تیوال فیلم لاتاری
S3 : 17:50:43
: محمدحسین مهدویان
: محمدحسین مهدویان، ابراهیم امینی
: ساعد سهیلی، زیبا کرمعلی، هادی حجازی فر، جواد عزتی و حمید فرخ نژاد
: محمود رضوی
: ابراهیم امینی
: کامران حجازی
: امیر بنان
: هادی بهروز
: بهزاد جعفری طادی
: هادی ساعد محکم
: شهرام خلج
: محمدرضا کشمیری
: عبدالرحیم صاحب الفصول
: مهران ممدوح
: ایمان کرمیان
: مسعود زمانی
: محمداسماعیل کلبی آبادی
: سینا قویدل
: میلاد نجفی
محصول موسسه سینمایی سیمای مهر
این فیلم به موضوع قاچاق زنان به کشورهای عربی می پردازد.
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نشست پرسش و پاسخ فیلم لاتاری / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست فیلم لاتاری در دو قدم تا سیمرغ / عکاس: سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» یادداشت مصطفی محمودی درباره فیلم لاتاری

ویدیوهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
یک افتضاح به تمام معنا در سینما.
اصلا این چی هست؟؟!!!!
جناب مهدویان محترم ، که کار شما تا پیش از لاتاری نیز بسیار محترم و قابل دفاع است ، سالهای زیادی نیست که با داکیودرام آشنا شده ام و درباره آن شنیده و خوانده ام و از منابع داخلی بیشترین نکات را در این باره از شما آموخته ام ، چه از فیلمهای شما و چه توضیحات شما و براساس تعاریف خودتان هم که این اثر را قضاوت کنیم این یه داکیودرام نیست ، افتضاحی ست که متاسفانه به بار آمده است و در کارنامه شما ثبت شده است ، شترمرغی که نه شتر آن بار میبرد و نه مرغ آن تخم میکند.
گر چه بحث در خصوص مضمون زمانی محل دارد که کلیت اثر در قالب تعریف سینما محلی از اعراب داشته باشد، با این حال از نظر مضمون این .... ، اوضاع از این هم خراب تر است اینجا شتر گاو پلنگی را میبینیم پا در هوا میان کیمیایی و حاتمی کیا و مهدویان . برادر من آنارشی ... دیدن ادامه » هیچگاه نسخه درمان کننده ای برای هیرارشی نیست. و تنها میشود گفت ممکنه برای بعضی گروه های سنی ، فکری یا اجتماعی دارای جذابیت هایی در بعضی دیالو ها یا نما ها باشد.
برای نزدیکتر شدن به گیشه میتوان دایره تواناییهای فنی خود را گسترش داد نه اینکه تنها دانسته و مهارت خود را که انصافا شما آقای مهدویان در آن استادید را به باد داد.
امیر، میترا و نیلوفر این را خواندند
علی جباری، محمد لهاک و بامداد این را دوست دارند
عالی گفتین
۱۷ شهریور ۱۳۹۷
ممنون جناب بامداد عزیز
۲۱ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دختر عابر :
...where is the new
حاج موسی :
no no ...go go
نعیم :
اصلن فهمیدی چی پرسید ؟ چرا با مردم اینجوری صحبت میکنی
نگین، سپهر، میترا، محمد لهاک و فاطمه دُرامامی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حماسه سازی رامبو های ارزشی در بلاد کفر !

به نظرم فیلم آغاز ، بازی و پرداخت داستانی خیلی خوبی داره روی موضوعی نه چندان جدید گاهن دیالوگ های دوست داشتنی و قابل تفکری هم رد و بدل میشه ولی از اونجایی که جناب مربی یهو عصیان میکنه و دست دوستشون رو میبندن و میژن ایمپاسیبل ! آغاز میشه اونقدر کار به شعار و تخیل میکشه که خط بطلانی میشه روی تمام محاسن احتمالیش

قبل از حماسه :
6 از 10

بعد از حماسه :
3 از 10
امیر و میترا این را خواندند
علی جباری، امیرمسعود فدائی، سپهر و محمد لهاک این را دوست دارند
قبل از حماسه
بعد از حماسه
عالی بود:۰))))
۱۴ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم لاتاری با یه نگاه جدیدتری به موضوع قاچاق زنان و دختران پرداخته. خط قرمزها رو رد کرده و این بار خیلی بدون پرده و رک راجع به خیلی مسائل حرف می زنه. لاتاری از اون دسته فیلم هاست که خیلی خوب از آب دراومده. هرچند که من اصلاً تهیه کننده فیلم رو دوست ندارم مخصوصاً وقتی اولین بار تو تلویزیون و تو اختتامیه جشنواره فیلم فجر شوی مسخره کننده ای رو به نمایش گذاشت ولی لاتاری کارگردان خوبی داره.
بازی های بازیگران همه عالی، همه. از نقش کوتاه جواد عزتی تا بازی های طولانی ساعد سهیلی و هادی حجازی فر حتی نقش کوتاه دوست ساعد سهیلی هم خیلی خوب از آب دراومده.
لاتاری از اون دسته فیلم هاست که همه چیزش خوب چفت و بست هم شدن و چقدر خوشحالم که یه بار هم که شده توی یه فیلم نفع شخصی قربانی مصلحت ملی نشد. خوشحالم که با شعار تموم نشد. من از انتهای فیلم خیلی راضیم.
اتفاقا این فیلم حیله گرانه در چارچوبهای مصلحت ملی حرکت میکنه ذهن مخاطب رو از فساد داخل کشور به سمت مناسبت کشوری دیگر پرت میکنه و در آخر با کشتن شیخ فاسد با جو غیرتمندی همون قاعده مصلحتی رو که هر آنچه میکشیم از بیگانگان است رو مطرح میکنه. سکانس پایانی ... دیدن ادامه » هم به هیچ وجه قابل باور درنیامده پر از باگ تصویری است.
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷
ضمن احترام به نظر شما سرکار خانم , من نسخه جشنواره را دیدم. بسیار هوشمندانه در عین حال سرشار از خباثت و سیاست و تزویر و ریا . بستر عاشقانه ولی تفکر و تصور در خفا آن چیز دیگر .
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷
آقای باقری و حامی گرامی با نظر هر دو شما بزرگواران موافقم.
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لاتاری یک فیلم سفارشی است که سعی دارد با تحریک احساسات مخاطب ایدعولوژی فاشیستی خود را به خورد تماشاگر دهد اما سوالی که مطرح است این است چرا فیلمساز نوک پیکان خود را به سمت اعراب گرفته است و اندکی به اینونوضوعات نپرداخته است که چه عوامل داخلی موجب به قول فیلم غیرت فروشی شده است؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شما مملکتونو ول کردید اومدید دنیا رو درست کنید .
دنیا من نوشین بود
که خراب شد.
آخ آخ. فقط ترک کجا باید برم روزبه بمانی
۳۰ فروردین ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قصه من و لاتاری
----------
" و چند داستان دیگر..."
داستان من و فیلم "لاتاری"، شبیه این رابطه‌های پرفراز و نشیبِ بین دو دوست است که یک روز با هم خوبند و یک روز با هم، شدیدا مشکل دارند اما نمی‌توانند به راحتی از کنار هم بگذرند. بعضی رفتارهای یکدیگر را عین اخلاق می‌دانند و تعدادی از رفتارهای طرف مقابل را مخالف اخلاق و انسانیت. داستان من و "لاتاری"، خودش یک قصه است.
در طی همه این سال‌ها، کمتر فیلمی مثل "لاتاری" را به یاد دارم که اینطور ارتباطی را با آن پیدا کرده باشم که با بخش‌هایی از آن بسیار موافق و با بخش‌هایی‌اش بسیار مخالف باشم. دیروز برای دومین بار به دیدن فیلم رفتم تا کمی ارتباطم با فیلم روشن‌تر شود و موضع‌ام نسبت به آن مشخص‌تر شود.
"لاتاری"، داستان امیرعلی و نوشین است، که همدیگر را دوست دارند اما به ناگاه نوشین، عزم ... دیدن ادامه » سفر به دوبی برای پیداکردن کاری با درآمد بهتر می‌کند و قصه از آنجا شروع می‌شود. فیلم، داستانی بسیار خشن دارد و کارگردان آن، محمدحسین مهدویانِ حیله‌گر(از جنبه مثبت این کلمه)، آن خشونت را به عریان‌ترین شکل به تصویر کشیده است. صحنه رسیدن امیرعلی(با بازی عالی ساعد سهیلی که برای اولین بار انقدر با او ارتباط برقرار کردم و این خودش از همان غافلگیری‌های فیلم برای من بود) به خانه نوشین و درگیری او با نیما، برادر نوشین(با بازی عالی جواد عزتیِ احیاشده) در زیر باران و سکانس رفتن نیما و امیرعلی به محل کار سامی برای پیداکردن نشانی از او و درگیری آن‌ها را می‌توان از نشانه‌های این خشونت عیان تصویرشده دانست. "لاتاری" در ادامه دو فیلم قبلی محمدحسین مهدویان، "ایستاده در غبار" و "ماجرای نیمروز"، به سمت ریشه‌های خشونت می‌رود و بی آنکه آن را ریشه‌یابی کند، به تصویر عیان آن می‌پردازد و از شما چه پنهان که "سینما" بستر بسیار مناسبی برای نشان‌دادن این خشونت است که محمدحسین مهدویانِ سینماشناس، به خوبی گویا این مسیر را می‌شناسد.
"لاتاری" تا نیمه فیلم، یک عاشقانه جوانانه دلنشین و خیال‌انگیز است که ترانه معرکه روزبه بمانی با آن سکانس‌های موتورسواری در شهر(به یاد عاشقانه‌های قبل از انقلاب و دهه هفتاد)، آن را به اوج می‌رساند. اما فیلم از نیمه و با رفتن نوشین به دبی، شکل دیگری به خود می‌گیرد. از نیمه به بعد، فیلمِ "موسی"(با بازی عالی هادی حجازی‌فر)، مربی امیرعلی در فوتبال می‌شود. موسی، رزمندهِ خانه‌نشین این روزها، با شنیدن خبر اتفاقی که برای نوشین افتاده از غار تنهایی‌اش بیرون می‌آید. موسی که انگار آینده شخصیت «کمال» در فیلم قبلی همین کارگردان است و با اشاراتی مستقیم و غیرمستقیم به دو شخصیت ماندگار تاریخ سینمای ما، «قیصر» و «حاج کاظم»(آژانس شیشه‌ای) خلق شده است، یک اصولگرای تمام عیار است که نه مسلکی سیاسی که به واقع "اصول"‌ای برای خودش دارد. مهم‌ترین بخش جذاب فیلم برای من از اینجا شروع شد. اصولِ موسی برای من شاید غریبه و ناآشنا بود و دور از من، اما اصولی بود قابل احترام و رشک‌برانگیز. اصولی که تو را عافیت‌طلب نکرده و تو را از غار آسایش خودت برای تحقق آن‌ها بیرون می‌کشد. موسی، شخصیت اول این فیلم است از آن‌ها که جان می‌دهد روی پرده قصه‌شان را دنبال کنی(که مهدویان گویا خوب این شخصیت‌های جذابِ مخاطب‌پسند را می‌شناسد) اما اینکه شیوه پیاده‌سازی این اصول در فیلم و رفتن او و امیرعلی به دبی برای انتقام، چه معناهای متنی و فرامتنی‌ای می‌تواند داشته باشد برای خودم جای سوال است و مورد ابهام. مهدویان می‌گوید که سینما، صرفا یک خیال است و نمی‌توان مثلا از آن برای جهان واقعی و سیاست استناد کرد ولی به نظر این حرف او در جهانِ امروز، دور از حقیقت باشد. مگر می‌شود تو ارتباط بین یک ایرانی و یک شیخ دبی را نشان دهی و بعد مخاطب و مخاطبین احتمالی آن را به مسائل و تنش‌های سخت ایران و کشورهای عرب در این سال‌ها تعمیم ندهد؟
"لاتاری" را سیدمحمود رضوی، اصولگرایِ حامیِ سرسخت دکتر قالیباف تهیه کرده است که من همیشه با او و اندیشه‌هایش و شیوه فعالیت‌هایش مشکل داشته‌ام. اینکه او که به وضوح با رانت‌های زیاد، می‌تواند چنین فیلم‌های پرهزینه‌ای را در این سن کم(او تنها 38 سال دارد) بسازد و عموما هم به رغم حمایت‌های زیاد، ژست مظلومیت به خود بگیرد و در زیرلایهِ حرف‌هایش، عموما بوی "جدایی" و دوری آدم‌ها از هم(به رغم ظاهر زیبای واژه‌هایش) در این جامعه به شدت دو قطبی بدهد، همیشه اصلی‌ترین مشکل من با او بوده است. حالا او فیلمی تهیه کرده با این مفهوم که مفهوم "غیرت" شیوه پیاده‌سازی دقیقش چگونه است و با کسی که به ناموس شما بی‌احترامی کند، چگونه باید برخورد کرد؟ این سوال را دوباره مطرح می‌کندکه آیا نشان‌دادن عریان خشونت مهدویان که به تعبیر او برای کاتارسیس(پالایش روح) و اتفاقا همذات‌پنداری تماشاگر با شخصیت‌ها برای کاهش و فرونشاندن خشم‌های درونی است، در این فیلم به حقیقت خود نزدیک شده است؟ آیا صرفا گذاشتن جمله‌ای برای تثبیت عبارت "خلیج فارس" به جای عبارت جعلی "خلیج" در زبان یکی از شخصیت‌های فیلم در هنگام قتل، تقلیل یک سری مفاهیم کلان استراتژیک و سیاسی به مسائل شخصی و انتقام‌گیری‌های فردی نیست که شاید تنها کارکردش، "خنک شدن دل مخاطب" و دست و هورا برای آن باشد؟ مهدویان از این دستاورد هم دفاع می‌کند و مثلا دستاورد سینمای دهه پنجاه سینمای ایران را در مقایسه با سینمای کم‌مخاطب‌تر این سال‌ها این می‌داند که مخاطب برای شخصیت‌های فیلم‌ها دست می‌زد(مثلا کاراکترهای بهروز وثوقی و فردین) و حالا عموما این شخصیت‌ها خنثی هستند. پس نسبت کنش‌های شخصیت‌های فیلم‌ها با عقلانیت، اخلاق و در مفاهیمی کلی‌تر، "منافع آینده انسان‌های سرزمین" چیست؟ دکتر محمود صادقی، نماینده مجلس، چند ماه پیش و بعد از خبر غیرمنتظره تبرئه سعید طوسی، قاری خاطی از اتهام آزار و اذیت کودکان، نوشت که پدر یکی از این کودکان، به او گفته که اگر این حکم ظالمانه، تایید شود و آن‌ها از دستگاه قضایی برای احقاق حقوق خود ناامید شوند، آن‌ها به شیوه سنتی خود وارد عمل شده و با کشاندن سعید طوسی به محل خود، از طریق شیوه خودشان، حقِ تضییع‌شده خود را از او خواهند گرفت. این گزاره نسبت‌اش با درون‌مایه این فیلم کجا خواهد بود؟
بعضی از مفاهیم زندگی به نظرم، فراتر از موافق بودن یا مخالفت ما با آن‌ها، مفاهیمی هستند که سزاوار واژه "مهم" هستند. سزاوار آنکه به این راحتی از کنارشان رد نشد و به قدر اندکی درباره‌شان و نسبت‌شان با آن لایه‌های تاریکِ درون، فکر کرد. "لاتاری"، برای من فراتر از خوب یا بد بودن، فیلم "مهم"ای بود."لاتاری" برای من، فیلم غافلگیری بود. غافلگیری شناخت بخش‌هایی از وجودم که اصلا تا به حال، با آن‌ها دیالوگی برقرار نکرده بودم. کندوکاوی درباره میزانسن "خشونت" با لایه‌های درونی وجودم...
"لاتاری" را حتما به دور از جنجال‌ها و چهره مظلومیت به خود گرفتهِ تهیه‌کننده و بعضی از گروه سازنده‌اش، در سینما ببینید و درباره نسبت خشونت فیلم با درون خودتان، در انتهایش، از خودتان سوال کنید. به نظرم به پاسخ‌های مهمی درباره شناخت خودمان می‌رسیم..
(عنوان یادداشت، نامی تئاتری درگیرکننده از پیام لاریان بود که به پنج گونه خشونت در آدمی می‌پرداخت و سال پیش به روی صحنه رفت..)

خیلی زیبا نوشته بودین. منم تهیه کننده این فیلم رو اصلا دوست ندارم و باهاش حسابی مشکل دارم ولی کل فیلم خیلی قشنگ بود و با خیلی از حرفهاتون موافقم.
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از ایستاده در غبار تا غوطه ور در پاپ کورن

عصبانی و ناامید با چشمانی گرد شده از ناباوری به تیتراژ پایانی چشم دوخته ای تا مطمئن شوی نام مهدویان در قسمت کارگردانی آمده است همان مهدویانی که ایستاده در غبارش بدعتی بود چه در فرم روایی و چه در به تصویر کشیدن یک بسیجی در سینمای جنگ، همان مهدویانی که ماجرای نیمروزش ژانر سیاسی را در سینمای ما ارتقاع میبخشد و قهرمان جمعی شکل میدهد در این سینمایی که توان خلق یک قهرمان هم ندارد. دوست داری فکر کنی یک تجاری سازی این فیلم را با تقلید صرف از فرم تصویری فیلمهای مهدویان ساخته است بدون اینکه متوجه باشد فرم تصویری اش( فیلمبرداری مستندگونه) هیچ ربطی با غلظت دراماتیک قصه ای که تصویر میکند ندارد. قطعا میزانسنهای ظاهرا چیده نشده، قاب بندی های ظاهرا تنظیم نشده و فیلمبرداری ظاهرا بدون مقدمه هیچ ارتباطی با این حد از نمایشگری ... دیدن ادامه » دراماتیزه که جاهایی به سانتی مانتالیسم و کلیشه گرایی با بخش ترانه و موتورسواری با حالتی پریشان و شعارهای مرسوم پهلو میزند ندارد. نمیدانم در این یک سال در نگاه و سلیقه فیلممسازی که به خوبی دریافته بودکه بدون شلوغ بازی و احساساتگرایی رقیقه میتوان صحنه های به یاد ماندنی خلق کرد چه آمده. همان سلیقه ای که سکانس پایانی ایستاده در غبار را جوری خلق میکند که حتی با اینکه نه چهره مادر متوسلیان مفقودالاثر را میبینیم و نه صدایی از او میشنویم اما با فضاسازی مهدویان حس عمیقی از انتظار او تکانمان میدهد.همان سلیقه ای که در ماجرای نیمروز حس ناامنی و خیانت در فضای سیاسی دهه شصت را با نمایی لَخت و نسبتا دور از عملیات انتحاری منفجر شدن دو خواهر در بغل هم در لحظه ای کوتاه بی رحمانه وتکان دهنده تصویر میکند.
بله در کل فیلم لاتاری چشم به پرده دوخته ای و حیرت میکنی که این ظرافتهای دراماتیک روایی جایش را به چنین روایتگری رو و سهل الوصول داده است. به طور مثال ما چندین بار شاهد تصاویری از نگاه های غم آلود پسر به عکسهای دختر بر روی تبلت اش هستیم، وقتی هم موسی در حال خفه کردن مرد عرب است عکس دختر روی زمین میافتد تا باز ما تصویر دختر را ببینیم در زمان خطابه سر دادن موسی او تصویر دختر را به طرف دوربین میگیرد تا ما باز چهره دختر را ببینیم. این تکرارها واقعا اذیت کننده است نوعی حقنه کردن غلیظ تصویری که از فرط تکرار تاثیر احساسی اش را هم از دست می دهد. یا نگاه کنید به کاراکتر پدر دختر که اتفاقا باید جزو کاراکترهای بسیار مهم فیلم باشد اما با تصویری تک بعدی و سطحی از آدمی فحاش روبه روییم که حتی به شکل عجیبی در میانه داستان به جای آنکه بولد شود محو میشود نه فقط از دید فیلمساز بلکه به چشم قهرمان کنشگرش موسی هم نمیآید چرا؟! آدمی که ماشینش را برای خرج سفر امارات میفروشد و در دبی کلی قایم موشک بازی میکند چرا به پدر دختر توجه ای ندارد مگر او با انگیزه عذاب وجدان نسبت به بی توجه ای به ناهنجاری های اطرافش به انتقام رو نیاورد پس چرا بیشتر توجه اش به سمت کشوری دیگر و ادمهایی از فرهنگی دیگر است؟ آیا مقصر از دست دادن آرمانهای انقلاب و جنگ هشت ساله آن شیخ عرب است یا آدم های اطرافش؟ اگر قرار بر حمله باشد بر چه کسانی باید حمله کرد؟ خیلی بد است قیصربازی در آوریم اما جسارت بازی در زمین خودی را نداشته باشیم! صرفا با توضیح غیرتمندی قهرمان فیلم نمیتوان این بی منطقی های روایی را توجیه کرد.
اوج تخیل گرایی فیلمساز که تناقضا استاد واقع گرایی نامیده میشد در سکانس آخر فیلم نمایان است. موسی خیلی راحت به دم و دستگاه خفن شیخ فاسد نفوذ میکند او را میکشد چندمتر به زمین میکشدش در وسط سالن خطابه سر میدهد و به شکل عجیبی در طول این مدت هیچ مامور یا محافظی سراغش نمی آید. و بدتر از آن که احساس میکنی اینجا استفاده از تصاویر دوربین مدار بسته و دور تند آن یک جور فرار از نشان ندادن باگهای این صحنه کاملا بی توجیه است که به نوعی فریبکاری محسوب میشود. از بدعت ایستاده در غبار و ظرافت ماجرای نیمروز تا هندی بازی فریبکارانه در لاتاری عقبگردی برای مهدویان نیست بلکه سقوط آزاد است از سلیقه ی با طمع خلاقیت هنری تا سلیقه ای بازاری با طمع پاپ کورن!
لاتاری در مجموع فیلمی متوسط بود که بیشتر دچار شعارزدگی شده بود از ابتدا ت میانه فیلم که منجر به ایجاد گره و یک عاشقانه دراماتیک می شود فیلمنامه به خوبی پیش می رود اما در نیمه دوم فیلم صرفا شاهد بیان شعارهایی نخ نما شده هستیم که در برخب موارد رنگ و بوی فاشیستی هم بخود می گیرد. سوژه انتخاب شده برای قصه سوژه خوبی است اما پرداخت نامناسب بخصوص در نیمه دوم فیلم و پرداختن به شعار و ابراز انزجار مانع از به نتیجه مطلوب رسیدن می شود. علل و عوامل اصلی موضوع اصلی فیلمنامه متاسفانه در اثر همین شعارزدگی به حاشیه می رود.
بازی بازیگران در سطح قابل قبولی است اما ضعف فیلمنامه و قصه باعث می شود بازی بازیگران زیاد به چشم نیاید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چجوری چشم به این همه حسن در این فیلم بستن داوران؟
گیریم حجازی فر بد
سهیلی و عزتی بد
فیلمنامه بد
حتی موسیقیش هم شنیده نشد؟
فیلم مهدویان بوی سینما میداد
لذت بردم ازش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#جشنواره_فیلم_فجر #لاتاری
امتیاز من 8 از 10
مهدویان فیلمساز جریان سازی است و من به او و تیم جوانش خسته نباشید میگویم و به خاطر جسارتش کلاه از سر بر میدارم.
اینکه فیلم در پرداخت و اجرا چقدر موفق است در تخصص من نیست. اما علی الحساب به نظر این حقیر خوش ساخت است؛ به جز تکان های عمدی دوربین که من فلسفه اش را نمیفهمم! شخصیت ها به خوبی شکل میگیرند و باور پذیرند، خط داستان به خوبی پیش میرود، رابطه عاشقانه به زیبایی تصویر میشود، پاک و معصوم و عاشقانه و آنقدر هنرمندانه و به جا که از دست رفتنش مخاطب را با بغض و حسرت و کینه ی عاشق همراه می کند و حتی در مقابل خانواده دختر حق را به او می دهد.
بهترین بازی #ساعد_سهیلی در این فیلم است، من او را کاندید میدانم. همینطور هادی حجازی فر که مادرزاد کاندید است. جواد عزتی بازیگر فوق العاده توانمندی است. اما بازی بقیه بازیگران ... دیدن ادامه » معمولی است.
و اما حرف فیلم:
لاتاری فیلمی در ستایش عزت و غیرت ملی است. برای من مهم نیست که برخی انگ تروریست نشان دادن مردم ایران به آن بزنند. سال هاست که دیده ایم و تجربه کرده ایم و آموخته ایم، #مصلحت_اندیشی ها، ندیدن ها، چرتکه انداختن ها، خیالات خامی چون #پیروزی_بدون_جنگ در مقابل دشمن! نتیجه معکوس داده است.
لاتاری تلنگر است هم به حاکمیت و مسئولین و هم به تمامی مردم، نتیجه این سکوت ها و مصلحت اندیشی ها در تمامی زمینه های فساد، تبعیض، رانت و غیره همان اتفاقی است که چند روز پیش در نهاد ریاست جمهوری مشاهده شد. شاهد مثالی که با قمه و کفن پوش از جانش میگذرد چون جان به لب شده است.
زمانیکه فرخ نژاد با بیان اطلاع از تجارت دختران ایران زمین می گوید و به قول خودش روابط دیپلماتیک را فدای تن فروشی چند دختر نمیکند صحبت از یک ایدئولوژی است. که فکر می کند برای برخی مصلحت اندیشی ها مجبوریم چشم روی برخی حقایق و از بین رفتن غیرت و شرف ببندیم.
زمانیکه تمام ایران حمله به سفارت عربستان را محکوم کرد؛ که البته محکوم هم هست. همه معلول را دیدیند و علت را فراموش کردند. کسی از خود پرسید چقدر از این اتفاق سهم دولتمردانی است که با انفعال و مصلحت اندیشی در مقابل تجاوز به نوجوانان در فرودگاه جده و قتل زائران ایرانی، خون عده ای را به جوش آوردند؟

لاتاری بر خلاف ادعای برخی نسخه #قیصر وار نمیدهد، هشدار #قیصر شدن ها را میدهد که بس است اینهمه انفعال! فکری به حال ناکارآمدی ها بکنید. ما شهید ندادیم برای مشتی خاک تا شرف، عزت و غیرت را دو دستی تقدیم کنیم. این ملاحظه کاری ها در مقابل فساد ها والله از صدام ها برای این کشور بدتر است.

امیر، نیلوفر، اعظم م و پیمان لسان این را خواندند
اون قمه کشی که به گفت رییس‌جمهوری حمله کرده از چیزی جان به لب نشده....قبلا از دیوار سفارت بالا میرفته و یا ملت رو تو خیابون کتک میزده و حالا بدلیل کمبود امکانات به پاستور میزنه...ضمنا کلی هم براش سابقه مثبت حساب میشه....این قمه کش...اگر غیرت داشت زمانی که تورم ... دیدن ادامه » پنجاه درصد بود و ملت از گرسنگی و فقر در عذاب بودند و معجزه هزاره سوم هفتصد ملیارد دلار رو بباد داده بود کفن میپوشید....این کفن پوشان گوش بفرمان صرفا برای بیرون بودن چار تار مو یا به بخاطر فیلم و با اشاره بزرگترها در میدان حاضر میشن و هیچ اعتراضی به کاسبی تحریم ،گم شدن دکل ها ، برادران قاچاقچی خودشون،رفقای اختلاسگر و معجزه‌گر و....ندارند
۱۹ بهمن ۱۳۹۶
آقای جباری،امیدوارم مهدویان فیلم بعدیش رو با یه تهیه‌کننده دیگه بسازه ....بسیار با استعداد هست و حیفه که هدر بره.....مستند آخرین شبهای زمستانش هم در مورد شهید باقری دیدنی هست..در مورد مرد قمه‌کش و برای مشخص شدن اتاق فرمان باید سراغ کسانی رفت که اعتراضات ... دیدن ادامه » اخیر رو در خراسان شروع کردن
۲۰ بهمن ۱۳۹۶
کاملا باهاتون موافقم اقای دانش عزیز
۲۰ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوش‌ریتم و ایرانی‌پسند. به جز سه چهار دقیقه اول فیلم که انگار دم‌نکشیده است. بازی‌ها تقریبا خوب است. بازی هادی حجازی‌فر (حسین شریعتمداری؟) دارد تکراری می‌شود. اما هنوز جذاب است. جواد عزتی عالی است. نادر سلیمانی و علیرضا استادی هم. روی کاراکتر حمید فرخ‌نژاد کار نشده و به اصطلاح شخصیتش در نیامده است. کارگردان به لحاظ تکنیک نسبتا باهوش و موفق است. اما فیلم‌هایش از یک چیزی مثلا از جنس حکمت و خرد هنوز به شدت دور است و حسی شبیه به این که کارگردان نشسته برنامه ریخته که چطور روی ذهن من مخاطب اثر بگذارد باعث می‌شود که گارد سختی در من ایجاد شود. ضمن‌ این‌که با فضای تقویت کننده نژادپرستی و ایرانی‌بازی‌ فیلم و برداشت‌های عرب‌ستیزانه‌اش به شدت مشکل دارم و این سوال برایم پررنگ است که موسای فیلم با آن فضایل اخلاقی چطور می‌تواند به یک جسد بی‌حرمتی کند؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم فیلم مهدویان بود یعنی حتی اگه شما اسم کارگردانم ندونید و فیلم های قبلیش رو دیده باشید حدس میزنید کارگردانشو..فیلمبرداری ..کات های بی موقع..دیالوگهای کم..که راستش هیچ کدوم ازینا بدرد این فیلم نمیخورد حتی اینکه یک شخصیت هیچ وقت تخمه نشکونه هم نتونسته موسی رو از کمال نیمروز متمایز کنه..سامی که قبلا با شهید باقری میشناختیمش هم جذابیتی تصویری واسه ی این نقش نداشت..و فقط یک جواد عزتی کوتاه اما بینظیر (ک قطعا کاندید خواهد شد)و یک ساعد سهیلی قهرمان خوب داره و اما از همه بدتر پایان فیلم خطابم به آقای کارگردان است که این اثر بهترین اثر خودشون می دونند و اگر این پایانش رو هم خودشون خواستند واقعا نا امید کنندست چرا که توقع مخاطبینشون رو نابود کردند. دوره ی این پایان های قیصری و بزن در رویی تموم شده و شاید این پایان بدرد همان ماجرای نیمروز(که بنظرمن فیلم ... دیدن ادامه » بهتری از لاتاری است) که در دهه 60 اتفاق افتاده میخورد و فکر اینکه مخاطب میخواهد سرگرم باشد رو حداقل در پایان کنار بگذارد و به واقعیت فکر کند...آیا مخاطب ما این پایان را باور میکند یا فقط با گفتن یک آخیش از سالن خارج می شود؟!
بنظرم نه تنها قرار نبوده موسی متمایز از کمال نشون داده بشه ،بلکه المان های مشابه دو شخصیت نیز تعمدی است
۱۵ بهمن ۱۳۹۶
چندجا خوندم شخصیت متفاوتیه ازون جهت گفتم اما اگر اینم باشه باز ضعف نویسنده حساب میشه تکرار یک شخصیت تا کجا؟ تا چند فیلم؟ (البته که چیزی از ارادت من به آقای حجازی فر کم نمیکنه)
۱۵ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان که به میانه رسید کارگردان شروع کرد به زدن حرف اصلی خود , از همان لحظه درگیر چرایی و هدف از ساخت این اثر شدم , در انتها زمانی که شخصیت فرخ نژاد وارد شده و شلیک کرد و آن دیالوگ ها را بیان نمود , سالن به ناگهان شروع به تشویق نمودند , فهمیدم چرا این فیلم ساخته شده است .
تمام داستانک ها و عشق و عاشقی و فساد و فحشا و همه همه فرعند و اصل چیز دیگریست , بیان نوعی تفکر و ایجاد مقبولیت و همراهی عام مردم ,همین .
کجاش دس زدن؟برا موسی یا فرخ نژاد؟ تو کوروش نزدن امروز
۱۵ بهمن ۱۳۹۶
بخدا اگه بنویسین خطر لو رفتن داستان هیچ مشکلی براتون پیش نمیاد
۱۵ بهمن ۱۳۹۶
ایراد بنی اسرائیلی!!
کجاش اسپویل بود این نوشته؟!؟
۱۵ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم سرپا با فیلمنامه ی یکدست و پرتحرکیه.
ولی از اونجا که فیلم رو زوج مهدویان-رضوی ساختن... مثل اثر قبلی شون، باید ابعاد سیاسی محتوا رو جدا از روایت و ساخت درنظر گرفت تا حق مطلب ادا بشه!!(که احتمال طرح مباحث فرامتنی رو زیاد میکنه)
پس سعی میکنم در این فرصت علی الحساب درون متنی صحبت کنم!

دوربین،فضا و ساخت فیلم شباهت زیادی به ماجرای نیمروز داره .. بنظر میرسه سعی کرده در این زمینه از فرمول جواب پس داده ی خودش استفاده کنه و تجربه ی جدید رو معطوف به قصه گویی کنه.

روایت چنین داستانی با مختصات فعلی برای سال 96 کمی قدیمیه که البته بنظرم این هم تعمدی و تمهیدی برای یافتن پیوند میان داستان اصلی با داعش،روحیه سازشگری،ترامپ و امثالهم هست که ازجمله اون سیاسی بازی هایی ست که عرض کردم...مصداق بارز این قبیل مفاهیم الصاقی به داستان اصلی ، دوقطبی فرخ نژاد-حجازی فر هست (انگار نمیشه به فرامتن نزد!)...بی خیال

بازی های فیلم همگی خوبن؛
ولی فیلم یه جواد عزتی عالی داره...با یه نقشی که بواقع سیمرغ پسنده! قطعا نامزد میشه و به شانس بالایی برای گرفتن داره.

موضوع"لاتاری" یه داستانک فرعی درون فیلمه(که کاش نبود) و فقط یکجا هم یک پیوند اجباری به قصه اصلی میخوره(دیالوگ نادر سلیمانی)
فلذا اسم فیلم بیشتر تجاریه تا مرتبط(ادای دین به حاتمی کیا حتی در اسم گذاری!)
البته صدرحمت به این تا "بادیگارد" که اسم تجاری متناقض واسه خودش گذاشته بود!
پایان فیلم هم به همین شکل ، تحمیلی-قهرمانی شده که باعث چندپارگی ایدئولوژی فیلم میشه که البته محصول فیلمسازی به اصطلاح جسورانه در نظارت شدید هم هست!

من ... دیدن ادامه » حیث المجموع فیلم ، ادامه ی منطقی برای فیلمساز ماجرای نیمروز محسوب میشه...

پ.ن: لاتاری فقط اونجاش که موسی(حجازی فر) با کفش تایگر و کت شلوار تو دبی چاقو دستش میگیره و تمام :))
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لاتاری محمدحسین مهدویان، اگرچه از نظر محتوا و داستانی از دو فیلم سینمایی بلند او، در رده ی پایین تری قرار می گیرد و حتی بازی بازیگر اصلی فیلم یعنی ساعد سهیلی در نقش امیرعلی، آنچنان که باید تفاوتی با بازی های قبلی اش ندارد، اما به علت اینکه موضوع مهمی را به‌چالش می کشد جایگاه خوبی دارد، اگر این فیلم بعد از مستند سطح پایین فیلم پول و پورن دیده شود، به خوبی فضای فیلم درک می شود و به نوعی توانمندی های سینما برای بیان مشکلات را به‌رخ برخی مستندسازان می کشد.
تیتراژ ابتدایی فیلم نقطه ی جالبیست که به بیننده نشان می دهد شما با یک معضل طرف هستید چرا که در چنددقیقه ایتدایی انپاع و اقسام مشکلات شهر نشان داده میشه
داستان فیلم در ابتدا از رویاهای مدلینگ نوشین(زیبا کرمعلی) و بردن لاتاری و اقامت آمریکا امیر علی(ساعد سهیلی) تا تقریبا یک ساعت اول، ذهن را به سمت ... دیدن ادامه » داستان های عاشقانه و خیانت های همیشگی فیلم های چندسال اخیر ایرانی می برد و جایی که امیرعلی و نوشین دچار مخالفت های خانواده در ازدواج می شوند و زمانی که ناامیدی من در حال فرارسیدن بود اوج فیلم رخ می دهد و دقیقا جاییست که خبر خودکشی نوشین به امیرعلی گفته می شود و داستان با انتخاب موسیقی های بجا، تصویربرداری های خوب به داستانی جذاب تبدیل می شود.
در ابتدای فیلم به خوبی شخصیت های مختلف و برخی گره های داستانی گفته می شود اگرچه داستان موسی با بازی بسیار عالی هادی حجازی فر، کمی گنگ است اما شاید لطمه ای به کل نزند.
امیرعلی عاشق پیشه ای که ناگهان معشوقه خود را از دست می دهد با کمک موسی مربی فوتبال خود به دنبال حل پازل گنگ خودکشی نوشین است که در دبی اتفاق افتاده.
هادی حجازی فر مثل بازی های قبلی خود بیننده را مجذوب خود می کند و کاراکتری عالی از موسی رزمنده ی سابق جنگ به نمایش می گذارد و با دیالوگ هایش نقدهای نسبتا تندی را به سیستم مطرح می کند دقیقا بر عکس حمید فرخ نژاد که به عنوان یکی از مسئولان امنیتی نقش های سابق خود را تکرار می‌کند.
بازی عالی زیبا کرمعلی در نقش نوشین را نباید فراموش کرد حتی با اینکه در ابتدا بیننده را یاد نازنین بیاتی می اندازد.
به نظر بنده سکانس هایی که در دبی اتفاق افتاد به مراتب قابلیت بهبود و پیشرفت داشت و اینگونه تصویربرداری و گفتگوهای معمولی و بدون کشش در ابتدای حضور در دبی قابلیت نقد جدی دارد.
سکانس پایانی و حضور موسی در هتل محل اقامت هلال بن حمد، شاید همانند سکانس های جذاب هادی حجازی فر در نقش احمد متوسلیان و کمال ماجرای نیمروز همان صلابت را نشان می دهد اما کمی در کلیات داستان آن اغراق دیده می شود.
پایان بندی فیلم و داستان انتهایی شاید اگر کمتر به شیوه قیصری بود به مراتب کشش بیشتری داشت که قسمتی از این عدم صحنه های اکشن خوب به امکانات سینمای ایران بر می گردد. ،موسیقی متن فیلم، جزو خوب های لاتاری بود.
تلاش محمدحسین مهدویان به عنوان یک کارگردان دغدغه مند بسیار ارزشمند است اما به‌شخصه امیدوارم تا در سمت و سوی تاریخ بماند و نگاه واقع بینانه ای را نسبت به آن به‌جامعه بدهد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
طبق روال هر ساله و با توجه به برنامه ریز غلط مسوولین و صد البته بد شانسی همیشگی بنده در مورد فیلم های مطرح هر سال لاتاری از سری بلیط هایی که من خریدم حذف شده
چون تعداد فیلمها 25 تاس و بلیط ها دو سری 11 تایی پس در نتیجه 3 تاش حدف میشه که لاتاری برای من یکی از اون سه تا بوده
پس خواهشا اگر 2 عدد بلیط از این فیلم اضافه داشتین یا احیانا نمیتونستین برین بمن اطلاع بدین ممنون میشم
09126434016
برای من اطاق تاریک حذف شده،من سینمای حجازی رو خیلی دوست دارم و حاضرم نصف فیلما نبود ولی اینو داشتم.....البته به صف خواهم زد و....
۰۴ بهمن ۱۳۹۶
برا من هم چند تا فیلم خیلی مهم بود
یکی همین اتاق تاریک که فرمودین
چهارراه استانبول . لاتاری . بمب . عرق سرد . به وقت شام و دارکوب که متاسفانه لاتاری رو از دست دادم
جالبه که نه هیچکدوم از دوتا مستند و نه امپراطور جهنم از لیستم حذف نشده
لاتاری و امیر و سرو ... دیدن ادامه » زیر اب رو از دست دادم
حالا مطابق هر سال باید بیفتم دنبال بلیط
۰۴ بهمن ۱۳۹۶
کوروش تو تمام سانس هاش شعله ور و اتاق تاریک رو همزمان ارائه کرده به جز یه مورد , اونم همونی که من گرفتم !!! ولی اتاق تاریک میبینم مگه دست خودشه !!
۰۴ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید