تیوال نمایش فالش خوانی در چهارراه فخرآباد
S2 : 10:27:35
خرید بلیت
۳۰,۰۰۰ و ۲۰,۰۰۰ تومان
از ٪۲۰ تا ٪۳۰ تخفیف
٪۴۰ تخفیف
  ۱۶ مرداد تا ۰۱ شهریور
  ۱۹:۱۵
  ۱ ساعت
 بها: ۳۰,۰۰۰ و ۲۰,۰۰۰ تومان

: هادی احمدی
: نیلوفر وهاب‌زاده‌گان، میلاد بانگی، ملینا تیموری، هادی احمدی
: مانفرد اسماعیلی

: سید رسول حسینی
: بهاره خالقی
: پرستو ایمانی، رادین الیاسی
گروه تبلیغات مجازی
: عباس براتی
: سامان مه‌آبادی
: اسکار حسینی، سعید سراجی
: هادی احمدی

- جایزه‌ی بهترین بازیگر زن
- جایزه‌ی بهترین بازیگر مرد
- کاندید بهترین کار و کاندید بهترین نمایشنامه از ششمین جشنواره‌ی تیاتر شهر

یک حادثه در چهارراه فخرآباد که بوی انتقام می‌دهد. شادی دختری بیست و سه ساله پس از ماجرای تلخ جدایی پدر و مادرش روزهای سختی را سپری می‌کند و به فاصله‌ی زمانی کوتاهی مادرش را از دست می‌دهد. او یک زن را عامل اصلی تمام این اتفاق‌ها می‌داند و همین موضوع زمینه‌ساز انگیزه‌ای برای انتقام می‌شود. یک روز زمستانی، انتقام با اسید، حوالی چهارراه فخرآباد.

باکس‌های A,B,C,D با بهای ۳۰،۰۰۰ تومان

روزهای دوشنبه ۲۸ مرداد تا جمعه ۱ شهریور:
باکس‌های A,B,C,D با بهای ۳۰،۰۰۰ تومان
باکس‌های E,H با بهای ۲۰،۰۰۰ تومان
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش فالش خوانی در چهارراه فخرآباد / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، روبروی تالار وحدت، سالن حافظ
تلفن:  ۶۶۷۵۶۰۴۳


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
❌❌ دو روز پایانی ❌❌

❌ هم‌اکنون تعداد اندکی بلیت برای دو روز پایانی نمایش فالش‌خوانی در چهارراه فخرآباد باقی‌ مانده است.

❌❌شایان ذکر است به دلیل آغاز اجرای نمایش گروه بعدی (از روز یک‌شنبه سوم شهریور) امکان تمدید دوباره‌ی این اثر به هیچ عنوان وجود نخواهد داشت❌❌

✴ تعدادی بلیت نیز در گیشه به صورت حضوری عرضه خواهد شد.
میترا و سید رسول حسینی مفرد این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جذاب‌ترین قسمت این نمایش، بی برو و برگرد، داستان به ظاهر واقعی‌ش بود. گواه این حرفم، موفقیت این تئاتر با وجود بازیگران ناشناخته‌اش است.
بعد از فهم اولیه از کلیت داستان، تمام دغدغه و کنجکاویم این بود که بالاخره قاضی صالح چه کسی را به عنوان متهم این پرونده معرفی می‌کند. ناگفته نماند که داستان واقعی نیست و کاملا ساخته‌ی ذهن بشر است. اما کارگردان تمام تلاشش را کرد تا به مخاطب القا کند که نمایش رئال و مستند است.
از دو بعد اجتماعی و سیاسی، به نظرم، کارگردان می‌توانست بیشتر به موضوعات دیگری مثل مشکلات پیش آمده از قانون قسامه و سطح فرهنگ و درک پایین خانواده‌ها بپردازد.
این نمایش، به نظرم، بیشتر یه نوع روایت به سبک رئال بوده تا نمایشی انتقادی به وضعیت اجتماع و معیشت. در واقع مرز بین روایت و نمایش انتقادی و گیرا، همین پرداختن به دغدغه‌های مهم مردم ... دیدن ادامه » هست.
روی هم رفته، باید فالش خوانی را یک جسارت، خلاقیت و موفقیت در کارنامه‌ی هادی احمدی به حساب آورد و به احترامش باید کلاه از سر برداشت.

فالش خوانی در چهارراه فخرآباد ، یک روایتِ سلیس از پرونده ای هولناک در جامعه امروزی است. روایت ناهنجاریِ اجتماعی از سالیان نه چندان دور، داستان اسید پاشی که چندی پیش سرتیتر اخبار و جراید بود. هادی احمدی یکی از این داستان های واقعی را روایت می کند. فارغ از ژانر، سبک اجرایی، ایسم ها و محوریت موضوع، این نمایش بواسطه متن منسجم و یکدست و کارگردانی اصولی، بازی های جذاب و دوست داشتنی را به معرض دید می گذارد و یادآور می شود که اگر قواعد تئاتر در تمامی زمینه‌ها از متن گرفته تا بازی، نور، طراحی و ... رعایت شود، معجزه می کند. مخاطب را با خود همراه و به قله رسالت خود می رساند. این نمایش به لحاظ موضوع، متن و اجرا، به روز و مدرن است. وقتی بازیگران شروع به بازی می کنند دیالوگ‌های درهم تنیده‌ی چند پهلو بدون نیاز به تغییر نور و دکور، لوکیشن را خیلی نرم عوض میکند. گاهی ... دیدن ادامه » سوی صحبتشان، تماشاگران حاضر، گاهی در محضر قاضی، گاهی جمع دوستانه‌شان و گاهی ... است. قوام و قدرت متن به گونه ایست که به گروه اجرایی این اجازه را می دهد با لم دادن روی یک کاناپه‌ی ...، با بازی روان و جذاب، بیانی شیوا، داستان تلخ خود را شیرین روایت کنند. نامی که برای این نمایش انتخاب شده به شدت زیرکانست ،فالش خوانی در چهارراه فخرآباد. فالش در موسیقی نوعی ناهنجاری محسوب می شود که کاملا مرتبط با موضوع نمایش، روایتگر ناهنجاری اجتماعی است. شخصیتی که اسید پاشی بروی او اتفاق افتاده، موزیسین خانمی که ویلون می نواخته. درام واقعی شکل می گیرد و ما تا پایان پلک نمی زنیم و در چهار راهی، هاج و واج می مانیم که اسید را کی پاشیده؟ سه شخصیت روی صحنه یا شخصیت چهارم؟! و فخر آباد: جایی که به واسطه افتخاراتمان آباد می شود ، احتمالا نرسیده به عشق آباد ...
سپاس از تعابیر زیبای شما
۲ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
❌❌ با توجه به فروش کلیه‌ی بلیت‌ها تا روز آخر، باکس‌های E و H جهت فروش بلیت در دو روز پایانی نمایش باز شده است.

❌❌شایان ذکر است به دلیل آغاز اجرای نمایش گروه بعدی (از روز یک‌شنبه سوم شهریور) امکان تمدید دوباره‌ی این اثر به هیچ عنوان وجود نخواهد داشت❌❌

⬅️ بلیت‌فروشی برای روزهای پایانی نمایش هم‌اکنون در سایت انجام می‌شود

✴ روزانه تعدادی بلیت در گیشه به صورت حضوری عرضه خواهد شد.
رضا ارجمندی و سید رسول حسینی مفرد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با گذشت چند ساعت از نمایش هنوز تو بهت هستم. هنوز با فکر به نمایش مو به تنم سیخ میشه.
امشب یکی از تاثیرگزار ترین نمایش های زندگیم رو دیدم و از این بابت از عوامل نمایش ممنونم. این نمایش کلاس آموزشی هست که یاد میده چگونه با کنار هم قرار دادن همه ی اجزا در بهترین سطح ممکن، میشه یک نمایش درخشان روی صحنه برد.
بازی ها در بهترین سطح ممکن بود. کاملا باورپذیر. نورپردازی عالی بود. موسیقی شگفت انگیز بود. دکور در عین سادگی کاملا اندازه بود. نمایشنامه بی نقص بود و پایان نمایش من رو جوری مبهوت کرد که توان خروج از سالن نداشتم.
و اینکه امان از قانون مسخره ای به اسم قسامه که فقط برای راحت شدن از دست یک پرونه گذاشته شده.
امروز جدا از نمایش چیز دیگری هم من رو شگفت زده کرد. پنج دقیقه از اجرا گذشته بود که درب سالن باز شد و خانواده ای سه نفره خیلی شیک اومدن و نشستن. یکی از ... دیدن ادامه » اعضا بچه ای حدودا هشت نه ساله بود که با صدای بلندش توجه همه رو جلب کرد. جالب اینکه خانواده تا پایان نمایش خیلی راحت نشستند و تماشا کردند. در حالی که موضوع تلخ و سهمگین نمایش حتی واسه منم زیاد بود. چه برسه به بچه. نمیدونم اصلا چرا این خانواده رو با وجود تاخیر و همراه داشتن بچه راه دادند.
در نهایت از همه ی عوامل نمایش بابت این اجرای تمیز ممنونم. امیدوارم همه موفق بشن این نمایش رو تجربه کنن
سپاسگزار برای نگاه زیباتون
۳ روز پیش، سه‌شنبه
من هم دیدم وکاش اجازه ندن هرچیزی که مفت باشد خوب نیست (خطابم به همون خانواده سه نفره که دیراومدن)
۲ روز پیش، چهارشنبه
بارها تاکید شده که از آوردن کودکان جدا خودداری کنید. در اکثر مواقع هم این مهم اتفاق می‌افته، اما گاهی دوستان بنا به محدودیت‌هایی که احتمالا دارن، رعایت نمی‌کنن.
ممنون از توجه شما
۲ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
❌❌ با توجه به فروش کلیه‌ی بلیت‌ها تا روز آخر، باکس‌های E و H جهت فروش بلیت در دو روز پایانی نمایش باز شده است.

❌❌شایان ذکر است به دلیل آغاز اجرای نمایش گروه بعدی (از روز یک‌شنبه سوم شهریور) امکان تمدید دوباره‌ی این اثر به هیچ عنوان وجود نخواهد داشت❌❌

⬅️ بلیت‌فروشی برای روزهای پایانی نمایش هم‌اکنون در سایت انجام می‌شود

✴ روزانه تعدادی بلیت در گیشه به صورت حضوری عرضه خواهد شد.
سید رسول حسینی مفرد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

نمایش رو دوست داشتم و از دیدنش لذت بردم. ایده ی پرداختن به پرونده های قضایی و‌ جنایی مثل این نمایش و نمایش غلامرضا لبخندی جذابه. بازیگران تسلط خیلی خوبی داشتند و بازیگر شادی واقعا حس اضطراب و کینه رو منتقل میکرد. موسیقی رو خیلی دوست داشتم.
ایده ی ویدئو پروژکشن برای تذکر به تماشاگر برای موبایلها و بعد تکرار اینکه مواظب بطریهاتون باشید و همچنین توضیح نکته های حقوقی در مورد پرونده و اعلام زمان و مکان بسیار جالب بود. پایان نمایش هم خیلی دوست داشتنی و غم انگیز بود دلم برای خود قربانی و خانواده ش بسیار سوخت. امیدوارم اسیدپاشی برای همیشه تموم بشه چون باعث تموم شدن یک فرد و اطرافیانش میشه.
عرض تشکر و خسته نباشید فراوان به کلیه ی عوامل اجرا.
۱
✴ به دلیل استقبال تماشاگران و فروش کلیه‌ی بلیت‌های روزهای آخر نمایش فالش‌خوانی در چهارراه فخرآباد، این نمایش فقط به مدت دو شب و در قالب سه اجرا (*یک اجرای #ویژه ساعت ۱۷) تمدید شد
❌❌شایان ذکر است به دلیل آغاز اجرای نمایش گروه بعدی (از روز یک‌شنبه سوم شهریور) امکان تمدید دوباره‌ی این اثر به هیچ عنوان وجود نخواهد داشت❌❌
⬅️ بلیت‌فروشی برای روزهای پایانی نمایش هم‌اکنون در سایت انجام می‌شود
❌❌روزانه تعدادی بلیت در گیشه به صورت حضوری عرضه خواهد شد❌❌
سید رسول حسینی مفرد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

در تئاتر , نمایشنامه با تعریف داستان ، معنا می شود. این مفهوم ، خط پررنگی را در تمایز روایت یک داستان در مقابلِ بازگویی تکراریِ اخبار روزنامه ها و واقعه نویسیِ صِرف,ترسیم می کند. بستر داستان یعنی ایجاد تصویرهای کنار هم ؛ این عنوان نه در دایره تیتر جراید می گنجد و نه حتی خاطره گویی های یکنواخت را شامل می شود. از طرفی قراردادن یک موضوع اجتماعی با درون مایه جنایت در ظرف تئاتر ،کار ساده ای نیست؛ اینکه چگونه نمایش از پس این موضوع بر بیاد که هم بتواند از کلیت ماجرا به اندازه، سخن بگوید و هم بتواند توجه مخاطب را به یک روایت تلخ جلب کند ، مهارتی دوچندان می طلبد . فالش خوانی در چهارراه فخرآباد ، بازگویی ای جذاب از یک ماجرای اسیدپاشی است . نمایش با ترکیبی از دیالوگ و مونولوگ به جلو حرکت می کند و از همان ابتدا به مخاطب می گوید که موضوع ، یک پرونده فجیع مجرمانه ... دیدن ادامه » است و اینجاست که تماشاگر می خواهد بفهمد این ماجرا چگونه اتفاق افتاده و متهم اصلی کیست .
نقطه کامیابی در این تیاتر انتخاب بازیگرانی مسلط اما شناخته نشده و متنی که به شدت ساده اما روان نوشته شده ، می باشد.سه بازیگر هر یک در جای خود قرار گرفته اند و دیالوگ ها از زبان شخصیت بیرون آمده است نه از زبان بازیگر یا نویسنده . متن لکنت ندارد و این روانی در بازگویی ماجرا در تمام دیالوگها جای و ساری شده است . اضطراب شادی ( نیلوفر وهاب زادگان ) در تعریف ماجرای مادرش آن قدر قابل باور منتقل می شود که گویی همه اینها در برابر چشم مخاطب اتفاق افتاده است . پخش جملاتی از طریق پروژکتور در نمای پشتی بازیگران جهت تزریق اطلاعات و زمان و مکان و اکنونِ داستان نیز ایده جالبی است . "مواظب بطری های خود باشید" عبارتی است که چندین باره در این اجرا تکرار می شود و این جمله در ارتباط مستقیم با سادگی کل جریان است که در یک روز معمولی ، فردی آدامس بر دهان و بطریِ اسید بر دست می خواهد ادامه زندگی یک نفر دیگر را به گونه ای متفاوت رقم بزند و این گویی طعنه ای است که پرونده های اسیدپاشی ادامه دار هستند و تا وقتی فکری اساسی به حال آنهایی که درگیر دردهای عمیق اند نشود، بازی با بطری ها برای انتقام باز هم ادامه خواهد داشت. این که شادی تعریف می کند در صحنه اسیدپاشی، به زن زل زده بود و نگاهش را از زجرکشیدن او و متلاشی شدن اجزای صورتش برنمی داشته، نشان از تازه بودن حس انتقام در او و حل نشدن بحران های روانیش است حتی اگر این حس با دلسوزی و پشیمانی همراه بوده باشد.اوج توانایی شادی در بازگویی صحنه ای است که در خواب و بیداری متوجه خیانت پدرش از طریق روی اسپیکر رفتن مکالمه تلفنی پدر با معشوقه اش می شود .علاوه بر توانایی نویسنده در خلق این صحنه کلیدی ، بازی درخشان شادی و تداعی آن لحظه که تمام جزییات حتی صدای ویولن را به یاد داشته از صحنه های فراموش نشدنی این اجرا است.
در این کار، تماشاگر با اجرایی شلخته و بی نظم یا تمرین نشده روبرو نیست. هادی احمدی و میلاد بانگی سوار بر ماجرا ، روایت را پیش برده اند و با ترسیم گذشته و فضاسازی همراه با جزییات ، فالش خوانی را با روایتهایی که از خط باورپذیری داستان بیرون نزده است ، ادامه داده اند .
برپایه متن ،دیوار علت و معلولی این داستان به گونه ای چیده شده است که آجر اضافی ای در آن دیده نمی شود اما با توجه به پایانی که برای نمایش در نظر گفته شده است ، شاید گسترش این دیوار و اضافه کردن اطلاعات درباره سایر شخصیتهای درگیر ماجرا می توانست تسلط بیشتری را به مخاطب بدهد تا بتواند نقاط کمتری از ابهام را در این نمایش ببیند .
طراحی صحنه کار به نوعی طراحی شده تا تداعی گر محلی برای روایت کل اتفاق ، خانه مهدی و پارک باشد . شاید می شد از عناصر دیگری در پرداختن این موضوع استفاده کرد .البته می توان احتمال داد که در پشت سادگی چیدمان طراحی شده باز هم این تفکر وجود دارد که وقوع یک جنایت حتی اگر منجر به قتل مقتول نشود، همین قدر ساده می تواند در یک لحظه اتفاق بیفتد و همان لحظه همه چی را تغییر دهد و یک عمر باقیمانده از زندگی قربانی را با زجری چندبرابر همراه می کند.در واقع اگر طراحی صحنه را متشکل از دو عنصر اصلی ِ فضای فیزیکی و احساسی ناشی ازمعماری ، چیدمان و نور بدانیم ، فضای فیزیکی این نمایش به واسطه کاربرد یک کاناپه ساده ،محیط مرموز و ترسناک ماجرا را به خوبی انتقال داده و در بخش تمرکز روی فضای احساسی ، نورپردازی، هیجان را تزریق کرده است و تنها در زمینه توجه به جزییاتی مانندِ وسایل دیگر در محیط ، ضعیفتر عمل کرده که با اضافه کردن عناصری چند و توجه به ریزه کاری های طراحی داخلی می توانست در راستای مسیر داستان، مفیدتر واقع شود.
سکوت در برابر بزه کاری های اجتماعی آن هم در مواردی چون اسیدپاشی که در ردیف جنایت قرار می گیرد ،کمکی به تمام شدن این کابوس نمی کند . پرداختن به جنبه های متخلف این ماجرا روشنگری می آفریند تا شاید در بستر همین آگاهی ،اجتنابی عظیم در ارتکاب آن صورت گیرد. فالش خوانی در چهارراه فخر آباد با عمیق شدن در واکاوی این بزه، تلاشی رو به جلو محسوب می شود. البته که تیاتر به تنهایی شاه کلیدی نیست که بتوان از پس توقف وقوع این عمل مجرمانه بربیاید و مطمینا نهادهای اجتماعی،قانونی و فرهنگی با نگاهی روانشناسانه و علمی باید این موضوع را واکاوی کنند و به اشتراک ،شاه کلیدی جهت توقف چرخه خشونت بسازند. با این وجود نمی توان از تاثیری که هنر و به ویژه تیاتر در پرداخت به موضوعات اجتماعی دارد چشم پوشید، چرا که اگر بتواند تنها روی یک مخاطب تاثیری جهت تغییر جهان بینی او بگذارد، یعنی در مسیر رسالت خود قرار گرفته است.

سپاس از نگاه دقیق و نقد موشکافانه شما.
۳ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
انتقام با اسید در یک روز زمستانی حوالی چهارراه فخرآباد / روایت هادی احمدی از نمایش "فالش‌خوانی در چهارراه فخرآباد"

هادی احمدی گفت: مخاطب با دیدن نمایش "فالش‌خوانی در چهارراه فخرآباد" احساس می‌کند، مکان‌ها و رویدادهای قصه کاملاً واقعی است.
سرویس تئاتر هنرآنلاین: نمایش "فالش‌خوانی در چهارراه فخرآباد" نوشته و کار هادی احمدی از 16 مردادماه ساعت 19:15 در تالار حافظ با بازی نیلوفر وهاب‌زاده‌گان، میلاد بانگی، ملینا تیموری و هادی احمدی روی صحنه است. این اثر نمایشی که سال گذشته در سالن انتظامی خانه هنرمندان به صحنه رفته است در ششمین جشنواره تئاترشهر موفق به دریافت جایزه  بهترین بازیگر زن، بهترین بازیگر مرد و کاندید بهترین کار و بهترین نمایشنامه شده است.
هادی احمدی در گفت‌وگو با خبرنگار هنرآنلاین درباره ایده اولیه این نمایش و ... دیدن ادامه » روند شکل‌گیری آن گفت: سال ۹۵ در کارگاه نمایش‌نامه‌نویسی محمد یعقوبی، ایده نگارش این اثر شکل گرفت و پس از گذشت دو ماه تبدیل به نمایش‌نامه شد. البته در طول این سه سال نیز نمایش‌نامه دست‌خوش تغییرات دیگری نیز شد.
او ضمن اشاره به اینکه نمایش "فالش‌خوانی در چهارراه فخرآباد" نخستین بار در سال ۹۶ و در جشنواره تئاترشهر روی صحنه رفت و جزء آثار برگزیده‌ این رویداد بود، خاطرنشان کرد: در ادامه، این اثر در تماشاخانه‌ استاد انتظامی خانه‌ هنرمندان به صحنه رفت و عنوان پرفروش‌ترین کار آن تماشاخانه را از آن خود کرد.
احمدی در ادامه افزود: از همان زمان بارها شنیدیم که خیلی از دوستان موفق به تماشای کار نشدند و حس کردم پتانسیل اجرای مجدد هم‌چنان وجود دارد. جدیدترین و آخرین تجربه‌ اجرایی نمایش" فالش‌خوانی در چهارراه فخرآباد" در تالار حافظ به نمایش در آمده است و تا ۳۰ مرداد هم ادامه خواهد داشت.
این کارگردان درباره طراحی نور، لباس، صحنه و المان‌های اجرایی این نمایش عنوان کرد: از همان ابتدای کار سعی شد تا یک نگاه مینی‌مال به عناصر صحنه وجود داشته باشد چر اکه متن نیز همین موضوع را به ما گوش‌زد می‌کرد و طبیعی‌ست که در طول اجراهای این نمایش هربار به جزئیات تازه‌ای رسیدیم که این جزئیات را بسته به سالن اجرا و حتی موقعیت زمانی اجرای نمایش لحاظ کردیم.
بازیگر نمایش "پس از برخورد جسم سخت" با بیان اینکه مخاطب با دیدن نمایش "فالش‌خوانی در چهارراه فخرآباد" احساس می‌کند، مکان‌ها و رویدادهای قصه کاملاً واقعی است، یادآور شد: این موضوع از همان ابتدای نگارش نمایش‌نامه مورد نظرم قرار گرفته بود. هر المانی در این نمایش در کنار بازی بازیگران باید واقعی به نظر می‌رسید. دیوارنویس‌های نمایش که به نوعی اطلاعاتی درخصوص زمان و موقعیت جغرافیایی و... می‌دهند در قالب یکی از المان‌های تئاتر مستند به شیوه‌ای عمل می‌کنند تا مخاطب بیش از پیش همه چیز را باور کند؛ یعنی تلاش ما در این راستا بوده است. اگر مخاطب هر آن‌چه روی صحنه‌ ما رخ می‌دهد را باور کند، توفیق موردنظر برای گروه اجرایی ما حاصل شده است که خوش‌بختانه تا امروز بازخوردهای بسیار مثبتی داشتیم که انرژی ما را چند برابر کرده است.
هادی احمدی درباره جذب مخاطب این نمایش بدون داشتن چهره سرشناس، اظهار کرد: ما در راستای جذب مخاطب خوب عمل کردیم و حس می‌کنم مهم‌ترین اتفاقی که در این اثر افتاد تبلیغ دهان به دهان بود. مخاطبینی که پس از تماشای کار بازخورد خوبی داشتند، در بسیاری موارد باعث ترغیب دوستان و آشنایان خود به تماشای نمایش شدند. موضوع بعد این‌که ما در حوزه‌ تبلیغات وقت و انرژی فراوانی صرف کردیم. چراکه اعتقاد داشتیم باید به مخاطب تئاتر در راستای اطلاع‌رسانی اثر، احترام گذاشت و این خود نیازمند وقت، انرژی و هزینه‌ مضاعفی است. اما مخاطب تئاتر امروز، در میان تعدد و تکثر آثاری که روزانه روی صحنه می‌رود، هزار بار سخت‌گیرانه‌تر انتخاب و عمل می‌کند. در مجموع فکر می‌کنم کیفیت اثر مهم‌ترین رکن جذب مخاطب برای تئاترهایی است که بدون چهره‌ سرشناس به صحنه می‌روند.
دیگر عوامل این نمایش عبارتند از: تهیه کننده: مانفرد اسماعیلی، مجری طرح: سید رسول حسینی، دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز: بهاره خالقی، گروه کارگردانی: پرستو ایمانی و رادین الیاسی، عکاس تبلیغات: عباس براتی، طراح گریم عکس‌های تبلیغاتی: سامان مه‌آبادی، تصویربردار تیزرهای تبلیغاتی: اسکار حسینی و سعید سراجی و طراح پوستر، بروشور و ساخت تیزر: هادی احمدی.
علاقمندان می‌توانند بلیت ۲ روز پایانی این نمایش را از سایت تیوال تهیه کنند.
 
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به دلیل استقبال تماشاگران و فروش کلیه‌ی بلیت‌های روزهای آخر نمایش فالش‌خوانی در چهارراه فخرآباد، این نمایش فقط به مدت دو شب و در قالب سه اجرا (*یک اجرای #ویژه ساعت ۱۷) تمدید شد.
❌❌شایان ذکر است به دلیل آغاز اجرای نمایش گروه بعدی (از روز یک‌شنبه سوم شهریور) امکان تمدید دوباره‌ی این اثر به هیچ عنوان وجود نخواهد داشت.❌❌
بلیت‌فروشی برای روزهای پایانی نمایش هم‌اکنون در سایت انجام می‌شود.
لیلا مظاهری و سید رسول حسینی مفرد این را دوست دارند
کاش اون باکس های کناری رو هم باز کنید ما با علم به اینکه اون جا دید کافی نداره بتونیم بیایم ببینیم.
۵ روز پیش، یکشنبه
باکس های کناری را حضوری در گیشه می تونید خریداری کنید. و البته اون باکس ها هم دید مناسب دارند.
۵ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش برای آخرین بار تمدید شد و طبق اعلام گروه محترم اجرایی امکان تمدید دوباره‌ی این اثر به هیچ عنوان وجود نخواهد داشت.
خرید بلیت سه اجرای پایانی، پنجشنبه ۳۱ مرداد (دو سانس ۱۷ و ۱۹:۱۵) و جمعه ۱ شهریور، به کارگردانی هادی احمدی و با باازی نیلوفر وهاب‌زاده‌گان، میلاد بانگی، ملینا تیموری، هادی احمدی آغاز شد.
سید رسول حسینی مفرد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیروز به همراه جمعی از دوستان به تماشای این تئاتر نشستم. در یک کلام "فوق العاده".

"صحنه تاثیرگذار"
با وجود محدود بودن تعداد اکسسوار و المان ها، چیدمان بجا در صحنه، تاثیر گذار و متناسب با حال و هوای اجرا بود. مبل بلند و موقعیت نشستن کاراکترها زمان و مکان رو برای هر شخصیت جدا کرده بود که بسیار زیرکانه بود.

"پیوستگی و اشتیاق به دنبال کردن داستان"
از ابتدای داستان و بعد از معرفی کاراکترها، سیر تکامل قصه شروع شد به طوریکه هر قدر از زمان اجرا میگذشت، اشتیاق به دنبال کردن داستان بیشتر میشد. نکته جالب اینکه به دلیل وجود موقعیت و دیالوگ های طنز، هیچ موقع خستگی برای تماشاچی ایجاد نمی شد.

"تکه کلام ها"
موضوعی که جزء علایق بنده در تئاتر های با این سبک هست، وجود تکه کلام ها و تیک های رفتاری کاراکتر هاست. چندیدن و چند بار دست کشیدن روی شلوار برای صاف و صوف کردنش، خنده های به یکباره و نا متناسب، با فاصله نقطه اوج و فرود نزدیک و ... به باورپذیرتر بودن شخصیت ها کمک میکرد.

"انتخاب موسیقی"
نمیدونم انتخاب موسیقی اینکار توسط چه کسی انجام شده بود، اگر اینکار توسط کارگردان صورت گرفته، به ایشان به دلیل تسلط بر درک مفهوم هنر موسیقی تبریک میگویم. موسیقی حین اجرا، موسیقی میانی و پایانی بسیار متناسب با حال و هوای موضوع بود.

"روایت متنی"
نکته ... دیدن ادامه » جالب دیگه در این اجرا نحوه ارائه اطلاعات تکمیلی به مخاطب از طریق نمایش متن بر روی پرده انتهای صحنه بود. خط خوردگی روی اسم ها، عبارات و کلمه هایی که عنوان کردن آن ها به طور معمول در محافل عمومی جایز نیست، بسیار زیرکانه بود.

"انتهای بینظیر"
یکی از تاثیرگذارترین پایان ها. طنین صدای اعتراف "شادی"، موسیقی عالی با حجم صدای مناسب، نواختن ویولن که شخصیت "زن بابا" رو تداعی میکرد، همه و همه زیبا و تکان دهنده بود. بعد از تمام شدن اجرا و حتی در زمان رورانس من هنوز در فکر و مبهوت داستان و اتفاق های آن بودم.

در نهایت پیشنهاد میکنم حتی اگر طرفدار این سبک اجراها نیستین، حتما این کار رو ببینید.
خسته نباشید به تمامی اعضای گروه.
سپاس از این نگاه دقیق و لطف شما به نمایش.
۶ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش تلخ، واقعی و زیبایی بود...
زمانیکه از سالن بیرون اومدم ذهنم هنوز درگیر نمایش بود...
دکور مینیمال طراحی شده بود که من به شخصه دکورهای این سبک رو که المانهای کمی در اون هستند و هر کدوم جز مشخصی از داستانند و توضیحات نوشتاری روی پرده که اطلاعات تکمیلی رو نشون می داد، بشدت دوست داشتم.
این نمایش رو بخاطر رضایت از اجرای قبل آقای هادی احمدی (پس از برخورد جسم سخت به سر) رفتم که ببینیم و کاملا راضی از سالن بیرون اومدم ایشون و دو بازیگر دیگه انصافا خوب اجرا کردند.


موافقم. هم تلخ بود هم زیبا. به قولی دوستی که همراهم بود: نمایش لذت بخش زجرآوری بود :)
۶ روز پیش، شنبه
دقیقا، خود من دیدن فیلم یا نمایش ها با این مدل موضوع اذیتم میکنه اما خوب متاسفانه واقعیت تلخ جامعه ی ما هست
امیدوارم دیگه هیچ وقت پیش نیاد و نمایش و فیلمی از این موضوع ساخته نشه...
۶ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی خوب بود... خیلی. پایان بندی عالی. بازی ها خیلی واقعی و باورپذیر. من بعد از مدتی تئاتر دیدم و حسابی چسبید.
از منظر متن اگه بخوام بگم که فوق العاده بود. فوق العاده از این جهت که هیچ قسمتی از کار اضافه نبود. فضای مینیمال در صحنه و نور و کارگردانی به جا و درست بود. یک ربع از کار که گذشت دیگه نمی شد ازش چشم برداشت. لباس ها خوب بود ولی برای یکی از شخصیت ها زیادی شیک و امروزی بود که به نظرم می تونست دم دستی تر باشه. موسیقی های کار عالی بود. صحنه دیوانه شدن کاراکتر اصلی خیلی تاثیرگذار و البته غافل گیر کننده بود در فضای اجرای نمایش. تاریکی عجیب و ترسناکی تمام صحنه رو گرفته بود و دنیای این اثر در یه مستطیل نوری محدود خلاصه می شد که حالی شبیه یه فضای کنفرانس رو می داد. کنفرانسی مجازی که سه متهم اصلی در تلاش برای رفع اتهام از خودشون دست و پا می زدن.
هیچ ایرادی از ... دیدن ادامه » ریتم اجرا نمی تونم بگیرم چون نفس گیر بود و با تمپوی بالا. ضرب آهنگ کار آدم رو می ترسوند. جایی خوندم (نمی دونم چه قدر درست و واقعی باشه) که این ناهنجاری اجتماعی وحشتناک هنوز هم در تعداد خیلی بالایی در ماه در حال وقوعه در این مملکت.

نکته دیگه ای که می تونم به اون اشاره کنم طنز کلامی کار بود. این که در تئاتری با این فضای تراژیک و ترسناک ان قدر درست از شوخی ها استفاده شده برام جالب بود.
پیشنهاد می کنم ببینید کار رو.

بابت share کردن موسیقی های کار هم ممنون از گروه اجرایی
خیلی خوب بود
۲۶ مرداد
جناب اشکان ظاهرا باکس های کناری رو خود گروه بسته که مخاطب دید خوبی رو تجربه کنه. فقط یکی از باکس های چپ و یکی از باکس های راست سالن باز بود که دید خوبی داشت، یعنی اوکی بود. من ردیف دوم یکی از همون باکس های کناری بودم و اوکی بودم. فقط صندلی های سالن کلن خیلی ... دیدن ادامه » راحت نیست اما خوبیش این بود که کار زیر یک ساعت بود.
۶ روز پیش، شنبه
ممنون از توجه و پاسخگویی شما
۶ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

دوستان زیادی اسم موسیقی‌های کار رو درخواست کرده بودن که در ادامه ملاحظه می‌کنید:

- Dolls, Dark lunacy

- Intro - The gates of hell, Dawn of a dark age

- Mouvement Introductif, Yann Tiersen
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تبریک میگم به عوامل نمایش فالش خوانی
اولا: کار با کیفیت و زیبایی روی صحنه میبرید و تماشاگر را راضی از سالن بدرقه میکنید.
دوما: مثل خیلی از نمایش ها نیستند که فروش بالایی دارند و قیمت بلیطشون هم ۶۰ ۷۰ میرسه، نمایش فالش خوانی با بلیط ۲۰ تا ۳۰ تومنی اونم بدون تخفیف ! کاری که میتونست گرون تر باشه و بازم سول اوت کنه، ضمنا با تیوال پلاس صندلی ۳۰ تومنی ۱۸ تومن میشه و صندلی ۲۰ میشه ۱۲، تخیفی گروهی هم داره ، یدفعه رایگان میزدید خلااااص :)))
سوما: چند روز پیش سوال شد برام چرا باکسای کنار حافظ بسته هستند و چرا بلیط فروشی ندارند که از دوستی مطلع شدم کارگردان محترم گروه بخاطر دید ضعیف باکس کنار، اون جایگاهارو حذف کردند، چون دید روبرو مناسب برای تماشاگر بوده، امروز باز دیدم یه باکس کنار باز شده ، البته خبر داشتم که هر شب خیلیا بدون بلیط بودن و میخاستن بیان نمایشو ... دیدن ادامه » ببینن، این انعطاف پذیری بنظرم خیلی فوق العادس، که باز گروه برای تماشاگر احترام قائل است. حتی بر خلاف استاندارد خودشون که همون استاندارد هم احترام به مخاطبینش بوده است.

در پایان، عرایض بنده تبلیغات برای این نمایش نیست
فقط نکاتیه که علاقمند بودم سایر گروه ها و نمایش ها بهش توجه کنند
درسته که این روزا عوامل گروه ها با ضرر کار خودشونو به پایان می رسونند
اما بنظر شما بهتر نیست حداقل با سالن پر ضرر کنید تا با سالن خالی، دلسرد و بی انگیزه.
امیدوارم فرصت کنم دوباره به دیدن این نمایش بیام.

احترام به تماشاگر یعنی فالش خوانی در خیابان ( ایران نمایش ×) تیوال :))
میعود جان واقعا باعث افتخار هنوز هستند افرادی که دغدغه دیره شدن دارن نه کسب درآمد .بخاطر این موضوعم شده حتما به تماشای این نمایش خواهم رفت
۲۵ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شادی:
مامانتو فقط به خاطر این دختره خودشو کشت؟
کمه این؟
بهرام
نه کم نیست خودکشی زیاده


#فالش_خوانی_در_چهارراه_فخرآباد
مواظب بطریهایتان باشید ...
در جامعه امروز ما که همه چیز را با دیده شک و تردید نگاه میکنیم من بعد بطری های اب را هم باید به آن اضافه کنیم
۲۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این اثر یک طراحی صحنه بسیار ساده اما موثر در بیان داستان داشت ، عناصر صحنه با یک میزان سن دقیق ، توانسته بود که مخاطب را در تمام اجرا با خود همراه کند به طوری که یک لحظه چشم از روی سن برندارد. ضرب آهنگ داستان و دیالوگ‌ها روان است بازی‌ها بسیار قوی است حتی زمانیکه داستان در یک سمت صحنه در جریان است ، در سمت دیگر بازی هنوز ادامه دارد ،
نکته جالب دیگر نمایش بیان طراحی صحنه همانند فیلمهای صامت بود که هوشمندانه و ظریف صحنه هایی که امکان اجرا نداشت یا نیاز به اطلاعات بود روی صحنه نوشته می‌شد .
پایان اجرا هم بسیار محکم و قوی بود
در مجموع از همه جوانب کاری عالی و قابل اعتماد است
دیدن آن را پیشنهاد می دهم.
صامت؟
با دریم لند اشتباه نگرفتید؟
البته من اینو هنوز ندیدم شاید جاهاییش صامت
۲۲ مرداد
همونطور که دوستمون گفتند جاهایی که امکان اجرا نداشت مانند فیلمهای صامت نوشته میشد
۲۲ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید