تیوال فیلم اژدها وارد می شود
S3 : 07:01:47
: مانی حقیقی
: همایون غنی‌زاده، امیر جدیدی، احسان گودرزی، نادر فلاح، علی باقری، کیانا تجمل
: مانی حقیقی
: هومن بهمنش
: مجید کریمی
: هایده صفی یاری
: کریستف رضاعی
: مهرداد میرکیانی
: امیرحسین قدسی
: نگار نعمتی
: داریوش صادقپور
: امیرحسین قاسمی
: مهدی توکلی زانیانی
: حمیرا نعمت الله
: ترانه علیدوستی، مهدی داوری، علی باذل، لیلی گلستان، چاوش شیرانی

خلاصه داستان: دوم بهمن ماه ١٣۴٣، یک شورلت ایمپالای نارنجی رنگ از قبرستانی باستانی می گذرد و به سمت کشتی به خاک نشسته ای می راند. داخل کشتی یک زندانی تبعیدی حلق آویز شده. روی دیوارهای کشتی خاطرات روزانه اش را نوشته بوده. آیا این نوشته ها به کارآگاه بابک حفیظی کمک خواهند کرد تا بفهمد چرا سال ها است هیچکس مرده اش را در این قبرستان دفن نکرده؟


گزارش تصویری تیوال از نشست خبری اژدها وارد می شود / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
فیلمی پر از المان و نشانه و کنایه و ....
تدوین حساب شده
بازی های عالی
صحنه های فوق العاده
حتی اگه علاقه ای به پیگیری نشانه های فیلم نداشته باشین می تونین از داستان خوب و روایت عالیش و حس تعلیق فیلم لذت ببرین،مگه اینکه دنبال موجود توی قبرستون باشین!!!! و فک کنین این فیلم یه فیلم فانتزی و تخیلیه با موجودات فرازمینی!
علیرضا این را خواند
حسین پوریعقوب و یاسمن پورمهران این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از نظر من اژدها وارد میشود فیلم خوبیه اما برای هر کسی نیست . یعنی اینطوری نیست که خانوادگی بشینی ببینی و خوش بگذره و تموم . بیشتر اینجوریه که تنها بشینی ببینی هی باخودت بگی نه بابا ؟ یعنی اینطوریم بوده ؟ اسم دو سه نفری رو بنویسی که یادت نره که راجبش تحقیق کنیو در نهایت ببینی ای بابا گول خوردی .

پیام قشنگی داره کل فیلم ، این که کار رسانه ها و بعضی مستند ها تو دنیا چجوریه . یه مقدار واقعیت غیرقابل انکار ، یه مقدار شایعه و بقیشم هر چی که لازمه قبول کنه مخاطب . اینطوریه که رسانه همیشه حرفشُ به کرسی میشونه و واقعیتُ اونجور که خودش میخواد به خوردت میده .

اما از لحاظ هنر کارگردانی فیلم خوش ساختیه ، لوکیشن های جدید و منظره های بی نظیر و آهنگسازی فوق العاده . یه مقدار بازیگریش لنگ میزنه که شخصا میبخشم به خوبی فیلم :)) برای من که تجربه ی خوبی بود . انقدر خوب ... دیدن ادامه » که چند ساعت صرف تحقیق راجب شخصیت ها و اسم ها و مکان های تو فیلم شدم تا که رسیدم به تیوال :دی

ولی آدم بعضی ازین نقد ها و نظر ها رو میخونه نمیفهمه چرا انقدر ناراحت شدن بقیه که کار کشیده به یسری متنایی که آدم بعد خوندنش با خودش فکر میکنه یارو چاقو به دست در به در دنبال مانی حقیقیه انتقامشُ ازش بگیره :دی مگه کم دروغ و مستند سفارشی به نافمون بستن که حالا از یه شوخی اینجور به دل بگیریم ؟
وحید هوبخت این را خواند
زهره مقدم و فاطمه دُرامامی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ولی درد من این است، نمیدانم آسمان را قبول کنم یا زمین را؟ ملکوت کدامیک را؟
اینجا دیگر کاملا تصادف است، آن ها هر کدام برایم جاذبه به خصوص دارند.
من مثل خورده آهنی میان این دو قطب نیرومند و متضاد چرخ میخورم و گاهی فکر میکنم که خدا دیگر شورش را درآورده است. بازیچه ای بیش نیستم و او هم بیش از حد مرا بازی میدهد.
...
شما میتوانید در این چند روز باقیمانده، در این یک هفته باقیمانده، به اندازه صدها سال عمر کنید، از زندگی و از هم تمتع کافی بگیرید، بخوانید، برقصید، چند رمان مطالعه کنید، بخورید، بنوشید، یکی دو شاهکار موسیقی گوش کنید. چه فرقی میکند؟ اگر قرن ها هم زنده باشید همین کارها را خواهید کرد.
پس مساله فقط در کمیت است و نه کیفیت، و آدم عاقل کارهای یکنواخت و همیشگی را سال های سال تکرار نمیکند.
به عقیده من یک هفته زندگی در این جهان کافیست، به شرط آنکه آدم ... دیدن ادامه » از تاریخ مرگ خود واقعا خبر داشته باشد و شما این موهبت را دارید.
بنابراین چه جای نگرانی است؟ شما در دم مرگ هیچ اندوه و حسرتی نخواهید داشت.

ملکوت
بهرام صادقی
مهدی گرانقدر خوشحالم از حضورتان در تیوال رفیق
بهرام صادقی از نویسندگانی است که باید بسیار خوانده شود خصوصا برای اهل ادبیات و داستان :))
ممنون از اشاره های خواندنی ات
۲۱ تیر ۱۳۹۵
من بیشتر رفیق خوب و قدیمی ..امیدوارم توفیق دیدارت هر چه زودتر حاصل شود
۲۱ تیر ۱۳۹۵
خوشحالم ک خوندیش محمدجان
۲۱ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به سینمای ایران امیدوار شدم...
موافقتم
۱۳ خرداد ۱۳۹۵
ابرشیر جان، همونطوری که قبلا هم خدمتت گفتم، من برای تصاویری اصطلاح سینما رو به کار می برم که چیزی در انتهاش به من بیافزاید، و اگر نه، همون مجموعه تصاور هم براش زیاده؛ در چند ساله اخیر به تعداد انگشتان یه دست هم در سینمای ایران (بلکه جهان) از این دست فیلمها ... دیدن ادامه » ندیده ام، اما این فیلم از معدود فیلمهای سالهای اخیره که اجزائش اله بختکی و تصادفی کنار هم چیده نشده اند، و هر جزئش در پرداختن کلیت اثر مهمه. جالبه بدونی که علیرغم نقدهای مثبت فیلم من با جبهه گیری به تماشای فیلم رفته بودم چرا که فیلمهای قبلی مانی حقیقی و همچنین بازیش چیز بخصوصی برام نداشت.
این فیلم اما، محصول مطالعه، دقت و صبر زیاده و یه جورایی یه اتفاقه که معمولا کمتر پیش میاد، ممکنه من ایرادهایی هم به فیلم داشته باشم لیکن می دونم که ایرادهام تا حدی سلیقه ای خواهد بود. بد نیست اگر فیلم رو ندیده ای، قبل از تماشای اون، چنین گفت زرتشت رو یه تورقی بکنی.
۱۳ خرداد ۱۳۹۵
ممنونم مجتبی گرانقدر ...خواندن مطلبی از تو همیشه حال ذهنیم رو بهتر می کنه ، و حضورت تو تیوال کلا خیلی خیلی خوبه ..
والا فیلم رو دیده ام اما حتما چنین گفت زرتشت را دوباره خواهم خواند...
درود بر تو دوست عزیزم
۱۳ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمیدونم چقدر باید از این فیلم تعریف کرد که خدا رو خوش بیاد...
تو جشنواره که دیدمش، نمیدونستم حواسم به کجاش باید باشه؛ به موسیقیش؟ به طراحی صحنه و لباسش؟ به اینکه چقدر خوب آدمو از فضای داستان میکشه به اون فضای مستند طور و با هزار تا سوال تازه باز میبره تو داستان؟ که چقدر خوب این دو فضا با هم ادغام شدن؟به اینکه میخکوب می شینی تا نکنه یه صحنه، یه دیالوگی رو از دست بدی؟
سینما اینه که هر چیزی به مخاطب نشون میده مخاطب باورش میکنه.چه راست و چه دروغ.چه تلخ و چه شیرین.
خوب یه وقتایی آدمم باید گول بخوره ، دروغ بشنوه...تو اژدها وارد می شود؛ میخوریم و میشنویم... ولی خوبیش اینه این دروغ شنیدنه اصلا حال آدمو بد نمیکنه. بس که خوب ساخته شده و بس که خوب ادغام شده یه عالمه چیزهای غیرواقعی با یه عالمه چیزهای واقعی.


برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به پیشنهاد دوستان به دیدن این فیلم رفتم
موسیقی عالی ، فضاسازی عالی،بازی ها بسیار ضعیف ، مستند بین فیلم نفهمیدم دلیلشو چون بنظرم کلن داستان واقعی نبود.
در کل برای شروع این نوع ژانر در ایران تلاش خوبی بود اما راضی کننده نبود
هما زارع و فائقه معتمدی این را خواندند
وحید هوبخت و وحید مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این فیلم خیلی خوب بود. یک سبک متفاوت. کاری به انتهای فیلم ندارم که شاید میتونست منسجم تر یا کمی غیر پایبند تر به داستان واقعی جمع بشه و جالب تر باشه. اما تمام مسیر فیلم عالی بود. پر بود از لحظاتی که میتونست آدم رو جذب کنه که همه ذره های صدا و نور رو با دقت دنبال کنه که ببینه چی قراره بشه. و چقدر آدم ها می تونن متفاوت باشن. دو موضوعی که بیش از اندازه در موفق بودن این فیلم اثربخش بود، موسیقی آقای رضاعی و بازی های آقایان غنی زاده و جدیدی و گودرزی و بازیگر کاراکتر آقای چارکی بود.
چقدر آقای غنی زاده خوب بودن. علاوه بر اینکه کارگردان خیلی جدی ای در تئاتر می تونن باشن، فکر کنم بازیگر منعطف خیلی خوبی هم خواهند بود. هرچند بعید میدونم ایشون زیاد فیلم بازی کنند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب وقتی فیلم تموم شد واقعا دوست نداشتم از صندلی ام بلند شم.میخواستم همونجوری بشینم و به تیتراژ فیلم خیره بشم و حین گوش دادن به موسیقی مسحور کننده کریستف رضاعی توی دریایی از خیال و حال خوب غرق بشم.
واقعا هرچی از خوبیای فیلم بگم کم گفتم.فیلمبرداری موسیقی فیلمنامه طراحی صحنه و لباس کارگردانی همه چیز واقعا عالی بود.البته بزرگترین نقطه ضعف فیلم به نظرم اجرای ضعیف بازیگرا بود. مثلا به نظر من امیر جدیدی با اینکه استایل و و ظاهر و صدای خیلی خوبی داره ولی باز خیلی باید بیشتر تلاش کنه تا به یه بازیگر سطح اول تبدیل بشه.بازی همایون غنی زاده و کیانا تجمل هم به نظرم واقعا خوب نبود و خیلی خیلی میتونست بهتر باشه مخصوصا کیانا تجمل که اجراش واقعا ضعیف بود.در کل (باز دوباره به نظر من) بازی احسان گودرزی نادر فلاح و شخصیت چارکی از بقیه بهتر بود. البته فیلم انقدر ... دیدن ادامه » لوکیشن خوب و دیالوگ عجیب و نقطه قوتهای دیگه داره که این نقصها به چشم نمیاد.
چند تا نکته قبل حین و بعد از دیدن فیلم توجه من رو جلب کرد.که دوست دارم بهش اشاره کنم. قبل از دیدن فیلم وقتی نظرات رو راجع به فیلم میخوندم و میپرسیدم بین اونایی که فیلم رو دیدن دودسته آدم وجود داشت یه دسته بعد از دیدن فیلم ازش متنفر میشدن و به شدت از فیلم ناراضی بودن و یه دسته دیگه هم وجود داشت که دیوونه این فیلم میشدن و جنون وار ازش تعریف میکردن. یعنی هیچ حد وسطی وجود نداشت و هیچ تعادلی بین نظرات به چشم نمیخورد.و این برای من خیلی جالب بود و حسابی مشتاق شدم تا فیلم رو ببینم. موقع دیدن فیلم حالم خیلی خوب بود.سر بعضی از سکانسهای فیلم داشتم خودزنی میکردم!! و هضم این همه سکانس و دیالوگ خوب و عجیب تو یه فیلم ایرانی برام سخت بود.چند تا بخش توی فیلم وجود داشت که وحشیانه خوب بود.اون بخشهایی که صدای علی مصفا پخش میشد و حرفهایی رو که از زبون زندانی تبعیدی مرده میزد واقعا برام جالب بود.یا اون سکانسی که کارگر هندی میره زیر زمین و دیالوگ های همایون غنی زاده اونجا عالیه. به طور کلی شخصیت کیوان حداد(احسان گودرزی) که صدابرداریه که خیلی وقتا سکوت رو ضبط میکنه.و یا اون سکانس رقص عجیب نادر فلاح با اون موسیقی محشر و خیلی دوست داشتم.
نکته خیلی جالبی که در مورد این فیلم وجود داره اینه که فیلم پر از "تخیل" و پر از "خیال" هستش چیزی که کمتر توی سینمای ما بهش بها داده میشه و بیشتر کارگردانهای ما اکثرا دنبال ساخت فیلمهای رئال و اجتماعی هستن. والبته فیلم پر از ایده های خلاقانه است.همین مصاحبه هایی که بین فیلم پخش میشه و ریتم خیالی فیلم رو با جند تا سکانس مستند به هم میزنه و یه حالت واقع گرایانه به فیلم میده. یا انتخاب چنین داستان تکان دهنده و عجیبی که در فیلم وجود داره. ارزش کار مانی حقیقی رو خیلی بالا میبره.
بعد از خارج شدن از سالن سینما هم دو تا موضوع فکرم رو درگیر کرد و از دوستانی که این متن رو خوندن درخواست میکنم نظرشون رو در این رابطه بگن.یکی اینکه: آخر فیلم احسان حداد میگه که "چند روز پیش اژدها رو تو تهران دیدم همونی که تا چند سال به راحتی یه قبرستونو میلرزوند.الآن خیلی آروم و داغون یه گوشه تو تهران افتاده."آیا اینجا اژدها استعاره از چیز خاصیه یا اینکه نه؟ و مورد دوم اینکه: توی چند جای فیلم اشاره به این میشه که 5 تیر از اسلحه خارج میشه.چرا 5 تیر؟ و چرا انقدر تاکید روی این عدد؟
روشنک و محمد لهاک این را خواندند
بیتا نجاتی، Positron و آرزو این را دوست دارند
من فکر میکنم منظور از اژدها، گنج یا چیزی قیمتی در قبرستان بود. و تمام این خرافات راجع به قبرستان برای دور نگه داشتن مردم از گنج بود. ولی این سه نفر برای کشف آن کوتاه نیومدند...
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۵
صرفا تاکید روی عدد نیست ، تاکید روی داستان های افسانه ای(نمیگم خرافات) اون منطقه از ایرانه که بسیاری اش برمیگرده به داستان زار در جنوب ایران و یکی از مهمترین دلایل برای دروغ بودن فیلم استفاده مکرر از ارجاعات به آیین های زار و داستان ملکوت بهرام صادقی ... دیدن ادامه » _ خاصه صحنه آب آوردن برای کارگران و پزشک بودن الماس _ و چند اشاره ساختاری به اسرار گنج دره جنی ابراهیم گلستان.خیلی از این ها هم نماده خصوصا شتر که در آیین زار اهمیت ویژه ای داره.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نکته:در این نوشته خطر اسپویل شدن فیلم وجود دارد!
.
.



"همه چیز توی قبر حلیمه است..."
همه راز ها و همه قصه ها و همه راست ها و دروغ ها ...
راز هایی که پیچیده تر می شوند و قصه هایی که به هم گره می خورند..کیوان حداد،سکوت شهرزادش را هم ضبط می کند و در دره ستارگان گوش می کند و بهنام شکوهی که همه چیز را می داند..هم زبان را می داند و هم زمین را...هم اژدها را می بیند و هم اوست که به کیوان می گوید "همه چیز توی قبر حلیمه است..." و بابک حفیظی که با ٥ تا گلوله و یک جسد می خواهد راز زمین را بداند...راز شن را..شنی که جن تولید می کند..جنی که صدایش را کیوان قرار است ضبط کند و شنی که ندایش را بهنام کشف می کند...

برگردیم به قبر حلیمه که همه چیز از آنجا می آید..استخوان شغال هست...عکس هست..نوار هست...صدا هست...صدای شتری بی گناه که ٥ گلوله بهش شلیک شد تا رازی را فاش کند یا صدای ... دیدن ادامه » الماس با گناه که ٥ گلوله بهش شلیک شد تا رازی را با خود به گور ببرد...الماس به گور می رود تا از قبر حلیمه نوزادی زاده شود..نوزادی که در آغوش کیوان، ارام می شود...به بادکنک های رنگارنگی که به آسمان می روند خیره می شود و وقتی بزرگ می شود راز ها را بر ملا می کند..." کسی راز مرا داند که از این رو به آن رویم بگرداند"... این بیت روی نواری نوشته شده که از قبر حلیمه بیرون آمده اما انگار صدای گریه های نوزاد اوست...نوزادی که معصوم به دنیا آمد اما عامل جنایت و خون شد ..خونی که ریخته شد و قبری که کنده شد تا زمین دهان باز کندو اژدهای درونش نعره زند و فریاد کشد و زمین از صدای ترسناکش به خود بلرزد..صدایی که کیوان قرار است ضبط کند ...روی همان نواری که صدای نفس های شهرزادش را ضبط کرده نفس های اژدها را هم ضبط می کند و در تهران خسته و بی رمق این روز ها ..در تهران الوده و شلوغ گوش می کند...ولی دیگر نه صدای نفس های شهرزاد هست ...و نه صدای اژدها...صدایی اگر هست ناله ی دردناک و ارام اژدهایی است که به خواب رفته و ارام از زمین بیرون می آید....همانند ناله نوزادی که از قبر حلیمه بیرون آمد و برایمان قصه ها و راز ها و راست ها و دروغ ها گفت...
و من اسپویل نشده، مَویز شدم!
۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به قدری فیلم تاثیر گذار و دوست داشتنی بود که اصلا دلم نمیخواد فکر کنم فیلم در فیلم بوده و یه جورایی رودست خوردم. موسیقی عالی عالی
فیلم همه چیز داره جز فیلمنامه
همه چیز داره جز محتوا و داستان
فیلم سینما و اصالت قصه گویی رو به سخره میگیره

فیلم تمام فیلمهای جهان رو به سخره میگیره یه نوع بازیگوشی مانی حقیقی

یه فیلم تجربی عجیب و غریب فقط مختص نمایش در فستیوال ها و همایش ها

فیلم ... دیدن ادامه » به هیچ وجه به درد مخاطب عام سینما و کسایی که عاشق سینمای داستان گو هستند نیست
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دو ساعت فیلم، خوب بود... خسته نشدم و دوست داشتم ببینم چی میشه...
ولی بعد از دو ساعت...!!! خوب که چی؟!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من میخواستم ثابت کنم و ببینم و تست کنم که هرچه بیشتر و با صلابت تر و وقاحت بیشتر دروغ بگم بیشتر باورپذیر تر میشه و نتایج نگران کننده ای گرفتم .
13 اسفند 1394 ، مانی حقیقی ، پردیس چارسو ، نقد و بررسی فیلم اژدها وار می شود .
منبع؟
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۵
پس یعنی هیچ چیز این داستان واقعیت نداره؟
۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۵
خیلی خیلی ممنون از به اشتراک گذاری
۰۵ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اقای حقیقی که تحلیل ها و نقدهای این چن روز اخیر رو همرو رد کردن
فیلم واقعا پر کشش بود
لحظه ای از نفس نیفتاد
به لطف موسیقی و فیلمبرداری عالی
حالا این نکات مبهم و سوالای زیادی که تو ذهنمون مونده رو چه کنیم؟؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود...
تصویر، فضا، موسیقی ناب. اما تمام این ناب ها به کنار... در این فیلم باید غرق شد. این فیلم خیلی چیزها برای گفتن دارد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درد و بلای این فیلم بخوره تو سر بقیه فیلما که تو این مدت بدجور اذیتمون کردن. حقیقی یه مولف حقیقی.
عجب فیلم باحالی .... لغت اش همینه ، باحال. قاب های تصویری عالی. موسیقی مثل همیشه متناسب و زیبای کریستف رضاعی. فضاسازی بینظیر، کاراکترهای دلچسب .... خیلی دوس داشتم.
البته فیلم خسیسی بود و اصلا دوست نداشت مخاطب راز داستانش رو بفهمه. اصلا بحث پایان باز و اینها رو نداشت. مثل یه قصه فانتزی بود که وسطش رو تعریف نکردن. کارگردان خیلی مشتری مدار نبود.
با کلمه خسیس موافقم.شاید همین رازآلودبودنش فیلمو جذاب کرد!
۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عرض کرده بودم که نظر کلی ام را راجع به فیلم چند روز بعد یا بعد از تماشای بار دوم بیان میکنم. خوب الان، هم چند روز گذشته و هم موفق شدم برای بار دوم ببینمش...
بسیار بیشتر از بار اول شیفته اش شدم،
حال من هنگام تماشای این فیلم به مانند کیوان حداد است زمانی که در تهران اژدها را در مقابلش می بیند و به او خیره شده است... فکر می کنی که داری خواب می بینی اما مطمئنی که خواب نیستی.
مهمترین ویژگی این فیلم برای بنده همان در هم تنیدگی واقعیت و خیال است و آن قدر زیبا و درست شکل گرفته که میتواند مخاطب و منطق و اصولش را به چالش بکشد و نفسش را در سینه حبس کند. نشان دادن تصاویر مستند از فیلمساز و توضیحش در مورد روند ساخته شدن فیلم، افرادی که مستقیما درگیر پرونده بودند (که البته خود واقعی شان نبودند، هم سعید جهانگیری و هم شهرزاد بشارت مسن، و دو بازیگر به جای آنها بازی کرده ... دیدن ادامه » بودند) وهمچنین شخصیت های شناخته شده ی سیاسی و توضیحات مستندشان در مورد وقایع داستان فیلم، در جای جای فیلم و بلافاصله پرت کردن تماشاگر به آن جهنم خیالی که اتفاقات عجیب و غریب در آن مثل آب خوردن می افتند (مانند اتفاقات رمان ملکوت)، چاره ای جز باور کردن شان را برای مخاطب نمی گذارد.
راز آلودگی و نماد گونه بودن فیلم هم در صورتی که فیلمساز راه را برای تاویل ها و برداشت های مختلف باز گذاشته باشد، مثبت است. البته بهترین حالت برای بنده با علم به اینکه در کشف لذت فراوانی وجود دارد، این است که فیلم همین گونه رازآلود بماند و تفسیرهای فرامتن لذتی که از آن برده ام را به حداقل می رساند.
در انتها، "اژدها وارد می شود" برای من سینمای اصیل است و به تنهایی می تواند به مدت یک سال و تا جشنواره ی آینده، نشئگی سینمایی ام را تامین کند، چیزی که فیلم های دیگر حتی نزدیکش هم نشدند و فرسنگ ها از آن دورند.
تلفیق سینمای مستندگونه و داستانی در بستری رمزآلود با استفاده از داستان سورئال "ملکوت" بهرام صادقی اسن فیلم رو به کل از فیلم های جشنواره امسال جدا کرده و تمایزش کرده. موسیقی دلهره آور رضاعی با نماهای ایمپالا در محیطی کویرگونه چنان خیره کننده بود که ساعت یک تا سه بامداد (سینما آزادی) بی خوابی براتون بی معنا میشه. دوباره باید رفت و دید این آفریده ی ذهن خلاق مانی رو.
وحید مقدم، مجتبی مهدی زاده و شهرآشوب این را خواندند
حامد، سپهر امیدوار، امیر م و آرزو این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

به احترام ورود اژدها

اول: سینمای ما از نظر وجود فیلم های متفاوت(نه متفاوت نما) سینمای فقیری است. سالهاست که ما تماشاچیان کمی پیگیرتر و علاقه مندتر بلیط میخریم وارد سالن سینما می شویم به پرده زل می زنیم درحالیکه با تمام وجود منتظریم تا جادوی سینما، همان چیزی که به آن اعتیاد داریم ما را با خود ببرد و دمی نشئگی و رهایی برایمان بیاورد...در این میان چندتایی فیلم عالی دیده ایم و صدها فیلم معمولی و شبیه هم،انگار آب و هوای اینجا چیزی دارد که جسارت را از آدم هایش می گیرد تا نشود شجاعت و جسارتی از جنس سینما( نه سیاسی و اجتماعی) را در فیلم هایش دید. ازین نظر یعنی جسارت در تجربه کردن و خلاقیت در قالب هنر سینما " اژدها وارد می شود" برای من در دسته ی فیلم های "هیجان انگیز" قرار می گیرد.
دوم: وقتی بخواهیم درباره ی " اژدها..." حرف بزنیم اولین چیزی ... دیدن ادامه » که به ذهن می رسد قوت فضاسازی فیلم است.وقتی فیلمی می 
تواند طوری فضا و قانون هایش را برای من بدیهی کند که عجیب ترین اتفاق ها مثل ضبط صدای سکوت یا تصویر هوا کردن بادکنک های رنگی به سبک انیمیشن up (ولی این بار در دنیای واقعی وسط بیابان از طرف یک زمین شناس!) برای من عادی جلوه کند یعنی فیلمساز توانسته فضایی راز آلود و از آن مهمتر به شدت یکدستی بسازد و البته برای ساختن این یکپارچگی  وهم آلود از همه ی ابزارهای سینمایی مثل موسیقی بی نظیر و متناسب با محیط فیلم استفاده کرده است ...و دقیقا در این فضای سورئال است که اژدها می تواند وارد شود...!
اما فیلم فقط به تعریف داستان عجیبش راضی نیست،مانی حقیقی با نشاندن شخصیت های واقعی و غیر واقعی جلوی دوربین و درآمیختن واقعیت و داستان سعی می کند با بازیگوشی خاصی روایت غریبش را کاملا مستند و واقعی نشان دهد!...اشاره های فیلم به نمایشنامه ی " پژوهشی شرف و سترگ و نو در سنگواره های دوره بیست و پنجم زمین شناسی"  متعلق به عباس نعلبندیان و داستان  "ملکوت" بهرام صادقی دو اثر نزدیک به فضاهای ابسورد یعنی درونمایه ی مورد علاقه ی حقیقی در" کارگران مشغول کارند" و" پذیرایی ساده" زاویه های دیگری از بازی جذاب کارگردان با ما را آشکار می کند...
آخر: از نظر نمادشناسی می توان بررسی های زیادی درباره ی فیلم انجام داد ولی  در حد فهم و دانش اندک من "اژدها وارد می شود " فیلمی است که با زبان سینما حرف  می زند.فیلمی که توانست حتی در تماشای مجدد به شدت من را درگیر و هیجان زده کند و همچنان ابهام و راز آلودگی شیرین خودش را حفظ کند و من برای تعهد چنین فیلمی به هنر مورد علاقه ام سینما با خیال راحت ذوق زده می شوم.
طراحی لباس، موسیقی و تصویربرداری این فیلم ستودنی است...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید