آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال کتاب گزینه اشعار کیومرث منشی زاده
S3 : 13:13:46 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
کاش می فهمیدی:
در خزانی که ازین دشت گذشت
سبزها باز چرا زرد شدند
خیل خاکستری لک لک ها
در افق های مسی رنگ غروب
تا کجاهای کجا کوچیده ست
.
.
کاش می فهمیدی:
زندگی محبس بی دیواری ست
و تو محکوم به حبس ابدی
و عدالت ستم معتدلی ست
که درون رگ قانون جاری ست
.
.
کاش می فهمیدی:
دوستی آش دهن ... دیدن ادامه ›› سوزی نیست
عشق بازار متاع جنسی ست
آرزو گور جوانمردان است
مرده از زنده
همیشه
هر آن
در جهان بیشتر است
.
.
کاش می فهمیدی:
چیزهایی هست که باید تو بفهمی، اما...
بهتر آن است کمی گریه کنم
.
.
کاش می فهمیدی...



《کیومرث_منشی_زاده 》
ابرشیر و اریک قاراسمیان این را خواندند
رویا و امیر عسگرزاده این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دایره در اثبات تساوی شعاع های خود
بر گرد مرکز خود
خم مانده است
تا کی می توان شعاع های دایره را
به پیروی از یکدیگر
محکوم کرد

انعکاس صدای زنجیرها
تصویر سرود آزادی را
در آینه ی چشم های من
می شکند
انتظار آزادی چندان غم انگیز است
که حکّاکی اعلامیه ی حقوق بشر
بر دیوار کوره ... دیدن ادامه ›› های آدمی سوزی
چرا که انسان
آزاد
به دنیا نمی آید
که آزاد
زندگی کند
که آزاد
بمیرد
انسان دایره ی غم انگیزی ست
که تکرار می شود



« کیومرث منشی زاده »

از کتاب گزینه اشعار کیومرث منشی زاده
انتشارات مروارید
سپهر جانم
درود به همه ی انتخاب هایت و این هوش شاعرانه ات که همه این روزها و ماه ها آن را در تیوال مهمان مان می کنی

فحوی این شعر منشی زاده بسیار دردناک است چرا که نوعی ذاتگرایی نومیدانه را تداعی می کند که در تقابل جمله ژان پل سارتر قرار می گیرد که " انسان محکوم است به آزادی"

من خوش دارم آرمان و آرزوی هستی انسان محکوم به آزادی را بر جبر واقعیت دهشتبار سیزیف وار انسان‌در زنجیر، ترجیح دهم
۲۹ خرداد ۱۳۹۹
ابرشیر
سپهر جانم درود به همه ی انتخاب هایت و این هوش شاعرانه ات که همه این روزها و ماه ها آن را در تیوال مهمان مان می کنی فحوی این شعر منشی زاده بسیار دردناک است چرا که نوعی ذاتگرایی نومیدانه را ...
ممنون اردشیر جان از لطف و همراهی همیشگیت


بذری که ز زیر سنگ و سیمان سفری‌ست
وان چشمه که از شکافِ خارا جاری‌ست

آن نیرویی که می کشاند همه را
جز دغدغه‌ی میل به آزادی نیست


محمدرضا_شفیعی_کدکنی
کتاب طفلی به نام شادی
دفتر هنگامه‌ی شکفتن و گفتن
۲۹ خرداد ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید