تیوال نمایش جنایات و مکافات
S3 : 19:12:38
  از خرداد ۱۳۹۸

: رضا ثروتی
: بابک حمیدیان، آتیلا پسیانی، طناز طباطبایی، مهدی سلطانی، مینا ساداتی، پیام دهکردی، پانته آ بهرام، اصغر پیران، بهناز جعفری
: ماهان (علی) حیدری

: روح الله زندی
: سعید مسرور
: آرش فصیح
: سارا خالدی
: رضا ثروتی
راسکلنیکف دانشجویی ست که ناخواسته مرتکب قتلی شده از آن پس دچار اختلالات روانی گشته در نهایت خود را تسلیم پلیس می نماید.


» فروش اینترنتی بلیت در دیگر سایت‌های محترم انجام می‌شود

سبک:
درام
شهر:
تهران

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، تالار وحدت
تلفن:  ۶۶۷۳۱۴۱۹، ۶۶۷۰۵۱۰۱


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
-تو خودت رو معرفی می‌کنی
+از کجا می‌دونی؟
-چون دیگه به اون نظریه‌ات اعتقادی نداری!

لذت تماشای تئاتر «جنایت و مکافات» رو سه‌شنبه در تالار وحدت تجربه کردم، یک اجرا نفس‌گیر پر از نشونه و علامت و دیالوگ‌های وفادار به کتاب اصلی.
موسیقی، نورپردازی و طراحی صحنه و لباس تمام و کمال در خدمت اجرا بودند، اجرایی که می‌خواست خیلی بیشتر از دو ساعتی که توی تالار وحدت گذروندی درگیرش باشی.
دکور سه طبقه‌ای که از وسط اون یک درخت گذشته بود، ریشه‌های درخت در طبقه‌ی اول پر از چراغ نشون‌دهنده‌ی گذشته‌ و خاطرات و ناخودآگاه راسکل نیکف (با بازی بی‌نظیر بابک حمیدیان)، طبقه‌ی وسط تنه‌ی درخت که اتفاقات حال حاضر بود و طبقه‌ی بالا، نشونه‌ی افکار ،عقاید و وجدان.
اونقدر این دکور منو به وجد آورد که حالا هم که دارم درباره‌ش می‌نویسم حالم خوب می‌شه از یادآوری‌ش.
حرکت ... دیدن ادامه » سوفیا (معشوق راسکل نیکف) با شمع از طبقه‌ی دوم به طبقه‌ی سوم بدون خاموش شدن شمع و کمی بعد در طبقه‌ی دوم از او می‌خواد تا خودش رو تسلیم کنه، سوفیا دعا می‌کنه و این دعا کردنه که اون رو پیش راسکل نگه می‌داره.
صحنه‌ی تماشا کردن کتک خوردن اسب در کودکی راسکل نیکف از غم‌انگیزترین تجربیات بود که به خوبی اونچه که به راسکل گذشته رو به ما نشون می‌داد.
بازی‌های روان، از زوج مینا ساداتی-بابک حمیدیان تا مهدی سروستانی و بهناز جعفری و پانته‌آ بهرام و آتیلا پسیانی،اونقدر ماهرانه نقش‌های خودشون رو بازی می‌کنن که خیلی سخت متوجه گذر زمان می‌شی و یهو خودت رو پیدا می‌کنی مقابل راسکل نیکف که در طبقه‌ی اول زانو زده و اعتراف می‌کنه.
اگر طرفدار ادبیات روسیه هستید، عاشق تئاترید و رضا ثروتی رو دوست دارید، توی خریدن بلیط شک نکنید!
امیر مسعود، شبنم یگانه و آقامیلاد طیبی این را خواندند
سپیده و محسن جوانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
( من فقط یه پیرزن رباخوار رو کشتم همین اما کسایی که هزاران آدم رو میکشن برای سعادت انسان، پیامبر میشن و قهرمان تاریخ )
(خون ؛ خدا خون است )

جنایت و مکافات
آنقدر دکور و طراحی صحنه جذاب ، در خدمت نمایش و پر مفهوم بود که به تنهایی میتونست بار نمایش رو به دوش بکشه
قطعا در این جامعه که ریشه هایش بیرون از خاکه و درختش خشکیده شاخه ها و میوه های این درخت میشه نخبگانی چون راسکلینف.....
اما طبقه وسط و تنه این درخت زندگی مردم عادی هست طبقه ای که به خاطر فشار نمیتونی صاف وایسی و حتما باید خم شی تا بتونی زندگی کنی ( طبقه ای که محل زندگی مردم عادی ، پلیس ، فاحشه خونه و .... هست )
و طبقه اول جایی که ریشه های این درخت آنجا خشک شده است جایی که محل جرم و جنایت و دزدی و کثافت هست ، خیابون و کافه های این شهر مرده
و پله هایی از دو سمت که ارتباط بخش های مختلف شهره
و این شهر مرده ... دیدن ادامه » پر از فساد و تباهی و گشنگی با مرده های زنده ای پر از کابوس و رویا رو چقدر این روزها از نزدیک میبینم
پترزبورگ چه غریب آشنایی بود

توهم، رویا، کابوس و واقعیت خیلی خوب و هوشمندانه به تصویر کشیده شد
کارو به شخصه خیلی دوست داشتم از کارگردانی صحنه و نور و موسیقی و جلوه های ویژه و بعضی از بازی ها
( میشد انتخاب های بهتری برای بعضی از بازی ها داشت )
در آخر دم رضا ثروتی گرم ❤️
عالی ❤️
به نظرم قاب طوری های زیبایی که در طول اجرا ایجاد می شد بسیار هنرمندانه و دیدنی بود، مثل همون طبقه بندی ها و خلق دیدنی آمیزه ای از صحنه و رنگ و نور و غبار (مثل صحنه اسب در گل مانده یا...)
بجز بعضی اوج ها که حداقل درشب اجرای ما در نیومد با بقیه کاملن ... دیدن ادامه » موافقم :)
۳۰ تیر
جناب جعفریان عزیز و دوست داشتنی درس پس دادم ❤️❤️❤️❤️
۳۰ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشتی بر تئاتر جنایت و مکافات اثر رضا ثروتی :
شاید درک شخصی رمان جنایت و مکافات در دنیای امروزه از حوصله بسیاری خارج باشد. از همین رو خوانش نمایشی این قبیل آثار چه در رادیو و چه در تئاتر یا سینما می تواند به ارائه مفاهیم نهفته در اثر به مخاطب کمک شایانی کند.
نمایش نامبرده با چهره های مشهور و و بلیط گران بهایش در نگاه نخست اثری تجاری به چشم می آید ، اما با کنار رفتن پرده نمایش و پدیدار شدن دکور مفهومی اجرا در همان لحظه نخست چنین ساختاری را در ذهن می شکند.
می توان به دکور تحلیلی روانشناسانه داشت. سه طبقه که در میانه اش ریشه ، تنه و شاخ و برگ درختی خودنمایی می کند. این سه طبقه به مثابه ساختار شخصیت فروید ( به تطبیق ) ناهشیار ، نیمه هشیار و هشیار است. تمامی مجادله ها میان عوام ، رویاها و فلاش بک ها در طبقه پایینی رخ می دهد . جنایت اصلی ،اعتراف ها و بازجویی ... دیدن ادامه » ها در طبقه میانی و شکوفایی و پناهگاه در بالاترین طبقه که اتاق راسکولنیکف را شامل می شود اجرا می شود. اما اعتراف راسکولنیکف در فضایی خارج از دکور اجرا می شود. لذا می توان رفت و آمد میان این طبقات مراحل شکل گیری رنج نهایی او دانست.
در مقایسه با متن اصلی که دانای کل محدود به ذهن است، اجرا کمی متفاوت است و صحنه هایی طراحی شده که شخصیت اصلی در آن حضور ندارد. اما در تقسیم رنج میان شخصیت ها که همان عوامل بیرونی شخصیت اصلی است به متن اصلی وفادار مانده است. اما می شد با کمی فاصله ازمتن اصلی ، برداشت بروزتری از راسکولنیکف ارائه می داد.
چهره پردازی راسکولنیکف ( بابک حمیدیان ) تا حدودی شبیه به تصویر خود داستایوسکی است و سایر چهره پردازی ها ما را در حال و هوای زمان نگارش اثر می برد.
اجرا تا حدودی اکسپرسیونیستی است و تماما در خدمت شرایط روحی راسکولنیکف است ، شخصیت های اصلی در مکافات راسکو سهیم اند و حتی در خلوت نیز به خودخوری مشغول اند. بازی بابک حمیدیان به اندازه ای اغراق آمیز است که بازی شخصیت های دیگر تصنعی به چشم می آید. اگر بخواهیم بر اساس رمان قضاوت کنیم شخصیت ها بیشتر پرداخت شده و بسیار مستقل تر از راسکو عمل می کنند.
در یک جمع بندی تئاتر جنایت و مکافات با توجه به اجرای قبلی این رمان به کارگردانی ایمان افشاریان اثری شایسته توجه است.
محسن جوانی، سپیده، امیر مسعود، امیر و شبنم یگانه این را خواندند
رضا بهکام این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بشر همواره در رنج است
از دید من جنایت و مکافات انتخاب هوشمندانه ای از سمت ثروتی بوده است تا برای نمایش تفکر خود در مورد رنج بشری یک گام فراتر برود. در صحنه ای که ثروتی به تصویر می کشد علیرغم تمرکزی که روی شخصیت و رنج راسکلنیکف وجود دارد، همه کاراکترها رنج می کشند. نمایش نشان می دهد رنج بردن یا مکافات الزاما نیازی به جنایت عینی ندارد. فقر، ثروت، مذهب، بی مذهبی، قانون و ... همه یا مولد رنج هستند یا توجیه کننده مکافات. بازی های درخشان و طراحی صحنه هوشمندانه که نه تنها روان راسکلنیکف را فضاسازی می کند بلکه اتفاقات دیگر نمایش را هم در لایه های مختلف جانمایی می کند دلچسب هستند. از اینها که بگذریم فاصله ای که نمایش خصوصا در جمع بندی از تفکر مولف رمان می گیرد برای کسی که رمان را خوانده جای نقد باقی می گذارد. شاید اگر قسمت هایی از داستان در ابتدا در قالب یک ... دیدن ادامه » گفتگو روایت می شد مجال بیشتری برای نزدیک شدن به اصل رمان فراهم می آورد. هرچند این احتمال وجود دارد که رمان تنها بستری برای بیان دیدگاه شخص کارگردان بوده باشد.
من کار رو بسیار دوست داشتم. مساله اصلی اینه که به نمایش درآورذن چنین اثری طبعا ناشدنیه. اما کاری که ثروتی کرده تمرکز بر شخصیت راسکولنیکوف با بازی درخشان بابک حمیدیانه. برای نیل به این منظور استفاده ازدکور درخت در سه طبقه ایده هوشمندانه‌ای بوده برای کاوش در روان راسکولنیکوف. ریشه درخت بخش ناخودآگاه و عمیق ذهن راسکولنیکوف، بخش تنه ایگوی و من درگیرش و بخش بالایی درخت سوپرایگو و وجدان که باعث جدال دائمی در روان راسکولنیکوف می‌ه که بالاخره کار صحیح چیه. موسیقی کاملا در خدمت کاره و طراحی صحنه به معنای واقع درخشانه. در مجموع با توجه به دشواری کار نتیجه کاملا قابل قبول از کار درآمده.
چرا نا شدنیه؟
البته شاید شما استاد یا کارشناس نمایش هستید بهتر میدونید
۰۱ تیر
موافقم فریبا خانم به نظرم دکور دو رویکرد روانشناسی و جامعه شناسی داشت . رویکرد روانشناسیش درخت و ایگو و نهاد و سوپر ایگو بود که دوستان پیش تر اشاره کردن و رویکرد جامعه شناختیش هم همونطور که فرمودین به طبقاتی بودن جامعه اشاره می کرد . قرار گرفتن صندوقچه ... دیدن ادامه » پر از سکه و اشیاء پیرزن در بالاترین طبقه هم گواه همین نکته بود که در نمایش هم راسکلنیکف به محض باز کردنش سکه ها رو با ژست کمک کردن میریخت به طبقه پایین اما تو رمان همچین اتفاقی نمیفته و راسکلنیکف قبل از آماده شدن برای قتل ، صحبت های یک جوان رو در خصوص پیرزن نزول خوار میشنوه که میگه این پیرزن هیچ فایده ای نداره و کشتنش باعث میشه ثروتش به بخشهای زیادی از جامعه برسه و خیلی کارها راه بیفته که این ایده در رمان به صورت نمادین در نمایش به اجرا در میاد . در حین اجرا به شدت یاد این عکس معروف از کاپیتالیسم می افتادم :
http://dailyinfographics.eu/wp-content/uploads/2015/07/iww.jpg
۲۸ تیر
معمولا داستایفسکی چنین شخصیتهایی را دارد بعنوان مثال اسمردیاکف در رمان برادران کارامازوف که فکر میکند با کشتن پدر یک عضو بدرد نخور را از بین برده است متنی از کتاب برایتان میگذارم " سخن گفتن ایوان مانند راه رفتنش شتاب آمیز بود به محض اینکه وارد خانه ... دیدن ادامه » شد و فیودورو پاولویچ را در سالن دید دستش را تکان دادو به او چنین گفت : من به اتاق خودم میروم و نزد شما نمی ایم خداحافظ این بگفت و بدون انکه حتی به پدرش نگاه کند دور شد ظاهرا نفرت او از پدرش در این لحظه انقدر شدید بود که نتوانست در مقابل ان خونسردی خود را حفظ کند لیکن طرز ابراز این تنفر به نظر فیودوروپالوویچ که میخواست مطلبی را به پسرش اطلاع دهد و حتی برای همین موضوع تا اتاق پذیرایی به استقبال او امده بود بسی غیر مترقبه مینمود و چون با این طرز تلقی ایوان مواجح گردید به ارامی ایستاد و با نگاهی استهزا امیز انقدر پسرش را تعقیب نمود تا اینکه وی در میان پله ها ناپدید گردید سپس با شتاب از اسمردیاکف که عقب ایوان وارد خانه شده بود پرسید : او را چه میشود اسمردیاکف با بی قیدی خاصی پاسخ داد خدا میداند ظاهرا او از چیزی عصبانی است : به جهنم که عصبانی است خدا او را مرگ دهد تو هم از نظرم دورشو ایا خبر تازه ای نیست . داستایفسکسکی در اینجا خشم ایوان را نشان میدهد و صحبت از مرگ است که پدر ارزوی مرگ ایوان را دارد و همین شاهد (اسمریادکف) در واقع اخر سر همین قاتل پدر است در همین قسمت معلوم میشود که چگونه فکر مرگ در درون او کاشته میشود . داستایفسکی جمله ای دارد که اساس تفکر امروز است اگر خدا وجود نداشت همه چیز مجاز بود . در حقیقت داستان روی اسمردیاکف میچرخد که در داستان خیلی گم است
۲۸ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید