تیوال نمایش چهار نمایش منتشر نشده از مهران صوفی
S3 : 20:19:55
  ۱۴ بهمن تا ۰۴ اسفند ۱۳۹۳
  ۲۰:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۱۲,۰۰۰ تومان

: میلاد محمدی
: پرنیان گودرزی، وحید دژمی ( مهمان از گروه تیاتر ژست )، پویان یحیی پور، میلاد محمدی، حمیدرضا مهنانی، نادر مظلومی، رضا شجاعی، سعید مجبی امین

: شرکت فرهنگی هنری رنگارنگ ( بهروز رضاییان )

: حاتم مشمولی
: سهراب مدیری
: شوکا مدیری
: پری ناز آل آقا
: نیلوفر احسانی
: نازنین والاجم , نرگس چمنی
: سارا حدادی

گزارش تصویری تیوال از نمایش چهار نمایش منتشر نشده از مهران صوفی / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» مهران صوفی با چهار نمایشنامه ی منتشر نشده اش از سهراب سلیمی پذیرایی کرد .

» مهران صوفی با چهار نمایشنامه منتشر نشده اش میزبان محمد یعقوبی

» چهار نمایشنامه ی منتشر نشده از مهران صوفی به روی صحنه می رود .

آواهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، ضلع جنوبی باغ هنر، بام خانه هنرمندان
تلفن:  ۸۸۳۱۰۴۵۷، ۸۸۳۱۰۴۵۸


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
دغدغه های اجتماعی یک نویسنده گمنام
نقد تئاتر چهار نمایش منتشر نشده از مهران صوفی
نویسنده و کارگردان: میلاد محمدی
امتیاز: 6.5 از 10
(قسمت دوم)

نقد کارگردانی

کارگردانی یک اثر دیالوگ محور شاید ساده ترین نوع کارگردانی باشد. در این اثر هم به همین شکل است و کارگردان زیاد به خودش فشار نیاورده که در میزانسها هم همان خلاقیتهای نمایشنامه اش را جلوه بصری ببخشد. بهترین میزانسن در اپیزود آخر دیده میشود که استفاده خوبی هم از نورپردازی میشود و اجزای زائد صحنه در میزانسن قرار نمیگیرد. ضمن اینکه میزانسن اپیزوده آخر با فضای مینیمالش هم بسیار سازگار است.
اما همانطور که عنوان شد خلاقیتهایی که میلاد محمدی در نوشتن نمایشنامه داشته در کارگردانی اش کمتر مشاهده میشود. این بدین معناست که او نویسنده بهتری است. برای مثال در اپیزود سوم ساده ترین تصمیم این بود که امید (نادر مظلومی) در یک سمت صحنه بنشیند و دو نفر دیگر مثلا پشت سرش حرف بزنند. اما یک خلاقیت بسیار ساده میتوانست این باشد که امید صندلی اش را در عمق صحنه، پشت به صحنه بگذارد و در حالی که پشتش به صحنه است روی آن بنشیند و دو بازیگر دیگر هم دقیقا در حالی که پشت سر امید قرار گرفته اند اقدام به حرف زدن بکنند. به همین سادگی میشد پشت سرکسی حرف زدن را در صحنه با جلوه بصری نشان داد. البته این جزو ایرادات کار نیست و تنها اشاره به این میشود که میلاد محمدی راهکارهایی هم برای کارگردانی خلاقانه داشت اما بخش بیشتر خلاقیت ایشان در نویسندگی اثر مشاهده میشود.
سختترین کار کارگردان در این اثر بازی گرفتن بوده که قطعا محمدی در این امر نمره قبولی را گرفته است و این هم باز مربوط میشود به درک درستی که در نویسندگی اش داشته.
از دیگر مسائلی که میشود در این نمایش به آن اشاره کرد عدم استفاده از موسیقی یا صدا است. اینکه یک اثر نمایشی دارای موسیقی نباشد ایراد کار نیست. اما صدا (فارغ از مسئله موسیقی بودن) یک پدیده ایست که میتواند جنبه های انتزاعی داشته باشد و یک ابزار مهم در دست کارگردان است که بتواند با آن مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد. اما کارگردان آنچنان که باید در استفاده از صدا و موسیقی خوب عمل نکرده است و عملا این بخش از نمایش خالی مانده که میشود روی آن کار کرد.
البته در یک صحنه استفاده متناسب از آهنگی که صدای گیتار الکتریک دارد و صدای ریش تراش را در خودش محو کرده است یک استفاده انتزاعی بسیار خوب است.

بازیگری

بازیگران ... دیدن ادامه » جوان تئاتر عمدتا بازی های خوب و قابل قبولی دارند. بهترین بازی را در اپیزود چهارم از سعید محبی امین شاهد هستیم که اوج و فرود بسیار خوبی داشت و در پایان مونولوگ خودش هم خیلی خوب فضای طنز موجود را تغییر داد.
در اپیزود اول نقشهای سختی وجود دارد که نقش همتا (پرنیان گودرزی) در ایفای نقشش ضعیف عمل میکند و عملا چیزی از یک زن خانه دار بی هدف از بازی او برداشت نمیشود و تمام برداشتهای مخاطب از شخصیت همتا به لطف نمایشنامه و شخصیت پردازی آن است. برعکس در نقش مقابل وحید دژمی خیلی بهتر از خودش یک شوهر وامانده در مسیر زندگی مشترک و روشنفکرنما را نشان میدهد.
در اپیزود دوم هردوبازیگر بسیار خوب ظاهر میشوند. نقش شاعر (میلاد محمدی) اکت چندانی ندارد و حرف زیادی هم از زبانش نقل نمیشود اما با میمیک چهره خودش به خوبی یک نگاه عاقل اندر سفیه به نویسنده دارد و حس تمسخر به خوبی در چهره و بازی اش مشهود است. نقش نویسنده (پویان یحیی پور) نیز به خوبی بازی میشود اما صدای بازیگر مانند نوار قلب مرده یک خط صاف و ممتد را طی میکند و اوج و فرودی ندارد.
در اپیزود سوم نادر مظلومی وظیفه سنگینتری از سایرین دارد و در انجام این وظیفه بازمیماند. نقش او یک مرد ثروتمند است که در گوشه ای از صحنه نشسته و به حرفهای دو دوست فقیرش گوش میدهد و در طول این گفتگوی دو نفره باید با چهره و حرکات اندکی که دارد حس منتقل کند و طبیعتا بازی چنین نقشی که فقط حسی است و حرف زدن ندارد بسیار سخت است و بازیگر از پس آن برنمی آید. خصوصا در صحنه آخر که به دوستش نگاه میکند و بیرون میرود بازی تصنعی و ضعیفی دارد.

نهایتا باید پذیرفت که استفاده از بازیگران جوان و کم تجربه یک ریسک بزرگ بوده اما این گروه در کنار هم از پس بازیگری اثر مجموعا خوب برآمده اند.
(ادامه دارد)
کیارش جان ممنون از نقدت ریزبینانه ات .......فقط در مورد بازی ها فکر می کنم عنصر سلیقه هم باید در نظر گرفت..به درستی از بازیگیری محمدی از بازیگرانش نوشته ای..... در اپیزود اول فکر می کنم به دلیل سخت بودنش اتفاقا هر دو بازیگرخوب بودند و چون متن مردمحورانه بود ... دیدن ادامه » بار منفی و ناسزاهای مرد به زن بیشتر بود و خانم گودرزی هم البته از پس اجرای درست اپیزود به خوبی برآمدند
۰۳ اسفند ۱۳۹۳
دو دیدگاه نسبت به آثار هنری وجود دارد که یکی حول محور هنرمند هست و دیگری حول برداشت مخاطب. یعنی در یک نگاه آن چیزی که هدف هنرمند در ارائه و خلق اثر بوده حائز اهمیت است و در نگاه دیگر برعکس اصلا مهم نیست هدف مخاطب چیست و آنچه مخاطب برداشت میکند معیار قرار ... دیدن ادامه » میگیرد. هر دوی این دیدگاهها هم وجود دارد و درست است. اما منطقا نقد، تحقیق و تحلیل فقط در دیدگاه اول معنا دارد.

بسیار مشعوفم از همکلامی با شما
درود بر شما
۰۳ اسفند ۱۳۹۳
ممنونم همیشه ازشما دوست خوبم می آموزم..:)
۰۳ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دغدغه های اجتماعی یک نویسنده گمنام
نقد تئاتر چهار نمایش منتشر نشده از مهران صوفی
نویسنده و کارگردان: میلاد محمدی
امتیاز: 6.5 از 10
(قسمت اول)
مقدمه

این نمایش جهت آشنایی با یک نویسنده ناآشنا اجرا شده است اما به طور کلی میتوان گفت محتوای آن حول محور صداقت و ناهنجاری ها اجتماعی میچرخد. ادعا میشود مهران صوفی نویسنده ایست گمنام که ایده های اصلی 4 اپیزود نمایش در قالب چهار نمایشنامه از اوست و این نمایشنامه ها توسط میلاد محمدی اندکی دستکاری یا در اصل به روز شده اند.

نقد نمایشنامه

نمایشنامه شامل چهار اپیزود مختلف است که ادعا میشود توسط مهران صوفی نوشته شده اما منتشر نشده است. نویسنده اصلی میلاد محمدی است که اپیزودهای مختلف را از روی آثار متفاوتی اقتباس کرده و نهایتا به ناهنجاری های اجتماعی میپردازد.
نمایشنامه ها دیالوگ محور هستند اما توانایی نویسنده در دیالوگ نویسی موجب میشود نمایشنامه ها گیرایی خاصی داشته باشند. از نقاط قوت نمایشنامه های مهران صوفی در وهله اول باید به شروع های گیرای آن اشاره کرد. خود تئاتر هم یک شروع بسیار خوب دارد و به سرعت لب زدن همتا (پرنیان گودرزی) با موسیقی یک سریال تلویزیونی مخاطب را به خودش جذب میکند.
از نقاط قوت دیگر نمایشنامه ریتم بسیار تند آن و در عین حال قابل فهم بودن آن است. نقطه قوت دیگر پرهیز از به کاربردن دیالوگهای زاید در میان متن جهت طولانی کردن اثر است.
محتوای نمایشنامه ها بسیار ساده است. همین مسائلی که هرروز با آن سر و کله میزنیم و از همه مهمتر مسئله صداقت. در اپیزود اول شاهد عدم صداقت بین دو زوج هستیم. در اپیزود دوم میتوان گفت سواستفاده از صداقت مورد بحث است. اپیزود سوم که به طور مشخصی به مسئله صداقت بین چند رفیق صمیمی میپردازد و اپیزود چهارم هم نوعی خاص از فرار از به کار بردن صداقت را بیان میکند که به نوعی اعتراف کردن می انجامد و میتوان آنرا ترس از نداشتن صداقت نامید.

* ... دیدن ادامه » خلاقیت های آشکار نویسنده در اپیزودهای مختلف:

در اپیزود اول استفاده بسیار جالبی از تکنیک سیال ذهن آن هم با استفاده از یک ریتم تند میشود و چنین خلاقیتی ستودنی است.

در اپیزود دوم دو نقش وجود دارد اما عملا با یک منولوگ روبرو میشویم که فقط توسط یک کاراکتر نویسنده (پویان یحیی پور) بیان میشود. همین فرم نمایشنامه خودخواهی کاراکتر نویسنده را نشان میداد که مرتبط با ماجرای مشروح در نمایشنامه است و خلق چنین فرمی برای روایت ماجرا باز نشانه خلاقیت نویسنده در نویسندگی است.

در اپیزود سوم خلاقیت چندانی دیده نمیشود و متن نیز از استحکام بسیار بالایی برخوردار نیست. پرداختن به تقابل سرمایه داری و سوسیالیسم در قالب فوتبال (رئال و بارسلون) بسیار قیاس اشتباه و گمراه کننده ای است. جنبش مردم کاتالونیا بیشتر علیه دیکتاتوری است. ژنرال فرانکو هم بیشتر یک دیکتاتور بود و نه تنها حکومتش سرمایه داری نبود که سوسیالیستی بود! تقابل این دو تیم نیز بیشتر تقابل دیکتاتوری و آزادی است نه سرمایه داری و سوسیالیسم! نویسنده میخواسته به نقد سرمایه داری بپردازد و در ابتدای متن خود به طور خلاصه شمه ای از کل ماجرا را به مخاطب، در قالب یک بحث ساده فوتبالی ارائه کند اما با قیاس اشتباه خود استحکام متن را پایین آورد.
اما در همین اپیزود نهایتا پس از پایان بهترین تعریف از تقابل سرمایه دار و پرولتاریا ارائه میشود. جاییکه گفته شد: "مادرم شب تا صبح دعا میکند که یک مرد پولدار بیاید و خواهرم را بگیرد" نویسنده همان تعریف مکتوب مارکس در مانیفست کمونیست را ارائه میدهد: پرولتاریا، طبقه کارگر مزدور.
این نشان میدهد نویسنده آگاهی خوبی از مسائل فلسفی داشته و مانند تمام کسانی که به گفته مارکس سوسیالیست تخیلی هستند و در اصل سرمایه دارانی هستند که دلشان برای طبقه کارگر میسوزد، آسمان و ریسمان برای نقد سرمایه داری نبافته است!
در همین اپیزود شاهد یکی از درستترین تعابیر کمونیسم هستیم: پول، ابزار جدایی خلق. به طور مشخصی در این اپیزود از زبان پرولتاریا عنوان شد که امید (نادر مظلومی) اگر پول نداشت با ما (توده) یکی بود.
پس ازینجا میشود فهمید که نویسنده فقط درگیر نقد سرسرانه سرمایه داری نبوده و حقیقتا دغدغه داشته و با ارائه تصویری درست این مسئله را به چالش کشیده است.

در اپیزود چهارم هم با شاهکار دیگری از خلاقیت های نویسنده روبرو میشویم. اثری که نمایشنامه خوانی آن با اجرایش اندک تفاوتی نخواهد داشت. اثری که اجرای رادیویی آن میتواند همان لذت تماشایش را نیز بدهد و در نهایت اثری که اگر نمایشنامه اش را در دست بگیرید و بخوانید همان لذت اجرا را خواهید برد. شاید این به نظر ضعف یک اثر بیاید اما کاملا قضیه برعکس است و در عالم ادبیات نمایشی کمتر اثری پیدا میشود که اجرا و نمایشنامه خوانی اش یک اندازه لذت بخش باشد.
اپیزود چهارم گروتسکی در اوج سادگی است و محتوای آن به ساده ترین معضل اجتماعی می پردازد. از این منظر میتوان آنرا به نوعی از مینیمالیسم تعبیر کرد. طنز به کار رفته در آن به شدت سیاه است. احساس تنفر و انزجار در عین خندیدن به مخاطب دست میدهد و به این ترتیب عمیق ترین اثر را دارد.

در کل مخاطب با یک نویسنده خلاق و یک هنرمند با دغدغه روبرو است. کسیکه از سر دغدغه قلم به دست گرفته و دغدغه هایش را میشناسد و مینویسد.

(ادامه دارد)
اپیزود سوم خیلی هم طولانی شده ریتمش با ریتم تند بقیه اپیزودها نمیخونه البته احتمالا اینا رو میخوای تو کارگردانی بگی!
همینکه نرفت گیتار رو بیاره خوب بود.
۳۰ بهمن ۱۳۹۳
مرسی از شما اردشیر عزیز و امیدوارم بتونم حضورا از نظراتت استفاده کنم.
۰۳ اسفند ۱۳۹۳
ممنونم کیارش جان ..امید که بیشتر از اطلاعات و دانش شما استفاده کنیم
۰۳ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بچه ها مجددا خسته نباشید میگم و پشنهاد میکنم این اجرا رو در سالنی که شرایط و امکان بهتری داره با تغییرات جدیدی در صحنه و کارگردانی مجددا اجرا کنید.. چون معتقدم اتفاقات خیلی بهتری در پس شرایط زمانی و مکانی نمایشتون خوابیده که در انتظار شکفتن و رونماییه...
موفق باشید