تیوال فیلم خشم و هیاهو
S3 : 07:51:30
خـریــــد
۱,۵۰۰، ۱,۸۰۰، ۲,۰۰۰ و ۳,۰۰۰ تومان
 بها: ۱,۵۰۰، ۱,۸۰۰، ۲,۰۰۰ و ۳,۰۰۰ تومان
: هومن سیدی
: طناز طباطبایی، نوید محمدزاده، سعید چنگیزیان، بهناز جعفری، رضا بهبودی، رعنا آزادی ور، بهزاد عمرانی
: سعید سعدی
: پیمان شادمانفر
: هومن سیدی، مهدی سعدی
: کارن همایونفر
: کامران حجازی
: بابک اسکندری
: محسن نصراللهی
: رعنا امینی
: حسین بشاش
: زینب نصراللهی
: محمد بدرلو
زندگی به من آموخت که هیچ چیز از هیچ کس بعید نیست!

کیفیت ۴۸۰: ۱.۵۰۰ تومان
کیفیت ۷۲۰: ۱.۸۰۰ تومان
کیفیت ۱۰۸۰: ۲.۰۰۰ تومان
کیفیت ۱۰۸۰ (HQکیفیت بالا): ۳.۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم خشم و هیاهو / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از فرش قرمز فیلم خشم و هیاهو / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
رمزگشایی: به وضوح مشخصه که داستان فیلم به کدام داستان واقعی اشاره میکنه، اما انتخاب جان لنون و شباهتش به آقای فوتبالیست بسیار زیرکانه است. تصاویر اون بخصوص اون پرترۀ برزرگش با اون عینک قرمز که اشاره به تیم قرمز پایتخت داره باعث میشه که من از هومن سیدی به خاطر ارزشی که برای مخاطب قائله بیشتر خوشم بیاد.
اریک قاراسمیان این را خواند
کاوه علیزاده، ساز دهنی، حمیدرضا مرادی و سپیده این را دوست دارند
فبلم خیلی خوبی بود
فضا سازی عالی
و بازی الحق و الانصاف مستحق جایزه
۱۳ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
[حنا داخل ماشین مینشیند]
حنا: سلام... سلام
خسرو: [با پشت دست به دهان حنا میزند] حرومزاده زندگی من جای کثافت کاری و ذوق زدگی احمقانه این و اون نیست ها... یه بار دیگه بی اجازه زنگ بزنی جوری سرت رو میبُرم میگذارم رو سینه ات که عشق و عاشقی از سرت بپره، فهمیدی؟
حنا: [پس از مکثی کوتاه و نگاه در چشم خسرو] جون، چشم...
عرفان میری و Ziechti این را خواندند
تیلا بختیاری، محمد شمالی و فرزین امیری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیشه کارهای هومن سیدی را دوست داشتم و از طرفدارهای پر و پا قرصش بودم ولی متاسفانه این فیلم را دوست نداشتم البته دلم نیامد گزینه دوست نداشتم را انتخاب کنم و به گزینه دیدم اکتفا کردم. از مواردی که خیلی توی ذوق میزد؛ شخصیت عصبی خسرو بود که از ابتدای فیلم حتی در ارتباط با به اهمیت ترین مسائل نمود داشت. ضمنا همانطور که سایرین هم اشاره کردند کاملا واضح و مبرهن است که داستان مربوط به چه اتفاقی است، لذا وقتی ناخودآگاه آن را با دو تئاتری که با اشاره به همین داستان اجرا شده بودند مقایسه می کردم بیشتر به این فکر میکردم که: "چه اقتباس ضعیفی"
وحید مقدم و سپیده این را خواندند
مربوط به چه اتفاقیه؟
۱۶ فروردین ۱۳۹۷
ماجرای شهلا جاهد و ناصر محمدخانی
۱۹ فروردین ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو مردی..............به من نگا کن...............تو مردی؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!
فهیمه تردست این را خواند
Sogol_Kaf، بهرنگ و یگانه این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خسرویی که جان لنون نشد.....
راستش همیشه گفتم سینمای هومن سیدی سینمای متفاوت و تحسین بر انگیزه.پر از امضاهای خودش مثلا:
استفاده از مونولوگ که در این فیلم شخصیت های فیلم هومن یه گوش پیدا کردن که گوش بازجو بود هر چی میخواستن بگن چه دروغ و چه راست
حرکت دوربین و قرار گرفتن دوربین پشت سر آدمایی که حرف میزنن و ما متوجه نشویم که حرفاشون واقعی است یا نه
رنگ بندی قاب ها و توجه ویژه به تصحیح رنگ که به نظرم توی همه فیلمهای او رنگ بندی خاصی داره.و دراین فیلم که در آخرای فیلم سیاه سفید میشه.
به نظرم بهترین ساخته هومن بود فیلمبرداری عالی و دیالوگها عالی.طناز طباطبایی فوق العاده بود و میتونست سیمرغ بگیره.در این فیلم نقشهای کوتاه مثل رضا بهبودی و رضا کولقانی وسعید چنگیزیان که خیلی کوتاه نبود عالی و دوست داشتنی بودند.دوباره محسن نصراللهی و صحنه سازی که در فصل تابستون ... دیدن ادامه » تونست محوطه خونه خسرو پر از برف کرد
مرموز ترین سکانس ها سکانس صحبت های حنا و خسرو بعد از خودکشی و صحبت های سازجو و وکیل خسرو در ساختمان ناتمام.تبریک به همه خشم و هیاهویی ها که شما مخاطبین هم هستید.بی شک قضاوت از کار در معدن هم سخت تره
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم رو دوست داشتم. چند نکته:

- در قیاس با ابد و یک روز، فکر میکنم حق طناز طباطبایی بود که سیمرغ بگیره. صرف نظر از تکراری یا غیرتکراری بودن بازیش.
- به نظر میرسه اون داستان‌هایی که به درست یا غلط در مورد حامد بهداد میگن، در مورد نوید محمدزاده هم داره گفته میشه. ولی این بازیگر قطعن جزو پدیده‌ها و بازیگران قوی سینما و تئاتر ایران هست.
- در پاسخ به نقدهای دیگه که راجع به خنده‌دار بودن برخی دیالوگ‌های نوید محمدزاده گفته شده می‌خوام بگم که اتفاقن این موضوع از نظر من جزو نقاط قوت فیلم بود.
- موسیقی ابتدایی فیلم که کمی در پایان فیلم هم تکرار شد، منو یاد کارهای ویوالدی انداخت. هارمونی و حس عجیبی داد با بازی خاص نوید محمدزاده و طناز طباطبایی.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مختصر آنکه تنها نقطه مثبت این فیلم فقط کارگردانی جدید هومن سیدی بود....بازیها خسته کننده...نوید محمدزاده بسیار نا امید کننده و همه چیز فوق العاده ضعیف !
از کارگردانان جوانمان انتظار بیشتری داریم با آنهمه اثز درخشانی که ازیشان دیده ایم...

موفق باشید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم بازی ها خوب نبود. بازی طناز طباطبایی که تکرار بازی های گذشته خودش مخصوصا" در فیلم هیس بود. انتخاب طناز طباطبایی با توجه به بازی ایشون در فیلم هیس اصلا" انتخاب هوشمندانه ای نبود.این حرف که حق طناز در جشنواره فجر خورده شد رو قبول ندارم.بازی نوید محمد زاده هم نسبت به دو فیلم ابد و یک روز و لانتوری اصلا" خوب نبود. بازی نوید محمد زاده هم مثل حامد بهداد باید همیشه توسط کارگردان کنترل شود تا باعث خنده تماشاگر نشه و بهترین بازی خودش رو به نمایش بذاره.بازی نوید در این فیلم سراسر از داد و فریاد های بی مورد و در سایر سکانس ها هم باعث خنده تماشاچی بود و هومن سیدی در کنترل بازی نوید موفق عمل نکرده بود.فقط بازی رعنا آزادی ور و سعید چنگیزیان رو دوست داشتم.رعنا آزادی ور با اینکه صحنه های کوتاهی داشت ولی در همان سکانس ها هم به خوبی بازی کرد.
اما جدا ... دیدن ادامه » از بازی ها هومن سیدی در سایر موارد موفق عمل کرده بود.فیلمبرداری خیلی خوب بود. بازسازی صحنه قتل به شکلی که در فیلم نشون داده شد یک ایده جالب و نو بود. در کل همه چیز فیلم را دوست داشتم به غیر از بازی طناز طباطبایی و نوید محمد زاده
بردیا برجسته نژاد، کیمیا TAV، shadesofNTH، اوا.ت و امیرحسین این را خواندند
سین.شین، ماحی و امید این را دوست دارند
نوید محمدزاده واقعا بد بازی کرده عجیبه که برای این فیلم نامزد سیرغ شده نه در نقش خواننده قابل باوره نه حتی مردی که زن و بچه داره طناز هم تلاش کرده اما خوب آنچنان که باید نتونسته نقش دختری چندوجهی وکمی رازآلود رو به خوبی دربیاره به خصوص اواخر فیلم. البته ... دیدن ادامه » اینها در درحه اول مشکل فیلمنامه هست که موفق نشده حتی یک شخصیت قابل درک ترسیم کنه.
۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۵
خنده ها کاملا به جا بود.بخشی از شخصیت پردازی نوید محمد زاده که که می طلبید تو دادگاه اینجوری رفتار کنه.
در مورد طناز طباطبایی موافقم.خوب نبود
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اتفاقا نوید محمدزاده بدترین بازیشو تو این فیلم کرده بود بازی پر اغراقی که خیلی جاها به جای اینکه بیننده رو عصبی کنه باعث خندش میشه یعنی حداقل در مورد من اینگونه هستش و تو صحنه های دادگاه محمدزاده بازیش افتضاح تر هم میشه اما بر عکس طناز طباطبایی حقش سیمرغ بود و توانایی بازیشو به رخ بیننده و نوید محمدزاده میکشونه و به نظرم به جز این دفعه که حقش رو خوردن دو بار دیگه هم حقش خورده شد سعید چنگیزیان هم که اصلا در نیومده بازیش اما نظر کلی در مورد فیلم به نظرم کارگردان سعی داشت حق رو به شخصیت زن فیلم بده درسته که بیننده با کارگردان همسو میشه در مورد شخصیت زن فیلم ولی شخصیت خسرو اصلا منفور در نمیاد البته از این دید هم میشه بهش نگاه کرد که بازی بد محمدزاده از قصد بوده تا به بیننده بفهمونه که داره جلوی بازپرس و قاضی نقش بازی میکنه در حالی که حنا خودشه
Positron، کیمیا TAV، shadesofNTH و امیرحسین این را خواندند
سپهر امیدوار این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم بعد از اپزود اول و جاییکه حنا شروع به بیان روایت خودش میکنه، بازى ها وارد یک سراشیبى تدریجى در کیفیت میشه. داستان هم از همونجا به نظر خیلى پرورانده نشده بود و از یه جایى کامل مشخصه که داره تلاش میکنه تا فقط به یک "پایان" برسه. در حالى که حتى میتونست پایانش باز باشه.
اما به نظرم کارگردانى کار خیلى خوب بود.
امیرحسین، وحید عمرانی، Positron و کیمیا TAV این را خواندند
سپهر امیدوار و shadesofNTH این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای کاش فیلم، در زمانی که حنا اعتراف را سکوت کرد فیلم تمام میشد...
(خسرو‌ و پدر و مادر فراخوانده شدند تا حنا حقیقت را بگوید)
یک پایان باز خوب را باقی میگذاشت،
اما حیف که ....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوست دارم کمی منصفانه تر نظر بدم،
در دوره ای که فیلمسازهای بنام و باتجربه در سراشیبی و افت فیلنامه و قصه پردازی قرار گرفتن ، نگاه نو هومن سیدی منو امیدوارانه تر به سالن سینما میکشاند و من به زعم خود از این کارگردان جوان حمایت میکنم.
همه ما به خوبی میدانیم روایت قصه برگرفته از داستان واقعی است با کمی تغییر جزییات، و من نگاه کارگردان به روایت داستان میپسندم. شاید در گاه اول بنظر بیاد که شخصیت های داستان بیش از حد سیاه و سفید هستند و شما نمی توانید حدس بزنید کدام شان راوی حقیقت هستند. و این نقطه عطف کارگردان محسوب میشود که میخواهد ازعان کند هر دو دروغ میگویند ، هر دو گناهکارن ، منتها در هنگام بازجویی هردو تلاش میکنن که خود را تصویری غیر واقعی از حقیقت را ارایه دهند، خواننده معروف برای باورپذیری جامعه ، و "حنا" برای باورپذیری خودش که خسرو او ... دیدن ادامه » را بیشتر دوست داشه، این فیلم "خشم و هیاهوی " کمبودهای هر دو شخصیت است.
ایکاش که "سیدی" در مورد حنا بیشتر شخصیت پردازی میکرد.
بنظرم "سیدی" میخواست بگه هردو مقصرن ، خسرو پارسا از حنا میخواد که همسرش رو بکشه، اما طی حالت جنون امیز از چاقو برای کشتنش استفاده میکنه، به خاطر علاقه ای که به خسرو داشته اسمی از اون در دادگاه نمیبره و در انتهای داستان به جای بازگویی حقیقت ،سکوت معناداری میکنه ،که من اون قسمتش رو دوست داشتم.
من نقد همه دوستان را خواندم و البته با نظریاتشون موافق هستم و همه میدونیم که هر فیلمی کم و کاستی هایی داره ، اما موضوع جالبی برای روایت و قصه پردازی داره.
بازی نوید محمدزاده شاهکار این فیلم بود، گرچه در قسمت های دادگاه این فیلم بازی طناز طباطبایی کمی تکراری بود ولی خوب بود
نمیدونم فیلمی که اینقدر تا سی دقیقه ابتدایی فیلم خوب بود و بازی عالی نوید محمد زاده رو در این دقایق به همراه داشت، چطور یکباره وارد کلیشه و از هم گسیختگی شد!! سی دقیقه ابتدای فیلم عالی بود. بازی های بازیگران به ویژه آقای محمد زاده بسیار خوب بود. انتخاب خانم طباطبایی برای این نقش بخصوص با توجه به اینکه قبلا هم در هیس دخترها سکوت نمیکنند چنین فضای مشابهی را (منظورم فقط انتهای داستان است) بازی کرده بودند، انتخاب هوشمندانه ای نبود. کاش آقای سیدی در انتخاب های بازیگران کودک و نوجوانشان هم در این فیلم و هم در فیلم سیزده، دقت بیشتری کرده بودند.
جم، بهزاد هندی، سین.شین، shadesofNTH و امیرحسین این را خواندند
مجتبی بشیرپور، حسین و کامران م. این را دوست دارند
جسارتا دخترها فریاد نمی زنند بود منظورتون فکر می کنم.
۲۰ فروردین ۱۳۹۵
ممنون خانم زرگران بابت تصحیح. الان که دیدم به جای دخترها فریاد نمیزنند چی نوشتم خودم خنده م گرفت. عجب...
۲۱ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
 سلام دوستان اسم اون آهنگ عربی غمگینی که تو اون سکانسی که حنا تو خونه شمع روشن کرده بود پخش می شد چی بود؟؟؟
امیرحسین و ع.ع.سامانی این را خواندند
علی عطاپور و بهنام [شاهین] باقری این را دوست دارند
من هم دنبالشم :))
۱۳ فروردین ۱۳۹۵
سلام.
آهنگ عمر دیاب
آلبوم Kammel Kalamak
آهنگ we maloh
۱۹ فروردین ۱۳۹۵
خیلی ممنـــون
۱۹ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم از نظر فیلم برداری نورپردازی گریم و سو‌ژه ی متفاوت و جوان پسندی که داشت واقعا بی نظیر بود هم چنین کارگردانی هومن سیدی نسبت به کارهای قبلی ش خیلی خیلی بهتر بود....و اتفاقا به نظر من فیلم آموزنده هم بود
1. جمله‌ی ابتدایی فیلم که بر روی پرده نقش می‌بندد، «داستان این فیلم واقعی نیست و برگرفته از ذهن نویسنده است»، از همان دست جملات گمراه کننده‌ای است که بطور غیر مستقیم فراتر از مفهوم کلامی‌اش می‌رود و به وضوح پیامی ضد آن چیزی که خوانده می‌شود را منتقل می‌کند. این جمله خیلی ساده است! یعنی «این فیلم شما را به یاد یک ماجرای واقعی می‌اندازد که همگی آن را می‌دانید!» یعنی «حواستان را جمع کنید! این فیلم شبیه یک داستان واقعی است که ما منظورمان اشاره به آن نبوده!». این جمله کاملا هوشمندانه فیلم را از هرگونه اتهام مبری می‌کند، اما پیام خود را به سادگی می‌رساند. (بی‌ربط: قبل از شروع فیلم، آنونس فیلم «خنده‌های آتوسا» به کارگردانی علیرضا فرید پخش شد و در انتهای آن این جمله بر روی پرده نقش بست: «این فیلم هیچوقت در جشنواره‌ی فجر به نمایش در نیامد!». این هم ... دیدن ادامه » یکی دیگر از آن جملات غیر مستقیم است. تبلیغی موثر که مفهوم آن فراتر از کلماتی است که در ساخت جمله بکار برده شده‌اند)

2. من یک اشتباه مرتکب شدم! و آن اینکه در یک روز، به فاصله‌ی تنها بیست دقیقه، ابتدا فیلم «ابد و یک روز» را دیدم و بعد «خشم و هیاهو». این مسائله نه تنها باعث شد که از بازی نوید محمدزاده (که در هر دو فیلم ایفای نقش می‌کند) در خشم و هیایو لذت نبرم، بلکه حتی خشم و فریادها و ادبیات دیکتاتورگونه‌ی او برایم نخ‌نما و کپی بی‌ماهیت و غیرضروری از کاراکتر او در فیلم نخست بنظر برسد. بازی طناز طباطبایی (که با وجود آنکه نقش دوم را در فیلم دارد، اما در تیتراژ بعنوان اولین بازیگر نقش می‌بندد) چندان چنگی به دل نمی‌زند. کاراکتر او هیچ چالش مشخصی ندارد، هیچ بعد و زوایای پنهانی ارائه نمی‌کند، او در داستان خسرو پارسا یک شیطان است و در ماجرای حنا سرافراز یک فرشته‌ی مظلوم. اینجاست که شما را به خواندن شماره‌ی 3 از این نوشته دعوت می‌کنم!

3. این فیلم پتانسیل این را داشت که خیلی بهتر از این از آب در بیاید. منتها چند نکته‌ی کوچک قدرت تاثیر گذاری آن را به شدت کاهش داده است. کاراکترها یا سفید هستند و یا سیاه. از اواسط فیلم، وقتی که راوی عوض می‌شود، رنگها نیز به یکباره عوض می‌شوند. و این بطور کامل جلوی پیچیدگی شخصیتها، چیزی که این فیلم به شدت به آن نیاز دارد، را می‌گیرد. خسرو پارسا همیشه خشمگین است. فریادهای وقت و بی‌وقتش بر سر مدیر برنامه‌هایش را اگر بپذیریم، حتی در یک سکانس هم محبت پدرانه‌ای از او نسبت به فرزندش را نمی‌بینیم. حتی یک صحنه‌ یا دیالوگ درست و حسابی از عشق بین او و حنا را شاهد نیستیم. حتی ابراز محبت او به حنا (در سکانسی که احتمالا بام تهران است و رو به شهر نشسته‌اند) همراه با پرخاش و توهین است. باز هم این اشکال اصلی ماجرا نیست! سکانس بام تهران، روایت از زبان حنا است که در آن خسرو همیشه خشمگین بنظر می‌رسد. مساله اینجاست که در روایت خسرو هم او به همین میزان عصبی و بداخلاق است و همین نکته‌ی کوچک ابعاد شخصیتی و چالشهای رفتاری یک کاراکتر را از او صلب کرده است. حتی هیچکدام از دو کاراکتر اصلی فیلم، نه خسرو و نه حنا، فک و فامیل و کس و کاری ندارند (که حتی در دادگاه حاضر شوند) که لااقل بتوانیم در دو روایت مختلف دو بازیگر، با کمک آنها کمی پیچیدگی را در روابط آنها احساس کنیم. (به جز چند نفر دوست حنا که چون در روایت خسرو جایی ندارند و در روایت حنا هم دیالوگ خاصی بین آنها رد و بدل نمیشود، در همان سطح باقی میمانند)

4. شاید (بنظر من) بهتر بود که این فیلم به شکل دیگری ساخته می‌شد! یعنی بجای آنکه ما در ابتدا به طور کامل ماجرای خسرو را شاهد باشم و بعد داستان حنا را بشنویم (که همین امر باعث می‌شود همگی به اتفاق به این نتیجه برسیم که خسرو دروغ می‌گوید)، این دو داستان به شکلی تو در تو چیده و تدوین می‌شد و حتی در بعضی قسمتها تماشاچی برای آنکه راوی را تشخیص دهد دچار چالش می‌شد.

5. در انتها باز هم قاتل شناسایی نمی‌شود، یعنی ابزار درستی برای شناسایی آن در اختیار تماشاچی گذاشته نمی‌شود. در داستان خسرو، او در راه فرودگاه، به همراه دو نفر شاهد، است که خبر را می‌شنود. در داستان حنا نیز ماجرای فرودگاه دوباره تائید می‌شود. پس اگر حنا قاتل نیست (که قرار است ما این تصور را داشته باشیم که در آن اتاق خسرو از حنا خواسته که قتل را گردن بگیرد تا بعد او در دادگاه رضایت بدهد) خسرو هم نمی‌تواند قاتل باشد. حتی هیچ توجیهی برای سکوت حنا در اتاقی که با خانواده‌ی مقتول در آن نشسته است، حرف نزدنش و رضایت به اعدام نیز ارائه نمی‌شود. توجه کنید که آن دو نفر شاهد که با ماشین خراب شده در راه فرودگاه دست و پنجه نرم میکنند خیلی مهم هستند!. چون حتما در بازپرسی ها حضور داشته و دور بودن خسرو از صحنه ی قتل را تائید کرده اند.

6. این را در آخر اضافه کنم که از هر چیزی بتوان ایراد گرفت، اما صحنه‌ی بازسازی قتل را می‌توان یک شاهکار در سینمای ایران دانست!
به نکته های خیلی خوبی اشاره کردید، فیلم واقعا به جز صحنه بازسازی قتل چیز دیگه ای نداشت.
۰۹ فروردین ۱۳۹۵
لطف شماست بیتاجان شرمنده میکنی، درس پس میدیم:) کم کم احتمال میره شخص ِ هومن سیدی فغان کشان بیان بگن پیدا کردن قاتل را برهانید، به این پسر بچه ی کوچک هم رحمی نمیکنید!
۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۵
مریم جان :-)
۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمی دونم چرا هیچ خشم و هیاهویی رو ندیدم.
هر چقدر ماجرای واقعی که فیلم با تاکید اصرار داشت بگه ربطی به اون نداره؛ گنگ و مبهم باقی موند.
این فیلم خیلی راحت حکم صادر کرد و آدم ها رو سیاه و سفید نشون می داد.
ته داستان خسرو آدم بده ماجرا بود که حتما قتل به عهده اون بود و معشوق بی گناهی که قربونی شد.
سکانس بازسازی صحنه قتل، ایده خیلی خوب و اجرای عالی داشت.
کاش فیلم، آدم ها رو خاکستری می دید.
من این شکل نظر را از فیلم زیاد دیدم.آخه هومن سیدی نمیخواست خیلی به موضوع شهلا جاهد دامن بزنه و فقط میخواست نگاه خودش و برداشت خود هومن سیدی از این موضوع را نشان بدهد.
به نظرم شخصیت ها خاکستری بود و توی اتالوناژ هم سعی شد رنگ تصویر ها و قاب ها هم رنگ آمیزی ... دیدن ادامه » زنده و رنگ روشن هم ندارد خیلی هومن سیدی هوشمندانه فیلم را ساخته.این فقط نظر بنده هست همین.با ارزوی موفقیت و سال خوب
۰۹ فروردین ۱۳۹۵
جناب دانش، با نظر شما کاملا موافقم. وقتی در ابتدای فیلم این جمله مطرح میشه که شباهتها تصادفی هست، میشه از همین تصادف استفاده کرد و داستان رو تا اونجایی که میشه پرورش داد و اون رو از یه بازبینی ساده به یه فیلم کرایم / میستری قوی تبدیل کرد. حسی که فیلم به ... دیدن ادامه » آدم میده اینه که عوامل فیلم هم چیزی بیشتر از اونی که تماشاچی میدونه رو نمیدونن! همه چیز خیلی ابتدایی و ساده (هرچند که سعی داره پیچیده بنظر برسه) به این سمت میره که خسرو پارسا گناهکاره! اما همونطور که عرض کردم، پارسا دو نفر شاهد داره که موقع قتل اونجا حضور نداشته. همین! این تنها چیزی هست که توی فیلم وجود داره که بنده و شما هم میدونیم. فیلم چیزی بیشتر از ما نمیدونه. نمیدونه که چرا حنا با وجود اینکه از نامردی خسرو توی دادگاه به شدت منقلب میشه، اما سکوت اختیار میکنه. چرا؟ دلش سوخته؟ چیزی برای از دست دادن نداره؟ دلش برای فرزند خسرو سوخته؟ از کاری که کرده خجالت کشیده؟ دقت کنین! ما توی ایران زندگی میکنیم! قرار نیست ده سال حبس رو تحمل کنه و بیاد بیرون. قراره اعدام بشه! برای همین برای این سکوت که به مرگ منجر میشه باید خیلی دلیل قانع کننده ای ارائه بشه. چیزی فراتر از دلسوزی و عذاب وجدان.
۱۰ فروردین ۱۳۹۵
دوستان اگه به صفحه ترسناک حوادث روزنامه اون روزا و گزارش درباره این اتفاق و اون فیلم مستند در مورد این مرگ اون اوایل به ناصر محمدخانی ربط دادند و نمیدونم چی شد که شهلا جاهد اومد و اوضاع تغییر کرد.
ولی خیلی متاسفم که فیلم به این خوبی نا دیده گرفته میشه ... دیدن ادامه » و سانس کم داده شده.قدر هومن سیدی باید بدونیم همین
۱۵ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خسرو پارسا پر از خشم بود و
حنا سرافراز پر از هیاهو .......
پس این بین من کی انقدر لذت بردم؟!
هومن سیدی نگاه نویی به سینما وارد کرده و کارگردان فوق العاده ایست
۰۹ فروردین ۱۳۹۵
اوووهوووووم - موافقم بسیار
۱۰ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من بهترین فیلم هومن سیدی تا به حال بود

کارگردانی و قاب بندی هاش عالی بود

وااای از موسیقیش


داستان تکراری بود، اما من از نیمه ی اول و داستان خسرو لذت بردم باز

قسمت بازجویی حنا به نظرم یه جا از ریتم افتاد و کلافه میکرد ، اما باز بعد تونست برگرده به ریتم ، اما هیچ وقت دیگه مثل اولش نشد

در کل ولی من خشم و هیاهو رو دوست داشتم

یعنی "نویدش" از نوید 13 بهتر بود؟!
۰۹ فروردین ۱۳۹۵
شاهین جان نوید عصبانی نیستم و سیزده دیگه تکرار نمیشه و ابد و یک روز هم عالی بود
۱۴ فروردین ۱۳۹۵
به نظر من از نوید 13 بهتر بود آره
۱۴ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشتی کوتاه برای فیلم خشم و هیاهو
بهترین اثر هومن سیدی تا به امروز
هرکاری از هرکسی بر می آید!
علی رغم اینکه ابتدای فیلم اشاره به این نکته میشود که تمام اشخاص و شخصیت های فیلم خیالی هستند اما به نظر شخص بنده این فیلم کاملا الهام گرفته از زندگی واقعی فوتبالیست مشهور و ملی پوش "ناصر محمدخانی" است. شخصی مشهور که معشوقه اش همسر او را از روی حسادت و یا جنون آنی به قتل می رساند. پرونده قتل فیلم خشم و هیاهو مانند داستان واقعی ناصر خان نیز دچار ابهام است، از این منظر که همانطور که مشخص نشد انگیزه "شهلا جاهد" از قتل " لاله سحرخیزان" چه بود، در قصه هومن سیدی هم انگیزه قتل حنا از تینا به عنوان یک مجهول در فیلم باقی ماند. به طور کلی کارگردان به رخداد واقعی بسیار وفادار بوده و صرفا در فیلم او یک فوتبالیست مشهور جای خود را به یک خواننده محبوب ... دیدن ادامه » و با شهرت کافی به نام " خسرو" می دهد. اما "خسرو" نه پدری دارد نه مادری و نه برادر و خواهری، این بی هویتی در یک فیلم ایرانی به شدت جای بحث دارد و شاید کارگردان که قطعا به صورت عامدانه "خسرو" را چنین بی ریشه و بی اصل و نصب نشان داده است فراتر از زمان فعلی ایران به لحاظ فرهنگی پا گذاشته است.
فیلم با پلانی هوشمندانه از ورودی سفارت که در انتهای فیلم مشخص می شود هلند است آغاز می شود و با تیتراژ ابتدایی نیز تلفیق می گردد. تا لحظه ورود "خسرو" که مدت آن کوتاه است فیلم روند رو به جلو دارد اما بعد از ورود او به داخل کابین، فلاش بک آغاز می شود. بخش ابتدایی فیلم فضایی با رنگ های زیبا و پر از زرق و برق و دوست داشتنی مانند عینک گرد "جان لنونی" قرمز خسرو نشان داده میشود و ماجرای عاشق شدن او روایت می شود. اما در بخش دوم روند داستان غم انگیزتر و خشن تر می شود. یکی از المانهای دوست داشتنی فیلم تغییر رنگ آن از رنگی به سیاه و سفید از زمان شروع دادگاه و بازجویی ها (بخش دوم) بود که اشاره ی بسیار زیبایی به نابودی و تیره شدن زندگی خواننده مشهوری دارد که به گفته خود به علت یک اشتباه به وجود آمد. قصه فیلم سینمایی "خشم و هیاهو" سیر خطی ندارد و مدام دستخوش تغییر قرار می گیرد. داستان، روایت نسبتا پیچیده ای دارد؛ مطابق بخشی از فیلم که از زبان خسرو روایت می شود، حنا قاتل است؛ اما وقتی حنا داستان را تعریف می کند، خسرو تمام انگیزه های قتل را دارد.
فیلم در نشان دادن رابطه عاشقانه و وابستگی عاطفی خسرو و حنا ضعیف است و به این قسمت به خوبی در نیامده است. این نکته یکی از مشکلات اساسی فیلم های ایرانی است که البته علت آن محدودیت های موجود است. به تبع و با توجه به وفاداری کارگردان به پرونده اصلی که در بالا نیز بدان اشاره شد می توان دریافت که برخلاف نقد برخی از دوستان پایان فیلم باز نبوده و مسلما حنا اعدام میشود هرچند که در آخرین پلان زندان دست های خود را به نشان آزادی به سمت پنجره کوچک سلول می برد و حتی اگر صحبت های خاصی با خسرو داشته که بیننده مطلع از آن نیست و تنها تصویر آن را می بیند. گرچند مسئله اعدام حنا در این قصه اهمیت خاصی ندارد و محور اصلی زندگی فلاکت بار خسرو است.
کارگردانی فیلم از دیگر نکات مثبت فیلم است. از پلان هایی که ناگهان در سکوت و به صورت slow motion ارائه می گردد تا گزارش صحنه بازسایی قتل که نقطه اوج کارگردانی هومن سیدی است. این صحنه بسیار فوق العاده و دوست داشتنی است و برای جامعه نسیان زده و خشونت دیده ایران امروز نسخه بسیار مناسبی است. هومن سیدی در فیلمسازی پیشرفت کرده و "خشم و هیاهو" علی رغم کاستی هایی که داشت (مانند سکانسی که حنا ضمن رد اعتراف به قتل خواستار گفتگو با خانواده مقتول می شود و چیزی نمیگوید و به نوعی همه از جمله بیننده را سرکار می گذارد و یا اینکه هیچ قاتل عاقلی بیماری که در کما است را به ضرب چاقو نمیکشد، بلکه تنها کافی است اکسیژن او را قطع کند!) نسبت به فیلم های قبلی او " اعترافات ذهن خطرناک من" و" سیزده" بسیار گام های بلندی برداشته است.
نوید محمد زاده مانند همه کارهایی که امسال از او دیدم به طرز دوست داشتنی فوق العاده است و بسیار از دیدن بازی او لذت می بردم. امیدوارم روزی شاهد بازی های درخشان او در سینمای هالیود باشیم. طناز طباطبایی اما، بازی شاخصی ارائه نداد و شاید به نوعی و از میانه فیلم به خصوص نقش او به نوعی تشابه با نقشی داشت که در فیلم "هیس دخترها فریاد نمی زنند" به عهده داشت و به مراتب ضعیفتر.
در مجموع فیلم آموزنده ایی برای قشر جوان و به خصوص متاهل جامعه بود و به همین دلیل دیدن آن را توصیه می کنم.

کاوه سلیمانی- تهران
3/1/95
از خواندن نوشته ی شما در مورد این فیلم لذت بردم. سپاس.
۰۹ فروردین ۱۳۹۵
ممنون بردیا جان
۱۰ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید