تیوال نمایش عددهای نشده
S3 : 04:41:10
  ۲۰ خرداد تا ۰۳ تیر ۱۳۹۷
  ۱۹:۳۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: محمد میرعلی اکبری
: (به ترتیب حروف الفبا) سیامک ادیب، محمد الله دادی، علی راسخ، مسعود شاکرمی، محمد صدیقی مهر، آیه کیان پور، پریسا محمدی، مهدی نصرتی
: مریم نراقی

: احسان نقابت
: یاسین حسینی، علی راسخ، ماهان ناصر زارع
: پریسا محمدی
: مصطفی بیگ لو
داستان افرادیست که بسیار رویا و آرزو داشتند و دارند و هیچ عددی نشده‌اند.

مکان

خیابان نوفل‌لوشاتو، تقاطع خیابان رازی
تلفن:  ۶۶۷۶۰۵۳۰-۶۶۷۵۱۰۴۶-۶۶۷۶۳۵۶۹

گزارش تصویری تیوال از نمایش عددهای نشده / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» ظاهراً ساده است

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
یادداشتی برای نمایش «عددهای نشده»

نویسنده: ساجد متولیان

«زندگی سرشار از بدبختی، تنهایی و رنج است و البته همه‌ی اینها خیلی خیلی زود تمام می‌شوند» - وودی آلن

نمایش عددهای نشده به نویسندگی و کارگردانی محمد میرعلی اکبری از بیستم خرداد ۹۷ در پردیس تئاتر شهرزاد به روی صحنه رفته است. در این یادداشت، این نمایش را از نظر فرم و محتوا بررسی می‌کنم.
ابتدا به جنبه‌ی محتوایی نمایش می‌پردازم.
نمایش «عددهای نشده» داستان آشنایی دارد. داستان افرادی که می‌خواستند در زندگی‌شان کسی بشوند؛ اما هیچ «عددی نشده‌اند». شروین دانشجوی سینماست و می‌خواهد فیلم کوتاهی درباره‌ی دختربچه‌ای بسازد که زیر کامیون رفته است و بهنام نویسنده، استاد حق‌التدریسی دانشگاه و بازیگر تئاتر است که صرفاً برای هنر فاخر ارزش قائل است. این دو در میان آدم‌هایی قرار گرفته‌اند ... دیدن ادامه » که به زعم آن‌ها درک چندانی از هنر ندارند و دغدغه‌های آن دو را نمی‌فهمند. نمایش، برش‌های کوتاهی از زندگی شروین و بهنام را برای بیننده روایت می‌کند.
هر چند نمایش خیلی به عمق ماجرا نمی‌رود و چندان به فضای تراژدی نزدیک نمی‌شود؛ اما بیننده با همان سرنخ‌های دریافت شده هم به خوبی با قهرمانان داستان همذات‌پنداری می‌کند. شروین و بهنام را نه تنها نماد قشر هنرمند بلکه می‌توان نماد قشری از متولدین دهه‌ی ۵۰ و ۶۰ جامعه دانست که سرخوردگی شدیدی را تجربه می‌کنند. این سرخوردگی از آنجایی ناشی می‌شود که این افراد با وجود استعداد، سواد، تخصص و تحصیلاتی که داشتند نتوانستند جایگاهی متناسب با شایستگی‌هایشان در جامعه بیابند. برخی از آن‌ها راه مهاجرت را در پیش گرفتند، برخی همانند شخصیت بهنام، راه تخریب خودشان را در پیش گرفتند و برخی نیز مانند شخصیت شروین در لابه‌لای روزمرگی‌های زندگی گم و به حاشیه رانده شدند.
نمایش به خوبی تعارض بین ارزش‌های این قشر سرخورده و جامعه‌ی پدرسالار را به تصویر کشیده است. برای مثال، آنجایی که پدر بهنام به او می‌گوید: «این همه چیز نوشتی؛ کسی پِهِن بارت می‌کنه؟» جامعه‌ی پدرسالار بابت اینکه چقدر سواد داری، چقدر فرق بین اثر هنری خوب و بد را درک می‌کنی و چه تجربه‌های ارزشمندی در زندگی‌ات داشته‌ای، پشیزی ارزش قائل نیست. برای او مهم این است که تو چقدر بهره‌وری داری و به ازای ورودی‌ها، برایش چه میزان ارزش افزوده تولید می‌کنی. به همین دلیل همانند پدر بهنام، حساب نبات‌های چایی‌ات را هم دارد و برایت چرتکه می‌اندازد.
نمایش از منظری دیگر، ناکارآمدی شیوه‌ی تعامل قشر سرخورده با جامعه را به نمایش می‌گذارد. در نمایش می‌بینیم که بخشی از این قشر که شخصیت بهنام نماد آن‌هاست رو به استفاده از مُسکّن‌هایی همچون اعتیاد می‌آورد تا تلخی ناکامی‌اش را احساس نکند. بهنام در دنیای خیالی‌اش نویسنده، استاد و بازیگری برجسته است که به انتخاب خودش زندگی متواضعانه‌ای در پیش گرفته است. او به راحتی در مورد دیگران نظر می‌دهد و دوست‌دخترش را با تندترین الفاظ تحقیر می‌کند؛ اما نمی‌تواند ببیند خودش دارد در چه منجلابی دست‌وپا می‌زند. نگاه بهنام به زنان، نگاهی اُبژه‌وار است. او صرفاً آن‌ها را برای این می‌خواهد تا درون حباب خودشیفتگی‌اش بماند. این ویژگی را در ناتوانی بهنام در برقراری ارتباط با دوست‌دخترش به وضوح می‌بینیم. او حتی بیماری روانی‌اش (اختلال شخصیت دوقطبی) را به مثابه وجه اشتراکش با همینگوی و داستایوفسکی و هدایت می‌بیند و آن را به مایه‌ی تفاخر و بخشی از هویتش تبدیل کرده است. از طرفی شروین نماد بخشی از این قشر است که آرام آرام از آرمان‌هایی که داشتند فاصله می‌گیرند و در هیاهوی زندگی به حداقل‌ها رضایت می‌دهند. کم نیستند افرادی که چه در هنر، چه در کسب‌وکار و چه در زندگی شخصی با شکست مواجه شدند و تصمیم گرفتند به جای برون‌رفت از وضعیت موجود، استانداردهای زندگی‌شان را پایین بیاورند و به جای زندگی «زنده‌مانی» کنند. هر چند زندگی در ذات خود تلاشی تراژیک است؛ اما بهنام‌ها و شروین‌ها خودشان به شیوه‌های گوناگون به این تراژدی دامن می‌زنند.
از جنبه‌ی فرم نیز نمایش، قابل تقدیر است. نویسنده‌ی نمایش انتخاب‌های هوشمندانه‌ای برای فضاسازی داشته است. برای مثال اعداد مالی مانند قیمت‌ها و حقوق‌ها که از زبان شخصیت‌ها روایت می‌شوند، زمان داستان را چیزی حدود ۱۰ الی ۱۵ سال پیش نشان می‌دهد. تعارض بین این اعداد با اعداد فعلی، بار کمدی را در ذهن بیننده پررنگ‌تر می‌کند. اشاره به پدیده‌ی نتورک مارکتینگ که در جامعه رشدی قارچ‌گونه داشته و بخشی از بار کمدی داستان به دوش آن است، نیز از دیگر انتخاب‌های به‌جای نویسنده است. در نمایش شخصیت‌هایی را می‌بینیم که زمانی دغدغه‌شان هنر اصیل و فاخر بود و الان کارشان به پرزنت کردن دیگران و زیرشاخه درست کردن کشیده شده است.
انتخاب دکور مینی‌مالیستی با فضای داستان کاملاً همخوانی دارد. چند تخت ساده که هم می‌توان روی آن ایستاد، هم نشست و هم دراز کشید؛ سه وضعیتی که اکثر اوقات زندگی روزمره را به خوبی توصیف می‌کنند. موسیقی نمایش که قطعاتی از شوپن است هم تضاد کمیک را در ذهن مخاطب پررنگ‌تر می‌کند.
بازی‌ها همه خوب و صیقل‌خورده‌اند. این را زمانی می‌فهمیم که می‌بینیم شخصیت‌های داستان چندان از ما دور نیستند و می‌توانیم خودمان را جای آن‌ها بگذاریم و باورشان کنیم.
نمایش «عددهای نشده» را از این جنبه دوست دارم که بین کمدی و انتقال پیام به مخاطب، اندازه را نگه می‌دارد. یعنی هنگام تماشای آن نه خیلی در سطح می‌مانیم و صرفاً شوخی‌های کلامی می‌بینیم و نه با پیام‌های اخلاقی و موعظه‌گرانه بمباران می‌شویم. امیدوارم تماشاگران حرفه‌ای تئاتر به تماشای این اثر ارزشمند بروند. به گروه نمایش «عددهای نشده» تبریک و خسته‌ نباشید می‌گویم.
جهان، امیر، عاطفه گندم آبادی و شهاب حیدری این را خواندند
خزر چکاوک این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در زمرهٔ کارهای خیلی دوست‌داشتنی قرار گرفت.
دم همگی گرم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از شنبه ۲۶ تا دوشنبه ۲۸ خرداد، به نویسندگی و کارگردانی محمد میرعلی اکبری و با بازی سیامک ادیب، محمد الله دادی، علی راسخ و ... آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، دوشنبه ۲۱ و سه شنبه ۲۲ خرداد، به نویسندگی و کارگردانی: محمد میرعلی اکبری، بازی: سیامک ادیب، محمد الله دادی، علی راسخ، مسعود شاه کرمی، محمد صدیقی مهر، آیه کیان پور، پریسا محمدی، مهدی نصرتی، آغاز شد.
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش، به نویسندگی و کارگردانی: محمد میرعلی اکبری، بازی: سیامک ادیب، محمد الله دادی، علی راسخ، مسعود شاه کرمی، محمد صدیقی مهر، آیه کیان پور، پریسا محمدی، مهدی نصرتی، آغاز شد.
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید