تیوال نمایش بیوه سیاه، بیوه سفید
S3 : 21:46:17
  ۱۶ اردیبهشت تا ۱۲ خرداد
  ۲۲:۰۰
  ۵۰ دقیقه
 بها: ۳۵,۰۰۰ تومان

: مژگان خالقی
: حسن جودکی
: مژگان خالقی
: حسن جودکی

: منوچهر شجاع
: فرشاد فزونی
: علی کوزه گر
: ایلیا تهمتنی
: خسرو خالقی
: الهه افخمی
: هستی خاندایی
: خسرو خالقی، محمد رضا رشید علی پور
: گروه تبلیغات پایگاه خبری تئاتر
: امیر سلیمانی، بهرام رامه
خشونت علیه زنان

مکان

حافظ، نوفل لوشاتو، بعد چهارراه رازی، نرسیده به خیابان ولیعصر، کوچه زیبا، پلاک ۱، عمارت نوفل‌لوشاتو
تلفن:  ۶۶۴۸۳۷۴۲

گزارش تصویری تیوال از نمایش بیوه سیاه، بیوه سفید / عکاس: سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سلام
خسته نباشید به طراح نور و صحنه فقط.
ازاین بازی و کارگردانی و حتی متن اصلا لذت نمیشود برد.
سی و پنج هزار تومن دادیم بابت دیدن صحنه ای زیبا. نه غرض ورزم ونه دشمن. فقط بدانید که هیچ لذت بخش نبود این همه الکی با موسیقی هماهنگ بودنها نه برای القای کلام که فقط حسی زورکی که موسیقی آن را به گرده میکشید. انقدر بد بود که حرفی نگذاشت. ممنونم
خشونت علیه زنان
همیشه یک چشم کبود
و دندان شکسته
و دماغ خونی نیست.
خشونت اضطرابی است که در جان زن است. که فکر میکند باید
لاغرتر باشد
چاق تر باشد
زیباتر باشد
خوشحال تر باشد
سنگین تر باشد
خانه دار تر باشد
عاقل تر باشد.

خشونت آن چیزی است که زن نیست و فکر میکند باید باشد.

خشونت ... دیدن ادامه » آن نقابی است که زن به صورتش میزند تا خودش نباشد تا برای مرد کافی باشد...

دیشب با توقع نه چندان بالایی به دیدن این نمایش رفتم ولی در کل از نمایش لذت بردم.
طراحی صحنه خوب و کارآمد ، موسیقی خوب ، بازی خوب خانم خالقی که با طرز صحبت کردنشون به صورت فارسی دری باعث میشد در طول اجرا حواست رو جمع کنی و دقت کنی تا داستان رو از دست ندی.شاید اگر به صورت محاوره صحبت میکردن با توجه به ندیدن صورت ایشون ، شاید کار خسته کننده میشد.
فضا سازیشون هم خوب بود . طوری که من چهره مادر خجسته و حتی پدر خجسته رو تصور کردم که مادر با نفرت و پدر با علاقه به پرپر شدن دخترشون نگاه میکردن.
علاوه بر همه این ها اجرایی بود لذتبخش به دور از عکاس ، نور و زنگ موبایل ، پچ پچ ، پاپ کورن و یا هر چیز دیگه ای که مانع لذت بردن میشه .
3/5 ستارست نمایش ولی به علت نبودن عوامل مزاحم به 4 رندش میکنم.

تا قبل از نظرت راجع به خود کار رو که خوندم، مو به تنم سیخ شد
آفرین و دمت گرم بسیار :)
۱۲ خرداد
دست و پایی که شما جلوش نباشی، ملاقه و کفگیر ه عباس جان :))
خیلی چاکریم
۱۳ خرداد
ارادتمندم
۱۳ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صحنۀ نمایش با شکل دایرۀ فرش، تکه های میوه و حضور فهم ناپذیر و غریب پیکره هایی در پیرامون این قالی، و حضور بازیگر در حالتی که چهرۀ او در زیر پوشش است و دیده نمی شود، به نمایش جلوه ای معماگونه داده است. نمایش از ما می خواهد که از چیستی و چرایی این حضورها بپرسیم. و همین طور عنوان نمایش که بر دو شکلِ تنهایی دلالت می کند، باز انگار معمایی است که باید حل شود. شاید درگیرشدن با نمایش به خاطر این مسئله و به خاطر موضوع تلخ آن کار دشواری باشد اما قطعاً درگیرساختنِ تماشاگر برای اندیشیدن به این مسئله که از اخبار تکراری هر روز دائماً حذف می شود، هدف مهمی برای این نمایش است. نمایش به گمانم به این هدف می رسد و بیشتر از هر چیز به خاطر بازی قدرتمند تنها بازیگرش به این تأثیر دست می یابد.
مونولوگی با فضای تلخ که در افغانستان رخ می دهد.
متن نمایش زمان را در هم شکسته و به صورت خطی پیش نمی رود.
نمایش، روایتی از خشونتی است که علیه زنان اتفاق می افتد. زنانی که حق انتخاب ندارند. زنانی که به آنها حق انتخاب برای تنها دفعه ای که قرار است زندگی کنند، داده نمی شود. مگر آنها انسان نیستند، چرا باید برایشان تصمیم گرفته شود، چرا باید برای علایقشان، برای نحوه زندگی و برای هر کاری اجازه بگیرند؟ مگر نه اینکه هر کسی مسئول زندگی خودش است؟ پس چرا بعضی از زنها به گونه ای باید زندگی کنند که آبروی دیگران جلوی افراد دیگری حفظ شود؟ از این قبیل داستان ها زیاد شنیده و دیده ایم. با جزئیات متفاوت اما کلیات مشترک. اما آیا تاکنون در فضایی بوده ایم که آن را بهتر درک کنیم؟ شاید دیدن این نمایش، درک ما را از این ماجرا کمی عمیق تر کند.
داستان زنانی که نه راه پس دارند و ... دیدن ادامه » نه راه پیش. زنانی که از ترس آبرو، از ترس ریختن آبروی خانواده زندگی شان به تباهی می رود، آمال و آرزوهایشان در هم می شکند و اگر یاغی گری کنند، سر خود را به باد داده اند. روایت تلخی که هر چند متن تأثیر گذاری داشت، اما برای به اجرا در آمدن شاید همچنان نیاز به پخته شدن بیشتر داشت.
@tehrantheatercircle
جناب جودکی ، خانم خالقی و گروه نمایش، خسته نباشید، از دیدن این اجرا بسیار لذت بردیم.
نمایش با موضوع اجتماعی با وام گرفتن از مصادیق بارز خشونت علیه زنان، دختران و گاهی نمایی از جریان سیال ذهن بود.
از وصلت اجباری،عشق و ظلم خانواده گفته میشود.
پوستر کار، گویای آن هست که نویسنده و تک بازیگر کار یک نفر هستند و نمایشنامه بصورت یک مونولوگ ۴۵ دقیقه ای به زبان افغانی روایت میشود.
صورت بازیگر در تمام طول نمایش پوشیده بود که به نظر ریسکی می‌آمد که نتیجه مطلوبی به همراه نداشت.
گیرایی نمایش به فضاسازی آن بود که موسیقی بار اصلی این مهم را به دوش می‌کشید و اگر نبود، فضای کار تُهی می‌ماند.
نمایش تک نفره و موضوع تکراری است. میزانسن پیچیده و متنوع ندارد. به عنوان مثال بازیگر بیشتر دریک نقطه ایستاده که این نکته باعث خستگی چشم تماشاگر شده و همراه با ریتم پایین نمایش باعث آزردگی خاطر تماشاگر میشود
درجه نمایش: C
طراحی صحنه: ۳/۱۰
کارگردانی: ۳/۱۰
بازیگری: ... دیدن ادامه » ۴/۱۰
طراحی نور و لباس: ۴/۱۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روایت غم انگیزی از زنانی که میتوانستند زندگی را بیشتر دوست داشته باشند...
اجرای خوبی بود و از تماشای این نمایش بسیار لذت بردم.
اجرای قوی، نورپردازی عالی، موضوعی که بسیار خوب انتخاب شده با شرایط فعلی اجتماعی کشورهای جهان سوم که به نظر من بسیار گسترده تر از ایران و افعانستان به موضوع نمایش میتوان نگریست.... اجرای این نمایش را به همه دوستداران تئاتر توصیه میکنم و خسته نباشید میگم خدمت کلیه عوامل اجرا، بازیگر و کارگردان محترم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای عالی از خانم مژگان خالقی که در تمام طول نمایش بدون چهره و تنها با صدا و حرکات بدن احساسات ظریف و پیچیده ی دختر داستان را به نمایش می گذارد.
متن بسیار عالی که داستانی غم انگیز از جنایاتی هولناک که سال هاست پیروان پروردگار به فرمان ابلیس انجام میدهند را به شیوه ای مدرن بیان می کند.
نور و دکور تحسین برانگیز.
اجرا فوق العاه قوی،طراحی صحنه و نور پردازی عالی عالی ،خسته نباشند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از شیوه های مختلف نمایشی مونولوگ را خیلی دوست دارم، این اجرا از بهترین آنهاست. نمایشی تاثیر گذار با طراحی و بازی خوب خانم خالقی. خانم نیلوفر ثانی به بهترین وجه در مورد نمایش نوشتند

"چهره‌های ریخته پسِ نقاب "

بیوه ی سیاه، بیوه ی سفید اجرایی تک پرسوناژ ست که متنی زن محور دارد. خشونت علیه زنانی که در جوامع سنتی و قومیتی، از سلطه ی برساخته ، نابرابری و محرومیتِ حقوق انسانی، به طرز فجیعی رنج می برند و مورد اجحاف قرار می گیرند.
متن داستان زنی افغان است که درمناسباتی شوم، توسط برادر و شوهرش به قتل می رسد.
ازدواجی اجباری با فرهنگ و سنتی محتوم، که هیچ طغیان و مخالفتی را نمی پذیرد، و بیرون آمدن از سیطره ی حاکم، راهی بجز قربانی شدن نمی گذارد.
متن مژگان خالقی، نشانه گذاری دقیقی بر شرایط زنان در جامعه ی افغان ها دارد.سنتی حاکم که هرگونه امتیاز برابری جنسیتی را لغو و به نفع مردان، یک‌سویه می کند. زنان کالایی درخدمت مردان، مصرف می‌شوند و هویت فردی‌شان در ارتباط با شوهران‌شان، معنا می‌گیرد.داستان اگرچه روایتی تکراری از رنج وخشونت‌های خانگی و تعصبی علیه زنان‌ست وحکایتی از یک دلدادگی پنهانی تا ازدواجی اجباری، اما ادای حقی‌ست بر تمام زنانی که ازحقوق انسانی خود محرومند، و جایی برای حق خواهی و عدالت ندارند و فریادشان به گوش جهان نمی‌رسد. انسان هایی که نام‌شان و قومیت‌شان هرچه باشد، به جرم زن بودن، قربانی‌اند.
بیوه سیاه، بیوه سفید؛ انتخابی امروزی و کنش‌مندست که حسن جودکی، علی‌رغم سوژه های متعددِ منفعل، سرگرمی و کمدی، با گروهی حرفه‌ای بر صحنه آورده است. آنچه نیاز جامعه ی امروز برای آگاهی بخشی از مدیوم تئاتر در راستای اندیشه ورزی‌ست. و مخاطبی را دعوت می‌کند که از تئاتر چیزی فراتر از خنده و تفریح می‌طلبد. مونولوگی که می‌تواند درگیر کننده و با بازی قوی ودشوار مژگان خالقی،ارتباطی مستقیم برقرار کند. وموضوعی را پیش بکشد که جنبه های اجتماعی پررنگی دارد.
کارکتر زن، که همزمان راویِ وقایع‌ست، در تمام طول نمایش روبنده و برقع دارد و آنچه با مخاطب رو دروست، بیان، صدا، لرزش دست‌ها و فیزیک متلاطم زیر چادرست .. اگرچه در اجراهای مونولوگ، میمیک صورت و انتقال بی‌واسطه رنج و کلام، از عناصر مهم و شاخص‌ انتقال‌ست اما کارگردان، با ریسک چهره‌زدایی از تاکید بر فردیت خاص و تعمیم جمعی، و آشنازدایی در جهت فاصله گذاری، برای درک بهتر از عمق فاجعه‌ای‌ست که فراتر از یک تجربه ی تلخ، بلکه واقعیتی تاریخی و فرهنگی‌ست، انعکاسی که می‌خواهد تماشاگر را با تجربه‌های زیستیِ نزدیک پیوند بزند و ادراک را به فرآیند درکی عمیق‌تر ورای نقل یک واقعه و یک سرگذشت، بدل کند. آنچه روایت می شود،قصه نیست که سرگرم کننده وعبرت‌آموز باشد حتی ذکر مصیبت هم نیست، طغیان و اعتراضی‌ دربرابر ناانسانیتی‌ست که مکرر رخ می‌دهد. و همدستیِ شومی در سرپوش گذاشتن آن، وجود دارد.
لهجه ی درستِ مژگان خالقی، که به عمد نامفهومی فارسی دری را نیز همراه دارد، عنصر دیگری‌ست که فاصله‌گذاری را لحاظ می‌کند و تمرکز را از احساسی شدنِ اغراق آمیز، به واقعه جلب می کند.
طراحی صحنه توسط منوچهر شجاع، یکی از نقاط قوت و چشم نواز اجراست و چنان غافلگیرکننده‌است که به جریانی در بطن اجرا وعنصری متعین و تاثیرگذار بدل می‌شود. و زنجیره‌ای را از نور و بازی و میزانسن تا اتمسفر حاکم می‌سازد که حقیقت را در برتری فرم، به نمایش می گذارد. دایره‌ای بسته، مفهومی با قالی پرنقش و نگاری که گل‌هایش را خون آبیاری کرده‌است، آنچه بر صحنه ی پایانی باقی می ماند، دایره ی دواری ست از تکرار خشونت ها و مصائب زنانی که بی آنکه نام و رسمشان فاش شود، بارها و بارها قربانی جنایت‌ها می‌شوند.
طراحی نور نیز شاخص و حرفه‌ای‌ست با تغییر طیف رنگی و معنایی و منطبق با جهان اجرا.. اما پخش موزیک ها و صدا، نقطه ضعفی‌ست که نیازمند تنظیم و بازنگری بیشتری‌ست.
بیوه سیاه بیوه سفید، عریانیِ پنهانکاری و سکوتی تاریخی‌، به رنگ سرخ‌ست. گورهایِ بی‌نام،که در سینه هر زن،بی شمار نشان دارد. و تراژدی انسانی که مکرر اتفاق می افتد.

نیلوفرثانی
اردیبهشت ... دیدن ادامه » 98

شناسه خبر : 49046 | تاریخ انتشار : ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۱۰:۱۲ | ارسال توسط : پایگاه خبری تاتر
چاپ شده در روزنامه آرمان 25 اردیبهشت 98
کاش حوصله و تاب و طاقت قبل رو در مواجهه با مونولوگ داشتم و می‌رفتم می‌دیدمش...


پوسترش خوبه.
۲۵ اردیبهشت
تحلیل زیبایی بود بانو نیلوفر گرامی
علت استفاده از کلمات سیاه و سفید در همراهی با کلمه بیوه در راستای نامگذاری این نمایش چیست؟
۲۹ اردیبهشت
درود بهراد گرامی دوست خوبم
احتمالا نویسنده باید موارد متعددی رو برای نام گذاری در ذهن داشته .. اما برداشت من از دنیای تنها سیاه یا سفید ونه رنگی، این فشری ست که در شرایط تبعیضانه و دردمندی زیست می کنند. محصول فرهنگ چنین کشورهایی با سنت های بشدت مردسالار، ... دیدن ادامه » زنانی هستند که اگر با رخت سفید به خانه ی بخت می روند با رخت سیاه از آن خارج می شوند.
۳۱ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مونولوگ عالی با بازی خوب و طراحی صحنه بی نظیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک مونولوگ شگفت انگیز، با بازی حیرت انگیز و طراحی صحنه عالی.
یک کار تک پرسوناژ خیلی خوب که به همه توصیه میکنم از دستش ندن
کاری اجتماعی و تلخ که به شعری سپید میماند...
به دیدن این مونولوگ برید و از دیدن یک درام زیبا با کارگردانی خوب حسن جودکی و متن و بازی فوق العاده مژگان خالقی به غایت لذت ببرید.
مژگان خالقی نمایشی را نگاشته و اجرا کرده که بعید می‌دانم کسی از سالن بیرون بیاید و ناراضی از وقتی که گذاشته است باشد. وقتی نمایش تمام می‌شود روحتان درد می‌کند و این ناشی از بازی تاثیرگذار خالقی است که احساسش بر جانتان می‌نشیند و اشکهایش از پشت آن روبنده به روی گونه‌هایتان می‌نشیند؛ و این ناشی از روایتی است که با اجرای صحیح روح مخاطب را متاثر می‌سازد. و من فکر می‌کنم که وی با این نمایش به هدف خود که انتقال پیام فرهنگی و اجتماعی مورد انتظارش در بیان حقوق از دست رفته و رنج زنان و دریافت موفق آن توسط مخاطبش رسیده است.
به مژگان خالقی و تیم هنری موفقش تبریک می‌گم و فکر می‌کنم با توجه به موضوع نمایش و نیاز جهانی به پرداختی موثر به این موضوع که همانا رنجی است که زنان در موقعیتهای مختلف هر یک به نوعی می‌برند، با توجه به محتوای هنری قوی آن می‌توان ... دیدن ادامه » انتظار داشت که در کشورهای دیگر نیز اجراهای موفقی داشته باشد و با فهم مشترک از رنج زنان، به خوبی بر جان مخاطب بین‌المللی بنشیند؛ البته اگر دید بین‌المللی به اجرای هنری خود داشته باشند.
تماشای این نمایش را قطعا و قویا پیشنهاد می‌کنم.
خرید بلیت این نمایش به کارگردانی حسن جودکی و بازی مژگان خالقی(روزهای یکشنبه ۱۵ تا چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت‌ماه) با تخفیف روزهای نخست دوشنبه ۹ اردیبهشت‌ماه آغاز خواهد شد.
شیرین پناهی این را خواند
میهمان گروه این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید