تیوال فیلم لرزاننده ی چربی
S3 : 13:36:23
: محمد شیروانی
: نوید محمدزاده، لوون هفتوان، مریم پالیزبان، حسن رستمی
: محمد شیروانی
داستان آن درباره زن جوانی است که سعی می‌کند در روابط میان یک پدر چاق و پسرجوان ناشنوایش تعادل ایجاد کند.
شهر:
تهران

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
فیلم لرزاننده چربی در واقع برشی است از زندگی مردی چاق و پسرش که در طول فیلم صحبت نمی کند و زنی عکاس. موضوع فیلم لرزاننده چربی بر اساس ترکیب واقعیت و رویا/کابوس پیش می رود، به گونه ای که تماشاگر همزمان شاهد انگاره های ذهنی مرد چاق و واقعیت های بیرونی زندگی وی می باشد. در لرزاننده چربی فیلم ساز مدام چالش و درگیری ذهنی- عینی مرد چاق با پسرش و زن عکاس همین طور اجتماع پیرامون شان را به تصویر می کشد.
فیلم با تصویر حجامت روی بدن لخت یک مرد چاق و مکیدن خون ناشی از حجامت توسط زالو ها آغاز می شود. در ادامه پسر را در ماشین دخترهای مختلف می بینیم که پدر سعی در تنبیه پسر و به نوعی تهدید دخترها دارد. ترکیب این دو بخش فیلم، تضاد حاکم بر زندگی مرد چاق و در حالت کلی تر اجتماعی را که او در آن می زید به خوبی باز می نمایاند. از طرفی زالوها خون اش را می مکند و از طرف دیگر خود ... دیدن ادامه » به تهدید و تلکه کردن دختران می پردازد و خواهان اعمال تسلط و قدرت اش بر پسرش می باشد. جالب آن که برای حجامت به زالوها هم محتاج است.
شیروانی به نوعی در این فیلم جامعه ای را به تصویر می کشد که قوی تر سعی بر غلبه و تسلط بر ضعیف تر دارد، حال آن که خودش نیز به نوعی خواسته یا ناخواسته توسط دیگران مورد زورگویی، سواستفاده و چالش قرار می گیرد. شخصیت پردازی دختران در لرزاننده چربی یادآور دوگانگی «زن اثیری» و «لکاته» در آثار «صادق هدایت» است. دخترانِ ابتدای فیلم، به گونه ای لکاته هایی هستند که فقط در صحنه هایی حضور دارند و الکی خوش اند، در حالی که زنِ عکاسِ داستان برای مرد چاق و حتا پسرش، حکم زن اثیری داستان های هدایت را دارد. با این حال مرد چاق در عین این که عاشق زن است و از او طلب عشق می کند از طرف دیگر به رابطه ی زن عکاس و پسرش مشکوک است و به آن ها حسادت می کند و خواهان اعمال سلطه بر زن عکاس هم هست اگر چه در این کار موفق نمی شود. رابطه ی مرد و پسرش نیز رابطه ای مملو از زورگویی، تهدید و تحقیر است. مرد مرتب در طول داستان، پسر جوان را تحقیر می کند حال آن که پسر به راحتی قادر است از زیر سلطه ی وی خارج شود ولی بسیار منفعل رفتار می کند. زن عکاس تنها پناه پسر است که از او در برابر پدر حمایت می کند و حتا در سکانسی او را تشویق می کند که در برابر پدر مقاومت کند. جالب آن که پسر براحتی موفق به زمین زدن مرد چاق می شود ولی با این حال در اکثر سکانس ها به گونه ای منفعل عمل می کند که حتا پدرش وقتی از دست اش عصبانی می شود او را در صندوق عقب خودرو حبس می کند.
شیروانی در واقع در این صحنه ها انفعال جامعه در برابر زورگویی را به نقد می کشد. داستان فیلم در واقع نمایش دهنده ی تضاد حاکم بر تفکر مردسالارانه ی سنتی است که از طرفی عاشق می شود و در عین حال می خواهد بر عشق اش اعمال سلطه نماید و در همان حال حتا تحقیر از طرف زن را هم می پذیرد. رابطه ی زن عکاس و مرد چاق در فیلم، رابطه ای مملو از تضاد و تحقیر است. شیروانی به خوبی توانسته تضاد و عدم تعادل ذهنی- رفتاریِ مرد سنتی زورگو که در جامعه ای با ابزار مدرن می زید را در برابر زنی به ظاهر مستقل به تصویر بکشد. شیروانی در فیلم اش از نمادها و استعاره های زیادی استفاده کرده است. از لال بودن و منفعل بودن پسر گرفته تا لرزش لیوان هایی که در پشت مرد چاق قرار دارند و حیواناتی که در سکانس هایی از فیلم ظاهر می شوند. زالو و بوقلمون به واقع بیانگر ویژگی های اخلاقی برخی از افراد اجتماع هست که شیروانی در سکانس هایی از فیلمش آنها را نمایش می دهد. کارکرد دستبند در طول فیلم هم بسیار تامل برانگیز است. در ابتدا مرد چاق از دستبند برای تهدید دختران که در موقعیتی به ظاهر ضعیف تر قرار دارند استفاده می کند در حالی که در قسمتی از فیلم خودش توسط مامور با دست بند تهدید می شود. به واقع لرزاننده چربی نقد ساختار قدرت در ذهن افراد جامعه است. جامعه ای که در آن دسترسی به ابزار قدرت موجب فراهم آمدن فرصت زورگویی و تهدید می شود و طبیعتا هر که زورمند تر، مسلط تر!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید