تیوال نمایش خانه سربی
S2 : 21:59:13
  ۲۲ اردیبهشت تا ۳۱ خرداد ۱۳۹۲
  ۲۰:۰۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۱۵,۰۰۰ تومان


: علی نرگس نژاد

: پانته آ پناهی ها، بابک حمیدیان ، سحر دولتشاهی، مینا ساداتی ، فرزین صابونی و سیامک صفری

: آتوسا قلمفرسایی

: نورالدین حیدری ماهر

: محمدرضا جدیدی

: محمد گودرزیانی

: جواد پولادی ، یوسف رستمی

: شقایق پوررامین ، دنیا مدنی و سمیه خواسته

: یحیی پاکدل

: رضا موسوی

: معصومه نورزاد و ایلیا شمس

گزارش تصویری تیوال از خانه سربی / عکاس تیوال : علیرضا قدیری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری خانه سربی / عکاس: روزبه فولادی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری خانه سربی / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری نمایش خانه سربی / عکاس: سیدضیاالدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
بابک حمیدیان و فرزین صابونی خیلی خوب بودند
کار متوسطی بود از نظر من
رسول حسینی و محمّـدمهـدی ندّاف این را خواندند
بیتا نجاتی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگه بری سردم می شه
ازون بدتر هم اتفاق می افته
این دیالوگ و ادامش که یادم نمی یاد بین سیامک صفری و پانته آ پناهی رد و بدل شد و واقعا فوق العاده بود
shalan و فاطمه بای این را خواندند
نینو، رشید خاضعی نسب، بهرنگ و مرتضی سلطان این را دوست دارند
اینو سیامک صفری خیلی خوب میگفت.
۱۳ تیر ۱۳۹۲
دقیقا همین طوره.یه جور بود که آدم باورش میشد اگه همسرش ترکش کنه یخ می زنه
۱۳ تیر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خانه سربی
من دیشب این نمایش رو دیدم. نمایش خوبی بود. مختصر و مفید. از این نمایش‌های روان‌پریشانه خوشم میاد. بعضی لحظه‌ها یه جوری میشدم. نمیتونم بگم چه جوری.. ولی این یه جوری شدن رو دوست داشتم. بعضی دیالوگهای نمایش خیلی خوب بود.
و تصورات و تفکراتی که با دیدن این نمایش تو ذهنم میومد... حرفهایی که سیامک خان میگفت، در مورد لباس و دوخت‌و‌دوز و شکافتن و دوباره دوختن و برهنه شدن و کج‌و‌معوج بودن لباسهای پسرش و ... من رو کمی به فکر وا می‌داشت.
منطق داستانی یه جورایی وجود نداشت، یه چیزی شبیه خواب بود یا شایدم کابوس... تو خواب منطقی وجود نداره. دیالوگها میتونه چند بار از اول تکرار بشه. زمان معنی خاصی نداره. تو بعضی خوابها همینطور شلوغی و همهمه است... من دوست دارم فکر کنم که این نمایش تصویر یه خواب بود. یه خوابی که توش خندیدم، ترسیدم، شکه شدم و ...
بازی بازیگرها ... دیدن ادامه » تو این نمایش خیلی خوب بود. بازی شیرین فرزین صابونی واقعا جالب بود و بقیه هم که طبیعتا خوب بودند. آهنگهایی هم که پخش میشد رو من خیلی دوست داشتم. خیلی خاص بودند. حس خوبی بهم میداد.
در کل از دیدن این نمایش راضیم. به اندازه لذت بردم. به اندازه خندیدم. به اندازه سردم شد و ...

امااااااااااااااااااان!
۱۲ تیر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
راستش یه دیالوگی بود راجب ساخت فیلم مستند یادم نمیاد...
خیلی خوب بود..
منظورش این بود که مستندایی که ساخته میشن واقعی نیستند و بازی میکنند
که به پرنده تشبیه کرده بودن .
پرنده هایی که تربیت شدن و ....
اگه کسی یادش هست خوشحال میشم برام بنویستش...
مستند هاشونو اونجوری میسازن که خودشون میخوان
من خودم دیدم
یه مشت پرنده دست اموز اوردن اونجا پر دادن
گفتن اینا خودشون دارن کوچ می کنن
خودشون دارن جفت گیری میکنن . . .
۰۴ تیر ۱۳۹۲

ممنونم آقا فرهاد لبافی

ممنون
۰۴ تیر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خوبی بود..
دیالوگاشو دوست داشتم ..
دستشون درد نکنه..
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سالن اصلی معمولا کم کار خوب میشه دید
این کار اگه تو سالنهای کوچکتر اجرا میشد بهتر بود / چرا؟
چون بازیگرا مجبور بودن الکی کلی راه برن که ضعف فضاسازی رو جبران کنند
چون مجبور بودن کلی شلوغ کنن و الکی سر صدا کنن . که تماشاچی فکر کنه وای چه کار پر هیاهو و عظیمی داره میبینه.
بابک حمیدیان بد بازی نمیکنه اما شخصیت پردازی ضعیف نقشش باعث شد یه وصله ناجور تو کار باشه
سیامک صفری و پانته ا پناهی ها خودشون بودن هیچ چیزی کارگردان بهشون اضافه نکرده بود.
داستان هم که به نظرم خیلی ضعیف بود .
چرا یه همچین کار ضعیفی باید تو سالن اصلی اجرا بشه . ؟؟؟
به هر حال اینا همش نظر یه مخاطب نه بیشتر
و خسته نباشید به گروه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش رو با وجود ضعف در داستان و طراحی صحنه در محموع دوست داشتم..
به خاطر فضای مالیخولیایی و عجیبی که حکمفرما بود و هر کدام از شخصیت ها دچار درگیری خاصی بود..دیالوگ ها هم واقعا خوب بود..
بازی بابک حمیدیان و پانته آ پناهی خیلی خوب و سحر دولتشاهی خوب بود...سیامک صفری هم در سیامک صفری وار ترین حالت خود بود!
یک نکته بگم راجع به بحث کلیشه شدن بازی سیامک صفری که خیلی باب محافل تئاتری است!
به نظر من این کلیشه نیست و یه جور امضا یا سبک بازیگریه..یه جوری بازی که نقش رو از آن خودت بکنی و همان گونه که در بالا اشاره کردم "سیامک صفری وارش" بکنی!
یک نکته دیگه اینکه 20 عدد لامپ در صحنه بود اما تعداد پریز ها 19 تا بود.! چندین بار شمردم که می گم...دلیلش رو نمی دونم و هنوز هم نفهمیدم..
و در پایان باید بگم که:
روایت مخدوش است....راوی معیوب است..!
صحنه 20 تا لامپ داشت....اما روی دیوار انتهای صحنه که پریز ها بودند پریز ها 19 تا بود...
روایت مخدوش نیست! چون راوی با دقت شمرده است!
۲۳ خرداد ۱۳۹۲
ممنونم آقای امیدوار از نظرتون. یعنی به خاطر شمردن لامپ ها و پریز ها هم شده باید حتما در هفته پایانی این نمایش برم و ببینمش!:))
۲۳ خرداد ۱۳۹۲
نمایش مثل یک چشم بر هم زدن یا مثل یک کابوس می مونه..منظورم این نیست که بده...هدف نمایش دقیقن اینه که شما رو تو فضای خودش که مثل یک خواب یا کابوس کوتاهه درگیر کنه..
یکی از بهترین صحنه های نمایش صحنه ای است که همه بازیگران دارند به طور همزمان صحبت می کنند(یا ... دیدن ادامه » فریاد می زنند) و ناگهان سکوت...حس عجیبی داشت...خیلی وقت بود تجربه نکرده بودم..
امیدوارم لذت ببرید!
۲۳ خرداد ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه حیف که نمایشی اینچنین دلنشین، شاهد اونهمه صندلیِ خالی بود
الان نزدیک به شش ساعت از پایان اجرا گذشته، اما مغز من هنوز لبریز از دیالوگ‌هاست!

بازی خانم پناهی‌ها و سحر دولتشاهیِ نازنین، عالی
موسیقی، به جا
دکور و نور، زیبا
و موضوع نمایش هم بدیع و پر از تپش قلب بود!
علی نرگس نژاد کارهایی که اجرا کرده جنس خاص خودش رو دارن اما نقدی که بر این کار دارم نه بر شکل و قالب کار که بر محتوی کار هست . اصولا متن رو فاقد محتوی دیدم و صرفا یک هجو بر اساس تیپ بازیگرا بود . ایده شکل گیری این متن رو نمیدونم چی بوده اما آنچه که مشخص بود نگارشش کاملا سطحی بوده و اینکه هیچ فضاسازی برای داستانی که میخواست بگه ایجاد نکرده بود و کاملا بازیگر محور پیش میرفت .
عملا میتونم بگم که انتخاب همچین نمایشی اون هم در تالاری مثل سالن اصلی برای اجرای عموم نابخردانه بوده و نگران از این موضوع هستم با تکرار همچین نمایش هایی در مهمترین خواستگاه تئاتری مملکتون ، تئاترمون در همین سطح بمونه و سطح انتظاراتمون هم از یه تئاتر افول کنه
نمایش و بازیها نسبتا خوب بود . ولی به نظر من سالن اصلی تأتر شهر با اون همه قابلیتی که داره باید نمایشهایی توش اجرا بشه که سالن رو از تماشاگر پر کنه، مثل نمایش پلکان که هم با شکوه بود هم از قابلیت های سالن به بهترین شکل استفاده شده بود. حیفه که در یک روز تعطیل ،نیمی از این سالن خالی باشه. خانه سربی رو می شد در جای کوچکتری هم اجرا کرد چون نه نیاز به سالن بزرگ داشت و نه از قابلیت های سالن اصلی تأتر شهر استفاده کرده بود. اجرا توی این سالن کلا توقعات رو از یه نمایش خیلی بالا می بره و واسه همینم کمی کاستی در اون باعث حجم زیاد انتقادات می شه.
با درود ....اما هفته ی گذشته پنج شنبه تمام سالن وحتی بالکن پر بود ....
۰۴ خرداد ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوب بود.به نظرم مهمترین چیزی که باید قبل از ورود به هرسال نمایشی(این حتی در مورد ادبیات وسینما و... هم صادق است) در نظر گرفت فضای اون کار است.این تئاتر یک تئاتر رئال نیست،یک داستان رو میگه خوب هم میگه،بازی ها هم خوبه.سیامک صفری هم خوب بود،مگر قرار بود چه کاری انجام بدهد که انجام نداده،ایراد بازیش چیه؟ من نمی دونم گفتن اینکه سیامک خودشو تکرار می کنه یعنی چی؟
ما ردیف 3 بودیم.صداها خوب بود،همش قابل فهم بود،بجز مواردی که همه با هم حرف میزدند که اصلا دراونجا مقصود این بود که شما چیزهایی بشنوید وچیزهایی نشنوید.
در کل ما یک جمع 10 نفره از دوستان بودیم که نمایش رو دیدیم و چون بعد از تمام تئاترها رای گیری می کنیم به عرض می رسونم که متوسط رای این نمایش 3.6 از 5 بود.یعنی بین خوب و عالی.

به هرحال فضای این نمایش یک فضای مالیخوریایی وپریشان است،متن هم با توجه به ... دیدن ادامه » این موضوع خیلی خوبه.
من روز یکشنبه برای دیدن نمایش رفتم نمایش که کلا چنگی به دل نمیزد. همسر من دانشجوی دکتراس وقتی کارت دانشجویی ارائه داد آقایی که پشت گیشه هستن گفتن تخفیف برای دانشجوهای ادبیات و هنره وما مجبور شدیم بلیت تمام بها بگیریم لطفا به اقایون بفهمونید که تخفیف برای تمام رشته هاس
بازی سیامک صفری و فرزین صابونی همانی بود که بود و بارها این نوع بازی را از این دو بزرگوار دیده بودم . در این نمایش خیلی از دیالو گ های سیامک صفری شنیده نمی شد . متن حرف تازه ای نداشت . طراحی صحنه تزئینی و درخدمت نمایش نبود . عدم شناخت کارگردان از صحنه و نورو... بسیار چشمگیر بود . این نمایش میتوانست در فضای کوچکتری اجرا شود .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدم وقتی دلش یخ بزنه
صدتا لحافم گرمش نمیکنه ...
خیاط خوبیه ؛ همچی دوخت و دوزت میکنه که اب لای درزت نره .....
باسپاس از همه ی خانه ی سربی ها
بازیها خوب ،قابل قبول
دیالوگ هارو دوست داشتم اما ..سالن اصلی..
داستان جالبی داشت اما کاش کمی بهتر پردازش می شد..
دکور و موسیقی "به تنهایی "خوب بود اما ..سالن اصلی..
ونور موبایلهای حضارگرامی که دائماًفضارا مزین میکرد..

خوشحالم اسمهایه ا شنای دیوار را بیشتر میبینم...دلمون تنگ شده برات تبسم جان:)
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۲
عزیزم من هم دلم براتون تنگیده
۰۳ خرداد ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خانه سربی ، یکی از هزاران خانه ی این شهرست ....تلاش برای بازکردن گره هایی در ذهن ، در زندگی .....هرکس بدنبال گره ِ خودش .....به شیوه ی خودش....
نمایش را دوست داشتم و لذت بردم....تصاویر جدیدی در ذهنت ایجاد میکرد .....خودت را جای تک تک بازیگرا در روایت موقعیتشان ، قرار میدادی و این لمس حس کاراکتر را بیشتر میکرد .....کسی میترسد ،کسی برای جلب توجه تمارض میکند ، کسی بدنبال ذهنی بی سوال ست ، کسی بدنبال آرامش ست ....
بازی فرزین صابونی بیشتر از بازیگران قوی به نظر می رسید و بابک حمیدیان حس ترس را گرچه اغراق آمیز و توحش انگیز اما خوب منتقل میکرد ...گرچه داستان خوب بود اما بازهم میتوانست بهتر کار شود ....بخصوص قسمتهایی مثل معالجه خارج ازکشور کمی غیر واقعی بازگو شد ....
چند دقیقه اول متوجه مکالمات نشدم نمیدونم علت نارسایی و نامفهومی صدا چه بود اگرچه با شانس خوب در ردیف سوم ... دیدن ادامه » و درست وسط ردیف بودم ....اما بعد کمی واضح تر شد ....

خانه ی سربی ، نمادی ست از تلاش انسانها در زندگی شان برای یافتن راه حل گره هایشان ، ترسهایشان و ناامنیهایشان وهرکدام به روش ِ خود و هرکدام با ناجی خود ،کسی یا چیزی که آرامش را به آنها برگرداند .....و دست آخر آشکار میشود ناجی و کلید تمام دردها و گره ها نزد خود اوست...

سپاس و خسته نباشید به گروه.....
شما که ردیف سوم بودید ، دیالوگها را نامفهوم و نارسا شنیدید ببینید من که ردیف 10 نصیبم شد چه کشیدم.مشکل تئتر شهر اینست که موقع خرید اینترنتی بلیط یا رزرو امکان انتخاب صندلی وجود ندارد و طبعاً برای این نمایش که هم مشکل صدابردای داشت و هم انتخاب سالن اصلی ... دیدن ادامه » برایش نامناسب بود،همه جایگاهها با مشکل شنیدن صدای بازیگران مواجه بودند.گذشته از این موضوع،متاسفانه تماشاچی حرفه ای تئاتر کم داریم.این را از آن جهت می گویم که اگرچه بعضی دیالوگها واضح شنیده نمی شد،پشت سریها و بغل دستی من ،در طول اجرا قش قش می خندیدند و من نفهمیدم غیر از قسمتهایی از صحبتهای فرزین صابونی و سیامک صفری ،کجای این داستان خنده دار بود؟گذشته از این مساله که نمی توان دیگران را بابت آن شماتت کرد، صدای بحث و درگیری دو نفر از کارکنان تئاتر شهر(ظاهراً) پشت درهای سالن نیز می آمد!فکر کنم بازیگران به این وضعیت عادت دارند ولی آیا این شرایط شایسته تئاتر ماست؟
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۲
کاملا موافقم بیتا جان ...مناسفانه من بارها شاهد رفتارهای عجیب سایر تماشاگران بودم اونقدر گاهی طنز و تلخ که تصمیم گرفتم حتما یکبار دراین مورد بنویسم چون حتماباعث خنده و تعجب دوستان هم خواهد بود ...
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سیامک(سیامک صفری):

*روایت مخدوش است؛راوی معیوب است!
*روایت همچنان مخدوش است؛راوی معیوب مضاعف است!
*راوی قصد پیش گویی داشت،نشر اکاذیب کرد!
آخه فارسی گریه میکنی.
گریه ی فارسی!؟?!! :| چه جالب! :))
پس کنجکاو شدم بدونم گریه ی چِک اُسلواکیایی چه جوریه!!
۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۲
چَشم آقا آریو. مرسی از راهنمایی.:)
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۲
صرفا یه پیشنهاد بود :) خواهش میکنم
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خالی از لطف نیست دیدنش

اما اگر هم نبینید اصلا چیزی را از دست نمی دهید

دقیقا نصف کار را نمی شنوید

اما میخندید به چیزی که نمی شنوید

باور کنید






برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید