تیوال نمایش این یک اعتراف است
S3 : 03:48:53
امکان خرید پایان یافته
  ۲۳ تیر تا ۲۵ مرداد
  ۱۹:۳۰
  ۵۰ دقیقه
 بها: ۴۵,۰۰۰ و ۳۵,۰۰۰ تومان

: شادی اسدپور
: فرزین محدث
: مهدی (آرش) رزمجو

: موسسه هنری آرتا
: مهدی ناظمی
: سارا صادقی، لیلا افتخاری
: مائده بیگلری بهادر
: امید اکبری
: مقدی شامیریان
: عرفان فرشی‌زاده
: بنفشه حسین پور
: شایان شمسی
: مرکز هنری ماگو
: سینا افشار
: فرشاد نصیری
: ثمین سالک
: مریم ناظران
: محمد لطفی، محمد امین نجفی
: امیررضا ابراهیم
: ابوالفضل نریمانی، عرفان بختیاری
: محمد صادق زرجویان، حمیدرضا طاهر
: عرفان بختیاری
: شیدا بختیاری، نازنین حسینی
: کیوان ضیائیپور
: نوا یوسف زاده
: سوسن بقاء شانجانی
: حسین پناهی

یادداشت کارگردان:
گذشته با ما چشم در چشم می شود. خیره و قاطع.چشم میگردانیم. مرگ پیش رو با ردای سپیدش ایستاده و به چشم هایمان نگاه می کند. این اعترافی دردناک است برایم، شکلی از مکاشفه و روایت دردناک تنهایی هاست و رنج ها و دل تنگی ها.این جهان هراسناک است و پر هیاهو و پر هرج و مرج.این جهان اما دغدغه من است و این نمایش هم بار ترسناک هستی را به دوش می کشد هم کوله بار روان شناسانه اش را.
این نمایش روایت هایش ناموازی است که در خط سنگین گذر زمان گم و از اصل خود دور شده اند که قطره هایی می شوند به تدریج و جویباری و نهری و رودی. رودی سرخ و سیاه به سمت اقیانوسی که معنا در رگ‌های عمیقش جاریست.

یادداشت فرزین محدث:
این نقش بسیار سخت است ، سختی در این است که باید تصویری از رنجی درونی را نشان دهم و تنها با تحمل این رنج است که می توانم به آن دست یابم...رنج در بازیگری با فیزیک بازیگر و روان بازیگر توام است.بازیگر برای رسیدن به نقش در تلاش است خود را رها کند...رها در فضای جسمانی و روانی نقش...تلاش کردم در ارائه نقش،تصویر جدیدی از جسم و روانم را به تماشاگر نشان بدهم.

تماشای این تئاتر به افراد زیر ۱۲ سال توصیه نمی شود

تولید پیشین خانه نمایش آرتا: خانه نم زده
تولید آتی موسسه هنری آرتا : نمایش " شکار مرگ "

صفحه اینستاگرام : arta_theater

این نمایش نیست، یک اعتراف است. اعترافی که از میان یک کابوس وحشتناک و شاید هم یک احضار روح دراماتیک بیرون میاید. زندگی مردی چهل ساله با ترس‌ها، تنهایی و جهان هراس انگیز پیرامونش...

طرح بها از سه شنبه ۸ مرداد
از ردیف ۱ تا ۴: ۴۵،۰۰۰ تومان
از ردیف ۵ تا ۷: ۳۵،۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش این یک اعتراف است / عکاس:‌سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» این یک اعتراف است

» پوستر نمایش «این یک اعتراف است» رونمایی شد

» رضا کیانیان پوستر نمایش «این یک اعتراف است» را رونمایی خواهد کرد.

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

حافظ، نوفل لوشاتو، بعد چهارراه رازی، نرسیده به خیابان ولیعصر، کوچه زیبا، پلاک ۱، عمارت نوفل‌لوشاتو
تلفن:  ۶۶۴۸۳۷۴۲


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
بازی آقای محدث فوق‌العاده بود اما حیف از متن که بشدت بد بود.
حمیدرضا مرادی و لیلا مظاهری این را خواندند
سیدمهدی، مریم خاقانی و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
- بازی فوق العاده خوب فرزین محدث عزیز
- متنی پیچیده با لایه های فراوان روانشناختی ( کاش می تونستم یکبار دیگه اجرا رو ببینم تا می شد بیشتر در متن دقیق بشم)
- طراحی صحنه و نورپردازی خیلی خوب
- گریم و طراحی لباس و طراحی صدای خیلی خوب
و مهم تر از همه اینکه ، هرچند از دور ، اما بالاخره جناب رزمجوی عزیز رو حضورا دیدم :)
تبریک می گم به تک تک عوامل عزیز این نمایش فوق العاده.

پ.ن: اگر مدت زمان اجرا تمام نشده بود حتمن توصیه می کردم که کار رو ببینید :)
شاهین جان ممنون ازت،ای کاش میدیدمت.
۲۶ مرداد
سپاس از حضور و پیام پر مهر شما
۲۶ مرداد
درود بر شما جناب رزمجوی عزیز، ماشالا سالن شلوغ بود و نخواستم مزاحمتون بشم، ایشالا دفعات بعد حتمن برای عرض ادب خدمت می رسم
۲۶ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این یک اعتراف نیست
این یک حقیقت است
بعد از مدتها و حدودا بیش از صد تا تئاتری که دیدم
باز هم یه تئاتر پیدا شد که بشه راجع بهش نوشت و حرف زد.خیلی وقت بود در مورد هیچ تئاتری ننوشته بودم و اما بعد....
وقتی کارگردانی حساب شده باشه و بازیگر بتونه تمام خواسته های کارگردانشو عملی کنه نتیجش میشه پنج دقیقه تشویق ایستاده
خب متن کار مطمئنا نقطه ضعف کار محسوب میشه البته در مقابل کارگردانی و بازیگری خوبش جوری که از خودت میپرسی این شخصیت و این کارگردانی یه متن نیاز داره که بشه باهاش تئاتر ایران رو فتح کرد و ایستاده و از بالا به بقیه نگاه کنی و لبخند بزنی
ترک عادت موجب مرض است پس بزارید بگم این نمایش در مجموع بد بود و امتیاز بدی میگیره
در حین نوشتن پام رفت روی خط های سنگفرش های خیابون...سوختم...از اول
ترک عادت موجب مرض است پس بزارید بگم این نمایش در مجموع خیلی خوب ... دیدن ادامه » بود و امتیاز خوبی میگیره
و امان از تنهایی و تنهایی و تنهایی اون پسر چهل ساله فقط منتظر یه آواز دیگه بود...
وقتی نمایش داشت اجرا میشد،تلاش قابل توجه جناب محدثی رو دیدم که نمیتونست منِ تماشاچی رو جذب کار کنه.هرچی فکر کردم که چه کس دیگه ای می‌تونست این متن رو بهتر اجرا کنه،کسی به فکرم نرسید.
از نظر من نمایش خوبی نبود،به دو دلیل:
-متن نمایش ضعیف بود.
-کارگردانی هم چنگی به دل نمی‌زند.
سپیده و امیر مسعود این را خواندند
گالنا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با احترام به آقای رزمجوی عزیز و گرامی و علیرغم تلاش زیاد فرزین محدث عزیز،
این کار رو دوست نداشتم!

مشکل اصلی هم طبق معمول نمایشهایی با نمایشنامه ایرانی، متن بود.

تلاش زیاد جناب محدث و اجرای پنجاه دقیقه مونولوگ با کلماتی پشت سرهم و بدون تپق، قابل تحسین بود ولی حیف که مشکل اصلی جای دیگری بود!
گالنای عزیزم با تک تک کلماتت موافقم،مشکلات اصلیمون باهم مشترکه ظاهراً،به نظر منم این اجرا ضربه ی اصلیش رو از متن می‌خوره،بازی فرزین محدث خوب بود ولی چون متن جذابیتی نداشت و متأسفانه به دلیل آشفتگی و عدم انسجام، تماشاگر رو درگیر و همراه نمی‌کرد، اجرا ... دیدن ادامه » راضی کننده نبود.
۲۳ مرداد
بحث فوق در متن روشن و مشخصه، ولی چیزی در حاشیه به چشمم اومد که کمی نگرانم کرد: "رزمجو: طبق استعلام گرفته شده از تیوال..."!

چون پیشتر بر اساس یه حس طبیعی فکر می‌کردم تیوال محرم اطلاعاتیه که در پروفایل بطور علنی قابل مشاهده نیست، دوست دارم بدونم دایرۀ ... دیدن ادامه » افرادی که می‌تونن استعلام بگیرن و محدودۀ اطلاعاتی که تیوال در پاسخ استعلامات می‌ده کجاست؟

امیدوارم این عبارت بلوفی از سمت جناب رزمجو باشه و تیوال مکانیسمی برای استعلام‌گیری نداشته باشه، که اگر بنا به هر دلیلی هم داره بهتره اون مکانیسم رو با کاربران در میون بذاره!
۲۷ شهریور
درود آقا کامران عزیز .. منهم مثل شما دقیقن همین پرسشگری رو دارم
امیدوارم تیوال و گروه همیاری به این شبهه پاسخ بدهند ...
۲۷ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این یک تئاتر فوق العاده بود.
خانم اسد پور ، یونگ و فروید و لاکان و همه بزرگان مکتب های روانکاوی به شما افتخار میکنن.
یه نمایشنامه بسیار حرفه ای از دیدگاه روانکاوی با رعایت تمام جزئیات روان نژندی شخصیتی که آقای محدث با اجرای بی نظیرش همه رو مسحور خودش و این نمایش میکنه.
آقای محدث اخه تو چقدر خوبی، خیلی بی نظیر بود فقط یه نابغه میتونست این نمایش نامه ی عالی رو درک کنه و بازی کنه و اون کسی نبود جز فرزین محدث.
شدیدا توصیه میکنم این نمایش رو که متاسفانه سه روز دیگه تموم میشه تماشا کنین. من که قطعا مجددا به تماشایش خواهم رفت.
حمیدرضا مرادی این را خواند
مهدی رزمجو، مینا و محمد لهاک ( آقای سوبژه ) این را دوست دارند
سپاس از حضورتون و پیام پر مهرتون
۲۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تماشای پنجاه دقیقه بازی آقای محدث که از جان و دل بر اومده بود، حسابی به جان و دلم چسبید.
داستان قابل تامل و روانشناسانه بود؛ بیان دردی جان کاه بود در قالب قصه ای شخصی.
خسته نباشید می گم و سپاسگزارم از این همه تعهد به صحنه.
پ.ن 1: عاجزانه خواهش می کنم تنها در صورتی که به تئاتر و به مضامین روانشناسی علاقه دارید و قالب مونولوگ جذبتون می کنه و اولین قرار ملاقاتتون نیست به تماشای این کار برید. دو نفر کناری ما که که از گفتگوهاشون با صدای بلند فهمیدیم اولین باره هم دیگه رو می بینند و خیلی هم اهل تئاتر نیستند، تمام مدت اجرا خودشون رو باد زدند و با صدای کاملاً واضح و آزارنده با هم حرف زدند و هیچ کدوم از چشم غره های ما و جلویی ها هم بهشون کارساز نشد. من در لحظاتی که باید عمیق ترین ارتباط رو با حس و حال آقای محدث برقرار می کردم، متاسفانه گوشم از صحبت های عزیزان ... دیدن ادامه » پر بود و تمرکزم نزدیک به صفر!

پ.ن 2: نوفل لو شاتو هم داره در تاخیر، شونه به شونه تئاتر مستقل حرکت می کنه. این بار هم اجرای 50 دقیقه ای با 20 دقیقه تاخیر شروع شد. هر بار می گم این بار آخرمه که در این مجموعه اجرایی رو می بینم و باز هم یک اجرایی می ره روی صحنه که نمی شه ازش صرف نظر کرد... خواهش جدی دارم اگر کسی از مدیران سالن و یا افراد دست اندرکار می خونه این بازخوردها رو، ترتیب اثر بده. در غیر این صورت مجبورم آرزو کنم دیگه اون ورا پیدام نشه.
امان امان امان از این تماشاگرنماها که عیش امشب ما را نیز به لطف چک کردن های مررررررتب گوشی و آدامس جویدن های فاجعه طییییییش کردند :((((((

گوشی رو اول با نگاه که کاملا بی تاثیر بود و در نهایت و به ناچار با دست گذاشتن روی نور گوشی و خواهش تذکر دادم ولی اون ... دیدن ادامه » آدامس خوردن رو چطور میتونستم .... :((((
۲۲ مرداد
سپاس از حضورتون و پیام پر مهرتون
۲۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این یک اعتراف است
نمایشی جذاب برای دوستداران ژانر روانشناسانه و اجتماعی که متن خوب و کارگردانی و بازی درخشانی دارد از طراحی صحنه به اندازه کافی بهره برده است و هیچ تلاشی برای فریب ذهن تماشاگر با اغراق در طراحی نکرده است همه چیز به اندازه است و بازی درخشان و بی نظیر فرزین محدث که گاهی من تماشاگر را نگران حال خودش میکند و انقدر به کاراکتر جان بخشیده است که در تمام اجرا تصور میکردم داستان حقیقی خویش را روایت میکند و رورانس نهایی است که یاداوری میکند این یک اعتراف نمایشی است برای شادی اسدپور عزیز و گروه اجرایی بویژه فرزین نازنین ارزوی درخشش های بسیار دارم و برای خلق لحظات زیبای این نمایش به سهم خویش سپاسگزارم
امیر مسعود این را خواند
فصیح و مهدی رزمجو این را دوست دارند
سپاس از حضورتون و پیام پر مهرتون
۲۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از مدت ها...
#این_یک_اعتراف_است
مونولوگ مدیوم بسیار پیچیده ایه و بیشتر از همه به بازی خوب نیازمنده. #فرزین_محدث در این نمایش افسانه ایه و هیچ جمله ای نمیتونم در وصف بازی بسیار درخشانش انتخاب کنم و یادداشت کنم.
در ضمن تبدیل یه همچین ایده‌ای به متن قابل تقدیره و تبریک به #شادی_اسد_پور بابت قلم دلنشین و کارگردانی این کار.
از نمایش:” چرا هر چی بیشتر میشورم، این بو بیشتر میشه”

شاید هممون یه اعترافی داشته باشیم که هنوز نگفته باشیمش...
گالنا این را خواند
مهدی رزمجو، پیام تفضلی، امیر مسعود و فصیح این را دوست دارند
سپاس از حضورتون و پیام پر مهرتون
۲۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نکته پر رنگ این کار بازی توانمند فرزین محدث بود . متاسفانه متن پختگی و عمق نداشت . با توجه به اینکه کار در مورد به آخر خط رسیدن کسی بود که در حال غرق شدن در تنهایی خودش است بهتر بود به حس تنهایی که امروزه گریبانگیر تعداد بیشماری است جامع تر نگاه بشه . هرکسی که این حس رو تجربه کرده باشه موقع اجرا میتونه خودشو جای بازیگر بذاره ولی به شرط اینکه از همه زاویه ها به موضوع پرداخته بشه نه فقط کودکی ( ناکامی در دریافت محبت بخصوص مادر ) و ناکامی در عشق ( که به نوعی جایگزین همون محبت مادر است ) .نقش جامعه چی ؟ آیا اجتماع نقشی نداره ؟ محل کار ؟ دوستان ؟ وضعیت اقتصادی ؟ و ... در این کار فقط بیشتر به نقطه شکل گیری این حس پرداخته شده بود. ولی میشه گفت تنهایی مثل یک درخت میمونه که متشکل از بدنه اصلی و تعدادی شاخه و برگ هست .نکته دیگه اینکه کاش دندانهای بازیگر کمی گریم شده ... دیدن ادامه » بود . فرم یکدستی و ردیف و مرتب بودن دندانها با توجه به خاطراتی که بیان میشه ( کودکی که همیشه نادیده گرفته میشد ) و کسی که سعی ای در خصوص گرفتن تایید از جامعه نکرده تا حدی غیرواقعی و در حس مخاطب تاثیرگذار است .
پیام تفضلی، امیر مسعود، حمیدرضا مرادی، رضا بهکام و فصیح این را خواندند
حدیث سیدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب برای بار دوم دیدم نمایشو و فرصت کنم باز هم میبینم.
میتونم بگم بین نمایش هایی که این اواخر دیدم بهترین بود.
ممنون از کارگردانی درجه یک
و متنی که بسیار هوشمندانه نوشته شده
فرزین محدث هم که دیگه سنگ تموم میذاره رو صحنه.
ممنون از گروه خوبتون
سپاس از پیام پر مهر شما و حضور مجدد شما
۲۰ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرزین محدث جادو میکنه و چیزی جز این انتظار نمیره ازش.ولی متن و موضوع رو دوست نداشتم.
سپیده، امیر مسعود و سعید رستمی این را خواندند
بهار این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش عالی و بی نظیر بود. واقعا خسته نباشید به جناب محدث عزیز ، و خانم اسدپور و جناب اقای رزمجو.
مهدی رزمجو این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این یک اعتراف است،
اعتراف به تنهایی، اعتراف به ترس و در نهایت مرگ. انسان گرفتار در خویش، بدون امید رهایی. گاهی انسان گرفتار در راهی، کویری یا جنگلی است، در نهایت امید به رهایی دارد و این رهایی میسر است. انسان گرفتار در خود به کجا بگریزد؟ به کدام ریسمان چنگ زند؟ و از که مدد بخواهد؟ چه هولناک و چه دردناک است انسان تنها در این هیاهوی دنیای و انسان گرفتار در سلول سلول وجود. دهشتناک است انسانی گرفتار در صفحه صفحه زندگانی خویش که حتی کور سوی امیدی به رهایی ندارد. روح زلال انسان در تنهایی تار عنکبوت بسته و کاشی های سفید روح تیره و حتی خون آلود گشته و این تنهایی حتی انسان را تا مرز جنون می رساند. اما این انسان دیوانه نیست، مجنون نیست، هشیار است و میخواهد که بر ترس ها غلبه کند، رها شود از هرآنچه از دست داده و فایق آید بر ترس از دست دادن، ترس تنهایی. آری او ... دیدن ادامه » با آغوش باز مرگ را درمیابد و هشیار میمیرد. انسان اعتراف میکند که فنا شود تا شاید آن هشیاری بمیرد و آزاد شود از هستی بی هستی.

امشب بازی درخشانی رو دیدم که واقعا تاثیر‌گذار بود. بازی در نقشی سخت. آفرین به فرزین محدث عزیز که توانایی خودش رو به رخ کشید و مبهوت کرد تمام تماشاگران رو. جا داره به خانم اسد پور هم تبریک بگم بابت نگارش و کارگردانی این کار فوق‌العاده. کار سختی بود واقعا دست خوش.
پ.ن. حتما توصیه میکنم این کار رو ببینید.
امیر مسعود و فصیح این را خواندند
مهدی رزمجو و مینا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
معنای از جون مایه گذاشتن بازیگر رو از بازی بی نظیررر فرزین محدث در این نمایش میفهمید.
این نمایش به دلیل تفاوت فرم و موضوع، و تلاش بازیگرش برام محترمه.

اما توقع داشتم عمیق تر و تاثیرگذارتر باشه. من به خاطر مضمون جالب این نمایش تصمیم گرفتم ببینمش، مضمونی که به نظرم در سطح می مونه و وارد روان این مرد چهل ساله ی به ته خط رسیده نمی شیم: یه سری دلیل میاره که چرا به این جا رسیده، انگار که درد دل کنه یا ماجرایی رو تعریف کنه، اما اون روند درد درونی رو نمی بینم. نه لازمه آدم این مصیبتا رو بکشه که به این جا برسه، نه مصیبت حتما آدمو به این جا می رسونه. شایدم توقعم برآورده نشده چون تصویر ذهنیم از نمایش با چیزی که دیدم فرق داشته و بقیه این طور فکر نمی کردن.
جاهایی که نقش بزرگسالی خودشو بازی می کرد از همه بهتر بود. با بچگیش نتونستم ارتباط برقرار کنم.
جای تامل و سکوت هم تو کار خالی بود. احتمال هدف از حرف زدن و تحرک بی وقفه ی بازیگر، کاهش ریسک انتخاب ... دیدن ادامه » فرم مونولوگ و کشوندن مخاطب تا آخر کار بوده، در حالی که اگه حجم گفتار کم و فرصت تاکید و تفکر بیشتر بود می تونست تاثیرگذارتر باشه.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وااای من هیچییی ندارم بگم واااقعا هیچی ندارم بگم از بس که خووووب بود... خوووب بود بدم خوووب بود....نمایش که تموم شد دلم میخواست دو ساعت روی همون صتدلی بشینم و اشک بریزم...حتی اونجاهایی که همه خندیدن هم من گریه کردم.... شماها باعث میشین توقع ما از تیاتر خیلی بالا بره و تا مدتها جرات نکنیم کار جدید ببینیم که نکنه مزه ی یه تیاتر خوب از زیر زبونمون بره...
سپیده، امیر مسعود و حمیدرضا مرادی این را خواندند
مهدی رزمجو و الناز زالی این را دوست دارند
سپاس از پیام پر مهر و انرژی شما
۱۷ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متنی ٢ سویه که از منظر روانشناختی اثر به سمت موارد مفاهیم کودک ، بالغ و والد سوق پیدا می کند و از سوی تئاتری و معنا در مسیر واگویه هایست از یک شخصیت میانسال که با روایت تروماهایش از بدو کودکی تا پایان جوانی ترسیم اجتماعی روان گسیخته و زیستی اوست.
متنی مبتنی بر تک گویی شخصیت محوری که پس از ٣٠ دقیقه از اجرا بواسطه تکرار در روایت کمی کسل کننده خواهد بود اگر چه که بازیگر نمایش با به رخ کشیدن قابلیتهایش در بازی توان تحمل را تا پایان ٤٥ دقیقه ای اثر راحت تر می کند.
تکلم کودکانه شخصیت در پاره ای از اوقات بر سادگی و تلطیف فضا می افزاید اگرچه که ممکن است به بدنه داستان روایی صدمه بزند.
طراحی صحنه بر اساس تک لوکیشنی است در خانه که گویا امن ترین و تنهاترین بخش هر خانه است.
با چهره پردازی ساده و طراحی لباسی در خدمت متن و مونولگ اجرایی و نور پردازی که مبین محل ... دیدن ادامه » خاصی از هر خانه که حین اجرا کمکی به تصویرسازی سیال ذهن مخاطب است.
نکته منفی گرمای سالن است که می تواند انرژی و تمرکز هر بیننده ای را تحت الشعاع قرار دهد.
درجه کیفی نمایش B
بازیگری:٨/١٠
کارگردانی:٧/١٠
طراحی صحنه:٧/١٠
طراحی لباس:٦/١٠
طراحی گریم:٦/١٠
افکت صوتی:٧/١٠
نور:٧/١٠
حمیدرضا مرادی و زهره مقدم این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این یک اعتراف است
همیشه فکر میکردم مونولوگ برای رضایت هنگام خروج از سالن قابلیت کاملی نداشته و یا متن جلوتر از از اجرا و گاهی هم بازیگر روح بخش متن است.
در بسیاری از اجراهایی که دیدم این اتفاق قالب بود
گرچه مونولوگ ها بخاطر بازی و بعضاً متن بسیار جذاب بودند.
مونولوگ به ذات بسیار دشوار و پر خطر ست
چراکه بعد از گذشت زمانی کوتاه همه چیز به ورطه تکرار می افتد و ناخواسته مخاطب دچار خستگی و سرخوردگی می‌ شود دیگر ایجاد کشش متن میماند توان بازیگر نور میماند و موسیقی و ساوند افکت دکور میماند پویایی در اکت
.
خانم اسدپور کارگردان محترم این اثر در مقطع کارشناسی روانشناسی عمومی، کارشناسی نمایش عروسکی و کارشناسی ارشد کارگردانی تحصیل کرده و بنابر دغدغه‌های شخصی همیشه سعی کرده جهان و انسان را از زاویه‌ای متفاوت مورد بررسی قرار دهد

«حاجی باباخان»، «فاستوس 2016»، «در بارگاه دیو دو شاخ»، «آمیز قلمدون»، «روایت‌هایی ساده از زندگی روزمره» و «درباره ال ای» این نویسنده بعنوان بازیگر حضور داشته است. نمایش‌های «یک تنبیه با شکوه»، «بیدار خوابی»، «سه شب با مادوکس»، «گردنبند پریدخت»، « در داد»، «خانه نم زده» و «این یک اعتراف است» جزو آثاری هستند که خانم اسدپور آنها را در مقام کارگردان روی صحنه برده است.
دغدغه تنهایی انسان معاصر که حاصل جامعه شتابزده امروز و خصایص رذیل و فضیل انسانی است در نگاه استعاره او به شعر وارهای متن شده و اثر اگر چه کم دیالوگ و به ظاهر تک بازیگر است اما با بهره جستن از صدا و میزانسن هایی معناگرا به اشیاء در صحنه جان داده و کاراکترشان معرفی میکند
این اجرا برای محدث نوشته شده و با توجه به توانایی های مهیج و بی نظیرش و شناخت درست کارگردان از پتانسیل بالقوه محدث میزانسن ها نگاشته و طراحی شده است فلذا بجز خود محدث هیچکس در عالم با این قدرت نمی‌تواند این نقش را ایفا کند .
خانم اسد پور با توجه به تحصیل در رشته روانشناسی و تکمیل آن در رشته نمایش عروسکی قابی از نمایشی عروسکی را از محدث پر توان به نمایش میگذارد که محدث از جای جای صحنه اش استفاده میکند و هوش بازیگر و قدرت کارگردان در هیچ کجا بند های این عروسک را نه از بازیگر و نه از کارگردان جدا نمیکند
در باب اجرا برای اسپویل نشدن هیچ نمی‌گویم تنها به این نکته بسنده میکنم که ایفای چندین نقش سوییچ های پیاپی استفاده از تمام بدن قدرت بیان پویایی حدود شصت دقیقه پرتوان لمس و درک جای جای صحنه از قدرت های جادویی محدث است که در این اجرا به رخمان میکشد اما به دوستانی که در تعقیب فلسفه تنهایی در وجود انسان و ماهیت انسان معاصر فارغ از سن و جنسیت هستند دیدن اجرا و نگاه درست کارگردانِ نویسنده ، بازی پر از شکوفایی فرزین خان محدث را توصیه میکنم



من ... دیدن ادامه » از درون خودم متولد میشوم
مادر میشوم
پدر میشوم
عاشق میشوم
پیر میشوم
تنها میشوم
و خودم را بالا می آورم
بخشی از متن برگرفته از گزارش ایران تئانر
۱۵ مرداد
جناب لهاک نازنین
سپاس از مهر و عنایت شما
۱۵ مرداد
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩✨✨✨✨✨⭐⭐⭐⭐⭐
۱۵ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی که حرف نداشت .50دقیقه بدون تپق چند تیپ مختلف رو بازی کردن و دیالوگ گفتن کار هرکسی نیست. نمایش خوبی از نظر بازی و متن هستش.
جناب آقای ملک
سپاس از مهر و عنایت شما
۱۵ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید