیت‌الله هاشمی از دوران کودکی که به مکتب‌خانه رفت تا سن ۸۲ سالگی، کتاب، قلم و صفحه و علم و تحقیق بوده است. او با وجود تمام کارهای اجرایی هیچ‌گاه از این حوزه فاصله نگرفت و شاید تنها شخصیت سیاسی در ایران و جهان بود که هر شب قبل از خواب مدتی به نوشتن خاطرات می‌پرداخت. ما امروز خاطرات روزانه ۳۶ سال را از آیت‌الله‌هاشمی رفسنجانی داریم.

وی در ادامه سخنانش پیام مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را که برای کتاب «گروه هنرملی از آغاز تا پایان ۱۳۳۵-۵۷» نوشته بود، بدین شرح برای حاضران قرائت کرد:

بسم‌ الله الرحمن الرحیم

بی‌دلیل نبوده و نیست که از آغاز گفت‌وگوهای فرهنگی میان ملت‌های صاحب تمدن، وقتی صحبت از هنر، در همه‌ی اقسامش می‌شد و می‌شود، می‌گویند: «نزد ایرانیان است».

هنر مجموعه‌ای از فرایندهای ساخت انسان برای اثرگذاری بر عواطف، احساسات و هوش فردی و جمعی جامعه به منظور انتقال یک معنا، مفهوم و ارزش و یا استفاده از توانایی و تخیل، برای بیان ویژگی‌های خوب فرهنگی و ادبی است که در ایران دوره‌ی اسلامی، همراه با کمال، فضیلت، هوشیاری، تقوا، دانش، کیاست و همه‌ی صفات نیک بوده و پا به پای رشد جوامع بشری، چون درختی که از ریشه و ساقه‌ی واحدی برمی‌خیزد و شاخه‌های متعدد می‌گیرد، کم‌کم رشته‌های متعددی را شامل شده که یکی از آن شاخه‌ها، هنر نمایشی است.

از تعریف و تقسیم این هنر می‌گذریم که مبحثی تخصصی و توضیح و تشریح آن در شأن متخصصان است، اما آن‌چه که نمی‌توان از آن گذشت، گذشته‌ی درخشان ایران از قدیم‌الایّام در انواع و اقسام هنر نمایشی، از جمله تئاتر است که سرچشمه‌ آن از آیین‌هاست.

تلفیق تمدن باستانی ایران با فرهنگ آسمانی اسلام، علاوه بر تغییر ماهوی، در بسیاری از مظاهر هنری، در هنر نمایشی و به ویژه تئاتر، چنان تأثیر شگرفی گذاشت که فراتر از تجربیات آکادمیک غرب، آن را از لابه‌لای برگ‌های کتاب، به محله‌ها، خانواده‌ها، کوچه‌پس‌کوچه‌های آبادی‌ها و میدان‌های شهرها کشاند تا بسیار عمیق‌تر از آن‌چه که به عنوان «سوگ سیاوشان» در ایران سابقه داشته، این‌بار تحت عنوان «تعزیه» جدالِ همیشگی حق و باطل، خوبی و بدی، ظالم و مظلوم و نهایتاً پیروزی خون بر شمشیر را در قالب ماجرای زمینی ـ آسمانی کربلا و عاشورا ترسیم نماید که البته شرح کامل سیر تدریجی آن در این مقال نمی‌گنجد.

در دوره‌ معاصر، وقتی کودتاگران 28 مرداد، تسمه از گرده‌ی مردم کشیدند و حتی حسینیه‌ها و مساجد و روضه‌خوانی‌ها را تعطیل کردند و مطبوعه‌ها را بستند، هنر ایرانی، این‌بار در قالب «گروه هنر ملی» به کمک آزادی‌خواهی آمد و رژیم، تنها راه را در به ابتذال کشیدن تئاتر می‌دانست که آن هم با هوشیاری هنروران، هنرمندان و مردم هنردوست، راه به جایی نبرد.

به هر حال، زبان هنر خیلی لطیف و عمیق است و انتقال پیام آن سهل و ممتنع. سهل برای هنرشناسان و ممتنع برای کسانی که در این وادی دستی ندارند.

آن‌چه در این مقال، برای مراسم رونمایی از کتاب «گروه هنر ملی از آغاز تا پایان؛ ۱۳۳۵- ۱۳۵۷» در مجموعه‌ی «تاریخ تئاتر ایران در گذر زمان» باید گفت، این‌که جوانان عزیز، به‌خصوص دانش‌جویان و دانش‌آموزان که با کتاب به عنوان تغذیه‌ی روح و فکر، انس دارند و آشنایند، توجه داشته باشند که «کتاب بخوانند، کتابِ خوب بخوانند و کتاب را خوب بخوانند.»

با تشکر از آقای روح‌الله جعفری، که با مهارت، قدرتِ انتقال هنری را در اثر گران‌قدر خود نشان داده‌اند، امیدوارم آن‌چه را که ایشان در این کتاب، مستند و توصیفی از هنر ملی ایرانیان گفته، پلی باشد برای ارتباط علمی بین دو دوره‌ی زمانی که در یک سوی آن گذشته‌ای بسیار طولانی با درخشش‌های فراوان است و در سوی دیگر، آینده‌ای که نمی‌دانیم تا کجا گسترده خواهد بود که انشاءالله هر کس به قدر ظرفیت خود از آن بهره بگیرد و مهم‌ترین نکته این‌که، باید قدر هنرمندان را بهتر و بیشتر بدانیم.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بزرگمردان
در بندِ نامردمان
به اَبَرمردان تبدیل می شوند
چنانکه دانه های انگور
در زندانِ خُم
به شراب.
۲ روز پیش، چهارشنبه
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

نکته اصلی در میدان دید تازه نیما ، حذف متکلم وحده است . یعنی آن دانای کل که راوی ست کنار می رود و جای آن را "ابژه " و پرسوناهای شعری می گیرد . شعر سپید که شاملو میراث پررنگی از آن بنا گذاشت ، تنها یک وسیله بیان است که در تکامل شعر کلاسیک و شعر نیمایی ست . ولی متاسفانه آن نظام فکری که نیما بنیان گذاشت ، کمتر درک شده . ما هنوز در گیر من متکلم وحده در شعر هستیم . در شاعران جدیدهم این مسئله به چشم می خورد . بن بست و بحران شعر امروز ما از این گرفتاری ریشه می گیرد . البته به لحاظ اجتماعی این موضوع ریشه استبدادی دارد که زنده یاد مختاری در کتاب " انسان در شعر معاصر " به آن پرداخته است. اما ، باید توجه کنیم که نیما در جامعه استبدادی هشتاد سال پیش این نظام فکری را پایه ریزی کرد .
اشعار مرغ آمین ، مانلی ، همسایگان آتش ، ققنوس و.. از جمله اشعار درخشان برای حذف ... دیدن ادامه » متکلم وحده در شعر نیماست .
اشعار مرگ ناصری و زمین در شعر شاملو این ویژگی را نیز داراست .
اشعار قصه شهر سنگستان و آن گاه پس از تندر از اخوان هم حذف متکلم وحده را در بر دارد .
اما ، متاسفانه این اشعار در شاعران پس از نیما کم دیده می شود .
شعر امروز ما اگر می خواهد راه به جایی ببرد و از بحران بیرون بیاید باید نظام فکری نیما را که همان میدان دید تازه و حذف متکلم وحده است را درک کند و به کار بگیرد .
توصیه من به دوستان عزیز علاقه مند این است که کتاب " بوطیقای شعر نو - نگاهی دیگر به نظریه و شعر نیمایوشیج " نوشته شاپور جورکش و از انتشارات ققنوس ، را بخوانند و اگر خوانده اند ، دیگر باره و با دقت و تعمق فراوان بخوانند .
۳ روز پیش، سه‌شنبه
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جا دارد یادی کنیم
از پائیز
از گوشه پنجره فصلی
که در آنیم
(بهار خجسته باد)
۴ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

ققنوس




ققنوس، مرغ خوشخوان، آوازه ی جهان،
آواره مانده از وزش بادهای سرد،
بر شاخ خیزران،
بنشسته است فرد.
بر گرد او به هر سرشاخی پرندگان،

او ناله های گمشده ترکیب می کند،
از رشته های پاره ی صدها صدای دور
در ابرهای مثل خطی تیره روی کوه،
دیوار ... دیدن ادامه » یک بنای خیالی
می سازد.
از آن زمان که زردی خورشید روی موج
کمرنگ مانده است ، به ساحل گرفته اوج
بانگ شغال، و مرد دهاتی
کرده ست روشن آتش پنهان خانه را.
قرمز به چشم، شعله های خردی
خط می کشد به زیر دو چشم درشت شب
وندر نقاط دور،
خلقند در عبور.
او، آن نوای نادره، پنهان چنان که هست،
از آن مکان که جای گزیده ست می پرد.
در بین چیزها که گره خورده می شود
با روشنی و تیرگی این شب دراز
می گذرد.
یک شعله را به پیش
می نگرد.

جایی که نه گیاه در آن جاست، نه دمی
ترکیده آفتاب سمج روی سنگ هاش،
نه این زمین و زندگی اش چیز دلکش است
حس می کند که آرزوی مرغ ها چو او
تیره ست همچو دود؛ اگر چند امیدشان
چون خرمنی زآتش
در چشم می نماید و صبح سفیدشان.
حس می کند که زندگی او چنان
مرغان دیگر ار به سر آید
در خواب و خورد،
رنجی بود کز آن نتواند نام برد.
آن مرغ نغز خوان،
در آن مکان ز آتش تجلیل یافته،
اکنون، به یک جهنم تبدیل یافته،
بسته ست دم به دم نظر و می دهد تکان
چشمان تیزبین.
وز روی تپه،
ناگاه، چون به جای پر و بال می زند
بانگی برآرد از ته دل سوزناک و تلخ
که معنیش نداند هر مرغ رهگذر،‌
آن گه ز رنج های درونیش مست،
خود را به روی هیبت آتش می افکند.
باد شدید می دمد و سوخته ست مرغ؟
خاکستر تنش را اندوخته ست مرغ!
پس جوجه هایش از دل خاکسترش به در.

#نیمایوشیج
زهره عمران این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پرندگان به زمین
جرقه میزنند
و کپه های کاه
آتش رقصانشان را
به هواخواهی گرد و خاک ابر انفجارهای کهکشانی
خفه میکنند
حقایق طبقه بندی شده ی زیباییهایت
بایگانی شده اند
و چتر مست ابر
جاده را
شلاق میزند
خبر، کوتاه بود
"جاده از شرم، عرق کرده است"
۵ روز پیش، يكشنبه
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
آقا سلام.
سال نو مبـارک*
۴ روز پیش، دوشنبه
قربان شما سال نو شما هم خوش
۹ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

عاشقانه از بازگشتنت


در من لحظه ی بازگشتنی
لحظه ی ماندن
لحظه ی بوی سوخته ی چوپ
در شلاق زمستان
لحظه ی پیدا کردن توپ گمشده
از دروازه ی پنج سالگی

و دیدار دوباره ات
دیدار اولین انسان
در لحظه ی نجات از آوار


#سپیده ... دیدن ادامه » نیک رو
احسان هیدی این را خواند
زهره عمران ، نوشین پیشوا و امیر هوشنگ صدری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای خسبیده در کنارم برخیز
چشم عاشقان ببین و برخیز
تو سبوی دلم باش و پی بهانه
تا جهان ریزد از عشق تو برخیز
دلها از عشق تو ناله می کند
سرها از بهر تو دیوانه می شود
جان ها در عذاب رویت انگار
شب را به روز میخانه می کنند
دارم از عشق تو نهالی در دل
زین پس تو می شوی نگاری در دل
تا آمدنت جان فشانم ای دوست
گریه ها گلایه کنم ای دوست
رخت می بندم از چشمانت نگارا
قلب حزینم تماشا کند ای دوست....ترنج
۶ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من ساز میزنم پس هستم.
۶ روز پیش، شنبه
ابرشیر ، زهره عمران ، فرشید عباسی و یوسف حبیبی سوها این را امتیاز داده‌اند
هانیه عزیز امیدوارم تجربه های هنری و فرهنگی ات را از طریق تیوال با ما قسمت کنی
۶ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گل شاداب وجود تو
در هیچ گلستانی
یافت نمی شود
من هم آنچه یافت می نشود آنم آرزوست
۶ روز پیش، شنبه
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بختک عشق تو
گلویم را
سخت
فشرد
۶ روز پیش، شنبه
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

هیأت داوران جایزه شعر شاملو، مجموعه شعر «لشگر شکست خورده‌ کلمات»، سروده‌ آیدا عمیدی را به خاطر زبان موجز و منسجم با واژه‌هایی که در پیوندی موسیقایی با یکدیگر به لحن شعر تشخص بخشیده‌اند، استفاده‌ خلاقانه از عناصر آشنای زندگی و اقلیم جنوب کشور، بیان غیرمستقیم تجربه‌ی هولناک جنگ، بازتاب ترس و اضطراب ِ ناشی از زندگی در جهانی نا‌امن با خلق استعاره‌ها و زبانی زنانه، خوانش‌پذیری برای طیف گسترده‌تری از مخاطبان و برخورداری از ظرفیت خوانش‌های خلاق و چندگانه، به عنوان برگزیده‌ اول دومین دوره‌ جایزه‌ شعر احمد شاملو معرفی کرد.
زهره عمران و امیر هوشنگ صدری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

ای وای بر ابری که عاشق شد
امسال را چون سال باران کرد
چشمان شهری پر تلاطم را
با بوس هایش زار و گریان کرد
من هم نوای باد و بارانم
لیلای مجنون تر ز طوفانم
همچون بهاری در دلم اما
هم مسلک فصل زمستانم
۰۴ فروردين
فرشید عباسی ، محسن ، مرتضی کلانی و امیر هوشنگ صدری این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گیسوان تو، سر دراز دارد
از سر تو
تا دل من !

ن.آفتاب
31 مرداد 95
۰۴ فروردين
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای وای بر ابری که عاشق شد
امسال را چون سال باران کرد
۰۳ فروردين
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بی‌خوابی‌ام را
یک شب در آغوش تو چاره می‌کنم!
عشق من
بی‌تابی‌ام را چه کنم ...؟

"عباس معروفی"
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

وفایی نیست در گل ها منال ای بلبل مسکین 

 کزین گلها پس از ما هم فراوان روید از گلها

شهریار
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

با الهام از شعر پرنده من بوکوفسکی


پرنده ای در سینه دارم
به او آب و دانه می دهم
تا بماند .

می خواهد برود .
می گویم :
پرنده جان ،
صبر کن شعرم را بنویسم
بعد برو .
هر وقت می رود
دیگر نمی توانم شعر بنویسم .
آمدن ... دیدن ادامه » او ،
مرا ذوق زده می کند ،
و دوباره شعرم را می نویسم .

#مرتضی_کلانی
دوم فروردین 1396
۰۲ فروردين
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فروردین
ای ماه نو
مقدمت مبارک .

#مرتضی کلانی
اول فروردین 1396
۰۱ فروردين
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو.... بهار....

از دشت ها گذشت نسیم و تو را چشید
عطر تو را گرفت و به گلبرگ ها دمید
از برکت حضور تو هر روز، روز نوست
فصل بهارم از گل خنده ات رسید
این آفتاب صبح بهاری از آن توست
از مشرق نگاه فروزنده ات رسید
رنگین کمان، طرح لبت موقع سلام
هر گل شکفته شد که دمی چهره تو دید
از شوق تو سخن برآورده چلچله
در چشمه سار و رود طنین تو می تپید
آری به یمن آمدن توست این بهار
تقویم در تمام ورق ها تو را کشید
*سال نو مبارک *
فصل بهار، از گل خنده ات رسید.... به نظر تایپ تکه ای از این مصرع جا مانده...منتظرم تا جمله کامل را دوباره بخونم.
ممنونم از خانم شیوا*
۳۰ اسفند
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن
...................
این وزن ابیات شماست...اگر چند بار مقایسه کنید می بینید هنوز به این وزن نرسیده.
مثلا:
فصل بهار، از گل خنده ی تو رسید.
درود درود*
۴ روز پیش، دوشنبه
با سلام و درود فراوان
فکر میکنم
فصل بهار من ز گل خنده ات رسید
مشکل وزنی رو حل کنه
۲ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید