تیوال نمایش تغییرات غم‌انگیز زندگی آقای صاد
S2 : 05:12:22
  ۰۴ تا ۲۴ آبان ۱۳۹۱
  ۱۸:۳۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۷,۰۰۰ تومان


: حسین توازنی زاده
: احسان شایان فرد

: (به ترتیب حروف الفبا)
حسـیـن تـوازنی زاده
کتـایون ســالکی
متـیـن فـارسـی
سـحر عبدالّه زاده
مـهدی قره جه داغـی

: متـیـن فـارسـی
: امـیـن یـزدانـی نـژاد و علی پـویا قـاسمی
: احسان شایان فرد
: سـحر عـبـدالّه زاده و مـحمدمـهدی ندّاف
: مـحمدمـهدی ندّاف

برنده جایزه رتبه اول بازیگری مرد
نمایشنامه برگزیده
بهترین موسیقی
دیپلم افتخار ترکیب صحنه ای
و رتبه اول کارگردانی در منطقه
از نخستین جشنواره تیاتر شمسه

دوشنبه ها اجرا ساعت 20

مکان

شریعتی، بالاتر از پل سیدخندان، خیابان جلفا، فرهنگسرای ارسباران(هنر)
تلفن:  ۲۲۸۷۲۸۱۸-۲۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
این نمایش قراره دوباره اجرا بشه ؟؟
فعلا که خیر خانوم صادقیان
۱۲ آذر ۱۳۹۱
ممنون
از یکی از دوستان این طور شنیدم.
متاسفم که اجرای آخر این نمایش رو دیدم و فرصت دوباره دیدن این کار بسیار عالی رو از دست دادم.
۱۲ آذر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشتی بر نمایش « تغییرات غم انگیز زندگی آقای صاد » به نویسندگی و نقش آفرینی « حسین توازنی زاده » وکارگردانی« احسان شایان فرد »



معصومه حسینی پور



چه لذتی به من می دهد ،
ادا کردن کلمه ای پر انرژی و پر حرف ،
چقدر احساس خوبی تمام وجودم را دوره می کند ،
عزیز بعلاوه ضمیر متصل میم ،
عزیزم ،
تو هم به من بگو عزیزم ،
عزیزم یعنی عزیز من ،
فقط ... دیدن ادامه » من ،
بگو عزیزم ،
چقدر گفتنش برای من راحت است و برای تو نه ،
چقدر لذت بخش است برای من و برای تو نه ،
به اندازه ای که من دوستت دارم که دوستم نداری ،
اصلا داری ؟
نه ! نمی خواهم به این چیزها فکر کنم ،
من آمده ام اینجا که به این چیزها فکر نکنم ،
اینجا آسایش دارد روانم ،
به هر چیز که دوست دارم فکر می کنم ،
به باران ، به تو ،
به برف ، به تو ،
به ابر ، به تو ،
به دل ، به تو ،
به انگور ، به تو ،
به آب ، به تو ،
به ابرکی که درست می شود با نفسم ، به تو ،
به شعر ، به تو ،
به سرما ، به تو ،
به گرما ، به تو ،
تو ، تو ، تو ،
وجودم پر از توست ،
اینجا آسایش دارد روانم ،
اینجا آسایشگاه و آرامشگاه و زایشگاه تفکراتیست ،
که منجر به تو می شود ،
تو که در من متولد شدی ،
پر شدم از گریه هایی که می بارد از من ،
کودکی که دیوانه وار دوست دارد گریه کند ،
تا بمکد شیره جانم را ،
و شیرین کند لحظاتی را که به تو می اندیشم ،
بنشین کنارم ،
روی همین صندلی ،
تو را تصور می کنم روی پشت بام احساسم ،
پشت بام احساسم روی آسمان خراشیست ،
که دستمان می رسد به پشمک ابرها ،
شیرینی این عروسیست ، عروسکم این تکه های ابر ،
حالا به من می گویی عزیزم ؟
یا باز هم برایت ببافم خیالهای نبافته ام را ،
تا بپوشانم به تن عریان احساست ،
که گرم کند تو را در این سرمای بی خبری عواطف و احساس ،
حالا به من می گویی عزیزم ؟
یا من هزار بار دیگر به تو بگویم عزیزم ؟
جای تمام عزیزم هایی که تو نگفتی و نخواهی گفت ،
من خوبم ، خیلی خوب ،
فقط بی دلیل می خندم ،
بی دلیل گریه می کنم ،
با خودم حرف می زنم ،
قرص می خورم ،
نمی خوابم ،
خیال می بافم و
دلم می خواهد کسی را که دوست می دارم ،
به من بگوید عزیزم ،
من خوبم ،
خیلی خوب ،
فقط دلم می خواهد کسی را که دوست می دارم ،
به من بگوید عزیزم ،
من خوبم ،
خیلی خوب .




منبع: وب سایت تئاتر امروز

خیلیییییییی خوبه این یادداشت . خـــیـــلـی.
۲۷ آبان ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

به نام خدایی که در این نزدیکیست

نقد و یا برداشتی آزاد از " تغیرات غم انگیز آقای صاد"


در ادبیات ایران و جهان ، همواره آثاری خلق می شوند که بر اساس خاطرات مشترک و یا درک مشترک از شرایط ، اتفاقها، هنجار ها یا ناهنجاری های عموم انسان های آن ...دوره بنا شده است، بدون شک در بازه های زمانی مختلف این آثار تداعی کننده دوران خوش ، بی دغدغه و یا پر آشوب نسلی را بیان می کند که در آن بازه زمانی زیست می کند یا می کرده است.پیشینه این گونه آثار را می توان در دوران باستان نیز یافت تا دوران جدید ، آثاری که از حد و مرز زمان و مکان عبور می کنند و تبدیل به بدیهیات زندگی نسل های آینده می شوند و یا خود تاریخچه ای از دوران گذشته می شود ، چرا که در دل آثار ادبی ، فرهنگ دوران ها نهفته است.

" تغییرات غم انگیز آقای صاد " نیز از این دسته از آثار ادبی و نمایشی می باشد که به زندگی فرد اندیشمند و هنرمندی می پردازد که دست بر قضا از بیماری رنج می برد ، رنجی شیرین که خود هرگز متوجه آن نخواهد شد و تنها نامی از آن میبرد، "به دیوونه خندیدی" . آقای صاد، به گفته خویش یک نویسنده است، نویسنده ای که داستان های زیبایی می نویسد ، دستی هم در موسیقی دارد و از فرط تنهایی به مسایلی می اندیشد که انسان های " سالم " به سادگی از کنار آنها عبور می کنند، مسایلی از قبیل : روز های زمستانی، جهان بارانی ، و یک " مامان " در آغاز نمایش،همخوانی گروه " کُر" ی به گوش می رسد که ما را برای آغاز " سفر خیال انگیز جهان کودکانه ی آقای صاد " آماده می سازد. سفری که بار ها و بار ها به آن رفته ایم و خاطراتی از آن داریم ، "حسین توازنی" نویسنده نمایشنامه و بازیگر نقش آقای " صاد" به زیبایی با بیانی متفاوت ، این خاطرات را برای مخاطب زنده می کند.
آقای " صاد" هنرمند دیوانه ایست که در زندگی خود عاشق هم شده است ، عشقی نه از جنس رومئو و ژولیت شکسپیر و یا لیلی و مجنون گنجوی، بلکه از جنس ساده ی زندگی روزمره و عشق های افراد عادی ، نه تکراری می شود و نه دست نیافتنی و غریب ، روزگاری خوش که مبدل به خیال و توهم می شود ، دردی که در ادامه نمایش به " زبان " نمی آید بلکه " دیده " می شود ، بیانگر توانایی " احسان شایان فرد " می باشد که به خوبی " درد جدایی فرزندی دیوانه از مادر " خویش را به نمایش در می آورد،فرزندی که تنها جای امن دنیا شاید برایش آغوش مادرش باشد " این عکس یه مامانِ ، شما ها نمی بینیدش، زدمش بالای تختم ، که شبها بهش شب بخیر بگو و اون برام لالایی بخونه" او با فانوس به دنبال مادر خویش می گردد ، و شاید می خواهد مخاطب را متوجه کند که : " انسانم آرزوست"." آقای صاد " با تعامل با مخاطب وی را متوجه این مطلب می کند که به تماشای چیزی نیامده لست بلکه به ملاقات دیوانه ای آمده است که سالهاست با کسی سخن نگفته است .این اثر به نوعی زندگی انسانهایی را به نمایش می گذارد که به درستی درک نشده اند و همیشه پیش از شنیده شدن و دیده شدن ، پیش داوری شده اند.
درد دیرین انسان ، درد دوری و جدایست، در قالب های مختلف " بشنو از نی چون حکایت می کند ، از جدایی ها شکایت می کند " برای تسکین این درد انسان به خاطرات رو می آورد. " اقای صاد " نماینده نسلی است که نه شنیده نه دیده می شود، بلکه تنها قضاوت می شود و هرگز کسی به خواسته اش ، پاسخ درستی نمی دهد " آقا نفت دارید؟" پاسخ:" برای همینه میگم بشر کشکه"، " خانم پرستان میتونیم بریم توخیابون بستنی بخوریم؟ " پاسخ: " از دور میتونیم بیرونو ببینیم" و....
" و اینگونه مخاطب با جهان درونی و گذشته پر هیاهوی آقای صاد آشنا می شود"
موسیقی و افکت های مناسب در یک اثر نمایشی می تواند آند اثر را در ذهن مخاطب زیباتر و ماندگار تر کند که این اتفاق خوش در این اثر به خوبی رخ می دهد ، حضور نوازنده در صحنه به عنوان دوست و همراه همیشگی "آقای صاد" ایده تازه ای نیست اما ، در بخش های پایانی ، زمانی که مشخص می شود نوازنده تنها خیالی بیش نیست ، ایده جذاب می شود.
تصاویر زیبایی در این اثر خلق می شود و فضا سازی به اندازه کافی گیرا هست ، نقاط قوت این کار بسیار زیاد است اما هیچ اثری عاری از ضعف نیست .بخش هایی چون ورود پدر به صحنه و ادامه بازی میتوانست بهتر و گیرا تر باشد، تعویض صحنه ها میتوانست " شاید" سریع تر صورت گیرد ( همه این موارد به شرایط محیطی و محدودیت ها نیز بستگی دارد)تا مخاطب از تاریکی و سردرگمی خسته نشود و فضای اثر را از دست ندهد.

در ... دیدن ادامه » پایان به تمامی دوستان خوبم ، در این اثر نمایشی ، دیدنی و " شنیدنی " خسته نباشید عرض می کنم و آرزوی بهترین ها رو برای شما عزیزان دارم.موفق و پیروز باشید.

24آبان91
میـلاد مجرد
میلاد جان سپاس فراوان بابت نقدی که نگاشتی. صمیمانه امیدوارم به موفقیت های روز افزونت..
۲۷ آبان ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
واقعا ممنونم از این تئاتر فوقالعاده!!
خسته نباشید واقعا!
کاش میشد تمدید شه من که به شخصه باز میومدم!
سلام
واقعا ممنونم از این تئاتر فوقالعاده!!
خسته نباشید واقعا!
کاش میشد تمدید شه من که به شخصه باز میومدم!
فاطمه بای این را خواند
سارا صادقیان و محمّـدمهـدی ندّاف این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خیلی خوبی بود ، بازی آقای توازنی زاده و موسیقی کار واقعا زیبا بود

به همه عوامل گروه خسته نباشید میگم و براتون آرزوی موفقیت میکنم
ممنون که اومدین و دیدین:)
۲۴ آبان ۱۳۹۱
ممنون ایمان جان که با شرایط سخت دیروز اومدی و کار رو دیدی..
۲۴ آبان ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقاط قوت این کار بازی آقای توازنی زاده و موسیقی کار بود و جای دیگری که من احساس کردم ضعیف است بازی خانم سالکی بود.
ممنوونم که اومدین:)
۲۳ آبان ۱۳۹۱
ممنون برادر:-)
۲۴ آبان ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام. از همه ی کسانی که در تهیه این تئاتر زحمت کشیده اند تشکر می کنم. کار بسیار زیبایی بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه کاریز تنها امشب و فردا شب اجرا خواهد رفت..
این نمایش رو دیدم خیلی خوشم اومد به نظرم نمایشنامه این کار خیلی خوب بود و اقای حسین توازنی زاده که هم نوشته بود هم بازی میکرد تونسته بود کار خوبی از اب دراره
ممنونم بانو
۲۲ آبان ۱۳۹۱
ممنونم از نظرتون:)
۲۳ آبان ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روز غم انگیز آقای حسام
امروز برای اولین بار به فرهنگسرای ارسباران رفتم برای دیدن تاتر
ساعت 17:40 رسیدم اونجا رفتم اطلاعات گفتم تاتر گفت صبر کنید روبه رو میان بلیط میفروشن
ساعت 18:20 خبری از کسی نبود، دوباره اطلاعات، خانوم گفتن اون روبه رو منتظر باشین میان بلیط میفروشن
ساعت 18:50 اومدم اطلاعات اون خانوم نبود دست چپ آقایی نشسته بود گفتم تاتر امروز اجرا نمیره؟گفت فکر کنم 20 دقیقه اس شروع شده
گفتم کجا؟
گفت طبقه بالا
فقط میتونم بگم متاسفم برای خودم
که امروز تو ترافیک وقتم
متاسفم
در ابتدا به چهار دوست عزیز خودم سحر عبدالله زاده ، محمدمهدی نداف ، حسین توازنی زاده و احسان شایانفرد تبریک و خسته نباشید میگم و امیدوارم که همیشه موفق و پیروز باشند.
نمایش خیلی خوبی بود ولی تنها ایرادش زمان های اضافه ای بود که در بعضی جا ها یک صحنه خیلی ادامه پیدا میکرد و میشد که زمان کار کمتر از این هم کرد تا باعث خستگی تماشاچیان نشود.
بازی حسین عزیز و دکور و موسیقیه کار از جذاب ترین عوامل نمایش بود.

باز هم به گروه خسته نباشید میگم و براتون آرزوی موفقیت دارم
ممنونم محمدجان. من سعی کردم در مدت این چند شب نظر اغلب دوستان و مخاطبین نمایش رو جویا بشم. تنها در دو اجرا بود که دوستان نازنین این نقد رو وارد دونستن و حقیقتا هم درست بود. خوشحالم که مجدد کارمون رو دیدی و زمانی رو برای نوشتن نقد این نمایش قرار دادی. عزیز،از ... دیدن ادامه » خدا می خوام هدفمند و موفق تر باشی در پناهَش.
۱۶ آبان ۱۳۹۱
ممنونم از نقدتون:)
۲۰ آبان ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خسته نباشید میگم به همه عوامل کار بخصوص به دوستان عزیز خودم محمد مهدی نداف و سحرعبدالله

زاده و بقیه عوامل...

اجرای اولیه این نمایش رو در جشنواره شمسه سال پیش دیده بودم و خوب بود،یعنی بعنوان یک کار دانشجویی و برای اولین کار این گروه خوب و قابل دفاع بود.

در اجرای ارسباران هم این نمایش رو دیدم و در کل به نظرم خوب بود کار کرده بودند و زحمت کشیدند اما من اجرای جشنواره رو بیشتر دوست داشتم...

در اجرای جدید به نظرم زمان کار بی دلیل زیاد شده و یک کاری که باید در زمان 45 و نهایت 50 دقیقه بسته می شد بی دلیل و بدون کمک به پیشبرد متن و اجرا کشدار و خسته کننده شده و در جاهایی از نمایش باعث خستگی و کسالت مخاطب میشه.

یکی دیگه از مشکلات کار یکنواخت شدن تغییر صحنه ها و البته تعداد زیاد رفت و برگشت نور و صحنه های اضافه بود که میشد با خلاقیت هایی از صحنه ها بهتر استفاده کرد و دچار تکرار و یکنواختی نشد.

هرچند بازی حسین عزیز خوب بود و البته یک جاهایی دیگه دیالوگ های اضافه زیاد و صحنه های اضافی داشت ولی باید برای نقش های دیگر هم دیالوگهایی در متن گنجانده میشد تا هم سیر روایی داستان بهتر و ملموس تر میشد و هم از یکنواختی کار کاسته میشد...


در ... دیدن ادامه » انتها به همه گروه اجرایی خسته نباشید میگم و برای شروع یک کار و یک گروه خوب بود...

موفق باشید دوستان عزیز
آرش جان اجرایی که شما اون شب از کار دیدی نمایشی بود که خود من هم دوست نداشتم. گاها این اتفاق در تئاتری که بصورت عموم و هر شب اجرا می ره میفته. در مورد جزئیاتی که خوب بهش پرداختی در اولین فرصت با هم صحبت می کنیم. ممنون عزیز که تا ارسباران اومدی و کار رو دیدی ... دیدن ادامه » و سپاس فراوان بابت نگاشت نظر و نقدت.
در پناه حق شاداب تر باشی..
۱۶ آبان ۱۳۹۱
عطیه، بانوی عزیز، ممنون که نظرتون رو نوشتید.
۲۰ آبان ۱۳۹۱
ممنونم از اینکه کار رو دیدین:)
۲۰ آبان ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اول خسته نباشید فراوان به سحر عزیز و جناب نداف و تبریک فراوان به تمامی اعضای جوان این گروه.
در درجه ی اول باید بگویم که به عنوان کار اول خیلی خوب بود. بازی ها خوب بودند مخصوصن آقای حسین توازنی زاده، البته ری اکشن های خانم سالکی را هم دوست داشتم. مهم ترین نکته ی مثبت کار این بود که اجرای خیلی گرمی بود و از لحاظ حسی آدم را درگیر می کرد. من حتا در چند صحنه اشک ریختم. اما از لحاظ قصه، داستان کار به قوت بازی ها نبود. یعنی ما بیشتر درگیر شخصیت صدرا و بازی او و حس هایش می شدیم تا ماجرا. در حالیکه به نظر من در یک کار کامل درگیری عاطفی مخاطب باید با ماجرا و شخصیت توامان و به اندازه ی مساوی باشد. ضمن اینکه مدت زمانی که پرت و پلا گویی های صدرا(که خیلی هم قشنگ بودند) طول کشید تا جاییکه ما با بهار و بعد پدر و مادر و ماجرایی که بر سر صدرا گذشته تا به اینجا رسیده برسیم و ... دیدن ادامه » داستان کمی پیش چشم مان انسجام پیدا کند، به نظرم کمی طولانی بود و در حوصله ی یک کار روی صحنه نمی گنجید. البته شاید بخش هایی از گپ های موجود در قصه در متن اصلی نویسنده موجود بوده و از زیر تیغ بازبینی بیرون نیامده که آن را نمی دانم. در کل کار را دوست داشتم.
ممنونم بانو مهدیه ی عزیز، نویسنده و هنرمند بزرگوار؛ استفاده کردم.از دیدنتون فراوان خوشحال شدم و از خواندن نقد تون خوشحال تر. موفق و موفق تر باشید در پناه حق.
۱۲ آبان ۱۳۹۱
انشااله.. ممنونم امیرجان
۲۰ آبان ۱۳۹۱
ممنون از اینکه کار رو دیدین:)
۲۰ آبان ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این اجرا برای دانشجویان تمامی رشته ها با تخفیف و 5000 تومان در نظر گرفته شده.
رعنا جمالی این را خواند
مهدیه مطهر، امیر شهبازنژند و فرناز نوروزی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
توو زمستون آدم دِلِش گرمه، می تونه "ها" کنه و حرفاشو توو هوا بنویسه...
:)
۲۰ آبان ۱۳۹۱
دقیقاً آقای نداف:)) یادش بخیر انگار همین دیروز بود..
اجرای خوبی بود.. بازیِ حسین توازنی زاده رو دوست داشتم. :)
۰۹ آبان ۱۳۹۲
واقعآ یادش بخیــــــر...
۱۰ آبان ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من امروز چهارشنبه(10/8/1391) این نمایش رو به همراهِ عده ای از دوستانِ تیوالی دیدم و باید بگم که در وهله ی اول، بازیِ آقایِ توازنی زاده(نقش اول و آخر) واقعاً بی نظیر بود و من رو حقیقتاً شگفت زده کرد. نور، موسیقی و طراحیِ صحنه هم خیلی خوب بود. همه چیز برایِ روایتِ داستان خوب و هنرمندانه طراحی و اجرا شده بود. اما مسئله ی چالش برانگیز این بود که در متنِ اصلی، اون ایده ی اولیه و حیاتی ماجرا یه کم تووش پُر گویی شده بود و یه جاهایی آدم حس می کرد یه سِری ابعاد قصه دارَن به شیوه های مختلف، هِی بیان میشن یه جوریکه انگار قراره تماشاگر قانع بشه و راجع به اونا ایده و نظری نده که این مسئله باعث می شد که تماشاگر یه جورایی سرخورده و در قضاوت دچارِ برزخ بشه. فکر می کنم که شاید نویسنده(جدایِ از بازیِ عالی که داشتن) یه کم دچارِ وسواس شده بودن. با این حال نمایش خوبی بود و من اون ... دیدن ادامه » صحنه ی رهبری ارکستر رو هیچ وقت از یاد نمی بَرَم. دستِ همه ی دست اندرکاران درد نکنه، با آرزویِ موفقیت هایِ روزافزون!
منم با نظرات هانیه جان موافقم. اجرای آقای توازنی زاده محشر بود. صحنه ی رهبریه ارکستر که واقعا عالی بود وآدم رو میخکوب میکرد، کنتراست خوبی هم به کار داده بود. بعضی دیالوگاهم خیلی خوب بود. یه جاهاییش منو یاد فیلمbeautiful mind انداخت. درکل کارو دوس داشتم و دست ... دیدن ادامه » همه ی بچه ها و عوامل و مخصوصا دوستان تیوالیمون واقعا درد نکنه.
۱۱ آبان ۱۳۹۱
هانیه، بانوی عزیز ممنون که انقدر خوب به کار پرداختید. دوستان نقدتون رو می خونند و قطعا استفاده می کنیم. اینکه مشتاقانه و به موقع اومدید برای اجرا هم باعث احترام و افتخاره برای ما.
سپاس فراوان از رعنا خانوم عزیز که با علاقه نظراتشون رو قرار می دن. شکر ... دیدن ادامه » که دوست داشتید و مورد قبول بوده براتون.
۱۲ آبان ۱۳۹۱
ممنون از اینکه کار رو دیدین.موفق باشین:)
۲۰ آبان ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سپاس از زحمات دوستانم, من کار رو بسیار دوست داشتم و به نظرم دارای بازی وکارگردانی قویست. همچنین موسیقی های کارو بسیار دوست داشتم. به امید موفقیت روزافزونتان.
ممنونم بانو..
۱۱ آبان ۱۳۹۱
شکر..،خوشحالم که عالی بوده براتون و لذت بردید
۱۲ آبان ۱۳۹۱
ممنونم که اومدین و کار رو دیدین:)
۲۰ آبان ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب افتخار این رو داشتم که با جمع بسیار نیک به تماشای کار تغییرات غم‌انگیز زندگی آقای صاد بنشینم
در وهله اول به تمامی دوستان خسته نباشید ویژه عرض میکنم و خدا قوت میگم
اجرا ها واقعا عالی بود هیچ حرفی نیست اما طولانی بودن زمان کار آزارم داد, چرا؟
چون این نمایش میتوانست اجرایی در حدود 50 دقیقه ارائه کند (مختصر و مفید)
برخی صحنه ها واقعا حتی میشد کات بشه بدون اینکه به خط داستان لطمه ای وارد کنه یا برخی صحنه های دیگه میشد اجرای کمتر اما مفهومی تری داشته باشه!
و در طراحی صحنه میشد از دکور استفاده کرد به جای اینکه بازیگر با کلام نشون بده!
به هر حال خوشحالم که اجرای زیبایتان را دیدم دوستان
همیشه بدرخشید...
مهران جان ممنونم از حضورت و تشکر از نظر و نقدی که نوشتی.
۱۰ آبان ۱۳۹۱
ممنون که کار رو دیدین.ممنون از نقدتون:)
۲۰ آبان ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید