تیوال نمایش من موجودی احساساتی هستم، رازهای دختران جهان
S2 : 20:42:20
  ۰۳ تا ۲۹ دی ۱۳۹۶
  ۱۸:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۵,۰۰۰، ۱۰,۰۰۰، ۲۰,۰۰۰ و ۲۵,۰۰۰ تومان

: ایو انسلر
: شیرین میرزانژاد
: مهرداد خامنه‌ای
: فرشته حسینی
: گروه تیاتر اگزیت- نروژ

: شیرین میرزانژاد
: مریم جعفری
: شقایق قاسمی
: نسرین احمدی
: علی سالکی
: علی وثوقی

تلفن رزرو:
۰۹۱۲۸۰۵۷۶۰۴

وبسایت

وبسایت به زبان انگلیسی


با وارد نمودن کد mojud۱ با بهای ۵.۰۰۰ تومان
با وارد نمودن کد mojud۲ با بهای ۱۰.۰۰۰ تومان
با وارد نمودن کد mojud۳ با بهای ۲۰.۰۰۰ تومان
بدون وارد نمودن کد با بهای ۲۵.۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش من موجودی احساساتی هستم، رازهای دختران جهان / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» رازهایی درباره دختران جهان

» افتتاح دو نمایش با حضور فعالین حقوق زنان/ قرائت پیام برایان جونز در مراسم افتتاح دو نمایش

» «مارکس در سوهو» و «من موجودی احساساتی هستم » در خانه موزه استاد انتظامی

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان اندرزگو (قیطریه)، شرق به غرب، روبروی بلوار کاوه، خیابان احمدی، پ۲۸
تلفن:  ۲۲۳۹۰۳۲۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
تغییر رو میفروشن و انقلاب رو سود آور میکنن
جناب لهاک گرانقدر چه خوب که یادی کردید از این دیالوگ های پر مغز انسلر...درود به شما
۰۳ شهریور ۱۳۹۷
جناب ابرشیر عزیز
ممنونم از لطف و توجه شما
۰۳ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چطوری که همیشه برای کشتار پول داریم ولی برای درمان نه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیز تیوالی من،
تله تئاتر نمایش «من موجودی احساساتی هستم: رازهای دختران جهان» در یوتیوب در اختیار شما می‌‌باشد
https://youtu.be/tjiDWsArEew
و یا در آپارات به آدرس:
https://www.aparat.com/v/9MdoC
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گزارش گیشه نمایش من موجودی احساساتی هستم

مجموع مخاطبان تیوال: ۶۱۹ نفر

فروش بلیت در سایت تیوال: ۷،۴۵۰،۰۰۰ شامل:
۱۸۴ بلیت ۲۵ هزار تومانی
۳۰ بلیت ۲۰ هزار تومانی
۴۵ بلیت ۱۰ هزار تومانی
۳۶۰ بلیت ۵ هزار تومانی

فروش بلیت حضوری در گیشه: ۱،۴۰۰،۰۰۰ تومان شامل:
۱۸ بلیت ۲۵ هزار تومانی
۱۱ بلیت ۲۰ هزار تومانی
۴۶ بلیت ۱۰ هزار تومانی
۵۰ بلیت ۵ هزار تومانی
۱۱۴ ... دیدن ادامه » نفر میهمانان گروه و سالن

مجموع مخاطبان نمایش در ۲۳ اجرا: ۸۵۸ نفر

مجموع فروش گیشه: ۸،۸۵۰،۰۰۰ تومان
درآمد خالص پس از کسر ۳۰‎٪ سهم سالن و ۹‎٪ مالیات ارزش افزوده: ۵،۶۳۷،۴۵۰ تومان
*مطابق روال معمول گروه تئاتر اگزیت، درآمد حاصل از فروش بلیت نمایش به طور کامل به بازیگر نمایش تعلق خواهد گرفت.
گروه شما، عجیب دوست داشتنیه.
موفق باشید...
۰۱ بهمن ۱۳۹۶
ممنونم ازت رضای عزیز
۰۲ بهمن ۱۳۹۶
جناب حیدری عزیز
لطف ‌و نگاه مثبت شما کاملا مشهود است و اصلا سوءتفاهمی نبود. از همفکری و پشتیبانی شما نهایت تشکر را می‌کنم.
۰۳ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
و در این دشت سیاه
هرکه آواره‌ی دردی که نه درد دگری ست
هرکه می‌پندارد تنها اندیشه به خورشید سپردن هنری‌ست
و نمی‌اندیشد:
به صداقت‌های لازم «کار»
و رسالت‌های تازه‌ی «عشق»
هرکه می‌گوید:
با شب سحریست
و به گلگشت منافع به درازای شب و مرگ سحر می‌کوشد


همراهان و دوستان گروه تئاتر اگزیت،
سلام
۲۹ دی‌ماه ۱۳۹۶ اجرای دو نمایش «من موجودی احساساتی هستم» و «مارکس در سوهو» پس از یک ماه اجرا به پایان رسید. از طرف تمام اعضاء گروه تئاتر اگزیت از همراهی، انتقادات و پشتیبانی شما دوستان گرامی تشکر می‌کنم و دست‌تان را به گرمی می‌فشارم، چرا که سرمایه‌ی ارزنده‌ی گروه ما مخاطبانش هستند. تلاش کرده‌ایم که صحنه‌ی تئاتر مجالی باشد برای اندیشه و به دور از بازار تجارت و شکاف طبقاتی که احترام به مخاطب در آن اصل اول باشد. امید داریم که در این مسیر با همراهی شما ... دیدن ادامه » مخاطبان گرامی با پایداری و نیرویی دوچندان از شما بیاموزیم و برای شما کار کنیم.
میخواستم اینجا بخشی از مونولوگ این نمایش رو بنویسم ولی دیدم این پاراگراف از متن گروه اجرایی درباره ایو انسلر بهتر و ماندگارتره:

"به نظر انسلر، گویی یک دستور جهانی، خانوادگی، اجتماعی و مذهبی فارغ از طبقه اجتماعی برای فرمان‌برداری زنان وجود دارد. دختران محلات ثروتمندنشین شهرهای بزرگ به خودشان گرسنگی می‌دهند تا یک جور خاصی به نظر برسند. دختران در کنیا مجبور می‌شوند تن به ناقص‌سازی جنسی بدهند. دختران در اسراییل اگر به ارتش ملحق نشوند، قسمتی از آن فرهنگ نیستند. پایبندی دختران به خشنود کردن دیگران مورد انتظار است. ۷۴ درصد از دختران مصاحبه‌شونده، اذعان کردند که همواره و در هر زمانی به خشنود کردن دیگری فکر کرده‌اند. انسلر به چالش کشیدن عمل «خشنودسازی دیگران» را به عنوان یک اعتراض نسبت به این پدیده می‌داند. او به یک واقعیت دیگر اشاره می‌کند، ... دیدن ادامه » اینکه در حال حاضر از هر ۵ دختر آمریکایی که در رابطه هستند، یکی از آنها با ضرب و شتم شریکش مواجه می‌شود. این اتفاقات در قرن بیست و یکم روی می‌دهد. برای خشنود نگه داشتن دوست‌پسر یا شریک.. اگر با این شرایط کنار نیایی دیگر دوست پسر نخواهی داشت و تنها خواهی ماند. در واقع هویت اصیل، عاملیت و ارزش‌های وجودی‌تان را برای رضایت دیگری فراموش می‌کنید.."
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«تو» منهای «اصالت» یعنی درد!
گفتگوی فرشته حسینی با روزنامه سایه(مصطفی رفعت) به بهانه اجرای نمایش من موجودی احساساتی هستم.
پنجشنبه ۲۸ دی‌ماه

از اجرای «من موجودی احساساتی هستم؛ رازهای دختران جهان» پس‌از قریب‌به یک‌ماه چه‌چیزی با شما مانده است؟
این‌کار به‌لحاظ حسی برایم کار دشواری بود. یک‌جورهایی بعدازاین‌شب‌ها انگار نسبت‌به موضوعات مطروحه در نمایش، حساس شده‌ام؛ به‌طوری‌که در اطرافم در جامعه وقتی رفتارهایی نامناسب را نسبت‌به‌زنان می‌بینم، عصبی می‌شوم. دلم می‌خواهد مدام با دخترها درباره این‌مضامین حرف بزنم.

فکر می‌کنید نمونه‌های ارائه‌شده ازسوی خانم ایو انسلر واقعی‌ست یا اغراق شده‌اند؟
اینکه می‌پرسید، سوال بعضی‌ازمخاطبان بعداز تماشای کار نیز بود و می‌گفتند مگر می‌شود چنین اتفاقاتی رخ بدهد و آنها را بزرگ‌نمایی می‌دانستند؛ حتی برای خودم وقتی اوایل که متن را می‌خواندم، این‌سوال مطرح بود؛ اما زمانی‌که در اینترنت جست‌وجو کردم و درباره مواردی همچون کودکان کار در چین یا حوادثی که در کنگو رخ می‌دهد، خواندم، دیدم که چه فجایعی در جهان درجریان است. نمونه‌های دم‌ِدستی اینها را می‌توان در اطرف خودمان هم دید؛ مگر کودک کار کم داریم؟ مسئله اینجاست که وجود چنین‌رویدادهایی در دنیای امروز و در جوامع مدرن، تاسف‌بار است.

اگر قرار بود نمایش یک‌نفره نبود و شما تنها نقش یکی‌از‌شخصیت‌ها را بازی کنید، کدام کاراکتر را انتخاب می‌کردید؟
ترجیح خودم درآن‌شرایط همان کودک کار چینی‌ست. بچه‌های پرتعدادی هرروز در جهان از دنیا می‌روند یا به اشکال‌ِ‌مختلف، مورد سوءِ‌استفاده قرار می‌گیرند. بچه‌هایی‌که در سیستم‌های سرمایه‌داری مجبور به کارهای سخت و طولانی هستند و هیچ آینده و آرزویی برای خود نمی‌بینند. اساسا با کودک کار و شخصیت باربی در این‌اپیزود، حس عجیبی پیدا کردم. نگاه کنید چقدر از زن‌ها و دختران در رویای باربی‌شدن هستند و می‌خواهند با لاغرترشدن؛ به‌هرقیمتی یا انجام جراحی‌های مختلف زیبایی، تغییر کنند. انگار آنها هم تحت‌ِفرمان سیستم بزرگ‌تری در پروسه‌ای دردناک افتاده‌اند تا خودشان را به مفهوم زیبایی‌ای که جامعه تعریف کرده، نزدیک کنند. مسیری‌که درآن می‌تواند اتفاقات بسیاری برای‌شان بیفتد و مورد بهره‌کشی‌های مختلفی قرار گیرند. درحالی‌که لازم نیست الزاما باربی باشید تا پسندیده شوید یا در نگاهی انسانی، درست و عقلانی، اصلا چرا باید پسندیده شویم؟ هرکسی زندگی خودش را دارد و قرار نیست برای رضایت و خوش‌آمد دیگران تغییر کنیم. مگر ما نباید برای خودمان زندگی کنیم؟ مگر ماهیت و شخصیت ‌زن خوب و موفق، در پسندیده‌شدن خلاصه می‌شود؟

این شخصیت‌ها هریک اهمیت خود را به‌لحاظ پرداخت دارند و این‌طور نیست که بگوییم دغدغه یکی‌ازآنها پررنگ‌تر و اهمیت دردشان، بیشتر است؛ وقتی قرار شد همه آنها را بازی کنید، حس نکردید ممکن است، تداوم حسی‌تان بشکند و نقشی به‌هرعلتی از سایر نقش‌ها بیشتر دیده شده یا نقشی به‌علت پرداخت ضعیف‌تر در بازی، قربانی سایر شخصیت‌ها شود؟ به‌عبارتی نگران نبودید به‌خاطر تغییر سطح بازی شما، اهمیت موضوعی یکی یا تعدادی از شخصیت‌ها کمرنگ بماند؟
راستش این‌کار اساسا برای من کار سختی بود و فشار زیادی به‌من آورد. نمی‌دانم مخاطب چه برداشتی از تمام شخصیت‌ها داشته اما بی‌شک هرکسی بسته به درون خودش یا تجربه‌هایش، با یکی یا تعدادی‌از‌آنها فارغ از ملیتی که دارند، تنها به‌واسطه موضوعیت دغدغه‌شان، احساسی از نزدیکی را داشته. اینها مسائلی جهانشمول هستند که در هر جغرافیایی رخ می‌دهند. دخترانی نمایش ما را دیده‌اند و گفته‌اند که با مثلا اپیزود قاهره و آن سبک زندگی امری و دستور‌های محدودکننده، حس قرابت داشته‌اند. کسی هم ممکن است موضوع آزار جنسی برایش پررنگ‌تر باشد. من خودم هم همین‌طور شخصیت‌ها را دیدم و حس می‌‌کنم کم‌وبیش تلخی رویدادهایی که برآنها گذشته را درون خودم حس کرده‌ام؛ پس، در ارائه آنها به خودم هم رجوع کردم. اگر نگاه کنید آنها را با یک‌لحن صحبت کرده‌ام یا خیلی تفاوت ظاهری و بیرونی در بازی‌شان نگذاشته‌ام؛ چون هر هشت دختر می‌توانستند و می‌توانند که یک‌نفر باشند.
این ... دیدن ادامه » موضوع در لباس هم هست. اینکه هشت شخصیت با یک لباس بازی شده مانند این است که اتفاقی که برای هریک‌ازآنها رخ داده می‌تواند برای سایر شخصیت‌ها هم پیش بیاید؛ مانند جمله‌ای که در خود متن هم هست که باور اشتباه را دور بیندازید اگر فکر می‌کنید این ممکن است برای شما اتفاق نیفتد...
دقیقا همین است. بعضی‌ها پرسیده‌اند چرا سعی نکردی در هر اپیزود و هر مونولوگ، لباسی دیگر به‌تن کنی. اما واقعیت این است، اگر شخصیت کودک کار در متن، یک دختر چینی درنظر گرفته شده به‌این‌معنا نیست که در کشور دیگری این‌معضل وجود ندارد. یا دختری که ازدواج اجباری دارد؛ فقط مختص یک جغرافیای خاص نیست. همه آنها می‌توانند جای هم، این رویدادهای ناگوار را تجربه کنند.

برای طرح ظاهری لباس فکر کرده بودید؟
قصدمان این‌نبود که برای این‌دخترها عزاداری کنیم و به‌همین‌علت، لباس تیره را حذف کردیم. ممکن است با دیدن حال هر‌یک‌از‌این‌دخترها احساس دلسوزی هم منتقل شود؛ اما قصد ما ارائه کاری برای دلسوزی و ترحم نبود؛ بلکه آگاهی‌رسانی درمورد حقایقی بوده که هست و باید به آنها توجه کرد. ضمن اینکه قرار بود نشان دهیم این‌شخصیت‌ها زنده‌اند و مابه‌ازای بیرونی دارند؛ پس می‌توانند لباسی با رنگ شاد بپوشند و اسپرت و رها دیده شوند؛ اما دلیلی نیست که دچار مخمصه نشوند. این‌رنگ‌بندی و طراحی کمک می‌کرد تا قدرتمندبودن این‌شخصیت‌ها را هم نشان دهیم. همه آنها سرشار از حس و البته با روحیه‌ای مقاوم هستند. این‌را هم بگویم که لباسی را انتخاب کردیم که عمده دختران جوان و نوجوان در هر کشوری ممکن است به‌تن کنند و دیگر منحصر به محدوده خاصی نمی‌شد.

فکر می‌کنید نمایشی به‌سبک مونولوگ می‌تواند روشنگری کند یا اگر شیوه‌ای داستانی مانند نمایش‌های مرسومی که مخاطب این‌روزها به‌‌آن عادت کرده، برایش درنظر می‌گرفتید، موثرتر بود؟
این‌کار چیزی شبیه ارائه یک مانیفست است و اساسا بهترین‌روش برای ارائه آثار انسلر، همین‌شیوه است. کمااینکه هدف گروه نمایشی اگزیت هم همین است؛ یعنی کارهایی‌که برمبنای حضور بازیگر و صحنه می‌چرخد؛ نه آکسسوار و طراحی لباس آنچنانی و موسیقی و نور و... سبکی‌ست که همه‌مان به‌آن معتقدیم و دوستش داریم. من آن‌اوایل که وارد عرصه نمایش شدم، همیشه حس می‌کردم که تئاتر باید زیبایی بصری داشته باشد؛ اما بعد دیدم که اصل نمایش، چیز دیگری‌ست. حالا در کاری مانند رازهای دختران واقعا چه‌جایی برای زیبایی بصری می‌ماند؟ این‌همه اتفاق و حس تلخی که در کار هست را کدام عنصر می‌تواند زیبا کند و ما قصدمان نمایش رنج این‌آدم‌هاست؛ نه نمایش زیبایی بصری رنگ و نور و دکور و... مخاطب باید این‌تلخی را ببیند. نمی‌شود در فضایی خوش‌رنگ‌ولعاب، به مفهوم درد رسید. بعضی‌ها کامنت گذاشته بودند که خسته شدیم از نوع کار؛ موضوع این است که خستگی مخاطب در برابر رنجی که واقعیت این‌دخترها به آنها پرداخته شده، اصلا کجا قرار می‌گیرد؟ دیگر به‌نظرم بازار نمایش، از کارهای لوکس با دکورهای جذاب و... پرشده و زیاد هم درآن‌فضا کار ساخته‌اند. مهم در نمایش، ارتباط با تماشاچی‌ست و افتادن آن‌اتفاق که تلنگری به ذهنش بخورد.

بااینکه نمایش، پتانسیل مونوتون‌شدن را داشت و فاقد عناصر نمایش‌های روتین بود؛ اما مخاطب را درگیر می‌کند و ازسمت تماشاچی پس زده نمی‌شود. جدای از متن درگیرکننده، شما و کارگردان چگونه این‌مسیر دشوار را هدایت کردید؟
متن، قوی‌ست و به‌خوبی می‌تواند تماشاگر را نگه دارد؛ اما نگاه درست آقای مهرداد خامنه‌ای؛ کارگردان نمایش هم نقش مهمی داشته و البته من‌هم کوشیدم شیوه درستی برای اجرای بهتر پیدا کنم. شاید یکی‌از‌عواملِ موثر دراین‌نکته که می‌گویید، به ‌انتخاب من ازسوی کارگردان برمی‌گردد؛ شاید اگر دوست دیگری از گروه‌مان این‌نمایش را بازی می‌کرد، این‌حس را نداشت. منظورم توانایی بازی نیست؛ منظور پذیرش ازسوی مخاطب است. آقای خامنه‌ای به‌من می‌گفت به‌رغم خشونتی که در بازی داری؛ اما درنهایت، آرامشی در نگاه و چهره‌ات هست که نمی‌گذارد مخاطب با شنیدن مانیفست‌های مداوم و امر‌کردن و تشرزدن‌هایت، تو را پس بزند. شاید اگر این‌نقش‌ها خشن‌تر بازی می‌شد یا آنها را مستندتر ارائه می‌‌دادیم، نمی‌توانست ارتباط خوبی با مخاطب بگیرد. این به کاریزمای بازیگر هم بازمی‌گردد. البته من نمی‌‌گویم که آنها را کاملا بی‌نقص بازی کردم؛ اما طراحی بازی به‌شکلی‌دیگر، شاید این‌نتیجه را نداشت.
وقتی کار به‌شما پیشنهاد شد، نترسیدید ممکن است به‌خاطر نوع کار، مخاطب کمتری به‌تماشای آن بنشیند یا درطولِ‌اجرا خسته شود و بازخوردهای منفی بگیرید؟
چرا ترسیدم؛ اما نه به‌این‌خاطر. به‌هرحال می‌دانستم سبک کار طوری نیست که مخاطب گسترده‌ای داشته باشد. من، به‌خاطر تخمین توانایی‌ام در درآوردن نقش‌ها کمی مکث کردم و به آقای خامنه‌ای گفتم اجازه می‌خواهم درباره‌اش فکر کنم. وقتی متن را خواندم، حس کردم اندکی از تجربه‌های دخترها در خودم هست؛ پس می‌توانم راحت‌تر آن‌را درک و حفظ کنم. برایم مهم بود که قصد داریم چه‌چیزی را بیان کنیم. حتی اگر قرار بود ۱۰ نفر بیایند و کار را ببینند؛ اما از میان آنها یک‌نفر هم حس کند باید تغییری مثبت در زندگی‌اش بدهد یا یک‌مرد حس کند چه رنجی را خواسته یا ناخواسته به زنی در جامعه تحمیل می‌کند، برایم کافی بود. فکر می‌کنم کارکردن به‌این‌شیوه و بااین‌نگاه، ارزشش را دارد. دختران زیادی مورد آزار جنسی ازسوی اعضای خانواده یا فامیل قرار می‌گیرند؛ اما جرئت حرف‌زدن درباره‌اش را ندارند. می‌خواستیم به آنها بگوییم که نترسید و حرف بزنید؛ شما مقصر نیستید و نباید ازاین‌مسئله خجالت بکشید. شخصی که آزار رسانده باید از عمل زشت خود خجالت‌زده باشد. دوست داشتیم مردی‌که کار را می‌بیند، یاد خواهر، مادر یا همسرش بیفتد و اینکه چطور می‌شود جامعه سالم‌تری داشت. هدف ما این‌بود که بگوییم خانم عزیز! اگر قربانی نگاه بد جامعه شدی، حرف بزن؛ نه‌اینکه با سکوت و پنهان‌کردن، قربانی مضاعف شوی. من از نگاه مخاطبان متوجه می‌شدم که این‌پیام‌ها و پالس‌ها را گرفته‌اند؛ حاضرم شرط ببندم!

سخت‌ترین مونولوگی که دراین‌کار داشتید، کدام بود؟
برای خودم مونولوگ دماغ. راستش این‌موضوع که حتی خانواده‌ات چهره تو را بخواهند تغییر دهند تا مطلوب‌تر شوی، اعصابم را به‌هم می‌ریزد. خانواده تنها جایی‌ست که تو باید امنیت روانی لازم را داشته باشی. اگر آنها هم تو را طرد کنند و بگویند که با مثلا عمل بینی، چهره بهتری داری؛ انگار آنها هم تو را بی‌قیدو‌شرط پذیرا نیستند و این، ‌دردناک است. من نمونه‌های زیادی در آشنایانم دیده‌ام که به‌زور می‌گویند بچه‌شان باید فلان عمل زیبایی را انجام دهد تا آینده بهتری داشته باشد؛ درحالی‌که بااین‌حرف‌ها و کنایه‌ها کم‌کم او را به سکوت و نابودی می‌کشانند. شاید متوجه نشوید و درظاهر چیزی نباشد؛ اما این‌فکر مدام در سر آن دختر خواهد بود. اینکه مدام به دختربچه‌ای بگویید تو چاق هستی و کسی تو را نمی‌خواهد، ممکن است او را در 15سالگی آن‌قدر سرخورده کنید که برود به‌سمت خودکشی. او را به‌این پرسش از خود می‌رسانیم که اصلا من چرا باید بااین‌ظاهر در دنیا وجود و حضور داشته باشم؟ این، مرا عصبانی می‌کرد؛ اما در نمایش باید آن‌را به شیوه دختری خونسرد و شوخ بازی می‌کردم؛ تناقضی از درون که برایم سخت بود.

فکر می‌کنید اگر قرار بود شما شخصیتی را به‌این‌موارد اضافه کنید، چه دغدغه‌ای را مطرح می‌کردید؟
راستش متن خانم انسلر، روایت 22 دختر با 22 معضل است که من 10تای آنها ‌را خواندم که درنهایت هشت‌مورد، مجوز اجرا گرفت؛ برایِ‌همین، نمی‌دانم کدام موارد بوده که بگویم خانم انسلر به آنها توجه نکرده است. اما درکل، شاید اگر به این‌مورد اشاره نکرده بود، حتما آن‌را اضافه می‌کرددم که چرا زنان را براساس نژادشان هم مورد تبعیض قرار می‌دهند؟ فرض کنید زنی سفیدپوست درکنار زنی سیاهپوست؛ بی‌شک زن سفیدپوست از احترام و رفتارهای محترمانه بیشتری در اجتماع برخوردار خواهد بود؛ درحالی‌که زن سیاهپوست، چنین نخواهد بود. اصلا نگاه کنید که چگونه بر پایه نژاد حتی می‌گویند که زنان فلان‌جغرافیا به‌درد روسپی‌گری می‌خورند یا برای فلان‌شکل از بهره‌کشی مناسب هستند. تبعیض نژادی همیشه دردناک است و درمورد زنان، دردناک‌تر.
شما خودتان به‌نوعی با ریشه افغان در اقلیت قرار می‌گیرید. ازسویی، یک‌زن هستید که به‌رغم همه شعارهای حاکی از برابری جنسیت، همچنان نابرابری را تجربه می‌کنید؛ حالا با این عامل محدودکننده ی تا به اینجای راه را چقدر سخت جلو آمده‌اید؟
راستش من تبعیض‌های احمقانه‌تری را هم دیده‌ام. برای‌ِمثال، به‌شخصه، بنا بر معیارهای زیبایی شناختی جامعه، مشمول گروه دختران افغان اما زیبا می‌شوم؛ درحالی‌که دوست من ممکن است به‌خاطر نداشتن آن‌معیارهای زیبایی‌شناختی در جامعه، زیبا به‌نظر نرسد و تنها یک دختر افغان محسوب شود. این‌نوع‌نگاه تبعیض‌گرانه، مرا خوشحال نمی‌کند؛ بلکه دردناک است. از دوران مدرسه تا همین‌امروز، همیشه این، چهره بوده که مهم بوده و گاهی فکر می‌کنم اگر چهره‌ام به‌شکلی‌دیگر بود یا اندک‌تفاوتی از صورت امروزی‌ام داشت، الان چه می‌کردم؟ آیا هنوز بازیگر بودم؟ اصلا کسی با من ارتباط برقرار می‌کرد؟ این وجهِ‌تمایز‌گذاشتن، خوب نیست. دیالوگ‌هایی مانند اینکه «وای چقدر زیبایی؛ اصلا به تو نمی‌‌آید که افغان باشی»؛ یعنی توجه به زیبایی تو درعین‌حال، نادیده‌گرفتن نژادت؛ یعنی «تو» منهای «اصالت» و این، دردناک می‌شود. کاش دست‌کم در نسل امروزمان این‌نگاه‌ها اصلاح شده بود. مگر آدم از جایی‌که در‌آن زندگی می‌کند، چه می‌خواهد؛ به‌جز احترام، پذیرفته‌شدن و امکان زیستن؟
فرشته ی جانم
راهت پر نور باد و جانت تندرست
:-)
۲۹ دی ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دارم منقرض میشم. گاو .. عقاب... دختر.. .
به بهترین شکلی که میتونست اجرا شد با بهترین متنی که میتونست مانیفست زنانگی در بهترین حالت این دنیا باشه..
ممنونم
ممنون از شما خانم مقدم
۲۷ دی ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود و سپاس بی کران نثار مهرداد خامنه ای عزیز که کردار و منشش ضد سرمایه داری است و نافی تضاد طبقاتی؛ از تخفیف سخاوتمندانه فروش گرفته تا خوش و بش دوستانه ایشان با تماشاگران.

بازی خانم حسینی هم که واقعا بی نظیر بود؛ من معمولا ذهنیت خوبی نسبت به مونولوگ ندارم ولی بازی خانم حسینی جوری بود که هر دفعه غافیلگیرت می کرد و مونولوگ به سخنرانی بدل نمی شد.

کار دیالکتیکی از اشک و لبخند بود و جالب اینکه هرکجا بردگی زن ناشی از یک عامل بیرونی و قاهرانه بود طعم تلخ اسارت خوره روح بود و هر کجا که این بردگی ناشی از انتخاب های سخیفانه خود زن بود با چاشنی طنز همراه بود. در واقع اثر به خوبی نمایان می کرد که عامل ظلم به زنان تنها عوامل بیرونی و مردان نیستند و گاهی این خود زنان هستند که با انتخاب های خویش و ناخودبودنشان به این ظلم و بردگی دامن می زنند.
مضمون فمنیستی ... دیدن ادامه » اثر به بهترین نحو ممکن به مخاطب القا می شد و گاهی به اندازه ای بود که خودت را در این پیوستارِ ظلم به زنان نیز مقصر می پنداشتی؛ البته هر کس به سهم خود، با این وجود سرتاسر اثر فریادی بود برای این خواسته که «من می خوام خودم باشم پس اصالتم را به اسارت بدل نکنید».

به نظرم بر هر فردی واجب است که این اثر را یکبار در تئاتر زندگی کند.

تحسین و تشکر کمترین تحفه ای است که می توان نثار آقای خامنه ای و خانم حسینی کرد!
امیدوارم این کارم تمدید بشه، اینقدر برنامه هام تو این هفته پیچیده به هم که اصلا نمیدونم کدوم کار رو اولویت بدم...:|
۲۷ دی ۱۳۹۶
سپاس از شما ☘️
۳۰ دی ۱۳۹۶
ببخشید این نمایش تمدید شده ؟ یا امکان داره دوباره دوره ی اجرا داشته باشه ؟ متاسفانه دیر در مورد این نمایش خبر دار شدم
۰۱ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش، به نویسندگی: ایو انسلر و کارگردانی: مهرداد خامنه‌ای، از چهارشنبه ۲۷ تا جمعه ۲۹ دی، هم اکنون آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ما دیشب به تماشای این نمایش نشستیم ...
واقعا خسته نباشید میگم به فرشته حسینی عزیز ... واقعا با تسلط کامل اجرا کردن ...
و خسته نباشید میگم به آقای خامنه ای که واقعا کارگردانیشون عالی بود ...
.
فقط به نظرم بهتره که ده دقیقه بعد از شروع نمایش درب های سالن بسته شه چون نمایش مونولوگ هست تمرکز بازیگر و حتی تماشاچی ها بهم می خوره
باز هم ممنون از همه چی :)
خواهش می‌کنم رستگار گرامی
ممنون از لطف شما.
حقیقتش در مورد تاخیر مخاطبان من هم هرشب در کنار دوستان تماشاچی می‌نشینم و فکر می‌کنم ؟ امیدم بر این است که مخاطبان نمایش‌های ما خود برای کار ما و تئاتر روزی آنقدر ارزش قائل باشند که تاخیر نکنند چرا که ما ... دیدن ادامه » در گروه اگزیت هیچگاه تحت هیچ شرایطی نمایش‌هایمان را با تاخیر آغاز نمی‌کنیم - حتی یک دقیقه.و این به خاطر احترامی است که برای شما قائلیم.
۲۱ دی ۱۳۹۶
خیلی ممنون از لطف بی‌دریغ شما. بودن دوستان عزیزی چون شما در کنار ما باعث دلگرمی و افتخار است.
۲۳ دی ۱۳۹۶
سلام ممنونم از شما آقاى رستگار گرامى.
و من هم مثل شما و آقاى خامنه اى عزیز ،امیدوارم که براى این موضوع ( تاخیر کردن) فکرى بکنن خودِ مردم و ارزش قائل بشن براى هم ما و هم شخص خودشون و هم عزیزانى که همیشه به خاطر این موضوع اذیت میشن.
۳۰ دی ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.. این خیلی جالبه که همه دخترانی که باربی ها رو میسازند از گشنگی رنج میکشند و همه دخترانی هم که باربی ها رو میخرند برای اینکه مثل باربی ها بشوند به خودشون گرسنگی میدهند،،

اکثر دیالوگهای پر حس و قوی کار ماندگار بودند
Nimble
با سلام
سخن کوتاه...!
سطح انتخاب کار، سطح فکر و شعور، دغدغه های مهرداد خامنه ای، اهداف او، تاثیر گذاری ذهن او بر بازیگرش، تاثیر گذاری بازیگرش بر بینندگان با احترام به تمامی کارگردانان از نظر بنده حقیر قابل قیاس نیست!
کارهای مهرداد را نمی توان یک بار دید و به سادگی از کنارش گذشت. کارها سنگین، حرف ها سنگین و جرات او مثال زدنی است...
شمایی که کارهای او را ندیده اید حق دارید که منظور من را متوجه نشوید...
من هر وقت به مهرداد خامنه ای فکر می کنم این جمله در ذهنم نقش می بنده:
((هرچند او در زمان حیاتش در گمنامی به‌سر می‌برد و در تمام طول عمر خود تنها یک تابلو، یعنی تاکستان سرخ را فروخت، اما اکنون به‌عنوان یکی از تأثیرگذارترین نقاشان قرن نوزدهم در جهان شناخته می‌شود.))
در سال گذشته بیش از 40 تاتر دیدم.
سرکار خانم فرشته حسینی شما تواناترین، تکنیکی ترین و بازیگر ... دیدن ادامه » محبوب من هستید. همواره نزد دوستان از شما تعریف می کنم و دوستان را تشویق به خواندن بیوگرافی شما و تماشای بازی شما می کنم. تمامی فیلم هایی که بازی کردید را چندین بار تماشا کردم. چه نیک سختی ها را تحمل نمودید و در جوانی به پختگی رسیدید.
با آرزوی موفقیت برای شما و دیدن کارهای بیشتر از شما در سینما، تلوزیون و تاتر.

سید امیر ارجمند
1396/10/17
ممنون از این همه محبت شما و دستتان را به گرمی می‌فشارم. نگاه شما نسبت به کار ما باعث دلگرمی و افتخار ماست. در انجام وظیفه حتما در کنار دوستانی چون شما کوشا خواهیم بود.
۱۷ دی ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه نمایش، از چهارشنبه ۱۳ تا جمعه ۱۵ دی، هم اکنون آغاز شد.
مهرداد خامنه ای این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کنش‌گر کسی است که نمی‌تواند مبارزه نکند. انگیزه‌ی او معمولاً نیاز به قدرت یا پول یا شهرت نیست، بلکه در واقع کمی به جنون رسیده است؛ از مقداری بی‌عدالتی، مقداری ظلم، مقداری بی‌انصافی، به قدری که یک نیروی محرکه‌ی اخلاقی درونی او را وادار می‌کند تا دست به عمل زده و آن را بهبود بخشد.
ایو انسلر
تصمیم بگیر که می خوای دوستت داشته باشن یا تحسینت کنن
تصمیم بگیر که همرنگ جمع شدن مهم تره
یا فهمیدن اینکه اینجا چی کار می کنی
به بوسیدن باور داشته باش
برای لطافت بجنگ
هرچقدر می خوای اهمیت بده
هرچقدر دلت می خواد گریه کن
پافشاری کن که دنیا تئاتر باشه
درام رو دوست داشته باش
عجله نکن
با هر سرعتی که می خوای حرکت کن
به شرطی که سرعت خودت باشه.
((با هر سرعتی که می خوای حرکت کن
به شرطی که سرعت خودت باشه)) چه حس زیبا و انرژی با نگارش این جمله به من انتقال کردی تمامی انرژی های مثبت به سمتت روانه باد سپاس
۲۵ دی ۱۳۹۶
درود بر شما اردشیر عزیز از حسن انتخابت
۲۶ دی ۱۳۹۶
مهدی خان بزرگوار ممنون از لطف و همراهی همیشگی تان رفیق
۲۶ دی ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

با سلام
به اطلاع مخاطبان گرامى مى رساند، طرح بهاى بلیت نمایش من موجودی احساساتی هستم در راستاى اهداف گروه تئاتر اگزیت جهت حمایت از مخاطبان و فراهم آوردن امکان تهیه ى بلیت براى تمام مخاطبان از تمامى اقشار برقرار شده است. استفاده از کدهاى خرید هیچ گونه محدودیتى در انتخاب صندلى هاى سالن ایجاد نمى کند و مخاطبان در خرید بلیت با استفاده از هر یک از کد ها، در انتخاب تمامى صندلى هاى سالن آزاد هستند.
شیرین میرزانژاد
مسئول اجرایى گروه تئاتر اگزیت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش، به کارگردانی مهرداد خامنه‌ای، هم اکنون آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید