تیوال فیلم اژدها وارد می شود
S2 : 22:06:58
: مانی حقیقی
: همایون غنی‌زاده، امیر جدیدی، احسان گودرزی، نادر فلاح، علی باقری، کیانا تجمل
: مانی حقیقی
: هومن بهمنش
: مجید کریمی
: هایده صفی یاری
: کریستف رضاعی
: مهرداد میرکیانی
: امیرحسین قدسی
: نگار نعمتی
: داریوش صادقپور
: امیرحسین قاسمی
: مهدی توکلی زانیانی
: حمیرا نعمت الله
: ترانه علیدوستی، مهدی داوری، علی باذل، لیلی گلستان، چاوش شیرانی

خلاصه داستان: دوم بهمن ماه ١٣۴٣، یک شورلت ایمپالای نارنجی رنگ از قبرستانی باستانی می گذرد و به سمت کشتی به خاک نشسته ای می راند. داخل کشتی یک زندانی تبعیدی حلق آویز شده. روی دیوارهای کشتی خاطرات روزانه اش را نوشته بوده. آیا این نوشته ها به کارآگاه بابک حفیظی کمک خواهند کرد تا بفهمد چرا سال ها است هیچکس مرده اش را در این قبرستان دفن نکرده؟


گزارش تصویری تیوال از نشست خبری اژدها وارد می شود / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
یکی از فیلم هایی که از دیدنش لذت بردم و از اون فیلمایی که علی رغم فهمیدن داستانش بازم علاقمندم ببینم
بازی ها واقعا عالی بود، تدوین و تلفیقی تقریبا کم نظیر توی سینمای ایران
و یه داستان درست و حسابی و روایتی زیبا از اون

شروع فیلم عالی، پایان فیلم جالب تر از آغاز و همه المان های فیلم هم دوست داشتنی بودن

گرچه با فیلم های دیگه مانی حقیقی مشکل داشتم ولی واقع دست مریزاد بابت این فیلم و اون پدربزرگ دوست داشتنی :)
خیلی خفن بود:))
ولی من خییییلی مانی حقیقی رو دوست دارم
۲۶ آبان ۱۳۹۷
فداتون بشم من :* جناب عبداللهی نازنین
۲۸ آبان ۱۳۹۷
:))))
۲۸ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام واحترام
از دیدن فیلم لذت بردم هر چند که دیدگاه ها بسیارند
چند وجهی بودن اثر تلفیق سبک ها فیلمبرداری فوق العاده جلوه های ویژه خوب بازی های بی نقص کیفیت صدا سرگرم کنندگی داستان درگیر شدن در داستان شروع خوب پایان عالی و........
این فیلم عالیه
۰۳ مرداد ۱۳۹۷
سید جان واقعا عالیه
۰۳ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

■■■اگر فیلم " اژدها وارد می شود" را دیده ایید ،
شنیدن این شماره خالی از لطف نیست
■ بحث و جدلی دربارۀ «اژدها وارد می‌شود»
ساخته «مانی حقیقی»‏

https://telegram.me/EternityAndADay

■■ در هشتمین برنامه از مجموعه پادکست‌‌های «ابدیت و یک روز» با «آرش خوشخو» (سردبیر روزنامه «هفت صبح») و ‏‏«وحید مرتضوی» (نویسنده وبلاگ سینمایی «گرینگوی پیر») درباره «اژدها وارد می‌شود» (مانی حقیقی)، یکی از مهمترین ‏فیلم‌های ایرانی در سال ۹۵، به گفتگو نشستیم. این بحث طولانی ما در این پادکست اما تنها به این فیلم محدود نشده و ‏موضوعات متفاوت و متنوعی را همچون سینمای عباس کیارستمی، رویکرد قدیم و جدید فیلمسازان ایرانی، برخورد تارانتینو ‏با تاریخ در سه فیلم آخرش، فیلم‌های جهان پهلوان تختی و آرایش غلیظ، سینمای برادران کوئن و...، در بر می‌گیرد.‏



قطعات موسیقی بکار رفته در این پادکست:
1. Beggars' Dance by The Klezmatics
2. A Dragon Arrives! by Cristof Rezaei
3. ... دیدن ادامه » The Braying Mule (Django Unchained OST) by Ennio Morricone
4. Takhti by Babak Bayat

https://telegram.me/EternityAndADay
محمد لهاک این را خواند
Mahan Agha Zahedi این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تا زمانی که فیلم در گذشته بوذ جذابیت و کنجکااوی خاصی و در بیننده ایجاد می کرد و با اینکه دارای یک ریتم کند و مملو از صحنه های تکراری بود اما بیننده رو وادار می رکد تا به ادامه فیلم توجه داشته باشه - اما زمانی که فیلم به زمان حال سفر می کند و مصاحبه با افرادی سرشناس در سیاست مثل آقای سعید حجاریان زیباکلام و ... می پردازه - فیلم از تب و تاب دیدن می افته و بینندگانی مشتاق به اتمام زودتر فیلم و نتیجه پایانی فیلم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم اژدها وارد می شود ساخته مانی حقیقی فیلمی است که نمی توان نسبت به آن بی تفاوت بود. یا باید حسابی از آن لذت برد، یا به شدت نسبت به آن ابراز نفرت کرد! همه چیز بستگی به نوع رابطه و علاقه شما نسبت به فضای اینگونه فیلم ها دارد. کسانی که حال و حوصله ی فکر کردن و ربط دادن صحنه های فیلم به یکدیگر را ندارند در مواجه با داستان پیچیده، غامض و گنگ فیلم، موسیقی عجیب و غریب، و فضای سورئالیستی اش تحملشان تمام می شود و نسبت به اژدها وارد می شود ابراز نفرت می کنند. برعکس کسانی که عاشق تئوری توطئه هستند مخصوصاً به خاطر آن جمله ابتدایی فیلم که «بر اساس داستان واقعی» نوشته شده است طوری فیلم را دنبال می کنند که گویی دارند از یک راز بزرگ و زیر زمینی آگاه می شوند و البته به قدری به مانی حقیقی اعتماد دارند که اگر بخش عمده ای از فیلم را نفهمیدند بگویند حتماً چیز خاصی وجود ... دیدن ادامه » دارد که ما متوجه آن نشدیم!

اما در واقع فیلم اژدها وارد می شود تمهیدی برای آزمایش و به بازی گرفتن تماشاگران است. فیلم آشکارا یک «مک گافین» بزرگ برای بیننده است. حقیقی سعی می کند با..

ادامه در لینک زیر:
http://www.cinscreen.com/?id=7207

به علت اینکه انتشار مقالات سایت "پرده سینما" در سایر پایگاه های اینترنتی ممنوع است لینک داده شده است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم رو در جشنواره فجردیدم اما نقدکردن رو بسیار نادرست قلمداد کردم با یک بار دیدن بهتردونستم دراکران یادداشتی بنویسم.
اژدها وارد می شود را باید درچندمورد بررسی قرار داد ودرموردش حرف زد.
اول:خوب وبد بودن فیلمی رو نمی شه درفضای حقیقی وغیرحقیقی داستان وشخصیت ها جستجو کرد.اما ادعا وپافشاری بیش ازحد فیلمساز روی مستند بودن قصه وشخصیت ها ودرواقعیت غیرواقعی رو نمی شه درک کرد.اما اژدها وارد می شود انقدر ضعف داره که نشه درمورد مستند بودن وغیرمستند بودن حرفی زد.هرچند به اصرار کارگردان بر حقیقی بودن...
دوم بحث سینمایی وبصری فیلمه.قصه ای بی سروته.شخصیت هایی بی شباهت به شخصیت وبه شکل تیپ.عقیم در فکر کردن.تصمیم گرفتن وعمل کردن.حتی در عاشق شدن وکشفیات ذهنی....
موسیقی عالی.بازی های تاحدودی خوب وفضاسازی عالی از مکانی تاریخی وجزیره ای زیبا با هنر فیلمبرداری خوب...فیلمساز هرچقدر درقصه گویی وبیان سینمایی عاجز وناتوانه درعوض درشناخت دوربین وگرفتن شات های بی نظیر با کمک فیلمبردار توانا واستفاده مناسب از موسیقی که به فضای فیلم سروشکل بهتری میده وعواملی حرفه ای...
فیلم با جمله ابتدایی که ادعای واقعیت داره باخودش همراه میکنه وبا شات های زیبا وموسیقی آمیخته راک ومحلی با خودش همراه میکنه.درقصه گویی واستفاده مناسب از دوربین در روایت سینمایی عاجز.حفیظی مامور ساواکی که برای ماموریتی به جزیره فرستاده شده.با اتفاقات مشکوکی مواجه می شه که براش غیرقابل باوره.برای پیداکردن وکشف حقیقت به دونفر دیگر متوسل شده وازشون تقاضای کمک میکنه یک زمین شناس وصدابردار.هیچ عاملی در حفیظی برای کشف حقیقت وجود نداره.هرسه نفر زندگی خودشون رو به خطر می اندازند شهر خود رو رها کرده وکلی هزینه می کنند.اما با چه دلیلی چه پیشینه ای وچه متر ومعیار وعقیده ای؟
بیشتر شبیه فیلم های درجه دو هالیوودی ساخته شده برای گیشه روی اتفاقات مانور داده می شه.چندشخصیت درمواجه با اتفاقات پیش رو که درشکل ظاهری خرافه های مردم بومیست.یکی حفیظی قهرمان ودیگری چارکی ضدقهرمان...
دربعضی نقدهای جشنواره ای ودر اکران بعضی دوستان منتقد با ادعاهای خنده دار سینمای سوررئال وپرداخت به مفاهیم اشاره داشتندوضعف درقصه گویی رو به اون ربط می دادند.اولا در فیلمی با تکیه بر مفاهیم تک تک سکانس ها وشخصیت ها با مفاهیم درارتباطه واین نیاز به یک قصه منسجم رو می طلبه نه در قصه گویی ضعیف وپرداخت مفهومی با دیالوگ وپیچیده گویی ودور زدن با تکیه بر مستند بودن...وتوجه بیش از حدروی موسیقی وپیچیده گویی فقط مخاطب رو به اشتباه بر برداشت میندازه....
کارگردان در مصاحبه ای به ترس از نفهمیده شدن اشاره داره.آقای کارگردان عزیز عدم فهمیده شدن قصه حتی پیچیده به پیشبرد بد داستان توسط نویسنده مربوطه ودرهمان سینمای سوررئال که منتقدین علاقمند به فیلم ادعاش رو دارند ویادداشت های ستایشگری نوشتند نفهمیدن بعضی مخاطبین. یا چندبرداشت از مفاهیم مربوط بزرگترین ضعف های یک نمایش وفیلم محسوب می شه.
عشقی بی دلیل وبی منطق درفیلم شکل داره وفقط با صحبت هاب مستند با زن میانسال وتعاریف دیالوگی که درنامه بین عاشق ومعشوقه دربین بوده می بینیم نه در وجه داستانی دارد نه سینمایی برای خالی نبودن عریضه هم سکانس بدنجات بهنام توسط زن....
در سکانس هایی بازپرس نقش راوی رو بازی میکنه.وظیفه نشون دادن به مخاطب رو داره ودرجایی الماس مشغول درمان چارکی به دیالوگ(به همه چیز میخورد جز چشم پزشک ومکانی که اصلا شبیه مطب چشم پزشکی نبود).آقای فیلمساز این جا سینماست ومخاطب انقدر احمق نیست که در کنار دوربین شما با راوی به یادش بیندازی چه چیزی درسته.وهمچون فیلم های درجه دو تجاری فرصت فکر کردن رو ازمخاطب بگیری وخودت به توصیف سینمایی با دیالوگ بپردازی.اونهم در فیلمی که ادعای مفاهیم وسوررئال داری.درجای دیگری راوی وهمان حفیظی برای نشون دادن دلیل محکم ادعا داره که همه اتفاقات درحالت عادی خرافاته اما چیزی که اون رو ترغیب کرده صحبت های مردمه واین نقل قوله.سوال اینجاست خرافات دیگر مابین مردم دنیا رد وبدل نمی شود ونقل قول نیست؟
فیلمی به توصیف سینمایی با دیالوگ محوری واستفاده موسیقی وفضاسازی وشکل پیشبرد با تکیه بر پیچیده گویی بی دلیل سعی در گول زدن مخاطب ونشون دادن چیزی که نیست....
بحث سوم مفاهیم به کاررفته.زندانی سیاسی محبوس شده در جزیره.قبرستان متجاوزین خارجی که با هرجنازه ای به خروش وزلزله میاد.نشانه هایی از تاریخ سیاسی واجتماعی ایران.مبارزه با جهل وخرافه های عامیانه.کودکی که نشانه آتیه وقشرجوان فارق از جهله.هرشهیدی که به دل خاک رفته وخروش اژدهای اندیشه وآزادی اون مردمه.هنرمندان وموسیقی دانها وکمک هنر در بینش وکشف راز خروش اژدها به جامعه طالب کشف حقیقت کمک میکنه.بازپرس برای کشف حقیقت درکنار همه اینها به خانه اهالی روستا میره.بازنی مرموز آشنا می شه.زن با درخواست کشیدن مواد افیونی سعی درکمک به کشف راز اژدها رو داره.حفیظی بعد از کشیدن مواد ودرحالتی غیرعادی به سمت جای مشخص شده میره وشتری که نماد قوم عرب وناتوان به گوشه ای افتاده رو می کشه.وبا کمک هنرمندان هندی ودو جوان دیگر وزن مرموز ونوشته های زندانی سیاسی اژدها رو کشف میکنه.کودکی به دنیا میاد ودرانتها باکمک زن جهل ونادانی خرافه در غالب الماس پدربزرگ بچه کشته ونابود و به سوی دنیای جدید وآزادی به حرکت می افته.....
اژدهایی که در تهران ودرانتهای فیلم خاموش وبی صدا به خوابی عمیق فرو رفته خیلی خیلی بهتر از اژدهای بیدار شده که با مواد افیونی ونگاه فاشیستی باشه.پس همان بهتر دربیابان های تهران به خواب عمیق فروبره....
درسکانس هایی از نقش های بازی شده بر مستند بودن والیه به کشته شدن پدرخوانده خود وفرزندش اشاره میکنه که درجنگ وبمباران کشته شدند.دیدگاهی عقیم که نه به بدبودن اشاره داشته ونه خوب بودن ونقش بازی با احساسات مخاطب وچنگ به هر تکه ای وپیچیده کردن بی مورد داستان.....
خیلی ... دیدن ادامه » خوبه که با پیچیده گویی ادعای مستندات وپرداخت مثلا سوررئال فیلمی که سروشکل گیشه داره رو به فیلم جشنواره ای ومفهومی نشون داد.اما فیلم حتی بدتر وعقب تر از فیلم های قبلیه.به قول جواد طوسی شارلاتانیسم روشنفکری

دلم نیومد از فیلم ماهی وگربه حرفی نزنم چون پرداختی سوررئال داره واتفاقا درهمین سینما وباپیچیده گویی داستان رو پیش می بره.سراکران اون فیلم به خاطر ابتدای فیلم اثر رو متوسط دیدم اما به انصاف حیفه از ماهی وگربه وشهرام مکری عزیز در این شکل سینما دربرابر منتقدین حرفی نزد....
نکته جالبی هم که در اکران خیلی به چشم میاد ادعای جدید بودن ومفهومی بودنه ولی دراکران در سینمای بدنه ونه درهنر وتجربه ای که در ادعای فیلم بهش میخوره....
یه نکته جالب درباره همه‌ی منتقدین _ و مخاطبان به اصطلاح حرفه ای _ که فیلم را دیده اند و درباره اش نوشته اند در نظرم درشت می‌آید و آن اعتماد به نفس بالاست.
۱۷ خرداد ۱۳۹۵
کاملا با نقد شما موافقم آقای مرتضی.
جرات نوشتن نقد درست راجع به فیلم دروغ گویی مثل اژدها کم شده متاسفانه.دوستان تیوالی جنبه نقد پذیری خودشون رو بالا ببرن،اگر نقدی به نقد آقای مرتضی دارند بیان کنند ،ضرورتی برای کامنت های بی محنوای ایشان نمیبینم.
مخاطب ... دیدن ادامه » در این فیلم بیشتر از اینکه جذب داستان شود مرعوب موسیقی و طراحی صحنه فوق العاده اون شده.
فیلم مشخص نیست قرار است در چه راستایی قدم بردارد،مستند؟داستانی؟شبه مستند؟یا تلفیقی از همه و همه.البته که فیلم عقیم از همه ی این داستان هاست.
هربار که اسم این فیلم به گوشم میرسه بلافاصله یاد عبارت جواد طوسی می افتم که گفت : کارگردان قورباغه رو رنگ کرد و جای فولکس فروخت.
۲۲ خرداد ۱۳۹۵
باید به اینگونه فیلم ها آلرژی پیداکرد.درمورد نقدپذیری تئاتر وسینما که هیچ.یکی از بزرگترین عوامل پذیرش نقد درهمین تیوال شرایط نوشتن نقدهاست.درهرنمایش وفیلمی اکثرا نقدهای مثبت نوشته‌می شه.کاربران دیگه به واسطه زیاد بودن تعریف ها جرات نوشتن نقد رو نمی ... دیدن ادامه » کنن.چون به راحتی مورد هجوم موافقین قرار می گیرن.واژه تعریف یک سوبه جای خودش رو در هنر این مرز وبوم به جای نقد تثبیت کرده....
۲۲ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مشکل فیلم های پست مدرنیستی ایرانی اول به دلیل اجرای المان های اینطور فیلم هاست که در عین حال خودش ضد پست مدرنیستی است . تمایلات فیلمساز های ایرانی در ساخت این نوع فیلم از یکنوع کج فهمی در قبال دوره ای که زیست میکنند هست . " من دیگو مارادونا هستم " ، " اژدها وارد می شود " و ... فیلم هایی هستند جالب ، هیجان انگیز ، رعب آور ، انقلابی ، شوک آور که کارکرد هنر را به 2 ساعت ارضای ذهنی بصری و تحریک عواطف مخاطب تقلیل می دهند . فیلم به لحاظ تکنیکی برای همه قابل قبول است ، خود را در دنیای هراس انگیز فیلم تصور می کنید ( دنیای حال حاضر ) که هیچ چیز معنایی ندارد و تمام ابر ایده ها از بین رفته به هزاران تکه تبدیل شده و حالا میان این تکه ها استیصال خود را می بینید . برای فیلمساز این شوخی است ، اما برای بیننده گسسته شدن از معرفت سنتی است که تاکنون تجربه نکرده و واکنش ... دیدن ادامه » نشان می دهد و این واکنش نسبت به بیننده تمدن دور از خود بسیار متفاوت است و نسبت به این واکنش ترحم فیلمساز را به دنبال دارد . اینکه من گفتم فیلمساز باید خشوع داشته باشد به همین معنی است که هنرمند آفرینش می کند و به قولی می زاید و کودک را رها می کند هر چند که دلش با اوست اما به او دیگر معنا نمی دهد و برگرفته از روح حقیقی کند و کاو ذهنی و زیستی اوست . یکی از فساد های هنری حال حاضر همین تاکید به روی معنا است . جستجو و خرد کردن ابر ایده ها و کاوش برای انتهای مسائل و اینجاست که کثرت شر و وحدت خیر است و این سخنی است از حکمت سال های دور .

فیلم اژدها وارد می شود فیلمی است متناقض ، ملاآور ، خوفناک از زندگی امروز ما یا به عبارت درست آینده گرفتار شده ی ما ، اگر چه سر خوشی فرح بخش مهتابی شبی را نشان می دهد اما ظلمت همیشه حاکم نخواهد ماند .
سپهر امیدوار، Benighted، روشنک، بهنام [شاهین] باقری و محمد لهاک این را خواندند
تورانداز این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برخی تماشاگران قبل از دیدن فیلم، در مورد آن مطالعه می کنند. این دسته از قبل می دانند که داستان فیلم "اژدها...." واقعی نیست و جمله ابتدای فیلم را هم جدی نمی گیرند و البته لذت دیدن فیلم را هم دست می دهند.

آنهایی که بدون هیچ پیش زمینه ای به دیدن "اژدها...." می روند، دو دسته اند. برخی در طول فیلم از روی برخی نشانه ها و یا در انتها با دیدن تیتراژ و نام بازیگران به واقعی بودن داستان شک می کنند. اما برخی طبق قرارداد موجود در سینما، جمله ابتدای فیلم را قبول کرده و داستان را باور می کنند و از دیدن فیلم هم لذت می برند. (به خصوص حضور افرادی چون زیبا کلام و حجاریان به این باور کمک می کند). اما این دسته بعد از تماشای فیلم، با مطالعه و یا گفتگو در مورد فیلم به ساختگی بودن داستان پی می برند و بد جوری توی ذوقشان می خورد.
ای کاش حقیقی جمله ابتدای فیلم را ذکر نمی ... دیدن ادامه » کرد تا از همان ابتدا تماشاگر بین شک و تردید باشد و یا ای کاش در انتهای فیلم هم جمله ای می نوشت مبنی بر اینکه "هر چه دیدید غیر واقعی و شوخی من با شما بود"
البته یک دسته از افراد همچنان باور نمی کنند که همه چیز غیرواقعی بوده است :)
۱۲ خرداد ۱۳۹۵
دوست گرامی م.م.ر.
ممنون از توضیحاتتون.
توضیحات شما در مورد تماشاگر جدی و پیگیر سینما صحیح است.اما تماشاگر عادی سینما راضی از سالن بیرون می آید، اما بعدا از دیگران در مورد غیر واقعی بودن آن می شنود و توی ذوقش می خورد و این به نفع فیلم و سازنده اش نیست. به ... دیدن ادامه » همین دلیل به نظر من بهتر بود جمله ابتدای فیلم حذف می شد تا هر کس برداشت خود را داشته باشد.
۱۳ خرداد ۱۳۹۵
به نظرم رسالت اصلی این فیلم برمبنا همین جمله بود اینجاست که تلنگری ظریف به تمام باورهایی است که شاید بر واقعیت بودنش اعتماد داریم
۱۴ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شمس
حقیقت و وانموده:
مانی "حقیقی یا مجازی"؟:
مانی حقیقی را پیش از آن که فیلم ساز باشد،به عنوان یکی از نخستین مترجمان فلسفه ی متأخر فرانسوی در ایران باید شناخت.از این روست که علی رغم آن که خود او دوست دارد بگوید که خیلی مایل به شگفت زده کردن مخاطب است،آثار او کاملاً برآمده از همان مبانی فکری و نظری او هستند،گرچه گاهی بعضی مولفه ها به نفع مولفه های دیگر کنار می روند،جهان همان جهان است.فیلم اژدها وارد می شود را باید از آخر به اول برگرداند،همان گونه که خود مانی مجازی در بخش شبه مستند چیزی شبیه این را می گوید:«راز این نوار را وقتی می دانی که آن را بگردانی».از این رو، فیلم را باید از تیتراژ پایانی بررسی کرد.یکی از نکانی که در تیتراژ وجود دارد این است که روبروی اسم شخصیت هایی که در مستند حضور دارند،نقش شان ذکر شده است.این بدین معناست که این نه یک مستند ... دیدن ادامه » بلکه وانموده ای از یک مستند است.فیلم ساز تنها وانمود می کند که دارد از ژانر مستند بهره می گیرد،اما در حقیقت این فیلمی دیگر درون فیلم است که در بینامتنیت با بخش دیگر فیلم قرار دارد.از این رو اشتباه است اگر فیلم را تلفیقی از ژانر مستند و داستانی تلقی کنیم. با این وصف این مانی نه مانی حقیقی،بلکه مانی مجازی است که وانمود می کند در مقام فیلم ساز قصدِ ساختن فیلمی بر اساس شواهد مستند را دارد.
اژدها چیزی به جز وانموده ای نیست که اساساً وجود ندارد.اژدها فاقد حقیقت است،و در پایان ما تنها با شتری به جای اژدها مواجه می شویم...
ظبط نفس های یار:
کیوان در مقام صدابردار بیش از آن که صدابردار باشد،یک سکوت بردار است،او یک سکوت شناس واقعی است که می تواند تفاوت میات انواع سکوت را دریابد و از آواز صخره ها و سنگ ها صدا تهیه کند.او کسی است که صدای نفس های معشوق اش را ظبط می کند تا آن را ابدی کند...با این همه در فهماندن عشق خویش به شهرزاد ناکام می ماند...
استفاده از شخصیت های سیاسی و فکری در این اثر در رابطه ی مستقیم با خود فیلم قرار دارد و به راحتی می توان معانی مورد نظر کارگردان را که پیچیده نیز نیستند دریافت،استفاده از این افراد کاملاً حائز معانی مشخص اند...
از سوی دیگر، رابطه ی خود مانی حقیقی است با آرشیوی که از سمت پیوند او با ابراهیم گلستان می آید و این آرشیو در حقیقت در معنای دلوزی قرائتی از تاریخی گم شده را امکان پذیر می کند،تاریخی که حقیقی سعی می کند خود را به آن متصل کند،صندوقچه ای گم شده،که چه واقعی باشد و چه خیالی،اجازه می دهد خوانشی از تاریخی مفقود شکل بگیرد که سه شخصیت اصلی فیلم در جستجوی آن اند،کیوان در مقام صدا بردار،بابک به عنوان مأمور نفوذی،و بهنام به مثابه زمین شناس،در حقیقت هر سه آن ها با اشکال مختلف ثبت در تاریخ سرو کار دارند...اما از این میان این کیوان است که می خواهد بماند و این آرشیو گم شده را به دست فردا بسپارد،کسی که بر خلاف شهرزاد و بهنام کشورش را ترک نمی کند تا صدای سکوت را به گوش آینده برساند،کیوان شاعرانه ترین شخصیت فیلم است،کسی که والیه را بزرگ می کند و آرشیو را به او می سپارد...
البته از موسیقی فیلم تعریف بسیار شده است که ضمن احترام به نظر عزیزان موسیقی خوبی است اما نه در آن حد و تعریف های بسیار...
به به لذت بردم ازاین تفسیر
درود دوست خوبمان شمس عزیز
۰۴ خرداد ۱۳۹۵
جناب شمس گرانقدز,
چه نقد دلچسبی. مخظوظ شذم و حقیقتا لذت بردم
۰۹ خرداد ۱۳۹۵
شمس
بانو محمدی گرامی،
از نظر لطف تان بسیار ممنون ام که مطالعه می فرمایید...
۰۹ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سکوت اژدها
( یادداشتی بر فیلم اژدها وارد می شود ساخته مانی حقیقی)
بیتا نجاتی
روزنامه آرمان امروز -پنجشنبه 6 خرداد 1395- شماره 3047

مانی حقیقی در اژدها وارد می شود بیش ازهر چیز به نقد خرافه و جهل می پردازد.او داستانی تعریف می کند که در تیتراژ ابتدایی آن را مستند و براساس یک داستان واقعی معرفی می کند.او با ترکیب ژانرهای ماجراجویی و تریلر، قصه جذابی روایت می کند و به مدد ِ ماکیومنتری ان را مستند جلوه می دهد.در جای جای فیلم از زبان شخصیت ها شاهد پیام فیلمساز هستیم :وقتی کیوان در اعترافاتش به چاخان کردن بهنام شکوهی اشاره می کند و سکانس بعدی آن ، روایت کشتی پرتغالی ها از زبان بهنام می شنویم ، یا زمانی که بهنام از وقوع زلزله بهنگام دفن جسد در قبرستان با نام ِ خرافه، نقل قول و کابوس یاد می کند یعنی باورپذیری این قصه را زیر سوال می برد و اشاره می کند با تفاوت ... دیدن ادامه » در راوی قصه ، فقط از خرافه به نقل قول و کابوس تغییر عنوان می دهد ولی حقیقت نمی یابد( همان طور که کارگردان با بهره گیری ازاشخاص حقیقی در برابر دوربین می کند) یا حکایت پدر متعصب حلیمه که وقتی از علاقه او به مرد تبعیدی جزیره اگاه می شود، قصد کشتن هردوی انها را می کند. از سوی دیگر با تامل در گفتار یکی از شخصیت ها، مصطفی سمیعی، درونمایه ابزوردی قابل دریافت است که در اثار پیشین فیلمساز، پذیرایی ساده و کارگران مشغول کارند ، نیز وجود داشت.
کارگردان در طول اثر ارجاعات مضمونی به فیلم خشت و ائینه ساخته ابراهیم گلستان، داستان ملکوت نوشته بهرام صادقی و نمایش پژوهشی ژرف و سترگ و نو در سنگواره های دوره بیست و پنجم زمین شناسی نوشته عباس نعلبندیان می دهد.
اما از محتوا که بگذریم، نمی توان از این اثر بدون ستایش موسیقی ان یاد کرد.موسیقی که شناسنامه دارد.موسیقی کریستف رضاعی از همان ابتدا، با ضرباهنگ خود ،نوید ِ تماشای یک اثرتعلیق برانگیز را به ما می دهد.موسیقی صحنه جستجوهای سه نفره بهنام و کیوان و بابک ، موسیقی تولیدی این سه نفر دور اتش و موسیقی صحنه نامه نوشتن کیوان برای شهرزاد و به اب سپردن جسد بابک به خلیج از زیباترین و تاثیرگذارترین بخشهای ان است. ویژگی ممتاز دیگر فیلم، فیلمبرداری ان خصوصا نماهای لانگ شات است.نماهای چشم نوازقبرستان و صحنه های شاعرانه ای چون پرواز بادکنک های رنگی بر فراز ان در خاطر ثبت می شود.در کنار فیلمبرداری از طراحی صحنه نیز باید اسم برد که در خدمت زیبایی شناسی متن است.
سخن راندن در باب این اثرمی تواند به درازا کشد چرا که روایت مانی حقیقی ، گاه تاویل های نشانه شناسانه به اذهان مخاطبین متبادر می کند.آنچه اژدها وارد می شود را ماندگار خواهد ساخت، فرم بدیع ساختاری ان و المان های زیباشناسانه ان از متن تا تصویر و صداست همان طور که درطول فیلم شاهد تلاش دلیرانه سه شخصیت اصلی برای جستجو و ثبت همین المان ها هستیم.
سلام
جالب و متفاوت بود برداشتی که از فیلم داشنید

من از زمانی که فیلم را دیده ام فکر می کنم آیا ما مخاطبان فیلم بازی خورده ایم و در پی یافتن رازی، ارین سو به آن سو گردانده ایم اما اصلا رازی در کار نبوده است!! و یا اتفاقا این فیلم رمز هایی برای گشودن دارد؟!
خوش ... دیدن ادامه » حال می شم نظر شما رو بدونم:
شما از عناصر فیلم و مخصوصا اژدها برداشت نمادین نداشتید؟
۰۵ خرداد ۱۳۹۵
جناب پالیزدار عزیز
سپاس که یادداشت مرا خواندید.هردو تعبیر درست است به زعم من. آنچه از جمیع نظرات منتقدین قابل دریافت است و اینجانب نیز اتفاق نظر دارم، قصد فیلمساز برای هجو باورپذیری بی درنگ و سنت مآب مخاطب است و ضعف او در برابر رسانه و نقل قول و شنیده ... دیدن ادامه » ها و سخنرانی ها و احکام یا به تعبیر دیگر سلطه دسته اول بر ذهن مردم. منتها جذابیت فیلم آنجاست که داستان چنان گیرا نقل می شود و مخاطب را دنبال خود می کشاند که بسیاری در بار اول تماشای آن، آنرا می پذیرند و فکر دیگری نمی کنند.
همانطور که اشاره کردم بسیاری از بینندگان تعبیرهای نشانه شناسانه می کنند، نمی توان منکر آن شد، فیلم اینطور ساخته شده و آنچه من همیشه به آن باور داشتم و تلاش کردم در پس تماشای هر اثر به آن بیندیشم، خط فکر اصلی فیلمساز برای ساخت آن بوده، دغدغه او چه بوده و برای نمایش آن از چه ابزاری بهره جسته یا به چه تمثیل و استعاره ای چنگ زده.
۰۶ خرداد ۱۳۹۵
لذت بردم از صحبت هاتون :)

حواشی جالب فیلم مثل عذرخواهی آقای زیبا کلام!! و یا صحبت خود آقای حقیقی که همینجا خوانده ام نشان می دهد موفق بوده اند !
۰۷ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اژدها وارد می شود ارمغانی است از جلوه های بصری مسحورکننده و وهم آلود همراه با موسیقی مهیج و مهیب که تجربه ای نادر و لذت بخشی را در سالن تاریک سینما برای مخاطب خیره شده به پرده ی نقره ای فراهم میکند. واقعا در کمتر فیلم ایرانی چنین قدرتی را از لحاظ اجرا، کارگردانی و فضاسازی شاهدیم و به خصوص در وجه سورئال فیلم که ملهم از کابوس، رویا، راز و وحشت است. سکانسهای شاخصی که درگیرش شدم شامل رقص پیوسته دوربین در هوای داغ و آفتاب زده قشم است در حالی که صدای رعد و برق و باران (که از ضبط صوت صدابردار عجیب فیلم به گوش میرسد) باند صوتی فیلم را دربرگرفته و کنتراستی خاص و توهم زا را بین تصویر و صدا به وجود می آورد. رقص بادکنکها (که همواره آدم را یاد فضای فانتزی و انیمیشنی می اندازد) بر فراز آسمان (که قبرستانی متروک و کشتی پوسیده را دربرگرفته) در حالی که صدای روای کشته ... دیدن ادامه » شده به گوش می رسد و از روزی میگوید که روی عرشه با محبوبش نشسته اند و به گورستان روبه رو خیره شدند! باز هم کنتراست غریبی است بین اجزای داخل قاب و خارج قاب و البته بهترین قسمت فیلم به نظر من کل فصل مربوط به مرگ کارگاه حفیظی و جدا شدن روح از بدنش و رودررو شدنش با آن شتر مسخ شده است (که به مثابه نوعی منبع شهود و واسطه بین دنیای ارواح و زن متوهم و غریب جنوبی ظاهر میشود)
و نکته مهم این است که بیشتر این عناصر صوتی و تصویری تحمیلی، ادایی و متظاهرانه جلوه نمیکنند چرا که کاملا برآمده از اتمسفر جاری در جغرافیای فیلم و دغدغه های شخصیتهای متنوع و پیچیده فیلم هستند. مثلا آن بادکنکها جزوی از وسایل کار زمین شناس برای عکاسی هوایی است و فقط نقشی تزیینی ندارند و همینطور آداب و خرافات و باورهای عجیب آدمها به ارواح و اجنه در مناطق جنوبی کشور آنجا را تبدیل میکند به بستری بسیار مناسب برای تعریف قصه ای رازآلود و مسخ کننده.
ضمن که وجود بخش مستند فیلم و در جریان گرفتن مستقیم بیننده از فرایند ساخت این فیلم توسط کارگردان از هوشمندی مانی حقیقی است از طرفی یک بازیگوشیست برای این که بیننده قصه وهم آلود فیلم را بیشتر باور کند و از طرف دیگر باعث می شود حتی سردرگمی هایی که در روایت قصه وجود دارد و گیج کننده است جزو ذات ساختاری فیلم شود به این منظور که کارگردان قصه ای جامع و کامل در اختیارش نبوده و هر آنچه در حال بازآفرینی است شامل اطلاعات تکه و پاره ای می شود که از اطرافش به دست آورده.
اگر به تماشای فیلم علاقه مندید بهتر است در سالن سینما به تماشای آن بنشینید چرا که در قاب کوچک خیلی از لذتهای بصری فیلم را از دست خواهید داد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمی متفاوت از کارگردانی قهار ، سرشار از نماد های مبهم و گونه گون ، پر از ابهام و رمز آلود ،قابل تامل و تعمق.
فیلمی با داستانی ناب و پرداخت قوی، ... به تصویر کشیدن اداب و رسوم بومی ها و خیالات و عقایدشون و الگوهای رفتاری انها به خوبی در فیلم نمایش داده شده بود. و این موضوع به خوبی نشون میداد که کارگردان به خوبی میدونه که داره چکار میکنه و به کجا میخواد برسه. جدا از موسیقی شاهکار فیلم ، صدای ماندگار علی مصفا ، بسیار درخشان تر جلوه میداد، نقش و شخصیت پردازی کیوان حداد به طور شگفت انگیزی منحصر به فرد بود و شاید تنها ایراد کار سبک پوشش کیوان حداد بود که کمی جلوتر از زمانه ای که در آن بازی میکرد ، بود. گریم امیر جدیدی و انتخاب اون شایسته بود و فقط ایکاش کمی ملموس تر و قوی تر کار میکرد. نقش کیانا تجمل میتونست در داستان پررنگ تر باشه ، تا نمود بیشتری در داستان ... دیدن ادامه » داشته باشه. همایون غنی زاده هم خوب بود.

منتها داستان فیلم در جریان سانسورهای اعمال شده سوالات زیادی را در ذهن من به جا گذاشت.....
اژدها کی بود یا چی بود؟ اون شتر ، پنج تیر نماد چی بود؟ کیوان حداد گفتن در سال 43 توسط ساواک مفقود شد ؟ بعد گفتن سال 66 تو بمباران؟ نقش سعید چنگیزی و رابطه اش با گروه هزاوه و ربط اش به جریان قبرستان چی بود؟
چی در دل زمین بود که اون کارگر هندی دید؟
اگه ساواک به اون منطقه امده بودن و قرار بود زندانی ها رو انتقال بدن ، ایا انقدر بی امنیت انتقال میدن ، بدون چاقو هم میتونستند فرار کنند؟
کیوان صدای سکوت را ضبط میکرد،نماد چی بود؟ سه سال تو اصفهان چه میکرد؟ قسمت دیالوگ زیبا کلام حذف شده بود؟
گروه هزاوه را چرابیشتر باز نکردن؟
داستان قبرستان شوریده چی بود؟
در مورد اون تبعیدی چرا اومده بود اونجا؟
حلیمه چطور این همه مدت رو در زیرزمین بدون غذا سپری کرد؟
اون گلدون ری تاقچه پژمرده بود چطور شکفته شد؟
کتاب ملکوت در اون قبرستان چه معنی ای داشت؟؟؟؟
» تا ۲ پاسخ


مینا و ووشن این را پاسخ داده‌اند
کسایی که هنوز و متاسفانه فیلم رو ندیدن بهتر هست که ادامه کامنت رو نخونن چون نه تنها اسپویل میشه بلکه بخش بزرگی از جذابیت و لذت دیدن فیلم رو از دست میدن :
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ماجرای ... دیدن ادامه » فیلم ساختگی بود....چنان گروهی تو ساواک وجود نداشته و بقیه ماجراها....استفاده از حجاریان و زیباکلام و...هم در راستای مستند نشون دادن یه دروغ بود...
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۵
با بخش زیادی از متن هم نظر هستم!

و اما سوالاتتون؛)
خوب بخشی از این سوالات "می تواند" ضعف فیلمنامه باشد
(البته مثلا با اینکه زندانیها بی امنیت جا به جا شدند و بدون چاقو هم می توانستند فرار کنند موافق نیستم!)
و بعضی سوالات هم می تونه جواب های ساده ای ... دیدن ادامه » داشته باشه:
مثلا اینکه حلیمه در آن زیرزمین غذا وامکانات زندگی داشته حتما!
داستان قبرستان هم فکر می کنم داستان همان اژدها بوده

و بخشی هم نمادهایی ست که مخاطب باید رمزگشایی کند؛ در مورد این نمادها(اگر واقعا نماد بودند!) اگر مطلبی دیدم با شما به اشتراک می گذارم
۰۵ خرداد ۱۳۹۵
میدوارم واقعا سانسوری اعمال نشده باشه،که بعید میدونم ....
اما خوشحال میشم جواب سوالات یا همان مفهوم نماد ها رو بدید
۰۹ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم خوبی بود
و ارزش دیدن داشت...
بهنام [شاهین] باقری و عباس الهی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت صادق زیباکلام درباره فیلم اژدها وارد می‌شود/ به خاطر بازی در فیلم مانی حقیقی عذاب وجدان دارم

صادق زیباکلام: من اسم آقای مانی حقیقی را دورادور شنیده بودم و هیچ شناختی از ایشان نداشتم. یک روز ایشان با من تماس گرفتند و گفتند راجع به یک موضوعی می‌خواهند با من صحبت کنند. تصورم این بود که راجع به یکی از کتاب‌هایم می‌خواهند صحبت کنند. قرار شد به دانشگاه بیاید که قرار کنسل شد. قرار بعدی را در خانه‌مان گذاشتیم که آن هم کنسل شد. شرمنده ایشان شدم به‌خاطر قرارهایی که لغو کرده بودم. این‌بار به آقای مانی حقیقی گفتم که خودم سراغ شما می‌آیم. به استودیوی آنها در ولنجک رفتم. ایشان گفتند قرار است راجع به همکاری بعضی سیاسیون با ساواک گفت‌وگو کنیم. در گذشته، بوده‌اند بعضی از زندانیان سیاسی که به هر دلیلی با رژیم شاه همکاری می‌کرده‌اند. از اعضای کنفدراسیون ... دیدن ادامه » و توده تا اسلام‌گراها. مثال‌های شاخص‌ آنها افرادی مثل مرحوم داریوش همایون و پرویز نیکخواه هستند. اینها اکثرا چپ بودند و بعد از مدتی حضور در زندان با رژیم همکاری کردند. فکر کردم می‌خواهند در مورد این پدیده صحبت کنیم. من هم یک نیم ساعت سه ربعی صحبت کردم و توضیح دادم که این اتفاقات به چه صورتی بوده، چرا اتفاق می‌افتاد و واکنش زندانیان چه بوده. بعد ایشان گفتند که همه اینها خیلی عالی‌ست. تعجب می‌کردم که چرا صحبت‌های مرا ضبط نمی‌کنند. بعد ایشان گفتند ما می‌خواهیم راجع به گروه هزاوه صحبت کنیم. گفتند اینها دو سه نفری بودند که به ساواک پیوستند. آنها زندانی نبودند و فقط با ساواک همکاری می‌کردند. اطلاعات را بیرون می‌آوردند و به گروه‌های سیاسی می‌دادند. به ایشان گفتم که من نه در سال‌های حضورم در زندان و نه خارج از زندان تاکنون با چنین گروهی مواجه نشده‌ام. چنین چیزی هم نشدنی بود چون کسانی که وارد ساواک می‌شدند کاملا مورد شناسایی قرار می‌گرفتند و کلا فقط یک‌بار می‌توانستند چنین کاری را انجام دهند. در غیر این صورت ساواک بو می‌برد و لو می‌رفتند. به هرحال گفتند که ما یک مشکلی پیدا کرده‌ایم. مانی حقیقی داستان فیلم را برای من تعریف کرد. گفتند ما همه چیزمان درست شده بود و قرار بود مسعود بهنود در فیلم باشد و بگوید این گروه بیرون می‌آمد و اطلاعات را به مخالفین رژیم شاه می‌داد. کارگردان البته این را متوجه شد که من داستان را باور نمی‌کنم. بعد آن قسمت مربوط به بهنود را برای من پخش کرد. آن زمان که پیش مانی حقیقی رفته بودم اواخر دی ماه بود و چند روز بیشتر به جشنواره نمانده بود. بعد ایشان گفت من فردا با آقای حجاریان هم قرار دارم و ایشان می‌خواهند آن حرف‌هایی را که آقای بهنود گفته‌اند برای ما تکرار کنند. حالا مشکل اینجاست که متاسفانه در دقیقه 90 ایراد گرفته‌اند که چون مسعود بهنود این حرف‌ها را زده، فیلم نمی‌تواند در جشنواره شرکت کند. آقای حقیقی ناراحت بودند که به‌خاطر بهنود نمی‌توانند در جشنواره شرکت کنند. گفتند دست به دامان شما شده‌ام، چون روی شما حساسیت نیست بیایید و این حرف‌ها را بگویید. فردا هم که آقای حجاریان اینها را خواهد گفت. من قبول کردم و این کار را برایشان انجام دادم.

این اتفاق برای من فیلم بازی در فیلم بازی شد. من قبل از ضبط دو سه بار تمرین کردم، ولی بعد از ضبط گفتند خوب نشده. من هم مقداری خسته و عصبی شده بودم؛ احساس می‌کردم بابت انجام یک کار دیگر به آنجا رفته بودم و الان کار دیگری از من خواسته بودند. ولی سرانجام آنها راضی بودند و می‌گفتند فیلم‌هایی که گرفته‌اند خیلی خوب شده.

زمان اکران در جشنواره هم آقای حقیقی با من تماس گرفتند و دعوتم کردند که فیلم را ببینم و گفتند فیلم با استقبال زیادی هم روبه‌رو شده. اما حقیقتش را بخواهید من نرفتم. از نظر اخلاقی این کار کمی برایم سخت بود، چون یک چیزی را که حقیقت نداشت گفته بودم. فرصت چندانی هم وجود نداشت که خودم را برای این قضیه مجاب کنم. از طرفی مسأله‌ای هم نبود که بابتش به کسی ظلم شود. حالا شما می‌گویید این گروه وجود داشته، به نظر من اصلا چنین چیزی واقعیت نداشته است. در مجموع از اینکه چنین کاری کردم از نظر اخلاقی خیلی خوشحال نیستم و خیلی افتخار نمی‌کنم که چنین کاری کردم. تنها انگیزه من هم از این کار آن بخش بود که شنیدم ایشان آدم متعهدی است و این باعث شد عذاب وجدانم کمتر شود. ولی اگر از اول می‌دانستم می‌خواهم چه کاری انجام دهم واقعا نمی‌رفتم. من تصورم این بود که می‌خواهند یک مستند درست کنند؛ چون تماس مستندسازان با من یک اتفاق روتین است و در همین سال 94 هم خیلی‌ها با من تماس گرفته‌اند و گفته‌اند می‌خواهند برای ساخت مستندشان به سراغ من بیایند. فکر می‌کردم پروژه ایشان هم مثل همین پروژه‌هاست. ایشان گفتند که آقای گلستان پدربزرگ‌شان است و در مجموع به نظرم آدم موجهی آمدند. من خیلی اهل فیلم دیدن نیستم ولی در مورد ابراهیم گلستان شنیده بودم. به هر حال شرایط آقای حقیقی خیلی سخت بود. در دقیقه نود به ایشان اطلاع داده بودند که آقای بهنود باید از فیلم حذف شود. به همین‌ خاطر تصمیم گرفتم یک کمکی به ایشان بکنم. من در زندگی‌ام گناه و خلاف زیاد کرده‌ام؛ این دروغی که گفتم در مقایسه با گناه‌ها و خلاف‌های دیگری که کرده‌ام خیلی خیلی سبک‌تر است.
ممکنه محل انتشتار این مصاحبه رو قید کنید؟
۲۷ بهمن ۱۳۹۴
قابل توجه خانوم معیری : لینک مصاحبه زیبا کلام در خبر آنلاین

http://www.khabaronline.ir/detail/509913/culture/3394
۲۷ بهمن ۱۳۹۴
اقای غضنفری این پست یجورایی از مزه تماشای فیلم واسه کسایی که تو جشنواره ندیدن کم میکنه ....ای کاش خبرانلتین و زیبا کلام هم کمی صبوری میکردن!
۲۷ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش اژدها وارد نمی شد!
مانی حقیقی در فیلم "ورود آقایان ممنوع" رو می کند به رضا عطاران و می گوید:
جک خوب یا بد نداریم ،جک گویِ خوب یا بد داریم.
فیلم آخر مانی حقیقی یک جور خاصی عجیب است. درست مانند اسمش. عجیب، ترسناک، راز آلود! فیلم شروع می شود، فیلم براداری عالی، موسیقی معرکه، بازیگری های بی نظیر، لوکیشن های ناب ، صدا ها و دیالوگ های قوی، یک شروع بسیار عالی ، همه و همه خبر از یک فیلم خوب می دهد . اما ناگهان سعید حجاریان، صادق زیبا کلام، مانی حقیقی وارد داستان می شوند. هر کدام چند جمله روبروی دوربین عنوان می کنند و مانی حقیقی شروع می کند به داستان گفتن که چگونه یک صندوقچه مرموز باز نشده از وسایل پدربزرگش، باعث شد تا وی تصمیم بگیرد این داستان واقعی را فیلم کند! سعید حجاریان و صادق زیبا کلام هر یک درباره سعید جهانگیری-کارمند ساواک- جملاتی می گویند ... دیدن ادامه » و به اصطلاح کد می دهند تا بر واقعی بودن این جریان مهر تایید بزنند. خط داستان و صحبت های این دو و خود مانی حقیقی (که مستند گونه می باشد،) ترس ماجرا را بیشتر می کند و با موسیقی و فیلم برداری معرکه ، ضربان قلب را بالا می برد. مانی حقیقی از این حیث بسیار پخته و توانمند عمل کرد. چفت کردن این ماجرا به هم و ایجاد حس ترس و وحشت به کمک عوامل مختلف بسیار خوب از کار در آمده و قدرت کارگردان را نشان می دهد. اما این همه حس خوب دوام نمی یابد و وقتی اژدها وارد می شود همه چیز نابود می شود. پایان بد و بی معنی فیلم همه زحمت های عوامل تولید را خاکستر می کند.خاکستری دم گرفته از یک آژدهای بی معنی و بی قواره با فیلم! کاش این اژده ها هیچ وقت وارد فیلم نمی شد!
به عقیده من مانی حقیقی با یک داستان مواجه می شود که پارت اول آن بسیار قابلیت کار کردن و طرح شدن دارد و پارت دوم آن بی نهایت بی معنی ، سبک و شوخی! می باشد. حتما خود مانی حقیقی هم می داند که این همه قدرت پارت اول ، با این پایان بندی جور در نخواهد آمد. پایان بندی ای که به خاطر واقعی بودن داستان، نمی تواند آن را تغییر دهد. فکر می کنم ماجرای آن صندوقچه آنقدر جذابیت فیلم شدن برای کارگردان داشت که پایان خیلی بد آن نتوانست این شوق را از آقای حقیقی بگیرد. شاید هم در این مواجهه و ماندن سر دوراهی ساختن یا نساختن این فیلم با این پایان بد، مانی حقیقی یاد جمله خودش در فیلم ورود آقایان ممنوع می افتد و تصمیم گرفت که این فیلم را با این روایت سبک و داستان کم مایه دست آویز کار بزرگ خود کند. شاید مانی حقیقی فکر می کند " داستان خوب یا بد هم نداریم بلکه داستانگویی خوب یا بد داریم" احتمالا آقای حقیقی با این اعتقاد داستان بد فیلم اژدها وارد می شود را با این همه قدرت و تیم قوی می بندد تا شاید تماشاگر اغوا شده تکنیک، از داستانش بگذرد و بلند شود برایش کف وسوت بزند. اما من اگر جای مانی حقیقی بودم هرگز این کار را نمی کردم. اینجا سینماست! جک نیست! اینجا داستان زیربناست! هرچند داستانگویی، به قدرت مانی حقیقی با کمک همه تکنیکهایش، به کمک صادق زیبا کلام و سعید حجاریان (که به غایت دلمان هم برایش تنگ شده بود) سعی کند داستانی کم محتوا و کم ارزش را بدین شکل بر پرده سینما روایت کند. آقای حقیقی عزیز خسته نباشید. واقعا حیف. شما که اینقدر در تکنیک و کارگردانی قدرتمند هستید، امیدوارم در انتخاب داستانها و فیلم نامه هایتان بیشتر دقت کنید. حیف است این همه استعداد و زحمت با فیلم نامه ضعیف از بین برود. باورتان را عوض کنید. جک با فیلم سازی فرق می کند. راوی خوب باید داستان خوبی را تعریف کند تا ماندگار شود. جک همان لحظه تمام می شود اما یک فیلم خوب، ده ها سال می ماند و دیده می شود. استعداد شما حیف است.
می گه: "جوک گوی خوب و بد داریم. "دقیقش اینه. :)
۲۵ بهمن ۱۳۹۴
آقای علیزاده عزیز کمی درباره واقعی بودن داستان تحقیق کنید نظرتان درباره پایان فیلم تغییر می کند...
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۵
دوست گرامی
جناب م.م.ر. ممنون از نظرتون. چشم حتما .منظورم این بود که حقیقت ماجرا با بخش اول ماجرا نمی خوند یعنی اون همه قدرت در ایجاد ترس رو حیف کرد پایان ماجرا. وگرنه واقعی بودن داستان رو زیر سوال نبردم. به نظرم پارت اولش خیلی قوی تر برای پارت دومش بود . یا ... دیدن ادامه » شاید این شکلی بشه گفت که پارت دومش به زیبایی پارت اول نبود. باز هم مممنون از نظر تون.
۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هشت نکته که شاید به شما در تحلیل فیلم اژدها وارد می شود، کمک می کند
1- مانی حقیقی نوه‌ی ابراهیم گلستان است. دو فوق لیسانس فلسفه و مطالعات فرهنگی از دانشگاه مک گیل دارد. در سن پنج سالگی در فیلم اسرار گنج دره جنی بازی کرده است.
2- اسرار گنج دره جنی فیلمی است ایرانی ساخته ابراهیم گلستان. وی در سال ۱۳۵۳ کتابی نیز به همین نام بر اساس آن فیلم نوشته‌است. فیلم کنایات مکرری به روحیه مدرنیزاسیون آمرانه شاه و روند نوسازی سطحی او دارد. کارگردان که از مشکل‌دار بودن موضوع آگاه بود و امکان توقیف فیلم را می‌داد، از مجموعه بازیگران فیلمهای صمدآقا استفاده کرد و با دادن ظاهری کمیک آن را به اکران رسانید. این فیلم پس از دو هفته از پرده پایین آمد و دیگر هرگز به نمایش عمومی درنیامد. جشن‌های دوهزار و پانصد ساله و قراردادهای خارجی ایران در زمان سلطنت محمدرضا شاه به طور نمادین در این فیلم به نمایش آمده و زیر تیغ نقد گلستان قرار گرفته است.
3- دره ستاره ها که لوکیشن اصلی فیلم اژدها وارد می شود است یک مکان واقعی در جزیره قشم است. «دره‌ی ستاره‌ها» با اشکال رسوبی حاصل از فرسایش باد، خاک و آب یکی از پدیده‌های شگفت‌انگیز قشم است که بومی‌ها شب‌های آن را زمانی برای آمدوشد ارواح و اشباح می‌دانند. دره ستاره‌ها در زبان محلی به «استار کفته» معروف است، بومی‌ها معتقدند میلیون‌ها سال قبل ستاره‌ای در این محل سقوط کرده که گل و لای از دل زمین به اطراف پراکنده شده و پس از خشک شدن، این احجام جادویی پدید آمده.
این دره یکی از ژئوسایت‌های جزیره‌ است که در پنج کیلومتری ساحل جنوبی قشم و بعد از روستای «برکه خلف» قرار دارد، همان روستایی که به پاکی شهره است و در معابر خاکی آن حتا یک زباله هم دیده نمی‌شود.
داستان‌های وهم‌انگیزی درباره این دره که شبیه عمارتی ویران شده با دالان‌های تو در تو و شکاف‌ها و حفره‌های بسیار است، روایت می‌شود؛ به طوری که محلی‌ها با تاریک شدن آسمان گذرشان به این دره نمی‌افتد و معمولا با لبخند مسافران غریبه را برای رفتن به این دره در تاریکی منصرف می‌کنند و می‌گویند: اجنه و ارواح شب‌ها به آن رفت‌وآمد دارند.
4- موسیقی فیلم برگرفته از موسیقی آیینی – درمانی زار است. موسیقی زار یکی از موسیقی‌های محلی جنوب ایران است. موسیقی زار مربوط به مردمان کناره خلیج فارس است و در اصل از آفریقا به ایران آمده است. در این موسیقی از سازهای گوناگونی استفاده می‌شود. یکی از این سازها تنبیره یا تنبوره نام دارد، که فقط توسط بابازار یا شخص دیگری که او اجازه بدهد نواخته می‌شود. مضراب این ساز از شاخ گاو یا گوسفندی که برای اجرای مراسم قربانی شده ساخته می‌شود. آهنگ خون که آهنگی با ضرباهنگ تند است و هنگامیکه خون را می‌آورند اجرا می‌شود جزئی از موسیقی زار به شمار می‌آید .
5- زار یک نوع بیماری است که در سواحل جنوبی ایران شیوع پیدا کرده است. معمولاً این بیماری با معالجات پزشکی قابل درمان نمی‌‌باشد، زیرا معتقد هستند که نوعی باد یا جن وجود شخص را تسخیر می‌کند که تنها با برگزاری مراسم می‌توان آن باد را آرام کرد و بیمار را از بیماری رهانید. باد، زار یا جن جنونی است که مریض را هوایی می‌کند و تا بیرون نیاید ممکن است بیمار را از بین ببرد.
آیین زار که بخشی از آن نیز در فیلم به تصویر کشیده شده است آیین ویژه «اهل هوا یا باد» است. درباره منشاءِ این مراسم اطلاعات زیادی در دست نیست. گویا عقاید مربوط به بادهای زار از راه حبشه به سرزمین‌های اسلامی راه یافته است. مراسم مربوط به زار و پایین آوردن آن در جنوب ایران غیر از مراسم و آداب و رسومی است که در آفریقا، یا شبه قاره‌ هند به جای آورده می‌شود. ولی در هر حال، هنوز این معتقدات و آداب و رسوم رنگ و بوی تند آفریقایی خود را از دست نداده‌اند : تمام باباها و ماماهای اهل هوا سیاه‌پوست هستند و آوازها و صدای پایکوبی گروهی ساحل‌نشینان، چه درعروسی و چه در عزا،‌ هنوز شور و حال آفریقایی دارند.
اهل هوا کسانی هستند که گرفتار یکی از بادها شده‌‌اند و بادها قوای مرموز و جادویی را گویند که همه جا بر نوع بشر مسلط هستند. هیچ‌کس را قدرت مقابله با آن‌ها نیست و آدمیزاده در مقابل‌شان راهی جز قربانی دادن و تسلیم شدن ندارد. بادها هم‌چون آدمیان مهربان یا بی‌رحم، کور یا بینا، کافر یا مسلمانند. وقتی کسی گرفتار یکی از بادهای مرموز شد، باید پیش بابا یا مامای زار برود تا طی مجالس و مراسمی خاص باد را از تن بیمار خارج کنند.
بعد از شفا و بیرون رفتن باد از تن بیمار، آن شخص در جرگه اهل هوا در می‌‌آید. باباهای زار معتقدند،‌ اشخاصی که مبتلا به مرض سردرد، چشم‌درد یا دل‌درد می‌شوند و از طریق توصیه‌های پزشک بهبود نمی‌یابند، یا دوای خانگی مصرف می‌کنند و درمان نمی‌شوند، برای درمان باید به نزد بابا یا مامای زار بروند.
این مراسم بیش‌تر در جزیره قشم و بندر لنگه، معمولاً در شب‌های چهارشنبه انجام می‌شود. بابای زار عده‌ای را مأمور می‌کند چوب خیزران به دست گیرند و دور‌ آبادی و خانه‌ها بگردند و با این علامت، زاری‌ها آگاه می‌شوند که مراسم برگزار خواهد شد. زنان و مردان لباس‌های خود را می‌پوشند، موهای خود را شانه زده، عطر مخصوص بر صورت و تن خود می‌پاشند و برای رقص و بازی‌ زار آماده می‌شوند. ابتدا دوای مخصوصی که معجونی است از کُندُرَک، ریحان، گَشته (چوبی است از بمبئی می‌آورند)،‌ زعفران، هل، جوز و زبان جوجه (گیاهی است که در کوه می‌روید) تهیه می‌نمایند.
6- بادهای عمده و مشهور
• باد زار zar: این بادها همه کافرند، به جز عده‌ای محدود، همه را «باد سرخ» می‌‌گویند.
• نوبان noban: بادی است که شخص را علیل و بی‌حرکت و افسرده می‌کند.
• باد ... دیدن ادامه » مشایخ mashayekh: عده‌ای مسلمان و پاک و بی‌خطر و عده‌ای دیگر خطرناک هستند. این بادها در سواحل مسلمان‌نشین فراوان‌اند.
• باد جن: بادهای زمینی یا زیرزمینی هستند. همه خطرناک و زنجیری و دارای مضرات بسیارند.
• باد پری: شامل پریهای کافر و پریهای اهل حساب‌اند. هر دو، شخص را مبتلا می‌کنند. باد پری کافر و خطرناک است.
• باد دیب «دیو»: قد بسیار بلند دارد و در بیابانها و جزایر به انسان بر می‌خورد و همان دم انسان را بی‌جان و خشک می‌کند.
• باد غول: این باد از دور همچون شتری مست پیدا می‌شود و هر کس که سر راهش قرار بگیرد، بی‌جان می‌شود.
7- در فیلم اژدها وارد می شود دو جا از نماد شتر استفاده شده است. شتر نماد باد غول است. هر کس سر راهش قرار بگیرد بی جان می شود. در مرتبه اول مادر راویه بی جان می شود و در مرتبه دوم سرهنگ حفیظی. همچنین شتر نماد گنج و سفر طولانی نیز هست.
8- داستانی که در فیلم در مورد قبرستان متروک گفته می شود واقعی است. قبرستان مربوط به کشته های جنگ ایران و پرتغال است. تصرف و پس‌گیری جزیره هرمز که به مدت ۱۱۶ سال طی اشغال هرمز از سال ۱۵۰۷ (زمان پادشاهی شاه اسماعیل یکم) در تصرف امپراتوری پرتغال بود در سال ۱۶۲۲ و با کمک کمپانی هند شرقی بریتانیا صورت گرفت. پرتغالی‌ها نخستین بار در سال ۱۵۰۶ میلادی (۸۸۵ خورشیدی) به سرپرستی ناخدا آلبوکرک دریانورد مشهور پرتغالی وارد خلیج فارس شدند و پس از مدتی قشم، جزیره هرمز و گمبرون (بندرعباس فعلی) را کاملاً تصرف کردند. در این نبرد از کشتی‌های بریتانیا و توپخانه آنها نیز استفاده شد. امام قلی خان از سرداران نامدار شاه عباس یکم فرمانده ایرانیان در این رزم بود.
امام قلى خان ابتدا به قشم حمله برد و با تصرف آنجا راه آب شیرین را بر روى پرتغالیهاى ساکن هرمز بست. سپس عامل عمان را بر ضد پرتغالیها تحریک نمود. با فتح قشم، قوى متحد ایران و انگلیس به محاصره قلعه هرمز پرداختند و سرانجام آنجا را فتح کردند. سه هزار اسیر پرتغالى به دست انگلیسیها افتاد و تعدادى اسیر غیر عیسوى به دست ایرانیان. امام قلى خان، دستور داد تمامى‏اسرا را سر بریدند و سرهاى آنها را به نزد شاه عباس فرستاد.
عالی بود قبل دیدن فیلم نیازه
۲۴ بهمن ۱۳۹۴
نقدتون رو دوست دارم ولی درجایی به نظرم کارگردان فقط از نظر تکنیک کارگردانی دررتبه خوبی قرار داره وجلب مخاطب رو خوب بلده.ولی در زیبایی شناسی وکارگردانی برروی قصه هم عاجزه.چیزی که تفاوت بین یک هنرمند ویک دانش آموخته رو نمایان میکنه
۱۶ خرداد ۱۳۹۵
خیلی جالب بود ممنون ازتون
۰۴ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیمان نعیمی :

کمدی" اژدها وارد میشود" یا تراژدی "پژوهشی ژرف و سترگ و نو در باب اینکه چرا من هر مزخرفی می گویم شما باور می کنید؟!

1
مانی حقیقی پس از سکوت خبری طولانی در طول ساخت و اکران فیلم اژدها وارد می شود برای اولین بار روز گذشته در مصاحبه با خبرنگار و منتقد سینمایی خبرگزاری دویچه ووله آلمان خانم نورا بیکر از نام عجیب و غریب این فیلم رمزگشایی کرد.
مانی حقیقی در بخشی از این مصاحبه می گوید از نام این فیلم که بر اساس یک داستان کاملاً واقعی ساخته شده است می توان امید را برداشت کرد. به این معنا که قدرت از دست رفته ی کشور ایران دوباره درحال بازگشت است. باتوجه به اینکه در فیلم از نسل آینده به عنوان گنج تعبیر شده است نزدیکترین برداشت از امید و قدرت همان اژدهاست!
وی در ادامه ی مصاحبه ی یاد شده ابراز کرد:
مصاحبه های دیگری نیز در همین ارتباط ضبط شده بود. از جمله مصاحبه با یرواند آبراهامیان پژوهشگر تاریخ معاصر ایران و مسعود بهنود روزنامه نگار کهنه کار که متاسفانه -به دلایلی که او نخواست به آنها اشاره کند- از فیلم حذف شده است.
در پایان مصاحبه مانی حقیقی با شوخی گفت: پدربزرگم ابراهیم گلستان، که مدتهاست جلای وطن کرده از دیدن شورلت ایمپالای نارنجی رنگ کلکسیونی خود در بیابان های پر از دست انداز قشم در فیلم، ابراز ناخرسندی کرده و او را فرزند ناخلف این خانواده خوانده است.

2
همه ی آنچه که تا الان خواندید مزخرف بود.

3
چرا ... دیدن ادامه » مزخرفات را باور می کنیم؟!

4
شب/خارجی/ کنار خیابان عباس آباد/مقابل سینما آزادی
( ما، خیلی گیج و بهت زده از همدیگر سیگار بهمن کوچک می گیریم و سیگارِ هم را روشن می کنیم)
- چقدر عجیب بود...
- هاها...عجیب ولی واقعی...
- واقعی واقعاً؟!
- آره بابا، اولش مگه ننوشته بود بر اساس یک داستان واقعی؟
- مصاحبه ها...حجاریان...زیباکلام...اون زنه ...اسمش چی بود؟!
- شرافت؟!
- اگه مستنداش نبود بهتر نبود؟!
- آخه واقعی بود...مستندا رو واسه همین آورده...
- اما اگه واقعی نباشه خفن تر نیست؟!
- یعنی چی؟! یعنی حجاریان بازی کرده متلاً؟ً
- شت!...همینه! شرط می بندم!
- امکان نداره!
- می تونه باشه...اون شعر رو کاست...مال اخوان ثالث... کسی راز مرا داند ...اون ور سنگه هیچی نیست...همون شعره است دوباره...
- نه!!!!!!!!!!!!...از کجا میشه فهمید؟!
- گوگل!..گوگل کنیم!...
- چی رو؟!
- همه چی رو...

5
"اژدها وارد می شود" یک بمب ساعتی بود که زمان انفجارش یک ربع بعد از اتمام فیلم و همزمان با روشن کردن اولین سیگار ما کنار خیابان عباس آباد تنظیم شده بود. انفجاری که به ما فهماند کلاهی به بزرگی تاریخ، سیاست و باورها برسرمان گذاشته شده است. کلاه را که از سر برداشتیم رویش نوشته شده بود:
سینما...تلویزیون...رسانه.

6
اژدها وارد می شود با بهره بردن از یک راوی خیلی خیلی خیلی نامعتبر، با استفاده از قاعده ی ساده ی : فرد واقعی در یک محل واقعی با بکار بردن توضیحات دقیق، یک روایت کاملاً دروغین را به یک واقعه ی مسلم و کاملاً مستند تبدیل می کند.
صادق زیباکلام، با همان وضعیت همیشگی که در رسانه ظاهر می شود بخشی از داستان را بازی می کند در حالیکه ما با رجوع به پیشینه ی ذهنی خود آن را روایتی مستند می پنداریم.
مانی حقیقی حتی به مسلم ترین قاعده ی تاریخ سینما هم رحم نکرده و در تیتراژ آغازین به دروغ می نویسد "بر اساس یک داستان واقعی" تا ما براساس تجربیات رسانه ای خود همه ی دروغ هایش را باور کنیم.
کلیدهای مهمی برای کشف ایده ی ناظر بر فیلم وجود دارد. از جمله شعر معروف اخوان ثالث و تناقض آشکارش با دو سوی نوار ضبط شده در فیلم و یا دیالوگی که بهنام مرد زمین شناس را دروغ گوی بزرگ خطاب می کند و بسیاری دیگر...
اما ما با عزمی راسخ همچنان دروغ ها را باور می کنیم تا مانی حقیقی ایده ی ناظر بر فیلم را میان صندلی های مخاطبان به اثبات برساند. و این یعنی نه تنها اژدها وارد شده است بلکه مدتهاست ما در شکم آن زندگی می کنیم و " به ستون فقراتش میخ می کوبیم"!



7
"اژدها وارد می شود" بدون شک نه تنها یک شاهکار سینمایی است بلکه می تواند یکی از روشنفکرانه ترین فیلم های تاریخ سینمای ایران نیز محسوب شود. اما آنچه این فیلم را به یک شاهکار روشنفکرانه تبدیل کرده، فقط جذابیت بصری، قصه ای قدرتمند با تلفیق ژانرها، طراحی صحنه و لباس درخشان، طراحی صدای بی نظیر، موسیقی تاثیرگذار، کارگردانی و...در آن نیست. این فیلم نحوه ی شکل گیری حافظه ی تاریخی، سیاسی و اعتقادی یک ملت را به گونه ای کاملاً عملی و آزمایشگاهی به چالش می کشد و ما را با باورهای دروغین خود رو به رو می کند. و این بزرگترین دستاوردی است که یک اثر هنری می تواند داشته باشد.
جدا از اینکه تاثیر شگفت انگیز لایه های مختلف این فیلم بر مخاطب کاری بدیع، سترگ و خلاقانه در بیان سینمایی یک فیلم به حساب می آید.



8
اگر همه ی آنچه تا الان خواندید بازهم مزخرف باشد چه؟.
باورهای مسلم ما چگونه ساحته شده اند؟

پیمان نعیمی /کوروش عطائی/ مجتبی کریمی
نوزدهم بهمن ماه هزار و سیصد و نود و چهار



------

پ.ن سلام سینما: مانی حقیقی با به اشتراک گذاشتن این متن در شبکه اجتماعی خود نوشت:

نیمه اول بند هفتم را نادیده میگیرم، با خرسندى لبخند میزنم و تشکر میکنم. در این برهوت درک شدن چه خوشایند است.
پی نوشت دروغ است!
۲۵ بهمن ۱۳۹۴
بله من هم با آقای رضا موافقم می شد از تیتراژ خیلی زودتر به این موضوع پی برد ولی متاسفانه بیشتر مردم ما دوست دارن ساده باور کنن .از کسانی که نشستند و تیتراژ پایانی رو با دقت دیدند متاسفانه انگشت شمار بودیم...
۰۳ خرداد ۱۳۹۵
عجییییییییییییییب
۰۸ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک اثر خارق العاده از یک آدم خارق العاده
عشق کردم با این فیلم.اصلا خسته نشدم ازش
خیلیییییی خوشحالم که تونستم این فیلمو ببینم
دلم میخواد 50 بار دیگم ببینمش
این خیلی بی انصافیه که حتی 1 سیمرغم بهش نرسید.واقعا بی انصافیه
همه چیز تو این فیلم تکرار نشدنی بود
سینما یعنی این
من فکر میکردم حداقل برای موسیقی تندیس بگیره...بی نظیر بود این فیلم
۲۴ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک سورئال تا حدی "لینچی" با موضوعی کاملا سیاسی، در پوسته ی یک نمایش سرگرم کننده، که دقیقا یک "هزوارش" است، همان تعریفی که در دل فیلم گفته شد‏.

نقش "اسرار گنج دره جنی" آقای ابراهیم گلستان، در فهم فیلم ضروری است.

یک مارکسیست/لنینیست تبعیدی که در یک کشتی پوسیده ی باقی مانده از انگلیسی ها با یک دختر فراری از یک خانواده کاملا سنتی رابطه ای دارد که منجر به یک فرزند نامشروع شده، و مرد چپ به دست سنت کشته و به دار نمایشی آویخته می شود. در گورستانی نفرین شده از کشته شدگان. اژدهایی که بیست سال بعد در تهران سر و کله اش پیدا می شودو خیلی دیگر از نشانه های کوچک و بزرگ برای تفسیر این سورئال نیمه پیچیده ی فراتر از درک تماشاگر عامی ایرانی.

خدا بخیر کند...
نقدتون رو تغییر بدید تا آقای مانی حقیقی نیومد سراغتون :-D
۲۱ بهمن ۱۳۹۴
باید گفت: مارو نرقصون مانی!
مثلا همینجوری الکی یه عده از هند می خواستن برن لبنان، لنگرشون توی چاه نفت گیر کرد!؟

به نظرم این ژست ها بخشی از برنامه روابط عمومی فیلمه که باید تا ته اکران حفظ بشه. وگرنه یکی از این ایهام ها اگه درست جلوه داده بشه، باید فاتحه ... دیدن ادامه » اکران فیلم رو بخونه.

۲۲ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این لینک را حتما ببینید
http://kiarash-khoshbash.blogsky.com/1394/11/15/post-59/ejdeha-c
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید