تیوال نمایش هزار و یک تو
S3 : 22:56:29
امکان خرید پایان یافته
  ۱۳ دی تا ۱۸ بهمن ۱۳۹۷
  ۱۹:۱۵
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۳۵,۰۰۰ تومان

: السا فیروز آذر
: السا فیروز آذر، ادیب قریب، نسیم شجاعی و بابک قادری

: سروش اکار، هانیه بیات، ترمه توللی، محسن جهانشاه لو، نیوشا دلشادیان، محمدرضا شجاعیان، معصومه عبادپور، محسن عباسی، عماد اردلان، حنانه عنایتی، آرمان کارخانه، سینا کاظمی، مینا مرادی، ‌سعیده موسوی، امید موسوی، امیر مؤذنی، ساناز نام دوست، حامد نظری، امین نظری، نیلوفر وثوقی، مرضیه وکیلی، شیوا وندا
: محمد غزازانی
: محمد مهدی سجادی
: مجید اروجلو
: سارینا شاد
: کامران تفرشی
: لیلا پناهی، لیدا ناصحی
: رهی بالایی
: سپیده نقدی
: غزال عنایتی
: مجتبی اسحاقی
: شرمین صالحی
: فرناز یحیی پور
: رکسانا دهری
: معصومه جاوید، ندا قرائتی، بهار تاجور
: ملیکا اصل پور، هدیه قهقهانی، هستی خاندائی، مصطفی میرزایی، رضا کریمی، مرسده نقی زاده، مسعود شفیقی، امیر عزیزی
: السا فیروزآذر
: ساناز نام دوست، لیلا ورمزیار
: آرمان کارخانه

توجه: اجرای این نمایش راس ساعت ۱۹:۱۵ آغاز خواهد شد. لطفا ۳۰ دقیقه زودتر تشریف داشته‌باشید. بلیت پس از آغاز برنامه اعتباری ندارد، و صندلی در اختیار سالن خواهد بود.

فروید و شهرزاد (دو روان درمانگر) همدیگر را در ناکجاآبادی می‌بینند و سپس در می‌یابند که در خواب انسانی بیمار و بدبین در عصری دیگر هستند. آن دو تصمیم می‌گیرند تا وقتی در خواب او هستند خواب‌هایش را به سمت امید و مثبت‌اندیشی تغییر دهند.

گزارش تصویری تیوال از نمایش هزار و یک تو / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

حافظ، نوفل لوشاتو، بعد چهارراه رازی، نرسیده به خیابان ولیعصر، کوچه زیبا، پلاک ۱، عمارت نوفل‌لوشاتو
تلفن:  ۶۶۴۸۳۷۴۲


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
خوشبختانه شب پایانی فرصت این رو پیدا کردم که به تماشای این کار بسیار زیبا بنشینم. علاوه بر زیبایی های اجرایی و بصری و بازیهای روان، پیام نهفته در بطن نمایش برایم جذابترین قسمت این کار بود. " پیروزی عشق بر نفرت ". خانم فیروزآدر میان آن تاریکی های صحنه، رویایی سپید و خیال انگیز را به تصویر کشیده بود. رویایی که از " سیسی "گرفته که با کمک دکتر فروید از برزخ فرافکنی ها و خودتلقینی های ذهنی اش رهایی می یابد و می آموزد که هر چه هم که از سر آدمی گذشته باشد ... می توان به سوی روشنایی بازگشت. انسانها را با خطاهایشان پذیرفت و از قربانی بودن دست برداشت. تا شهرزاد قصه گو، که دل تیره و تار و خیانت دیده پادشاه را با عشق و آگاهی خویش روشن و مملو از محبت می کند ... و حتی همسر شهرباز و معشوق اش، که بر خلاف هزار و یک شب، به دست شهرباز کشته نشده اند و در زمانی که آوازه ... دیدن ادامه » عشق شهرزاد و شهریار تمام شهر را پر کرده همسرش هم حضور دارد و در سرانجام هر قصه عشق بر کینه و نفرت و انتقام پیروز می گردد. از طرفی دیگر فعلی که تحت عنوان کلی " خیانت " می شناسیم با حالات مختلف و کاملا متمایز پیش چشممان تصویر می شود ... از پست ترین و حیوانی ترین حالت ( که بر سر مادر سیسی رفته و بلایایش دامان سیسی را هم گرفته ) گرفته تا شریف ترین و متعالی ترین صورتش، که در عشق شهرزاد به شهرباز تجلی یافته، و از دل سپردن شهرباز و شهرزاد ، صلح و زیبایی در دنیا دیگربار زاده می شود. و من داشتم فکر می کردم که چرا در پس ذهن ما نسبت به هر فعلی که نام " خیانت " را یدک می کشد، فارغ از ماهیت و چند و چونش همیشه پیش داوری های نفرت بار و تیره ظاهر می شود ... شاید که باید بیشتر بر معنای یک فعل تمرکز کنیم تا صورت ظاهری یک فعل و حتی باید ... به فراخور معنا و چرایی و چند و چون افعال، واژه هایی نو تعریف کنیم . تا زندگی را با معنای حقیقی آن، و نه با بار معنایی سپید و سیاه واژه های از پیش تعریف شده درک کنیم. ( همانطور که در این نمایش شاهد بودیم، "خیانت " همیشه از سر حیوان صفتی و دنائت نیست ... گاه می تواند فعلی شریف باشد و روشنی و سپیدی به ارمغان آورد. ) چراکه نحوه معنا کردن حقیقت، حقیقت وجودی خود ما را می سازد .... همانگونه که " ویکتور فرانکل " گفته است : " من به جرات می گویم که در دنیا چیزی وجود ندارد که به انسان بیشتر از یافتن معنای وجودی خود در زندگی یاری کند. در این گفته " نیچه " حکمتی عظیم نهفته است که " کسیکه چرایی زندگی را یافته است، با هر چگونگی خواهد ساخت "
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش سه روز تمدید شد. خرید بلیت از سه شنبه ۱۶ تا پنجشنبه ۱۸ بهمن، به نویسندگی، کارگردانی السا فیروز آذر و با بازی السا فیروز آذر، ادیب قریب، نسیم شجاعی و بابک قادری، آغاز شد.
آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیش بسوی غافلگیری!
همه چیز دست به دست هم می دهند تا نمایشی جذاب را تماشا کنیم.
بازی هایی حساب شده، دیالوگ هایی متفاوت و تفکر برانگیز، نور و صدای مطلوب و....
همه و همه به پیش برد داستان و همراهی مخاطب با آن تا به پایان نمایش کمک می کنند.
سکوت ها، حرفها و حرکت‌ها به جا و فکر شده هستند.
کیفیتی فراتر از یک کار اول،
فضای داستانی تلفیقی و استفاده از شعرهای فارسی، ایده ی جالبی است؛
پس برای غافلگیری آماده باشید
با سلام و خسته نباشید به خانم فیروزآذر، بازیگران و عوامل محترم نمایش
از تماشای نمایش لذت بردم. پیش از هر چیز لازم است بگویم متخصص و منتقد نیستم، لذا صرفا نکاتی را که به عنوان یک تماشاگر عادی احساس کردم بیان می‌کنم. متن نمایش خوب بود. تلفیق هزار و یک شب و روش روان‌کاوی زیگموند فروید و استفاده از اشعار در نمایش جالب بود. بازی بازیگران عالی بود. گروه بازیگران فرم در بسیاری از بخش‌های نمایش بسیار تاثیر گذار بودند و همکاری خیلی خوبی داشتند. تنها گاهی حس می‌کردم تحرک بیش از اندازه آن‌ها موجب دور شدنم از روند نمایش می‌شود. اما در مجموع شب خوبی را تجربه کردم و تماشای این نمایش را پیشنهاد می‌کنم.
سپاسگزارم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از پنجشنبه ۴ تا سه شنبه ۹ بهمن، به نویسندگی، کارگردانی السا فیروز آذر و با بازی السا فیروز آذر، ادیب قریب، نسیم شجاعی و بابک قادری، آغاز شد.
رویا کاظمی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باید بگویم که با اندکی دودلی این نمایش را برگزیدم، اما خوشبختانه فرجام کار خرسندکننده بود. اگر بپذیریم آدمیانی که در خواب کسی هستند، همانند جهان هستی توانایی آفرینش و دگرگونی در جهان خواب را دارند (فرض محال که محال نیست)، با نمایشی خوب رو به رو هستیم که صحنه های خود را اندیشمندانه می چیند و تماشاگر را تا پایان با خود همراه می کند. بازیها بسیار خوب است و لباسهایی که در هماهنگی با صحنه های گوناگون بر تن بازیگران می نشینند، به درستی برگزیده شده اند. نویسنده/کارگردان نور، موسیقی و دکور را برای گفتن دلچسب داستان به خوبی به کار گرفته است، اما تکخال نمایش گروه "بازیگران فرم" هستند. گروهی که نه تنها هماهنگ هستند (که مانند آن را در این سالها کمتر دیده ام)، بلکه صحنه هایی که می آفرینند، با آمیخته شدن در تار و پود داستان، به زیبایی به پیشبرد آن یاری می ... دیدن ادامه » رساند.
شادباش به خانم فیروزآذر برای نوشتن و کارگردانی استادانه در کارآزمایی نخست شان
شادباش به خانم سارینا شاد برای طراحی چیره دستانه حرکت
و آفرین ها به گروه فرم برای اجرای چیره دستانه و به یاد ماندنی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صحنه، یک راوی است. روایت، یک افسانه و افسانه، قصه تلخی است از چیزهایی که باید می‌بود و نبود...

در سرمای استخوان سوز زمستانی و روز تگرگی تهران، در عمارتی انتهای کوچه زیبا، به تماشای این نمایش نشستم. راستش، پس از تماشای سه اثر ناامید کننده و کلافگی از این همه انتخاب‌های بدی که داشتم، به دعوت یک دوست و از قضا همسایه، پا به سالن شماره یک عمارت نوفل لوشاتو گذاشتم و خدا خدا می‌کردم که‌ای کاش صرفاً با یک پرفورمنس سورئال مواجه نشوم.

هزار و یک تو، از نگاه من، بر خلاف آنچه که شاید پنداشته شود، پست مدرن نیست. شاید امپرسیون باشد. شاید اکسپرسیون باشد. حتی اگر خیلی تنگ نظر باشیم شاید سورئال هم باشد. ولی پست مدرن نیست.

روایت السا فیروزگر، داستان رویارویی شهرزاد است و فروید! بخش‌هایی از داستان مربوط می‌شود به داستان شهرزاد قصه گو در داستان‌های هزار و یک ... دیدن ادامه » شب. همان جا که شهریار، شاه ایران به خیانت همسرش پی می‌برد و با دلی پر کینه تا سه سال از دختران باکره انتقام شکستش را می‌گیرد تا زمانی که شهرزاد، دختر وزیر پا به میان گذاشته و قصه‌هایی که هر شب برای شاه تعریف می‌کند و باقی ماجرا... شاید به همین خاطر است که «هزار و یک تو» بیش از هر چیزی در مذمت و نکوهش خیانت است. اما شهرزاد یک سوی داستان است و آن روی ورق، فروید، روان کاو اتریشی است که در تلاش برای یافتن درمان برای انسانی است در عصری دیگر، درگیر، روان رنجور و بدبین. او برای تحقق هدفش به خواب و ناخودآگاه بیمارش ورود می‌کند که وظیفه اجرای تمام این رویاها بر عهده بازیگران فرم کار است. به عبارتی بیمار فروید دچار پارانوئید است و همین باعث می‌شود که مخاطب، همواره و با دلیلی موجه، با پرفورمنس های زیبایی در نمایش مواجه شود که همگی ریشه در توهمات و خواب‌های بیمار فروید دارد.

سخن کوتاه کنم. «هزار و یک تو» در ابتدا نمایشی فاخر است. سبک دیالوگ‌ها، نه از برای نشان دادن سطح سواد و توانایی نویسنده، که از منظر شباهت به سبک سخن‌ها و نوشتار «هزار و یک شب» است. به سختی می‌توان گفتاری هجو، نالازم یا بی آهنگ را در میان دیالوگ‌ها پیدا کرد. روایت فیروزگر، در تلاش است تا کابوس را به سمت رؤیا و رؤیا را به سمت امید ببرد. انگار که هر کابوسی، بیش از اینکه وهمناک باشد و ناخوشایند، نوری است در میان عمق تاریکی. آن چه بیش از همه به مخاطب «هزار و یک تو» می‌چسبد، استخوان بندی صحنه نمایش و سیالی آن است. بازیگران فرم، صرفاً بازیگران آماتوری نیستند که قرار است پس از پایان یک کارگاه آموزشی، در اجرایی واقعی مورد آزمون قرار بگیرند. آن‌ها با دلسوزی و ریزه کاری، پرفورم هایی نسبتاً پیچیده را به نمایش می گذارند. هر چند وظیفه ابتدایی بازیگران فرم در نمایش‌های اینچنینی، صرفاً تغییر فضای نمایش و القای حس و حال‌های مورد نظر به مخاطب است، اما در این نمایش چیزی فراتر می‌بینیم و حتی با بازیگران فرم هم می‌توانیم ارتباط برقرار کنیم. بازیگران اصلی، به خوبی از پس انتقال احساسات و بهره گیری از زبان بدن بر می‌آیند و نگاه مخاطب برایشان مهم است. باید به فیروگز تبریک گفت که خودش را هم جای یکی از نقش‌های اصلی قرار داده. ترجیح هر کارگردان تئاتری این است که نظاره گر و مدیر آفریده خود باشد تا اینکه در آن نقشی ایفا کند.

دوست دارم این نگاره را این‌گونه به پایان برسانم. «هزار و یک تو»، هزار و یک تویی که الآن روی صحنه است، اثری ماندگار در ذهن نیست. جزو نمایش‌های خاص نیست و در رده بهترین نمایش‌های سال قرار نخواهد گرفت. اما ایمان‌دارم، که همین گروه، اگر اجراهایی در آینده داشته باشند و اگر بازنگری‌هایی بکند و ایراداتی را مرتفع کند، بلاشک یکی از به‌یادماندنی‌ترین صحنه‌های نمایش را خواهد ساخت. به قول رضا حداد، یک آرتیست دوست دارد آنچه را دلش می‌خواهد روی صحنه ببرد حتی اگر مخاطب آن را دوست نداشته باشد. اصلاً کارگردان نباید در این‌گونه نمایش ها به سلیقه مخاطب فکر کند. شاید لازم باشد این روحیه، در بطن افکار فیروزگر قوی‌تر شود.
Mindfulness، رویا کاظمی، امیر و محمد نوروزی این را خواندند
میلاد طیبی و امیر عسگرزاده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هزارو یک تو،یه کار متفاوت و بحث برانگیز ،یه تجربه ی نو از الســـا فیروز آذر ،نظارگر شدیم دستچین انتخاب الســـارو برای به تصویر کشیدن حرفهای ناگفته..
فرار از کابوس ..همرنگ رویا..زمان گردی...رنگ پاشیدن واژه ی امید به تارو پود زندگی رها از منفی گرایی و نقش زدن با رنگهایی از حس مثبت
راوی داستـــان تمام دلمشغولیهای خود را اخر پنهـــان کرد پشت واژه ایی اشنا ،همان یار همیشگی،همان سه حرف کنارهم نشین ،همان عشـــق
انتخاب بازیگرانی چون بابک قادری با صدای گرم و گیرا ،ساناز نام دوست(جــادوگر) باان اکت، خنده های شیطـــانی باور پذیر،و ایفای نقش شهرزاد در لباس کارگردان خود چشمنوازی بود در صحنه ی این نمایش .
باید تنهـــا بسنده کرد به این کلام :خستگی از کارتان به دور و نامتان ماندگار
امیر و رویا کاظمی این را خواندند
noshadow s، آذرمهر و میلاد طیبی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام من سه شنبه نمایش هزار و یک تو رو دیدم و خیلی لذت بردم
کار خانم فیروز آذر و آقای قادری را خیلی دوست داشتم / هماهنگ کردن این همه هنرمند و بازیگر در کار فرم بسیار سخت بود که به خانم فیروز آذر تبریک میگم/بازی جادوگر رو خیلی پسندیدم مخصوصا وقتی میخندید
در کل به همه اعضای تیم تبریک و خسته نباشید میگم
زهره مقدم، آذرمهر و میلاد طیبی این را خواندند
vahid seif این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر با یک پیشگو (Fortune-teller) مواجه شوید انتظار شنیدن چه چیزی را دارید؟
نمایش "هزار و یک تو" به کارگردانی خانم السا فیروز آذر از چند وجه نمایشی قابل تامل و دیدنی است. اول به لحاظ داستانی. نویسنده با ساختن اثر خود در یک فضای کاملا معلق (خواب) و درآمیختن مولفه‌های غیرهمگن، بازی با هندسه زمان و البته طرح ایده‌های نو و تا حدودی مبهم، مخاطب خود را از فضای رئال به درون خود می‌کشد و قصد دارد با ایجاد فضایی مثل خواب مصنوعی، برای تماشاگران خود تجربه‌ای غیر معمول و سورئال را رقم بزند و در این راه اثری فراتر از سورئال را به وجود می‌آورد که می‌شود آن را تا حدودی با الگوهای آثار پست مدرن منطبق نمود. استفاده از پارودی فروید و شهرزاد و در نتیجه چند صدایی شدن داستان، استفاده از طنز تلخ و سیال بودن ساختار از جمله این نشانه‌هاست.
به لحاظ فرمِ اجرا، نمایش با شاکله‌ای ... دیدن ادامه » سیال، جریان مداومی از تئاترهای کلاسیک به مدرن، از نورپردازی محدود به طراحی اکسپرسیونیستی نور و سایه، از فضایی آرکائیک به ساختاری فرا واقعی، از دیالوگ‌های کلاسیک به دکور و لباس مدرن و از واقعیت محض تا خیال و وهم نامحدود دارد. انتخاب بازیگران اصلی به نظر با وسواس بالائی صورت گرفته و بازیگران فرم در فضاسازی مورد نظر کارگردان حضوری به جا دارند و در پیشبرد خط داستانی موثرند.
در این نمایش خبری از تعلیق‌های نفس گیر، شخصیت‌های ملودرام و زنجیره گسترده علت و معلولی نیست ولی در همین بی خطی داستانی، پرسوناژ اصلی با کنشمندی مثال زدنی، قصد ایجاد تغییر در خرواری از ناملایمتی‌ها را دارد. اصالت حرکت فارغ از اندازه حصول نتیجه و بازی‌های تقدیر.
من مثل خیلی‌ها روانشناسان را بهترین پیشگوهای دنیا می‌دانم. آنها توصیه می‌کنند برای معماری مطلوب آینده تنها یک راه وجود دارد. شجاعت اصلاح و مهندسی امروز. کارگردان این نمایش با طرح هوشمندانه و دراماتیک این موضوع، مخاطب خود را دعوت به تفکر و خردمندی کرده و برای این هدف رویکردی خاص دارد که با دیدن این نمایش به آن پی خواهید برد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام نمایش هزارو یک تو را دیدم عالی بود / کثرت هنرمندان و هماهنگی بین آنها بی نظیر بود / بهتر است به سمت رئالیسم جادویی سوق داده شود
فاطمه نادری، M...، صدف اسمعیل پور و پوریا این را خواندند
پانیذ این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من امروز کار رو دیدم به نظرم نمایش خوبی بود و متفاوت از نمایش هایی که این روز ها به اجرا میره اما نکات مثبت و منفی زیادی داشت بازی بازیگران اصلی خوب بود بازیگران فرم هماهنگی خوبی داشتن به جز یکی دو تا از بازیگر ها موسیقی ها هم جذاب بود و انتخاب خوبی بود صحنه هایی مثل در ها منو جذب کرد و اما صحنه جادوگر ها که انتخاب بازیگر ها از بازیگر های فرم بود که به نظرم در سطح پایینی از بازی تاتری بود یه جاهایی صدای بازیگر ها منو واقعاً اذیت میکرد و حالت های داد رو من می‌شنیدم بازیگز ها خیلی تلاش داشتن که صداشون رو برسونن و همین باعث میشه که به داد تبدیل بشه در کل کار جذابی بود و بازی ادیب قریب و السا فیروز آذر رو دوست داشتم
صدف اسمعیل پور، امیر و M... این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
من امروز نمایش دیدم واقعا عالی بود نویسندگی ، حرکات فرم عالی بودن فقط چندتا موضوع بود که خواستم بگم شاید خیلی مهم نباشه یکی اینکه به نظرم اومد یکی دوتا از بازیگرای فرمتون شاید به دلیل خستگی باشه آخر حرکتشون که میشد میخواستن برن پشت صحنه بیخیال حرکت میشدن راحت ول میکردن میرفتن نمیدونستن که تماشاگر با دقت به حرکات توجه میکنه مخصوصن تو تاتر یکی از بازیگرای فرم بود که واقعا عالی بود که کمی هم دیالوگ داشت که شبیح جادوگرا صحبت میکرد
علیرضا رضایی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از پنجشنبه ۲۰ تا سه شنبه ۲۵ دی، به نویسندگی، کارگردانی السا فیروز آذر و با بازی السا فیروز آذر، ادیب قریب، نسیم شجاعی و بابک قادری، آغاز شد.
مهدی (آرش) رزمجو این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رسد، ساعت اجرای این نمایش از روز دوشنبه ۱۷ دی، از ساعت ۱۹:۳۰ به ساعت ۱۹:۱۵ تغییر خواهد یافت.
سعید رستمی و مهدی (آرش) رزمجو این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، سه شنبه ۱۸ و چهارشنبه ۱۹ دی، به نویسندگی، کارگردانی السا فیروز آذر و با بازی السا فیروز آذر، ادیب قریب، نسیم شجاعی و بابک قادری، آغاز شد.
مهدی (آرش) رزمجو این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش، به نویسندگی، کارگردانی السا فیروز آذر و با بازی السا فیروز آذر، ادیب قریب، نسیم شجاعی و بابک قادری، آغاز شد.
علی ژیان، سهیل افسری و سارا این را دوست دارند
سلام
دیروز (چهارشنبه نوزدهم) بهمراه دخترم نمایش رو دیدم.
هرچند که خانم فیروز آذر دراولین کار تئاتر خود بسیار فراتراز انتظار بودند هم درنویسندگی هم بازی و هم درکارگردانی
اماچند نکته رو لازم دیدم که یادآوری کنم
۱. گویش بازیگران بسیاربسیارپیچیده و نامفهوم بود ومعمولا اینگونه گویشها برای رمانهای مشهور استفاده میشود که بیننده ازقبل با داستان فیلم بیگانه نیست اما نوشته خانم فیروزآذر که برگرفته از روح خلاق ایشان بوده باید باگویشهای کمی ساده تر همراه میشد تا بیننده از داستان فیلم نیز اغنا شود
خانم فیروزآذرچگونه انتظاردارند زاییده سه سال تفکرشان را
باگویشهای نامفهوم و استعاره های پیچیده دریکساعت به بیننده القا کنند
مضافا اینکه اشخاص نیز شخصیت پردازی نشدند حتی برخی ها تاآخر تئاترهم شخصیت پردازی نشدند(مانند پرستاری که باچرخ دارو دراولین صحنه حضورداشت و اگر بپذیریم منظورهمان پرستاری بوده که پدرش به او نگاه کثیف داشته این نیز مردود است)
ارتباط بین زن فلج نیز با شهرزاد یا آن مردسپیدموی سیاهپوش بافروید به درستی بیان نشد
وهربارکه ... دیدن ادامه » عوض میشدند گنگ تر میشد
و یا مفهوم عدد۳۹ و کلید که بطورکلی مشخص نشد
یا خانم باردار .
۲. صدای موزیک دراغلب مواقع صدای گویشهاراتحت تاثیر قرارمیداد مثلا درقسمتی که طاس ریخته میشد صدای گویشها بطور کلی نامفهوم شده بود
وازآنجا دربرخی صحنه ها
بلندگوهانیز دارای گویش بودند دربرخی جاها صدای گویشهای بلندگو صدای گویش بازیگران جوان را تحت پوشش قرارداده بود بشکلی که هردو نامفهوم و مخلوط شده بودند.
۳ . صحنه پردازی و طراحی لباسها عالی بود و حرکت اتاقکهای آیینه ای مثال زدنی.
۴. اگر در بروشوری که درابتدا به تماشاگران داده میشود داستان تئاتررابهتر تبیین کنند موفق تروپرفروش ترمیشود
نوشته بودند:
( شهرزادوفروید درمی یابند که درخواب شخص دیگری هستند)
من خود بشخصه گمان میگردم هردو
درخواب یک نفرواحد هستند
اما بعدا مشخص شدکه اینگونه نیست
مثلا در بروشور عنوان کنند که تا نیمه های داستان
خود شهرزاد و فروید نیز خودرا گم کرده اند
اصلا
اگر در اولین صحنه کمی بهتر شخصیت پردازی شود خیلی بهتر بوده و بیننده راتاآخر داستان میکشاند
ومن فکرمیکنم
ایکاش خانم فیروزآذر یکنفر راوی را در کنار صحنه میگنجاندند

افسانه سه خواهر حمیدامجد(راوی:افشین هاشمی)
باوجوداینکه داستان افسانه سه خواهر را
همه ما میشناختیم


درپایان:
دخترم دوبار خواست که با خانم فیروزآذر عکس بگیرد و ایشان
مانع شدند
باراول درپایان نمایش در شلوغی صحنه
که گفتند میام بیرون عکس میگیرم
باردوم اومدند بیرون و گفتند اول بایدبااستادهای خودم عکس بگیرم
علیهذا ازمحبوبیت ایشان دردل دخترم کم نشده
و دخترم بازی ایشان درفیلم آتش بس
راهمیشه بازی میکنند.
۲۰ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید