تیوال نمایش ماجرای عجیب سگی در شب
S2 : 20:44:02
  ۱۹ خرداد تا ۲۱ تیر
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

: سایمون استیونز
: افسانه کمالی
: (به ترتیب حروف الفبا) شای لین اسداللهی، رویا دعوتی، فرزام رنجبر، صبا سرور، علی پویا قاسمی، علی نجفی

: علی شمس
: فاطمه جابری نیا، مهشید فقیری
: موسسه افرا
: محمد حسن هندی
: بابک کیوانی
: امید اکبری
: دینا یوسف پور
: ثمین سالک
: سروش کریمی نژاد
: محمد شمس، غزاله رمضانی
: علی فتحی
: ثمین سالک، محمد مصیبی
: افسانه کمالی
: رز ارغوان
: محمد مصیبی، سوگل جوادی مجد، الهه رضاوندی
: فاطمه جابری نیا، یاسمین اعتمادیان
: مهشید فقیری، رومینا زاهدی
: کیوان ضیاپور
: سیدمحسن رفعتی
: شایان جمشیدیان
: حسین پناهی
: ملیکا راد

- بر اساس رمان «ماجرای عجیب سگی در شب» نوشته مارک هادون
«ماجرای عجیب سگی در شب» (The curious incident of the dog in the night time) رمانی نوشته مارک هادون است که سایمون استیونز نمایشنامه آن را نوشته است.


وقایع این نمایش در انگلستان می‌گذرد و در واقع هسته اصلی داستان شرح سفر پرماجرای قهرمان داستان از سوئیندون به لندن است. داستان از زبان کریستین بون که دختری مبتلا به اوتیسم است، بیان می‌شود و از همین رو لحن ویژه و منحصربه‌فردی دارد. او به علت این بیماری خاص از درک مسائل عادی زندگی عاجز است، اما هوش فوق‌العاده‌ای دارد و دنیا را متفاوت می‌بیند.

گزارش تصویری تیوال از نمایش ماجرای عجیب سگی در شب / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

حافظ، نوفل لوشاتو، بعد چهارراه رازی، نرسیده به خیابان ولیعصر، کوچه زیبا، پلاک ۱، عمارت نوفل‌لوشاتو
تلفن:  ۶۶۴۸۳۷۴۲


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
دیشب به تماشای این کار ارزشمند، فوق العاده خوب و بی نظیر نشستم و بسیار حظ بردم
واقعا کم پیش میاد یه مخاطب با کاری رو به رو بشه که انقدر همه چیزش عالی باشی، اول از همه به کارگردان کار که انقدر درک خوبی از نمایشنامه داشتند تبریک می گم.
بازی صبا سرور به من نشون داد که چقدر میشه امید داشت به نسل بعدی بازیگرانی که قراره مسئولیت بازی ها رو به عهده بگیرند و انقدر خوب نقششون رو ایفا کنند. علی پویا قاسمی مثل همیشه بی نظیر بود ، و انقدر خوبه این بازیگر که گاهی وقتا با خودت می گی مگه میشه تو این سن ته بازیگری رو در آورد؟! چقدر پدر کریستین خوب بود. و همچنین ما بقی عزیزان بازیگر. فقط به نظرم یکی از بازیگرای خانم که اسمشو نمی دونم و موهای بوری داشت یکم «آور اکت» بود. انگار حرکات اضافه تری نسبت به بقیه داشت. این کمی محسوس بود.
از این بگذریم مگه میشه از گریم های فوق ... دیدن ادامه » العاده و طراحی لباس تعریف نکرد؟ حیف و صد حیف که کارهای اینچنینی همیشه مهجور تر از کارهای سترونی که نام بازیگران معروف رو یدک میکشن هستند. و باید افسوس خورد از این بابت.
من از دیشب درک عمیق تری نسبت به اتیسم پیدا کردم. و همه اش دارم با خودم فکر می کنم چطور می شه با چند شخصیت و بصورت پلان هایی مقطع که گاه خالی از مفهوم و معنی اند زندگی کرد؟!
از اینجا می خوام از کارگردان کار تقاضا کنم، با اینکه می دونم نزدیک اجراهای پایانی هستید. اما حتما در آینده دوباره این کار رو اجرا کنید و بدون شک من دوباره از مخاطبای اون خواهم بود.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همین چند وقت پیش یکی از بهترین دوستانم را برای نارسایی قلبی که مبتلا به اوتیسم بود از دست دادم افرادی که می گویند چرا این همه حرکت داشت باید بگویم ابندا در مورد این افراد تحقیق کنید اتفاقا خیلی عالی و درست کار شده بود دقیقا افراد اوتیسم چنین ذهن دومینو واری دارند که مثل تکه های پاذل جدا از هم می باشد و در عین صحبت با شما همزمان به چیزها ی دیگر می توانند فکر کنند چقدر بازیگری که نقش اوتیسم را بازی می کرد دقیق و خوب بازی می کرد بقیه بازیگر ها هم عالی بودند و کاملا حرفه ای نقش مادر هم خیلی دوست داشتم خسته نباشید به عوامل کار پس از اتمام نمایش فقط ایستاده دست میزدم
باید بگم این همه اجرای سخت و واقعا سخت و این همه هماهنگ بودن همه ی اجزا، از بازی صورت و بدن گرفته تا ادا و « حرکات شبه موزون» و موزیک و گفتار، نشانه ی کلی تمرین و ریزبینی است که در مجموع خیلی خوب از کار در آمده بود.
در کنارش، نمایش چند حالت روان یک انسان در مواجهه با یک موقعیت، فارغ از اینکه یک انسان اتیستیک باشد یا هر کدام از ما ، به ظاهر سالم، به خوبی پرداخت شده بود.
اما در کنار این تلاشهایی که شده بود، یک فرا_تلاش در جهت « بیشتر فهماندن» اجرا به مخاطب در جریان بود که گاهی توی ذوق می زد. اگر تمام قسمت ویدیو و گرافیک هم حذف می شد ، آسیبی به اجرا وارد نمی اورد که هیچ، در مواقعی باعث حذف سردرگمی هم می شد.
و دیگر این سوال که، آیا دیدن جهان از زاویه دید یک مبتلا به اوتیسم، اینقدر مکانیکی و تکرار پذیر است؟ اگر تصور یک انسان اتیستیک از رفتار های انسانهای ... دیدن ادامه » پیرامون، مشابه چیزی باشد که در خود پیدا می کند، تضاد شکل نمی‌گیرد.
و اینکه کریستین می داند اتیسم دارد زاده ی این مقایسه و پیدا کردن تضاد است. شاید این هم از همان جنس « بیشتر فهماندن» باشد.

در نهایت مجدد ممنون از این همه دقت نظر و زحمت اعضای نمایش و به اشتراک گذاشتن یک نمایش روان و‌جسورانه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشنامه به اون خوبى تبدیل شده بود به یک اجراى دم دستى با بازى هایى که فقط معلوم بود تمرین شده بود همین و تنها نکته مثبت اجرا ویدئو وال آن بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حتما ببینید! ترجمه روانی از متن بود همانطور که خود کارگردانی کار هم عالی بود. فضای فانتزی و نه رئال داشت. دنیای نوابغی که علوم و ریاضی را مسلط اند را در یک فضای چند رسانه ای به خوبی نشان می هد. دست مریزاد!
بسیار لذت بردم از کار. پر انرژی. خاص و جوون دار. مربی کار بلدم آقای نجفی عزیز. باز هم یاد گرفتم از شما
امیر مسعود این را خواند
nasim eshaghi، ماجرای عجیب سگی در شب، فرزام رنجبر و NetHunter این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خسته نباشید میگم به تمامی اعضای گروه نمایش
تبریک بابت جسارت کارگردان برای اولین تجربه و انتخاب اثری که شاید انتخاب خیلی از کارگردانان راحت طلب نبود
مجموعا گروه بازیگران اثر همخوانی خوبی داشتند و به نظرم بازیگران دختر نمایش حضور درخشانی داشتند
در کل نمایش قابل قبول و تجربه گرایی بود، فقط تنها نقد من استفاده از ویدئو وال بود که گاها عنصر درام را مخدوش می کرد و مخاطب را درگیر اتفاقی می کرد که شاید دارای اهمیت صحنه نبود، عنصری که شالوده متن را دچار گسستگی می کرد و همین حواس ببینده را از اتفاق اصلی صحنه دور کرده و به رنگ و لعاب اون جذب می کرد.
ماجرای عجیب سگی در شب نمایش خوش رنگی است که در بدبینانه ترین حالت هم میتونه نویدبخش پرداختن به متونی تازه و ایده های تازه باشه، البته که نگاه من به اثر بدبینانه نیست و بازم تکرار می کنم برای کار اول کارگردان ... دیدن ادامه » بسیار درخشان و جسورانه بود.
وقتی همه چیز به درستی سر جای خودش قرار بگیره
و به تمام جزئیات دقت بشه
نتیجه اش می شود این کار خوب یا عالی
همه عوامل خدا قوت
دمتون گرم
یک نمایش چند رسانه‌ای، خلاقانه، با ایده‌هایی بسیار جالب توجه و جذاب که از دل ماجرای به ظاهر ساده مرگ یک سگ به بستری برای آگاهی سایر افراد درگیر این موضوع از یکدیگر منجر می‌گردد.
با بازی هایی به اندازه که از آمادگی مثال زدنی گروه بازیگران چه ازحیث بدنی وحرکت وچه گفتارو نیز تحلیل درست موقعیت ناشی میگردد .
در این نمایش در آن واحد با روایت‌های مختلفی از سوژه روبه‌رو می‌شویم به نحوی که این قالب روایت حتی از جانب کاراکترها و بازیگران روی صحنه هم فراتر می‌رود و در قالب تصاویر روی پرده بازتاب می‌یابد.
"ماجرای عجیب سگی درشب" می‌توانست با انتخاب یک شیوه روایت ساده و نزدیک به معیارهای عام به اثری معمول تبدیل شود اما به مدد خطر پذیری کارگردان، اکنون با نمایشی کاملا غیر متعارف روبه‌رو هستیم. نمایشی خاص و تامل برانگیز دست کم از حیث ساختاری که ... دیدن ادامه » فرایندهای ذهنی تماشاگران را کاملا تحت تاثیر قرار می‌دهد .
درجه کیفی: A
کارگردانی: ۹/۱۰
متن نمایشی: ۷/۱۰
بازی‌ها: ۹/۱۰
طراحی صحنه: ۷/۱۰
طراحی لباس: ۸/۱۰
گریم: ۸/۱۰
نور: ۷/۱۰
موسیقی و افکت: ۸/۱۰
اول از همه باید بگم که بازی ها واقعا فوق العاده بود و حقیقتا شگفت زده شدم از اون همه دیالوگ و حرکات دشواری که بدون ثپق اجرا شد. نکته دومی که به نظر من اومد هماهنگی متن و حرکات و موزیک بود که بسیار خوب مدیریت شده بود و مورد آخر هم خود قصه بود که اون هم از نظر من بسیار دلچسب بود.
تنها نکته منفی ای که به نظر من اومد شروع ضعیف کار بود و اینکه چند دقیقه اول مخاطب گیج میشد که چه اتفاقی داره میافته.
البته شروع ضعیف یکی از مورد هایی هست که تو اکثر نمایش هایی که من دیدم بوده.
در کل به نظرم نمایش قوی ای بود و پیشنهاد میکنم اگر مخاطب تئاتر هستین حتما ببینیدش.
خسته نباشید میگم به تیم نمایش.
به نظر من فرمِ اجراییِ جذاب و خوب این نمایش به علت کارگردانی صحیح موجب نشده بود که، این فرم از قصه پیشی بگیرد بلکه در راستای قصه قرار داشت وموجب شد که با قصه ی نمایش پیش برم و از دیدن نمایش لذت ببرم. این حجم توانایی و تسلط بر بدن و بیان در بازیگران این نمایش بسیار ستودنی است.
خسته نباشید می گم به همه ی عوامل این نمایش.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر بخوام اسمی دیگر برای این تئاتر انتخاب کنم مینویسم:در ستایش اوتیسم

تماشاگر در این نمایش مهمان ذهن آشفته و درگیر یک نوجوان اوتیسم میشود.ذهن کودک اوتیسم پر از مشغله هست،پر از فکر.دنیای درون در این افراد مهمتر از دنیای بیرون است.و چنان غرق در دنیای درون خود میشوند که تمام جزئیات یک اتفاق را از بر میشوند و پردازش میکنند و پردازش میکنند و تکرار میکنند و تکرار میکنند...

بازی خوب اکثر بازیگران،انعطاف بدنی آنها،نورپردازی و موسیقی به جا کار را جذاب تر کرده بود اما مهمتر از همه ی اینها اثری بود که روی من تماشاگر می‌گذاشت.من،شما هر کدام از ما کدام قسمت از صحنه ی نمایش را دیدیم؟به چند شخصیت ذهنی شخص اوتیسم تمرکز کردیم؟ذهن ما چقدر توان دارد در مقابل اینهمه صدا و تصویر و حرف و موضوع؟اما یک فرد اوتیسم توانایی دارد همزمان به تمام این موضوع ها فکر کند و ... دیدن ادامه » پردازش کند.و به خود افتخار کند.کودکان اوتیسم نیازمند ترحم نیستند چون ذهنی دارند که هرگز و هرگز حتی ثانیه ای نمی توانیم درکش کنیم.

کودکان اوتیسم فقط توجه نیاز دارند و امنیت،همین
خسته نباشید برای این دغدغه ی زیبا که همین به نظرم کافی بود.
بمدت یک سال تو حدود سال ۹۵ یا ۹۶ یه بیمار اوتیسم داشتم تو درمانگاه که برای بیماریهای مختلف مراجعه میکرد،عجیب امشب به یادش هستم.به یاد عشقی که بین اون و پدرش بود و لبخندی عجیب که همیشه گوشه ی لبش بود
۰۱ تیر
عجب ، خیلی مورد جالبیه
ممنونم ازتون
۰۱ تیر
به نظرم دیدنش میارزه.چقدر خوب میشد کسانی که کودک اوتیسم دارن بیان و ببینن همه تا با دنیای درون بچه ی طفلکشون آشنا شن
۰۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اعتدال شعار منه،معیار سنجشمه، دلیل خوش امدنمه ، همه چیز به اندازه، طراحی لباس نور و صحنه همه به اندازه دیالوگها به اندازه طولانی و خسته کننده نبود صدای ناخوش مداوم نشنیدم، اهنگ بجا بود و ویدیو افکت کافی، گروه خوب، بازیها روان که حتی خبره گی هم داشت، متعجب شدم از دیدن کارگردان جوانش، نمیتونم کتمان کنم که شیفته صبا سرور شدم بازی روان و توانایی انتقالش معرکه بود،علی نجفی درست به قاعده تصورم و همه چی محیا برای لذت بردن از یه تاتر بی ریا و راحت، اونچه از هنر این دوره انتظار دارم و براورده نمیشه مگر در کنار هنرمندانی چنین!


برای بار دوم کار رو دیدم و حتی بیشتر از بار اول لذت بردم.
کمی تغییر و تعدیل اعمال شده بود ولی ماهیت کار همچنان محفوظ بود.
مثل اثار خوب، چه کتاب، فیلم، موزیک این تیاتر هم لایه لایه و پر از نکات ظریفه. تماشای مرتبه دوم، لذت متوجه شدن اونها رو به ارمغان میاره. مثل نوشیدنی خوردن پدر، مادر و راجر در ابتدای کار.
این اجرا رو میشه به تعداد بازیگرانش دید و هر بار فقط به یکی توجه کرد تا نکته، حرکت، نگاه، لبخند، میمیک یا کلامی از دست نره. هر کاراکتر سرشار از نکات و ظرافتهاییه که دیدن و متوجه شدنشون بسیار لذت بخشه.

از طرفی نگاهی اینچنین به شرایطی که حدود ۲۰۰ هزار نفر در ایران باهاش دست و پنجه نرم می کنند، بسیار با ارزشه. البته این آمار افراد ثبت شده با اوتیسم حاده. خیلی از افراد حتی نمی دونند که اوتیستیک هستند. و تمام عمر خودشون و اطرافیانشون ازار می بینند. ... دیدن ادامه »
این آمار در آمریکا ۱ کودک از هر ۵۹ کودکه!
موضوع وقتی جالبتر میشه که بدونیم انیشتین، تیم برتون، داروین، بیل گیتس، توماس جفرسون، استیو جابز، استنلی کوبریک، موتسارت، نیوتن، لودویگ ویتگنشتاین از نوابغ اوتیستیک هستند. نوابغی که دانش و تجربه ما از دنیا رو متحول کردند.
این اجرا باعث میشه بهتر بدونیم درون ذهن این عزیزان چه میگذره. چرا برامون نامفهوم یا عجیبند. یا عکس العمل های شدید نسبت به اتفاقات ساده(برای سایرین ساده) نشون میدن.
طرز فکر، رفتارهای تکرار شونده، ازارهای درونْ ذهنی، نبردهای ذهنی، پیروزی های ذهنی، تاییدها و نشان لیاقت های ذهنی، اصوات ناخوشایند، گفتگوهای درونی، تصویر ذهنی متفاوت از افراد واقعی و خیلی نکات ریز و درشت دیگه که به زیبایی نمایش داده میشن.

در دو نظری که نوشتم، واژه زیبا رو زیاد استفاده کردم. علتش هم اینه که از نظر من بیان زیبای یک حقیقت تلخ، کار پسندیده ایه. اگر ذهن اوتیستیک بصورت کاملا عینی نمایش داده میشد، نه تنها کمکی به دید ما نسبت بهشون نمی کرد حتی شاید باعث پس زدگی هم میشد. نمایش سرگرم کننده و شاد(به قول اونا، فان و انتزتینینگ) بسیار انتخاب مناسبی برای معرفی بود.

دست مریزاد
دوباره به تماشا خواهمت نشست
٣ روز بعد از دیدن نمایش منتظر ماندم تا تمامی نویزها و اصوات محیطی و موزیکال در ذهن و روانم ته نشین شود تا بتوانم چند خطی بنویسم! :))

بر اساس رتبه بندی ٢٥ نمایش برتر در قرن ٢١ از منظر خلاقیت،ژرف نگری و خلق شخصیت هایی با استانداردهای جدید برای نمایشنامه های نسل نو ، نمایشنامه "ماجرای عجیب سگی در شب" از سایمون استیونز در رتبه دهم قرار می گیرد که اصالت و ریشه آن در شرحی بسیط از نُوِلی با همین عنوان نوشته مارک هادون نشأت می گیرد که در نهایت برای سایمون استیونز جوایز لارنس اولیویه در سال ٢٠١٣ و تونی در سال ٢٠١٥ را به ارمغان می آورد و به موازات آن جوایزی از برادوی را نیز تصاحب می کند که کارگردان محترم اثر در ایران خانم افسانه کمالی زحمت ترجمه را نیز بخوبی کشیده اند با اندکی تغییر مانند تغییر در جنسیت شخصیت اصلی از نوجوان پسر به دختر و موارد جزئی دیگر؛

اثری موزیکال و فرمالیستی که از ذهن شخصیت اصلی (کریستین) بر اساس اختلال اوتیسمی او با جهان بیرونیش روبرو می شویم، منطبق با حوزه تعریف شخص مبتلا به اوتیسم، در نمایش شاهد نظم افراطی و فیلترهایی از رنگ های مورد علاقه کریستین هستیم، علاوه بر آن روایتگری نیز بعهده خود اوست، نوجوانی که با هوش بالایش در جدال با پیرامون خود و حتیٰ گاهی بطور مثال شخصیت روحانی قصه را در مذهب ، فلسفه و منطق به چالش می کشد، علاقه مفرط کریستین به ریاضی و اعداد و همچنین کاراکتر شرلوک هولمز ، نمایش را به سمت یک پردازش ریاضی و منطق در جهت کشف معمای شکل گرفته در درام بر اساس شم پلیسی پیش می برد و تا انتهای اثر به حل و فصل ماجرا می پردازد و به نوعی آرک تایپ جستجوگری او را نظاره گر خواهیم بود، شخصیتی که ٢ بازیگر توانا برای بازی های بیرونی و درون ذهنی او تلاش می کنند؛

استفاده از ویدئو وال در انتهای صحنه نمایش و استفاده حداکثری از مالتی مدیای موجود در خدمت خلق تصاویر و رنگهای انتزاعی و راهبردی مناسب برای خط سیر مکان و زمان قصه است؛

طراحی حرکات نمایشی موزون برای بازیگران بصورت منفرداً و جمعی کاملاً مشهود است (در امتداد ریتم موزیکال نمایش)؛
مجموعه بازی های کلیه بازیگران بی نظیر و درخشان است که نشان از تمرینات بلندمدت و سخت گروه دارد و البته که برخی از بازیگران به ایفای چند نقش مختلف در خط روایت داستان می پرداختند؛ و از همینجا به خانم صبا سرور و جناب علی پویا قاسمی برای حرکات بدنی سخت و دیالوگهای مکرر و سریع و بدون تپق تبریک و تشکر ویژه عرض می کنم؛

نمایشی مبتنی بر فرم که ریشه های سوررئال در آن موج می زند، و در راستای اجرای فرمالیستی خود تکنیک های تکرار، کوچک نمایی و کُنش جسمانی در صحنه به وفور آشکار است تا هرچه بهتر مخاطب را با این نوع از شخصیت (اختلال اوتیسم) مواجهه و آشنا کند لذا از نظر جایگاه اجتماعی و آگاهی رسانی نیز رسالتی بر عهده دارد ، بر اساس جامعه آماری (جمعیت حدود ٢٠٠ هزار نفری اوتیسم در ایران) این نمایش انتخاب مناسبی است تا مخاطبین با این افراد و مشکلاتشان بیشتر آشنا شوند و کار خوبی که به موازات اجرا صورت پذیرفته حضور نماینده انجمن اوتیسم ایران است که در بیرون سالن و در کانت مخصوص به خود پیش از نمایش آماده اطلاع رسانی شفاهی و کتبی است؛

طراحی صحنه،نور و لباس و گریم های اکستریم در راستای تم داستان و اجراست که نگاه و حساسیت کارگردان در جزئیات کاملاً هویداست؛

کارکرد ... دیدن ادامه » اشیاء در صحنه علاوه بر کمک به تکنیک های اجرایی در فرم ، شاخصه های درونمایه اثر را نیز به معرض نمایش می گذارد مانند کارکرد اسباب بازی ها در جهان بیرونی و کنشگری آنها به موازات علایق شخصیت اصلی؛

با توجه به ضرب آهنگ سریع در روایتگری قصه (که خود از درونمایه اثر هویت می گیرد) ممکن است مخاطب نوعی چون من تا حدی دچار گنگی در محوریت داستان شود که این می تواند برای مخاطبینی که نمایشنامه یا نول اثر را نخوانده اند در مسیر این شتاب طوفانی آسیب زننده باشد؛
علاوه بر آن شدت نویزها و سرعت در برخی دیالوگها و حتیٰ بخشی از آثار موزیکال غالباً در نیمه دوم نمایش مغز مخاطب را خسته می کند و شاید پیشنهاد یک اینتروال چند دقیقه ای می توانست به تمدد انرژی برای ببینده کمک شایانی باشد؛

از سرکار خانم افسانه کمالی کارگردان محترم اثر و تیم خوب و حرفه ای ایشان برای خلق این اثر زیبا نهایت تشکر را دارم ، همچنین از علی شمس نازنین که رد پایی از اجرای فرمالیستی او در این نمایش جلوه گر است.


جناب بهکام نازنین مثل همیشه از نگاهتون لذت بردم❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۰۱ تیر
بانو سایه ❤️❤️❤️
۰۳ تیر
ممنونم
۰۳ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کامنت‌های دوستان رو اینجا خوندم و خیلی تعجب می‌کنم. من این کار رو دیشب دیدم. به نظر من این کار ، کار متوسط رو به پایینی بود . اونهمه بازی با نور و داستان‌پردازی توی فیلمی که توی پرده داره مطرح می‌شه - که بلافاصله صحنه‌پردازی و دکور کارهای آقای کوهستانی رو به ذهن ادم میاره که البته اون و کاربردش در پیشبرد اجرا کجا و این کجا - به جای اینکه فضای ذهنی و دنیای یک فرد آتیستیک رو برای ما بسازه، بیشتر فضایی به شدت ازارنده می‌سازه که چیزی به داستان اضافه نمی‌کنه.
به نظر من خیلی خوبه که برای ساختن کارهای این چنینی که اختلالی ذهنی یا روانی یا شخصیتی ستون نمایش و اجرا هست، قبل از شروع تمرین و ایده‌پردازی برای کارگردانی ، کارهای اجرا شده‌ی قبل رو ببینیم. توی یوتیوب، لااقل دو تا اجرا در لندن از این کار رو من دیدم که البته دکورش خیلی شباهت با طرح روی بروشور ... دیدن ادامه » کار داره که خود این هم موضوع مهمیه،.
توی رمان و نمایشنامه اتفاقات حول پیدا کردن قاتل توسط کریستوفر می‌گرده. برای همین دنیای کریستوفر، چگونه دیدنش و چگونه انالیز کردن و نتیجه‌گیری کردنش فضای یک ادمی که با اتیسم درگیره رو برای ما به زیبایی تصویر می‌کنه. اینجا اما معلوم نیست که بالاخره کریستین مهمه، چرا مادرش گذاشته رفته مهمه ، اینکه پدر چرا سگ رو کشته مهمه یا چی ؟ ... متن خیلی تکه‌پاره و بدون تمرکزه. این البتنه از قدرت بدنی بازیگران و بیان قوی و با اعتماد به نفس کریستین چیزی کم نمی‌کنه. بازیگرها همه خیلی خیلی زحمت کشیده‌ بودند و در نقشی که در اومده بود خیلی هم خوب بودند. حرف من اساسا اینه که متن ضعیف اول از همه ، و بعد کارگردانی بدون خلاقیت ، با بهترین بازیگرها هم که باشه، نتیجه اجرای ضعیف و حوصله‌سر‌بری خواهد بود .
کاش به جای اینهمه تعریف و تمجید به نظر من بی اساس ، نقاط ضعف و نقاط قوت رو به جزییات اینجا بنویسیم که کمکی باشه برای عوامل برای اجراها و پروژه‌های بعدیشون.
در کل اینکه سراغ همچین متنی رفتین که جمعیتی در ایران درگیرش هستن و متاسفانه از امکانات کمی برخوردارن ، قابل تقدیره . با این کار ،هر چقدر کوچیک ، سهمی برای روشن‌کردن ذهن آدمای دیگه در مورد این اختلال دارین که بسیار ارزشمنده.
خانم عباسپور گرانقدر
شاید چون من نه متن اصلی رو خونده بودم و نه اجرایی ازش دیده بودم بدون مقایسه به بهتر و کمتر از این اجرا خروجی ذهنی خودم رو بگم در بخش نخست دکور که منظر دید کریستین بود سراسر به زعم من خلاقیت و نوآوری داشت انتزاعی بودن فضایی که تلفیق ... دیدن ادامه » بود و نبود هست از زندان تا کمد از محل ورود کشیش که زیر چند کشوییست و اساسا تفکرات ترسناک در مورد حشرات از آنجا ورود میکنند تا قطار ی که حدود صحنه است و حریم اتاق کریستین از تصویرهای انیمیشنی که در پشت در جریان است تا رنگها و نورها
در مورد طراحی نور با وجود نور تلویزیون شما یک سایه در هیچ کجا صحنه بر روی صورت بازیگر نمی‌بینید
در مورد طراحی لباس رنگ لباس کشیش کلاه مادر که برگرفته از ذهن اوست معلم که خاکستری است و آقای رنجبر که ۹کاراکتر را ایفا میکند که لباسی نه مردانه و نه زنانه است تصور یک کودک در مورد لباس آدمهای تکراری که میبیند در مورد بازیها که هم عقیده هستیم و شاید من کمی بیشتر از بازیها لذت بردم در باب کارگردانی هم نظم بکارگیری و بازی تک تک عوامل میزانسن های خلاق و جذاب کاراکتر های درآمد ه و باورپذیر و یکدست و....
خلاصه من خیلی لذت بردم و البته حتما اجراهای دیگر کار رو میبینم و بعد باز به این اجرا فکر میکنم
من ممنون میشم اگه لطف کنید و لینک های رو به اشتراک بگذارید
۲۲ خرداد
خانم عباسپور عزیز،
متاسفم که از نمایش لذت نبردید. نظر شما کاملا قابل احترامه و من سعی در تغییرش ندارم. چند خطی برای توضیح نظر خودم می نویسم. البته با در نظر گرفتن ایراداتی که شما در کار دیدید.
این اجرا از نظر من نسبت به اجراهای خارجی بالاتر می ایسته. مهمترین علتش هم نزدیکتر بودن به واقعیتیست که در یک ذهن اوتیستیک می گذره. چیز زیبا یا آرامش بخشی(در مقابل آزارنده) در یک ذهن اوتیستیک نمی گذره. این برای خود فرد هم آزار دهنده ست. فردی که چیزی جز یک ذهن اوتیستیک رو تجربه نکرده و امکان قیاس نداره. چه برسه به ماییکه تجربه ذهن غیراوتیستیک رو داریم و می خوایم ذره ای با اون احوال آشنا بشیم و با حال خودمون قیاسش کنیم.

علت مهم دومش هم خطی بودن روند اجراهای خارجی که دیدم. پدر وارد میشه و مادر خارج میشه. دوست خارج میشه و پلیس وارد میشه. در حالیکه هیچ روند خطی یا منظمی در ذهن اوتیستیک وجود نداره. همه چیز در هم تنیده شده س. مثل این اجرا.

دلیل دیگه هم محکم بودن جایگاه تماشاچی در اجراهای دیگه ی این اثره. در اون اجراها تماشاچی فقط تماشا می کنه. روی صندلیش محکم و امن نشسته، به بود و هویت خودش چسبیده و یک نمایش می بینه. اجرای نوفل لوشاتو اما تماشاچی رو از حیطه‌ی امن خودش بیرون میکشه و با تلاطم های ذهن کرستوفر بالا و پایین میبره. به در و دیوار می کوبه و...

نکاتی که به عنوان ضعف از طرف شما عزیزِ جان مطرح شد، از نظر من نقطه قوت کاره.
بعید ... دیدن ادامه » می دونم همه ی اینها اتفاقی بوده باشه

ارادتمند شما
۲۲ خرداد
این لینک‌های یوتیوب از اجراهای متفاوت . بازم هست اگر بگردین .

https://www.youtube.com/watch?v=iYGVENxt7t4
https://www.youtube.com/watch?v=xWw5hBT5cnA&t=59s
https://www.youtube.com/watch?v=0LCeiP4PYpw&t=209s ( اجرای دانشجویی )
۲۵ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تماشاگر ها دست میزنند بازیگرها تعظیم میکنند
تماشاگر ها دست میزنند و بازیگر ها میروند
سالن کم کم خالی میشود
از سالن بیرون میروم با رفقا گپ میزنم و سوار ماشین به سمت منزل حرکت میکنم یکهو بخودم می آیم و میبینم ته بلوار ارتش در سه راه لشکرکم من اینجا چکار دارم
اجرای امشب با من چه کرد غرق خیال شدم ...
چرا اجرا در من تمام نمیشود
مگر میشود در فضای یک اثر آنقدر غرق شد که ....
ماجرای عجیب سگی در شب فراتر از تصور اجرا میشود
گاهی در میان اجرا تصور میکردم که دارم به یک انیمیشن با کیفیت نگاه میکنم
فضای سورئال و مالیخولیای حاکم به جنونم میکشد و من خدا را هزار بار شکر میکنم که کارگردان و بازیگرهایی اینگونه عالی داریم خالقینی که بالاتر از کیفیت تصورم خلق میکنند
قطعاً ۵ستاره از ۵ستاره
بی حد ممنونم از تک تک عزیزان در گروه
بهترین حسه برای من خوندن این یادداشت. چیزی که به خاطرش روی صحنه میرم.ممنونم⁦⁦:-*⁩
۲۲ خرداد
⁦¯_(ツ)_/¯⁩
چی بگم
از دست شما نیلوفر خانم
۲۲ خرداد
کلا باید مواظب قند بود :))))
۲۳ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش هایی که به واقعیت نزدیکند، برای من جذابیت ویژه ای دارند و این نمایشی زیبا از یک ذهن اوتیستیکِ زیبا بود. براوو براوو براوو

با دیدن پستهای قبلی خانم کمالی متوجه ذهن زیبا و زیبا بین شون شده بودم. اینجور ذهن ها، تهوع کمی توشون هست. کردار و گفتار و هر چیزی که از این قبیل ذهنها بتراود، بسیار نادر و جذابه.

متن نمایشنامه که درجه یکه ولی وقتی درک بشه، اون هم عمیقا، خروجی میشه چیزی که دیدم. نمی تونم حدس بزنم که چقدر روی این اجرا فکر، تحقیق و بحث شده. چقدر براش رویاپردازی شده. چند بار خوابش دیده شده. ولی می دونم همه شون نتیجه و خروجی ارزشمند و درجه یکی داشته، بسیار ارزشمند. این اجرا از تمام اجراهایی که از این نمایشنامه دیده بودم(ضبط شده از اجراهای خارجی) یک سرو گردنِ بلند، بالاتر بود.

خیلی خیلی به ندرت پیش میاد از متن اصلی کوتاه بیام و اجرا برام از متن اصلی بهتر باشه ولی با این اجرا، اصلا مهم نیست استیونز چی نوشته.

این نمایش مخصوصا برای کسانیکه آشنایی مختصری با اوتیسم داشته باشند، لذت بخش تره.

اجرا بسیار پخته
انتخاب بازیگران بسیار دقیق
بازی ها، سرشار
بازی ها، حیرت انگیز
بازی ها، بی رحم
بازی ... دیدن ادامه » ها...
توانایی حرکت، انعطاف بدنی، تکنیک های مختلف نمایشی، فن بیان و... همه قوی
نورپردازی بسیار همخوان با فضای کار
گریم دیدنی
لباس به اندازه
صدا و موسیقی از ابتدا تا انتها بسیار حساب شده
استفاده خوب از امکانات نمایشیِ نو(لااقل در ایران)، بسیار خوب (چون تیکٍِ احتمالِ فلان و بهمان رو نزدم، بیشتر توضیح نمیدم)
دکور و ابزار خوب که استفاده خیلی هیجان انگیزی ازشون شد
میشه راجع به تک تک اینها بسیار نوشت ولی نوشتن کی بود مانند دیدن(یا یه همچین چیزی)
دو صد براوو به تک تک عوامل

ممنون از عصرِ دلچسب از تیاتری که برامون ساختید
تا مدتها این نمایش رو در ذهن مرور خواهم کرد
و در هر فرصتی به تماشای دوباره اش خواهم نشست
خیلی ممنونم از نظر مثبتتون.
۲۰ خرداد
آقا با همه فرمایشتون ⁦❤️⁩
چرا اولین بار
⁦⁦⁦ʘ‿ʘ⁩
۲۳ خرداد
پس باعث خیلی خوشحالیه.
اولین باره نوشتید با من موافقین ؛))
۲۳ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امیدوار بودم یه اجرای خوب ببینم...
ولی ولی ولی....
این عاااالی بود...
خوش خبر باشی پوریا جان
۱۹ خرداد
پس دیدنش رو عمیقا پیشنهاد میکنم.
۲۰ خرداد
خسته نباشید به تمامی عوامل گروه .
کاری متفاوت و خلاقانه ، من که کلی لذت بردم خصوصا که مربی کار بلد علی نجفی عزیز ایفای نقش کردند، ریتم ، حرکات، فرم ، انیمیشن و بازی بازیگران بی نظیر بود
۲۷ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید