تیوال فیلم لاک قرمز
S3 : 14:27:09
: سید جمال سید حاتمی
: امیر عبدی
: پانته‌‌‌آپناهی‌ها، بهنام تشکر، پردیس احمدیه و مسعود کرامتی
: کامران مجیدی
: محمدرضا سکوت
: حسین فرضی‌زاد
: مرتضی پورحیدری
: حمید نجفی‌راد، طراح گریم: ایمان امیدواری
: مجید هاشمی‌پور، برنامه‌ریز: علی جودی
: حمیده مقدسی
: علی حمیدنژاد، مدیر تدارکات: اکبر کاظمی
: احسان وحید
: میثم محمدی

خلاصه داستان: دخترک تازه به انگشتانش لاک زده بود که روزگار صورتش را نقاشی کرد

گزارش تصویری تیوال از فرش قرمز فیلم لاک قرمز / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» " لاک قرمز " درفرهنگسرای ارسباران اکران و نقد می‌شود 

» اقدام بی‌سابقه تلویزیون برای تیزرهای یک فیلم

» فرش قرمز فیلم «لاک قرمز» در برج میلاد


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
لاک قرمز شاید به من یکبار دیگه ثابت کرد که یک خانم اگه خودش و باور داشته باشه می تواند تنهایی از سخت ترین مشکلات چقدر قشنگ عبور کند..
پرند محمدی، زهرا پوررضا، لیلی شجاعى و حسین این را خواندند
مارینا این را دوست دارد
مثل فیلم من ؟
۰۴ بهمن ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از تماشای فیلم با اینکه به ظاهر توی خیابون بودم و قدم میزدم، توی خودم گیر افتاده بودم؛ اونقدر که ذهنم نمیخواست به چیزی جز داستان فیلم فکر کنه؛ به اینکه اگه ادامه پیدا میکرد چیا میتونست اتفاق بیفته...
فوق العاده بود؛ مرسی از عوامل فیلم.
وقتی تو هم زیر آوار بدبختیا دست و پا میزنی....
فیلم پر از بازیهای درخشانه....بازی پانته آ پناهی ها و پردیس احمدیه بی نظیره....
تو هر صحنه فیلم فکر شده و یه حرفی پشتش هست....مثه افتاده پدر از پشت بوم تو صحنه دادن لباس عروسی به همسایه....همسایه ای که وقتی پدر خونه از بین میره، تنها کارش برگردوندن لباس عروسی به بهانه شگون نداشتنه....پاک کردن لاک قرمز بعد از فوت پدر....برگشت به لاک قرمز در آخر فیلم....
دخترکی قوی که زیر بار حرف زور نمیره....نه به زور اراک رفتن، نه به زور خونه تخلیه کردن، نه به زور پول دادن واسه فروش تو اتوبوس، نه به زور خواهر و برادرش رو گرفتن....
آخر فیلم رو خیلی دوست داشتم....
اینکه راه نجات تناقضی با دختر بودنت نداره....باز گشت به لباس زیبا، لاک قرمز و تبدیل کردن عروسکا از مرد سیبیلو به عروس لب قرمز....
ولی حجم بدبختیهای فیلم خارج از حد توانه!....اگرچه ... دیدن ادامه » وقتی فکر می کنی می بینی واقعا غیرواقعی نیست!!!....پدری که درامدی نداره و پول عروسکا رو هم خرج مواد کرده و حتی پول پیش خونه هم دود کرده!!!....غیر واقعیه!؟...فکر نکنم!!
تی تی، پرند محمدی و محمد لهاک این را خواندند
مارینا، Catchawave16 و تایماز موسی زاده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لاک قرمز به کارگردانی سید جمال حاتمی، فیلمی تلخ و رئال افراطی می باشد که مخاطب را وادار به همزاد پنداری می کند. کارگردان در این فیلم قصد دارد بیینده را به جستجو در زندگی پر تنش دختری به نام اکرم با بازی پردیس احمدیه دعوت کند، دختری که در آغاز فیلم غرق در رویایی به قرمزی لاک دستهایش است و آرزوهایش را با دوستش مرور می کند، اما به سرعت رنگ قرمز از دنیای اکرم محو می شود و فضای داستان بعد از چند دقیقه و ورود او به خانه رنگ دیگری می گیرد، نمای خانه و دعوای پدر و مادر بعد از ورود اکرم به خانه، بسیار هوشمندانه انتخاب شده است، و به خوبی توانسته دلهره ی اتفاقات بد را در دل بیننده ایجاد کند. در زندگی اکرم پدری معتاد اما امیدوار را با بازی بهنام تشکر می بینیم که بسیار تاثیر گذار و درخشان بود، پدری نجار که فقط عروسکهای غمگین چوبی میسازد، و از ساختن هر نوع وسیله ... دیدن ادامه » چوبی دیگری امتناع دارد، گویی این عروسکها خود او هستند که از شرایط کنونی زندگی غمگین اند، و تصمیم دارد با فروش این عروسکها، سنگینی این همه تلخی را از روی خانواده بردارد. پانته ها پناهی ها در نقش اعظم و مادر اکرم، بسیار تحسین برانگیز بود. بیننده به راحتی، خستگی تمام سالهای زندگیش را در چهره ی بی رمق و بی رنگ ورویش می تواند بخواند. زنی که نزدیک به انتهای خودش می باشد، و برای رهایی از فقر به دنبال کارگری در خانه دیگران است که منجر به دعوا با پدر اکرم می شود. نقطه عطف در لاک قرمز بیش از یک می باشد، و کارگردان در پی آماده کردن شخصیت اکرم برای دردهای بزرگتر می باشد، اما تمام این خفقان و بدبختی را به شکلی دراماتیک به تصویر می کشد، چرا که اکرم نه تنها خسته نمی شود، نمی ترسد و تسلیم نیز نمی شود، بلکه یک قدرت و انگیزه بسیار زیادی برای نجات زندگی از دست رفته خانوادش پیدا می کند، و در ادامه داستان می بینیم که درد بیننده به مراتب بیشتر از اکرم شانزده ساله ی قهرمان است. سیاه و سفید داستان در لاک قرمز، بعد از مرگ پدر خانواده شروع می شود، مادری خسته با سه فرزند که توان کشیدن این همه بار را ندارد، گزینه حذف و به اراک فرستادن اکرمی که کارگردان در طول فیلم چندین بار توسط کارکترهای مختلف به شباهت او و پدرش تاکید داشت، نشان حذف چهره تمام و کمال پدر در خانواده توسط مادر خسته و نا امید است که با مقاومت های اکرم میسر نشد. حجم خستگی اعظم به قدری زیاد است که تنها گزینه ی، حذف را بلد است، اول حذف شوهرش، بعد اکرم، بعد بچه داخل شکمش، و در آخر خودش. در نمایی دیگر اصرارهای دختر قهرمان به صاحبخانه، تکرار جمله "من پولش رو جور می کنم"، تلاش برای فروش عروسکها، تلاش برای اثبات بالغ بودن، تلاش برای حمایت و نگهداری از خواهر و برادر کوچکترش، فرار از دست مادر، فرار از دست مامورین شهرداری، فرار از هرچه مانع است، از پردیس احمدیه در نقش اکرم یک ابر قهرمان ساخته است که تمام ناتوانی های مادرش را در خودش حل کرده، و به صورت افراطی به دنبال یک انقلاب در زندگی خانواده اش می باشد.
لاک قرمز در فرم، ساختار مناسبی دارد اما در محتوا کمی شتاب زده عمل کرده است بخصوص در نشان دادن گذر زمان، همچنین در بخش هایی از داستان حجم این همه تلخی و بدبختی در زندگی یک دختر بچه شانزده ساله از حد تحمل بیننده خارج است. در انتهای داستان استفاده از لاک قرمز و تبدیل عروسکهای چوبی غمگین به عروسهایی با لب و لاک های قرمز و تلفیق نگاه ایده آل قهرمان داستان با دنیای رئال آدم بزرگها یک پایان زیبا را رقم می زند.
اکرم دست از تلاش برای تبدیل رویا به واقعیت بر نداشت، با لاک قرمز دوست داشتنی اش شروع به رنگ کردن دنیای سیاه و سفیدش کرد و با سبدی از رویاهایش از خانه رنگ ورو رفته پا به دنیای واقعی گذاشت.
ضمن اینکه به نظر من در انتها اون پایان بندی نشون داد که از این اکرم ها توی شهر به وفور یافت شده و فیلم در ابتدای دنبال کردن داستان یک اکرم دیگر به پایان رسید
۱۰ دی ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از لحاظ تکنیکی ، باید به بازی روان بازیگر جوان و فیلمبردای خوب (به سبک فیلم های اصغر فرهادی) اشاره کنم. خیلی جاها دوربین روی دست فیلمبردار به دنبال هنرپیشه ها حرکت می کرد. اما در مورد داستان:
در زندگی همه ما تلخی ها هست، اما قبول کنیم در ظرف 2 ساعت تحمل همه این موارد طبیعی نیست!
مرگ پدر، بیماری مادر، جنون مادر، بی خانگی، گرسنگی، زندان و مواد مخدر، دور شدن اعضای خانواده، بی پولی و ....
نویسنده جز آزار مخاطب هدفی نداشته
در یک کلام : اعصاب خورد کن
bidar moradi، علیرضا و تی تی این را خواندند
مُنا طاهری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جشنواره فیلم فجر با همه فیلم‌های تلخش و با آن چند فیلم شیرینش و با همه حرف و حدیث‌ها به آخرش رسید. تجربه‌های آن در جشنواره‌های بعدی استفاده نخواهد شد و خوبی‌هایش هم به مرور کمرنگ می‌شوند اما همه آن‌ها به ادب «پرویز پرستویی» می‌ارزد که پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد گفت: «من بازیگر حیدر ذبیحی در بادیگارد بودم و ابراهیم حاتمی‌کیا، خالق بادیگارد.» و سیمرغش را ابتدا به ابراهیم حاتمی‌کیا و سپس به 5 تن سینمای ایران، استادان انتظامی، نصیریان، مشایخی، کشاورز و رشیدی تقدیم کرد.

همه بی‌اخلاقی‌های این دوره از جشنواره، مرگ و میرهای نهفته در فیلم‌ها، بی‌نظمی کاخ جشنواره و... به همین چهار کلام احترام‌آمیز و امیدوارکننده می‌ارزید.

⚠️ و در آخر هم یک نگرانی جدی برای «سعید روستایی» که با 9 سیمرغ بلورین برای فیلمش، وارد یک میدان ... دیدن ادامه » مین خطرناک شد. خدا کمکش کند...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الان من پول از کجا جور کنم؟...النگو دستبند نداشته مو بفروشم؟
*
مگه بزرگتری به سنه؟ کلاغ از ما سنش بیشتره... بررگتر ماست؟.... نه!
*
من 45 ساله تو این پارک کار می کنم....
انقلاب شد شاهو عوص کردن منو عوض نکردن...
*
-چرا نردبون و مبل نمیسازی؟
-رو نردبون پا میذارن، رو مبل کپل، عروسکه که تو دستشون میگیرن!
*
-اگه 50 تومان داشته باشی تو خیابان دو نفر باشن یکیشون نخود لوبیا بفروشه یکیشون عروسک چی می خری؟
-عروسک
-چرا عروسک؟
-اگه دستفروشش دختر باشه عروسک می خرم... چون خودم دستفروش بودم... عروسک میفروختم...
*
-میدونی ... دیدن ادامه » گوشت کیلو چنده؟
-چه گوشتی؟
.
.
این دیالوگ آخریه خیلى خوب بود .
۲۰ بهمن ۱۳۹۴
-میدونی گوشت کیلو چنده؟
-چه گوشتی؟
۲۲ بهمن ۱۳۹۴
خیلی دیالوگای این صحنه خوبه بود... ممنونم
۲۲ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیم ساعت بیشتر روی صندلی سینما دوام نیاوردم...حیف هزینه و انرژی
Positron این را خواند
شیرین و شریف یزدیان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان آهنگی که در پایان فبلم نواخته میشه مال کیه و خواننده اش چه کسی هست؟ کسی می دونه؟
فاطمه ایزدپناه و محمد لهاک این را خواندند
آواز: علیرضا قربانی
آلبوم: من عاشق چشمت شدم
۱۹ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر خوبه این فیلم!

این فیلم برشی تلخ از واقعیت ایران امروزه که بلحاظ اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و اخلاقی دچار مشکلات عدیده و فزایندست.
فیلم شریفیه که بیننده رو به زندگی پر از درد دختر 16 ساله ای بنام اکرم میبره و با رنجهای اون همراه میکنه بدون اینکه بیننده از این همه مصیبت منزجر بشه و بدش بیاد و شاید یه کسی هم مثل من حالش خوب شه!
فیلم شاید اگه پشتوانه و عوامل حرفه ای تری داشت میتونست به موفقیتهای "من ترانه 15سال دارم" دست پیدا کنه ولی همین اندازه هم در گفتن حرف و دغدغه ای که داره موفقه!
فیلم درباره "غروره" و "عزت نفس" درباره "جهله"و "درک و اراده قوی" . فیلم سیاهی ها رو نشون میده ولی در این سیاهی ستاره هایی هستن که اگرچه چشمک میزنن و گاهی خاموشند ولی شب رو روشن میکنن. مثل هم کلاسی اکرم که یه دوست واقعیه، مثل نگاه زیبای پدر به اکرم ... دیدن ادامه » اگر چه تحت تاثیر مواد رفتارش با مادرش حیوانیه، مثل عمو ولی با بازی خوب مسعود کرامتی که میفهمه اکرمو، و البته آقای قاضی که چقدر خوبه این قاضی.
اکرم سر دعوای اسماعیل با کریم سیرابی یاد میگیره که گاهی بهتره غرورش جریحه دار بشه. سر ماجرای عوارض سقط مادر یاد میگیره که باید از جهل فرار کنه!
اون درک میکنه موقعیتی رو که درش قرار گرفته و چون میشناسه عاقبت کج روی رو، برعکس سایر هم سن و سالان خودش که زود وا میدن و اسیر بداخلاقیهای جامعه میشن مبارزه میکنه و در جهت تغییر شرایطش بر میاد. با اینکه بهش میگن جای اسماعیل و الهام توی بهزیستی بهتره، میجنگه تا بتونه اونا رو پس بگیره اینبار نه بخاطر غرورش بلکه بخاطر عزت نفسش. با نگاه زیبایی که از پدرش به ارث برده -حتی با بلایی که ناخواسته پدرش سرش آورده- صورت عروسکها رو عوض میکنه و فهمیده که اگه بخواد شرایط رو بهتر کنه باید نگاهشو عوض کنه!
بازی فوق العاده بهنام تشکر در نشون دادن پدری معتاد ولی با درونمایه ای لطیف، پانته آ پناهی ها بنقش مادری امی، و بازی گیرای پردیس احمدیه که سرزندگی و شیطنت و شر و شور یه دختر نوجوان رو نشون داده همه تماشایین.
دوربین روی دست در اکثر مواقع پشت سر اکرمه و میخواد بگه که اکرم حالا یه قدم جلوتره. موسیقی متن قوی نداره. همینطور طراحی صحنه خاصی ولی برای همه سکانساش فکر شده و کمتر ایرادی میشه بهش گرفت.
کارگردانیش خوبه و پایان فیلم فوق العاده. این شاید بهترین پایان بندی بود که من امسال در بین فیلمهای جشنواره دیدم. جاییکه اکرم با سبد عروسکها در پیاده رو به دختر و مادری که قصد خرید عروسک دارن میرسه و میایسته و دوربین در پیاده رو تراولینگ میکنه و ... آواز علیرضا قربانی.

بغایت زیبا.
به همه دوستان تیوالی دیدن این فیلم رو پیشنهاد میکنم. در هیاهوی جشنواره و سر و صدای زیاد پر مدعاها دیدن این فیلم ساکت و آروم، با نگاه محترم و مثبت به نسل جوان که اونها رو نه احمق و نه فضایی تصور میکنه، تجربه ای دلپذیر و خوشاینده!
۱۹ بهمن ۱۳۹۴
ممنون از پیشنهادتون
۱۹ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی، تلخ، روایتی درست و کاملی از واقعیت

دو سکانسی که خیلی دوست داشتم:
قاضی که قرار است حکم بلوغ و رشد عقلی دختر 16 ساله برای سرپرستی خواهر و برادرانش را صادر کند از دختر 16 ساله می پرسد: اگر فقط 50 هزار تومان داشته باشی با آن عروسک می خری یا نخود و لوبیا
دختر: عروسک.
قاضی: چرا
دختر: عروسک می خرم. چون خودم دست فروشی کردم. آره عروسک می خرم
در نهایت قاضی حکم رشد عقلی او در حد یک انسان بالغ را صادر می کند.


و سکانس آخر:
دختر، سبیل عروسک را می کند و آنها را تبدیل به عروس میکند!

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم لاک قرمز ، فیلمی بسیار تلخ ولی کاملا شریف است.
فیلم تلاشهای غمبار یک دختر شانزده ساله برای نجات خانواده اش را روایت می کند که به نظرم حتما باید دیده شود.
این فیلم توصیه من به دوستانی است که بلیط سری جشنواره را ندارند و حوصله ایستادن در صف را هم ندارند .
محمد لهاک این را خواند
فاطیما م و Positron این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید