تیوال نمایش عامدانه، عاشقانه، قاتلانه
S3 : 07:21:06
  ۱۱ شهریور تا ۲۱ مهر ۱۳۹۴
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: ساناز بیان
: بهاره رهنما، نسیم ادبی، گیتی قاسمی، آیه کیان پور
: کمپانی تیاتر باران

: حمیدرضا آذرنگ
: مهدی بوسلیک
: احمد کچه چیان
: افسانه صرفه جو
: رضا حیدری
: شاهین انتظامی
: همراز بیان
: امین یزادنی نژاد، راحیل مرشدی
: احمد سعادت بخت
: نغمه ارجمند
: رضا موسوی
: مریم نراقی
: نوید آغاز

خلاصه داستان: « عامدانه، عاشقانه، قاتلانه » از سه زن متهم به قتل می گوید...

تماشای این نمایش برای افراد زیر 16 سال توصیه نمی شود


این نمایش در مهر و آبان سال ۱۳۹۲ در تالار شمس (اقدسیه) به روی صحنه رفت
برای خواندن نظرات و مشاهده عکس و آوای تیوال اینجارا کلیک کنید

| تیوال تماشای این برنامه را پیشنهاد می کند |
برچسب «پیشنهاد تیوال» بنابر شاخص‌هایی شامل کیفیت اثر اعطا شده و تجاری یا سفارشی دریافت نمی‌شود

راه های ارتباطی با تئاتر باران: سایت اینستاگرام کانال تلگرام

گزارش تصویری تیوال از نمایش عامدانه، عاشقانه، قاتلانه (سری دوم) / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش عامدانه، عاشقانه، قاتلانه (سری دوم) / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش عامدانه، عاشقانه، قاتلانه (سری نخست) / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» «عامدانه عاشقانه قاتلانه»بازهم تمدید شد

» اجرای نمایش « عامدانه عاشقانه قاتلانه » به روزنامه‌نگار و منتقد باسابقه تقدیم شد

» نمایش"عامدانه عاشقانه قاتلانه" شنبه ها نیز اجرا خواهد داشت

» «عامدانه، عاشقانه، قاتلانه» در سالن باران

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲/۱
تلفن:  ۶۶۱۷۶۸۲۵، ۶۶۱۷۶۸۱۲


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
امشب به تماشای این نمایش فوق العاده نشستم.
نمایشی که واقعیت‌های جامعه را بیان می‌کرد.
بازی بی نظیر بازیگران این مجموعه خیلی تاثیرگذار بود.
جا داره همینجا از خانم ساناز بیان کارگردان و ۴ بازیگر عالی این مجموعه و بقیه دست اندر کاران کمال تشکر را به خاطر به اجرا درآوردن این نمایش داشته باشم و برایشان آرزوی موفقیت می‌کنم.
به نظر بنده، این نمایش به زیبایی تفاوت میان واقعیت و حقیقت را آشکار می‌سازد، حقیقتی که آدم‌ها بر اساس آن به اطرافیان اعتماد می‌کنند و حوادث را پیش‌بینی می‌کنند و در یک کلمه زندگی می‌کنند و واقعیتی که در طول زمان تمامی این پنبه‌ها را رشته می‌کند(!) و درسی بزرگ و پرهزینه ،حتی به قیمت زندگی یک انسان، را به او می‌آموزد.
(نظر شخصی) واقعیت، زندگی را به مانند لبه پرتگاه به تصویر می‌کشد که ممکن است به طور کاملا تصادفی، اتفاقی، ... دیدن ادامه » از قبل پیش‌بینی نشده و یهویی با برخورد دو موتورسوار به یک انسان جان او را بگیرد. نتیجه آن انسانی همواره محتاط، ضعیف، ترسو و بی هیچ حرکت رو به جلویی است. این دید، کاملا ایستا بدون هیچ رشدی برای انسان است و فکر نمی‌کنم روح هیچ انسانی پذیرای همچین زندگی خسته‌کننده و ساکن و بدون پیشرفتی باشد. اما حقیقت این است که انسان کمال گراست و همواره به دنبال رشد است. از یک منظر این پارادوکس می‌تواند تعریفی برای زندگی در این کره خاکی باشد. (همچنان که در میان خود واقعیت‌ها نیز تضادهایی گاه غیرقابل باور دیده می‌شود.)

نمایش فوق العاده و بی‌نظیری بود و ای کاش باز هم اجرای مجدد بگیرد تا لذت تماشای این نمایش برایم تکرار شود.
آقای سوبژه (محمد لهاک) این را خواند
فهیمه تردست این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای «عامدانه، عاشقانه، قاتلانه»

فهم درد گاه درمان است

حسین پاکدل. کارگردان و نمایش‌نامه‌نویس

ممکن است تئاتر همه دردها را درمان نکند، تن‌هایی را به درد نیاورد یا به‌موقع درد را فریاد نزند ولی در ذات تئاتر بی‌دردی نیست که اگر بود شبه‌درد است و ادای دردمندی. از یک اثر نمایشی ناب چه انتظاری می‌رود؟ درام محکم و تأثیر‌گذاری داشته باشد؟ طراحی متن و اجرای قدرتمندی داشته باشد؟ چهارستون تن مخاطب را به لرزه درآورد؟ هدف و دغدغه و غیرتِ درد داشته باشد؟ ظرافت بیانی داشته باشد؟ نمایش «عامدانه، عاشقانه، قاتلانه» اثر ساناز بیان، نه‌تنها همه این خصوصیات را در حد اکمل دارد بلکه بسیاری از ویژگی‌های دیگر را در حد بضاعت دارد. این کار اثری است که به آن می‌شود لفظ تئاتر کامل به معنی اخص کلمه را اطلاق کرد. ما در این نمایش در هر لحظه وسط تراژدی زیست می‌کنیم. ... دیدن ادامه » حتی این پدیده، سهمگین‌تر از واقعیتِ مهیبِ مرگ، هستی ما را لحظه‌به‌لحظه در هر دم و بازدمِ تماشا تعقیب می‌کند. نویسنده در نگارش متن هر واژه را تراش داده و با وسواسی ستودنی در جای بایدِ خود قرار داده است. ستون‌های اصلی سه داستان این کار برپایه جریان جاری زندگی و روی هسته زاینده و مرکزی افراد جامعه یعنی زنان- مادر آفرینش- ولی در قامت آدم‌های معمولی و طبقه متوسط بنا شده است. قلم نویسنده در حکم چاقوی جراحی، بی‌هیچ ادایی، روح و روان آدم‌هایی را که ندانسته و ناخواسته به‌ناگاه پرتاب شده‌اند وسط تراژدی، بر صحنه، با زبان بس گویای نمایش تشریح می‌کند. متن صدای لحظه‌های رفته را با دردمندی درمی‌آورد و بی‌فریاد آنها را تجزیه و در بخش‌بخش ذهن ما میخکوب می‌کند. همچون طبیبی حاذق، حس‌وحال درد به‌ظاهر بی‌درمان این سه دردمند را چنان در تک‌تک رگ‌های ما جاری می‌کند که تا مدتی طولانی در بعد، این رنج‌های به‌ظاهر دفن‌شده با ما هست و بر ناخودآگاه ما سنگینی می‌کند. کاملا هویداست برای تمام لحظات نمایش از قبل فکر شده است. بازی‌ها به‌شدت روان، یکدست، باورپذیر و بی‌اداست و از همه مهم‌تر در خدمت نمایش. هیچ لحظه‌ای، حتی چند دمی که وسطِ درد لب‌ها را به لبخندی ملیح دعوت می‌کند افسار کار درنمی‌رود. کارگردان و به‌تبع او بازیگران باتجربه و توانا، نبض لحظه‌ها را در دستِ اختیار دارند. این کلیتِ اثر است که تعیین می‌کند چه موقع ماهیچه‌های ذهن مخاطب گرفته یا رها شود. نمایش، روایت سه داستان همسان و هولناک رفته بر خیل زنان این جغرافیاست ولی گستره‌ای به وسعت جهان دارد. هم‌زمان، زمان را نیز درمی‌نوردد و از اسطوره‌ها و درام‌های کهن تا نونوشته‌های روزنامه‌ای و انشاهای کودکانه ولی همدرد امروز، وام می‌گیرد. حرف اساسی، قرارگرفتن انسان در موقعیت جنایت و لاجرمِ تحمل کیفر است، بی‌هیچ قضاوتی از سمت اثر یا درخواست از ما برای صدور حکم. اینکه می‌گویند تئاتر می‌تواند زبان مخاطبش را بند آورد پربیراه نیست که نمونه‌اش یکی همین اثر است. می‌شود تا ساعت‌ها و روزها در موردشان حرف زد و کتاب‌ها نوشت و باز چیزهایی برای کشف و شهود باقی داشت. چه مفهومی درخشان‌تر از اینکه واقعیت‌های ساده به‌ناگهان در بطن خود تراژدی‌های سهمگین می‌زایند و این انسان محبوس در بند‌بند این اتفاق- که از اتفاق وقتی شخصیت‌ محوری زن باشد به شکلی مضاعف آسیب می‌بیند- با دست‌وپا‌زدن بیهوده سعی در بالاآمدن از زیر امواج بلند و پیش‌رونده دارد. همه‌چیز این نمایش در حالتی ساده و معمولی انفجارهای بزرگ را زیر آب فریاد می‌زند.

روزنامه شرق

لینک مطلب: http://sharghdaily.ir/News/75236
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت نادربرهانی مرند:

امشب نمایش عامدانه، عاشقانه، قاتلانه اثر شریف ساناز بیان رو دیدم. یکی از مسئولانه ترین و متعهدانه ترین کارهای سال های اخیر با بازی های درخشان چهار بانوی پر توان تئاتر... از دست ندهید.
آقای سوبژه (محمد لهاک) این را خواند
ژینا بابان، کیان و محسن آرمون این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

به نظرم این تئاتر هم از نظر کارگردانی و هم به لحاظ بازی بازیگران و طراحی صحنه بسیار عالی بود
و به همین دلیل جا دارد و بایسته است که همه از عوامل این اجرا تشکر کنیم
اما به نظرم این تئاتر به دلایل مختلفی از نفوذ به لایه های عمیق زندگی ناتوان است.
دردهایی که در این نمایش ما را سخت درگیر خود می سازند و به تأمل و تأسف وامی دارند، چون بیشتر مربوط به و متوقف در ساحت اسفناک وضع اجتماعی ما هستند، از اینکه راهی به درک سرشت تراژیک خود زندگی بگشایند و چشمان ما را به پرسش های بزرگتر و بنیادی تری بازکنند و ما را به درک دردهای عمیق تری قادر سازند ناتوانند. ریشه های این ناتوانی البته متعدد است که به نظرم عمده آن مربوط به نگاه ایدئولوژیکی است که بر نمایش حاکم است. نمایش تقریبا از زبان مقتولان کاملا ساکت است و در مجموع با منطق سیاه و سفید کردن شخصیت ها، آن قدر از ... دیدن ادامه » پیچیدگی مسائل اجتماعی و انسانی ما می کاهد که حکم به بی گناهی و گناهکاری انسان ها را به محکمه عقل مشترک و همگانی می برد و حتی شاید بتوان گفت که آن را کودکانه می کند. یک کودک هم با تماشای این نمایش حس می کند که مرگ پیرزن های فخرفروش – که زیورآلاتشان را به رخ می کشند- چندان تأسف بار نیست و دیگر هیچ نمی پرسد که آن به مرزرسیدگان چرا این گونه به نمایش زیورآلاتشان پناه می برند. قدرت نمایش در توجیه زنان قاتل یا متهم به قتل آن قدرعواطف ما را بر می انگیزاند و خاطرمان را دردآلود می کند و اشکمان را سرازیر که ذره ای مجال همدلی با مقتولان را برای ما باقی نمی گذارد. مجالی که به نظر می آید می توانست از طریق درک بی پناهی های قاتل و مقتول و ریشه های شاید گریزناپذیر تباهی بشر، ما را به فهمی از سوگناکی خود زندگی رهنمون شود...
3 روز پایانی « عامدانه، عاشقانه، قاتلانه »

یکشنبه 19 ، دوشنبه 20 و سه شنبه 21 مهر ساعت 20

http://www.tiwall.com/store/amedaneh-asheqaneh-qatelaneh
ویدا این را خواند
hoseyn nami این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
_بچم 7 سالش بود والان 15 سالش... هشت سال؛ هشت تا مهر ،بچه هامو نفرستادم مدرسه... هشت تا عید خونه تکونی عید نکردم... من چه جور مادریم...
_وقتی ببینیشون بهشون چی میگی؟
_هیچی نمیگم... فقط میگم: اومدم...
در یک کلام فوق العاده! دیدن این نمایش به شدت توصیه می شود.

نمایشی دیالوگ و بازی محور. اول از همه باید به اجراهای بی نظیر بازیگران اشاره کنم که واقعا مدتها چنین اجرای قوی و همگونی از اجراگران یک نمایش ندیده بودم. باری ها بسیار واقعی و دلنشین و تآثیرگذار (خسته نباشید به تمام هنرمندان به خصوص خانم ها قاسمی و رهنما). نمایش نامه عالی با دیالوگهای عمیق همراه با نحوه روایت داستان بسیار عالی (خسته نباشید به ساناز بیان کارگردان و نویسنده اثر). طراحی صحنه و نور پردازی ها عالی بود. اگر بخوام ایرادی از کار بگیریم که واقعا کار بی ایراد بود بایستی به نحوه تغییر صحنه در بین ... دیدن ادامه » هر روایت اشاره کرد که می توانست به نحو بهتری انجام گیرد. همچنین جا دارد از کمپانی تئاتر باران تشکر کنم که از زمان پیدایش خود نقش پر رنگی در اعتلای تئاتر کشور داشته است. با تشکر از این عزیزان.
در انتها بازهم تاکید میکنم تا فرصت هست حتما به تماشای این نمایش متفاوت و زیبا بنشینید.

لازم به ذکر است که تمامی این مطالب نظر شخصی و برداشت بنده حقیر به عنوان یک طرفدار تئاتر بوده است. بنده به هیچ وجه در سطحی نیستم که چنین اثری را نقد کنم.
https://instagram.com/shahriar_rahimi
درود بر شما و ممنون از حسن توجه تان
۱۷ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اخرین تمدیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد...
تیاتر باران این را خواند
Marillion، هما زارع و یگانه این را دوست دارند

متشکرم
۱۶ مهر ۱۳۹۴
حتمی است دوست عزیز چون از 22 مهر خانم رهنما در سالن چارسو اجرا خواهد داشت
۱۶ مهر ۱۳۹۴
تشکر :))
۱۷ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اصلاحیه:
از طرف گروه اجرایی اعلام شد که مشکل دو روز پنجشنبه ۱۶ و جمعه ۱۷ مهرماه حل شده و اجرا در این دو روز انجام خواهد شد، و تنها روز چهارشنبه ۱۵ مهرماه ساعت ۱۷ لغو شده است.

---
به آگاهی می رسد اجرای این نمایش در روزهای چهارشنبه ۱۵، پنج شنبه ۱۶ و جمعه ۱۷ مهرماه سانس ۱۷ لغو شده‌است. خریداران محترم برای جابه‌جای بلیت خود با شماره ی ۶۶۸۷۱۸۹۷ تماس بگیرند یا
دوستانی که امکان یا تمایل حضور را ندارند می توانند با ایمیلی به پشتیبانی تیوال به نشانی support@tiwall.com دربرگیرنده شماره پیگیری، شماره کارت و نام صاحب کارت، بلیت خود را لغو فرمایند.
ذوق زده و نیلی این را خواندند
چرا اخه ؟:(
4 ام که ساعت 19 بود لغو شد میتونستم بیام فقط:-(
تورو خدا حداقل چند روز تمدید کنید شنبه ساعت هفت بتونیم بیایم :-(
۱۳ مهر ۱۳۹۴
اصلاحیه:
از طرف گروه اجرایی اعلام شد که مشکل دو روز پنجشنبه ۱۶ و جمعه ۱۷ مهرماه حل شده و اجرا در این دو روز انجام خواهد شد، و تنها روز چهارشنبه ۱۵ مهرماه ساعت ۱۷ لغو شده است.
۱۴ مهر ۱۳۹۴
ممنون از اطلاع رسانیتون
۱۵ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهم گفتن عفو بهت خورده اما من بخشش نمی خواستم می خواستم تبریه بشم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیز

اصلاحیه : با پیگیری های انجام شده مشکل دو روز پنجشنبه ۱۶ و جمعه ۱۷ مهرماه حل شده و اجرا در این دو روز انجام خواهد شد، و تنها روز چهارشنبه ۱۵ مهرماه ساعت ۱۷ لغو شده است.

فروش سه روز پایانی نمایش « عامدانه، عاشقانه، قاتلانه »

چهارشنبه ۱۵، پنج شنبه ۱۶ و جمعه ۱۷ مهرماه

در سانس 21 با تخفیف های حضوری ۴۰٪ تخفیف و بهای ۱۵.۰۰۰ تومان و تخفیف دانشجویی

هم اکنون در بخش فروش فعال شد.

http://www.tiwall.com/store/amedaneh-asheqaneh-qatelaneh
روزهای چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه در سانس ویژه ساعت 17 که فعال بود. چرا حالا فقط ساعت 21 امکان رزرو هست؟!!!
۱۲ مهر ۱۳۹۴
من بلیط خریدم برای جمعه ساعت 17
چرا الان حذف شده این ساعت؟
قضیه چیه؟
۱۲ مهر ۱۳۹۴
دوستان عزیز
با پیگیری های انجام شده مشکل دو روز پنجشنبه ۱۶ و جمعه ۱۷ مهرماه حل شده و اجرا در این دو روز انجام خواهد شد، و تنها روز چهارشنبه ۱۵ مهرماه ساعت ۱۷ لغو شده است.
۱۴ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبار آلود و دور
یا خزانی خالی از فریاد و شور
می رهم از خویش و می مانم ز خویش
هر چه بر جا مانده ویران می شود
روح من چون بادبان قایقی
در افقها دور و پنهان میشود
می شتابند از پی هم بی شکیب
روزها و هفته ها و ماهها
چشم تو در انتظار نامه ای
خیره می ماند به چشم راهها
لیک دیگر پیکر سرد مرا
می فشارد خاک دامنگیر خاک
بی تو دور از ضربه های قلب تو
قلب ... دیدن ادامه » من می پوسد آنجا زیر خاک
بعد ها نام مرا باران و باد
نرم می شویند از رخسار سنگ
گور من گمنام می ماند به راه
فارغ از افسانه های نام و ننگ

"فروغ فرخزاد"

هفته پایانی « عامدانه، عاشقانه، قاتلانه »

تعداد محدودی بلیت برای امروز شنبه 11 مهر ساعت 19 باقی مانده است

خرید بلیت روزهای پایانی: http://www.tiwall.com/store/amedaneh-asheqaneh-qatelaneh
جناب آغاز عزیز در خبرها خواندم که نمایش تا ۱۷ آبان تمدید شده، تکذیب میفرمایید؟
۱۱ مهر ۱۳۹۴
خواهش میکنم
امروز نمایش ساعت 19 اجرا می شود
و احتمالا اجراهای پایانی با سانس ویژه به صحنه می رود
که به محض قطعی شدن اطلاع رسانی می کنیم -)
۱۱ مهر ۱۳۹۴
ممنونم از اطلاع رسانیتون.
۱۱ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و عرض خسته نباشید ... واقعا نمایش زیبایی بود ... نوعی ایستادن نوعی بیان با تمام احساسات بود ایستادن پای آن چیزی که ارزش و احساس نام داشت .. خبرنگار داستان انگار نویسنده نمایش بود که از لابلای حرف هایش خود و این که چگونه دنبال سلسله اتفاقات میگردد را شرح میداد سلسله ای از جنس داستان که با حس به هم آمیخته شده و در آمده و سعی شده این شکل عاطفی حفظ شود و از الگو و قانون برای آن استفاده ای نشود ... شوق خبر نگاری برای تهیه گزارش و حقیقت که چون شوق نویسنده برای نوشتن اثر است کار را پیش میبرد و نمودش در این دیالوگ است که ((<<قتل چیزی بیان نشدنی است>> خیلی خوب است برای یک گزارش )). درست مانند یک نویسنده که نخ یک احساس یک حرف یک بیان را میگیرد میرود میرود و میرود جلو تا اثرش را تزیین کند .. تمام کند و تحویل بدهد .. آری(( قتل بیان نشدنی ... دیدن ادامه » است)) برای نوشتن یک داستان خیلی خوب است ... .
زهرا و رضا قسمتی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تماشاگران"عامدانه عاشقانه قاتلانه"با یاد هما روستا گریستند
اجرای یکشنبه شب نمایش «عامدانه عاشقانه قاتلانه» در فضایی متاثر به یاد و خاطره هما روستا هنرمند فقید تئاتر تقدیم شد
. به گزارش روابط عمومی تئاتر باران، نمایش « عامدانه عاشقانه قاتلانه » به کارگردانی ساناز بیان شب گذشته در حالی روی صحنه رفت که بازیگران و تماشاگران این نمایش در فضایی متاثر با یاد هما روستا این هنرمند فقید را تشویق کردند .
نسیم ادبی در پایان این اجرا گفت:من افتخار داشتم که در دو اثر به کارگردانی هما روستا ایفای نقش کنم.بسیار از ایشان آموختم.زمانی که بسیار جوانتر بودم ایشان به من اعتماد کردند و نقش های مهمی را در نمایش های زمستان و سانتا کروز به من سپردند.هما روستا زنی بسیار پرقدرت ،محکم و در عین حال مهربان، دوست داشتنی و صمیمی بودند.در آن زمان کار کردن با چنین کارگردانی ... دیدن ادامه » برای من بسیار آموزنده بود.
بهاره رهنما نیز خطاب به تماشاگران گفت: پنجشنبه شب آقای مظفری و پسرشان روی همین صندلی ها به تماشای نمایش در همین سالن نشسته بودند و متاسفانه پسر جوان و هنرمند آقای مظفری امروز دیگر در میان ما نیستند. برای خانواده شان صبر آرزو می کنم.
وی افزود:اتفاق تلخ دیگر ضایعه جبران ناپذیر از دست دادن خانم روستا بود.زنی که حتی در روزهای بیماری قدرتمند و مستحکم بود و حمایتگر مرد بزرگی مانند حمید سمندریان
بهاره رهنما نیز در حالی که بغض گلویش را گرفته بود گفت: خانم روستای عزیز و زیبا! با صدا و شخصیت دوست داشتنی و هنرمند از شما بابت همه چیزهایی که به ما آموختید ممنونم و اجرای امشب را از صمیم قلب به شما تقدیم می کنیم و جایتان همیشه خالی خواهد بود.
«عامدانه، عاشقانه، قاتلانه» نمایشی است با ساختار مستند که به زندگی سه زن جنایتکار ایرانی می‌پردازد و بهاره رهنما، نسیم ادبی، گیتی قاسمی و آیه کیانپور در این نمایش به ایفای نقش می‌¬پردازند.
این نمایش از 8 شهریور هر شب ساعت 9 شب و شنبه ها ساعت19در سالن باران واقع در خیابان فلسطین جنوبی به‌روی صحنه می‌¬رود.

خیلی شب تلخی بود، تلخی سرگذشت زنان و مرگ بانوی هنرمند و جوان از دست رفته ی اقای مظفری. من تمام مدت اجرا فکر میکردم چرا چشمهای خانوم رهنما انقدر پف کرده ست و چرا بعضی مواقع تمرکز روی کار ندارن . بعد که صحبت کردن و احساسات زیباشون رو گفتن متوجه شدم که روز ... دیدن ادامه » خیلی سختی رو سپری کردند
۰۷ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار زیاد لذت بردم از هنرنمایی و توانمندی خانمهای نازنین، ممنون از همه عزیزان بویژه خانم ساناز بیان جوان و هنرمند.

پی نوشت: تا دیشب نمیدانستم که قاتل زنجیره ای زن داشتیم...
مجتبی مهدی زاده، محمد روشن، sanaz bayan و مهرداد . این را خواندند
پرند محمدی و فهیمه تردست این را دوست دارند
با درود خدمت گروه همیاری
هنوز تکلیف ما که برای روز جمعه بلیط داشتیم مشخص نشده؟
۰۶ مهر ۱۳۹۴
درود بر شما
لطفا برای جابه‌جایی روز خود در ساعات اداری با شماره ۶۶۸۷۱۸۹۷ تماس گرفته و یابرای لغو ایمیلی دربرگیرنده شماره پیگیری / شماره کارت / نام صاحب کارت به نشانی support@tiwall.com بفرستید.
۰۶ مهر ۱۳۹۴
ممنون از شما دوست عزیز.
۰۶ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به به خیلی لذت بردم ........ ساناز بیان چه نازنینه :)
بازیها فوق العاده بود ... اشک ما رو هم دو جا دراورد .............
خسته نباشید بانوان هنرمند و عزیز :)
با درود خدمت گروه همیاری

هنوز تکلیف ما که برای روز جمعه بلیط داشتیم مشخص نشده؟
۰۶ مهر ۱۳۹۴
ممنون از محبتتون دوست عزیز.
۰۶ مهر ۱۳۹۴
به امید کارهای بهتر و بیشتر از شما :)
۰۷ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی خانم قاسمی بسیار بسیار زیبا و تاثیر گذار بود . در لحظه شاهد اجرای غم، خنده، خشم ، عشق بودیم و این یعنی زندگی ، یعنی تیاتر ، یعنی توانمندی خانم قاسمی عزیز
با درود خدمت گروه همیاری

هنوز تکلیف ما که برای روز جمعه بلیط داشتیم مشخص نشده؟
۰۶ مهر ۱۳۹۴
عشق در بازی خانم قاسمی؟ آیا احتمالن منظورتون خانم ادبی نیست؟
حدس زدم شاید اشتباه لپی شده باشد
۰۸ مهر ۱۳۹۴
دقیقا منظورم خانم قاسمی بود، اونجایی که از بچه هاش می گفت عشق ب فرزند رو نشون میداد، جایی که برای زندگی التماس میکرد( قبل از اعدام) عشق ب زندگی رو میدیدی. حتی اونجایی که گفت دلم برا اون پیرزنِ سوخت ؛ لحن صدا و زبان بدنشون ب سمت دوست داشتن ادم ها میل داشت ... دیدن ادامه » . از نظر من تمامی این ها مصداق بارز عشقِ. خانم ادبی نازنین هم عشق ب جنس مخالف
۰۹ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرجان شیرمحمدی:
امشب نمایش عامدانه، عاشقانه،قاتلانه را دیدم. کار زیبا و دردناکی بود و بازیگران همه خوب ولی شیفتگی امشب من مربوط میشه به بازی گیتی قاسمی. در حیرتم که چطور این بازیگر توانست روی صحنه اینگونه با گوشت و پوست خود یک زندگی را زندگی کند. از چشمها، و نفس این بازیگر واقعیت غیر قابل انکارش به من به عنوان تماشاچی منتقل میشد. واقعیتی سهمگین و مهیب. حیرانم و در حسرتم که چطور می شود در صحنه ی تئاتر و نه سینما با چشمها این قدر حرف زد که او زد...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رسد به دلیل حادثه تلخ منا و اعلام سه روز عزای عمومی، اجرای این نمایش امروز شنبه لغو شده است.
با درود خدمت گروه همیاری

هنوز تکلیف ما که برای روز جمعه بلیط داشتیم مشخص نشده؟
۰۶ مهر ۱۳۹۴
درود بر شما
لطفا برای راهنمایی و جابه جایی در ساعات اداری با شماره 66871897 تماس بگیرید
۰۶ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیز و گرامی

اجرای امروز جمعه ۳ مهر و فردا شنبه ۴ مهر نمایش "عامدانه، عاشقانه، قاتلانه" به دلیل عزای عمومی لغو شده است.

خریداران محترم این دو روز فرصت جا به جایی به روزهای دیگر و یا بازگشت هزینه خود را خواهند داشت که منتظر اطلاعات تکمیلی و شیوه پشتیبانی باشند.

اجرای نمایش از روز یکشنبه ۵ مهر ادامه خواهد یافت.

خرید بلیت روزهای هفته جدید نمایش: http://www.tiwall.com/store/amedaneh-asheqaneh-qatelaneh

نیلی، مینا نقوی و مجتبی مهدی زاده این را خواندند
دوست عزیز روز های شنبه هر هفته نمایش در ساعت ۱۹ اجرا می شود.
۰۳ مهر ۱۳۹۴
با سلام و خسته نباشید ممکنه بفرمایید روز جمعه 3 مهر که کنسل شده چه زمانی مجددا اجرا میشه؟
ممنونم
۰۵ مهر ۱۳۹۴
با درود خدمت گروه همیاری

هنوز تکلیف ما که برای روز جمعه بلیط داشتیم مشخص نشده؟
۰۶ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید