تیوال نمایش فرق ا وسط
S3 : 19:39:06
  ۰۱ تا ۲۴ آذر ۱۳۹۶
  ۱۸:۰۰
  ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
 بها: ۲۰,۰۰۰ تومان

: رسول کاهانی
: (به ترتیب ورود) مجید یوسفی، بهار رضی زاده، ستاره ملکی، بهراد سلاح ورزی، کیمیا کاوند، باربد طولابی
: رضا دوستی

: سعید حسنلو
: سجاد کیانی
: علی کوزه‌ گر
: سمانه احمدی مطلق
: مهدی دوایی، سید محمد مساوات
: امیر حسام شجاعی
: هادی شیخ الاسلامی
: کیمیا کاوند
: محمد دارآفرین
: صدف صالح ایزدخواست
: آرین مرزوقی
: مهدی سادیگی
: عرفان احتشامی، محمد دارآفرین
از سیدخندان می‌ریم قلهک برای شر...

گزارش تصویری تیوال از نمایش فرق ا وسط / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
خرید بلیت روزهای تازه نمایش، از چهارشنبه ۱۵ تا جمعه ۱۷ آذر، هم اکنون آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واژه انگلیسی«freak» در فارسی معنی شبیه به «چیز غریب یا وسواس» دارد. این واژه در اسم نمایش «فرق ا وسط» قابل جستجو ست. این نام یادآور یک وسواس است. احتمالا بسیاری با دیدن نام این نمایش تصویری ذهنی میبینند که در آن موهای کسی روغنی یا ژل زده و کاملا مرتب است و فرق وسط صاف و تمیزی باز کرده. این «freak» در متن با بازی های کلامی بسیار، در بازی بازیگران با وسواس ها و تیک های رفتاری، در کارگردانی با تکنیک تکرار و در موسیقی نمایان می‌شود. «فرق ا وسط» نمایشی است که تماشاگرش را بی کار نمی‌گذارد. رسول کاهانی در متن و بعد در اجرای شسته و رفته ش این کار را به خوبی انجام داده. تماشای این کار تخیل فعال می‌طلبد. چرا که بازیگران این اثر ، خود در فضایی ذهنی در تاریکی بلک باکس سایه، در حال توصیف اتفاقاتی کاملا رئالیستی هستند و در ذهن تماشاگر تصاویری پر از نماها و کات های سینمایی ... دیدن ادامه » شکل می‌دهند. بازی های یک دست و دوست داشتنی که اگر بیش از این توضیح بدهم لذت تماشای کار را از دست می‌دهید.
«فرق ا وسط» یک نمایش «freaky» است. پس به تماشای یک «freak» بنشینید و لذت ببرید.

علی خسروجردی/ بامداد هشتم آذرماه یکهزار و سیصد و نود و شش
دمتون گرم
خیلی خوب بود
مرسی از این خلاقیت
مرسی از این انرژی خوب
مرسی از زمان خوبی که واسمون رقم زدید
سلام
شخصیت ها به تفکیک به شیوه خود نمایش معرفی شدن اما مرتضی یهو وارد شد خیلی هم پرداخته نشد ...
سیلی زدن های اخر نمایش جا نیافتاد واسه من ...چون شما خیلی ارتباط گرفتین اینارو برای من باز می کنید که برداشت شما چی بود ؟
۰۶ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه استخر خالی
یه استخر خالی بی آب
یه اسخر خالی بی آب پر از برگ
یه استخر خالی بی آب پر از برگ
که از خونه ی ما بزرگ تره .....
با سلام و خسته نباشید به این گروه درجه یک
امروز به اصرار یکی از دوستانم به تماشای این کار نشستیم ....
صادقانه و ساده بخوام بگم به دور از کلیشه های معمول و کارهای بی سر و ته بود و حالمو حسابی خوب کرد
کارهایی که طراحی صحنه ندارند معمولا من رو خسته میکنند ولی در مورد این کار بازی ها دیالوگ ها و میزانسن ها به نظرم اینقدر به جا بود که اصلا نیار به دکور احساس نمیشد.(به خصوص یک دست بودن و درست بودن بازی ها به این امر کمک کرده بود)
راستش من خیلی کم پیش میاد یه کاریو شدیدا پیشنهاد کنم اما دیدن این نمایش رو به شدت پیشنهاد میکنم
تا چند ساعت بعد از خارج شدن از سالن هنوز توی فضای کار بودم و دلم میخواست به سالن سایه تاتر شهر برگردم.
و عشق هم درد است و هم درمان و هم زخم است و هم سامان

دیدن فرق ا وسط اکیدا ممنوع است برای افرادی که :
تاب و توان تجارب جدید را ندارند
به تئاترهای کلیشه ای دلبسته اند
به دنبال وقت گذرانی اند و نه مفهوم و معنای نهان

درواقع فرق ا وسط از همان لحظه نخست و پخش موسیقی به مخاطبانش ثابت می کند که با یک اثر عادی رو به رو نیستند
بازیگران کار ، خواه بازیگرانی که در دو سوم ابتدایی اثر دیده می شدند و خواه بازیگرانی که در یک سوم پایانی روی صحنه امدند قوی و با اعتماد به نفس اجرا کردند .
ریتم بازی ها و هماهنگی بازیگران نشان می داد ، عنصر تمرین تا چه حد می تواند به موفقیت اثر کمک کند
حضور آقای کارگردان بین تماشاچیان و تقابل طنازانه اش با یکی از بازیگران نیز جزو نکات کوچک، اما جالب این اجرا بود
مهم ترین ویژگی جذاب این اثر را شاید بتوان شیوه روایت دانست . روایتی ... دیدن ادامه » که آنقدر سریع، نرم و بی محابا مخاطب را حرکت می دهد که ناگهان از سالن سایه هل داده می شود وسط کوچه بهشت و استخری با برگ های زرد و خانه ای با سنگ قبری بی نام
حضور آذر و بعد تر مرتضی و شفیقه را شاید بتوان کلیدواژه هایی دانست که تا ساعت ها بعد از پایان اجرا در ذهن مخاطب می مانند .

خلاصه بگویم ؛ قرار نیست بروید و یک اجرای سردستی و جمع و جور ببینید
قرار است کوچه ، پس کوچه های شهر را بالا و پایین کنید و سر آخر به یک صحنه قتل دعوت شوید .
به نظر من بدترین تئاتری بود که تا حالااا دیدم. حیف وقتممم. واقعا حیف.
۲۴ آذر ۱۳۹۶
نظرتون بسیار محترم هست بانو . فقط این که کاش با توجه به متضاد بودن نظرتون با نقد من . اون رو به صورت مستقل در بخش گفتگوی کاربران (و نه نقد کاربران ) می گذاشتید تا هم بهتر دیده بشه و هم بین کامنت های زیر نقدها محو نشه .
۲۵ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید