تیوال شعر و ادبیات
S3 : 04:53:25
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
اهدای جایزه بهترین فیلم و بهترین شعر جشنواره فرهنگ به محمد حسن ارجمندی

اولین دوره از جشنواره فرهنگ دانشگاه تهران از ۴ تا ۸ آذر ماه ۱۳۹۶ در بخش‌های مختلف برگزار شد. اختتامیه این جشنواره روز چهارشنبه ۸ آذر در باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران در خیابان ۱۶ آذر با حضور ریاست دانشگاه تهران جناب آقای دکتر نیلی و جمعی از مدیران و استادان دانشگاه و هنرمندان و دانشجویان برگزار شد.
در این مراسم و در بخش بهترین فیلم، تندیس جشنواره به فیلم نامه‌ای به آسمان به نویسندگی و کارگردانی محمد حسن ارجمندی اهداء شد. در بخش شعر نیز جایزه بهترین شعر به غزلی از محمد حسن ارجمندی تعلق گرفت.
بامداد این را دوست دارد
بسیار هم عالی . تبریک
شعر رو هم اگر بنویسید یا لینک بذارید بخونیم که عالی تر هم خواهد شد
۱۱ تیر ۱۳۹۷
سپاس دوست عزیز
۲۳ تیر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بنده ی چیزی نباش تو زندگیت
بنده بودن هیچ وقت خوب نیست....
میلاد مجرد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گاهی ما زنان وقتی راحت در خانه یا محل کارمان نشسته ایم، کامپیوتر را روشن می کنیم و سری به تیوال میزنیم و دلنوشته های خود را مینویسیم و دلنوشته های دیگران را میخوانیم، بد نیست یادی کنیم از کسانی که برای ابتدایی ترین نیازهای خود جان داده اند.
نادیا انجمن (زادهٔ ۶ دی ۱۳۵۹ – درگذشت ۱۳۸۴ برابر ) از شاعران جوان افغان بود که به سرایش غزل و شعر نو می‌پرداخت و عضو انجمن ادبی مخفی کارگاه سوزن طلایی در زمان طالبان بود. این کارگاه در پوشش آموزش خیاطی به زنان، جلسات نقد ادبی و شعرخوانی دایر می‌کرد. او در آن سالها که زنان بدون داشتن محرم، حق بیرون رفتن از خانه را نداشتند، در خانه به‌طور خصوصی درس می‌خواند و در جلسات خصوصی و مخفیانه ادبی هرات شرکت می‌کرد. نادیا در سال ۲۰۰۵ به دلیل ضرب و شتم توسط شوهرش که با فعالیتهای فرهنگی وی به شدت مخالفت بود، کشته شد.
نیست ... دیدن ادامه » شوقی که زبان باز کنم، از چه بخوانم؟ من که منفور زمانم، چه بخوانم چه نخوانم
چه بگویم سخن از شهد، که زهر است به کامم وای از آن مشت ستمگر که بکوبیده دهانم
نیست غمخوار مرا در همه دنیا که بنازم چه بگریم، چه بخندم، چه بمیرم، چه بمانم
من و این کنج اسارت، غم ناکامی و حسرت که عبث زاده‌ام و مهر بباید به دهانم
دانم ای دل که بهاران بود و موسم عشرت من پربسته چه سازم که پریدن نتوانم
گرچه دیری است خموشم، نرود نغمه ز یادم زان که هر لحظه به نجوا سخن از دل برهانم
یاد آن روز گرامی که قفس را بشکافم سر برون آرم از این عزلت و مستانه بخوانم
من نه آن بید ضعیفم که ز هر باد بلرزم دخت افغانم و برجاست که دایم به فغانم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«برگی از تاریخ اصفهان»

میرزا محمدتقی نوری
(از بزرگ ترین تعبیرکنندگان خواب دوران قاجار در اصفهان)

میرزا محمدتقی نوری یکی از علمای قرن چهاردهم در اصفهان بود. او از خاندان نوری و فرزند محمدعلی نوری مازندرانی است. این عالم ربانی یکی از اعجوبه ها و نوادر تعبیر خواب در تاریخ ایران به شمار می رود و حقاً باید او را از اقران و همتایان ابن سیرین به شمار آورد. در اینجا به چند نمونه از تعبیرهای خوابی که ایشان انجام داده و بسیار عجیب و شگفت انگیز بوده و حاکی از تسلط ایشان در این فن در حیطۀ علوم ماوراء الطبیعه است اشاره می نمایم:
1 – یکی دو ماه قبل از قتل ناصرالدین شاه قاجار در سال 1312 هجری قمری او را با لباس عبا و عمامۀ بسیار زیبا در هیأت فحول علما به خواب دیده و از وی تعبیر پرسیده بودند. میرزا محمدتقی گفته بوده است که چیزی نمی گذرد که به قتل خواهد رسید و دقیقاً ... دیدن ادامه » همچنان شد که وی گفته بود. این تعبیر در زبانها افتاده و موجب حیرت همگان شده بود. از وی سؤال کردند که این تعبیر چه مناسبت با آن خواب داشت؟ جواب داد به محض شنیدن خواب این حدیث معروف به خاطرم آمد «من خرج عین زیه فدمه هدر!» (کسی که از کسوت خود خارج شد خونش هدر است.)
2 – مرحوم سید ابوالقاسم دهکردی فقیه عالم معروف اصفهان در خواب دید که پنج تن آل عبا علیهم السلام (حضرات محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین) را لگدمال می کند. او را از این خواب وحشتی عجیب گرفته بود که آیا چه حکمی بر خلاف ما انزل الله داده و چه عملی بر خلاف خمسۀ طیّبه سلام الله علیهم مرتکب شده است؟! یکی دو روز این راز را در دل پنهان داشته از ترس ریختن آبرو جرأت اظهار نمی کرد و دلش هیچ آرام نمی گرفت. ناچار میرزا محمدتقی را دعوت کرده و او را سوگند داد که اگر تعبیر خواب همین است که به ظاهر می آید، راز مرا به کسی باز مگوی تا لوث گناه را به آب توبه بشویم. میرزا محمدتقی چون خواب را شنید پرسید که شما انگشتری پنج تن گم کرده اید؟ گفت آری چند روز است که انگشتری پنج تن خود را گم کرده ام. میرزا تقی گفت این انگشتری در رختخواب شماست. سید ابوالقاسم با تعجب و اعجاب بسیار رختخواب خود بگشود و گم کردۀ خود را در آن باز یافت. بی حد خوشحال گردید و معبّر را دعا و ثنا گفت.
3 – مرحوم حاج میرزا عبدالحسین سیّدالعراقین از علما و رؤسای روحانی معروف اصفهان در خواب دید که حمام مخروبۀ بایری آباد و دایر شده و او در این حمام شست و شو کرده و بیرون آمده و مشغول پوست کندن سیب است و زیر دامنش دو دانه انار پنهان می کند. کسی را فرستاد تا میرزا محمدتقی را به منزل او آوردند و تعبیر خواب از وی پرسید. جواب داد که این خواب را چند تعبیر است، یکی را نخواهم گفت اگر شرط کنی که از این راز نپرسی باقی را می گویم وگرنه دم فرو می بندم و رؤیای تو را بی تأویل می گذارم. سیدالعراقین ملتزم گردید که به شرط عمل کند. میرزا تقی گفت دیری نمی گذرد که تجدید فراش خواهید کرد و از زن تازه دو پسر زیبا پیدا می کنید. سیدالعراقین و اصحابش سخت به شگفت افتادند که حالی صاحب زن و فرزندان است و به هیج وجه در این فکر نبوده و علامتی در کار نیست که زن تازه بگیرد! مدتی نگذشت که زوجۀ اولش وفات یافت. پس از چندی تجدید فراش کرده دو پسر آورد (آقا ضیا و آقا رضا) که هم اکنون در جزو فرزندان آن مرحوم از همه زیباتر و محبوب ترند. مرحوم آقا سید محمد نجف آبادی فقیه عالم مدرس معروف (متوفی 25 ذی القعده 1358 ه.ق) که از دوستان و مصاحبان همیشگی سید العراقین بود و طبعی شوخ و لطیفه پرداز داشت وقتی که تعبیر دو پسر زیبا روی را شنید به مطایبه گفت از حالا خوشحالی می کنیم. همین آقای نجف آبادی روز دیگر دنبال معبّر رفته و با التزام اینکه بازگوی نکند، باقیماندۀ تأویل رؤیا را پرسیده بود. پس از تأکید فراوان در کتمان راز گفت نمی دانم چه پیش می آید که در وقت مرگ ریش سیدالعراقین تراشیده می شود. بدیهی است که استماع این سخن برای یک نفر پیشوای روحانی بیحد ناگوار و وحشت بار بود. بدین سبب مرحوم نجف آبادی تا بعد از مرگ سیدالعراقین این سخن را برای احدی اظهار نکرد. اما چنان پیش آمد که میرزا محمدتقی گفته بود. سیدالعراقین در آخر عمرش به دملی روی چانه دچار گردید که در مریض خانه برای معالجه ناچار محاسن او را ستردند و در همین حال بدرود حیات گفت در شب چهارشنبه دهم شوال 1350 هجری قمری.
رابطۀ حمام رفتن با تجدید فراش و دو دانه انار زیر دامن با دو پسر خوشروی تا حدی معلوم است اما ارتباط ریش ستردن هنگام وفات با پوست کندن سیب جز با الهام قلبی میسر نیست! در احادیث مأثوره خوانده ایم که رؤیای صادقه جزوی از اجزاء نبوت است. حکیم طوس فردوسی گوید:
نگر خواب را بیهده نشمری / یکی بهره باشد ز پیغمبری
میرزا محمدتقی نوری 104 سال پیش در سال 1329 هجری قمری در اصفهان وفات یافت و در تکیۀ بابا رکن الدین واقع در تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد. مزار او در سمت غربی تکیه و پشت بقعۀ بابا رکن الدین قرار دارد و دارای سنگی معمولی است که تاریخ وفاتش را با عبارت سادۀ فارسی روی آن نوشته اند. در اطراف قبر او نیز بعضی دیگر از رجال و نساء خاندان نوری مدفونند. روحش شاد و قرین رحمت الهی باد.

مرجع: تاریخ اصفهان نوشتۀ استاد علامه جلال الدین همایی با تغییرات و اضافاتی از وحید عمرانی
امیر و نیما تابان این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


امروز ششم اسفند ۱۳۹۶ ، نودمین سال روز تولد #امیر_هوشنگ_ابتهاج_سایه
شاعرِ بزرگِ معاصر است .
سال روز تولدِ ابتهاجِ عزیز ، گرامی باد .
در اساطیر یونان آمده است روزی سایکس، همسر جسور و توانمندِ دخترِ پادشاهِ بادها، به همسرش یعنی آلسیونه اظهار داشت که برای امری تجاری مجبور است به سفری دریایی برود. آلسیونه با شناختی که از بی‌سامانی بادها داشت و در زمان غیبت پدر بارها به نظاره‌ی ویرانی کشتی‌ها نشسته بود شدید درهم شد و دل‌آشفته از همسر التماس کرد تا او را هم با خود ببرد؛ بلکه اگر مصیبتی وارد شد با هم در مرگ و زندگی سهیم بمانند. اما همسر نپذیرفت و صلب جان را بر صلب آسایش آلسیونه ارجح دانست. روز خداحافظی در بندر رسید و آلسیونه چنان با التهاب به وداع خواست که گویی دلش گواه از جدایی ابدی می‌داد. از قضا بادها باز سر به جنون گذاشته بودند و همان شب طوفانی درگرفت. سایکس تا دم مرگ تنها نام همسر بر لبش جاری شد و خرسند از نبودِ آلسیونه در این مصیبت، راهی دیار زیرین شد. آلسیونه اما ناغافل تا ... دیدن ادامه » روزها و روزها پس از مرگ همسر با دل‌پریشانی به بارگاه هِرا، خدابانوی ازدواج و زندگی متاهلان، دعا می‌کرد تا همسرش سالم به خانه بازگردد. هرا که از این میزان پایبندی موثر شده بود به خداوندگار خواب و رویا یعنی هیپنوز دستور داد تا به شکل سایکس درآمده و به آلسیونه خبر مرگ همسرش را برساند. هیپنوز دستور هرا را اجرا کرد؛ اما به نیابت، پسرش مورفیوس را به سوی آلسیونه فرستاد. او هم به آلسیونه در خواب خطاب زد که:《ای همسر بیچاره، من شوهرت هستم که تا دم مرگ نام تو را از زبان نیانداختم. برای دیدار من به ساحل بیا....》 بنا نبود آلسیونه جسد همسرش را ببیند. اما او که می‌دانست این خواب از سوی خدابانوی تعهد و تاهل آمده به سوی بندر شتافت و تا صبح چشم از افق برنداشت. کم‌کم از دوردست جسمی شناور معلوم شد. آلسیونه بی‌مهابا به آب زد؛ اما به جای شنا متوجه شد بر روی بستر آب پرواز می‌کند. او به پاس وفاداری و ایمانش به پرنده‌ای تبدیل شد... و سایکس نیز که لحظه‌ای از نام او غافل نشده بود پاداشش را گرفت و به صورت پرنده‌ای از بستر آب برخواست و در کنار همسرش به آسمان رفت. هر سال هفت روز است که دریا آرام می‌گیرد. این روزها همان‌هایی هستند که بادها به دستور خداوندگار باد می‌ایستند تا پرندگانِ دریا بر لانه‌شان تخم بگذارند و بی‌نگرانی به زندگی بپردازند. این طلسم، با سر از تخم بیرون آوردن جوجه‌ها می‌شکند و به انواع دسیسه‌های جاری از بادهای طغیان‌گر به نبرد برمی‌خیزد. به این ایام در برخی فرهنگ‌ها آلسون و در برخی سایکسون نام داده‌اند..... باشد دل داغداران سانچی خوش باشد که جایی پرنده‌شان با نام آن‌ها بر زبان منتظر روزی است که به سوی هم بال بکشند و به آسمان پرواز کنند.
Ali این را خواند
مریم زارعی، هیچکس، نرگس، سین.شین، پریسا حیدری و عباس الهی این را دوست دارند
چقدر خوب
و چقدر مطلب به جایی در این بحران اتفاقات
۲۵ دی ۱۳۹۶
سپاسگزارم....
۲۵ دی ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمود دولت‌آبادی، محمدرضا شجریان، ناصر تقوایی و کوروش شیشه‌گری چهار هنرمندی بودند که برنده نشان عالی هنر برای صلح سال 96 شدند.

به گزارش ایسنا، در مراسم ویژه جشنواره هنر برای صلح که عصر پنج‌شنبه (23 شهریور ماه 96) با حضور جمعی از هنرمندان برگزار شد،‌ از چهار چهره هنری کشور در عرصه‌ هنرهای تجسمی، موسیقی، ادبیات و تئاتر با اهدای نشان صلح تقدیر شد. محمود دولت‌آبادی، محمدرضا شجریان، ناصر تقوایی و کوروش شیشه‌گری چهار هنرمندی بودند که برنده نشان عالی هنر برای صلح سال 96 شدند، اما تنها محمود دولت‌آبادی در مراسم حضور داشت.

در ابتدای این مراسم، مجید رجبی معمار (مدیرعامل خانه هنرمندان ایران) در سخنانی کوتاه، اظهار کرد: میان صلح و هنر نسبت طبیعی و بدیهی وجود دارد. چند سالی است که تعدادی از هنرمندان جوان ما تلاش می‌کنند تا این جشنواره هنر برای صلح برگزار ... دیدن ادامه » شود. در این چند سالی که کنار این دوستان بودم حس می‌کنم در جشنواره امسال تلاش آن ها و همراهی اهل هنر بیشتر شده است.
رها باصفا این را خواند
نیلوفر ثانی و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جذامیان به ناهار مشغول بودند و به منصور حلاج تعارف کردند،
حلاج بر سر سفره آنها نشست و چند لقمه بر دهان برد.
جذامیان گفتند: شاگردانت بر سر سفره ما نمی‌نشینند و از ما می‌ترسند.
حلاج گفت: آنها روزه‌اند و برخاست.
غروب، هنگام افطار حلاج گفت: خدایا روزه مرا قبول بفرما.
شاگردان گفتند: استاد ما دیدیم که روزه شکستی.
حلاج گفت:
روزه شکستیم، ولی دل نشکستیم ...
Yasi این را خواند
زهره عمران، تیلا بختیاری و امیر هوشنگ صدری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان ِ اهل ادب اگر به شعرخوانی علاقه مندید این همایش رو از دست ندید:

پنجمین_همایش_بزرگ_شعر_و_موسیقی
کانون_ادبی_زمستان


باحضور و شعرخوانی:
#اکبر_آزاد
#حامد_ابراهیم_پور
#مهدی_استاد_احمد
#ارمغان_بهداروند
#علیرضا_بدیع
#سامی_تحصیلداری
#پیمان_سلیمانی
#حسین_سلیمانی
#اسداله_شعبانی ... دیدن ادامه »
#آرش_شفاعی
#حمیدرضا_شکارسری
#محمدعلی_شیرازی 
#جلیل_صفربیگی
#حمیدرضا_صمدی
#هرمز_علیپور
#عبدالجبار_کاکایی
#کبری_موسوی
#مهدی_موسوی_میرکلایی
# محمدسعید_میرزایی
#سابیر_هاکا

با اجرای بهترین های موسیقی کشور
* نام خوانندگان برنامه پس رزرو کارت های ورود اعلام خواهد شد

+ مراسم نکوداشت و تجلیل از دو هنرمند بزرگ ایران عزیز
+ پخش نماهنگ و ویدیو تئاتر راز

زمان برگزاری:
سه شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۶
ساعت ۱۷

نشانی:
خیابان شهیدگمنام. ابتدای بزرگراه کردستان
#تالار_ایوان_شمس


* برای رزرو صندلی (رایگان) روز یکشنبه ۱۷ اردیبهشت ۹۶ از ساعت ۱۷ با شماره های زیر تماس بگیرید
* اولویت با کسانی است که زودتر تماس می گیرند
* تعداد صندلی ها محدود بوده و تعدادی محدودی کارت فاقد صندلی نیز برای کسانی که نتوانستند صندلی رزرو کنند در نظر گرفته شده است که طریق همین شماره ها قابل رزرو می باشد

09354924031
09039546628
09216386609
09395839997
سید حامد حسینیان، نیلوفر ثانی و شهاب این را خواندند
مصطفی آذرکمان و بامداد این را دوست دارند
بسیاری از چهره های سرشناس شعر و ادبیات در این همایش حضور دارند.
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۶
چه جالب. هر دو نفر اسمشون مهدی موسوی هست؟!
۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۶
بله :) بهرحال اسم مهدی و فامیلی موسوی خیلی رایج و زیاده ..
اما از نظر شعری مهدی موسوی خیلی قوی تر از آقای میر کلایی ست .
جالبه که گاهی این شباهتها عمدیه . مثل تغییر اسم خانمی که رمانهاشو با نام نیلوفر لاری و لاری پور چاپ میکنه که البته جیغ و فریاد نیلوفر ... دیدن ادامه » لاری پور اصلی رو درآورده :))
۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
... موضوعات روزمره را ناچیز می شمردند، از داشته های مهم خود مانند کسانی که دوستشان دارند، از تغییر فصول، از شعر و موسیقی که مدت های مدیدی از آنها غافل مانده بودند، شاکر و شادمان می شدند. یکی از بیمارانم می گفت: "سرطان روان رنجور را شفا می بخشد." اما افسوس که انسان باید تا لحظات آخر زندگی، هنگامی که بدنش مورد تهاجم سرطان قرار می گیرد، منتظر بماند تا بیاموزد چگونه زندگی کند.
دکتر اروین دیوید یالوم
امید فرجی این را خواند
شکیبا و وحید عمرانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
(بتهوون) در سی و دو سالگی و در نومیدی حاصل از ناشنوایی اش نوشت: چیزی مرا از خاتمه دادن به زندگی ام بازداشت. "هنر" به تنهایی این کار را کرد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شمس
یک نامه همواره به کدام مقصد می‌رسد؟

درباره‌ی خبر انتشار نامه‌هایی از فروغ فرخزاد

عبارت مشهوری از لکان وجود دارد که «یک نامه همواره به مقصدش می‌رسد»( une lettre arrive toujours à sa destination )،اما آیا مقصد نامه همیشه آن نشانی‌ای است که در پشت آن نوشته شده ‌یا مخاطب ظاهری نامه است؟در این معناست که نامه جایی در فضای پس از خود باز می‌کند که دیگر متعلق به صاحب‌ «اصلی» نامه نیست،نامه به مقصد می‌رسد،حتی اگر این مقصد دیگر نشانی‌ای نباشد که در پشت آن حک شده است.به این ترتیب، نامه از مقصد اولیه‌ی خویش خارج شده و مسیر تازه‌ای را دنبال می‌کند.
خبر انتشار قریب الوقوع تعدادی از نامه‌های فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان(که گلستان خود آن ها را در برای انتشار در اختیار قرار داده است) پس از نیم قرن سکوتِ گلستان اکنون پرسش‌های گوناگونی را در بطن اظهارات ضد و نقیضی مطرح ... دیدن ادامه » می‌کند که او درباره‌ی فروغ داشته است.پیش از این گلستان در اکثر مصاحبه‌های خود با این بیان که رابطه‌ی فروغ با او مسئله‌ای شخصی بوده است،از هر گونه سخن گفتن درباره‌ی فروغ طفره رفته است.در مصاحبه‌ی پرویز جاهد با او در کتاب «نوشتن با دوربین»،بیانات زمخت،سرد و آزار دهنده گلستان درباره‌ی فروغ و آن خطاب «طفلکی» برای فروغ با لحن ظاهراً بی‌تفاوت گلستان این گونه ادامه می‌یابد که فروغ برای جواب دادن تلفن‌ها و منشی‌گری به گلستان فیلم آمده است(که البته نادرست هم نیست،اما اصل و همه‌ی مطلب نیست).در حقیقت او به نحوی تا کنون در پی انکار این مسئله بوده که اساساً فروغ را دوست می‌داشته،برعکس،همواره می‌خواهد نشان دهد این فروغ بوده که عاشق او بوده است،اما اظهارات کاوه‌ گلستان و عملکرد نیم قرن اخیر خود او حکایت از تاثیرات قاطع مرگ فروغ بر زندگی گلستان دارد.دلیل این انکار چیست؟ از چه چیز یا چه کسی باید ترسید که نیم قرن سکوت کرد،و آن‌گاه،به صورتی یک طرفه تنها نامه‌های فروغ را منتشر ساخت.نامه‌هایی که دست‌کم یکی از آن‌ها که اکنون در دست‌رس عمومی قرار دارد،قرار است به ما بگوید که فروغ عاشق گلستان بوده.نامه به تاریخ 17 ژوئیه ؟ (احتمالاً متعلق به اوایل دهه ی شصت میلادی یا همان حوالی)در زمان سفر فروغ به آلمان بوده است.اما این شیوه‌ی گزینشی در «انتخاب نامه‌ها» بی‌شک نمی‌تواند پژوهشگری را که در مورد زندگی فروغ تحقیق می‌کند،اقناع سازد.به ویژه این که فروغ در مدت آشنایی خویش با گلستان دو بار اقدام به خودکشی کرده است.این همه هم چنان بی جواب مانده و بنا به اظهارات اخیر انتشار یافته از گلستان‌،با این مضمون که زندگی خصوصی و عمومی هنرمند تمایز ناپذیر است،باید پرسید که چرا نامه‌های گلستان به فروغ و دلایل شدید افسردگی فروغ در سال‌های آخر زندگی‌اش دست کم در مقاطعی،کاملاً مسکوت است،همان زمانی که گلستان،«خانه سیاه است» را بدون اطلاع فروغ از جشنواره کن خارج می‌کند؟ و موارد مبهم دیگر....
بی شک فروغ می‌دانسته که در «بن‌بستی» سهمناک گرفتار شده است،در پارادوکس شدید عاطفی ای که او را به نحو عجیبی می آزرده...فروغ با صداقت و مهربانی مثال زدنی‌اش همواره از قرار گرفتن در این رابطه حسی دوگانه از شرم و عشق را حمل می کرده...از سویی فشارهایی گسترده از اطراف و از سویی حس این که ممکن است به نزدیکان کسی که دوست‌اش می داشته ضربه بزند...و حل این همه برای او به طرز چاره ناپذیری ناممکن بوده است.در حقیقت،سویه‌ی دیگر این امر، گلستان، ناتوان از ارائه‌ی افقی جدید برای رابطه‌شان بوده است.
چرا گلستان از گفتن این واهمه دارد که فروغ را دوست می داشته...ما در پی پنهان کردن چه‌ایم و چه غروری را حمل می‌کنیم؟ دست کم در این رابطه،از آن بعدی که به فروغ مربوط است،چه چیزی بهتر و مهم‌تر از زندگی فروغ بود که نباید به ورطه شدید یک انهدام می‌رسید؟ و آیا فرصت دوست داشتن این قدر ناچیز است که آن را با غرور و ترس از گفتن «دوستت دارم‌ها» به هدر دهیم.و فروغ فرصت کوتاه خودش را عاشقانه زیسته بود،فرصتی که پس از گذشت نیم قرن،اکنون ‌می‌توان آن را از صداقت و روشن بینی‌ای دریافت که فروغ را از تاریکی به روشنایی‌ها برده است....و او را در عشق رو سپید کرده....
آری قضاوت چه آسان است،خصوصاً برای آنان که در جایگاه دائمی صدور و اجرای احکام‌ درباره دیگران اند،برای کسانی که از کوچک ترین آزمایشات در زندگی،بزرگ ترین فجایع را می آفرینند،از این رو بار دیگر به این بیان دلوز باز می‌گردیم که قضاوت را به تعلیق درآوریم و پایان دهیم...«نامه همواره به دست کسی که باید برسد خواهد رسید»....

شمس عزیز ، یکبار دیگر با خواندن نوشته ای از شما فروغ شمس را در ضمیرتان دیدم

عشق و دوست داشتن در لیاقت هر کسی نیست. آنکه درکش نمی کند و آنرا دروغ و فریب میپندارد،در گریز از آن به دلایل واهی پناه می برد، تن و جان را رنجور می کند، از منطق می گویددر وادی بی ... دیدن ادامه » منطقی و عشق یگانه را به پای عقل و غرور قربانی می کند
آنکه عاشق است نه تنها از ابرازش نمی هراسد بلکه شیرین تر از عشق و عاشقی کردن چیزی پیدا نمی کند، اگر ترسید عاشق نیست. فروغ عاشقی یگانه بود همانطور که شما به زیبایی فرمودید :
"فروغ فرصت کوتاه خودش را عاشقانه زیسته بود،فرصتی که پس از گذشت نیم قرن،اکنون ‌می‌توان آن را از صداقت و روشن بینی‌ای دریافت که فروغ را از تاریکی به روشنایی‌ها برده است....و او را در عشق رو سپید کرده "

"قضاوت را به تعلیق درآوریم و پایان دهیم...«نامه همواره به دست کسی که باید برسد خواهد رسید»"

بی نظیر بود،مثل همیشه
سپاس از حضور بی همتایتان
۱۰ آبان ۱۳۹۵
شمس بزرگوار و خوش اندیشه، درود
به حقیقت لذت بردم از اشتراک ارزنده تون که سخاوتمندانه با ما سهیم‌شدید.
فرای از درگیر ذهنی که در خصوص این بخش از زندگی بانو فروغ برایم حاصل شد؛ در پایان مطلب جمله ای بیش از همه توجهم‌را جلب کرد، جمله ای که اغراق نیست اگر ... دیدن ادامه » بگویم در مواجهه با مسائل گوناگون زندگی دغدغه و صدای ذهن من است؛
« آری قضاوت چه آسان است،خصوصاً برای آنان که در جایگاه دائمی صدور و اجرای احکام‌ درباره دیگران اند...»
پاینده باشید جناب شمس گرانقدر...
۱۶ آبان ۱۳۹۵
شمس
پرند گرامی درود بر شما،
اهمیت هنر و اندیشه فروغ در دوران معاصر آن چنان ژرف است که ناگزیز هر بار او را به شکلی دوباره و تازه تر کشف می کنیم،گویی به گونه ای چاره ناپذیر مجبوریم آن چه را که ظاهراً درباره ی او بدل به بخشی از دانسته های مان شده است به حالت تعلیق ... دیدن ادامه » درآوریم...ناچاریم تنهایی عظیم اش را بارها و بارها مرور کنیم،با سطرهایش بگرییم و درد «در ته نگه داشته شدن »را از اعماق بچشیم،هم چنان که خودش گفته است:«چرا مرا همیشه در ته دریا نگاه می داری؟».این تازگی و بدعت فروغ است که هر بار شعر و هنرش را می نگریم،گویی نخستین باری است که با آن مواجه شده ایم،درست مثل وقتی که حافظ می خوانیم...آن چه برای بنده یقین است این است که فروغ در چرخش نهایی زندگی خویش به جستجویی تازه رهیافته است،«جستجوی نور» که داستان همیشه فرهنگ ایرانی از زرتشت تا سهروردی و عین القضات همدانی ،و از آن ها تا دوران معاصر بوده است...بی شک فروغ به افقی دست یافته که تجربه ی زیستی او را به غنایی برای آینده بدل کرده است تا هنر و زندگی او را هم چون پشتوانه ای بی بدیل برای رفتن به فراسوی آن تجربه ها،ابدی کند.....

سپاس از شما و لطف تان،موید و سرفراز باشید.....
۱۷ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفت: "اگر خواهی که دنیا را بینی - که بعد از تو چون خواهد بود - بنگر که بعد از مرگ دیگران چون است"

تذکره‌الاولیا - شیخ فریدالدین عطار نیشابوری - ذکر حسن بصری
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رونمایی از غزلیات ادیب برومند در‌کانون زبان پارسی

کانون زبان پارسی وابسته به بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، انجمن فرهنگی افراز و شرکت سهامی انتشار، میزبان عده زیادی از شخصیت‌های علمی و فرهنگی کشور بودند تا در مراسمی ، از کتاب “درد آشنا” مجموعه غزلیات استاد عبدالعلی ادیب برومند رونمایی شود.

http://anjomanafraz.com/?p=3553
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ندیم اختر متولد ایالت بیهار هندوستان در سال 1987 از پدر و مادری هندی متولد شد.

تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در ایالت بیهار گذرانده و در سال 2006 موفق به ورود به دانشگاه جواهر لعل نهرو برای تحصیل در رشته ادبیات فارسی شده و تا مقطع دکترا این رشته را ادامه داده است.موضوع پایان نامه مقطع دکترا را شخصیت پردازی در رمان بوف کور انتخاب نمود.وی تاکنون در کنفرانسهایی مختلفی در رابطه با ادبیات فارسی در کشورهای نروژ، کانادا، انگلیس و ترکیه همچنین در شهرهای مختلف هند شرکت نموده است. در دانشگاه کمبریج در خصوص آقای ادوارد ایستک (کسی که حاصل سفر 6ماهه خود به ایران را در قالب سفرنامه نوشته است)مقاله ارایه داد.مقاله ایشون که مربوط به کشف خانه صادق هدایت در شهر بمبیی می باشد در دایره المعارف Encyclopedia Iranica در سال 2015 ثبت گردید همچنین مقاله های تحقیقی ایشون تابحال در مجلات ... دیدن ادامه » متعدد هندی و ایرانی چاپ شده است. وی هم اکنون به منظور گذراندن فرصت مطالعاتی 6ماهه در دانشگاه تهران به ایران آمده و در حال یادگیری زبان پهلوی نزد یکی از اساتید رشته مذکور می باشد.
دکتر ندیم اخگر همین پنجشنبه در کتابخانه آینده درباره صداق هدایت صحبت خواهد کرد .
موقوفات دکتر افشار ولیعصر سه راه زعفرانیه کوچه عارف نسب
وحید هوبخت، شباهنگ، مجتبی مهدی زاده، maria، یاسمن و پرند محمدی این را خواندند
سین الف و آرزو نوری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چهارشنبه(همین هفته) 29 مهر ساعت پنج عصر- شب شارل بودلر در محل کانون زبان فارسی برگزار می شود. در این مراسم از کتاب جنون هشیاری نوشته دکتر داریوش شایگان بهمراه سخنرانی وی رونمایی خواهد شد. همچنین برونوفوشه سفیر فرانسه در تهران نیز سخنرانی درباره این شاعر بزرگ فرانسوی خواهد داشت. از دیگر سخنرانان شب بودلر ،دکتر حامد فولادوند، گلچهره سجادیه و محمد منصور هاشمی خواهند بود.

موقوفات دکتر افشار ولیعصر سه راه زعفرانیه کوچه عارف نسب

بسیار عالی .. درود به شما برای این آگاهی رسانی فوق العاده
حتمن خواهم بود

۲۸ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
 
پنجشنبه 23 مهر ماه 1394 ساعت 9 تا 11/30 صبح ، دکتر پروانه پورشریعتی مهمان کتابفروشی آینده است.

دکتر پروانه پورشریعتی در حال حاضر استاد ایران‎ شناسی و اسلام شناسی در دانشگاه تکنولوژی شهر نیویورک است و محقق مهمان در مؤسسه تحقیقات در مطالعات باستانی دانشگاه نیویورک. دکتر پورشریعتی به مدت 14 سال در دانشگاه ایالتی اوهایو در بخش زبان و فرهنگ خاورمیانه تدریس کرده است.

پورشریعتی که دختر ارشد زنده یاد هوشنگ پورشریعتی ، یکی از استادان پیشکسوت روزنامه نگاری در ایران است، در تهران به دنیا آمده و مدرک کارشناسی در رشته جامعه شناسی را از دانشگاه نیویورک و مدرک کارشناسی ارشد را در رشتۀ تاریخ از دانشگاه کلمبیا دریافت کرده است. تحقیقاتش در زمینۀ تاریخ و فرهنگ اجتماعی ایران، خاورمیانه، قفقاز و آسیای میانه در تاریخ متأخر و قرون وسطی است. پورشریعتی مقالات متعددی ... دیدن ادامه » در زمینۀ تاریخ ساسانیان،تواریخ محلی ایران، منابع پارتی شاهنامه، حماسه‎های ملی و پرستش مهر و عیاری در مجلات تخصصی بین‎المللی داشته و عضو هیئت تحریره نشریه مطالعات ایرانی است. کتاب بحث‎برانگیز او تحت عنوان افول و سقوط ساسانیان که در 2008 در آمریکا منتشر شده به زبان های عربی و فارسی ترجمه شده و در دست چاپ است.
خیابان ولیعصر سه راه زعفرانیه خیابان عارف نسب شماره 12
مجتبی مهدی زاده، نیکو تاجیک و مجید سلیمی این را خواندند
بامداد این را دوست دارد
چرا کتابش بحث برانگیز شده آیا شما مطالعه فرمودید ، اگر بله کمی از کتاب را در حد دو سه سطر بنویسید خصوصن از آن قسمت ها که بحث برانگیزه ، البته جسارت میکنم اگر سختتان نباشد
۲۴ مهر ۱۳۹۴
خیر دوست عزیز هنوز چاپ نشده و در دسترس عموم قرار نگرفته است . من این متن را برای اطلاع رسانی کپی کرده ام . سپاس
۲۴ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پنجشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۴ کتابفروشی آینده ساعت ۹ تا ۱۱/۳۰ صبح میزبان دکتر هوشنگ دولت آبادی است. 

هوشنگ دولت‌آبادی زادۀ اصفهان و پزشک متخصص غدد درون‌ریز و متابولیسم است، ولی علاوه بر اینکه پزشکی حاذق و موفق است، در حوزه‌های گوناگون فرهنگی وادبی نیز همواره فعال و پرتوان پیش می‌رود. در آثار او عشقی عمیق به سرزمینش ایران و شیفته‌گی به تاریخ، فرهنگ، و مردم کشورش آشکارا نمود دارد. تا کنون مقالات متعددی از دولت‌آبادی در زمینه‌های جامعه‌شناسی، جامعه‌شناسی فرهنگی، شاهنامه‌پژوهی، ادبیات، تاریخ، سیاست، و هنر در مجلات مختلف، از جمله مجلۀ بخارا منتشر شده است. او چندین رمان و داستان کوتاه نوشته و اثری نیز دربارۀ دین باستانی زروان منتشر کرده است. هم‌چنین در زمینۀ ترجمۀ آثار به زبان فارسی هم فعالیت می‌کند.

از آثار منتشر شده دکتر دولت آبادی می‎توان ... دیدن ادامه » به: رشته دراز آرزو، جا پای زروان، بی بی فیروزه، سودای زندگی و توصیف گمشده  تهاجم به قلم کنراد لورنس را نیز در کارنامه خود دارد. 

دکتر دولت آبادی پنجشنبه درباره دین زروان از دوران باستان تا امروز سخن خواهد گفت و به پرسش های دانشجویان در همین زمینه پاسخ خواهد داد. 


خیابان ولیعصر، سه راه زعفرانیه، خیابان عارف نسب، شماره ۱۲ 
سین الف، مجتبی مهدی زاده و مهدی.. این را خواندند
بامداد و قمرالزمان درخشان این را دوست دارند
چقدر خوبه که همونقدر که به ایران از منظر اسلامی نگاه میشه ... بصورت ملی هم تحلیل و تدقیق صورت بگیره .
متاسفانه این نگاه دوآلیستی دینی و ملی ؛ به شدت به ضرر تاریخ عظیم ایران تموم شده ... گویی ایران قدمتی حدود سیصد و پنجاه سال بیشتر نداره .. که شوربختانه گاهی ... دیدن ادامه » هم به نظر میرسه سی و شش سال !

بسیار ممنونم برای این اطلاع رسانی ..

امیدوارم تاریخ رو بخونیم ...

۱۵ مهر ۱۳۹۴
خواهش میکنم بامداد عزیز . امیدوارم دوستان در پنجشنبه های کتاب فروشی آینده حضوری فعال داشته باشند . سپاس
۱۵ مهر ۱۳۹۴
کتاب فروشیها امن ترین نقاط جهانند . یگانه و با شکوه ...

چقدر عالی که این اتفاقها داره در یک کتابفروشی رخ میده .

به امید خدا همه قدر این فرصت رو بدونیم . باز هم از شما تشکر میکنم

۱۵ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شب شاعر و ایرانشناس گرجستانی فردا یکشنبه(دوازدهم مهر ساعت پنج) در محل کانون زبان فارسی برگذار می شود. این شخصیت ادبی گرجستان رساله دکتری خود را با عنوان (ترکیب قافیه فارسی) گذراند. در این مراسم سفیر گرجستان و چند تن از ایرانشناسان گرجی سخنرانی خواهند کرد و همچنین فیلم مستندی از زندگی کوته تی شویلی به نمایش در خواهد امد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من فهرستی از آنچه در مدرسه به ما یاد نمیدهند را تهیه کرده ام :

آنها به ما یاد نمیدهند که چگونه کسی را دوست بداریم.
آنها به ما یاد نمیدهند که چگونه در شهرت، به درستی زندگی کنیم.
آنها به ما یاد نمیدهند که چگونه در گمنامی، از زندگی لذت ببریم.
آنها به ما یاد نمیدهند که چگونه از کسی که دیگر دوستش نداریم، جدا شویم.
آنها به ما یاد نمیدهند که به آنچه در ذهن دیگری میگذرد، فکر کنیم.
آنها به ما یاد نمیدهند که به کسی که در حال مرگ است، چه بگوییم.
آنها به ما هیچ چیزی را که ارزش یاد گرفتن داشته باشد، یاد نمیدهند.

جلد نهم از کتاب «مرد ماسه ای» / نیل گیمن
درود بر شما بانو..مطلب بسیار مفیدیست من میل دارم با اجازه شما چند نکته دیگر هم به این پست اضافه کنم لطفاً جسارت بنده
را به دیده اغماض بنگرید سپاسگزارم.....

آنها به ما یاد نمیدهند که چگونه یک انسان واقعی باشیم
آنها به ما یاد نمیدهند چگونه اشکی از دیده یتیم ویا دردمندی پاک کنیم.
آنها به ما یاد نمیدهند که وجدان بنی آدم یعنی چه...
آنها به ما یاد نمیدهند فرق شکم سیر و گرسنه یعنی چه ...
آنها به ما یاد نمیدهند که فروختن اعضای بدن از روی فقر یعنی چه
آنها به ما یاد نمیدهند که نداشتن سرپناه وخوابیدن زیر پلها یعنی چه
......و ... دیدن ادامه » آنها خیلی چیزهای دیگر که به ما یاد نمیدهند....
ولی آنها چیزهائی را که نباید یاد بگیریم ..یاد میدهند....
۱۷ شهریور ۱۳۹۴
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﻢ ﺧﻮﺏ ﯾﮏ ﺟﻠﺪ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﯿﺸﻪ
۱۷ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید