تیوال فیلم به دنیا آمدن
S3 : 15:28:28
: محسن عبدالوهاب
: هدایت هاشمی، الهام کردا، بهناز جعفری، پونه عبدالکریم زاده، رضا مرتضوی، رویا جاویدنیا، مهدی امیری، اسماعیل پوررضا، مرتضی نسیم سبحان، بابک گودرزی ­نژاد، سیاوش نقشبندی، حمید محمدزاده، محمدرضا سمیعی­ فر، مهدی وحیدروش، مریم افشار، مهشید ناصری، آیدا سرشار، الهام عبدالهی راد، سهیل عبدی، مسعود ریاضی، شهباز تهرانی، شهناز چماچم­جا، هاله قدرت زاده، پرستو آصفی، امیرعلی مظفریان، سپهراد فرزامی، نیکی نصیریان
: محمد احمدی
: محمد احمدی
: محسن قرایی
: مهرداد میرکیانی
: مهدی موسوی
: حسین فیض آبادی
: یدالله نجفی
: امید جزینی
: بیتا موسوی
: ماریا میرنژاد
: یوسف آقایی



زن و شوهری در آستانه میان‌سالگی برای ادامه مسیر زندگی‌شان با یکدیگر دچار مشکل می‌شوند.

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم به دنیا آمدن / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» رونمایی از جدیدترین پوستر فیلم «به دنیا آمدن»


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
روایت ساده ای از مسئله ای مهم
فیلمی خوب و قابل تامل و دوست داشتنی بدون هیاهو و شلوغ کاری و شعارزدگی
شخصیت ها همه خاکستری اند و تو به همشون حق میدی ؛ پدری که با توجه به مشکلات و آینده نمیخواد بچه دار بشه و مادری که میخواهد بخشی از وجودش رو نگه داره
بدون قضاوت و پیش داوری
خرده پیرنگ و داستان هایی که به درستی به داستان اصلی وصل شده و پر از مفاهیم و کارکردهای درست و شعارزدگی
قصه فرزند و عشق نوجوانی ، تاتر و مشکلاتش ، جامعه و خشونت و فقر و ..... بخوبی و آرامی بیان میشود.
تیپ های درستی که لحظاتی از داستان تبدیل به شخصیت می‌شوند و ویژگی های ناشناختشون برامون آشکار میشه
پایان درست و آرام و دوست داشتنی
بازی های خوب و یکدست
همه چی تو این فیلم درست اندازه ساده و جذاب بود
فیلم خوب ببینیم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
28 اردیبهشت98
فیلمی در مورد ادمهای خوب /// آدمهایی که دوست شان داریم...
بغذ از مدتها فیلمی دیدیم در موردر ادمهای معمولی...
چندسالی هست در سینمای مان اختلاف طبقاتی داریم
یا ابد و یک روز را می بینیم یا 50 کیلو آلبالو...
یا مغزهای کوچک زنگ زده یا هزار پا
سریالهایمان نیز دست کمی ندارد یا کمدی های نود قسمتی تلویزیون یا سریالهای ادمکشی
در مورد ادمهای معمولی چیزی نمی بینم .. سریالهایی مثل پدر سالار، این خانه دور است، همسران، خانه سبز
سریال هایی در مورد ادم هایی که ثروتمند نیستند، جزو طبقات پایین اجتماعی نیستند، خلافکار و آدم کش نیستند..
اما برسیم به زوج هنرمند قصه خودمان...
زوجی که همدیگرو را د,ست دارند، پسر شیطون و بانمکی هم دارند و رابطه پدر و مادر با بچه شان بسیار رخوب است...
همه چیز خوب است ولی 2 تا مشکل دارند یکی مستاجرند و دیگری اینکه مرد بچه دوم را نمی خواهد ولی زن بچه دوم را می خواهد...
شخصاً 15 دقیقعه فیلم را اضافه می دانم با همین وضعیت...// وقتی رابطه خوب زوجین را با دو سکانس نشان می دهد و رابطه خوب پدر و پسر را در یک سکانس ... دیگری نیازی به دلبری های اضافی نداشت...
کارگردان با ظرافت توانسته بود چیزهایی را نشان دهد، مرد فیلمسازی که دغدغه جامعه دارد زنی که در عین اینکه بازیگر نمایش هست زنی با حریم اخلاقی است...///مرد قصه ما پولش را به پسرخاله اش داده تا کاسبی کند و پسرخاله وقتی می بیند مرد مشکل دارد کافه اش را واگذار می کند و پول مرد را می دهد...
غیر از یک ربع اضافه ای که گفتم بسیار جذاب و دقیق سکانس ها را در کنار هم چیده و فیلم از ضرباهنگ دقیق و خوبی برخوردار است...
به ... دیدن ادامه » مرور با شخصیت های داستان آشنا می شویم و کارکردشان در داستان به پیشبرد داستان کمک می کند...
اما داستان ایده هایی را مطرح می کند و چیزهایی را در داستان بیان می کند که از ان استفاده ای نمی کند...
نمونه اش: مرد می گوید به کجا می رویم تا همین چندسال پیش درب های این شهر چوبی بود الان خونه با درب های اهنی با یک عالمه دوربین...
نمونه دومش خود داستان: یک انسان شریف می خواهد بچه اش را سقط کند چون آینده ای برای بچه دومش متصور نیست...آرزوش داشتن یک خونه است...
نمونه سوم: بچه با جناقش با اینکه بزرگ شده خانواده سنتی مذهبی است می خواهد پارتی شبانه برود..
نمونه چهارم: اجرای آهنگ معروف (( هپی)) توسط یک پیرمرد و چند کودک ...
اما از موقعیت هایی ناهمگونش درست استفاده نمی کند...
مثال: اسم زنش پری است و اسم خواهر زنش نسرین است... // اسم پری برای یک خانواده سنتی مذهبی نیست..
خانواده های سنتی مذهبی با تئاتر خواندن دخترشان مشکل دارد..// با اینکه دخترشان در دانشگاه با پسری ازدواج کند مشکل دارد و...// می توانست تناقض سنت و مدرنیسم را در یزد نشان دهد و درگیری های لفظی بین دختر و پدر و شوهر ...
اینکه پدر از اول با تئاتر خو ندن دخترش مشکل داشته اگر وساطتت فلان فامیل نبوده رضایت نمی داده و قس علیهذا..
دوم اینکه فیلمنامه نویس با ثروتمند بودن خانواده زنش از دست درام و تناقض بچه انداختن زن فرار کرده...
خیلی از خانواده ها این همه پولدار نیستند که بچه شان بهشان پناه بیاره و با پول و حمایت خانواده مشکل حل بشه... این تناقض می توانست فیلم بهتری از این موضوع بسازه...
اما نچسپ ترین قسمت فیلم عوض شدن ایده زن هست...
سئوال: چه عاملی باعث شده زن یکهو منصرف شود؟ درد ان شب، احساس گناه، احساس مادر شدن یکهویی سرباز نمی کنه ... چیزی که باعث تغییر نظر زن در مورد انداختن بچه بود چی هست؟ و مهم ترین ایراد فیلمنامه بود ...
بهرحال فیلم خوبی است ولی می توالنست با نکاتی که گفتم فیلمی با 50% بهبود کیفیت باشد...
فیلمی در مورد ادمهایی که دوستشان داریم و دغدغه هایشان با جنس دغدغه های خودمان مطابقت دارد.
محمد کارآمد، امیر مسعود و حمیدرضا مرادی این را خواندند
نیلوفر ثانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه بازی های خوبی (البته در رده بزرگسالان). الهام کردا میتونست یه پای سیمرغ باشه.
فائقه معتمدی و روح اله این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بابا تو چه جوری به مامان گفتی دوسش داری؟
*
دوست داشتن خیلی خوبه بابا...
*
ما فقط یک بار به دنیا میایم...حق داریم به چیزی که میخوایم برسیم!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به دنیا آمدن محسن عبدالوهاب دست کم یک لذت برای من داشت آن هم دیدن چند لحظه بازی محمدرضا ایمانیان عزیز بود. باقی حرف ها بماند برای بعد از جشنواره و فرار از این جو فیلم زدگی و فیلم دیدگی، و خلوتی با خود تا ببینیم اصلا چرا این همه فیلم دیدیم و اصلا چند تا از این همه فیلم، واقعا فیلم بود!
اصلا چرا این همه فیلم دیدیم و اصلا چند تا از این همه فیلم، واقعا فیلم بود!
۱۹ بهمن ۱۳۹۴
اینهمه فیلم ؟؟!! :))

من 2 تا فیلم دیدم گفتم کافی ه . همون تیاتر ما را بس است . تیاتر خونم اومد پایین تو این 1 هفته
۲۰ بهمن ۱۳۹۴
دم شما گرم عزیز
۰۸ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم فیلم خوبی بود. دغدغه ی بسیاری از خانواده های امروز...
همه چیز درست و اندازه مطرح شده بود. بازی ها هم دلنشین و روان بود. چقدر بازیگران فرعی خوب بودند، به خصوص پسرخاله ی کافه دار...
وحید مقدم و کوشا وطن خواه این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمی است که نظرات در مورد آن خیلی متفاوت است و هرکس بایستی خود با دیدن فیلم قضاوت خود را داشته باشد.
فیلمنامه بیشتر از اینکه بر روی داستان متمرکز شده باشد ، برروی رابطه بین شخصیتهای فیلم و انواع چالشها بین آنها متمرکز شده است که برای من بسیار جذاب و واقعی بود. تقریبا هیچ دیالوگ و یا صحنه ای نبود که اغراق در آن حس شود.
به نظر من پایان نیمه باز فیلم هم به بهتر شدن آن کمک کرده بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه فیلم سفارشی که نه خوبه نه بد
بازی بازیگراش خوب بودن
نیلوفر ثانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جشنواره فیلم فجر: به دنیا آمدن
اولین فیلمی که در جشنواره امسال دیدم "به دنیا آمدن" محسن عبدالوهاب با باز ی درخشان الهام کردا و هدایت هاشمی بود. زن و شوهر میانسالی از نسل دهه پنجاه و یا شصت که برای نگه داشتن یا سقط کردن بچه دو ماهه شان با هم درگیرند. دغدغه بچه دار شدن ویا نشدن در جامعه ای با تناقض ها و مشکلات اجتماعی و روانی بیشمار که آدم را شدیدا در این اتخاب دودل و با وسواس می کند. تقابل دیدگاه زن و مرد که از دو پایگاه اتصادی و اجتماعی متفاوت می آیند .تقابلی نه چندان آرام. الهام کردا بازیگر توانمند تئاتر و سینما در قالب مادری که ریشه های سنتی و مذهبی خانواده را به همراه دارد و هدایت هاشمی که به کنش عقلانی را ریشه تصمیم گیری هایش دارد. کارگردانی عالی، فیلم برداری مناسب و بازی های درخشان بازیگران مجموعه به همراه یک روایت خیلی خیلی قابل لمس و صمیمی ... دیدن ادامه » فیلم را بسیار دلنشن ساخته است. تحلیل های هر دو طرف از شرایطی که درون آن قرار گرفته اند و عدم جانبداری کارگردان از یک طرف، مسیر فیلم را خواستنی تر پیش می برد و زیبا تر داستان را روایت می کند. به نحوی که خودتان را اگر جای یکی از شخصیت های فیلم قرار دهید احتمالا همان تصمیم را خواهید گرفت . به نظر من نقطه قوت روایت و کارگردانی این فیلم می باشد. انتخاب شهر یزد برای خانواده الهام کردا با توجه به ریشه های مذهبی و سنتی این شهر وگریز به آن در مقابل انتخاب تهران و تمام دغدغه های ریز و درشتش که انسان را هر لحظه در برابر این سوال قرار می دهد که " آیا می توان شخصی دیگر را به این جهان خشن ، بی رحم و پر تناقض اضافه کرد" برای هدایت هاشمی بسیار دقیق و دلنشین درآمده است. تقابل دیدگاه " هر آن کس که دندان دهد نان دهد" با "عقل حسابگر گم شده در کلان شهر" بسیار ملموس و حقیقی بازی شده است.همچنین طرح یکی دو مساله دردناک در حاشیه فیلم، هم از یک سو بسیار دردناک شده است و از سو ی دیگر با طرح آن به موضوع اصلی فیلم کمک می کند. مجوز ندادن به گروه تئاتر ، حذف و سانسور یکی از شخصیت های اصلی نمایشنامه و اعطای مجوز برای یک نمایش بی محتوا و ریتمیک دیگر،هم خنده را بر لب جاری می کند و هم بغض را در گلو می فشارد. شخصیت "دوست کافه دار" هدایت هاشمی هم بسیار زیبا از کار درامده است. کارکتری آرام، کول! بیخیال ! که هم بادرامد ناچیز و اندک زندگی سپری می کند و هم علایق خودش را دنبال می کند بی هیچگونه قضاوت و جانبداری به کل داستان حال و هوای خاصی داده است. آدمی که کتاب می خواند،کتاب می نویسد و می گوید: بی خیال استاد ! سخت می گیرد جهان بر مردمان سخت گیر! و آنگاه که قافیه برایش تنگ می اید به اسانی یک اب خوردن همه دار و ندارش را بر میدارد و سوار یک وانت می کند و از قصه بیرون می رود بی دغدغه فردا که هر آن کس که دندان دهد نان دهد!!!در مجموع شما با فیلمی صمیمی،واقعی و خوش ساخت روبرو هستید. هر چند فیلم دیدن و فیلم دوست داشتن بسیار شخصی و سلیقه ای می باشد ولی توصیه می کنم این فیلم را تماشا کنید.
نیلوفر ثانی این را خواند
farhad riazi، محیا سلطانی و *مرضیه* این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی خوب بود؛ همه دغدغه درستی رو مطرح کرده بود و هم همین دغدغه درست رو، درست مطرح کرده بود. بازی الهام کردا فراتر از انتظار بود و بازی هدایت هاشمی رو هم خیلی دوست داشتم. هر چند به طور کلی، زیرآب فعالیت هنری و شغل هنرمندان رو زده بود، اما با این حال فیلمی دوست داشتنی و جذاب از کار دراومده بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید