تیوال نمایش مترسک
S2 : 06:24:05
امکان خرید پایان یافته
  ۰۱ تا ۳۱ مرداد ۱۳۹۷
  ۱۹:۰۰
  ۲ ساعت و ۱۵ دقیقه
 بها: ۵,۰۰۰، ۱۰,۰۰۰، ۲۰,۰۰۰ و ۲۵,۰۰۰ تومان

: مهرداد خامنه‌ای
: غزاله کنعان‌پناه، آویشن بیکایی، محمدمصطفی ملک، آبان عسکری، عاطفه امینی
: گروه تیاتر اگزیت - نروژ

: شیرین میرزانژاد
: منصور میرزابابایی
: شیرین میرزانژاد
: فرنوش چاپاری
: یوریک کریم‌مسیحی
: مریم جعفری
: نسرین احمدی
: علی سالکی
: میلاد هیدی
: علی وثوقی

- برداشتی آزاد از «چهار صندوق» اثر بهرام بیضایی
- بین پرده‌ یک و دو ۱۵ دقیقه تنفس خواهد بود.

شماره تماس جهت هماهنگی: ۰۹۱۲۸۰۵۷۶۰۴
وبسایت گروه تیاتر اگزیت

فیلم ها و موسیقی استفاده شده در نمایش مترسک:
- مطب دکتر کالیگاری، رابرت وینه  ۱۹۲۰
- سگ آندلسی، لوییس بونویل  ۱۹۲۹
- ۲۰۰۱: ادیسه فضایی ، استنلی کوبریک  ۱۹۶۸
- نوسفراتو، فریدریش ویلهلم مورنایو  ۱۹۲۲
- رَزم‌ناو پوتمکین، سرگیی آیزنشتاین  ۱۹۲۵
- رقص روسی، تام ویتس، آلبوم سوار سیاه ۱۹۹۳
-‌ «پولیوشکا پولیه» (ای دشت‌ها، دشت‌های من)، لو کنیپر، ۱۹۳۳
- قلب من می‌سوزه، گروه رامشتاین آلمان ۲۰۱۱
-  با لایباخ برقص، گروه لایباخ اسلوونی ۲۰۰۴
- به سوی سنگرها، ژوزف پلاوینسکی، ۱۹۳۶، تنظیم برای اجرای ارکستر رادیو تلویزیون اسلواکی: خوزه نیه‌تو
-‌ اعزام مخفیانه، هانس آیسلر، گروه کر ارنست بوش، ۱۹۲۹

به جای یادداشت کارگردان:
بهرام بیضایی در پیشگفتار جلد دوم «دیوان نمایش بیضایی» در مورد اجراهای چهارصندوق چنین آورده: ... واقعیت‌گرایی بدون درک و خلاقیت یعنی متن‌کُشی. از بَر کردنِ متن و پس دادن آن، با روح هیچ نمایشی سازگار نیست...
شاید نقطه‌ی مقابل آن از بر کردن و پس دادن، این باشد: آراستن و پیراستن متن، یعنی زیر و رو کردن خاک فرسوده‌ی متن و دوباره بذرکاری و آبیاری‌اش. مراقبت از جوانه‌ی تازه بیرون‌زده و تیمار کردن‌اش به وقت نیاز. بی‌خود نیست پس از پایان این کاشت و داشتی که در متن انجام می‌شود، عنوان «برداشت» تازه بر آن می‌گذارند.
این‌ها همه‌؛ یعنی نمایشنامه‌ی «چهارصندوقی» که به دست مهرداد خامنه تبدیل به «مترسک» شده، خط فکری اجرا را مشخص می‌کند. تنها نام‌اش نیست که عوض شده، اما همین تغییر نام نشان از سیاست کارگردان در احضار امر سیاسی بر صحنه دارد. بذری که این باغبان در زمین حاصل‌خیز متن بیضایی کاشته، گیاهی‌ست که به تن مترسک مزرعه خواهد پیچید.
این اثر بازاجرای پیشین همین کارگردان است در چند دوره‌ی متوالی در داخل و خارج از ایران. در گذر این زمان او هم بذر را بهتر شناخته هم با خاک انس بیشتری گرفته. مترسک‌ها گرچه هنوز در جهان ما قد برافراشته‌اند، اما امید باغبان بسته‎‌ به ریشه‌ی عمیق گیاهان امسال مزرعه‌اش خواهد بود.
نمایش مترسک برخلاف چهارصندوق، لامکان و لازمان نیست. برداشتی انضمامی‌ست که فانتزی متن بیضایی را به واقعیتی که کارگردان می‌بیند پیوند می‌زند. به کمک بسط معنایی تصاویری که بر پرده به نمایش در‌ می‌آید نشانه‌های سرگردان متن را مهار می‌کند و سعی دارد ایده‌ی سرگشته‌ی متن را خط‌کشی کند. اگرچه مرز‌های جغرافیایی را در می‌نوردد اما تصور من این‌ست که پیوند‌های ظریفی با مخاطبش برقرار می‌کند یا به تعبیری میوه‌ی درختش طعمی آشنا برای ما خواهد داشت.
آرمان عزیزی، منتقد گروه تیاتر اگزیت

چهار شخصیت از اقشار مختلف اجتماع در پی احساس خطر دست به ساختن و تجهیز مترسکی برای حفاظت از خود می‌زنند. مترسک با رسیدن به قدرت، اقدام به سرکوب و کنترل مطلق سازندگان خود می‌کند، تا اینکه...

با وارد نمودن کد matarsak۱ با بهای ۵.۰۰۰ تومان
با وارد نمودن کد matarsak۲ با بهای ۱۰.۰۰۰ تومان
با وارد نمودن کد matarsak۳ با بهای ۲۰.۰۰۰ تومان
بدون وارد نمودن کد با بهای ۲۵.۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش مترسک / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» دیو دبنگ دال قدرت

» نگاهی جهانی به نمایشی ایرانی

» شکست صندوق سنت

» اجرای «مترسک» به کارگران ایران تقدیم شد

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان اندرزگو (قیطریه)، شرق به غرب، روبروی بلوار کاوه، خیابان احمدی، پ۲۸
تلفن:  ۲۲۳۹۰۳۲۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
با سلام حضور دوستان عزیز تیوال
فیلم تئاتر نمایش مترسک برداشتی آزاد از چهارصندوق اثر بهرام بیضایی، تولید گروه تئاتر اگزیت ۲۰۱۸ در سایت آپارات در اختیار شما عزیزان می‌باشد.
در سایت آپارات:
https://www.aparat.com/v/IfnFN
سلام جناب خامنه عزیز. وقت بخیر. دی وی دی نمایش مترسک رو (که تو کانال گروه اگزیت تصویرش رو گذاشته بودید) از کجا میتونیم تهیه کنیم؟
۱۳ شهریور ۱۳۹۷
کاربر محترم "امیر مسعود فدائی" :
میشه گهگداری با نظرات شما مخالفت کرد، حتی میشه همه کامنت های شما رو دوست نداشت، ولی به واقع نمیشه با این کامنتتون موافق نبود.
آرزوی موفقیت برای گروه اگزیت
۲۰ آبان ۱۳۹۷
ممنون از شما جناب غیوری عزیز
من هم برای شما آرزوی بهترین‌ها را دارم.
۲۰ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آمار نمایش مترسک - مرداد ۹۷
تعداد کل مخاطبان در طول ۲۵ اجرا: ۱۱۰۵ نفر
تعداد مخاطبان تیوال: ۸۰۱ نفر
تعداد مخاطبان مراجعه کننده به گیشه: ۱۴۳ نفر
تعداد مخاطبان میهمان: ۱۶۱ نفر

گزارش فروش:
جمع کل: ۱۱۹،۳۵۰،۰۰۰ ریال
مجموع فروش تیوال بدون کسر کارمزد: ۹۸،۴۵۰،۰۰۰ ریال
مجموع فروش گیشه: ۲۰،۹۰۰،۰۰۰ ریال

فروش تیوال با کسر ۵ درصد کارمزد: ۹۳،۵۲۷،۵۰۰ ریال
درآمد خالص پس از کسر کارمزد تیوال و ۲۰ درصد سهم سالن:
۹۱،۵۴۲،۰۰۰ ریال

تعداد ... دیدن ادامه » مخاطبان به تفکیک قیمت بلیت:
گیشه:
۳۱ بلیت ۵ هزار تومانی
۴۹ بلیت ۱۰ هزار تومانی
۲۶ بلیت ۲۰ هزارتومانی
۳۷ بلیت ۲۵ هزار تومانی
۱۶۱ نفر میهمان
تیوال:
۴۰۶ بلیت ۵ هزار تومانی
۱۲۸ بلیت ۱۰ هزار تومانی
۲۸ بلیت۲۰ هزار تومانی
۲۳۹ بلیت ۲۵ هزار تومانی



*گروه تئاتر اگزیت مبلغ ۸،۴۵۸،۰۰۰ ریال را به درآمد خالص نمایش اضافه می‌نماید که به این ترتیب مجموع درآمد ۱۰۰،۰۰۰،۰۰۰ ریال بطور مساوی بین بازیگران نمایش مترسک تقسیم می‌شود.
و اینجاست که من باری دیگر شگفت زده میشوم.
ای کاش اگزیت الگویی باشه برای گروه های دیگر.
این شفافیت رو خیلی پسندیدم. و تقسیم درامد بیت بازیگران خیلی منصفانه بود.
خیلی خوشحالم که از طرفداران اگزیت هستم و به تماشای این اثر خارق العاده نشستم و سهم کوچکی از ... دیدن ادامه » این نمایش داشتم.
ممنون از اگزیت و به ویژه جناب خامنه ای عزیز
۰۱ شهریور ۱۳۹۷
ضمن تشکر از آمار ارائه شده و آرزوی موفقیت برای گروه، کارهای قبلی رو که صحبتش شد چطور میتونیم به فیلم هاش دسترسی داشته باشیم ؟
۰۶ شهریور ۱۳۹۷
خواهش می‌کنم جناب غیوری و ممنون از شما.
کلیه کارهای اگزیت در وبسایت گروه بخش فیلم موجود است. همینطور بخشی از کارها در سایت آپارات صفحه اگزیت
www.exittheatre.ir
۰۶ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تا نام او (حسن علی جعفر)
بر لوح این زمانه بماند به یادگار
نام مرا نوشت به دفترچه‌ی خیال
و آنشب که مست بود
عکس مرا کشید
اما به جرم لذت یک لحظه‌ی پدر
یک چند در عذاب بسر برد مادرم
بعد از هزار رنج
فارغ شد از کشیدن بار من عاقبت
و من
تا چشم‌های خویش گشودم
دیدم که شیرخواره‌ی دامان آن زنم
دیدم که با کلاف نخ آنچه هست و نیست
خواهم به اوج آسمان برسانم
پرواز بادبادک خود را
تخم ... دیدن ادامه » شراب بودم و بیچاره مادرم
دائم زدست من
در اضطراب بود
ناچار
آن اشتباه کار
تا وارهد ز شور و شر من
( بقول خود )
دستم گرفت و سوی مدرسه‌ام راند
در مدسه بخاطر ساری که از درخت
بیخود پریده بود
آشی که گرم ماند
بسیار بوته گل که معلم زچوب خویش
بر ای من نشاند
هر وقت کاغذ و دوات فریدون
یا دفتر و کتاب منوچهر
بر جای خود نبود
هر کس چو من لباس مندرسی داشت؛ مدرسه
می‌شد بدو ظنین
اما من این میانه نمی‌دانم از چه رو
بی اعتنا به این همه بودم
تا کار درس را
چون سنگ کندم از جلوی‌ای زندگی
در زندگی
چندی به چرخش فلک و چرخ کجمدار
بودم امیدوار
هر جه نشانه‌ای ز دری بود کوفتم
لیکن ز پشت در
هرگز کسی به درد دلم پاسخی نداد
با آنکه پای من
چون دستهای شاه ندانم چه چیز... شیر
تا عرش رفته بود
ماندم جدا همیشه من از کاروان پول
باری! به راهها
آنها که کوله‌ای ز طلا بار داشتند
پا را به روی شانه‌ی من می‌گذاشتند
و من
در آن زمان به راه
بودم خری که بار طلاهای دیگران
بر دوش می‌کشد
آخر که پای آبله دارم؛ زراه ماند
ویلان به شهرها سگ آواره‌ای شدم
قلادهای به گردن من این زمان نبود
تا هر کجا که صاحب من خواست
زآنسو گذر کنم
یا پشت یک حصار بمانم در انتظار
تا هر زمان که عابری از راه خود گذشت
ارباب خویش را از ته بستر خبر کن
اینک منم
محصول زحمت حسنعلی جعفر
آواره‌ای که همچو پدر ناشناس ماند
هرگز ولی چو او
در انتظار لقمه‌ی نان با دو چشم مات
بر دست صاحبان طلا زل نمی‌زنم
زل می‌زنم ولی
زیرا به عقل ناقصم از سال‌های سال
جستم بدست خلق
راه نجات نوع خودم را .

( تخم شراب - اسماعیل شاهرودی )
محمدمصطفی ملک در گفتگوی اختصاصی با تئاتر فستیوال
سادگی از ویژگی اصلی نمایش های گروه اگزیت است .

نمایش ” مترسک ” به کارگردانی مهرداد خامنه ای که در سال ۹۴ در خانه موزه استاد عزت الله انتظامی به روی صحنه رفته است . در تابستان امسال برای دومین بار با ترکیبی از بازیگران سابق این نمایش و بازیگرانی جدید به روی صحنه رفته است . محمدمصطفی ملک از جمله بازیگرانی است که در اجرای این نمایش حضور دارد . به این بهانه خبرنگار تئاتر فستیوال گفت و گویی با این بازیگر جوان ترتیب داده است که در ادامه می توانید آن را بخوانید :

تئاتر فستیوال

چه شد که به گروه تئاتر ” اگزیت ” پیوستید ؟ نمایش “مترسک“ چندمین همکاری تان با آقای خامنه ای است ؟

جناب آقای خامنه ای در سایت تیوال ، مونولوگ های نمایش “یک خاطره ، یک مونولوگ ، یک فریاد و یک نیایش” را برای دوستداران به اشتراک گذاشته بودند و چون من به خوانش این مونولوگ ها علاقه مند بودم ، با دستیار ایشان تماس گرفتم و طی قراری که گذاشته شد با این گروه آشنا شدم . “مترسک” پنجمین نمایشی است که با گروه اگزیت-نروژ اجرا می کنم .

شما در اجرای پیشین این نمایش در سال ۹۴ حضور نداشتید . آیا برای نزدیک شدن به پرسوناژ ” کارگر ” ، فیلم آن اجرا را دیده اید ؟

چون معتقد هستم که ممکن است بازی آن بازیگر ، نقش آفرینی من را تحت تاثیر خود قرار دهد تا به امروز فیلم آن نمایش را ندیده ام . تصمیم دارم پس از آخرین اجرایمان ، فیلم آن را ببینم .

به ... دیدن ادامه » نظر شما چه ارتباطی بین نقش ” کارگر ” نمایش “مترسک ” و پرسوناژ ” سیاه ” در نمایشنامه ” چهار صندوق ” بهرام بیضایی وجود دارد ؟

به نظر من تنها وجه مشترک این دو پرسوناژ را می توان رو راست بودن این کاراکتر عنوان کرد . این ویژگی در هر دو پرسوناژ ” کارگر ” و ” سیاه ” در صحنه های مختلف نمایش وجود دارد .

آیا می دانید دلیل اینکه نقش ” کارگر ” را بازیگر مرد بازی می کند ، چیست ؟

دلیل خاصی ندارد . انتخاب جنسیت کاراکتر ” کارگر ” و کاراکترهای دیگر نمایش مسئله مهمی نیست . اگر نقش ” کارگر ” را یک بازیگر زن اجرا می کرد هیچ تغییری در نمایش و مفهوم آن دیده نمی شد .

کاراکتری که نقش آن را برعهده دارید ، چه ویژگی هایی داشت و شما به عنوان بازیگر برای نزدیک شدن به این پرسوناژ چه تمریناتی انجام دادید ؟

کارگر همیشه بیشترین زحمات را متحمل و با سخت ترین مشکلات روبرو می شود و در ازای آن حداقل های زندگی را می خواهد ولی به همان حداقل ها هم نمی رسد .

برای نزدیک شدن به این پرسوناژ در کنار صحبت های بسیاری که با کارگردان و بقیه بازیگران انجام دادیم به مدل های ساختگی ذهنی خود بسنده کردم و مانند نمایش های قبلی به تجربه گرایی روی نیاوردم . چون معتقد هستم که ما همگی کارگرهایی هستیم که در کنار هم زندگی می کنیم و در این نمایش من انتخاب شدم که به روی صحنه بیایم و بقیه روی صندلی های سالن نشسته اند و خودشان را میبینند.

حرف پایانی .

ویژگی تمامی نمایش های گروه اگزیت ، سادگی و در عین حال انتقال مفاهیم اصلی به مخاطب است . در نمایش ” مترسک ” نیز بعد از اجرا بین تیم اجرایی و مخاطبان گفتگویی برقرار می شود و به نظر من از بهترین اتفاقاتی است که بعد از هر اجرا شاهدش هستیم . این همان پویایی تئاتر است که همیشه در مورد آن را می شنویم ولی در عمل چیزی نمی بینیم .

http://theaterfestival.ir/مصاحبه-محمدمصطفی-ملک-نمایش-مترسک/
البته من فکر میکنم جنسیت با تضاد ماهیتی در نمایش یکی از نمادهایی است که کارگردان ظریف به آن اشاره دارد همه آحاد جامعه زن هستند و تنها یک مرد وجود دارد آنهم موجود بی تکلفی است که علیرغم همه ناملایمات جامعه در نهایت ایستاده اما با ترس میمیرد و در خاموشی
۰۱ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مترسک:چند وقته از صندوقتان بیرون نیامده اید
راهبه:بیرون،کجاست؟!




بیرون مگر زندگی هست!!؟





مترسک:آخرین کار شما
راهبه: تاریخ باد می‌نویسم


.....
روشنفکر : شایدم سالها پیش تو یه تظاهرات
راهبه:پس از آن سالها تا امروز. چه می کردیم
روشنفکر:شاید خواب بودیم
راهبه:یه خواب اجباری
مترسک :
این طور که نمیشه یک نفر باید شکایت داشته باشه
به شما امر میکنم که شکایتی داشته باشید
تاجر:
اجازه بدید فکر کنم
فرزاد خان جعفریان عزیز
ممنونم از لطف و توجه شما
۳۱ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
- بی نظیر و عالی
- نمایش مترسک دومین کاری هست که از گروه تیاتر اگزیت و مهرداد خامنه ای بزرگوار می بینم
- از همون تجربه ی اول فهمیدم که نمایشی که از این گروه و این گارگردان باشه رو باید حتمن دید
- فقط می تونم بگم فوق العاده بود
- چهار بازیگر بی نظیر ؛ که لحظه به لحظه ی نمایش رو با جون و دل و به زیبایی تمام بازی می کردند
- برداشت جالب ، خلاقانه و متفکرانه ای از " چهار صندوق "
- این نمایش پیام واضح و روشنی داشت ( بخصوص تلنگر بزرگ صحنه ی آخر نمایش ) ، ای کاش همه مردم به تماشای این نمایش می نشستند ؛ و ای کاش خودمون رو باور کنیم و بتونیم صندوق های تحمیل شده به خودمون رو بشکونیم و ...
- ضمن این که نمی تونم تعجب خودم رو از به روی صحنه رفتن چنین نمایشی انکار کنم :)) تبریک فراوان می گم به گروه محترم اجرایی و یک تبریک هم می گم به خودم و همه دیگر دوستان از این بابت که در این شهر و کشور در کنار امثال " مهرداد خامنه ای " ها زندگی می کنیم .
- یه نکته ی خیلی مهم و جالب و بی نظیر هم این بود که اجرا راس ساعت اعلام شده روی صحنه رفت ؛ راس ساعت به معنی واقعی کلمه و حتا می تونم بگم به ثانیه !!
که این خود نیازمند تقدیر و تشکر ویژه ی دیگری هست ؛ همین طور پرده ی دوم ؛ مجددن راس ساعت ؛ اولین باری بود که چنین نظمی رو در اجرای تیاتر می دیدم ؛ واقعن دست مریزاد .
- یک نکته ی قشنگ و جالب دیگه ، تابلویی بود که برای عزیزانی که دیر به نمایش می رسیدند قبل از ورود خود نمایی می کرد ؛
تابلویی با این مضمون ( دقیق اش رو خاطرم نیست مضمون اش رو می نویسم ) : " مخاطب محترم متاسفانه شما دیر به محل نمایش رسیدید و نمایش شروع شده ؛ ورود شما احتمالن باعث آزردگی دیگر دوستان خواهد شد ؛ شما دو انتخاب دارید " ( البته من دیر نرسیدم :)) بین دو پرده دیدم تابلو رو )
- راستی نور ( قبل از اجرای ) سالن هنوز مشکل لرزش رو داشت که :)) هنوز درستش نکردن

پ . ن : من هیچ تخصصی در زمینه هنر ندارم و فقط نظرهای شخصی خودم رو نوشتم ؛ ممنون که خوندید :)‌

- ... دیدن ادامه » هفتمین نمایشی که در سال 97 دیدم
- یکی از بهترین نمایش ها ...
شاهین عزیز ممنون از لطف شما.
بسیار باعث دلگرمی و افتخار ماست.
به امید دیدار دوست عزیز
۳۰ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برداشتی فوق العاده از چهار صندوق آقای بیضایی بود
حقیقتا از دیدن این نمایش لذت بردم
با تشکر فراوان از گروه تئاتر اگزیت و آقای خامنه ای
ممنون از شما جناب غفرانی عزیز
باعث خوشحالی ماست که کارمان مورد توجه شما واقع شد.
۳۰ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روزنامه سایه - یکشنبه ۲۸ مرداد ۹۷
گفت‌وگو با غزاله کنعان‌پناه؛
اثرهنری‌ باید به رشد اندیشه کمک کند
مصطفی رفعت/ چهار شخصیت از اقشار مختلف اجتماع؛ در‌پیِ احساس خطر، دست به ساختن و تجهیز مترسکی برای حفاظت از خود می‌زنند. مترسک، با رسیدن به قدرت؛ اقدام به سرکوب و کنترل مطلق سازندگان خود می‌کند؛ تا اینکه... غزاله کنعان‌پناه، آویشن بیکایی، محمدمصطفی ملک، آبان عسکری و عاطفه امینی؛ بازیگران این نمایش به‌دراماتورژی و کارگردانی مهرداد خامنه‌ای هستند که برداشتی آزاد از نمایشنامه «چهار صندوق» اثر بهرام بیضایی‌ست. با غزاله کنعان‌پناه؛ ایفاگر نقش مترسک در این محصول از گروه تئاتر «اگزیت» گفت‌وگو کرده‌ایم.

چقدر از ماجرای حضور در نمایش «مترسک» به‌خاطرِ جاذبه نقش و متن بوده و چقدر متأثر از اینکه به‌‌عنوانِ عضوی از یک گروه نمایشی باید نقشی را می‌پذیرفتید؟

برایِ‌آنکه بتوانم پاسخ شما را بدهم، باید از آشنایی‌ام با مهرداد خامنه‌ای بگویم که از چندسال‌قبل با همکاری در یک محیط آموزشی شکل گرفت؛ وقتی متوجه شد که کار بازیگری انجام می‌دهم، پیشنهاد همکاری داد. آن‌زمان گروه «اگزیت» به‌تازگی کارش را در ایران شروع کرده بود و حس کردم جریان فکری‌اش با من چقدر همسوست و پذیرفتم. حتی قبل‌از کار قبلی «اگزیت» یعنی «مهاجران» به‌مدتِ دوسال کاری را با‌این‌گروه انجام نداده بودم؛ هم به‌خاطرِ مشغله‌ای که داشتم و هم اینکه نقش‌هایی که بود، به‌نظرم مناسب من نبود تا «مهاجران».

پس جایگاه متن در ‌انتخاب‌ها حفظ می‌شود؟

آنچه گفتم؛ جدای از جذابیت ذاتی متن «چهار صندوق» بهرام بیضایی‌ست. خواستم تأکید کنم که در گروه «اگزیت»، اجباری برای پذیرش نقش وجود ندارد و می‌توان پیشنهادی را که دوست نداشت، رد کرد. وقتی مهرداد خامنه‌ای متن «مترسک» را به من پیشنهاد داد؛ دیدم نقش دچار تغییراتی شده که دوست دارم دوباره و این‌بار درقالبِ جدیدش بازی کنم.

یعنی قبلاً آن را کار کرده بودید؟

اجرای ... دیدن ادامه » اول «مترسک» در ایران با گروه «اگزیت» به سال ٩٤ برمی‌گردد که از گروه بازیگرانش فقط من در اجرای جدید حضور دارم.

تغییرات به‌حدی بود که بازاجرای این شخصیت را بپذیرید؟

متن دو تغییر عمده دارد؛ اول نسبت به متن اولیه بهرام بیضایی که با فیلتر ذهنی مهرداد خامنه‌ای کاملاً در روایت و شخصیت‌پردازی تغییراتی داشته تا به‌روز شود. به‌روز به‌معنایِ چیزی‌که با مخاطب امروز ارتباط برقرار کند و به شیوه اجرای مدرن کارگردان نزدیک باشد؛ وگرنه روایت آن لامکان و لازمان است. تغییر در اجرای حاضر، در بُعد دوم به‌نسبت اجرای قبلی خودمان است.

این تغییرات، در شخصیت مترسک هم بوده؟

بله؛ مترسک ترسیم‌شده در متن استاد بیضایی اساساً نیروی سرکوبگر فاقد اندیشه است اما مهرداد خامنه‌ای جزئیاتی را به آن وارد کرده که تبدیل به موجودی هوشمند شده. این‌بار حتی به‌نسبتِ اجرای قبلی‌مان؛ مترسک شخصیت عمیق‌تری شده؛ مخاطبی که «چهار صندوق» را خوانده باشد، کاملاً متوجه این تغییرات می‌شود.
البته تصویری که از مترسک می‌بینیم؛ با آن فیزیک و صدای قدرتمند نشان می‌دهد که کارگردان نقش را به بازیگر مناسبی سپرده است.
بی‌شک مهرداد خامنه‌ای در سپردن نقش به من و همه بچه‌های گروه این موضوع را لحاظ می‌کند که متناسب و مناسب آن بازیگر باشد و حتماً در اینجا هم باتوجه‌به‌اینکه نقش مترسک با فیزیک و نوع بیان من همخوانی دارد، آن‌را به من پیشنهاد داد؛ کمااینکه این موضوع در نقشی که در «مهاجران» هم داشتم، نمود داشت. البته ماجرا این‌گونه نیست که چون نقش با ظاهر من هم‌خوانی دارد، دیگر نتوانم برای جزئیاتش کاری کنم. دست من همیشه باز بوده تا تغییرات لازم را داشته باشم و نقش را راحت‌تر مال خود کنم.

این یعنی بازیگرِ کاملاً مطیع کارگردان نیستید؟

ماجرا این‌است‌که در «اگزیت»، همیشه خود گروه بسیار پررنگ‌تر از شخص است. یعنی تربیت تئاتری مهرداد خامنه‌ای این‌گونه بوده که کار را متعلق به گروه می‌کند؛ نه الزاماً محصول شخصی کارگردان. این به‌معنایِ عدمِ‌تبعیت از خواست کارگردان نیست؛ یک‌جور تعامل است. این ویژگی را دراین‌گروه بسیار دوست دارم؛ چون به‌رغمِ فعالیت در گروه‌های مختلف نمایشی، چنین چیزی را کم دیده‌ام. همه بچه‌های «اگزیت» منافع یکدیگر را در‌نظر می‌گیرند و منافع گروه بر هر‌چیزی ارجح است. قبلاً در گروهی نمایشی شورایی تهران نیز به‌مدت ١٠سال تجربه فعالیت گروهی خوبی داشتم. همیشه این فانتزی در ذهنم بود که گروه باید همراه باشد.

به‌جز تغییرات ایرادشده در بستر متن برای شخصیت‌پردازی مترسک، بازی شما هم تغییراتی داشته؟

آنها که هر دو اجرای سال‌های ٩٤ و ٩٧ را دیده‌اند، متوجه این تغییرات شده‌اند. نقش من پخته‌تر و برایم درونی‌تر شده؛ حرکات مترسک از حالت ژست درآمده و او به موجودی عمیق تبدیل شده است. در اجرای قبل، اهرم فشار مترسک پررنگ‌تر بود و حالا با داشتن همه خصوصیات قبلی، او یک موجود باهوش، مرموز و متفکر هم هست. یکی‌از تغییرات در اجرای جدید، استفاده از نور برای خلق صندوق‌هاست. لباس‌ها نیز بازطراحی شده‌اند که به‌نظرم شیرین میرزانژاد طراحی‌های هوشمندانه‌ای انجام داده. درکل به‌لحاظِ فنی هم اجرای حال حاضر متفاوت از اجرای سه‌سال‌پیش است. البته از خوبی‌های متن «چهار صندوق» این‌است‌که در آن از جزئیات صحنه صحبت نشده و دست کارگردان‌ها دراین‌زمینه باز است.

از ویژگی‌هایش می‌توان به «فرزند زمان خود بودن»اش نیز اشاره کرد.

دقیقاً؛ این‌کار سال ٤٦ نوشته شد و آن‌زمان گمان می‌شد متعلق به شرایط آن‌روز است؛ حالا در سال ٩٧ هم مخاطب فکر می‌کند حرف امروز است. مسئله این‌است‌که سوژه و مفاهیم مطروحه در آن، لامکان و لازمان است. هر‌جا و هردوره‌ای مواردی همچون کج‌اندیشی از مذهب، سلطه سرمایه‌داری، حقوق ازدست‌رفته طبقه کارگر و نگاه متفاوت روشنفکرها وجود داشته است. این، ویژگی بزرگ متن «چهار صندوق» است.

چنین چیزی بر انتخاب‌های شما اثر دارد؟ اینکه کاری را بازی کنید که حرف حال باشد؟

راستش به‌شخصه اصلاً دوست ندارم در کارهایی بازی کنم که دغدغه روز جامعه و حرف مردم نباشد. به‌تازگی پیشنهادی داشتم که دیدم متعلق به دوران جنگ است. آن‌را نپذیرفتم؛ چون نه حرف تازه‌ای داشت و نه بازتاب مسائل امروز بود. باید در‌هر‌دوره‌ای به حساسیت‌های اجتماعی توجه کرد. کار هنری‌ای که ارائه می‌شود، باید به رشد اندیشه و دعوت به تفکر جامعه کمک کند.

مترسک از وسط جمعیت وارد داستان می‌شود؛ یعنی تأکیدی براینکه موضوعی برخاسته از دل اجتماع را شاهد خواهیم بود؟

شیوه اجرایی مترسک فکر شده است؛ اینکه شخصیت مترسک که بازی‌اش می‌کنم، از لابه‌لای مخاطبین وارد صحنه می‌شود، حرف دارد و می‌خواهد بگوید که چیزی مانند مترسک، محصول اندیشه همه ماست و همه آدم‌های اجتماع در شکل‌گیری چنین هیولایی مسئول هستند. این ذهن ماست که عامل قدرت را می‌سازد و ممکن است از‌جایی‌به‌بعد، ساخته خود ما علیه خود ما شورش کند.
البته در پرده دوم می‌بینیم که شورش او به یک مصالحه رسیده...
درموردِ پرده دوم می‌توانم بگویم که آن موجود سرکوبگر نظامی هم مانند همه شخصیت‌های دیگر نمایش تغییر کرده و نه‌تنها نوع پوشش و ظاهرش؛ بلکه دیگر یاد گرفته که با هر قشری چطور باید رفتار کرد. او دیگر نیازی به ابراز خشونتی که سازندگانش دراختیارش گذاشته بودند، نمی‌بیند و با هر‌طیفی، به‌زبانِ‌خودش حرف می‌زند. نمونه‌ای از یک سیاست‌مدار امروزی که لبخند را جایگزین اسلحه کرده.

البته خشونت سابقش آدم‌ها را به داخل صندوق‌هایی رانده و آنها هم مطیع‌تر شده‌اند.

بله و حتی چنان اندیشه‌شان را نابود کرده که فکر می‌کنند صندوق‌ها انتخاب خودشان بوده است. حالا تمام دنیا را از روی عادت در همان صندوق جست‌وجو می‌کنند. حتی راهبه دیالوگی دارد به‌این‌مضمون که مگر بیرون از این صندوق‌ها هم جایی وجود دارد؟ این، نشان می‌دهد که چگونه هر صدا، اندیشه، قدرت و باوری سرکوب شده است.

چرا کلیت این تغییر، به پرده دوم موکول نشد؟ بخشی‌از تغییر مترسک از یک مخلوق حرف‌گوش کن به نیرویی طغیان‌گر به‌سرعت در پرده اول رخ می‌دهد.

تغییر مترسک یک‌باره نیست. ٢٠دقیقه اول کار به‌نوعی یک فانتزی‌ست که خالقان مترسک از آرزوهای خود می‌گویند؛ درحالی‌که مترسک صاحب تفکر است نه یک موجود رام و مطیع. درواقع، ما مترسکی صاحب تفکر را داریم که در پرده اول در بدو ورودش تنها نقش بازی می‌کند تا راه مناسب تسلط بر خالقان خود را بیابد. او گوش می‌دهد و از دریافت‌هایش برای شکل‌دادن نگاهش استفاده می‌کند. اگر مترسک را موجودی خالی، سفید و بدون زیرکی اولیه تصویر کرده بودیم؛ بله، این تغییر ناگهانی بود اما مترسک، از پیش ذکاوتی دارد و حالا مترصد بهترین فرصت است تا به‌بهترین‌شکل از آن استفاده کند.

تصاویر چشم‌ها در عمق کار می‌‌خواهد بگوید که مترسک هم تحتِ‌سلطه نیروی بالادست‌تری‌ست؟

مهرداد خامنه‌ای یک‌بار گفته بود که جرج اورول اثری دارد که در آن حضور یک‌جفت چشم در همه صحنه‌ها مشاهده می‌شود؛ مانند ناظری که همه‌چیز را رصد می‌کند. بله؛ می‌توان گفت یک‌جورهایی حتی خود مترسک هم دست‌نشانده اوست و همه مانند عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی در یک صندوق بزرگ‌تر هستند.

به‌نظرتان این شیوه ترکیب تصویر، موسیقی و نمایش برای این‌کار روش مناسبی بود؟

کارگردان می‌تواند پاسخ بهتری به این پرسش بدهد. خودم به‌شخصه ترکیب عناصر نمایشی باهم را دوست دارم. البته استفاده از تصاویر در کار برای این‌بود‌که نشان دهد این رویه، ریشه‌ای تاریخی دارد و محدود و متعلق به زمان حال یا دوره خاصی نیست. حتی در ابتدای کار صحنه‌هایی از فیلم «مطب دکتر کالیگاری» را می‌بینیم که در تحلیل آن گفته ‌می‌شود به‌نوعی خبر از ظهور نازیسم می‌دهد. انگار این رشته سر دراز دارد. معتقدم که باید فضاهای نوین را تجربه کنیم و مدل‌های تازه‌ای را بیاوریم. شکستن خطوط کلاسیک برایم جذاب است. این باعث می‌شود تا مخاطب را با شیوه‌های مدرن‌تر تئاتر هم آشنا کنیم.

چرا شخصیت‌ها بخشی‌از دیالوگ‌ها را به‌جایِ‌آنکه روبه‌هم بگویند، رو‌به‌مخاطب ادا می‌کنند؟

اینکه در بخش‌هایی‌از کار، بازیگرها رو‌به‌مخاطب حضور دارند و حتی در اسپات صحبت می‌‌کنند، عمدی بوده تا کمک کند ارتباط با مخاطب حفظ شود. ذهن و وجود مخاطب را باید با کار درگیر کرد و تماشاچی باید احساس کند عضوی از برنامه است. این، تأثیر خودش را در کار می‌گذارد؛ مخاطب، خودش را در صحنه می‌بیند و حس نمی‌کند جدا از متن است. ضمنِ‌اینکه در ١٣٥دقیقه شما باید به‌نوعی حواس مخاطب را جمع و جذب نگه دارید و خوشبختانه در «مترسک» این اتفاق به خوبی افتاده است.

فکر نمی‌کنید زمان بیش‌از دوساعت برای اثری که بیشتر به یک مانیفست نمایشی شبیه است، باعث خستگی مخاطب شود؟

در اجراهایی که داشتیم؛ از روی میزان بلیت‌‌های به‌فروش‌رفته متوجه شدم که مخاطب از اینکه کاری جدی با‌این‌مختصات ببیند، احساس رضایت دارد و این‌طور حس نمی‌کند که یک رویداد خسته‌کننده ١٣٥دقیقه‌ای می‌خواهد وقت مرا بگیرد. این تئاتر، فاقد عناصر جذابیت امروزی در بسیاری از نمایش‌ها مانند حضور چهره‌های خاص، رنگ‌ولعاب، موسیقی زنده، شوخی‌های نامناسب و قصه سطحی‌ست. یک نمایش سیاسی،اجتماعی با اجرایی متفاوت است که البته حرف دارد و مخاطب را به چالش می‌کشد. وقتی چنین نمایشی در بلیت‌فروشی خوب عمل کرده؛ یعنی برعکس تصور ما؛ سلیقه مخاطب آن‌گونه ‌که حس می‌کنیم، سطحی و نازل نشده است. شاید منتظر است خوراک خوبی به او داده شود تا او هم استقبال خودش را نشان دهد. به‌هیچ‌عنوان نمی‌توان و نباید که مخاطب را دستِ‌کم گرفت. اینها پیش‌زمینه و پیش‌داوری‌های ماست که باید تغییر کند. مخالف این نیستم که زمان نمایش نباید طولانی باشد اما باید دید که مخاطب چه‌چیزی را دارد می‌بیند و نمایش چه حرفی را دارد می‌زند. کاری که حرف دل مخاطب را بزند، مخاطبِ خودش را پیدا می‌کند. ازطرفی قرار نیست همه مخاطبین تئاتر، مخاطب «مترسک» باشند؛ بحث سلیقه و انتخاب است. تفکر گروه «اگزیت» این‌بوده‌که حتی اگر پنج تماشاچی به سالن بیایند اما به آنچه دیده‌اند، فکر کنند؛ کافی‌ست. هیچ نمایشی نیست که بتواند هرنوع مخاطبی داشته باشد. هر کار، مخاطب خودش را دارد.

لینک:
http://sayeh-news.com/fa/Online/News/106203/اثرهنری%E2%80%8C-باید-به-رشد-اندیشه-کمک-کند
عاطفه گندم آبادی این را خواند
میترا، میلاد هیدی، محمد لهاک و شاهین این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقدی بر نمایش "مترسک" به کارگردانی مهرداد خامنه ای
“اگر” بیضایی باید ، این گونه “شاید” *

تئاتر فستیوال

روی صحنه بردن نمایش نامه های بهرام بیضایی برای کارگردان ها دو آفت بزرگ دارد :

گروهی از کارگردانان چنان در متن نمایشنامه غرق می شوند و از بازی با کلمات ( که در متن های بیضایی فراوان می بینیم ) و سوار شدن بر کلمات به صورت مجرد و در بسیاری از مواقع جدا و حتی بی ربط به متن ، لذت می برند که اساسا وظیفه کارگردانی شان را فراموش کرده و اگر خیلی هنرمند (!) باشند ، نتیجه تلاششان ، بیشتر از اینکه شبیه به نمایش باشد ، صرفا یک نمایشنامه خوانی ِ احتمالا خوب از کار در می آید . در واقع کارگردان مسحور متن شده و برای ترجمه آن به زبان نمایش و دراماتورژی هیچ کاری نمی کند . این گونه است که تماشاچی چنین اجراهایی از دایره طرفداران ِ متون ِ بیضایی فراتر نمی رود و در میانشان از مردم خبری نیست .

گروه دوم اما چنان روشی در ترجمه متن نمایشنامه به نمایش در پیش می گیرند که اغلب نامی جز شلنگ – تخته نمی توان بر آن نهاد . این گروه از هر ابزار و هر سبک هنری بهره می جویند تا زبان ِ ثقیل متن ِ بیضایی را ثقیل تر کنند . این گروه اگر چه نمایشنامه را به نمایش ترجمه کرده اند ، ولی اغلب ترجمۀ این گروه نه امانت دارانه است و نه هنرمندانه و در نتیجه باز هم پای مردم به سالن تئاتری که این آثار روی صحنه آنها است ، کشیده نمی شود و فقط دو گروه به تماشای این گونه از نمایش می روند : طرفداران همیشه در صحنه نوشته های بیضایی و طرفداران ِ شلنگ – تخته در تئاتر .

و اما ” مترسک “…

” مترسک ” به کارگردانی مهرداد خامنه ای به شیوه ای هنرمندانه و البته معجزه آسا از این دو آفت به دور بوده است .

... دیدن ادامه » مترسک ” به کارگردانی مهرداد خامنه ای به قول خودش برداشتی است آزاد از نمایشنامه ” چهار صندوق ” نوشتۀ بیضایی و در واقع نمونه ای است درست از برداشت آزاد .

یعنی خوب است دوستان ِ علاقه مند به ” برداشت آزاد ” ( از هر نوعش ! ) به دیدن ” مترسک ” بروند .

مهرداد خامنه ای در این برداشت آزاد از ” چهار صندوق ” به متن و در حد قابل توجهی به سوژه پایبند می ماند و تقریبا می شود گفت که حتی دیالوگی را هم تغییر نمی دهد ، اما در اجرا و در بهره ای که از اِلمان های تئاتری می برد ، روح جدیدی به نمایشنامه می دمد ( یا حتی می توان گفت که به نمایشنامۀ بی روحِ بیضایی ، روح دمد ) و این روح ، چون خلاف ِ چهارچوب ِ مدنظر نویسنده است ، بایسته و شایسته است که به چنین اجرایی ” برداشت آزاد ” اطلاق شود . و این است درسی که در این اجرا برای علاقه مندان به ” برداشت آزاد ” وجود دارد .

مهرداد خامنه ای با سه ابزار ، ” چهار صندوق ” را به زبان ِ قصه و نمایش ترجمه کرده است : رنگ ( که البته در نمایشنامه هم اصلی ترین رکن است ) ، لباس و فیلم .

اول اینکه نمایشنامه ” چهار صندوق ” نیاز دارد در گام اول به ” قصه ” ترجمه شود . چرا که قصۀ نمایشنامه از سه رکن اولیه قصه ( زمان ، مکان و موقعیت ) ، فاقد دو رکن زمان و مکان است . پس کارگردان در اولین گام باید با ابزاری که تئاتر در اختیارش قرار می دهد این دو رکن اساسی قصه را به نمایشنامه اضافه کند تا به زبان ِ زمان و مکان ِ مورد نظرش حرف بزند و احیاناً پیام مورد نظر خود را به تماشاچی القاء کند .

برای این مهم دو ابزار طراحی لباس ( با نگاهی به رنگ های موجود در نمایشنامه ) و مهم تر از آن استفاده از ” فیلم ” در میان پرده ها ، انتخاب درست مهرداد خامنه ای بوده اند . در واقع در کنار ” رنگ ” که در نمایشنامه وجود دارد ، طراحی لباس به پرسوناژهای صرفاً رنگی ِ بیضایی ( ! ) ، شخصیت بخشیده است و البته در ارجاع ذهن مخاطب به مکان و زمان مشخص کارکرد به سزایی دارد . شایان ذکر است که استفاده از نورهای موضعی رنگی نیز نه تنها در این مهم کارایی بالایی داشته اند بلکه به صحنه خالی از آکسسوار نمایش خامنه ای نیز ، روح بخشیده اند .

علاوه بر لباس و رنگ ، فیلم هایی که در میان پرده ها پخش می شوند و عکس هایی که در پس زمینه صحنه در طول اجرای هر پرده دیده می شوند ، چون درست انتخاب شده اند و از جای گذاری درستی هم برخوردارند ، در تکمیل قصه نقش به سزایی داشته و نوعی صِحّه گذاری کارگردان است بر معنای مورد نظرش ؛ معنایی که به صورت ابژکتیو در لا به لای دیالوگ های سوبژکتیوِ پرسوناژها ، در ذهن مخاطب رسوب می کنند . البته این میزان از القاء غیرمستقیم معنا به مخاطب ، شاید برای برخی از مخاطبین ، معنایی دور از هدف کارگردان را القاء کند ، که گرچه این تنوع در برداشت به شکل کلی نمی تواند ایراد تلقی شود ، اما می تواند برای شخص کارگردان آسیبی باشد و شاید لازم است کمی ساده تر حرف زد ، البته فقط کمی .

نکته دیگری که بسیاری از جوانان علاقه مند به گونه ای نمایش به نام ” فیلم – تئاتر ” ، می توانند از ” مترسک ” مهرداد خامنه ای بیاموزند ( اصلا منظورم پیشکسوتان علاقه مند به هر چیزی جز تئاتر ، مثل انواع فیلم-تئاتر و کنسرت-تئاتر و… نیست !! ، به خودشان نگیرند ! ) ، کاربرد درست ویدئو ، بریدۀ فیلم های مشهور و بریدۀ ویدئو کلیپ های موزیکال در تئاتر است . انتخاب ، جایگذاری و ریتم چینش این ویدئوها در یک اثر ” نمایشی ” باید چنان باشد که روح “تئاتر” بودن اثر ، حفظ شود و تماشاچی علی رغم دیدن ” فیلم ” که غیر زنده است ، فراموش نکند که در حال تماشای تئاتر است و در واقع نباید از فضای تئاتر جدا شود .

در واقع تماشای این ویدئوها در نمایش “مترسک” شبیه به این است که تماشاچی در حال تماشای سایر اتفاقات و وقایع قصه ، ( حواشی قصه اصلی ) از یک پنجره است . یعنی می داند که اصل قصه روی صحنه تئاتر در جریان است و تنها از تصاویر و فیلم ها برای بیشتر لذت بردنِ ناشی از درک بیشتر معنای ِ مورد نظر کارگردان، بهره می جوید ، همین .

***

شاید عده ای باشند که ” چهار صندوق را دوست نداشته باشند و یا با آن ارتباط برقرار نکنند و پیام آن را درک نکنند ، اما ” مترسک ” یک ترجمۀ دلچسب و اصولی است از این نمایشنامه ؛ که می تواند برای هر مخاطبی ، از هر قشر قصه بگوید و چشم و گوش و هوش اش را درگیر کند و برایش لذت بخش باشد . گرچه کاش مهرداد خامنه ای کمی از دیالوگ های طویل نمایشنامه به ویژه در پردۀ شکستن صندوق ها می کاست تا ریتم نمایش در این پرده کند نشود و مخاطب تا پایان نمایش از آن لذت ببرد و مدت زمان نمایش هم کم شود .

و نهایتا در توصیف نمایش ” مترسک ” ، یک جمله بهترین توصیف است : ” اگر بیضایی باید ، این گونه شاید ” و اِلّا که . . .

المیرا نداف – نویسنده میهمان

لینک:
https://goo.gl/JDffzR
اولین باری بود که کاری از گروه اگزیت می دیدم...
اولین باری بود که در خانه استاد انتظامی نمایش می دیدم...
اونم در شبی که فرداش استاد انتظامی آسمانی شدند...حس غریبیه...
دو مورد مثبت از گروه اگزیت دیدم که باید مطرح بشه:
یکی همین فروش بلیط به نرخ انتخابی مخاطب که بسیار حرکت زیبایی هستش...
مورد دوم هم پلاکارد نصب شده در دم در برای کسانی که دیر به سالن میرسند....
در مورد نمایش هم فقط باید بگم :
نمایشی که باید دید.....اگه همه این نمایش رو می دیدن و پیامش رو میگرفتن، الان اوضاعمون این نبود....
فقط تلنگر صحنه آخر نمایش...
ممنونم از شما جناب مهرداد الف.
خوشحالم از اینکه در اولین دیدارمان با هم همفکر بودیم.
به امید دیدار
۲۷ مرداد ۱۳۹۷
ممنون از شما جناب خامنه ای
من هم از آشنایی با شما و گروه شما خوشوقتم
۲۹ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با عرض تسلیت حضور دوستان هنردوست و عزیزمان در تیوال بخاطر درگذشت استاد انتظامی. امشب به یاد آن مرحوم گروه تئاتر اگزیت در خانه او به روی صحنه خواهد رفت.
اگزیت از خرداد ماه سال ۹۴ در زیر سقف خانه او برای انجام فعالیت‌های هنری خود پناه گرفت و به یاری همکاران این خانه تا امروز در این خانه مانده است.
تسلیت به جامعه هنری :-(
همیشه سلامت باشید جناب خامنه ای
درود بر شما
۲۶ مرداد ۱۳۹۷
خانم میترا و مریم عزیز ممنون از اینکه در غم و شادی در کنار ما و با هم هستیم.
۲۶ مرداد ۱۳۹۷
با سلام و احترام
.
.
.
دلم گرفته‌است
دلم گرفته‌است
به ایوان می‌روم و انگشتانم را
بر پوست کشیده‌ی شب می‌کشم
چراغ‌های رابطه تاریک‌اند
چراغ‌های ... دیدن ادامه » رابطه تاریک‌اند
کسی مرا به آفتاب
معرّفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانیِ گنجشک‌ها نخواهد برد
پرواز را به‌خاطر بسپار
پرنده مُردنی‌ست

جناب خامنه ای درود بر شما که پرواز رو برای ما یاد آورری میکنید
۲۹ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قسم به عزت و قدر و مقام آزادی
که روح‌بخش جهان است نام آزادی
به پیش اهل جهان محترم بود آن‌کس
که داشت از دل و جان احترام آزادی
فرخی یزدی

در روز ۲۴ مرداد ۱۳۹۷ جمعی از اعضای کانون نویسندگان ایران - رضا خندان مهابادی، حافظ موسوی، عاطفه چهارمحالی، کیوان باژن، منیزه گازرانی، محسن حکیمی و سیامک میرزاده - در اجرای نمایش مترسک حضور به هم رساندند.
در پایان اجرای نمایش مترسک بخشی از نشریات گروه تئاتر اگزیت به رضا خندان مهابادی به نمایندگی از کانون نویسندگان ایران تقدیم شد.
عکس‌ها در لینک‌های زیر:
https://goo.gl/dpWoqm
https://goo.gl/J2teJU
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش، از دوشنبه ۲۹ تا چهارشنبه ۳۱ مرداد، به کارگردانی مهرداد خامنه‌ای و با بازی غزاله کنعان‌پناه، آویشن بیکایی و ... آغاز شد.
میترا و اشکان حامد غلامشاهی این را خواندند
شیرین میرزانژاد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در گفت و گوی اختصاصی با تئاتر فستیوال
غزاله کنعان پناه : ایفای پنج شخصیت برای من سختی ها و پیچیدگی های خودش را داشت .

نمایش “مترسک” با اقتباس از نمایشنامه “چهارصندوق” بهرام بیضایی و به کارگردانی مهرداد خامنه ای در تماشاخانه استاد انتظامی در حال اجرا است . به همین بهانه خبرنگار تئاتر فستیوال گفت و گویی با غزاله کنعان پناه بازیگر نقش مترسک انجام داده است . او که در هر دو اجرای نمایش “مترسک” در سال ۹۴ و در سال ۹۷ این نقش را ایفا کرده ، توضیحاتی در رابطه با اجرای این نمایش داده است که می توانید در ادامه بخوانید :

تئاتر فستیوال

از چه سالی وارد حوزه تئاتر شده اید ؟ از همکاری تان با آقای خامنه ای و حضور در نمایش “مترسک” بگویید .

من مدرک کارشناسی کارگردانی تئاتر و کارشناسی ارشد پژوهش هنر دارم و از سال ۸۷ که دوره کارشناسی را به اتمام رساندم وارد این حوزه شده ام. از سال ۹۴ با گروه اگزیت به سرپرستی مهرداد خامنه ای آشنا شدم و همکاری ام را شروع کردم و تا به امروز در پنج تئاتر این گروه ایفای نقش کرده ام . بعد از اولین کارم با آقای خامنه ای ، تفکرات ایشان را با جریانات فکری خود همسو دیده ام و این همکاری تا الان و اجرای نمایش “مترسک” ادامه دار شد .

متن “مترسک” چه ویژگی هایی داشت که بازی در آن را پذیرفتید ؟ در رابطه با ویژگی های پرسوناژ “مترسک” بگویید .

از همان ابتدای فعالیتم در حوزه تئاتر به موضوعات اجتماعی و سیاسی علاقمند بودم . سالها پیش در دوران دانشجویی متن “چهارصندوق” را که یکی از سیاسی ترین متون موجود بود خوانده بودم و به نظرم متن جالبی بود . وقتی هم که کارگردان نمایش ، نقش “مترسک” را به من پیشنهاد دادند با کمال میل پذیرفتم .

“مترسک” ... دیدن ادامه » کاراکتری است که تاجر، روشنفکر، راهبه و کارگر آن را به وجود می آورند تا محافظ جان و مال و زندگی شان باشد اما با رسیدن به قدرت ، به وجود آورندگان خود را با هوش ، موقعیت شناسی و تزویر خود ، آن ها را تهدید ، تحقیر ، سرکوب و در بین شان رعب و وحشت و تفرقه ایجاد می کند و از این طریق آن ها را کنترل می کند تا به خواسته اش که تسلط بی قید و شرط است برسد.

“مترسک” نمایشنامه بیضایی نسبت به “مترسک” دراماتورژی شده توسط مهرداد خامنه ای در انتقال مفهوم به مخاطب چه تفاوت هایی با یکدیگر دارند ؟

این نمایش برداشت آزادی از متن اصلی است . مترسکی که در نمایش ما است به نسبت نمایشنامه بیضایی، امروزی و مدرن شده است . تفاوت دیگری که باید به آن اشاره کنم این است که “مترسک” در اینجا فقط یک سرکوبگر نیست بلکه با ذکاوت است و دانسته عمل می کند . همچنین در نمایشنامه “چهارصندوق” شخصیت مترسک خودش به تنهایی عامل سرکوب است اما در نمایش مهرداد خامنه ای ، مترسک یک مرحله از فشار اجتماعی به اقشار مختلف جامعه است و بالاتر از او تصویر چشم های همیشه ناظر به صحنه و تماشاچی ها و خود مترسک است.

با توجه به اینکه در هر دو اجرای این نمایش ایفای نقش کرده اید ، آیا در اجرای مجدد این نمایش نسبت به اجرای پیشین خود تغییراتی داده اید ؟

حقیقت این است که می خواستم مترسک سال ۹۴ تکرار نشود . بنابراین در تمرین ها کنکاش دوباره و دوباره در نقش داشتم . لایه های عمیق تر این شخصیت را با کارگردان نمایش بررسی کردیم و نتیجه این شد که مترسکِ فعلی باهوش تر و با بازی های درونی تر و خوش ریتم تر و با دقت و تمرکز بیشتری نسبت به اجرای پیشین آن ، اجرا شده است .

چه مدت برای رسیدن به نقش مترسک تمرین داشتید ؟ پروسه تمرینات به چه شکل پیش رفت ؟

از اسفند ماه ۹۶ تمرینات با فاصله زمانی ماهی یکبار برای تحلیل و دورخوانی و از خرداد ماه امسال ، تمرینات مستمرمان شروع شد . در ابتدای مواجهه با نقش ، بابت اینکه قرار است مترسک را من ، یعنی یک زن ، بازی کند هیجان و کمی نگرانی داشتم چون این نقش نماینده ی همه جانبه ی سرکوب و قدرت است و ما بیشتر عادت داریم اینطور کاراکترها را در مردها ببینیم اما با صحبتهایی که با کارگردان داشتیم و با این تحلیل که مترسک زن است و زایش و بازتولید سرکوب را به همراه دارد ، با آرامش و اطمینان خاطر بیشتری به آفرینش نقش پرداختم .

در واقع مترسک با هر قشری در اجتماع که مواجه می شد نقش آنها را میگرفت . ایفای پنج شخصیت برای من سختی ها و پیچیدگی های خودش را داشت . اما در کنار همه این بالا و پایین ها کار بر روی این نقش برای من بسیار جذاب بود.

جنس بازی شما متفاوت با دیگر بازیگران نمایش است . این تفاوت چقدر کار شما را به عنوان بازیگر سخت می کرد ؟

بله درست است . جنس بازی من با بازیگران دیگر این نمایش متفاوت است اما این تفاوت کارم را سخت نمی کرد . حتی به من کمک هم می کرد . چون در اکثر مواقع احتیاج نبود بازی خود را با بازیگران دیگر ، هم سطح کنم یا در بعضی از قسمت های نمایش در بده بستان فکری چهار بازیگر دیگر قرار بگیرم و در عین جمع بودن و کار گروهی می توانستم یک فردیتی را در بازی و نقش خود حفظ کنم .

بازخورد و واکنش مخاطبان را نسبت به اجرای “مترسک“ چگونه ارزیابی می کنید .

گروه اگزیت روابط تنگاتنگی با مخاطبانش دارد و همیشه نظرات تماشاگران برایمان مهم بوده است. همیشه از انتقادات و نگاه تیزبین شان برای بهتر شدن کار استفاده کرده ایم و از تعریف و تمجیدهایشان هم برای اجراهایی با قدرت بیشتر انرژی مضاعفی گرفته ایم. تا امروز که در اواسط اجراهایمان هستیم اکثر تماشاگرانی که بعد از اجرا یا درصفحات مجازی ، نظراتشان را گفته اند ، لطف زیادی به نمایش “مترسک داشته اند و راضی از تامل و تفکری که در ذهنشان به وجود آمده از سالن بیرون رفته اند .
لینک این گفتگو در سایت تئاتر فستیوال:
http://theaterfestival.ir/مصاحبه-غزال-کنعان-پناه-نمایش-مترسک/
گروه اگزیت و مهرداد که نمرشون بیسته. اما خانوم کنعان عزیز قضاوت رو به مخاطبا باید بسپورین. به شخصه به زودی به تماشای نمایش شما خواهم نشست و اون موقع شاید بشه بهتر راجع به این بخش از عرایضتون که فرموده بودین: «بله درست است. جنس بازی من با بازیگران دیگر این ... دیدن ادامه » نمایش متفاوت است ...» قضاوت کرد. چون اساسن اگزیت روال کاریش همکاری با بچه‌های مستعد اما شناخته نشده و در مسیر گذار کم‌تجربگی به پختگی هستن.
راستش به عنوان یکی از مخاطبای کارای اگزیت که در چند سال گذشته اغلب مردادماه هر سال یک اجرا دارن؛ پاشنه آشیل اگزیت که البته قابل تحلیل و دفاع هست همین تیم بازیگری‌شون هست. وگرنه کم‌نظیر و یه جورایی بی‌نقص هستن. با این حال خیلی ناامید نیستم و بعید هم نمی ‌دونم که اینبار جهش و پیشرفت قابل اعتنایی داشته باشه تیم بازیگری و به خصوص شما با فرمایشی که گفته بودین. براتون آرزوی درخشش و حرکت در مسیر اثرگذاری در تئاتر رو دارم.
۲۳ مرداد ۱۳۹۷
خانم کنعانی بسیار خوشحالم از هم‌کلامی با شما. در همون نوشته از قضا گفتم که: «ناامید نیستم و بعید هم نمی ‌دونم که اینبار جهش و پیشرفت قابل اعتنایی داشته باشه تیم بازیگری» و همچنین اضافه کرده بودم: «به شخصه به زودی به تماشای نمایش شما خواهم نشست و اون موقع ... دیدن ادامه » شاید بشه بهتر قضاوت کرد.»
راستش بی‌تعارف باور دارم که شما با تمام توان و قدرتمند روی سن ایفای نقش می‌کنید؛ اینو از روی شناختم از کارگردان استثنایی و البته گروه اگزیت عرض می‌کنم.
خدا قوت می‌گم بابت هنرنمای‍ی‌تون در نقشی که ایفاگر اون هستین و تبریک می‌گم بهتون بابت بازخوردا و تعاریف متفق‌القول مثبت تماشاگرای این نمایش که در تیوال مستند وجود داره. مبادا سوءتفاهمی پیش بیاد و جیک‌جیک‌های فاقد اعتنا همچون نطق من از قدرت و شکوه اجراتون بکاهه. هرچند ممطئنم با بینشی که در شما از طریق مطالعه مصاحبه‌تون دیدم، انتقاد شما را قدرتمندتر می‌کنه.
۲۳ مرداد ۱۳۹۷
ای جان و دلم غزاله جانِ زیبا.
چقدر خوشحال شدم از دیدن کامنتت ، خوشحالی غیر قابل وصف.
بهترین ها رو برای تو آرزو میکنم، تویی که بهترینی.
دوستت دارم و موفقیتت آرزومه.
۲۳ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از بهترین نمایش هایی که دیده بودم. خیلی دوست داشتم. ممنون از آقای خامنه ای عزیز
نقش خانم راهبه رو خیلی دوست داشتم:) عالی بودن تک تکشون... و حتما به همه دوستام پیشنهاد میکنم که این نمایش رو از دست ندن.
خدایا باورم نمیشد که عکاس تو سالن نبود. همش میگفتم خدایا شکرم :)))
سلام خانم زارعی عزیز
خواهش می‌کنم. ممنون از شما که تشریف آوردید و بسیار باعث خشنودی ماست که از کارمان راضی بودید.
۱۸ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیااااااااااااااار عالی. محتوا ،اجراها و...
خیلی خوب بود.بسیار لذت بردم (اگه مسیر دور نبود یا ساعت اجرا زودتر بود مجدد میرفتم)
حیف واقعا این نمایش رو از دست داد.
مرسی اقای کارگردان-مرسی بازیگران و.. همه ی عوامل خسته نباشید
واقعا جای تشکر مجدد داره بابت اجراهای ان تایم-حضور کارگردان و قیمتهای متنوع بلیط نمایش-واقعا دست مریزاد
سلام خانم فضل‌الهی
خواهش می‌کنم. ممنون از شما و لطفی که به ما دارید.
به امید دیدار
۱۸ مرداد ۱۳۹۷
سلام جناب بولو
آن کاغذ پارسال را تبدیل به شاسی ۵۰ در ۷۰ کردیم و همه روزه پس از شروع نمایش مورد استفاده قرار می‌گیرد :-)) اگر منظورتان را درست متوجه شده باشم (در مورد تأخیر ورود مخاطبان)
۱۸ مرداد ۱۳۹۷
سلام جناب خامنه‌ای
چقدر عالی. حالا که اون پیام شکیل‌تر به معرض دید گذاشته شده مرزهای تشکر باز هم جابجا می‌شه :)) البته کم‌لطفی معدودی از عزیزان بیشتر جای گله خواهد داشت.
ممنون از شما و گروه محترم.
۱۸ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار زیبا و پر محتوا و البته پر از حرف، فردا برای بار دوم‌ به تماشا خواهم‌نشست
سلام جناب مرتضوی
ممنون از لطف شما. قدمتان به روی چشم و به امید دیدار.
۱۸ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در یک کلام فوق العاده بود.. یک سر و گردن بالاتر از تمام نمایش های این روزها.. عمیق و پر از حرف.. خسته نباشید به تمام عزیزان
سلام آذر گرامی
ممنون از حضور و لطف شما.
۱۵ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید