تیوال نمایش فالش‌ خوانی در چهارراه فخرآباد
S3 : 13:37:22
  ۰۱ تا ۲۰ مهر ۱۳۹۷
  ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: هادی احمدی
: نیلوفر وهاب‌زاده‌گان، میلاد بانگی، ملینا تیموری، هادی احمدی

گروه کارگردانی
: بهاره خالقی
: پرستو ایمانی
گروه تبلیغات مجازی
: عباس براتی
: سامان مه‌آبادی
: سعید سراجی
: هادی احمدی
: ماریا جان بزرگی

- جایزه‌ی بهترین بازیگر زن
- جایزه‌ی بهترین بازیگر مرد
- کاندید بهترین کار و کاندید بهترین نمایشنامه از ششمین جشنواره‌ی تیاتر شهر

تعداد محدودی بلیت بخش بیرون از ظرفیت همه روزه از گیشه سالن انتطامی قابل تهیه می‌باشد.

یک حادثه در چهارراه فخرآباد که بوی انتقام می‌دهد... شادی دختری‌ بیست و سه ساله پس از ماجرای تلخ جدایی پدر و مادرش روزهای سختی را سپری می‌کند و به فاصله‌ی زمانی کوتاهی مادرش را از دست می‌دهد. او یک زن را عامل اصلی تمام این اتفاق‌ها می‌داند و همین موضوع زمینه‌ساز انگیزه‌ای برای انتقام می‌شود. یک روز زمستانی، انتقام با اسید، حوالی چهارراه فخرآباد ...

گزارش تصویری تیوال از نمایش فالش‌ خوانی در چهارراه فخرآباد / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، ضلع جنوبی باغ هنر، بام خانه هنرمندان
تلفن:  ۸۸۳۱۰۴۵۷، ۸۸۳۱۰۴۵۸


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
فالش خوانی در چهارراه فخر آباد نمایش پر دیالوگی که دیالوگ به دیالوگ شما رو دنبال خودش میکشونه، اینقدر دیالوگ هست که جا کم میاد برای بیانشون و روی دیوار نوشته میشه،
چیزی عجیبی که خیلی زیبا در این نمایش دیدم این بود که با اینکه موضوع اصلی داستان پایانی کاملا باز داشت ولی نمایش اصلا پایان باز نداشت، این در زمانی که "پایان باز" داشتن به صورت اپیدمی در هنر گسترش پیدا کرده و جاهایی واقعا به صورت کلیشه در اومده در فالش خوانی به صورت شگفت انگیزی نو آوری به نظر میاد،
بازی روان بازیگران، دکور جذاب و همنوایی زیبای موسیقی و دیوارنوشته ها قابل تحسینه. و البته تیزر و بروشور حرف نداشت.
تبریک میگم به گروه بخاطر کار فوق العاده شون و امیدوارم همچنان موفق باشند.
ویولن , ویولن , ویولن :)) به هر سمت این نمایش که نظر میانداختیم و یا بهش گوش میدادیم با یک ویولن مواجه میشدیم ! :)) .. و در رابطه با موسیقی این نمایش که فکر میکنم تحولی در انتخاب سبک قطعات موسیقی در نمایش ها باشه .. انتخاب قطعه Intro, the gates of hell به نظرم بیشتر جالب اومد .. مایل بودم بدونم دلیل انتخاب این قطعه چی بوده و به چه علت انتخاب شده .. و به غیر از نوای ویولنی که درش هست .. مثلا اسم آلبوم و عنصر اصلی که آب و مایعات هست و اشاره ای به این جمله معروف نمایش داره که : "مراقب بطری و محتوای داخل اون باشیم" ! :) .. در انتخابش دخیل بوده یا نه .. در هر حال من کل آلبوم را گوش دادم و نکات ویژه ای از خلاقیت که از ادغام سبک ها و نوازندگی در آن وجود داشت .. که شاید به دلیل تبحر آهنگ ساز در سبک های مختلف بوده .. و همینطور تاثیر پذیری به میزان زیادی از گروه پینک فلوید را در آن یافتم ... دیدن ادامه » ..
درود کیان عزیز احوال شما :)) .. تقریبا از هر دوستی را که در این مدت کوتاه ملاقات کردم یکی از سوال ها این بوده که از کیان عزیز چه خبر و خیلی ارادت دارم خدمت شما دوست عزیزم .. علت نخواندن کامل متن بوده و وقتی دیرهنگام پروفایل شما رو دیدم متوجه شدم کلی نوشته های ... دیدن ادامه » خوب و خواندنی دارید که به نوعی سخت (برای من) نگارش شده و من از دست داده ام که در آینده با دقت بیشتری مشاهده کنم .. در مورد لایک هم که خود شما مظهر و منشاء لایک هستی :)) و بسیار دوست داشتنی و به گونه ای که اصولا لایک در شما حلول میکند :)) .. ( دیکشنری را چک کردم و ممکنه که حلول لغت درست باشه ) :)
۱۲ آبان ۱۳۹۷
در سر مروارید می پرورانی و در دل گوهر جلا میدهی رفیق خوبم که چاکراه هایت به چهارسوی گیتی گشوده است و طبعی لطیف و ذائقه ای غنی حاصل وسعت چنین وجودی ست.
درود بر جملگی شما یاران که ده باره دیدار یکان یکانتان دعای دائم حقیرست.
۱۹ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
بعد از چند روز که از دیدن این نمایش میگذره هنوز جذابیتش تو ذهنم ماندگاره
خیلی دوست دارم موسیقی های این نمایش و داشته باشم
این دوتارو پیدا کردم
Intro the gates of hell
Yann Tiersen Mouvement Introductif Rue Des Cascades
به جز این دوتا دیگه چه موسیقی استفاده شده بود
او زمزمه ی ویلن که شادی میخوند هم اهنگ خاصی بود ؟
اگه منظورتون از زمزمه‌ی شادی، اون قطعه‌ای هست که پرید روی مبل و شروع کرد به ویالون زدن اسمش هست:
Dolls- Dark Lunacy

نصف حواس من موقع اجرای این قطعه این بود که اسمشو از رو دیوار بخونم و حفظ کنم:)) چون خودم از جمعه که این کارو دیدم، هرروز دارم این آهنگو گوش میدم، ... دیدن ادامه » حیفم اومد شما از دست بدین.
۲۶ مهر ۱۳۹۷
دقیقا منظورم همین بود ... واقعا ممنونم
۲۶ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
ما پریشب نمایش رو دیدیم در سالن آقای بازیگر. چقدرجاش خالیه... روحش قرین رحمت...
اولین نکته اینکه نمایشنامه به یه موضوع (ضد هنجار) اجتماعی از یک منظر تازه نگاه میکنه و البته منظورِ خاصم ریشه داستانه، همون مسائل ساده ای که تو زندگی ها و کف خیابونهای شهر جود دارند. اینکه رویدادهای بزرگ بخاطر هم افزایی مسائل کوچیکتر، چقدر راحت اتفاق میفتند و این عدم تناسب علت و معلول گاهی چقدر غیر منصفانه ست... (شاید بعداً که بیشتر بهش فکر کردم، بعنوان یه دغدغه اجتماعی بهش بپردازم.) بگذریم.
متن غیر خطی، خلاقانه و جسورانه ست که به کلیات، جزئیات، پرسناژ و غیره دقیقا به اندازه می پردازه. نه کم و نه زیاد و در واقع به هوش مخاطب خیلی احترام میذاره که خیلی پسندیدمش.
یه لوکیشن ساده که توسط کارگردان در چشم بهم زدنی با ترکیب نور و موسیقی و یک تکنولوژی ساده، در ذهن تبدیل ... دیدن ادامه » میشه به لوکیشن های دیگه که بستر وقایعند و تخیل رو درگیر می کنه و در کل زمان، ذهن رو متمرکز نگه میداره.
بازی ها یکدست و روونه، براحتی مخاطب رو در جایگاه قضاوت قرار میده و من بعنوان یه انسان عادیِ جیز الخطا، میتونستم درکشون کنم! (درک و نه تائید)
یکی دیگه از نقاط اوج کار، پایانشه. تاثیرگذار و بازهم درست بموقع!
خلاصه اینکه یک ساعتی از دنیای بیرون جدامون کرد و جداً دوست نداشتم تموم شه، چون یه تئاتر خوب دیگه با ویژگی های تئاتر دیدیم.
دست مریزاد...

بعد از مدت ها یک نمایش خوب دیدم و تمام مدتی که داخل سالن بودیم حس خوبی داشتیم.
موضوع داستان کشش خوبی داره و با پیشروی نمایش و شناخت بیشتری که از کاراکتر ها پیدا میکنید، شما رو رفته رفته کنجکاو تر میکنه بدونید قراره چه اتفاقی بیوفته. شما به نوعی در جایگاه هیئت ژوری نامرئی قرار داده میشید که بتونید شخصیت ها رو صرف نظر از کاری که انجام دادن یا قراره انجام بدن، از رنگ سفید یا سیاه خالص، به خاکستری های دلخواه خودتون تبدیل کنید. شاید کم پیش بیاد خودتون رو جای شخصیت ها قرار بدید اما با پیشروی نمایش کاملا دلایل تصمیمات احتمالی اون ها (درست یا غلط) براتون قابل درک میشه.
متن خیلی روونی داره، بازی ها واقعا طبیعی و قابل توجه هستند. کاراکتر ها خیلی باورپذیر هستند که توانایی بازیگران رو نشون میداد. ریتم خوب کار شما رو خسته نمیکنه. صحنه خیلی مختصر اما کاملا مفیده. ... دیدن ادامه » نه چیزی زیاده نه چیزی کم. فضاها خوب براتون تجسم میشه. انتخاب موسیقی خوبی داره.
کیفیت سالن اجرا به بهبود نیاز داره و فکر کنم ظرفیت صندلی ها یا مدت اجرا برای نمایش به این خوبی کم هست. بلیت ها خیلی زود تموم میشدن و من سخت موفق به تهیه بلیت شدم.
ممنون از همه عوامل، کار خستگی ما رو از بین برد و بدون شک به همه دوستان تماشاش رو توصیه میکنم.
در یه کلام؛ یه نمایش منسجم
وقتی یه اثر بعد از دیده شدن تموم نمیشه و شما اونو با خودتون از سالن بیرون میارین، بهش فکر میکنید و راجبش با بقیه صحبت میکنید پس میشه گفت مجموعه دست اندرکاران کارشون رو خوب انجام دادن؛ فالش خوانی هم از این قاعده مستثنی نیست، فالش خوانی تئاتری نیست که بعد از باز شدن درهای سالن رهاتون کنه بخشی از این بخاطر موضوعیه که بهش میپردازه و بخش اعظمش بخاطر اینکه همه چیز سر جاش بود؛ بازیها، روایت و...
کار فوق العاده ای که احمدی از پسش به خوبی براومده تعادل بین تلخی موضوع و شوخی های کاراکترها بود؛ بیننده ها ضمن اینکه ناراحت بودند گاها میخندیدند و حد این شوخی ها طوری نبود که به موضوع لطمه بزنه... از طرف دیگه با وجود دکور مینیمال انقد از امکانات ساده ای مثه اسلاید خوب و جذاب استفاده شده بود که شما به راحتی در فضای روایت قرار میگرفتید.
و ... دیدن ادامه » در نهایت عامل جذابیت یه روایت فالش؛ بازی حیرت انگیز میلاد بانگی و اجرای بی نقص دو بازیگر دیگه بود
.
براشون آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم در آینده بیشتر ازشون کار ببینم
با سلام و احترام
فکر میکنم در دنیا هیچکس لایق مجازات اعدام نیست بجز متجاوز کسی که به هر شکلی این تاخت رو بر دیگری داره اسید پاشی به نوعی تجاوز به فردای یک انسان .
با چند قربانی اسید پاشی به دلایل شخصی گپ زدم حدود دو سه سال پیش خاطرم هست که چشمهام رو میدزدیدم از دیدن چهره هاشون
یکی از اونها ازم عذر خواهی کرد علت رو پرسیدم بهم گفت بخاطر اینکه صورتم ناراحتتون می‌کنه نمی‌دونستم چه باید بکنم در آغوش بگیرمش یا ...
همیشه فکر میکردم چطوری یه آدم به خودش اجازه میده این کار رو با دیگری انجام بده آخه اگه یک نفر رو بکشی بهتر از اسید پاشی
قربانی اسید پاشی هر دقیقه تکرار می‌کنه واقعه رو و میمیره
یعنی هر دقیقه داره یک انسان رو میمیره به وحشیانه ترین شکل ممکن
دیشب موقع نمایش همش به این موضوع فکر میکردم که میشه یک آدامس جوید و با یک بطری اسید انتظار کشید ............
بازیها ... دیدن ادامه » خوب بود خیلی خوب
نوع پرداخت رو دوست داشتم
دکور کم نبود و خیلی کم نداشت کاش جایگاه شهود وجود داشت در رابطه با لباس چادر زندان به نظرم به جای چادر گلدار بهتر بود
استفاده از رنگهای تند در خصوصا نارنجی جذاب بود و رنگ مبل که خودش برام دوست داشتنی بود
شاید برای بازسازی ذهنی کشیدن سیگار هم در صحنه بد نبود
حس توهین آمیز و پر یورش ابتدای کار به برتر انگاری جنسی رفته رفته تلطیف شد البته شاید خیلی مهم نباشه اما از پارک دانشسرا تا چهارراه فخر آباد خیلی راهه.
یه تشکر ویژه میکنم از بازیگر فهیمی که به رغم اینکه اصلاً می‌تونست براشون مهم نباشه عذر خواهی کرد برای تاخیر
و از نماینده اجرایی گروه بخاطر ایجادو گسترش فرهنگ خوب
جناب جعفریان ممنون از لطف و توجهتون
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۱۶ مهر ۱۳۹۷
جناب رزمجو ممنونم از شما همیشه لطف شما شامل حال من میشه
۱۶ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از تبلیغهای کار می شد فهمید که با کار جذابی طرفیم. وقتی به تماشای تئاتری می شینی و متوجه نمی شی کی تموم شد یعنی خیلی چیزها سرجای درستش بوده
ریتم خیلی خوووب بود داستان کار و جنس بازیها رئالیستی بود و به نظرم خیلی باورپذیر بود بازیها. تبریک می گم به کارگردان. پایانبندی کار یکی از صحنه هاییی بود که حالاحالاها در ذهن می مونه چون کل سالن رو تحت تاثر قرار داده بود.
برای همچین کاری انتظتر داشتم موسیقی ساخته بشه اما راستش انقدر موزیکهای انتخابی تکونم داد که همون شب دانلودش کردم!
میشه لینک دانلودش و بزارید ممنون
۱۹ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی ها عالی بود..و آیتم اضافه ای وجود نداشت که از جذابیت بازی کم کنه..مثلا طراحی صحنه خیلی ساده در عین حال جذاب و مرموز..
لطف کنین اسم موزیکی‌که از گروه devoid بود رو‌ معرفی کنین
شادی: عذاب وجدان میگیری!؟
بهرام: اصلا پوله همین عذاب وجدان‌ رو میگیرم...

خیلی ساده با بازیِ قابل قبول یه داستان رو روایت کردن، خداقوت
به نقل قولی فقط بهرامش رو بیشتر میکردن بهتر بود :))
ممنون از حضور و نظرتون
۱۲ مهر ۱۳۹۷
اره واقعن بهرامش زیاد بشه خیلی خوبه :)))
۱۹ مهر ۱۳۹۷
دقیقا رویا خانم :)))
۲۰ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار در عین سادگی عالی بود
بازی ها باور پذیر و خوب

استفاده از ویدیو پروژکتور ایده خیلی خووبی بود
من رو یه جورایی یاد نمایش پنج ثانیه برف انداخت

خسته نباشید به گروه، عالی بودین
کار خوبی بود واقعا. فکر کنم از دقیقه 10،15 به بعد متن ادم رو گرفتار میکرد! بازیها باورپذیر بود. صندلیهای انتظامی همیشه اذیت کننده بوده! اما چون با کار همراه بودیم خیلی حس نشد.ممنون میشم اگه کسی اسم کموسیقی پایان کار رو میدونه اعلام کنه.
Intro the gates of hell
۱۲ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعاً تبریک به همتون بعد مدتها یه اجرای خوب دیدیم
متن عالی،پایان بندی عالی،بازی ها بی نظیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تبریک می گم به بازیگران و عوامل این نمایش. بسیار عالی
میشه دوستان لطف کنن اسم قطعه یان تیرسن و قطعه دوم کرو که از به گروه راک بود اینجا بنویسن
سپاس
میترا این را خواند
رضا غیوری، ملینا تیموری و محمد لهاک این را دوست دارند
Yann Tiersen Mouvement Introductif Rue Des Cascades
۰۵ مهر ۱۳۹۷
Intro- the gates of hell(artist :dawn of a dark age)
۰۶ مهر ۱۳۹۷
تو این لینک میتونید کل آلبوم The Six Elements, vol​​.​​2 Water رو گوش بدید :

https://dawnofadarkage.bandcamp.com/album/the-six-elements-vol-2-water
۱۲ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب لذت تماشای این اجرا رو بردم
سالن پر بود و تماشاچیان با کار ارتباط خوبی برقرار کرده بودند
بازیهای روان بود و دلچسب
زیاد از موضوع کار راضی نبودم ولی نحوه روایت داستان هیجان انگیز بود
حق با شماست
موضوع کار تکراری بود
بیشتر نحوه خوب اجرای بازیگران بود که تماشاگر رو محو کار میکرد.
۰۴ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش من رو یاد دو تا نمایش مرد گیلاسی و ما سه نفر انداخت. هر سه اجرا رو هم دوست داشتم. مستند و واقعی که قضاوت رو به عهده شما می گذارند.
دیشب در اجرای اول کمی ناهماهنگی در زیرنویس و چند دیالوگ پیش اومد که مطمعنم در اجرای بعدی نمیبینید. بازی هر ۳ نفر خوب بود مخصوصا هادی احمدی که در اجرای پس از برخورد جسم سخت با سر حسابی درخشیده بود. کار رو دوست داشتم موفق باشید.
نمایشی متفاوت...اثر ماندگار....از تمام لحظاتی که مشغول تماشای این نمایش بودم لذت بردم، و موقعی که تموم شد، تماشاچی‌ها با تشویقشون نشون دادن واقعاً این عزیزان بی‌نظیر بودن...
دیدن نمایش خوب یه اتفاق شده که آقای احمدی و تیمش باعث شدن این اتفاق خوب برای ما بیوفته...
واقعاً نمایشی هستش که دیدنش رو به همه توصیه می‌کنم
ممنون از همه عزیزانی که باعث شدن این اثر رو ببینیم
خیلی ممنون از شما برای انتخاب نمایش ما
۰۲ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من سال گذشته این نمایش رو در جشنواره تئاتر شهر دیدم. پایان‌بندی کار متمایز بود و از ذهنم پاک نمیشه.
۳۱ شهریور ۱۳۹۷


خیلی نمایش متفاوت و زیبایی بود و بازیگر ها فوق العاده بودن. صحنه ای که بازیگر زن با موزیک روی مبل ویلن میزند خیلی خیلی قشنگ بود
به شدت پیشنهاد می کنم که حتما ببینید.
۱۷ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیدن تئاتر خوب این روزها اتفاقی است که به ندرت نصیب هر کسی می‌شود. با دیدن ʺفالش‌خوانی در چهارراه فخرآبادʺ (جشنواره سال گذشته) می‌توانم بگم یک تئاتر خیلی خوب دیدم.
از نظر من فالش‌خوانی در چهارراه فخرآباد روایتی نه چندان پیچیده و کلیشه‌ای، بلکه ساده و بسیار روان از یک داستان با محور انتقام‌جویی، مشتمل از کاراکترهایی است که به طرز مناسبی به مخاطب معرفی می‌شوند. تعداد کاراکترهای نمایش کم بود ولی بازیگرها با سبک روایی متفاوت خود، به خوبی داستان مشترکشان را به تصویر کشیدند.
تماشاگر به راحتی، روابط انسانی مبتنی بر مسائل روانشناسی بین شخصیت‌های داستان را درک می‌کند و به هم‌ذات‌پنداری با آنها می‌پردازد. شاید به این دلیل که نویسنده فضایی با طعم دغدغه‌های اجتماعی روزِ جامعه به مخاطب نشان می‌دهد و به خوبی از فضای رئالیستی داستانش برای نزدیک‌شدن ... دیدن ادامه » به واقع‌گرایی سرگذشت کاراکترهایش بهره می‌برد. این سیر تا انتهای نمایش ادامه دارد و از توجه و تمرکز مخاطب به روند داستان کاسته نمی‌شود.
تماشای این نمایش خوب را به همه‌ی دوستانِ علاقه‌مند پیشنهاد می‌کنم.


حسادت،
عقده‌ای که هیاهو را به جانِ ساز و آهنگِ امید و مخمل رویا می‌اندازد...

مچاله می‌شود
رخسارِ گلگونِ پری‌رویان
به دستِ بارشِ بی‌وقفه‌ی کینه ...

ولی انگار این دنیا
دارِ ... دیدن ادامه » مکافاتِ ستمگر نیست...

دلِ شب هم گرفته
از این پژواکِ ویرانی
که با ظلمت اجین گشته ...

ویالون می‌زند قربانی دژخیمِ نامردی، چه سوزان می‌کِشَد

آرشه به روحِ سنگیِ دیوار؛
تمام آرزوی او وصالِ حوریِ مرگ است...

نمایش با سکوتی تلخ پایان یافت،
دوباره بی‌مجازات است جرم وُ

دادگاه،
مختومه کرده‌
تقاضای عدالت را...


#مه_ناز_نصیرپور

#بداهه #تئاتر #فالش_خوانی_در_چهارراه_فخرآباد
۲۹ مرداد ۹۸‌

پ‌.ن:
حیفم اومد چیزی در موردِ این نمایش ننویسم با اون انتخاب موسیقی عالی و بازی‌های زیبا...
حکایت تلخی که هیچ شعر و واژه‌ و کلامی گویای عمقِ فاجعه‌آمیزش نیست...
فقدان امنیت در مقابل کسانی که به خاطر تعصب یا انتقام یا حسادت، تموم زندگی یه نفر رو با نهایت بی رحمی می گیرن و اونو محکوم به مرگ تدریجیی می کنن که از هر زجری بدتره و قانونی که اگه اجرا می شد شاید این اتفاقات نمی افتاد ...

t.me/MehreMordadi

۲ روز پیش، چهارشنبه
سپاس از شعر لطیف و زیبای شما
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید