تیوال نمایش این یک اعتراف است
S3 : 08:21:44
امکان خرید پایان یافته
  ۲۳ تیر تا ۲۵ مرداد
  ۱۹:۳۰
  ۵۰ دقیقه
 بها: ۴۵,۰۰۰ و ۳۵,۰۰۰ تومان

: شادی اسدپور
: فرزین محدث
: مهدی (آرش) رزمجو

: موسسه هنری آرتا
: مهدی ناظمی
: سارا صادقی، لیلا افتخاری
: مائده بیگلری بهادر
: امید اکبری
: مقدی شامیریان
: عرفان فرشی‌زاده
: بنفشه حسین پور
: شایان شمسی
: مرکز هنری ماگو
: سینا افشار
: فرشاد نصیری
: ثمین سالک
: مریم ناظران
: محمد لطفی، محمد امین نجفی
: امیررضا ابراهیم
: ابوالفضل نریمانی، عرفان بختیاری
: محمد صادق زرجویان، حمیدرضا طاهر
: عرفان بختیاری
: شیدا بختیاری، نازنین حسینی
: کیوان ضیائیپور
: نوا یوسف زاده
: سوسن بقاء شانجانی
: حسین پناهی

یادداشت کارگردان:
گذشته با ما چشم در چشم می شود. خیره و قاطع.چشم میگردانیم. مرگ پیش رو با ردای سپیدش ایستاده و به چشم هایمان نگاه می کند. این اعترافی دردناک است برایم، شکلی از مکاشفه و روایت دردناک تنهایی هاست و رنج ها و دل تنگی ها.این جهان هراسناک است و پر هیاهو و پر هرج و مرج.این جهان اما دغدغه من است و این نمایش هم بار ترسناک هستی را به دوش می کشد هم کوله بار روان شناسانه اش را.
این نمایش روایت هایش ناموازی است که در خط سنگین گذر زمان گم و از اصل خود دور شده اند که قطره هایی می شوند به تدریج و جویباری و نهری و رودی. رودی سرخ و سیاه به سمت اقیانوسی که معنا در رگ‌های عمیقش جاریست.

یادداشت فرزین محدث:
این نقش بسیار سخت است ، سختی در این است که باید تصویری از رنجی درونی را نشان دهم و تنها با تحمل این رنج است که می توانم به آن دست یابم...رنج در بازیگری با فیزیک بازیگر و روان بازیگر توام است.بازیگر برای رسیدن به نقش در تلاش است خود را رها کند...رها در فضای جسمانی و روانی نقش...تلاش کردم در ارائه نقش،تصویر جدیدی از جسم و روانم را به تماشاگر نشان بدهم.

تماشای این تئاتر به افراد زیر ۱۲ سال توصیه نمی شود

تولید پیشین خانه نمایش آرتا: خانه نم زده
تولید آتی موسسه هنری آرتا : نمایش " شکار مرگ "

صفحه اینستاگرام : arta_theater

این نمایش نیست، یک اعتراف است. اعترافی که از میان یک کابوس وحشتناک و شاید هم یک احضار روح دراماتیک بیرون میاید. زندگی مردی چهل ساله با ترس‌ها، تنهایی و جهان هراس انگیز پیرامونش...

طرح بها از سه شنبه ۸ مرداد
از ردیف ۱ تا ۴: ۴۵،۰۰۰ تومان
از ردیف ۵ تا ۷: ۳۵،۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش این یک اعتراف است / عکاس:‌سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» این یک اعتراف است

» پوستر نمایش «این یک اعتراف است» رونمایی شد

» رضا کیانیان پوستر نمایش «این یک اعتراف است» را رونمایی خواهد کرد.

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

حافظ، نوفل لوشاتو، بعد چهارراه رازی، نرسیده به خیابان ولیعصر، کوچه زیبا، پلاک ۱، عمارت نوفل‌لوشاتو
تلفن:  ۶۶۴۸۳۷۴۲


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
بازی آقای محدث فوق‌العاده بود اما حیف از متن که بشدت بد بود.
حمیدرضا مرادی و لیلا مظاهری این را خواندند
سیدمهدی، مریم خاقانی و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به پایان آمد این دفتر،حکایت همچنان باقیست
از تمامی تماشاگران عزیزی که با حضورشون و کامنت های پر مهرشون در صفحات مجازی و تیوال مارو حمایت کردن و به گروه انرژی مضاعفی دادن صمیمانه سپاسگزاریم،به قول فرزین محدث تئاتر بدون تماشاگر معنا ندارد.شما هستین که باعث میشین تئاتر رونق پیدا کنه.
بسیار سپاسگزاریم از جناب عمروابادی نازنین و جناب نامور نازنین مدیریت عمارت نمایشی نوفل لوشاتو که صمیمانه کنارمان بودن.
از آنجا که بنا به تصمیم تهیه کننده گروه،کارهای آتی گروه در صورت مساعدت سالن اجرا در دیگر سایت های محترم بلیط فروشی،قرار خواهد گرفت،در صورت تمایل به دنبال کردن اخبار کارهای آتی،میتوانید ما را در اینستاگرام به آدرس arta_theater دنبال نمایید.
یا علی و خدانگهدار.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
من فرزین محدث هستم بازیگر تئاتر ...بیست و دوسال فعالیت تئاتری دارم و در این مدت مطمئنم کارهایی بازی کردم که به ان نقد وارد بوده و‌هست ..
اما این سالها نه دیگر به دنبال رزومه بازیگری هستم نه به دنبال پولهای هنگفت...
فقط و فقط به دنبال تجربه های سخت و ترسناک هستم... این سخنم اثاریست که در ان بازی میکنم...
من حداقل به ان حد از دانش در هنر رسیدم که متنی را قبول کنم که میدانم قرار است با ان شگفتی ایجاد شود...
با کارگردانی کار کنم که میدانم میداند اصول بازیگری را و‌تکنیک های بازیگری را و میتوانم به او اعتماد کنم ....
اخرین نمایش من این یک اعتراف است ...سخت ترین تجربه بازیگری من بود...
من مواجه با متنی بودم که اصول اولیه را بهم میزد و این به عمد بود...عامدا نویسنده اثر متنی نوشته بود که شیوه ارسطویی را رعایت نکند تا یک جنون صرف شکل بگیرد یک متنی که کاملا روانشناسانه باشد...
کارگردان اثر در یک محیط عجیب دست به کارگردانی و طراحی کرد که مدام میزان سنهایش ریاضی گونه باشد که اکر یک میزان سن اشتباه از جانب من اجرا میشد کلیت اجرا بهم میرخت ...
این نمایش بر خلاف نمایشهای مونولوگ وار بازیگر اجازه رهایی در میزان سن ندلشت چون تمام کلیت کار بهم میریخت...
من کاملا با نقد و‌نظر موافقم چون مطمئنم هیچ اثری بدون نقد نیست ....
البته نقدی که از روی دانش باشد ...
نه از روی لجبازی یا حمله یا مسایل دیگر که امیدوارم ...نباشد مسائل دیگر.....
من در همه حال خدا را شاکرم
و با افتخار از اخرین اثرم دفاع میکنم
من ... دیدن ادامه » هیچ گاه در بازیگری زوری نزدم تا تماشاگر و‌مخاطب را راضی نگه دارم
کسانی که زور میزنن نمیتوانند جنون وار همرا با عقل بازی کنند....
در اخر امیدوارم بتوانیم همدیگر را دوست داشته باشیم....
این دنیا جا برای همه ما دارد ...
و هنر نیز جایش برای همه ما باز است ...
با افتخار میگویم نمایش این یک اعتراف است ....
در پرونده کاریم نمره قبولی دارد و مدافع ان هستم و‌خوشحالم در ان بازی کردم ...

ممنونم از بازی بدت!
پام رفت روی خط!سوختم از اول
خیلی ممنونم از بازی خیلی خوبت.ممنونم آفا فرزین عزیز
بدون اغراق بهترین بازی دو سال اخیر در تئاتر
۲۶ مرداد
همون روز که فرمودین بیست و پنجم مرداد یک متن در تیوال خواهم گذاشت ،دقیقا حس کردم که این متن خداحافظی است

حیف که من فقط یکبار اجرا شما دیدم ولی یک اجرا به یادماندنی بود و برای تمام عمر در خاطرم خواهد ماند

پایدار و مستدام باشین
۲۶ مرداد
خسته نباشید بهتون میگم جناب محدث عزیز! امیدوارم خیلی زود شما رو دوباره روی صحنه ببینیم و همینطور بدرخشید.
در این نمایش شما عالی بودید.
۲۶ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
- بازی فوق العاده خوب فرزین محدث عزیز
- متنی پیچیده با لایه های فراوان روانشناختی ( کاش می تونستم یکبار دیگه اجرا رو ببینم تا می شد بیشتر در متن دقیق بشم)
- طراحی صحنه و نورپردازی خیلی خوب
- گریم و طراحی لباس و طراحی صدای خیلی خوب
و مهم تر از همه اینکه ، هرچند از دور ، اما بالاخره جناب رزمجوی عزیز رو حضورا دیدم :)
تبریک می گم به تک تک عوامل عزیز این نمایش فوق العاده.

پ.ن: اگر مدت زمان اجرا تمام نشده بود حتمن توصیه می کردم که کار رو ببینید :)
شاهین جان ممنون ازت،ای کاش میدیدمت.
۲۶ مرداد
سپاس از حضور و پیام پر مهر شما
۲۶ مرداد
درود بر شما جناب رزمجوی عزیز، ماشالا سالن شلوغ بود و نخواستم مزاحمتون بشم، ایشالا دفعات بعد حتمن برای عرض ادب خدمت می رسم
۲۶ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تمدید کنید لطفا
مهدی رزمجو و سحرناز قاسم نژاد این را دوست دارند
دوست من ، متاسفانه به دلیل پر بودن سالن ، امکان پذیر نیست،پوزش ما را پذیرا باشین
۲۶ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقدی بر نمایش این یک اعتراف است به نویسندگی و کارگردانی شادی اسدپور
این یک اعتراف است : اکسپرسیونیسم
المیرا نداف-تئاتر فستیوال

سادگیِ پیچیدۀ ” این یک اعتراف است” اصلی ترین ویژگی این نمایش به کارگردانی شادی اسدپور است. اینکه نویسنده ، کارگردان و نهایتا بازیگر این نمایش توانسته اند پیچیده ترین مفاهیم فلسفی، روانشناختی و نهایتا انسانی را در عین سادگی برای هر مخاطبی و از هر قشری بیان کنند و او را درگیر مفاهیم مورد نظرشان کنند ، توانایی بسیار بزرگی است.

“این یک اعتراف است” سر راست ترین راه را برای مواجه کردن مخاطب با سوژه انتخاب می کند، مسیری سرراست که از دلِ پیچیدگی هایِ فرمالیستی می گذرد و نتیجتا جانِ مخاطب را درگیر می کند و اصطلاحا تا ساعت ها و حتی روزها با مخاطب کار می کند و این نتیجۀ تیز هوشی صاحب اثر است در انتخاب سبک و البته فرمِ ارائه ... دیدن ادامه » این سبک و البته توانایی غیرقابل چشم پوشی بازیگر، که نقش ( نقش ها ) را روی صحنه زندگی می کند، لحظه ای از راکورد خارج نمی شود، هوشیار و آگاه روی صحنه حاضر شده است و لحظه به لحظه حضورش روی صحنه ترکیبی است از خودآگاهی و غرق شدن در نقش ! ترکیبی عجیب و خارق العاده، که در آن واحد مخاطب فرزین محدث را روی صحنه می بیند و در همان لحظه او را نمی بیند . این بازیگر بی شک برگ برنده این نمایش است .

در کنار انتخاب فرم و انطباق سبک و فرم اثر بر سوژه، در کنار نمایشنامه ای قصه گو اما سرشار از پیچیدگی و تا حدودی سورئال ، در کنار بازی کم نظیر فرزین محدث، نباید طراحی صحنه و لباس ”این یک اعتراف است” را فراموش کرد :

طراحی صحنه نیز ساده است و گویا. در خلق موقعیت مورد نظر نویسنده روی صحنه و مقابل چشمان مخاطب بسیار کارآمد است. امکان خلق میزانسنی فعال را برای کارگردان فراهم می کند، منطبق بر سبک اجرایی نمایش است ، با خطوطی منقطع و فضاسازی چند منظوره که در خلق معنا در خدمت اثر است ولاغیر، بی هیچ زیاده گویی و بی هیچ شلنگ تخته ای ؛ طراحی لباس نیز دقیقا بیانگر شرح حال و شرایط پرسوناژ نمایش است ، که در همه سنین و حتی در نقش های متفاوتی که روی صحنه حاضر می شود معنا و مفهوم درست را در ذهن مخاطب ایجاد می کند و با رنگ های تند و طراحی غریبش به سبک اجرایی اثر منطبق است .

“این یک اعتراف است” یک نمایش اکسپرسیونیستی دیدنی است آن هم در بازار آشفتۀ روده درازی های فرمالیستی و کم فروشی های سبک زده و ادعاهای پوچ و بی اساس صاحبانِ نام و استاد عینکی ها ! نمایشی دیدنی که حتی من را که از پرداختن به مباحث سبک شناسی و نقد های بی ارزش مثلا علمی که بیشتر از اینکه به کار مردم و مخاطب عام تئاتر بخورد ، به درد نویسنده و دک و پز روشنفکری اش می خورد ، امتناع می کنم ، وادار می کند که اعتراف کنم که در یکی از سالن های این شهر یک اثر اکسپرسیونیستی -تقریبا- بی نقص دیده ام.

المیرا نداف – نویسنده میهمان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این یک اعتراف نیست
این یک حقیقت است
بعد از مدتها و حدودا بیش از صد تا تئاتری که دیدم
باز هم یه تئاتر پیدا شد که بشه راجع بهش نوشت و حرف زد.خیلی وقت بود در مورد هیچ تئاتری ننوشته بودم و اما بعد....
وقتی کارگردانی حساب شده باشه و بازیگر بتونه تمام خواسته های کارگردانشو عملی کنه نتیجش میشه پنج دقیقه تشویق ایستاده
خب متن کار مطمئنا نقطه ضعف کار محسوب میشه البته در مقابل کارگردانی و بازیگری خوبش جوری که از خودت میپرسی این شخصیت و این کارگردانی یه متن نیاز داره که بشه باهاش تئاتر ایران رو فتح کرد و ایستاده و از بالا به بقیه نگاه کنی و لبخند بزنی
ترک عادت موجب مرض است پس بزارید بگم این نمایش در مجموع بد بود و امتیاز بدی میگیره
در حین نوشتن پام رفت روی خط های سنگفرش های خیابون...سوختم...از اول
ترک عادت موجب مرض است پس بزارید بگم این نمایش در مجموع خیلی خوب ... دیدن ادامه » بود و امتیاز خوبی میگیره
و امان از تنهایی و تنهایی و تنهایی اون پسر چهل ساله فقط منتظر یه آواز دیگه بود...
واقعا وقتی برای بار دوم اومدم و این نمایشو دیدم نتونستم حسمو نگم.
من شخصیتی هستم که بیشتر‌ اوقات تمام واکنش های احساسیم درونی هستش یعنی خنده هام درونیه گریه هام درونیه.ولی من عین این دوباری که این نمایشو دیدم اشک ریختم.میدونید تنهایی خیلی خوبه من دقیقا موافقش هستم ولی این نوع تنهایی که شما نوشتید و کارگردانی کردین و فرزین عزیز بازی کرد.یک نوع تنهاییه به خصوصیه که امیدوارم هرکسی دچارش نشه.ولی من دقیقا این تنهایی رو حس کردم و لمسش کردم.و من در حین اجرا مدام داشتم واقعیت هاییرو مرور میکردم که اتفاق افتاده..و من به شخصه اون حال دگرگونی لحظه خروج از سالن اجرا رو دوس داشتم.و خیلی وقت بود که این حالرو تجربه نکرده بودم.
حمیدرضا مرادی و امیر مسعود این را خواندند
مهدی رزمجو و امیرحسین رجبلو این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش رو در روزهای اول اجرا دیدم و ذهنم بسیار درگیر تفکر شد از اون دسته کارهای هنری است که در حافظه ماندگار میشه و قطعا به خاطر متن قوی کارگردانی فوق العاده شادی اسد پور و بازی تحسین بر انگیز فرزین محدث است در واقع هر چیزی برای ماندگار شدن و تاثیر یک نمایش لازم است رو داراست
امیر مسعود و حمیدرضا مرادی این را خواندند
مهدی رزمجو این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بابا نه "پدر"

نقش سوپرایگو را در اقسام روان رنجوری و روان پریشی ها

نمی توان نادیده گرفت، و مگر سوپر ایگو چیزی جز پدریست

که درونی اش کرده ایم؟!

در برسی های اولیه #فروید #وسواس را شکلی از خودسرزنشی می داند.

سوژه روان رنجور بار گناهی جان کاه را بر دوش می کشد

و برای فرار از از این گناه که می تواند گناه زاده شدن باشد

کما این که برای مرد مضمحل این نمایش بود! برای خود

مناسکی ... دیدن ادامه » را می آفریند و خود را محکوم به تکرار آیین های

خود ساخته اش می کند

سوژه وسواسی، سوژه اخلاق مداری یست که خود را بابت

گناهی که مرتکب شده  یا فشاری که با شدت هرچه تمام تر  سرکوبش

کرده خود را سزاوار شکنجه می داند.

شکنجه ایی که به شکل ترسناکی تکرار می شود و در این تکرار

چیزی به اندازه خشم پدر و تروما ی آغازین که مادام

خود را از نو می آفریند، مشهود نیست

از سوی دیگر #آدلر، #وسواس را تبلور عقده حقارت می داند

آن گاه که کودک عمیقاً باور می کند که ناتوان،

دست و پا چلفتی، عاجز و حقیر است. تلاش می کند تا تنها در

یک حوزه به خودکفایی برسد و ثابت کند که می تواند

حتی شده یک کار را مکرراً و به نحوه احسنت انجام دهد

حتی اگر آن کار شستن بدن اش یا یا تمیز کردن اتاق خودش باشد!

رابطه جنسی و میل جنسی اما "ردی" آشکار در وسواس فکری

عملی از خود به جا می گذارد آن گونه که فرد در اولین تماس و ارتباط جنسی

چنان لذت شدید و تامی برده است. که با ساختن مناسکی

غیر ضروری، بی اهمیت و تا جایی کشنده می خواهد خود را

از آن تجربه لذت ناب دور و دورتر کند تا به دنبال آن فشار

وجدان بی رحم کمتر شود. اما این خیال باطلی بیش نیست

چرا که با هر تسلیم و قبول مجازات، پدر (سوپرایگو ) خواستار

تحمیل عذابی شدیدتر بر سوژه رنجور بی نواست.

تمام آن چه نوشتم  به فوق‌العاده ترین شکل ممکن در نمایشِ

#این_یک_اعتراف_است. مصور می شود.

جدا از این که  بینهایت از ظرایف روانکاوانه و روانشناختی

این اثر شگفت زده شدم، از تنیدگی موسیقی با بطن نمایش

و لباسی که آمیزه ای از سوختگی و طناب دار بود که خود به

نبوغ آمیز ترین حالت، عدم تصمیم گیری سوژه وسواسی

در چگونگی شیوه خودکشی اش (بارز ترین نشانه وسواسی) را

می رساند،هم به وجد آمدم.
✒️
|غزاله مشعوف |
_________
این جنون مصور را پیش از آن که  عمر زیستنش روی صحنه

تمام شود ببینید و از بازی رنج و جنون #فرزین_محدث

مبهوت و مدهوش و مقهور شوید.
_______
Ghazaleh Mashufi و امیر مسعود این را خواندند
مهدی رزمجو، شاهین و هدا تورنگ این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
احتمال لو رفتن داستان
علاوه بر بازی جذابِ تنها بازیگر نمایش، طراحی صحنه و لباس نیز بر زیبایی کار افزوده است. انتخاب صحنه حمام انتخاب جالبی است و مرا یاد مردی می اندازد که خودش را در حمام حبس کرده بود و نمایشنامه همان همیشگی نیز بر اساس آن نوشته و اجرا شده بود. به نظر میرسد عریانی در حمام باعث میشود حقیقت وجودی انسان ها بیشتر خود را نشان دهد و آدم ها بی پرواتر با خود واقعی شان مواجه شوند.
نمایش پُر است از المان ها و سمبل هایی که هر کدام داستان و تاریخچه ای دارند... شکلات، تیغ اصلاح، آب داغ، توالت فرنگی، فن تهویه، شوینده ها، حتی خط های بین کاشی ها که شخصیت داستان باید مراقب باشد رویشان نرود! نقش اول داستان لحظات پایانی زندگی خود را پر از فراز و فرود و بسیار متلاطم میگذراند. آسیب هایی که دیده و عقده ها و خاطرات کودکی اش را روان پریشانه با خود مرور میکند ... دیدن ادامه » و آرام آرام ...
.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی نمایش داشت اجرا میشد،تلاش قابل توجه جناب محدثی رو دیدم که نمیتونست منِ تماشاچی رو جذب کار کنه.هرچی فکر کردم که چه کس دیگه ای می‌تونست این متن رو بهتر اجرا کنه،کسی به فکرم نرسید.
از نظر من نمایش خوبی نبود،به دو دلیل:
-متن نمایش ضعیف بود.
-کارگردانی هم چنگی به دل نمی‌زند.
سپیده و امیر مسعود این را خواندند
گالنا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عاطفه ملایری - خبرگزاری فارس
به گزارش خبرنگار تئاتر خبرگزاری فارس، نمایش «این یک اعتراف است» به نویسندگی و کارگردانی شادی اسدپور مدتی است که در عمارت نوفل لوشاتو به صحنه می‌رود و فرزین محدث در این نمایش خوش می‌درخشد.

عاطفه ملایری، نویسنده و شاعر پس از تماشای این نمایش در گفت‌وگو با خبرنگار تئاتر خبرگزاری فارس عنوان کرد: شادی اسدپور کارگردان این کار آثاری چون «بیدار خوابی»، «خانه نم زده» و «وقتی زنجره‌ها شیهه می‌کشند» را در کارنامه کاری خود دارد.

وی در ادامه افزود:‌ این بار اما کارگردان با نمایش «این یک اعتراف است» تفکری که در پس ذهن خود و مخاطبش را دغدغه می‌داند بر روی صحنه اعتراف می‌کند و این مهم با هنرمندی فرزین محدث بر روی صحنه می‌درخشد.

ملایری یادآور شد: کارگردان با ظرافت به لایه‌های پنهان و پیچیدگی‌های روحی و ذهنی انسانِ تنها می‌پردازد و با زیرکی، آن را با مخاطب امروز که شکل دیگری از تنهایی را در جهان شلوغ و پر همهمه تجربه کرده است در میان می‌گذارد و به حق می‌توان گفت که تا حدی زیادی موفق هم بوده است.

وی با بیان اینکه «این یک اعتراف است» نمایشی تک پرسوناژ است، افزود: فرزین محدث به تنهایی از پس این کار برآمده و با تک گویی‌های درونی که خاصِ این گونه نمایش است، بسیاری از حالات بیمارگونه که شامل روانپریشی‌ها، گره‌های روانی و افسردگی‌هاست را به مخاطب نشان می‌دهد. کار طی یک ساعت اجرا، ریتم را حفظ کرده و مدام با اجرای نقشی جدید از محدث در قالب کودک و بزرگسال تماشاگر را شگفت زده می‌کند.

این نویسنده اظهار داشت: به زعم من موفقیت کار را می‌توان حاصل اندیشه فرافکنِ اسدپور در جایگاه کارگردان و بازی درخشان و سراسر پرانرژی فرزین محدث دانست. در حیطه مونولوگ به طور قطع بار سنگینِ فضای کار به عهده بازیگر است که محدث به خوبی در مونولوگ، حرکت و اجرا از پس آن برآمده و تا انتها از هیجان کار نمی‌کاهد.

وی یادآور شد: در حین اجرا تماشاگر با تنها بازیگر صحنه می‌خندد، گریه می‌کند، اتاق تنهایی‌اش را اندازه می‌گیرد، زمان را می‌شمرد و در نهایت مرگ را به تلخی فریاد می‌زند. اسدپور به خوبی ریشه تنهایی انسان امروز که در گذشته پیچیده و ناخوشش جای دارد را به دستان مخاطب گره می‌زند و در این بین کششی بسیار نزدیک مابین تماشاگر و بازیگر شکل می‌گیرد.

ملایری ... دیدن ادامه » در بخش پایانی اظهار داشت: نگرشی که در نمایش «این یک اعتراف است» چشمگیر است، جهان بینی یک انسان چهل ساله را نشان می‌دهد که گویی چیزی جز درد و ناخوشی های درون‌اش نمی‌بیند و به چیزی جز انتقام از خود به دلیل شکست‌ها و ناکامی‌ها فکر نمی‌کند. ابعادی که می‌توان با شناخت آن از حجم بزرگی از تنهایی بیرون آمد و دیدگاه خوشایندتری نسبت به جهانی که درآن به گذران عمر مشغولیم داشت.

وی همچنین افزود: «این یک اعتراف است»، آیینه‌ای است که انعکاس یک دنیا تنهایی و پریشان حالی را به رخ تماشاگر می‌کشد و او را وادار به اندیشیدن درباره لحظات باقی مانده می‌کند. شاید بشود گفت این نمایش همه ماست که نقاب را کنار زده و یک عمر تنهایی را به یکباره فریاد می‌زند.
با احترام به آقای رزمجوی عزیز و گرامی و علیرغم تلاش زیاد فرزین محدث عزیز،
این کار رو دوست نداشتم!

مشکل اصلی هم طبق معمول نمایشهایی با نمایشنامه ایرانی، متن بود.

تلاش زیاد جناب محدث و اجرای پنجاه دقیقه مونولوگ با کلماتی پشت سرهم و بدون تپق، قابل تحسین بود ولی حیف که مشکل اصلی جای دیگری بود!
گالنای عزیزم با تک تک کلماتت موافقم،مشکلات اصلیمون باهم مشترکه ظاهراً،به نظر منم این اجرا ضربه ی اصلیش رو از متن می‌خوره،بازی فرزین محدث خوب بود ولی چون متن جذابیتی نداشت و متأسفانه به دلیل آشفتگی و عدم انسجام، تماشاگر رو درگیر و همراه نمی‌کرد، اجرا ... دیدن ادامه » راضی کننده نبود.
۲۳ مرداد
بحث فوق در متن روشن و مشخصه، ولی چیزی در حاشیه به چشمم اومد که کمی نگرانم کرد: "رزمجو: طبق استعلام گرفته شده از تیوال..."!

چون پیشتر بر اساس یه حس طبیعی فکر می‌کردم تیوال محرم اطلاعاتیه که در پروفایل بطور علنی قابل مشاهده نیست، دوست دارم بدونم دایرۀ ... دیدن ادامه » افرادی که می‌تونن استعلام بگیرن و محدودۀ اطلاعاتی که تیوال در پاسخ استعلامات می‌ده کجاست؟

امیدوارم این عبارت بلوفی از سمت جناب رزمجو باشه و تیوال مکانیسمی برای استعلام‌گیری نداشته باشه، که اگر بنا به هر دلیلی هم داره بهتره اون مکانیسم رو با کاربران در میون بذاره!
۲۷ شهریور
درود آقا کامران عزیز .. منهم مثل شما دقیقن همین پرسشگری رو دارم
امیدوارم تیوال و گروه همیاری به این شبهه پاسخ بدهند ...
۲۷ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سپاس بیکران از جناب رزمجو، بانو اسدپور و آقای محدث که یک اجرای متفاوت برای من رقم زدند.
بازی جناب محدث برای اولین بار میدیم و لحظه ای نتونستم چشم از صحنه بردارم جز اجراهای بود که نمی خواستم تمام بشه
آخر نمایش دوست داشتم
خیلی جاها بغض کردم و اشکم ریختم
یک بازیگر باید خیلی خبره باشه که بتونه به تنهایی در جایگاه چهار نفر بازی کنه
پیش از تمام این مطالب باید اعتراف کنم که نویسندگی بی نظیر و بی نقص بود که منه تماشاگر تا آخر با اشتیاق نگه داشت و دوست نداشتم تمام بشه
حیف که فقط سه اجرا تا پایان مونده
جناب رزمجو گرامی سپاسگزارم و خدا را شاکرم که با شما و بانوی مهربان از نزدیک ملاقات داشتم
یک شب عالی برای من رقم زدین
پایدار باشین ⁦❤️⁩⁦❤️⁩
سرکار خانم قاسم نژاد سپاس از حضورتون و پیام پر مهرتون و انرژی مثبتی که به گروه منتقل کردین.
۲۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این یک تئاتر فوق العاده بود.
خانم اسد پور ، یونگ و فروید و لاکان و همه بزرگان مکتب های روانکاوی به شما افتخار میکنن.
یه نمایشنامه بسیار حرفه ای از دیدگاه روانکاوی با رعایت تمام جزئیات روان نژندی شخصیتی که آقای محدث با اجرای بی نظیرش همه رو مسحور خودش و این نمایش میکنه.
آقای محدث اخه تو چقدر خوبی، خیلی بی نظیر بود فقط یه نابغه میتونست این نمایش نامه ی عالی رو درک کنه و بازی کنه و اون کسی نبود جز فرزین محدث.
شدیدا توصیه میکنم این نمایش رو که متاسفانه سه روز دیگه تموم میشه تماشا کنین. من که قطعا مجددا به تماشایش خواهم رفت.
حمیدرضا مرادی این را خواند
مهدی رزمجو، مینا و محمد لهاک ( آقای سوبژه ) این را دوست دارند
سپاس از حضورتون و پیام پر مهرتون
۲۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تماشای پنجاه دقیقه بازی آقای محدث که از جان و دل بر اومده بود، حسابی به جان و دلم چسبید.
داستان قابل تامل و روانشناسانه بود؛ بیان دردی جان کاه بود در قالب قصه ای شخصی.
خسته نباشید می گم و سپاسگزارم از این همه تعهد به صحنه.
پ.ن 1: عاجزانه خواهش می کنم تنها در صورتی که به تئاتر و به مضامین روانشناسی علاقه دارید و قالب مونولوگ جذبتون می کنه و اولین قرار ملاقاتتون نیست به تماشای این کار برید. دو نفر کناری ما که که از گفتگوهاشون با صدای بلند فهمیدیم اولین باره هم دیگه رو می بینند و خیلی هم اهل تئاتر نیستند، تمام مدت اجرا خودشون رو باد زدند و با صدای کاملاً واضح و آزارنده با هم حرف زدند و هیچ کدوم از چشم غره های ما و جلویی ها هم بهشون کارساز نشد. من در لحظاتی که باید عمیق ترین ارتباط رو با حس و حال آقای محدث برقرار می کردم، متاسفانه گوشم از صحبت های عزیزان ... دیدن ادامه » پر بود و تمرکزم نزدیک به صفر!

پ.ن 2: نوفل لو شاتو هم داره در تاخیر، شونه به شونه تئاتر مستقل حرکت می کنه. این بار هم اجرای 50 دقیقه ای با 20 دقیقه تاخیر شروع شد. هر بار می گم این بار آخرمه که در این مجموعه اجرایی رو می بینم و باز هم یک اجرایی می ره روی صحنه که نمی شه ازش صرف نظر کرد... خواهش جدی دارم اگر کسی از مدیران سالن و یا افراد دست اندرکار می خونه این بازخوردها رو، ترتیب اثر بده. در غیر این صورت مجبورم آرزو کنم دیگه اون ورا پیدام نشه.
امان امان امان از این تماشاگرنماها که عیش امشب ما را نیز به لطف چک کردن های مررررررتب گوشی و آدامس جویدن های فاجعه طییییییش کردند :((((((

گوشی رو اول با نگاه که کاملا بی تاثیر بود و در نهایت و به ناچار با دست گذاشتن روی نور گوشی و خواهش تذکر دادم ولی اون ... دیدن ادامه » آدامس خوردن رو چطور میتونستم .... :((((
۲۲ مرداد
سپاس از حضورتون و پیام پر مهرتون
۲۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این یک اعتراف است
نمایشی جذاب برای دوستداران ژانر روانشناسانه و اجتماعی که متن خوب و کارگردانی و بازی درخشانی دارد از طراحی صحنه به اندازه کافی بهره برده است و هیچ تلاشی برای فریب ذهن تماشاگر با اغراق در طراحی نکرده است همه چیز به اندازه است و بازی درخشان و بی نظیر فرزین محدث که گاهی من تماشاگر را نگران حال خودش میکند و انقدر به کاراکتر جان بخشیده است که در تمام اجرا تصور میکردم داستان حقیقی خویش را روایت میکند و رورانس نهایی است که یاداوری میکند این یک اعتراف نمایشی است برای شادی اسدپور عزیز و گروه اجرایی بویژه فرزین نازنین ارزوی درخشش های بسیار دارم و برای خلق لحظات زیبای این نمایش به سهم خویش سپاسگزارم
امیر مسعود این را خواند
فصیح و مهدی رزمجو این را دوست دارند
سپاس از حضورتون و پیام پر مهرتون
۲۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از مدت ها...
#این_یک_اعتراف_است
مونولوگ مدیوم بسیار پیچیده ایه و بیشتر از همه به بازی خوب نیازمنده. #فرزین_محدث در این نمایش افسانه ایه و هیچ جمله ای نمیتونم در وصف بازی بسیار درخشانش انتخاب کنم و یادداشت کنم.
در ضمن تبدیل یه همچین ایده‌ای به متن قابل تقدیره و تبریک به #شادی_اسد_پور بابت قلم دلنشین و کارگردانی این کار.
از نمایش:” چرا هر چی بیشتر میشورم، این بو بیشتر میشه”

شاید هممون یه اعترافی داشته باشیم که هنوز نگفته باشیمش...
گالنا این را خواند
مهدی رزمجو، پیام تفضلی، امیر مسعود و فصیح این را دوست دارند
سپاس از حضورتون و پیام پر مهرتون
۲۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نکته پر رنگ این کار بازی توانمند فرزین محدث بود . متاسفانه متن پختگی و عمق نداشت . با توجه به اینکه کار در مورد به آخر خط رسیدن کسی بود که در حال غرق شدن در تنهایی خودش است بهتر بود به حس تنهایی که امروزه گریبانگیر تعداد بیشماری است جامع تر نگاه بشه . هرکسی که این حس رو تجربه کرده باشه موقع اجرا میتونه خودشو جای بازیگر بذاره ولی به شرط اینکه از همه زاویه ها به موضوع پرداخته بشه نه فقط کودکی ( ناکامی در دریافت محبت بخصوص مادر ) و ناکامی در عشق ( که به نوعی جایگزین همون محبت مادر است ) .نقش جامعه چی ؟ آیا اجتماع نقشی نداره ؟ محل کار ؟ دوستان ؟ وضعیت اقتصادی ؟ و ... در این کار فقط بیشتر به نقطه شکل گیری این حس پرداخته شده بود. ولی میشه گفت تنهایی مثل یک درخت میمونه که متشکل از بدنه اصلی و تعدادی شاخه و برگ هست .نکته دیگه اینکه کاش دندانهای بازیگر کمی گریم شده ... دیدن ادامه » بود . فرم یکدستی و ردیف و مرتب بودن دندانها با توجه به خاطراتی که بیان میشه ( کودکی که همیشه نادیده گرفته میشد ) و کسی که سعی ای در خصوص گرفتن تایید از جامعه نکرده تا حدی غیرواقعی و در حس مخاطب تاثیرگذار است .
پیام تفضلی، امیر مسعود، حمیدرضا مرادی، رضا بهکام و فصیح این را خواندند
حدیث سیدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید