کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال نمایش چاقوی دم کرده شب
S3 : 10:11:42 | com/org
امکان خرید پایان یافته
پنجشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۸
۱۸:۳۰
۵۰ دقیقه
بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

شهر: تهران

از گاوی که کاغذ میخوره چه انتظار گوشت… امروز آخرین برگ های جنایت و مکافات دادیم خورد

گزارش تصویری تیوال از نمایش چاقوی دم کرده شب / عکاس: سارا ثقفی

... دیدن همه عکس‌ها ››

آواها

مکان

خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲/۱
تلفن:  ۶۶۱۷۶۸۲۵

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
تئاتر چاقوی دم کرده شب ، یک اثر مدرن و سورئال که در قاب های اکسپرسیونیسمی به چشم ما به اجرا درآمد.
در کل از نظر بنده کار موفق و ارزشمندی بود و جا داره به تمام عوامل خسته نباشید و تبریک عرض کنم.
رنگ های انتخابی برای صحنه و گریم ها کاملن درست انتخاب شده بود تا مخاطب را به فضای سیاه نمایش وارد کنه.
گریم ، چهره های بهت زده ای که حیران اند از وضعیتی که در آن سرگردان اند را به خوبی القا کرده.
بازی ها از نظر بنده درست بودند ... صدا ها و لحن ها کاملن در خور تئاتر بوده و همچنین میمیک ها ، متناسب و موجه برای هر کاراکتر انتخاب شده بودند.
میزانسن ها که اغلب به شکل مثلثی بودند نشانی درست از همان ترکیب اکسپرسیونیسمی دارد.
خط داستانی این اثر با توجه به سبک و قالبی که داشت به نظرم واضح بوده و موضوعی باعث بد فهمی مخاطب نشده.
و همچنین زمان کافی و مفید این کار هم به نظرم جزء مزیت ها به حساب می‌آید که نشان از کارگردانی درست دارد.
و در نهایت امیدوارم که این اثر به جایگاهی که حق و لیاقت ش رو داره برسه.
طراحی گریم ، طراحی لباس ، طراحی صحنه عالی بود ،داستان کمی جای کار داشت ،در کل سورئال و جالب بود
موفق باشید
// نیازهای بَدَوی در دنیایی پست‌مدرن//
علی‌رقم تلاش صورت گرفته در فرم اجرایی نمایش به دلیل عدم تقارن محتوای مَّد نظر خالق برروی فرم اجرایی، منظور مورد نظر منتقل نمی‌شود: المان‌هایی که به ظاهر بنا بوده است که جنبه‌های سمبولیک و یا نمادی عینی در ذهن مخاطب باشند به همین دلیل (عدم تطابق فرم- محتوا) در اثر نهایی رها شده و منجر به عدم صورت‌بندی واحد نزد تماشاچی شده است.
بیان بازیگران (به ویژه نقش مادر) در کنار طراحی صحنه و نور، از نکات قابل توجه نمایش هستند (هرچند که نیازست کنترل بیشتری برروی آن انجام شود) که به دلیل وجود برخی پیش‌فرض‌های ذهنی در نزد کارگردان که می‌بایست در اثر به مخاطب، نمایش داده می‌شدند، همچون جزیره ای سرگردان اند که نهایتاً منجر به «شکلی» واحد نمی‌شدند.
ساختمان دراماتیکی که بنا بوده است منجر به لوپ تکرار شونده شود نیز به دلیل مسلح نکردن تماشاچی در طول درام امکان ایجاد انطباق صحنه‌ها ی آغازین و پایانی را از تماشاچی سلب کرده است.
در نهایت اما جا دارد که به انگیزه بسیار مثبت در گروه اجرایی اشاره و عرض خسته نباشید به ایشان داشته باشم.
من کاری از یک گروه جوان و با استعداد دیدم و بسیار لذت بردم از تفکر ی که تک تک ان ها از کاری که انجام دادن داشتن ، این نگاه به این متن رضا گشتاسب نگاه متفاوتی بود ا که من واقعا انتظار نداشتم اینجوری اجرا برود و واقعا صحنه اول نمایش من رو گرفت و مجبورم کرد که دنبال کنم ،شخصیت ها پخته شده بودن 'صدا ی همه بازیگران خوب بود ، البته انها متن را در راستای اثر تغییر داده بودند ولی بسیار هوشنمدانه این کار را انجام داده بودند کم شده بود ولی مفهوم را میرساند بازیگران کار خود را بخوبی انجام میدادند نه چیزی زیاد بود نه چیزی کم حتی ان دو بازیگر ی که نقش مامور بهداشت و عمو را داشتند نیز بسیار مفید و درست بازی کردند و برخلاف بازیگران دیگر ی که در نمایش ها ی دیگر میبینیم زور زیادی نمیزدند تا نقش خود را به خورد تماشاگران بدهند چون انها میدانستند که در نقش های کوتاه اگر به انها بخوبی پرداخت شود میتوانند نقش های کلیدی و خوبی از اب دربیایند و این هوشمندی بازیگر و کارگردانی است همه این بازیگران نمایش درست و به جا بازی کردند و خوشحالم که تئاتر ما قرار است چهره های جدید به خود ببیند .

تئاتری به سبک سوررئال و فضایی نوآر و Dark که بر اساس محتوای روایی متوالی و کرنولوژیک(بدون پرش زمانی) منطبق بر صحنه تیره و نورهای اسپات موضعی و خلق سایه هایی بلند و تیز در قابی اکسپرسیونیسمی جای می گیرد که برداشت بنده از ماحصل موجود ارائه اثر در مکتب پست مدرنیسم است.
بر اساس مدت زمان کوتاه نمایش، متن به پرداخت خوبی در زمینه شخصیتها و کاتارسیس در نقطه اوج و نتیجه گیری در پایانبندی روایت نمی شود لذا علاوه بر این ضعف کلی در امتداد اجرا نیز بر اساس استفاده المان ها و کاشت نماد های موجود، اغلب آنها تا پایان اجرا الکن میمانند و به استفاده کارکردی در دل قصه نمی انجامد، مانند پروانه های اوریگامی که بروی زمین پخش می شوند و کارکرد مفهومی آن در بستر متن و صحنه ابتر است.
طراحی صحنه مخاطب را در فضای مفروض که پیشتر بیان شد قرار می دهد و استفاده از آلات ساطور و چاقو بر رعب و توهم صحنه می افزاید که اگر به خونابه در کف صحنه و لباس قصاب مرد و زن صحنه آغشته میشد حسی مکمل و هیجان بالاتری منتقل میشد؛
برداشت من از قصه، برشی اقتباسی از رمان پترزبورگ آندری بلی شاعر و رمان نویس روس است که برهه ای از محاصره سیاسی و اقتصادی این شهر را روایت می کند که در آن مردم طی سه سال تحمل فقر و فلاکت ناچار به حیوان خواری و مرده ... دیدن ادامه ›› خواری شدند.
میزانسن های غالب، مثلثی است که دلیلیست بر وضعیت پرتنش شهر و روستاهای اطراف شهر قحطی زده که القاء کننده حسی مشابه برای مخاطبین است؛
تونالیته رنگی خاکستری و سیاه و سفید نیز کماکان تأکیدیست بر فضای نوآر و تلخ صحنه که متممی مناسب در اجرای صحیح در سبک مذکور است؛
بازی ها با فیزیک هایی باورپذیر و گریم های اغراق شده منطبق با سبک اجرا تأثیرگذار است ولی به جهت متنی که قبلاً اشاره شد به پرداخت مناسبی نمی رسد.
اصوات امبینت(محیطی) و موسیقی متن اجرا مناسب بود که در دل اثر به خوبی جای باز کرده بود.
نورپردازی و چهره پردازی و طراحی لباس با ظرافت و وسواس خاصی همگی به صورتی درست در مفهوم پست مدرنیسم اثر قابل تأویل و تفسیر است.
تبریک و خسته نباشید به کارگردان و نویسنده محترم اثر و بازیگران نازنین و تیم خوب اجرایی و سپاس ویژه از مجموعه صمیمی جشنواره هامون.

جناب بهکام سپاس از نقطه نظرات ارزنده و قابل تاملی که در خصوص این اجرا با ما به اشتراک گذاشتید.
۱۹ بهمن ۱۳۹۸
ارادتمندم بانو پرند محمدی.
۲۰ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
من از اول جشنواره هامون کارهارو دنبال کردم و میتونم بگم که تا اینجا کار'این نمایش اول از همه دارای بازیگری درست ،کارگردانی و دکور بود و فکرشده بود از این ها مهمتر بازی های درست میدیدیم، ولی تایم نمایش کم بود برای این کم بود که تا تماشاگر با کشف اتفاقات روبرو میشود نمایش تمام میشود و او میماند و سوال در ذهنش '،از اول حرف از یک شخصیتی است که او نمیگذارد گاو مریض کشته شود تا قبل ورود او فکر میکردم با یک کارکتر معمولی طرف هستم ولی وقتی که وارد صحنه شد با ان لباس های سفید و اهسته اهسته شروع به در اوردن دستکش هایش شد به خودم گفتم با یک شخصیت پیچیده ای طرف هستم و وقتی که رفت کمبود حضورش حس می شد در صحنه و من به شخصه منتظر حضور او بودم تا صحنه اخر که اومی اید و توسط قصاب کشته میشود و هر دو صحنه ی بسبار خوبی را خلق کردن به نظر من اوج نمایش در این صحنه بو د چراکه قصاب هم خود تبدیل به گاو میشود و شاید از درون می میرد شابد هم نه ، کارگردانی نیز درست داشت پیش میرفت و صحنه اخر در واقع بخشی از صحنه اول بود بسیار خوب بو د فکرشده بود ولی کاش بیشتر ادامه داشت
خسته نباشید میگم به همه تیمشون.
از دید من کار اغلب ویژگی های یک نمایش خوب رو داره بجز یک پرداخت داستانی حساب شده و درست در لحظاتی که تماشاگر مشغول کد گشایی احتمالی حوادث رخ داده و نشانه ها هستش ناگهان نمایش تموم میشه و اون رو با کوله باری از ابهام رها میکنه
به نظرم با کمی افزایش زمان و پر رنگ تر کردن خطوط ارتباطی داستان با کار قابل ذکری روبرو خواهیم شد
با سلام و احترام
نمایش چاقوی دم کرده شب رو نمیشه دوست نداشت
اجرایی که در کمال احترام به مخاطب به جزئیات اهمیت داده بود
از دکور گرفته تا طراحی لباس
از گروهی تمرین کرده و سر ریتم گرفته تا بیان‌های قرا و روان
از موسیقی گرفته تا نور
اجرایی سر ضرب با گریم هایی مناسب و جذاب
اما یک مشکل در اجرا وجود داشت، قصه.
اگر چه در شروع با داستان همراه شدم اما در هر هفت صحنه و هفت بار در طول اجرا من تا آمدم متوجه روایت بشوم رها میماندم ... دیدن ادامه ›› و هنوز عطش دیدن در من بود که رورانس رسید چیزی بین ۳۵ تا ۳۷ دقیقه مدت زمان اجرا بود
گمان میکنم خلاصه گویی با گمان زنی خسته شدن مخاطب اثر را در روایت و نتیجه عقیم می‌گذاشت
آنقدر خلاقیت و جذابیت در اجرا بود که با رتوش های جزئی در نوع روایت و پرداخت بهتر شخصیت ها با یک اثر جذاب روبرو خواهیم شد بیصبرانه منتظر اجرای عموم هستم
یک تئاتر جذاب از یک ذهن جذاب.

یک فضای سورئال با چاشنی گروتسک.
بازی های جانانه با طراحی زیبای حرکت ها.
دکور مطابق با کار که جای بهتر شدن داره.
مدت نمایش هم تا ۷۰ دقیقه جا داشت.

تنها مشکل کار، داستانی بود که پیدا نشد. نتونستنم داستانی در نمایش پیدا کنم. نه ابتدایی، نه سیری و نه پایانی. دیالوگها در ذهن به هم چفت نمی شد و داستانی ... دیدن ادامه ›› نمی ساخت. متوجه مفهوم المان هایی که در گفتار ارائه می شد، نشدم. حتی نفهمیدم به دنبال داستانی رئال بگردم یا انتزاعی. البته با گفتگویی که با کارگردان داشتیم اینها رو مطرح کردم و امیدوارم برای اجراهای بعدی فکری به حال این پاشنه ی آشیل بکنند، چون کار پتانسیل یک اثر درخشان رو داره.
حتی وقتی در ذهن دیالوگها رو از کار حذف می کنم و فقط تصاویر رو تماشا می کنم، غرق لذتم می کند. چه ذهن پویایی.

بسیار امیدوارم خروجی های درخشانی از این ذهن جذاب ببینیم.
#نمایش_چاقوی_دم_کرده_شب
نیاز به پرداختن به جزئیات بیشتر در بازی از قبیل کنترل چشم و حرکات فرم بدن دارد.
صدای بازیگر مادر قصاب جذاب و قابل توجه بود
پرداخت به لباس و گریم اگرچه قابل توجه بود اما این پرداخت از انسجام یا توجیه کافی برخوردار نبود چرا که در اختیار متن نبود.
مابین نمایش صدای نویفیکیشن پیامک از اتاق فرمان شنیده شد. که به کابل صدا متصل بود و احیانا در حال شارژ بوده است.
ماهی ها روی تور مشکی در بلک باکس دیده نمیشود و در ابتدا تصور کردم که ان قسمت پارگی دارد.
صحنه تبدیل پدر به گاو را بسیار دوست داشتم و کاش پرداخت بیشتری میشد ایده جذابی بود که میانه نمایش رها شد.
مرد مالیخولیایی سفید پوش که تضاد عجیبی در لباس و شخصیت اصلی اش داشت فضا را میشکست و به سمت کمیک بودن میبرد یعنی گاهی دوست داشتم نگاهش نمیکردم.
من اصلا نفهمیدم موضوع نمایش چی بود. روایتش خوب نبود. فقط بازی و صدای دو تا از بازیگرا ( مادر و عمو ) رو دوست داشتم و بقیه جالب نبودن خیلی
موسیقی زمینه هم خوب بود. دکور و لباس هم چیز خاصی نداشت
در کل اصلا نپسندیدم کار رو
سلام
خیلی ممنون که تشریف آوردین.
امیدواریم اجراهای شب‌های بعدی رو دوست داشته باشید
۱۸ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید