آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال فیلم‌تئاتر مخاطب خاص
S3 : 01:47:43 | com/org
خـریــــد
٪۳۰ تخفیف
۵۰ دقیقه
بها: ۱۰,۰۰۰ تومان
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
این نمایش رو سال ۹۲ در کافه ی تئاتر شهر دیدم اون سال ها بسیار برام جالب بود بازیگران خوبی داشت کار که از بین اونها آقای جواد نمکی مدتهاست خبری ازشون نیست امیدوارم باز ببینمشون روی صحنه ی تئاتر...کلا اجرای کافه ای متوسطیه اما برای من بسیار خاطره انگیز بود دیدن مجددش. ممنونم از سایت تیوال به خاطر قرار دادن این فیلم تئاتر
فرناز
درباره نمایش مخاطب خاص (برگه وابسته) i
میل توامان به بیهودگی و جاودانگی...
علیرضا تقی زاده
درباره نمایش مخاطب خاص (برگه وابسته) i
کار بی نقصی نبود اما ایده بی نظیری داشت. زندگی پر فراز و نشیب حمید سمندریان می تونه بستر مناسبی برای نوشتن نماینامه های نو و جدید باشه
manimoon این را خواند
مصطفی بیگ محمدی و امیر مسعود این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مصطفی بیگ محمدی
درباره نمایش مخاطب خاص (برگه وابسته) i
نقش آفرینی: بده بستان 3 بازیگر اصلی کار تا حد زیادی به بار نشسته بود. به شخصه جواد نمکی در نقش "حمید لبخنده" رو بیش از سایرین پسندیدم. بخصوص میمیک ها و دیالوگ های بی صدا(بخصوص صحنه جا زدن خودش به جای سمندریان و آلمانی حرف زدن و ...)ش خیلی به دلم نشست.
رضا مولایی در نقش "حمید سمندریان" به جز معدود فراموشی هایی که داشت، کمی یکنواخت بازی می کرد و واکنش های بعضا یکسانی رو در موقعیت های مختلف بروز می داد (مثلادست کشیدن مدام به سر و صورت) البته قطعا مقدار زیادی از این یکنواختی به خود نمایشنامه و نقش سمندریان بر می گشت و بر گردن ایشان نبود.

نمایشنامه: اینکه بازه ای از زندگی فردی "موثر" (توصیف جواد نمکی به نقش "حمید لبخنده" از سمندریان) در عرصه نمایش سوژه یک نمایش شود به خودی خود کنجکاوی برانگیز است و باید به عنوان منبع جدیدی از سوژه به فال نیک گرفت. انتخاب مدیوم تئاتر محیطی هم که بالطبع شیوه "فاصله گذاری" را در پی خواهد داشت، برای این نمایش کاملا هوشمندانه و بجا بود. اما شاید می شد با کم کردن تاکید در نیمه اول بر "نمایش در نمایش" بودنِ نمایش و طنازی مشدد با اینکه متن "میثاق" اصلی ماست و اینکه این"گفته" ها خود همه "نوشته" شده، از طراوت ایده نکاست. همچنین می شد از پتانسیلها و امکاناتی که این مدیوم ذاتا داراست (مثلا شرکت فعالتر مخاطب و خلق لحظه های بداهه) استفاده بیشتری کرد.
بستر داستانی اثر که توصیف اتمسفر رستوران و ایجاد تصویر ذهنی در مخاطب بود، به درستی انجام شده بود. داستانهای شیرینی که بخصوص حول محور حساب کردن صورت حساب ها نقل شد هم جذاب بود و هم کارآمد در امر تکمیل کردن تصویر ذهنی.
شخصیت های "حمید لبخنده" و "احمد آقالو" به اندازه و بجا و شیرین پرداخته شده بودند. فقط تکرار شوخی ... دیدن ادامه ›› پیدا کردن اسم کامل آشنایان سمندریان از روی اسم کوچکشان از شیرینی شوخی می کاست.
نقش "حمید سمندریان" بیش از "اندازه ی مناسب" فحش می داد.(هنوز چرایی فحش به شخص خبرنگار و شوک ناشی از آن در من مانده) البت منظور من نه اندازه اخلاقی که "دراماتیک" است. بدیهی است که خیلی مواقع برای خلق لحظات دراماتیک باید واقعیت به نفع دراماتیزه شدن اثر "قلب" شود. همچنین در سایر ابعاد این شخصیت نیز (اعم از لحن بیان، تیک ها و واکنش ها به سایر شخصیتها) یکنواختی زیادی دیده می شد.
شوخی دیرحاضر شدن غذا و اعلام های مدیر رستوران ("حمید لبخنده") به رغم تکرار شیرین بود.
تنها نکته آزاردهنده شاید صدای سهمگین و پیاپی برخورد سینی با کف آشپزخانه رستوران مذکور بود که گویا به شخصیت "محمد" که فاقد حضور تصویری بود، حضوری صوتی می بخشید.

لحظه ی منتخب: میمیک جواد نمکی وقتی که "احمد آقالو" می گه: "بت سازی نکنیم"!
دیالوگ منتخب: واقعا سخته که بین "هفت تومن و سیر داستانی!؟" ، "بخون عطارم خوبه.....یه تلاشایی کرده" و دیالوگ مربوط به "ابرهیم ادهم"، یکی رو انتخاب کنم.

ممنون از هوشمندی و ذوق ورزی نویسنده و کارگردان اثر و تلاش های به ثمر نشسته ی گروه بازیگری.

پ.ن: بانو هدیه تهرانی هم امروز به تماشای این اثر نشستند.
مانلی
درباره نمایش مخاطب خاص (برگه وابسته) i
رزرو بلیط نداره؟
مهدی ملک زاده این را خواند
نه
یه ربع زودتر اون جا باشی، بلیط هست
فقط سعی کن جزء اولین نفرا بری تو که انتخاب بیشتری برای نشستن داشته باشی.

manimoon..
۰۴ آبان ۱۳۹۲
ممنون manimoon عزیز
۰۴ آبان ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
حامد امیدی
درباره نمایش مخاطب خاص (برگه وابسته) i
در این شلوغ بازار تئاترهایی که خوب نیستن گاهی یه چیزه ساده عین یه فالوده بستنی خوشمزه دوباره تو رو میکشونه سمتش
و میری برای بار دوم مخاطب خاص رو به تماشا می شینی یه نوستالژی بازی برای قدیمیها و یه خاطره گویی برای نسلی که به راحتی چیزهایی را که به سختی بدست آمده را چوب حراج زده

ساده خوشمزه و کوتاه مثل یه فالوده بستنی البته من پسته توشو دوست ندارم :)
بله دوبار دیدم اما اگر دقت کنید به عنوان تئاتری که دوست داشتم انتخاب نکردم
این تئاتر فلسه تفکری خاصی اصلا پشتش نیست و از این باب اجرا همانست که باید باشد یک خاطره گویی لذت بخش همین
اگر از شنیدن شرح احوال گذشته دیگران البته به شکلی طنزگونه لذت می برید از این اجرا هم میتوانید لذت ببرید
۰۴ آبان ۱۳۹۲
خاطره گویی لذت بخش ....
ممنون . حتما میبینم
۰۴ آبان ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
شهاب الدین گلزارفر
درباره نمایش مخاطب خاص (برگه وابسته) i
وحید آقاپور:

سیر داستانی با 7000 تومن؟
مهدی ملک زاده و manimoon این را خواندند
مصطفی بیگ محمدی، علیرضا تقی زاده و فرناز این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
farhad riazi
درباره نمایش مخاطب خاص (برگه وابسته) i
چقدر ساده بود...چقدر زیبا بود...چقدر دلی بود...
زیباترین تئاتر محیطی که تا به حال دیدم...
روح پدر تئاتر ایران شاد...
الهه سمیعی
درباره نمایش مخاطب خاص (برگه وابسته) i
27 سال بعد استادی در دانشگاه ابراهیم ادهم را می خونه
ابراهیم یک دهم....
الهه سمیعی
درباره نمایش مخاطب خاص (برگه وابسته) i
حمید لبخنده :
بخون عطارم خوبه.....یه تلاشایی کرده...
خنده دار ترین جوکی بود که شنیده ام :-)
۰۱ آبان ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
الهه سمیعی
درباره نمایش مخاطب خاص (برگه وابسته) i
بت سازی نکنیم دیگه....
mostafa nasiri
درباره نمایش مخاطب خاص (برگه وابسته) i
آخ بذار کاااااااوه بیااااد همه چی درست می شه ......
کارو خیلی دوست داشتم .بغض کردم وخندیدم ..دمتنون گرررررم
۲۹ مهر ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
وحید عمرانی
درباره نمایش مخاطب خاص (برگه وابسته) i
نمایش «مخاطب خاص» برای من نمایش عزیزی است. از آنجایی که سالها آرزوی شاگردی استاد بزرگ تئاتر ایران؛ حمید سمندریان را در دل می پروردم و متأسفانه زمانی فرصت پیوستن به آکادمی تئاتر ایشان برای من حاصل گردید که استاد دیگر در قید حیات نبودند. اما کتاب «این صحنه خانۀ من است» که شرح حال ایشان به زبان خودشان و به همت شاگردشان افسانه ماهیان است را به دقت خوانده بودم و مطالب آن را به ذهن و دل و جان سپردم و هنگام تماشای این نمایش تمامی آن جریانات دوباره در ذهنم شکل می گرفت و مرا به تحسین، تأثر، لبخند و تفکر وا می داشت. همچنین حکایت هایی که استادانم محمودرضا رحیمی و حمید لبخنده از سمندریان بزرگ در سر کلاسها برای ما بیان می کردند، ذهنیت هایی را در من به وجود آورده بود که هر چند نتوانستم ایشان را از نزدیک ببینم و از محضرشان بهره ببرم؛ اما شرح احوالات و کارهای بزرگشان توسط شاگردان خلفشان به ما و بعدها توسط ما به نسل های بعدی منتقل خواهد شد و به قول خواجۀ شیراز؛ حافظ لسان الغیب:
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق / ثبت است در جریدۀ عالم دوام ما
ماجراهایی همانند اینکه با توجه به پیشنهادی که به ایشان مبنی بر تئاتر کار کردن در آلمان داده شد و حاضر شدند به ایشان و گروهشان سالنی را برای تمرین دائمی و اجراء در آلمان اختصاص دهند اما استاد نپذیرفت و گفت من باید اینجا باشم، بزرگی و عشق و تعهد ایشان را به وطن و مردمش می رساند. می خواست در ایران بماند و به مردم و فرهنگ و هنر کشور خودش خدمت کند. هر چند که سنگ اندازی های بسیاری بر سر راه ایشان انجام شد و در سی و چهار سال بعد از انقلاب به دلایل مختلف تنها چهار تئاتر توانستند بر صحنه ببرند؛ اما همان کارهای اندک خود به مثابۀ الگویی برای تمامی تئاتری های ایران در آمد و موجب فخر و مباهات مردم و هنرمندان ما گشت.
بازیگران این نمایش ضمن آشنایی با استاد و حالاتش و همچنین تحقیق هایی که در این زمینه انجام داده بودند، نقش هایشان را شیرین، پر جاذبه و قابل قبول ایفاء می ... دیدن ادامه ›› نمایند، هر چند که قصد کارگردان تقلید عینی از سه شخصیت حمید سمندریان، احمد آقالو و حمید لبخنده نبوده است. داستان نمایش بر می گردد به سال 1360 خورشیدی زمانی که استاد در حرکتی نمادین و آمیخته با اعتراض، کار اجرای تئاتر را تعطیل کرده و اقدام به باز کردن رستورانی می نماید که شاگردانش به عنوان خدمه در آنجا به کار می پردازند و ترجیح می دهند در کنار ایشان باشند. مثلاً احمد آقالو گارسون رستوران و حمید لبخنده مدیر داخلی آن می شود و همینطور پرداختن به داستانهای حاشیه ای که در دوران گرداندن این رستوران توسط استاد سمندریان به وجود می آید بررسی شده و در مورد جریاناتی که پیرو این موضوع پیش آمده و هنرمندانی که به آنجا رفت و آمد داشته اند صحبت به میان می آید.
آنچه مسلم است گروه اجرایی این نمایش، اذن نیافتند تا بدان گونه که می خواستند یعنی بدون متن و خلق الساعه و ایجاد فضاهایی در لحظه و مشارکت پر رنگ تماشاگر نمایش خود را اجراء کنند و ناگزیر بودند به استفاده از متن مکتوب و این خود آفرینشگر این اثر را از سقف هدفی که قصد داشته به عنوان ادای دین به استاد حمید سمندریان انجام دهد به دور داشته است؛ اما باز هم این نمایش کاری ارزشمند و درخور توجه و دوست داشتنی است از آن جایی که موضوع آن برای تمامی نسل های تئاتری ما عزیز، با اهمیت و در خور توجه است.
اما نمایش محیطی «مخاطب خاص» تنها فتح بابی می تواند باشد در راستای تولید آثار دراماتیک صحنه ای و امیدوارم بعدها فیلم یا سریال تلویزیونی و یا فیلم سینمایی دربارۀ زندگی بزرگ مرد تئاتر ایران، وگر نه نمایش حاضر بدین منظور اصلاً کافی نبوده و به تنهایی ادای دین به چنین شخصیتی را نمی تواند کامل و جامع به انجام رساند. این نمایش کوتاه به منزلۀ هشدار و آگاهی دادنی است راجع به اینکه ما موظفیم تا بیش از پیش به بزرگان خود در هر زمینه ای توجه داشته باشیم و تا چه اندازه پنانسیل گسترده برای تولید متون نمایشی مربوط به فرهنگ و هنر خودمان داریم و کار در این زمینه تا به امروز تا به چه حد مهجور و متروک باقی مانده است!
مجید مرادی
درباره نمایش مخاطب خاص (برگه وابسته) i
من الان حمید سمندریانم چی میگی...
شایسته دارابی
درباره نمایش مخاطب خاص (برگه وابسته) i
من خوشم اومد..فارغ از هر نقدی خوشم اومد...برای من حس نوستالژی این نمایش بر نقدش اولویت داشت...
همینکه بعد از سالها دوباره برای احمد آقالو اشک ریختم برام کافی بود..همین که این بار خیلی بیشتر از همیشه جاش رو در تئاتر خالی دیدم خیلی قلبم رو به درد آورد...
این نمایش خیلی چیزها رو می تونه برای بعضی از بازیگران و کارگردانان نوپا و غیر نوپا که به همه از بالا نگاه می کنن و فکر می کنن بهترینن و همیشه چرخ روزگار به کام اونها می چرخه یاد بده... چند نفر از بازیگران و کارگردانان ما غرورشون اجازه می ده در جایی بایستن که سال شصت حمید سمندریان ایستاده بود؟ (خیلی انگشت شمارن...) اما جالبه همیشه با افتخار می گن ما در کانون آموزشهای هنری سمندریان دوره ی بازیگری دیدیم...استاد ما حمید سمندریان بودن... عزیزان، حمید سمندریان، احمد آقالو و غیره رو همین تواضع...همین انعطاف پذیریش در برابر شرایط روزگار و همین که با خیلی از پیشنهاداتی که بهش می شد در ایران موند و به اون فرصت ها " نه " گفت حمید سمندریان کرد...

از بعضی آدم ها توی دنیا یه دونه هست، نه بیشتر...مثل حمید سمندریان...مثل احمد آقالو...
مارال عظیمی
درباره نمایش مخاطب خاص (برگه وابسته) i
من فقط اینجاست که میتونم بمونم..
پس نقدتون کوووو خانم عظیمی؟؟؟؟!!!
خیلی تاتری رو میرن که شما تایید میکنیداا
۲۰ مهر ۱۳۹۲
آقای حیدری‌ِ عزیز،برای مخاطب خاص،نتونستم نقدی بنویسم..چرا که کاملا مستنده و نیازمند داشتن اطلاعات کافی.
من یه بیننده‌ی غیرحرفه‌ای هستم و دوستان هم محبت دارند که نوشته‌های من رو میخونند و مورد توجه قرار میدند.
شاد باشید :)
۲۰ مهر ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
حامد امیدی
درباره نمایش مخاطب خاص (برگه وابسته) i
پیاله محمل خوبی برای کباب نیست!!

اما کافه تریای تئاتر شهر محمل خوبی برای شوخی نوستالژیک شد
کار را پسندیدم از این لحاظ که فقط میخواست نوستالژی باشه به یاد حمید سمندریان و احمد آقالو و شد

اما بعضی دیالوگها به نظرم مقداری زائد بود
در کل راضیم
پویا قائم مقامی
درباره نمایش مخاطب خاص (برگه وابسته) i
این تئاتر رو دیشب دیدم!

یک کار کافه ای متوسط در مورد زندگی سمندریان تو اوایل سال 60. اون مقدمه اولش که در مورد ارتباط اجرا (performance) و کار محیطی بود (که بیشتر وابسته به متن) به نظرم یکم بی خود و نامتناسب میومد. شخصیت سمندریان هم یه مقدار لمپن شده بود. البته همینجور که تو نمایش می گفتن قرار نیست از کسی بت شاخته بشه. ولی اون ادبیت «هارت و پورتی» دیگه زیادی زمخت بود و تو ذوق میزد. همنجور که صحبتاش مثلا در مورد برشت کاملا نا مفهوم خیلی تندو سرسری ادا می شد با لمپنیزم زیاد.

در کل من این کارو به کسی پیشنهاد نمی کنم ولی اگه اومیدین تئاتر شهر و می خوالین یک نمایشه دیگه بینین مثل «عرق خورشید، اشک ماه». میتونین یکم زودتر بیاین و این کارم ببنین. تازه شاید «چایی» هم گیرتون اومد :)

ایده اصلی کار بازی گرفتن از تماشاچیا بود حتی برای این کار بازیگر زن مجموعه هم روی صندلی های تماشاچیا نشونده بودن که
مثلا بگن از تماشاچی هم میشه بازی خوب گرفت البته تو این کار چون توقعشون بازی خوب گرفتن از تماشاچی بود کاملا شکست
خوردن چون تماشاچی بازیگر نیست فقط تماشاچیه
مشکل بعدی بازیگر نقش سمندریان بود که بنده خدا دچار توهم شدید شده و فکر میکنه که واقعا سمندریان و یه آدم بی نام و نشون
شروع به ... دیدن ادامه ›› انتقاد از تمام با نام و نشون های سینما و تئاتر میکنه میتونم کسایی که موردانتقاد واقع شدن به حمید لبخنده احمد آقالو و...
متاسفانه این نا بازیگر قدم فراتر میذاره و از رییس اداره ارزشیابی و هما روستا هم متوقع شده بود که چرا نیومدن کمکشون )ارجاع
به قسمت هایی از متن نمایشنامه(
بازی ضعیف بازیگر نقش سمندریان قشنگ خودنمایی میکنه تاجایی که وسط اجرا خنده اش میگیره و
نتونست خودشو کنترل کنه برگ زرین دیگه ایی بر جشنواره مشکلات این تئاتر بود
قسمت پایانی تئاتر هم اخرین آس این افتضاح تئاتری خودنمایی میکنه عدم پایان بندی مناسب
وقتی تئاتر تموم میشه هیچ کدوم از تماشاچیا نمیدونن که الان تئاتر تموم شده و جواد نمکی)بازیگر نقش حمید لبخنده(اعلام میکنه
الان تئاتر تموم شده و شما تماشاچیا باید ما رو تشویق کنید و تشریف ببرید
۲۷ مهر ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
صبا صالحیان
درباره نمایش مخاطب خاص (برگه وابسته) i
محل اجرای این کار مشخص نشده ؟؟
گروه همیاری (support)
درود بر شما
محل اجرا به برگه نمایش افزوده شد.
محا اجرا تئاترشهر - کافه تریای تالار اصلی است.

با سپاس
۰۵ مهر ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید