تیوال نمایش باغ وحش شیشه ای
S3 : 22:33:01
امکان خرید پایان یافته
  ۱۸ بهمن تا ۲۱ اسفند ۱۳۹۶
  ۱۸:۳۰
  ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: تنسی ویلیامز
: منوچهر خاکسار هرسینی
: ندا هنگامی
: (به ترتیب حروف الفبا) زهرا ایران نژاد، امیرحسین برادران، امیر تک فلاح، مهدی حیدرخان، سپهر حیدری نژاد، مهدی دربند حقیقت، غزل درسازان، امیرحسین صالحی، سحر طالب نژاد، امیرسجاد طبسی، سینا کتانی، نیما میرزاحسین

: رها جهانشاهی
: ندا هنگامی
: ماریا حاجیها
: رضا خضرایی
: بهاره رادمند
: حانیه موسوی
: سپهر حیدری نژاد، بهاره رادمند، آیدا ملک محمودی
: حسین ثمری، محمد حبیبی، نیما نیازی، آرین رضایی
: شهرزاد کاظمی، بهاره رحمتی
: سمیه خواسته
: بهاره اسدی
: بهمن صنیعی، حمید رضا قاسمی
: آیدا ملک محمودی
: محمد صادق زرجویان
: ایلیا شمس (تیاتربازها، پراکسیس)

گزارش تصویری تیوال از نمایش باغ وحش شیشه ای / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» وقتی اسکارلت لنگ می‌زند

» دغدغه هایم فرمالیستی هستند/ «باغ وحش شیشه ای» از دید روانشناختی

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
تا وقت هست ببینید این کار تر و تمیز و درست با پشتوانه واقعا هنری. این کار یک محصول ۱۰۰% هنری و حاصل کار هنرمندانه بازیگران و کارگردان خوش فکرشه.
مریم زارعی، عاطفه گندم آبادی، Samira، فرزاد، علی جباری، امیر و رضا سجادی این را خواندند
شاهین این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حتی وقت رفتن هم در سالن جا ماندم
من ، ذهنم ، روحم و قلبم
تمامی هنرمندان این اثر طوفانِ هولناکِ استرس از بار اول روی صحنه اومدن رو جا گذاشته بودن
انگار هرکدوم تا حالا استادی بودن با هزار هنرجو!
که انگار زندگی هرکدوم توام با نقششون بود!
برای نخستین بار دیالوگای یک اثر با همان لحن و صدا تو گوشم مانده .
انگار هزار و یک شبِ که باغ وحش شیشه ای با این دید در گوشم زمزمه میشود !
نمیدونم برای به تماشای این نمایش فوق العاده نشستن ذوق کنم یا برای به پایان رسیدنش بغض! برای پرتاپ انرژی های آماندا و لحن جذابش دلتنگ میشم
من بحت زده ی سیلی به تام و بازی بی نقص اون پسر جوان هستم.. باور نکردنی بود اون تسلط
حضور کم اما پر رنگ پدر خانواده که عاشق راه های دور شد و من هم حالا از راه دور دلتنگ بازیش هستم
و رقص تماشایی و دلچسب ذهنتیت لورا و اسب ! کاش میشد ظبطش کنم و روزی هزار ... دیدن ادامه » بار به تماشاش بشینم.. حال خوش رو در این پرده از اجرا بین تماشاچیان حس میکردم! حتی در پرده ی تجاوز فوق العاده بودند مخصوصا نقش اسب و تسلط و فرو رفتن کاملش تو نقش
و کاش بجز دیالوگ های ذهن ، باقی دیالوگ های لورا رو خود اصلیش بیان میکرد با همون حس و حال و صدای لرزان و تنیده در نقش!
و هزاران تبریک برای خانوم هنگامی عزیز برای خلق چنین آثاری.. تمامی نمایش هایتان بی نظیر هستند ..نیمروز اسکاتلند، خانه ای در انتهای خیابان بهار و بی شک شاهکار فراموش نشدنی شما باغ وحش شیشه ایست
به آرزوهایتان بپیوندید عزیزان .. هزاران تبریک برای این استعداد زیبایتان
عاطفه گندم آبادی، Samira، امیر، حسین پوریعقوب و رضا سجادی این را خواندند
شاهین و الناز این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در فراسوی مرز آنچه که انتظار میرفت به روی صحنه آمد ...میپنداشتم قرار است باغ وحش شیشه ای ای ببینم از جنس باقی باغ وحش شیشه ای ها .. با همان پردازش ها و همان لحظه های تکراری...اما من به تماشای این نمایش ننشستم ، لحظه به لحظه را گویی زندگی کردم... لحظه به لحظه هایش را تنفس کردم و غرقش گشتم.. غرق آوای دلنواز دو تام که به سختی میشد باور کرد صدای ظبط شده نباشد! اما نبود.. هنرمندی آن ها بود و بس!
از حس مادرانه ی آشنای آماندا
هنوز مات در هنر تامِ مست ماندم.. هنوز لحظه ای که لورا با فریاد تام میترسد از جلوی چشمم کنار نمیرود... آن لحن بجاء تام در فریاد بر سر مادرش ثبت شدنی است.. تام لجباز فراموش نشدنیست...
و پدر... آن عکس العمل های کاملااااا مناسب و بجا که دلم میخواهد یک بار دیگر بیایم و فقط به تماشای پدر بنشینم
آن حس خنده و گریه ی درهم تنیده روح من را به اوج رساند...
پرده ی تجاوز و چهره ی لورا... انگار نمایش نبود! واقعیت بود..
آن مرد جوان پشتی سرش در نقش اسب...با هر چرخش او مو بر تنم سیخ میشد
چقدر هنر باید در جسم و جان یک انسان آغشته شده باشد که بدون داشتن حتی یک کلمه سخن اینگونه دیدگان را به خود جذب کند... حتی در لحظه های نخستین نمایش و گذرش از جلوی بقیه...
چقدر تمرین لازم است تا تام از لحن تا بدن و تا حتی چشم هایش مست باشد...
چقدر دقت نیاز است تا قاب عکس پدر واقعا پر رنگ تر از خود واقعی اش بشود.. هنر همین است.. شاهکار همین جاست..
همین جاست که چنین هنرمندانی برای اولین بار چنین شاهکاری را خلق کنند
و سر تعظیم باید فرود اورد برای چنین کارگردانی هوشمندانه و اموزش دقیق و تربیت چنین بازیگرانی
با اطمینان خاطر به این هنر از سالن بیرون امدم.. لبخند میزدم و مطمئن شدم این هنرمندان هستند تا بازیگری را جان دوباره میبخشند
تماما از نور و دکور و صدا ها مجذوب کننده بود
ریتم دلنشین راوی و بازی رها شده ی جیم ..
انگار ... دیدن ادامه » این ها بازیگر نبودند.. انگار همان شخصیت ها را از کلمه به کلمه ی کتاب بیرون کشیده بودند و در جلوی دیدگانم به پرداختن به زندگی مشغول بودند... نقش در اغوش بازیگران بود.. تک به تک..
نمایش دلچسب همین است که بعد از چند روز میفهمم که هنوز هم روح خود را روی همان صندلی جا گذاشته ام و دلم میخواست تا ابد این اجرا ادامه میافت..
اسب میرقصید و میرقصید و میرقصید و من غرق در رویای شیشه ای ام میماندم...باز هم میآیم و فقط خیره به او میمانم
هیچوقت آن مرد جوان را فراموش نخواهم کرد... جانم را در لحظه های حضورش در صحنه جا گذاشتم..
و همینطور لورا در همراهی رقص با او... شگفت..
هنر را لمس کردم ... در تک تک لحظه های این کار
و تا ابدیت قسمتی از حافظه ام متعلق به نقش اسب ، پدر و تام مست باقی خواهد ماند ...
و باور دارم که چهره ی پدر.. بازی تام مست.. لورا و لحن خاص اش... اسب که جایی برای سخن گفتن نمیگذارد .. در خاطر تماشاچیان ثبت خواهد شد
به امید دیدن هرچه سریع تر تک تکتان در بهترین جایگاه زندگی
فرزاد جعفریان و عاطفه گندم آبادی این را خواندند
farhad riazi و مهدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش، از چهارشنبه ۱۶ تا جمعه ۱۸ اسفند، به نویسندگی: تنسی ویلیامز، طراحی و کارگردانی: ندا هنگامی و بازی: زهرا ایران نژاد، امیرحسین برادران، امیر تک فلاح، مهدی حیدرخان، سپهر حیدری نژاد و ... امروز (دوشنبه) ساعت ۱۴ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی قراره بری نمایش باغ وحش شیشه ای ببینی میدونی با چه داستانی طرفی و شاید بدونی چی قراره ببینی ولی وقتی این اجرا رو میبینی جوری مجذوب کار میشی انگار داستان یادت رفته و یا فراموشش کردی و میخوای از زبان این راوی گوش کنی. بنظرم تیاتر یعنی این٬ یعنی شریک کردن ذهن تماشاگر در اجرا٬ یعنی ارزش قایل شدن برای قدرت تخیل تماشاگر. تجربه لذت بخش تماشای این کارو از دست ندید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به دلیل استقبال تماشاگران:
باغ وحش شیشه اى تنها براى ٨ اجراى دیگر تمدید شد

باغ وحش شیشه اى تا ٢١ اسفند تمدید شد.
پیش فروش روزهاى تمدید شده از امروز(١٠ اسفند) ١٢ ظهر آغاز شده است.
عاطفه گندم آبادی این را خواند
آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوشحالم که بعد مدت‌ها وقتی برای دیدن یه تئاتر رفتم، چنین تجربه‌ی خوب و شیرینی داشتم. سومین کاری بود که از «باغ وحش شیشه‌ای» می‌دیدم و این شاید بهترین بین اون سه اثر بود.
جدا از همه‌ی صحنه‌ها که تو ذهنم حک شد، من عاشق صدا و ترانه‌ای که خونده می‌شد شدم.
مرسی بابت اثر خوبتون.
خیلی ممنون از شما بابت نظر ارزشمندتون
۰۸ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از یکشنبه ۶ تا سه شنبه ۸ اسفند، به نویسندگی: تنسی ویلیامز، طراحی و کارگردانی: ندا هنگامی و بازی: زهرا ایران نژاد، امیرحسین برادران، امیر تک فلاح، مهدی حیدرخان، سپهر حیدری نژاد و ... امروز (پنجشنبه) ساعت ۱۲ اغاز خواهد شد.
Zara این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ندا هنگامی رو از زمان آژی دهاک شناختم و با ماضی استمراری ، نیم روز اسکاتلند و خانه ای در... دنبال کردم تا به امروز که به جرات قوی ترین و هوشمندانه ترین کارش رو روی صحنه ی قشقایی دیدم، سیر پیشرفت کارگردانی در این کارگردان رو ستایش میکنم و به احترام ایده های ناب و برداشت بینظیرش از متن باغ وحش شیشه ای ( که در میزانسن بستن بند کفش به جای خوردن شام [با بازی بد اولین تام البته!]از همان ابتدا درگیرم کرد)ایستاده تشویقش میکنم اما حیف ... حیف از این ایده های ناب که در پرورش و به صحنه در آمدن عقیم مانده اند مثل پرتقالهای خوش آب و رنگ و زیبای شمال که در سرما از درون یخ زده اند... من غبطه میخورم به ایده ای که لورا در حال آماده شدن برای دیدار معشوق دیرین است و تلاش مادر برای پوشاندن عیب های دخترش نوعی تجاوز به ذهن و روح او برداشت شده اما در عدم تفکر برای ایجاد حرکات فرم ... دیدن ادامه » منظم و تعریف شده و انتخاب موسیقی دلنشین برای این صحنه شاهد رفت و آمد تام هایی سرگردان با بازی های بد بر روی صحنه هستیم که گویا هیچ ایده ای برای حمله به ذهنیت درمانده ی لورا ندارند و تکرار پشت تکرار و دست به دعا شدن من برای خراب نکردن این ایده ی جذاب! عذاب آور تر آن است که در چند صحنه ی بعد و در صحنه ی رقص لورای سفید همراه با اسبش میبینی که وقتی روی حرکات فرم تمرکز شده باشد و موسیقی دلنشین آلفرد اشنیتکه که به زیبایی تلفیق شده( به حق و انصاف همراه با بازی زیبای لورای سفید پوش و اسبش و دیالوگ گویی جیم) چاشنی کار شده باشد این بار دست به دعا میشوم که این صحنه کاش تمام نشود...
در مورد بازی ها انصاف به خرج میدهم و نمره ی قبولی به بازیگرانی که بار اول بود صحنه را تجربه میکردند میدهم اما این بار هم فقط به لورا و لورای سفید پوش به همراه تامی که صحنه ی مستی رو بازی کرد ولی هنوز خشم کاذب و عدم درک موقعیت صحنه برای دیالوگ گویی شخصیت آماندا که میتونم اسمشو آماندای ایرانیزه شده بذارم! و دیالوگ گویی پر ایراد و عدم درک پارتنر درصحنه توسط اولین تام وصد البته بد و بدتر از همه نشنیدن دیالوگ های دیگر بازیگران توسط هم که کاملاً مشهوده و هر بازیگر گویی منتظره تا صدای بازیگر مقابل قطع شود تا دیالوگ خودش را شروع کند همچنان خطی زشت بر چهره ی زیبای این بازی هاست
در آخر ای کاش حداقل تام راوی حذف میشد و همان تام آوازه خوان این نقش را عهده دار میشد من مدام منتظر بودم ادامه ی خاطرات رو از زبان او بشنوم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من امشب به تماشای این اثر ارزشمند نشستم
پایاننامه من باغ وحش شیشه ای بود ،چرا باغ وحش شیشه ای؟!!
چون همیشه رفتن برایم سخت بود ولی میخواستم برم برم ،و خالصانه این متن را میپرستم
و این نمایش این تام های شاهکاری که روی صحنه احساسات ادم را برانگیخته میکردند تک تک لحظه ها خودم را در آن ها می‌دیدم ، این متن دشوار و باهوشی کارگردان که همه لایه های این متن را کشف کرده و بازیگرانی که به بهترین شکل ممکن آنرا اجرا کردند ،ریتم صحنه ها حفظ میشد این بهترین نکته در یک نمایش است ،این بهترین نکته است چون به تماشاگر اجازه قطع شدن نمی‌دهد
همه‌ی بازیگران خوب بودند من قبل از اینکه بلیت بخرم از سایت مصاحبه ی تیوال با کارگردان این کارا شنیدم ،و گفتند که این بازیگران برای اولین بار است که روی صحنه میروند،مگررر ممکنه؟؟!! از همان پرده اول که نمایش شروع می‌شود آدم فکر ... دیدن ادامه » میکند این بازیگرانی که روی صحنه هستند حداقل ۴_۵سال سابقه دارند
امیدوارم همه بازیگرانی که برای بار اول روی صحنه می‌روند مثل بازیگران این نمایش باشند آینده ای درخشان در انتظارشان هست .
خسته نباشید میگم به این تیم و لحظه شماری میکنم تا در کارهای بعدی آنها را روی صحنه ببینم و دنبال کنم

صادق کمالی


برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هنوز تو رخوت خوش اون صحنه ی رقصم با اون موسیقی تلفیقی اعجاب انگیز با اون حرکات فرم بی نظیر اون دخترک با لباس اسکارلت با اون دنیا دنیا حرفی که فقط با صورت به تو میزد که از همه ی دیالوگ های تنسی ویلیامز بیشتر لورای واقعی رو به تو نشون میداد ... هنوزم تو خاطره ی شب مستی تامم با بازی قوی اون تام مست و بیان اعجاب انگیزش برای تعریف خاطره ش ... بازی بدون کلام اسب تک شاخ و صلابت حضورش تو صحنه...الو گفتن های به جای پدری که عاشق راهای دور شد و رفت... این بازیگرا بار اول بود صحنه رو تجربه میکردن؟ چطور ممکنه مثلاً اون دخترک اسکارلت نما برای بار اول روی صحنه رفته باشه و اینجوری انرژی تماشاچی رو به سمت خودش بکشه؟ یا اون تام مست... من که باور نمیکنم! دستخوش به کارگردان باهوشی که با چنین برداشت جذاب و پر انسجام متن رئال باغ وحش شیشه ای رو تبدیل به رئالیسم جادویی ای بی نقص ... دیدن ادامه » کرد و دستخوش به بازیگرانی که هنوز هم باور نمیکنم بار اول باشه که صحنه رو تجربه میکنند امیدوارم درخشش این نسل در حاشیه های امروز سینما و تئاتر ما خاموش نشه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش باغ وحش شیشه ای
نمایشی با ریتم خوب و پر احساس ،احساسی که باعث باورپذیری آنها شده و آنقدر غرق در اجرا میشوی و همه چیز واقعی است اصلا ادم متوجه نمیشه که یک نمایش را دارد تماشا میکند و مهم ترین نکته در نمایش این است که زندگی دران جریان داشته باشد و این بازیگران جوان به این نکته بسیار زیاد دقت کرده اند
طراحی و کارگردانی به جا و فوق العاده ،بازی های واقعا درخشان و به اندازه
از زمانی که صحنه به یک خانه ی واقعی تبدیل می‌شود و بازی ها در آن پرده تغییر میکند نمایش روح تازه ی دیگری به خود میگیرد و باعث میشود دوباره کنجکاوانه به تماشای نمایش ادامه داد
و با و رود جیم با یک صحنه ی احساسی دیگری مواجه میشویم و یک قابی زیبا از یک صحنه ی رقص بوجود می‌آید که باهوشی کارگردان و توانایی بازیگران را نشان میدهد
من قبلاً نمایشنامه را چندین بار خواندم ولی وقتی ... دیدن ادامه » که خواستم بیام نمایش. را ببینم یکبار دیگر آن را خواندم تا بیشتر درگیر آن شوم .
این نمایش به شدت پیشنهاد میشود
ممنون از انتخاب شما برای تماشای نمایش ما و نظر بسیار ارزشمندتون
۲۸ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی از باغ وحش شیشه ای با بازیهای خوب را شاهد بودم. نحوه روایت داستان نمایش، مانند نمایشنامه اصلی به صورت خاطره نمایی است یعنی منظر تماشاگر به داستان در واقع خاطرات قهرمان داستان است. کارگردان با خلاقیتش به خوبی این نوع شیوه روایی داستان را به نمایش گذاشته است. بازی همه بازیگران بسیار فراتر از حد انتظارم بود ، بخصوص بازی جیم و مادر (آماندا) بسیار عالی و دلنشین بود. بعد از ورود جیم کار ریتم پیدا میکنه و در واقع به ظاهر جیم برای مدت کوتاهی با امیدوار کردن لورا ، آماندا و تام زندگی آنها را تغییر می دهد که جیم به خوبی توانسته این احساس را به مخاطب انتقال بده. در کل این اجرا لحظه های دلنشینی داشت که در ذهن مخاطب باقی می ماند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش بسیار خوبی بود
بازیگر ها به درستی ایفای نقش کردند
و تحلیل شخصیت عالی بود
و خلاقیت کارگردان بی نظیر بود
اولین نمایشی از باغ وحش شیشه ای بود که به همه ی جنبه های شخصیتی از کاراکتر ها پرداخته شده بود بخصوص تام
بی نظیر بود
۱۰ نفر این را خواندند
Aynaz Shahrodi و Zara این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس های تازه این نمایش با بازی مهدی دربند حقیقت، امیرسجاد طبسی، زهرا ایران نژاد و.. روزهای یکشنبه ۲۹ بهمن و چهارشنبه ۲ تا جمعه ۴ اسفندماه امروز ساعت ۱۴ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اولین چیزی به چشم مخاطب می آمد طراحی صحنه فوق العاده و طراحی لباس فوق العاده این کار بود. اگر شما نمایشنامه باغ وحش شیشه ای راه خوانده باشید متوجه تحلیل درست کارگردان و به درستی به نمایش گذاشتن آن می‌شوید که این روزا کمتر در کار ها دیده می شود. اگر نخواهیم خیلی ریز و فنی به کارگردانی این کار بپردازیم می توانیم به میزانسن های درست و دکوپاژ این کار اشاره کنیم

نکته جالب توجه این اثر بازی های درست و به اندازه که در چهارچوب اثر به درستی انجام شده بود مخاطب را به خود جذب می‌کرد و این در حالیست که بازیگران این کار همه تجربه اول خود را بر روی صحنه داشتند
این کار فوق العاده زیبا و حرفه ای و متفاوت روی صحنه رفته بود، بنظر من ارزش چندین بار دیدن رو هم داره پیشنهاد میکنم حتما این کارو ببینید، به خانم هنگامی و گروهشون تبریک و خسته نباشید میگم ، موفق باشید و همیشه بدرخشید.
آماندا
تنسی ویلیامز: «دوزخ در واقع خودِ آدمی‌ست و تنها راه رهایی از آن از خود گذشتگی و مراقبت از دیگران است.»
تام
تنسی ویلیامز: «زمانی هست که آدم باید برود، حتی اگر مقصدش نامعلوم باشد.»
لورا
تنسی ویلیامز: «شخصیت‌های ‌شکننده و منزوی که از زندگی هراس دارند، در باطن قوی‌ترین آدم‌ها ‌هستند.»
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در دنیای باغ‌وحش شیشه‌ای هیچ‌کس نمی‌بیند. همه گویی در رویا گام بر می‌‌دارند و تماس خود را با واقعیت تلخ پیرامون از دست داده اند… حتی جیم هم در توهم زندگی می‌‌کند. او در کلاس‌های ‌فن بیان و گویندگی رادیو شرکت می‌‌کند و سعی دارد از طریق رسانه‌هایی که خود توهم زا هستند از واقعیت زندگی خود بگریزد و به سوی دنیایی روشن‌تر گام بردارد. اما هر چه باشد جیم نماد دنیای واقعی‌ست و احوال روحی‌اش هم‌چون سه شخصیت اصلی داستان بحرانی و منقطع از واقعیت نیست. هیچ‌کس نمی‌خواهد که ببیند، چرا که لحظه‌ی دیدن واقعیت برابر است با لحظه‌ی ویرانی دنیاهای درونی شخصیت‌ها. و از آن‌جا که تنها دنیایی که آن‌ها ‌می‌‌شناسند همین دنیای درونی ست، لحظه‌ی درک واقعیت لحظه‌ی مرگ آن‌ها ‌خواهد بود… چرا که در خلاء نمی‌توان زیست…

جایی در داستان، جیم می‌‌گوید: «تک‌شاخ‌ها ... دیدن ادامه » ‌خیلی وقت است که منقرض شده‌اند» و این است حقیقت خانواده‌ی وینگفیلد، حقیقت تام، آماندا و لورا… آنان منقرض شده‌اند، در انزوای خود به اغما رفته‌اند ‌و در خواب قدم برمی‌‌دارند… در خواب تلاش می‌‌کنند تا همه چیز بهتر شود. تا خوش‌بخت شوند. حال آن‌که در لحظه‌ی بیداری و هجوم بی‌رحمانه‌ی واقعیت، همه چیز، همه‌ی آن‌چه رویای خود را برای رسیدن به آن هر داده‌اند، فروخواهد ریخت…

باغ وحش شیشه‌ای یک نمایشنامه‌ی درام مدرن است. یکی از مشخصه‌های این نوع نمایشنامه‌ این است که تک تک شخصیت‌ها به صورت انفرادی و جدای از بستری که در آن قرار گرفته‌اند هویتی مستقل دارند. ویلیامز با دادن جزئی‌ترین توصیفات و حرکات شخصیت‌های اصلی نمایشِ خود، سعی در القای این مهم دارد که هریک به صورت جداگانه از روانشناسی و ویژگی‌های اخلاقی خاص خود برخوردار هستند. تماشاگر و خواننده لازم است که با تمام وجود احساس کند که شاهد برشی از زندگی واقعی است نه اینکه نقش‌بازی کردن هم چون یک لباس گشاد به تنِ بازیگران زار بزند. در این نمایشنامه تام، لورا، آمندا، جیم و پدرِ خانواده که در سراسر نمایش تنها عکسش وجود دارد هریک به صورت جداگانه از جهات متفاوتی قابل بررسی هستند. هریک نسبت به حقیقت تلخ موجود به شکلی خاصِ خود واکنش نشان می‌دهند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
طولانی ترین فاصله بین دو مکان ، زمان است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید