تیوال تئاتر | اخبار | نگاه کوتاه به نمایش "هملت تهران ٢٠١٧"
T1 : 04:12:00

وقتی که خلاقیت با چاشنی تکنیک همراه شود، تبدیل به اثری می شود که می توان درباره آن نوشت و حرف زد به عبارت بهتر باید گفت :عقلانیت، خلاقیت و تکنیک وقتی با هم ترکیب شوند اثر هنری شکل می گیرد که در جهان امروز حرفی برای گفتن داشته باشد، کار سختی است که در شرایط امروز جامعه، بخواهی برای نسل جدید از #هملت و شکسپیر حرف بزنی، برای آن ها ترسیم کنی که این نمایشنامه معروف شکسپیر سر آغاز یک تحول اساسی در تاریخ هنر و ادبیات بوده است، نمایشنامه که هرکسی از ظن خودش روی صحنه برد و گاهی اوقات به قدری نخ نما شد که مخاطب آن را پس زد و به یک کلیشه تمام عیار تبدیل شد.

 اما می شود برای نسل جدید از هملت گفت، اما باید زبان آن ها را بلد باشی و این متن ثقیل را برای امروزی ها به زبان خودشان ترجمه کنی، کاری که کیومرث مرادی انجام داد و اثبات کرد که با زبان تئاتر می توان هر غیرممکنی را ممکن ساخت، خلاقیت و عقلانیت اش را با تکنیک ها و تجربه های گران بهایی که دارد درهم آمیخت و نمایش #هملت تهران ٢٠١٧ را روی صحنه برد، کیومرث مرادی یک مولف و کارگردانِ دانا است، فرزند زمانِ خویش است و می داند که در مدیوم تئاتر چه باید کرد، چگونه می توان روی صحنه از بازیگرانش بازی بگیرد که باور کنیم این #هملت امروز ما است، عشق میان #اوفلیا و #هملت در خیابان های تهران را باور کنیم، از جغرافیا شهر پر از خاطره تهران کاراکتر می سازد که ما باور کنیم و متحیر شویم از این همه نبوغ و خلاقیت، شاید مخاطب های عام و در بعضی موارد خواص، متوجه ریزی کاری و ظرافت های نمایش، میزانسن های غیرخطی و حرکت های پرتلاطم مرادی در اثر جدید او نشوند، اما این نمایش پر از لحظه های ناب و جسورانه است، ایده های نابی که به صحنه های ماندگار و عجیب و غریب تبدیل شده است و جریان سیال ذهن مخاطب را درگیر و با خود همراه می کند. اثر تازه کیومرث مرادی حدیث نفس مطلق کارگردان است و به شدت از درونیات این ذهن خلاق بیرون آمده است، روی صحنه بازی با نور و حرکت می بینیم، دیالوگ های سخت و ثقیل نمایشنامه خیلی راحت و روان بیان می شود و لکنتی در آن نیست، خوش ریتم و سر ضرب قصه روایت می شود و همین نکته درخشان است.

یکی از ویژگی های مهم نمایشِ #هملتِ_مرادی انتخاب بازیگرانی است که برخی از خروجی های خود او و تعدادی دیگر جوانان نسل جدید هستند که فرصت عرض اندام پیدا کردند و سعی می کنند که بهترین باشند، در میان این بازیگران میلاد معیری یک استثنا است و می درخشد، بازی اش جوندار و سرضرب و هویتش مستقل است و به شدت درست و با هدف بازیگری می کند و خود را به دست کارگردان می سپارد تا او را هدایت کند و با بهره گیری از تکنیک هایش، بازی روان و منسجمی ارائه کند، در میان بازیگران دختر هم استعداد هایی وجود دارد که ظرفیت های خوبی دارند و قطعا اتفاق های بهتری پیش رو آن خواهد بود، مرادی با هوشمندی تمام بار دیگر ثابت کرد که می توان بدون چهره و استفاده از جوانان و بازیگرانی که از خاک شروع کردند اثری را روی صحنه برد که مخاطب را با خود همراه کند. نکته فرعی در این میان وجود دارد و آن هم حضور خواننده ای است که روی صحنه تئاتر به اصطلاح رَپ می کند و نامش سینا ساعی است، برای ما قدیمی تر ها که زبان نسل تازه را متوجه نمی شویم و فَنِ سلبرتی ها نیستیم و هیاهو کاذب برای ما معنی ندارد، او را بازیگری روی صحنه می بینیم که انتخابِ کارگردان بوده است و تلاشش را می کند از عهده نقشش بیرون آید، مضاف بر این که توانایی خوانندگی هم دارد و انصافا هم در خدمت اثر است و بیرون نمی زند. حاشیه در فضای هنر از متن پررنگ تر است و نباید به آن ها توجه کرد.

کیومرث مرادی با ادبیات و قلمش شاهکار تاریخ ادبیات را برای نسل جدید واکاوی می کند، اثر را خرد می کند و از نو می سازد، با زبان جدیدی روایت هایش را برای مخاطبانش بیان می کند، حال ممکن است عده ای این احوال باطنی را متوجه شوند و لذت ببرند و دیگران او را مورد تخطئه قرار دهند و برچسب های مختلفی به او بزنند، اما تجربه ثابت کرده است، کارگردانی که در خلق یک اثر هنری، قدرت ریسک بالایی دارد و از قواعد و کلیشه های رایج تبعیت نمی کند، در تاریخ ماندگار خواهد شد.

سام بهشتی

 

درباره نمایش هملت، تهران ۲۰۱۷
۱۷ تیر ۱۳۹۶