تیوال نمایش مردان بیوه
S3 : 05:27:23
  ۰۷ تیر تا ۰۲ مرداد ۱۳۹۲
  ۲۱:۱۵
  ۱ ساعت
 بها: ۱۰,۰۰۰ تومان

: داریو فو
: شایان افکاری
: علی میری، پریسا روشنی،پوپک داداش زاده، امیر محمدی، حمید احمدی، سینا صابری و پیمان محسنی

: مانی شاهدی
: ماندانا جباری
: عیسی حسینی
: عماد نعمت الهی
: پارسیا طباطبایی
: بهزاد جعفری


مردان بیوه یک کمدی معروف از آثار داریو فو نویسنده بزرگ ایتالیایی است که برای اولین بار در ایران روی صحنه می رود.
کارگردان این نمایش شایان افکاری می باشد که به تازگی نمایش خاکستری از وی در تماشاخانه پارین به اجرا درامده بود.

مکان

خیابان پاسداران، بعد از سه راه اقدسیه، روبروی پارک نیاوران، خیابان فرهنگسرا
تلفن:  ۲۲۲۸۷۰۸۱-۲، ۲۲۲۹۹۷۳۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
اگر این تئاتر در تئاتر گلریز اجرا میشد، تکلیف همه روشن بود هم بازیگران و هم تماشاگران

تاخیر و بی نظمی در شروع اجرا، صندلی های بیشماره که البته از تیوال با شماره خریداری میشود، اضافه کردن صندلی به سالن و مخصوصا جلوی ردیف 1، همسطح بودن 3 ردیف اول و ... به مدیریت ضعیف مجموعه برگزارکننده برمیگرده.

بهتره از نمایش چیزی نگم چون همه چیز را احمد مصوری گفته.

من نمایش رو 2 شنبه دیدم و بسیار پشیمانم که وقتم را در ترافیک نیاوران برای دیدن این نمایش هدر دادم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
من میخواهم تا فردا این نمایش رو ببینم ولی سایت تیوال بلیط رو نمیفروشه برا فردا؟!؟!
کسی میتونه راهنمایی کنه؟
shalan و نیلوفر ثانی این را خواندند
نمایش مردان بیوه برای دوشنبه سه شنبه این هفته به صورت دستی رزرو شده است، و تنها برای ۱۵‌ نفر امکان خرید بلیت وجود داشته که پر شده است.
با سپاس
۳۱ تیر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب این نمایش رو دیدم. اگر سینما بود احتمالاً بعد از 15-20 دقیقه ابتدایی سالن رو ترک می کردم اما صرفاً به احترام عوامل نمایش تا انتها ماندم.

کمدی (شاید بیشتر لودگی) از هر حیث سطح پایین. به نظرم مخاطب این نمایش نوجوانان هستند نه اشخاص بالغ. همچنین برخی شوخی ها (مثل بخشی که شاگرد نقاش از بیرون صحنه وارد می شه و خطاب به مرد زن نما می گه "از این نباید آویزون شی" و زیپ شلوارش رو می کشه بالا) حقیقتاً زننده بودند. معتقدم به شعورم توهین شده و وقتم اتلاف شده.

ردیف های صندلی های سالن تقریباً در یک سطح بودند و تماشاگران ردیف های 2 به بعد صحنه را به سختی می دیدند.
و حتما هم به خاطر نبود من و استعفا از این کار تو انباری خشکم کرده بودن ؛) .بهتون حق میدم اقای مصوری
۲۸ تیر ۱۳۹۲
آقایمصوری خوشبختانه دیدگاه اکثریت ایرانی ها با شما یا مقامات مسئول ! در زمینه مصادیق لودگی(و حتی قبیح بودنش) و چنین مسائلی کوچکترین سنخیتی نداره و در کنار محترم بودن نظر شخصی شما ازین تفاوت بسییار خرسندم
۰۲ مرداد ۱۳۹۲
آقای مصوری دقیقاً من هم حس شما رو داشتم.
۰۶ مرداد ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کسی میدونه عنوان ایتالیایی یا انگلیسی نمایشنامه چیه ؟ من "مردان بیوه " رو ندیدم تو عناوین
shalan، سینا صابری و امیرحسین مجیری این را خواندند
نسخه ی اصلی و اینالیایی این کار به اسم Gli imbianchini non hanno ricordi توسط Ed Emery به انگلیسی ترجمه شده: House painters have no memories. که ترجمه ی واژه به واژه ی آن در فارسی می شود: نقاش های خانه حافظه ای ندارند. با توجه به باز نویسی که کارگردان کار با منرجم انجام دادند، بنا شد که اسم ... دیدن ادامه » نمایش رو "مردان بیوه" انتخاب کنند.
۲۷ تیر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من این نمایش رو هفته گذشته دیدم. از چند جهت لازم دیدم که درباره نمایش مردان بیوه نظرمو به دوستان دیگه هم منتقل کنم.
کلیت نمایش به نظر می رسه از اون دسته از کمدی های عوام پسند باشه. گرچه ظاهرا کارگردان سعی کرده یه مقداری به تئاتری ها هم فرصت نگاه کردن بده(مثل پایان بندی اش و ایده جالب زدن آئینه به صورت زن و مرد) ولی خب! به عنوان یه تماشاگر ، کلیت اجرا رو من دوست داشتم
بعد از مدتها توی کارهای کمدی بازی های یه کم متفاوت نسبت به کارای دیگه دیدم
خصوصا آقای میری و خانم داداش زاده. بقیه بازیگرام همگی سعی کرده بودن همه توانشون رو بزارن. اینو می شد از انرژیشون بعد اجرای کار بیرون در سالن حس کرد.
اما به نظرم عنصری که این نمایش ضربه زده ، ناهمخوانی کارگردانی با جغرافیای متنه.متن یه متن ایتالیایی سر پاست که به یه دراماتورژی ایرانی تند و تیز نیاز داره. ضرباهنگ ... دیدن ادامه » اجرا گرچه بالاست ولی ایتالیایی بودن کار یه مقداری نادیده گرفته می شه و این مستقیما به نگاه کارگردان مربوطه. و از این حیث معتقدم کارگردانی نمایش ، اونچنان قوی نیست و بهش اشکالات جدی وارده.
از بچه های این نمایش به خاطر چند دقیقه ای که باعث می شن آدم از دنیای پیرامونش جدا بشه ممنونم
فردا شب میام ببینم!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
niika
سلام

من دیشب این تئاتر را تماشا کردم. خوب بود. دوسش داشتم .ضمن تشکر از کلیه عوامل و بازیگران باید بگم بازی آقای میری و خانم روشنی را خیلی بیشتر دوست داشتم .مرسی
دوست خوبم نیکا عزیز.مرسی که امدین و ای کاش میتونستم شمارو ببینم و از نزدیک باهاتون اشنا بشم .
۱۵ تیر ۱۳۹۲
دوستانی که این نمایش رو تماشا کردند بلیط رو از تیوال تهیه کردند؟

۱۷ تیر ۱۳۹۲
@ نیلوفر: بله خانم.
۱۷ تیر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
...

نمی دونم چطوری شروع کنم، ولی هدفم نقد و بررسی نمایش نیست و مایلم درباره ی رفتار بعضی از اعضای گروه نمایش نظرم رو بگم.

قبل از تماشای نمایش مسائلی پیش اومد که باعث شد حتماً به تماشای این نمایش برم! و موضوعی که جالب بود برای من و به نظرم ارزشمنده، رصد کردن و پیگیری نظرات و بازخوردهای مخاطبان توسطِ اعضای گروه نمایشه (به طور خاص، دو بازیگر که یکیشان مترجم متن نمایشنامه هم هست) که به طور مستقیم و بی واسطه و البته تا حدِ خوبی منطقی و محترمانه با مخاطبان در تیوال در ارتباطند (در مقایسه با نمایش هایی که افرادی به طور غیر مستقیم و به ظاهر مانند یک عضو عادی تیوال به تعریف و تمجید اغراق آمیز از کار گروهشان می پردازند) که به نظرم قابل ستایش و ارج نهادن است.

احترام به نظرات مخاطبان و تعامل مستقیم با آنان و تلاش برای بهتر شدنِ کار از سوی اعضای گروه، ارزشمند ... دیدن ادامه » و البته به نوعی همراه با فروتنی است که به نظرم باید مورد ستایش قرار گیرد.

در پایان به عنوانِ یک تماشاگرِ مشتاق و علاقه مند به تئاتر و البته نسبتاً تازه کار، از زحماتِ گروه نمایش تشکر نموده و برای آن ها آرزوی موفقیت و پیشرفت هایی فوق العاده می نمایم.
چه خوب گفتی حمید جان. چقدر قابل احترامه که عوامل نمایش با اسم حقیقی شون میان و باز خوردهای کارشون رو پیگیری می کنن و اگه سوالی باشه پاسخ میدن. نه اینکه مثل سربازان گمنام فقط کارشون بشه تمجید از نمایش مربوطه شون یا ارشاد کسانی که کارو نپسندیدن.
۱۵ تیر ۱۳۹۲
خواهش می کنم خانم آرزومند و شرمنده، من کامنتم رو مقداری از لحاظ ویرایشی اصلاح کردم، افتاد بعد از کامنتِ شما.
۱۵ تیر ۱۳۹۲
خواهش می کنم متوجه شدم من هم حذف کردم انداختم بعد از کامنت شما :)))
۱۵ تیر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کمدی “Farce” چیست؟ (بخوانید "فارس")

در تاتر و نمایش، Farce به نوعی از درام کمدی اشاره می کند که در آن تماشا گر بوسیله ی موقعیت هایی اغراق شده، غیر معقول و در نتیجه کاملا غیر محتمل "سر گرم" می شود. نمایش های Farce به دلیل در دل داشتن پیچش های متعدد و پشت سر هم و شلوغی اغراق شده در متن، معمولا تا حد غیر قابل درک بودن پیش می روند. اما تلاش Farce این است که تماشا گر سعی بر دنبال کردن داستان نداشته باشد و این تاکید بر موقعیت های غیر معقول و نا منظم است که نمایش را به سمت "پیام متن" هدایت می کند.

از خصوصیات حتمی و بارز نمایش Farce می توان به طنز فیزیکی، پوچی و رندی عمدی، شخصیت های کلیشه ای و بازی های بسیار اغراق شده ی این شخصیت ها، شوخی های شدید، سوئ تفاهم های فاحش و هویت های دروغین اشاره کرد.

پیشینه ی کمدی Farce به یونان و روم باستان (برای نمونه کار های اریستوفن و پلاتوس) ... دیدن ادامه » می رسد و در کار های موخر تر می توان به کمدی Farce "کمدی خطا ها" از ویلیام شیکسپیر اشاره کرد.
خسته نباشین آقای صابری!
من این کار رو دو شب پیش دیدم و با دیدن کار گروه شما متوجه "فارس" بودن این نمایش شدم ولی چون این اثر داریوفو رو نخوندم نمی دونم اثر ایشون هم فارس بوده یا کمدی بوده (بر اساس گونه های 5 گانه نمایش در کتاب دکتر ناظرزاده) و شما تا چه حد به ... دیدن ادامه » خود اثر وفادار بودین؟؟!!
بعدش دلیل زن پوش کردن شما به عنوان بعزیگر مرد چی بود؟؟
۱۴ تیر ۱۳۹۲
آقای صابری سپاس
۱۵ تیر ۱۳۹۲
ممنونم سینای عزیز
۱۷ تیر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاید اگر میخواستم خیلی تند نقد کنم احتمالا باید از یه حادثه که برای مردم ملموسه شروع می کردم و بعد ربطش میدادم به این تئاتر و و از زیر، کلا این تئاترو می بردم زیر سوال!
اممممممممم آره مثلا به نظرم میرسه خوب بود اینجوری شروع می کردم:
این روزها، روزهای اسطوره های اعداد است، روزهایی که مدام اعداد رمز و رازی جدید پیدا می کنند. مثلا عدد 63 (سریع در اینجا باید ذهن مخاطب برود به سوی 63 درصد) یا سه هزار میلیارد یا اصلا چرا راه دور رفقا، همین عدد دویست هزار تومان اخیر. آره اینجوری خوب بود شاید شروعش، بعد یه کم قلم فرسایی می کردم -قلم فرسایی هم از اون واژه هاستا!- و بعد میرسوندمش به اینجا که واقعا با 5 هزار تومن چیکارا میشه کرد (تیریپ این پیجای لوس فیس بوکی که میگن مثلا به سه هزار میلیارد چه کارهایی میشه کرد). بعدم خب کمی مزه پراکنی می کردم که مثلا با 5 هزار تومان ... دیدن ادامه » میشه 174 گرم تخمه آفتابگردون خرید، یا مثلا تعدادی بستنی لواشکی (دیگه اینجا بسته به با ادب بودن و یا بی ادب بودنم مثال ها میتونست خلاقانه تر یا رسمی تر باشه) و بعد از کلی چرندیات میگفتم راستی باهاش میشه رفت مردان بیوه رو هم دید!
اما خب نامردیه به نظرم.
اهل دروغ نیستم، از این تئاتر خیلی بدم نیومد، خوشمم نیومد خیلی. و صد البته چندتا ایکاش هم تو ذهنم موند که گفتم به جای نقد، اونا رو بنویسم:
1. ایکاش فن بیان همه بازیگرا خوب بود. چند جایی میدیدم که ردیف های جلوئی های من بعد از برخی دیالوگ ها از هم میپرسیدن که چی گفت!؟
2. ایکاش وقتی جاهایی حجم صدا نمیرسه، کمی صداها (صدای بازیگرا و صدای موسیقی) با هم لول میشد
3. ایکاش ترجمه بهتری صورت می گرفت. هر چند متن گویا اول باره که ترجمه میشه و من این حسو دارم که احتمالا از روی نسخه انگلیسی ترجمه صورت گرفته و لذا برخی فضاسازیها معلق بود میون ایرونی بودن و ایتالیایی بودن
4. در مورد پوستر که دوستان به قدر کافی نظر دادند احتمالا!
5. ایکاش آخرم اینکه ایکاش انتهای تئاتر از همه عوامل تشکر می کردم و خسته نباشید می گفتم که نمیدونم چرا نگفتم! لذا همینجا از این اجرا و زحماتشون تشکر می کنم
به امید کارهای بهتر و موفقیت های بیشتر

ارادت: صابر
ممنون از تو صابر خان عزیز. البته منم تشکر می کنم از زحمات گروه نمایش. امیدوارم موفق باشن و کارهای فوق العاده ای ازشون ببینیم.
و این که خوشبختانه کدورتِ پیش آمده رفع گردید.
۱۴ تیر ۱۳۹۲
صابر عزیز، ممنون از این که وقت گذاشتی، نمایش رودیدی و باز ممنون از این که وقت گذاشتی و برای ما چند خطی هم نوشتی. همون طور که گفتی، متن از زیان انگلیسی ترجمه شده و در ترجمه سعی بر امانت داری متن اصلی بوده. ترجمه اما قدم اول و قدم دوم نوعی باز نویسی بر متن ... دیدن ادامه » اصلی بوده. به هر حال، طنز نمایش Farce شاید کمی برای مخاطب ایرانی که زیاد Farce ندیده، کمی دور از ذهن و غیر ملموس به عنوان نوعی از طنز باشه. پس در باز نویسی سعی شد، کمی متن به ذائقه ی طنز ایرانی نزدیک بشه در حالی که از Farce بودن متن داریو فو هم چیزی کم نشه. مطمئنا متن کاستی هایی رو همراه خودش داره و همه می دونیم که همیشه جا برای بهتر بودن و خیلی بهتر بودن هست. اما به عنوان معدود (و شاید حتی تنها!) نمایش کمدی Farce که در سال های اخیر روی صحنه رفته، ما تلاش خیلی خیلی زیادی کردیم که کار خوبی رو با حس خوبی انجام بدیم و من همین جا از تک تک بچه های رو و پشت صحنه تشکر می کنم که همگی با عشق این کار رو به اونچه امروز هست رسوندن و همچنان دارن برای بهتر بودن و خیلی بهتر بودنش تلاش می کنن. از شما هم باز تشکر می کنم.
۱۴ تیر ۱۳۹۲
@ سینا صابری عزیز:
رفیق بزرگوار
خدایی نکرده هیچکدوم از اینایی که گفتم منکر تلاش ما و تیم تئاتری نبوده و نیست و نخواهد بود.
اصولا من آدمی هستم که کسایی و چیزایی رو که دوست دارمو نقد می کنم -درست یا غلط- و طبعا نقدم هم از سر همین قصه بوده و اینکه کار ارزش ... دیدن ادامه » داشت از نظر من.
در مورد farce به هر حال نمیدونم به نظرم میومد که مخاطب ایرانی آثار اینگونه کمدی رو لااقل از شکسپیر و چخوف خونده باشه دیگه. اما خب به هر جهت احساسم -بازم درست یا غلط- این بود که این ایرونیزه کردنه نمایشه که بخشیش صد البته به دلیل محدودیتهای تئاتر ایرانه، ضربه زده بود
البته این نظر منه و طبعا احتمال خطا درش هست و احتمالشم هست که اشتباه کنم و اشتباه بگم
القصه امیدوارم که ازین نقدها یه موقع خستگی کار رو دوش اعضای تئاتر نمونده باشه. یه خسته نباشید مجددم به همه اعضای مردان بیوه از خود فو تا خود تو رفیق عزیز
۱۴ تیر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب اولین اجرای این کار رو دیدم. به اعتبار نام «داریو فو» به عنوان نویسنده و «شایان افکاری» که گویا نمایش قبلی اش، بازخوردهای مثبتی داشته. البته من هرچی گشتم نتونستم ببینم اسم اصلی نمایش نامه ی داریو فو چی بوده. یعنی «مردان بیوه» ترجمه ی چیه دقیقن؟
کار، شروع خوبی داشت. اما در ادامه مدام ضعف هاش رو نشون می داد. مهم ترین مشکل های این نمایش فکر می کنم این ها باشه:

- لحن اغراق شده ی بازیگرها خیلی اغراق شده بود! به نظرم اغراق در لحن خودش نمی تونه به عنوان عنصر طنزآمیز به کار بره بلکه باید در خدمت عناصر اصلی طنز (و کمک کننده به اون ها) باشه. نکته ای که احساس کردم توی این نمایش رعایت نشده و کارگردان می خواسته از لحن اغراق آمیز به عنوان عنصر طنز استفاده کنه و این به کار ضربه زده.
- تاکید بر طنز رفتاری (اگه منظورمو درست برسونم!) به جای طنز کلامی. وقتی نمایش از روی اثر یه طنز نویس قوی اجرا می شه، انتظار اینه که دیالوگ ها بار اصلی طنز نمایش رو بر عهده بگیرند نه حرکت های بازیگرها.
- تیکه های غیر اخلاقی یا بخشایی که نمایش سعی داشت با عبور از خط قرمزهای فرهنگی، خنده دار بشه! این جور بخشا نه فقط باعث نشد منِ تماشاگر بخندم بلکه باعث شد احساس کنم یه جورایی داره بهم توهین می شه که قراره با یه همچین کارهایی به خنده بیفتم.
- بعضی بخش های نمایش، نه به پیش برد داستان کمک می کردند نه چندان خنده دار بودند. بیش تر می شه بهشون گفت: «لوس»!

اما نکته های مثبت نمایش:
- اجرای زنده ی موسیقی هر چند کم بود اما باعث جذابیت بیش تر کار می شد.
- خود سوژه ی نمایش، سوژه ی خوبی بود و داستان هم تا حد زیادی خوب بود. گرچه پایان بندیش معلوم نبود چی شد!
- چند تا از بخش های نمایش، بار طنز آمیز خیلی خوبی داشتند. بیش تر این بخش ها، بخش هایی بودند که روی دیالوگ های طنزآمیز تاکید داشتند.
- بازی آقای علی میری خیلی خوب بود. و همچنین بازی آقای حمید احمدی. بقیه بازیگرها هم نسبتن خوب بازی می کردند البته اما هم لحن اغراق آمیز و هم ضعف اجرا باعث می شد چندان این بازیشون به چشم نیاد.

در کل، به نظرم کار اون قدر بد نبود که بگم از دیدنش پشیمون شدم اما اون قدری هم خوب نبود که انتظار داشتم.

و ... دیدن ادامه » چند نکته:
1- با این که توی «تیوال» می شه شماره صندلی رو انتخاب کرد، وقتی شماره پیگیری رو به متصدی گیشه‌ی فروش بلیت دادم تا بلیت های خریداری شده ام رو بگیرم، پرسیدم شماره صندلی ها چی می شه؟ گفت: هر جا خواستی بشین، فرقی نداره! سیستم این جوری بود که هرکس زودتر می رفت می تونست جلوتر بشینه! بهتره یا اصلن توی سایت امکان انتخاب صندلی نباشه یا اگه هست توی فرهنگسرای نیاوران هم تماشاگرها رو طبق شماره صندلی راهنمایی کنند.
2- دو نفر عکاس ردیف اول نشسته بودند. در طول نمایش مدام عکاسی می کردند و این قدر این کارو کردند که صدای شاتر دوربینشون اذیت کننده شد. کار تا جایی پیش رفت که تماشاگر ها هم احساس کردند لابد عکاسی آزاده! و صدای چیلیک چیلیک عکاسی از گوشه کنار سالن بلند شد.
ممنون از شما.
"صدای چیلیک چیلیک عکاسی از گوشه کنار سالن بلند شد."
این دیگه فاجعست. نمی دونم چرا با خوندنِ این جمله مطمئن شدم از این سری نمایشای "بابا گلی به جمالت و بابا ..." به نظر میاد که البته توهین به نام و حرمت تئاتره، از پوستر و بعضی بازیگراش هم اینجوری ... دیدن ادامه » برمیاد متاسفانه.
۰۹ تیر ۱۳۹۲
من دیشب همراه برادرم رفتیم کار را دیدیم.از نظر من کار بدی نبود اما برادرم خیلی بیشتر دوست داشت شاید به این خاطر که من کار قبلی آقای افکاری را دیده بودم اما برادرم نه!
راستی دیشب فقط خانم داداش زاده اجرا داشتن و خانم روشنی نبود!!! تو یک دیالوگ خانم داداش ... دیدن ادامه » زاده گفتن "بله جورجیو یه زن دیگه داشت که خشکش کردم تو انباریه!!!" یعنی خانم روشنی را خشک کرده بود؟؟؟! :-))
۲۵ تیر ۱۳۹۲
من از کار استعفا دادم عزیزم و تو انباری نبودم ؛)
۲۸ تیر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید