تیوال فیلم درخونگاه
S3 : 04:19:14
امکان خرید پایان یافته
: سیاوش اسعدی
: نیما نادری و سیاوش اسعدی
: امین حیایی، جمشید هاشم‌پور، ژاله صامتی، مهراوه شریفی‌نیا، پانته‌آ پناهی‌ها، محمود جعفری و منصور شهبازی
: منصور سهراب پور
: تورج اصلانی
: مجید علی اسلام
: محمدرضا مویینی
: ناصر انتظاری
: علیرضا علویان
: فرزین قره‌گوزلو
: رضا ترکمان
: فرید ناظر فصیحی
: مهرداد ناصری
ظهری می‌آید، تا بسازد! اگر نبازد...

گزارش تصویری تیوال از اکران مردمی فیلم درخونگاه / عکاس: فاطمه تقوی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از اکران خصوصی فیلم درخونگاه / عکاس: فاطمه تقوی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم درخونگاه / عکاس: آرمین احمری

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» دفاع برای زندگی، استقبال از مرگ


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
بازی های فیلم اکثرا خوبه و دیدنی،اما داستان کم جونه و تقریبا از همون اوایل فیلم،آخر فیلم مشخصه.
نکته دیگه پیشکش کردن فیلم به مسعود کیمیاییه،محور اصلی فیلم های کیمیایی رفاقته ،اما تو این فیلم بیشتر نارو زدن بوده تا رفاقت.تنها رفیق کاراکتر اول فیلم،دختریه که نقش کمی تو داستان فیلم داره.
کاش سیاوش اسعدی که علاقه شدیدی به سینمای کیمیایی داره و به سبک کیمیایی،دیالوگ می نویسه و حتی به جای فیلمنامه از کلمه فیلمنوشت استفاده می کنه،وقت بیشتری هم برای غنی تر کردن داستان فیلم بذاره.
از حوالی اتوبان تا درخونگاه،هر چند کم اما سیاوش اسعدی سیر نزولی رو طی کرده.امیدوارم که فیلم بعدی سیاوش اسعدی،باعث صعودی شدن این روند بشه.
امیر مسعود این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم درخونگاه
فیلمی که میتونم بگم فقط از بازیهاش (به خصوص سرکار خانم ژاله صامتی ) لذت بردم
به نظرم این فیلم برای الان نبود باید خیلی قبل تر اکران میشد ، شاید اون موقع کمی مخاطب و به خودش جذب میکرد.
در کل برای من به عنوان یه فیلمی که اگه توی خونه میدیدمش خیلی ناراضی نبودم
امیر مسعود این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان ما تو بخش بازبینی هنری که ی بخش سینمایی هم داشت میگفتن خیلیا جلوی اکران این فیلم میخوان بگیرن میپرسیدن تو این فیلم چی داره که اینقدر حساس شدن بهش !
تا قبل از دیدن فیلم نمیدونستم قضیه بر سر چیه تا اینکه بازی بانو پناهی ها دیدم که الحق دوستان رو حساس کردند :)))))))))
داستان نداشت ! یعنی داستانی نبود که به درد فیلم بخوره ! ولی برای اولین بار از بازی جدی امین حیایی خوشم اومد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عناصر تشکیل‌دهنده درخونگاه:
• یک یاکوزای ایرانی‌تبار که قبلاً رضا دوزاری بوده و هم اکنون به شکل اغراق‌شده و بی‌نقصی قرار است نقش ناجی را ایفا کند.
• یک مادر خائن که با وجود شناختی که از همه اعضای خانواده داشته است در امانت فرزندش خیانت می‌کند؛ و دست آخر هم از همه طلبکار است.
• یک پدر بی‌عرضه، بی کاره و ابله که البته هنگام گیر افتادن در یک موقعیت استراتژیک شبیه چرچیل عمل می‌کند.
• خواهری نامرد و بی‌معرفت که زمان غذا بردن برای شوهرش را نیمه‌شب انتخاب می‌کند تا مخاطب فیلم به طرز شگفت‌انگیزی فریب بخورد که شاید بدکاره است. ضمناً چون مدرسه‌شان را در جنگ (سه سال پیش) بمب باران کرده‌اند، او روزها به‌صورت مستمر جلوی تلویزیون خواب است.
• برادری مفقود در جنگ که ظاهراً و صرفاً بهانه‌ای است برای یادآوری و اشاره به جنگ
• مادربزرگی بی‌خاصیت شبیه یک شیء که در آخر فیلم درنهایت بی‌احترامی به کناری پرتابش می‌کنند.
• لحن آهنگین و مسجع دیالوگ‌ها که تا اواسط فیلم گوش‌نواز است اما از نیمه فیلم به بعد هم از آن هم خبری نیست.
• المان رفاقت فیلم که خلاصه شده است در دیدار امین حیایی و نیما فلاح و سپس درخواست حیایی از زن بدکاره برای رفع نیاز جنسی رفیقش!
• یک تیمارستان خالی با مسئولی شبیه کاریکاتورِ گوژپشت نتردارم.
• یک زن بدکاره اما با معرفت، رفیق و ناجی و البته مادری فداکار.
• مرگی نابهنگام بی‌ربط و غیرقابل‌باور! آن هم مرگ یاکوزایی که با آن همه بلا که در ژاپن، سرش آمده بود هنوز زنده مانده بود.
• و البته تعداد قابل‌توجهی اشتباهات زمان پریشانه!
همه این‌ها را در دوربین تورج اصلانی ریخته هم می‌زنیم و ابتدایش می‌نویسیم تقدیم به مسعود کیمیایی.
البته ابتدای فیلم تأکید می‌کند زمان فیلم 1370 است. اگر مثلاً 1380 یا 1360 بود چه تغییر در روند داستان ایجاد می‌شد؟ اگر مهدی مفقود در جنگ نبود چه؟ اگر رضا دوزاری به ملاقات رفیقش در تیمارستان نمی‌رفت؟
نمی‌دانم، ... دیدن ادامه » شاید پیام فیلم آنجایی بود که ملیحه لب به شکایت می‌گشاید:
«بدبختی هامون کش می یاد، بهشت‌زهرا کش می یاد، شده بهشت زهر، هر روز انا للله، هر روز اشهد ...»
که به شدت شعاری بود و هیچ ربطی هم به داستان فیلم و شخصیت‌ها نداشت.
3 از 10

ممنون آقای میثم که اینقدر کامل و دقیق تمام این فیلم و شرح دادین
خیلی چسبید خوندن نوشتتون
و واقعا این فیلم چی میخواست بگه؟
(خیلی خیلی عذر میخوام) اینکه زن های خراب خیلی بهتر و با معرفت تر از یه مادر هستن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یا اینکه چی واقعا؟؟؟؟!!!! آخرم که اون ... دیدن ادامه » بهش پناه داد...
۱۴ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم در ابتدا تقدیم میشه به مسعود کیمیایی
پس مشخص میشه با چه کاری روبروییم تا حدودی
فیلمفارسی
ولی خب خداروشکر با همه جبهه ای که نسبت به فیلمفارسی دارم نهایتا ناراضی از سالن بیرون نیمدم
تو ژانر خودش خوب بود
بازیاشونم دوس داشتم
مخصوصا خانم پناهی ها
نیلوفر، حمیدرضا مرادی، نیلوفر ثانی و سپهر امیدوار این را خواندند
زهرا پوررضا و فهیمه این را دوست دارند
واقعا فیلم فارسی واژه ی مناسبیه برای این فیلم
۱۴ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمی ضد جنگ با فیلمنامه ای قوی و بازی های قابل توجه ولی پرداختی تکراری . طراحی صحنه اغراق آمیز و کلیشه ای و دیالوگ های کیمیایی پسند..! فیلمی در رابطه با اثرات جنگ بر جامعه که به مراتب میتونست خیلی بهتر ساخته بشه..سکانس تعقیب و گریز کاملا فیلمفارسی.و طراحی صحنه ای که تو ذوق میزد..واقعا تا کی از باران و رعد و برق میخوان وضعیت تیره و تار رو نشون بدهند؟؟ نمره ۵ از ۱۰
حمیدرضا مرادی و نیلوفر این را خواندند
سپهر امیدوار و navidjahan این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید