تیوال فیلم مادر قلب اتمی
S2 : 06:13:36
: علی احمدزاده
: علی احمدزاده، مانی باغبانی
: محمدرضا گلزار، ترانه علیدوستی، پگاه آهنگرانی، مهرداد صدیقیان
: سید امیر سیدزاده
: اشکان اشکانی
: احسان واثقی
: سعید ملکان
: علیرضا شمس شریفی
: امین میرشکاری
: ملودی اسماعیلی
: لیلا بهشاد
: سهند مهدی‌زاده
: ساتیار امامی
: محمد سیدزاده
: نسیم صبا

خلاصه داستان: فیلم با "مهمونی کامی" آغاز می شود که قصد دارد ایران را برای همیشه به مقصد تونس ترک کند.

شهر:
تهران

عکس‌های پایه

فیلم مادر قلب اتمی | عکس فیلم مادر قلب اتمی | عکس فیلم مادر قلب اتمی | عکس

اخبار وابسته

» تهیه‌کننده «مادر قلب اتمی» به دادگاه رفت

» نامه تهیه‌کننده «مادر قلب اتمی» به رئیس حوزه هنری

» ۴ سانس فوق‌العاده برای «مادر قلب اتمی» در نخستین روز اکران


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
من فیلم رو دیشب دیدم،با تمام گیج و گنگ بودنش پسندیدم.
کارگردان خیلی قشنگ یه فضای گیج و هپروت رو به تصویر کشیده بود که منتظر بودی ببینی که تو سکانس بعد چه اتفاقی میوفته.
بعله دقیقا این فیلم مخاطب خاص داره.دیالوگ های فیلم عالی و بی نقص بود. شوکی که تو بعضی صحنه ها وارد میشد رو دوست داشتم و مخصوصا قسمت همخوانی آهنگ مایکل جکسون توی ماشین عالی بود.نور پردازی فیلم رو خیلی دوست داشتم.
و اما سکانس آخر و بازی سنگ کاغذ قیچی باعث شد مشتاقانه بچسبم به صندلی و حتی پلک نزنم.
به نظر خیلیا ناقص و بی محتوا بود ، ولی برای من تجربه جدیدی بود که با تمامه ناقصیش به دلم نشست.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقت بازی

بی ارزش، بی محتوا، سرکاری و بی سر و ته؛ عمده نظرات مخاطبان پس از تماشای فیلم مادر قلب اتمی است توصیفاتی که میتواند نشانه ضعف اشکار خیلی از فیلمها باشد اما در مورد ان فیلم گستاخ گویی امتیاز آن و اساسا از خصوصیات لازم برای تثبیت یافتن سبک دریده و بازیگوشش محسوب میشود. مادر قلب اتمی جز آن دسته از فیلم مووی هایی هست که دغدغه شان دست انداختن انواع و اقسام قواعد مرسوم ساختاری و روایی و محتوایی فیلمهای عمدتا محبوب یا آشنای مخاطبان سینماست. سرکار گذاشتن بیننده و طفره رفتن از توقعات او و بازی گرفتن منطق های علی و معلولی ذهنی بیننده، گویی رسالت چنین سینمایی است. و البته به شکل پارادوکسیکال در نهایت نظم ساختاری در اوج هرج و مرج سازی فضا شکل میگیرد و محتوا داشتن، هدف داشتن به شکل روشن پاشنه آشیل این نوع فیلمهاست.. از نمونه های رادیکالش هم میتوان ... دیدن ادامه » به "احمق ها" از فون تریه اشاره کرد. پیرنگ کلی این فیلمها علافی و بوچ انگاری جوانان پرسه زن در دل جامعه است. در سینمای محافظه کار ما ترس از برچسب بی اخلاقگی خوردن یا ترس از به خطر افتادن انتظار های مرسوم مخاطب مشتاق، این گونه سینما به شدت مهجور مانده و تا حدی فیلمسازانی همچون کاهانی، حقیقی و توکلی به آن پرداخته اند. هر چند فیلمهای آنها هم برای جا گرفتن در چنین احوالی زیادی متفکرانه به نظر می رسند.

اما مادر قلب اتمی از معدود فیلمهایست که در سینمای ایران به خصوصیات بی قید و معناگریز این نوع سینما به شکل قابل توجه ای نزدیک شده است. رمز موفقیت این فیلم در درجه اول صراحت بی ملاحظه آن در ترسیم فضای مشنگ و خل و چل پیرامون چند جوان هپروتی و انطباق درست این فضا با ذهنیت کاراکترهاست و این ویژگی تقریبا در تمام وجوه بصری فیلم به چشم میخورد. طراحی لباس نوع گریم و نوع بازی ها از نامتعادل بودن فیزیکی و حسی شخصیتها خبر میدهد. وجوه مهم دیگرش در دیالگوها و حرافی های شخصیتهای چت مغزی است که در عالم هپروت فیلسوف مابانه تحت تاثیر جو زمانه انواع و اقسام مباحث جدی سیاسی و اجتماعی را در بی ربط ترین و بی معنی ترین شکل به هم ربط میدهند که البته گاهی به شکل کاملا تصادفی شاید معنای قابل فهمی از این پرت و پلا گوییها شکل بگیرد اما عمدتا جدی گرفتن زیادی این حرافی ها موجب سرکار رفتن بیشتر مخاطب میشود. هر کارکتر به مثابه درجه مشگنی اش مخاطب را با پرگوی های مزخرف به واکنش وا میدارد. (شخصیت کامی) بیشتر میخنداند و (شخصیت گلزار)بیشتر مخاطب را کلافه میکند (شخصیت آرینه) که گویی معقول تر مینماید حرافی هایش قابل فهم ترست و شخصیت نوبهار که ساده تر است بیشتر سوالهای پرت و پلا می پرسد. وجه مهم دیگر فضاسازی استفاده جالب و جذاب از انواع صدا هاست چه بیرونی چه درونی که همچون دیالگوها به شکل پرت و پلایی در طول فیلم شنیده میشوند این صداها گاهی کلافه کننده هستند( صدای آلارام باز و بسته شدن پیاپی در آسانسور ) گاهی انرژی بخشند (موسیقی داخل ماشین و همخوانی شخصیتها با صدای مایکل جکسون) گاهی رعب آورند ( صدای سخنرانی هیلتر که گویی در ذهن شخصیت گلزار میگذرد) گاهی غافلگیرکننده اند ( صدای چک جانانه و یک مرتبه آرینه به گلزار) نوسانی که این صداها ایجاد میکنند در نزدیکی با ذهنیات آشفته کاراکترها بسیار موثر است. رنگ آمیزی فضای فیلم هم با طیف رنگهای عمدتا آبی مسخی و خواب آلودگی شخصیتها را بیشتر عیان میکند و در لحظه ورود مشنگ ترین کاراکتر فیلم(گلزار) این رنگ آمیزی تشدید میشود.
ویژگی مهم دیگر فیلم، بازی دائمی و تمام نشدنی فیلمساز با جدیت مخاطب در طول تماشای فیلم است و مخاطب را در مرز پذیرش یا عدم پذیرش پوچی فضا قرار میدهد و همواره انتظارات او را به بازی میگیرد. طراحی میزانسن فیلم از اگزجره بودن فاصله دارد اما به هر حال رئالیستی هم نیست مثل طراحی صحنه تونل که وجود آن "درب مرموز " میتواند هم توجیه منطقی داشته باشد( محافظت از اتاقک کابلهای برق تونل) و هم به واسطه نور آبی رنگ پشت آن و به خصوص شماره عجیب سی 27 (کلوب آن دنیایی مشاهیر درگذشته در 27 سالگی) ماورایی جلوه کند همانطور که شخصیت گلزار با فلسفه بافی هایش این ادعا را دارد. هر چند در نمایی باز از تونل این شماره هم میتواند فقط نوعی نشانه گذاری اتاقک برق باشد که تصادفا به شکل این علامت خاص درآمده. در سکانس پر تنش دویدن آرینه در راه پله و رسیدنش به پشت بام شیوه فیلمبرداری روی دست بدون کات محسوس، تعلیق جدی ای می آفریند همچون فیلمهای مرسوم پر تنش اجتماعی اما بازی سنگ کاغذ قیچی گلزار در مورد اینکه اول چه کسی خودش را برای رسیدن به آن دنیا به پایین پرت کند اساسا تمامی تعلیق و تنشی که در این سکانس است به یک بازی پوچ و مشنگ تبدیل میکند و در نهایت انتظارات مخاطب را به بازی میگیرد.

مادر قلب اتمی آستانه تحمل مخاطب را همچون کارکترهای دختر فیلم آرینه و نوبهار در وارد شدن و پیش رفتن در فضایی پوچ انگار، خل وضع و رها از هرگونه مفهومی به بازی میگیرد. جذابیت این فیلم در همین بازیگوشیست.