تیوال نمایش چیزهای سرد
S2 : 10:58:27
  ۲۴ اردیبهشت تا ۲۴ خرداد
  ۱۹:۰۰
  ۵۰ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: رامین اکبری
: حمیدرضا بداغی، مژده دایی، آوا شریفی، سیما صادقی، احسان قره داغی، سعید نادری، علی نورانی، نغمه معنوی
: سمانه افکاری

: موسسه فرهنگی و هنری برگ
: نرگس بهروزیان
: منا ناطقی
: حسام صالح بیگ
: مصطفی جلمبادانی
: حسین اکبری
: مهرداد مصلحی
: معصومه رضایی
: بابک احمدی
: گلدیس نمازیان، دانا عصاره
: امید غفاری، فاطمه مقدسی، امیرحسین اربابی، امیرحسین غفاری
: عرفان نظریان پور
خانواده‌ای در حال برگزاری مراسم مرگ مادرشان هستند.

گزارش تصویری تیوال از نمایش چیزهای سرد / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
چگونه تئاتر تبدیل به «ماشین توخالی» می شود؟
نگاهی به نمایش «چیزهای سرد» به کارگردانی رامین اکبری

نویسنده: سید حسین رسولی

سوزان سانتاگ در کتاب «بیماری به مثابه استعاره» (1978) می نویسد: «هرکس که زاده می شود شهروندی دوتابعیتی در دو مملکت تندرستی و بیماری است. اگرچه همگی ترجیح می دهیم تنها از گذرنامه سلامتی استفاده کنیم، هریک از ما دیر یا زود مجبوریم حداقل برای مدتی، خود را به عنوان شهروندان آن سرزمین دیگر معرفی کنیم.» ایان جیمز. کید هم در وب سایت «ایان» می نویسد: «به نظر می رسد ما به راستی در «عصر طلایی بیماری نگاری» زندگی می کنیم.»

این روزها نمایش «چیزهای سرد» به کارگردانی رامین اکبری در تئاتر شهر (سالن سایه) روی صحنه است. نمایشی که به طور واضح به مساله بیماری و مرگ می پردازد. کارگردان می گوید: «در این نمایش هم داستان خانواده ای روایت می شود که ... دیدن ادامه » در تدارک مراسم مرگ مادرشان هستند و در واقع اختلالاتی را می بینیم که وقتی بدن در مواجهه با یک بیماری قرار می گیرد باعث تغییراتی در سیستم بدن می شود.» مشکل اساسی این نمایش این است که هیچ وحدتی در لحن و روایت ندارد. نمایش اکبری به شدت گنگ و مشوش است؛ البته توجه به مساله بدن زیسته، زندگی روزمره بدن، بیماری و در نهایت مرگ، دغدغه جذابی است؛ رویکرد اجرا هم تجربه گرایانه است ولی ساختار دراماتیک نمایش به شدت فروپاشیده است. این فروپاشیدگی در فرم باعث سردرگمی در محتوا می شود. لئون تروتسکی در کتاب «ادبیات و انقلاب» از اصطلاح «ماشین توخالی» استفاده می کند. اینجا باید اشاره کنیم بسیاری از اجراهای تئاتری معاصر ایران تبدیل به «ماشین توخالی» فرمالیستی شده اند. تماشاگر باید زحمت فراوانی برای نفوذ به فرم اثر بکشد و در نهایت دست به نشانه شناسی عناصر درام بزند. اسکار وایلد نوشته است: «هنر هیچ چیزی را بیان نمی کند؛ مگر خودش.» رویکرد نمایش های فرمالیستی هم این گونه است. اما آیا هنر امری غیرسیاسی و فرمال است؟ آیا تماشاگر نباید به درک نشانه ها نائل شود؟ تئودور آدورنو می گوید: «در هر گونه ای از هنر که هنوز امکان پذیر است، نقد اجتماعی باید به سطح فرم کشیده شود، بدان سبب که این عمل همه مضامین آشکار اجتماعی را زیر و رو می کند.» تئاتر فرمال هم می تواند سیاسی باشد؛ مخصوصا بررسی علاقه و اشتیاق هنرمندان و مدیران هنری این روزها به تولید فراوان آثار فرمالیستی و هم زمینه اجتماعی آن. تئاتر برای اینکه خود را نجات بدهد، باید از اشتیاقش به طبقه «الیت» و «تن آسا» رهایی یابد؛ البته نمایش اکبری برای فروش و گیشه نیست اما به دنبال فرم های ایده آل و گنگ طبقه ای بدون دغدغه است. منظور تولید آثار تاریک و پیچیده و اگزوتیک است. از سوی دیگر، یکی از پرسش های کلیدی هستی شناختی فلسفه پزشکی، ماهیت مرگ است. حتی مرگ هم ماهیت طبقاتی دارد. نمایش «چیزهای سرد» این پرسش را مطرح نمی کند بلکه دست به تفسیر شرایط پس از مرگ می زند. پابلو پیکاسو می گوید: «هنر وسیله ای برای تزیین خانه بورژوا نیست، سلاحی است برای نبرد». این جمله راه رهایی تئاتر از دام طبقه تن آسا و گنگی در فرم است.



روزنامه اعتماد، شماره 4377 به تاریخ 7/3/98، صفحه 8 (هنر و ادبیات)
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3909110
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تا همیشه متاسفم برای وقت گذاشتن و دیدن این اجرا..!
که حتی از بازیگران هم سوال پرسیدم که داستان از چه قرار بود، خودشون هم نمیدونستن و میگفتن ماهم چیزی نمیفهمیم و به جز اینکه خانواده ای برای فوت مادرشان در حال برگذاری مراسم هستن.. حرف دیگه ای نزدن!!
جای اجراهای خوبی که تو سالن های بیست نفره روی صحنه میرن.. توی این سالن خالیه.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در صورتی که تمایل دارید در نظر دیداری و شنیداری از یک نمایش لذت ببرید اجرای خوبی هست
اما اگه دنبال پیغام میگردید، من چیز خاصی توش ندیدم
دکور عالی بود
گریم ها خیلی خوب
لباس بازیگران واقعا خوب بود
صدای همگی شون قوی بود
چاپ شده در روزنامه اعتماد به تاریخ دوشنبه سیزدهم خرداد ماه نود و هشت

از مرگ و ملال زندگی روزمره
نوشته محمدحسن خدایی
افتتاحیه آرام و از سر حوصله نمایش «چیزهای سرد» یادآور آن دست بازنمایی‌هایی است که ملال خانواده ایرانی این سال‌ها را تعین بخشیده. همان ژست‌های مالوف و بدون اغراقِ بدن‌هایی غرق در روال عادی زندگی. اما جلوتر که می‌رویم و حضور تمامی اعضا خانواده را در یک چشم‌انداز مشترک به تماشا می‌نشینیم، این سردی و فقدان رابطه، تذکار می‌دهد که گویا منطق دیگری بر این فضا مستولی‌ست. یک تمهید خلاقانه برای حضور تمامی اعضا خانواده در یک مکان، اما نه الزاماً در یک زمان واحد. بنابراین با فضایی روبرو هستیم که مکان در آن ثابت، اما زمان‌ها با یکدیگر اختلاف فاز دارد. آدم‌ها وارد می‌شوند، به کاری مشغول شده و در نهایت با خاموش شدن یکی از چراغ‌ها خارج ... دیدن ادامه » می‌شوند. کنش‌های روزمره، وقتی در یک مکان ثابت و تکثری از زمان‌های مختلف اتفاق ‌افتد، هیاهویی هراسناک از حضور آزار دهنده «دیگری» به خود می‌گیرد. اما آن چیزی که امکان تاب‌آوری و ادامه دادن زندگی ملال‌آور را ممکن می‌کند، همانا خانه و خلوت آن است. رامین اکبری در مقام کارگردان، میزانسی تدارک دیده که اعضای خانواده در یک مکان مشترک باشند اما زمان مختص خود را زندگی کنند. بازنمایی توامان خلوت و ناممکنی آن.
در تکه دوم نمایش، شخصیت‌ها به میانجی بیماری مادر، امکان آن را می‌یابند در باب وضعیت‌هایی حرف بزنند که در آن بدن، تبدیل به ابژه مراقبت، دلسوزی و درمان شده. فرصتی چند دقیقه‌ای برای بیانگری در باب نسبت یک بدن با بیماری. تک‌گویی‌هایی که شاید بیان جمعی بیماری مادر باشد و شاید اشاراتی به بدن‌ بحرانی شده خود راویان. هر چقدر تکه اول بر نمایشگری استوار است، تکه دوم مبتنی است بر روایتگری. تکه دوم میل آن دارد که خود را آشکار کند اما بیانِ رنج و روایت بیماری، بیش از آنکه نوری بر مناسبات خانواده بتاباند، مخاطبان را گرفتار ابهام و نوعی وجدان معذب در رابطه با بیان‌گری بدن‌های بیمار می‌کند. از این باب، تکه دوم را می‌توان نوعی فاصله گرفتن از بازنمایی ملال روزمره و عزیمت به دوزخ رنج‌های کمیاب دانست. «چیزهای سردی» که ناگهان پدیدار شده و آدمی را تا مرز فروپاشی به پیش می‌برند.
تکه سوم را می‌توان اختتامیه‌ای دانست بر این سردی و فاصله‌مندی. گویا مادر مرده است و خانواده بار دیگر گردهم آمده‌اند تا به مانند عرف جامعه، یادبودی برگزار کنند. اما مادر چندان سابقه درخشانی نداشته و برای بازماندگان، مرگ او چندان حزن و اندوهی نمی‌افزاید. بنابراین اعضای خانواده را می‌بینیم که اغلب با طعنه و گاه حتی با وسواس، مشغول تدارک و برنامه‌ریزی اجرای مراسمی هستند که چیزی نیست الا حفظ ظاهر و تن دادن به کلیشه‌های همیشگی در رابطه با مرگ آدم‌ها. وقتی مادر نامقدس است، مرگ نه یک مصیبت که امکان از یاد بردن فضاحت گذشته است. وقتی غمی نباشد لابد ماتمی هم نیست و سوگواری بی‌معناست. اما حداقل می‌توان به میانجی مرگ مادر، بار دیگر در کنار هم قرار گرفت و خانواده شد. در یکی از همان خانه‌هایی که یادآور سلیقه، ذوق و زیباشناسی دهه هفتاد شمسی است. خانه‌هایی مملو از چیزهای سرد.


برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو ترافیک موندم. حیف ساعت 19.15 رسیدم و اجازه ورود بهم ندادند. کاش بلیط نمیخریدم
پارسا یزدی این را خواند
خب بلیط رو می‌دادید براتون پشتش رو مهر میزدن یه روز دیگه دوباره تشریف میبردید
۱۲ خرداد
ممنون
۱۳ خرداد
ممنون..فقط پنج شنبه اجرا دارن دیگه اون تایم تمرین دارم پنج شنبه
۱۳ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرا کمی برام گنگ بود. ایده اصلی (ایجاد ملالت اجباری به جهت انتقال حس یک بیمار خونه نشین در حال تحمل اطرافیان بدون امکان حرکت) با وجود تکراری بودن و اینکه خیلی زود برام لو رفت باز هم جالب بود. تک گویی های کاراکترها مخصوصا خواهری که با اشاره به آوا شریفی تخیل تماشاگر رو به کار می‌گرفت جالب و خوب بود و رها شد. شکسته شدن دیوار چهارم از اوایل نمایش جذاب بود اما اون هم رها شد. ایده های زیادی در کار بود که کار رو چند پاره می کرد و رها می شد و بهتر بود یکیش تا به آخر ادامه پیدا می‌کرد. به مواردی بر می خوردم که نمی دونستم ایراد شب های اوله یا جزوی از نمایش، با توجه به نبود بروشور حدس میزنم اجرا هنوز جا نیفتاده.
بازی ها اما خیلی خوب بود. خیلییی خوب. طراحی ها هم همینطور.
خلاصه نمایش: خانواده‌ای در حال برگزاری مراسم مرگ مادرشان هستند، در صحنه اول که در حال برگزاری ... دیدن ادامه » مراسم مادر هستید جای خرما میون اون سبزیجات خالیه.
نکته:
جایی در نمایش گفته می شه با ورود مهمانان موسیقی ملایمی پخش خواهد شد و .... (جایی برای نوحه خوانان نیست!) کاش این رسم آزار دهنده از بین بره زودتر.

خسته نباشید و با آرزوی موفقیت.
خرید بلیت این نمایش، به کارگردانی رامین اکبری و با بازی حمیدرضا بداغی، مژده دایی، آوا شریفی، سیما صادقی، احسان قره داغی، سعید نادری، علی نورانی، نغمه معنوی، با تخفیف روزهای نخست آغاز شد.
ارشیا امیرپور این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید