آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال شعر و ادبیات
S3 : 08:14:54 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
کارم شده التماس کردن از ماهی قرمز کوچک که اعدامش در آن حوض بی آب تفسیر شد...
ودر کنار آن حوض تهی به تو فکر می کنم و کمی بعد با چهره ی ماهی قرمز کوچک بر خورد می کنم .

من در خیالم همیشه تو را در آن حوض پر آب تماشا می کنم ...
و همیشه برایم آشنا بوده ای ...بر عکس تو.......
من فراموش کرده بودم که ماهی قرمز کوچک فراموش کار است .البته من تو و ماهی قرمز کوچک را یکی نمی دانستم...
من به عمرم ماهی قرمز را لمس نکرده بودم ...
من نمی دانستم اگر ماهی قرمز را در دست بگیری خواهد مرد ....
ولی ماهی قرمز کوچک خوب می داند که در فراقش به یلدا نخواهم رسید.

من طعم تن ماهی قرمز را ... دیدن ادامه ›› نچشیده ام....

من همیشه از لمس کردن ماهی ها در گریز بوده ام ولی این ماهی قرمز کوچک عجیــــــــب مرا به سمت خود می خواند ....

و این ماهی قرمز کوچک است که مرا به زوال می کشد و در قهقهه ی مستانه اش به من دروغ می گوید.

من ماهی ها را می دیدم ولی همیشه برای لمس نکردنشان سماجت داشتم ...
خوب می دانم که آن هم یک ماهی است که در تنگ بلورینش دلربایی می کند و در نور چقدر زیباست.
و من این ماهی قرمز کوچک را هیچ وقت فراموش نمی کنم ...و تا ابد ماهی قرمز دیگری را لمس نخواهم کرد...
.

.

.

یلدا آمد ....
و ماهی قرمز که زمانی کوچک بود اکنون بزرگ شده است...
وهنوز در تنگ بلور دل من است .....
ولی دیگر اثری از من نیست .و من با ماهی درونم از میان انسان های روی زمین می روم و ماهی را با خودم می برم که دیگر کسی او را نبیند ...

که مبادا او را لمس کنند و من دوباره قالب تهی کنم...

ماهی قرمز کوچک فراموش شدنی نیست .........
جهانِ نوشته های شما زیباست و با ارزش..مرسی
۲۹ شهریور ۱۳۹۴
ماهی قرمز کوچک فراموش شدنی نیست ...
۳۰ شهریور ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
وقتی به تو فکر میکنم تمام اندیشه هایم گنگ می شود ..

و تو آن ماهی قرمز کوچک زیبایی که از دریا گریزانی ...


تو....همان ماهی قرمز کوچک تنگ افکار منی که با تمام حجم کوچکت درون ذهن من جا نمی شوی...


به ناچار باید به خانه ی دلم روی که وسعتش به قدر یک مشت بسته ام و گاه به وسعت تمام عشق تو زیاد می شود ...


برای ماهی قرمز کوچک
زیباست
۲۹ شهریور ۱۳۹۴
به وسعت تمام عشق تو...
ممنون
زیباست
۳۰ شهریور ۱۳۹۴
زیباست...
۳۰ شهریور ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید
عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید
ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی

|حافظ|

محسن نامجو داره تو گوشم میخونه :)
۰۱ بهمن ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
Black eye captain

Black eye enemies captain is so close
White face,gray soul a worrior pose

No guard to hold back the deadly hunt
Disarmed while she got the front

listen, Her head on my bony chest
The beaten king wanna manifest

My heartland,my love soward granted
My new born son is granted

M.Sh
August ... دیدن ادامه ›› 2013
سرکرده ی چشم سیاهان نزدیک است
چهره ای سپید روحی خاکستر گون حالتی جنگاور
بی هیچ دفاعی از شکار خونین
انگاه که سنگرم فرو میریزد خلع سلاح میشوم

سرش بر سینه ی استخوانی ام گوش کنید
پادشاه شکست خورده نطق میکند
سرزمین قلبم دشنه ی غرورم را تسلیمت میکنم
فرزند تازه متولد شده ام را تسلیمت میکنم...

م.ش
مرداد 92
احسنت دوست گرامی
۰۱ شهریور ۱۳۹۲
well done
۰۱ شهریور ۱۳۹۲
تشکر از دوستان
۲۹ آذر ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بیا لبخند بزنیم...

بدون انتظار هیچ پاسخی از ذنیا...
در هیاهوی زندگی دریافتم

چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت,در حالیکه گویی ایستاده بودم

چه غصه هایی که فقط باعث سپیدی مویم شد, در حالیکه قصه ای کودکانه بیش نبود

دریافتم کسی هست که اگر بخواهد میشود و اگر نه نمیشود, "به همین سادگی"...

کاش نه میدویدم و نه غصه میخوردم ,

فقط او را میخواندم...!
کاش
کاش
کاش
آره کاش فقط او را میخواندم.
سارا جان خیلی زیبا بود .
۲۹ آبان ۱۳۹۱
عالـــــــــــــی...
۰۶ آذر ۱۳۹۱
لایک!بسیار
.
.
.
سپاس بانو جان
۲۱ آذر ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یافته هایت را با باخته هایت مقایسه کن,اگر خدا را یافتی هرچه باختی مهم نیست...

سلامی دوباره به همه ی بروبچه های دیوار;

من مدت زیادی بود که به سایت تاترشهر سرنزده بودم چون دیده بودم که خبری از دیوار نیس و راستشو بخواین از وقتی که دیدم نه دیواری هست نه دیواریی و نه یادگاری خیلی ناراحت شدم.و وقتیم که اتفاق از دست دادن صمیمی ترین دوستم برام پیش اومد دیگه نتونستم بیام سر بزنم.

اما الان خیلی خوشحالم که میبینم دیوار به راهه و اون جو صمیمی و گرمش به برقرار.

پس سلامی دوباره به برو بچه های قدیمی دیوار و سلامی نو و خوش آمدگویی به بچه هایی که تازه به این جمع صمیمی و پرانرژی پیوستند...
سلام، جاتون خالی بود..
۲۶ آبان ۱۳۹۱
ممنون از همه ی دوستان...
۲۶ آبان ۱۳۹۱
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید