تیوال نمایش عاقبت عشاق سینه چاک
S3 : 21:45:11
  ۲۱ آذر تا ۲۹ دی ۱۳۹۶
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت و ۴۰ دقیقه
 بها: ۳۵,۰۰۰ تومان

: نیل سایمون
: شهرام زرگر
: بهرام تشکر
: بهنام تشکر، بیتا معیریان، سوگل خلیق، سهیلا گلستانی

: نگار فلاحتی آملی
: بهرام تشکر
: محمد صادق زرجویان
: سارا ولی زاده
: نیکزاد تولایی
: علی غیاثوند
: امیر قالیچی (تیاتر بازها)
: محمد جواد ایزدی
: امیر همایون محققی
: امید رضایی، امیر احسان جعفری، ابوالفضل ابهر، دینا هاشمی
: بنفشه امین
: حسین نعیمایی عالی
: سمیه کشاورز
: مهسا ولی زاده
: امیر تشکر

قطعات انتخابی موسیقی:
 Sophisticated Lady – Tony Bennet
Summertime – Janis Joplin
Wooden Heart – Elvis Presley
What the World Needs – Dionne Warwick
Hard Headed Woman – Elvis Presley
Burning Love – Elvis Presley
Maybe – Janis Joplin
Mr. Lonely – Bobby Vinton

رزرو تلفنی و هماهنگی:
۰۹۳۹۳۴۹۳۴۴۲
کانال تلگرام نمایش

بارنی کشمن مردی چهل و یک ساله است که قصد دارد برای اولین بار بعد از بیست و یک سال زندگی مشترک، رابطه با زنی دیگر غیر از همسرش را تجربه کند. سه تجربه ی متفاوت در سه پرده ی مجزا


- از همراه داشتن فرزندان زیر ۱۲ سال خودداری نمایید.

راه‌های ارتباطی با تماشاخانه پالیز: اینستاگرام / کانال تلگرام

گزارش تصویری تیوال از نمایش عاقبت عشاق سینه چاک / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نمایش کمدی "عاقبت عشاق سینه چاک " در تماشاخانه پالیز به صحنه می‌رود

» پیش فروش نمایش "عاقبت عشاق سینه چاک” آغاز شد

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

تهران، خیابان کریمخان، خیابان عضدی جنوبی (آبان)، خیابان سپند، پلاک ۶۹
تلفن:  ۸۶۰۳۷۵۱۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
"دنیا داره تغییر می کنه، نمی شه انکارش کرد."
از پرده ی سوم "عاقبت عشاق سینه چاک"


***** امشب، اجرای پایانی *****
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برخورد کارمندهای تماشاخانه با تماشاچی ها خیلی زشت و بد بود امیدوارم مسیولین تماشاخانه کاری در اصلاح اش انجام بدن.
امیرمسعود فدائی، مریم فیضی و Samira این را خواندند
ماهرو رستمی و فرزاد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه اجرایی محترم
سلام
طبق اعلام اینستاگرامی، قرار بود فروش روزهای جدید نمایش از امروز پنجشنبه ساعت ۱۲ ظهر شروع بشه که کماکان تا ساعت ۶ عصر، باز نشده و توضیحی هم در هیچ منبع مرتبطی ارائه نشده. لطف بفرمایید و در خصوص دلیل وضعیت موجود اطلاع رسانی نمایید.
ممنونم.
مریم زارعی و هادی ترابی این را خواندند
علی رفیع‌فر این را دوست دارد
درود بر شما
در حال بررسی از همکاران بخش وابسته هستیم، همینجا گزارش تقدیم می‌شود...
۲۸ دی ۱۳۹۶
درود بر شما
پیرو هماهنگی به عمل آمده با گروه اجرایی این نمایش، تمدید اجرا لغو و سانس تازه ای باز نخواهد شد.
۳۰ دی ۱۳۹۶
سلام
گروه همیاری عزیز
ممنون که اطلاع دادید.
۳۰ دی ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی با موضوع نسبتا جالب بود که به دلیل قوی و جذاب نبودن متن،بازی خوب بازیگرانش رو مات کرد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در باب نمایش عاقبت عشاق سینه چاک:
ناامید هستم، خدمتکار آشپزخانه هستم و مرتب کننده تختخواب، کسی که وقتی چیزی می خواهید می توانید او را صدا بزنید! به تدریج احساس می کنم که هیچ شخصیتی ندارم! من چه کسی هستم؟
...
دنیای محدود یک "زن"! انتظار از او این است که یک مسیر مشخص را دنبال کند.در حدود 18 سالگی ازدواج کند، حامله شود و زندگی خود را وقف آشپزخانه کند.همۀ بارِ خانه داری و مراقبت از فرزندان را متحمل شود. تحت قیومیّت شوهر باشد و کمترین حق قانونی را در مورد دارایی ها و درآمدهای همسر داشته باشد. اگر ازدواجش ناموفق است طلاق برایش سراسر پیچیده باشد و ملال آور! او برای این کار "باید" اشتباهات شوهر را ثابت کند.
...
در محیط اجتماعی و شغلی هم دچار مشکلات فراوان است. به صورت متعارف کمتر از مردان حقوقی دریافت می کند. با اینکه محدود به شغل هایی چون معلمی ،پرستاری و منشی گری است اما باز هم فرصت های پیشرفت از او دریغ می شود. چرا که کارفرما تصّور می کند که او به زودی حامله می شود و کار خود را ترک خواهد کرد.
...
این اوضاع پیچیدۀ "زن بودن" در1960 آمریکاست. توصیفِ محدودیت ها ، فشار و سرکوب ها ! سال های مهمی که زنان در اعتراض به آنها بر علیه حکومت به پاخواسته و تظاهرات گسترده ای را در سرتاسر آمریکا به راه انداختند. مبارزاتی که بیش از یک دهه ادامه داشت تا منجر به اصلاح قوانین اساسی درباره "جایگاه "زن" شد. قوانینی که به زن اجازه داد تا فعالیت‌هایی که باعث رشد و تقویت هویت‌شان می‌شود را دنبال کند. قوانینی که ایده "زنانه" و "مردانه" که به طور مصنوعی توسط سیاسیون و مذهبیون ساخته شده بود، خلع سلاح کرد.
ایده ی تراژیکِ تنهایی ها و غمزدگی ها و افسردگی های انسانِ معاصر.جریانی که نیل سایمون در نمایشنامه "عاقبت عشاق سینه چاک" صریح و بی پرده از آن سخن می گوید.
...

"عاقبت عشاق سینه چاک"
نمایشنامه ای از نیل سایمون
مترجم: شهرام زرگر
کارگردان: بهرام تشکر
...
تماشاخانه ... دیدن ادامه » پالیز / ساعت 21
...
اخبار نمایش را از این کانال دنبال کنید:
Tlgrm.me/T_theatre
امیرمسعود فدائی، Samira و VeRa این را خواندند
اشکان صفی خانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
****** 3 اجرای پایانی نمایش "عاقبت عشاق سینه چاک" ******
(چهارشنبه 27 دی، پنجشنبه 28 دی و جمعه 29 دی)
یک کمدی در سه پرده، نوشته ی نیل سایمون

نمایشی از بهرام تشکر
بازیگران (به ترتیب ورود): بهنام تشکر، بیتا معیریان، سوگل خلیق و سهیلا گلستانی
تماشاخانه پالیز، ساعت 21


امیرمسعود فدائی و Samira این را خواندند
جون مادرتون فقط یه روز دیگه تمدید کنید
۲۷ دی ۱۳۹۶
نمایش تا 5 بهمن ماه تمدید میشه :)
۲۸ دی ۱۳۹۶
خرید بلیط برای روزهای تمدید شده از چه زمانی شروع میشه؟
۲۹ دی ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتری من باب گذراندن اوقات فراغت ...
بازی ها هم خیلی خوب .
نمایش بسیار جالبی بود که دوستان بزرگوار به خوبی در نقدهای خودشون بهش پرداخته ان ؛
تنها نکته ای که به ذهن من میرسه این بود که دو صد افسوس که نمایش نامه بصورت بی رحمانه ای ، و ظاهرا در دو مرحله ، مورد سانسور قرار گرفته ؛
قسمت هایی کاملا در حین نمایش حس میشه که دچار ممیزی شدیدی شدیم و قسمتی از اون هم معلوم هست که مجددا بعد از توقف چند روزه ی نمایش اعمال شده (با توجه به مطابقت قطعاتی از دیالوگ ها که در کانال تلگرام نمایش اومده با اجرای مشاهده شده) ؛
به هر حال و اتفاقا از این بابت به تمام گروه این نمایش زیبا تبریک میگم که با وجود محدودیت ها اجرایی مناسب رو به روی صحنه بردن.
پی نوشت : نکته جالبی هم که دیدم بسیاری از دوستان بهش اشاره کردن "خنده های خارج از قاعده و نابهنگام" بعضی از دوستان بود که البته بنظر هم نمیرسه چاره ای داشته باشه ! البته این موارد ... دیدن ادامه » در سالن سینما بنظرم بیشتر دیده میشه !
دوستانی که اجرای قبل از توقیف رو دیدن به یکی دو مورد کوچک اشاره کردند،مثلاً تعبیر جالبی که برای نوشیدنی‌ها استفاده شد که به نظرم قشنگ‌تر هم بود و مطلقه بودن دو تا از خانم‌ها.
۲۵ دی ۱۳۹۶
بله بعضی اصلاحات با فضای طنز نمایش نامه قابل جبران و یا حتی جالب هم بود مثل همون تعبیر "عصاره گل های کوهستان آلپ" بجای یکی از نوشیدنی ها ؛
منظورم بیشتر متوجه قسمت هایی از دیالوگ ها بود که حذف و اصلاحشون انتقال پیام نویسنده روتا حدودی دچار اخلال ... دیدن ادامه » میکرد یا حداقل وجود اون قسمت ها به درک بهتر و کامل تر مخاطب کمک می کرد .
۲۶ دی ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بارنی کشمن مردی 41 ساله، بعد از ۲۰ سال زندگی مشترک، فکر مرگ و حس اینکه تا این زمان «زندگی» نکرده، او را وسوسه می‌کند که حس زنده بودن و قبل از مرگ کاری! کردن را با ارتباط با زن ( یا زنان )جدیدی تجربه کند.اثبات وجودی خود با دیدن در آیینه چشم دیگری. از الن ناوازیو می‌پرسد آیا جذاب است؟و یک زن از چه چیزی در او ممکن است خوشش بیاد؟ تأیید دیگران در فقط ۲ ساعت از یک بعد ازظهر می تواند تا آخر عمر و رسیدن مرگ به او اطمینان بدهد که زندگی کرده. به حرف الن گوش می‌کند و برای رابطه بعدی لباس اسپرت و راحت می‌پوشد. برای دانستن روابط غیرعادی بوبی میشل کنجکاو است و تلاش می‌کند از جزئیات باخبر شود.خود را به ماری جوانا می‌سپارد تا همپای نسل جوان به پوچی برسد. اما همرده او در سومین ماجراجوییش، جنت فیشر، دوست خانوادگی آنهاست که والیوم می‌خورد، مالیخولیا دارد و از خیانت ... دیدن ادامه » همسرش ضربه خورده و به دنبال انتقام از اوست. بارنی، همچون تجربیات قبلی، به دنبال صحبت کردن و ایجاد یک رابطه انسانی نیست. همانطور که الن گفت اگر به آنچه می خواست می‌رسید، از فردا با خیالی راحت! به کار رستورانش می‌پرداخت و الن را فراموش می‌کرد. ولی هنوز نرسیده و با این انتخابها هم امیدی به رسیدنش نیست.
هر 4 نفر این نمایش دچار بحران هویتند و جز بوبی میشل جوان، دچار بحران میانسالی نیز هستند.
الن به دنبال گرم شدن و حس زنانگی است. جنت به دنبال انتقام از شوهرش و شاید امیدوار شدن به انسانیت. الن برای 80 دلار و بوبی برای فقط 20 دلار. الن پر از اغراق در حرکات است. انگار تنها خواسته‌اش گرم شدن است تا فراموش کند که «هیچی» نیست و شاید خود را لایق روابط انسانی نمی‌داند. بوبی هم برای فراموش کردن عشقش به مردی متأهل و ناتوانی در «نه» گفتن به روابط بیمارگونه‌اش به ماری جوانا پناه برده. جنت به همه بدبین است و ته دلش می خواهد شوهرش را از گناه تبرئه کند. می‌خواهد به خود ثابت کند که مردم جز نجابت و حماقت می‌توانند جور دیگری هم باشند. زندگیش پر از عدد و رقم و آمار شده. مانند ظاهرش ظریف و شکننده است و با خیانت همسرش تمام باورش به انسانیت زیر سوال رفته. انگار تنها تکیه گاهش در دنیا همسرش بوده که حالا او را در خلأ رها کرده و او ناامیدانه به کیف کوچکش چسبیده و کیفش شده نقطه اتصالش، به زمین، به انسانیت، به نجابت. جنت، بارنی را به شک به همسرش، تلما، به بیداری می‌کشاند. شکی بی پایه و اساس. از نظر جنت مردم یا نجیبند یا احمق پس بارنی باید انتخاب کند که خودش و زنش از کدام دسته‌اند. بارنی تکان می‌خورد. بارنی آرام و تا حدی خجالتی و دست و پا چلفتی، دست به خشونت می‌زند تا دفاع کند. از نجابت و تواضع و مهربانی‌اش که انگار از بین رفته. برای به دست آوردن آنها به سمت همسرش برمی‌گردد. به سمت نجیب‌ترین آدم در دنیای خودش. تلمای متواضع و مهربان. اما ظاهرا تلما هم چندان مهربان نیست. بارنی برمی‌گردد، اما چه بر سر الن و بوبی و جنت می‌اید؟
----
نمایشی با موضوعی که همیشه جذاب و تازه است و بدون زمان و مکان می‌توان با آن ارتباط برقرار کرد که البته بازی روان بازیگران به تشکیل این ارتباط کمک می‌کند. موضوعی اخلاقی که بدون دادن پند و اندرز و شعار، به نتیجه‌ای اخلاق مدار و مطابق عرف ختم می‌شود.
خانم معیریان، با بازی قدرتمند و محکم در نقش زنی که به دنبال حس زن بودن و زنده بودن است، برای اینکه درون متزلزل و ناآرام خود را آرام کند حرکات اغراق کننده دارد و برای اینکه به صدای درون خود که می‌گوید :« تو هیچی نیستی» گوش ندهد فریاد می‌زند. شاید اغراق زیاد در گفتار و رفتار خانم معیریان برای نمایش چنین چیزی باشد.
خانم خلیق نقش یک هیپی بدون اعتماد به نفس را به نمایش می‌گذارد. دختری که ضد و نقیض صحبت می‌کند و تقریباً از آنچه در اطرافش می‌گذرد آگاه نیست. ولی انگار یک ترمز درونی در بازی خانم خلیق وجود دارد. ترمزی که اگر نباشد بازی روان‌تری را از ایشان ببینیم. از نظر من توان خانم خلیق بیشتر است.
خانم گلستانی در نقش زنی افسرده که بسیار ظریف و شکننده است، بسیار خوب و باورپذیر ظاهر شده. به طوری که تماشاگر هر آن حس می‌کند الان فرو میریزد. نحوه ادای کلمات و جملات که با بالا پایین رفتن تن صدا ایجاد می‌کند این تزلزل و فروپاشی و عدم اطمینان را بیشتر نمایان می‌کند. اضطراب و دلهره در حرکات دستها به خوبی نمایان است. تمام این احوالات در لحظه طوفانی برخورد بارنی و جنت به اوج می‌رسند و گویی بعد از عبور طوفان، بسیاری شکها برطرف شده و اطمینان و قدرتی در کلام و رفتار محکم جنت دیده می‌شود. آدمهایی که از طوفان عبور کنند، دیگر همان آدمهای قبل نخواهند بود.
و آقای تشکر که طنز موجود در شخصیت بارنی و موقعیتهای موجود را با توانایی های خویش بسیار ظریف به نمایش می‌گذارد و در عین حال گذار از آدمی دست و پا چلفتی به آدمی که خشونت به خرج می‌دهد و در نهایت می فهمد که چه می خواهد را خیلی خوب تصویر می‌کند. البته آدمی که هنوز در مقابل همسرش، مطیع و فروتن است.
ای کاش بین سخنان جنت و خروجش از خانه و تصمیم بارنی برای تماس با تلما فاصله‌ای وجود داشت و بارنی به سرعت به سمت تلفن نمی‌رفت. زمانی برای تفکر درمورد آنچه اتفاق افتاد و تصمیمش برای تماس با تلما لازم بود هم برای بارنی هم برای تماشاگر. در کل گاهی ریتم نمایش بسیار تند و سریع بود و بازیگران انگار فقط پاسخهای حفظ شده را برای هم بیان می‌کردند نه اینکه واقعا پاسخ بدهند.
طراحی صحنه البته به مرور بهتر شد ولی انگار نگاهی به صحنه پردازی تله تئاترهای دهه 60 تلویزیون داشت.

و البته نکته ای که مرتبط با تماشاچیست.. نمایش به عنوان نمایشی با طنز سیاه و انتقادی شناخته می شود و لحظات خنده دار زیادی دارد مانند خود زندگی، ولی گاهی خنده‌های بیش از اندازه تماشاچیان بیشتر عجیب بود تا همراهی کننده.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود خیلی دوست دارم تاتر ببینم ولی تنهایی نمیچسبه. اگه کسی دوست داشته باشه قرار بزاره اینجا برای تماشای تاتر خیلی خوشحال میشم خبر بدین برای این هفته .ایدی تلگرام دوستان اگه کسی خواست و دوست داشت همراهی کنه https://t.me/abas_shi
خبر بده .
هه!!سیصد تا تئاتر دیدم که دویست و نود و هشت تاش تنهایی بوده!!شما امتحان کن!!تئاترش خوب باشه تنهایی هم می‌چسبه!!
۲۵ دی ۱۳۹۶
اقای شیخی من هم مانند شما ترجیح میدم که با فرد یا افراد تیاتری ،تیاتر ببینم، اگر شد که چه بهتر اما اگر نشد خودم را از دیدن تیاتر محروم نمیکنم، حق با شماست تنهایی قبل از شروع نمایش سخته من معمولا یک کتاب تو ماشین دارم یا همین اینترنت تا شروع سرم به اینها ... دیدن ادامه » گرم هست،اینجوری مشکل تنهایی قبلشو ندارید، و معضل بعدی بعد از پیدا کردن همراه هماهنگی برای خرید هست ، مخصوصا که بخواهید جای خوبی هم رزرو کنید.و با نظر دوستان هم موافقم تنهایی هم با تمرکز بهتری کارو میبینید هم اگر تیاترش خوب باشه تنهایی یا دسته جمعیش فرق چندانی نداره. اولش سخته اما عادت میکنید و بعد از مدتی براتون عادی میشه، حال خوبتان را محدود به بودن یا نبودن آدمها نکنید.
پیشنهادتون هم جالب بود،امیدوارم همراهی خوب پیدا کنید.
۲۵ دی ۱۳۹۶
Celine دوست عزیز ممنون ازتوجهتون بسیار سپاسگزارم باز نا امید نیستم حتما دوستانی هستن که بخوان همراهی کنن وهرموقع باشه استقبال میکنم وهنوز منتظرم
۲۵ دی ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
" عصاره ی گیاهان وحشی رشته کوه های راکی "
نگار فلاحتی آملی و امیر این را خواندند
پوریا، امیرمسعود فدائی، Samira، مریم و محمد رحمانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام همیاری عزیز
متاسفانه من اشتباها به جای چهارشنبه 27 دی، پنج شنبه 28 دی دو تا بلیط خریدم. با توجه به اینکه هنوز بلیطهای چهارشنبه موجود هستند میخواستم بدنم امکان جابجایی بلیطهایم وجود دارد؟ از چه طریقی؟
نگار فلاحتی آملی این را خواند
راهش تماس تلفنی هست خانم لطیفی پور
۲۴ دی ۱۳۹۶
خیر،با شماره‌ی تیوال:66176637
۲۴ دی ۱۳۹۶
ممنونم
۲۴ دی ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"این روزا توی تئاتر اگه سیاه پوست نباشی کلاهت پَسِ معرکه ست."
-بوبی میشل

از پرده دوم "عاقبت عشاق سینه چاک" بهرام تشکر
تماشاخانه پالیز، ساعت 21
*** هفته ی پایانی ***

نمایش واقعا خوبی بود....
بازیها خوب و البته بازی آقای تشکر عالی!!
ریتم کار مناسب و فضای سالن خیلی خوب و تماشاگران همه تاتری!!!
در کل خوش گذشت، سپاس از همه عوامل....

سه روز غیر عادی بارنی
نمایشنامه عشاق سینه چاک نوشته نیل سایمون بازی بهنام تشکر و خانمها بیتا معیریان سوگل خلیق و سهیلا گلستانی روایتگر مردیست که کاملا سرگشته و از هم گسیخته است که تصمیم دارد برای اولین بار در زندگی تجربیاتی جدید به دست بیاورد و آن تجربه بودن با زنی به غیر از همسرش است آنهم بعد حدود بیست سال زندگی مشترک با زنی که از 18 سالگی دوستش داشته! برایش قابل فهم نیست که دارد چه غلطی می کند!
همیشه عادت دارم نقد خودم رو از طرح روی جلد آغاز کنم طرح مردی با کت و شلواری آبی با کراواتی راه راه که به جای سیگار یک رژ لب که رنگ رژش از همون قرمز های کلاسیک است که علامت زنان خیابان است نشانی از آنچه در سالن منتظر تماشاچی است می باشد بدون اینکه داستان لو برود در کل من به طرح جلد یک نمره بسیار خوب می دهم بروشور کار بسیار زیبا طراحی شده است و رنکها بسیار ... دیدن ادامه » حرفه ای کنار هم چیده شده اند فونت سفید در ترکیب رنگ قرمزی که هماهنگ با رنگ رژ لب طرح است نشان از یک طراحی خوب دارد.
حالا با شما وارد نمایش می شویم و صحنه داخل یک آپارتمان با مبلمانی کلاسیک که درواقع خانه مادر بارنی است و چند ساعتی رفته به کارهای خیریه بپردازه الن با بازی خانم بیتا معیریان زنی لهستانی با فامیلی ایتالیایی که مال شوهر سابقش است و یک دوست پسر 100 کیلویی دارد که الن دارد درواقع به اوخیانت می کند . او در عین حال زنی سلیطه و لوند، لات ، که لحظاتی بلد است زنانه و نرم حرف بزند و در لحظه دیگر می ترکد و آن روی خودش را نشان می دهد با وجود سرفه های فراوان طلب سیگار می کند ! او از آن زنان دست به ساعتی است که از بارنی می خواهد ...
الن کاملا بارنی را تحت نظر داشته و به زن بارنی (تلما که هرگز اورا نخواهیم دید اما در واقع مهمترین زن نمایش است ) را یک دزد لال و یا یک سرمایه گذار معرفی می کند چون دیده به راحتی می رود سر صندوق و هرچقدر پول بخواهد بر می دارد . اگرچه بارنی اصلا اعتراف نمی کند از این رفتار همسرش بدش می آید اما درواقع به نظرم چنین هست .
سوالی که تا آخر نمایش بارنی بی پاسخ می گذارد (در واقع دلایلش فقط برای خودش است) این است که چرا او دارد به تلما خیانت می کند؟ از نظر بارنی او زنی مهربان و دوست داشتنی و نجیب است اما چرا دارد به دنبال تجربه زنان دیگر می رود؟
بوبی با بازی خانم سوگل خلیق زنی هرزه نیمه مشنگ عروسک و جام دست این و آن که آرزو می کند هنرپیشه شود در کلوپ های شبانه می خواند و ماری جوانا می کشد یکریز وراجی می کند وای خدای من هرگز نفهمیدم چجوری اینهمه دیالوگ رو از بر گفت!!!! بارنی که برای الن اصلا سیگار تهیه نکرده بود برای بوبی یک دو جین سیگار تدارک می بیند و برای اولین بار ماری جوانا می کشد ! درواقع بارنی شر بوبی را ترجیح می دهد با دک کردنش بخواباند چون به نظرش یک آدم چت کمی خطرناک است . بوبی از اون زنهای ولو تو پارک هاست گویا سالها پیش بارنی به او لطفی کرده و به بارنی مبلغی بدهکار است که خب هیچوقت پولی ندارد که پس بدهد با معلم آلمانی اش که همخانه اش هم هست حرف می زند در سکانسی و به او قول می دهد که پیش یک زن دیگه نیست درواقع احتمالا همجنسگراست !
ژانت زنی متفاوت از دوتای قبلی خوب و نجیب و به نظر احساساتی با احساس گناه شدید چون دوست تلماست و افسرده مثل دوتای قبلی منتها تا همین 8 ماه پیش یک شوهرش مل با زنی که زمانی او اجازه رفت و آمد با اورا نداشته رو هم ریخته زندگی می کرده از طرفی بدش نمی آید از شوهر سابقش با همخوابی با دوست او انتقام بگیرد و از طرفی هم بدی از دست تلما ندیده که بخواهد در زندگی تلما موش بدواند احساس گناه شدید و خورد کننده به همراه بد بینی شدید او به جامعه که حتی نمی تواند نام سه انسان خوب و فروتن و نجیب راببرد!!!!!
نکته تلخ برای بارنی این است که ژانت زیاد صفت نجیب را برای تلما به کار نمی برد و او را به شک می اندازد البته ژانت بارها به او می گوید که تلما زنی خوب است که در دروغ خیلی بیغ است...
بارنی مردی که در اول با کت وشلوار آبی می بینمش که نشانه مردان تاجر موفق است و بعد در پرده های بعدی لباس های اسپرت تر می پوشد دلش می خواهد دیده شود و شعرهایش خوانده شود . بیوک(اتومبیلی معروف به اتومبیل مورد علافه آدمهای پیر) دارد . سه تا آدم افسرده رو درواقع جذب خودش کرده الن که با وجود سرفه های وحشتناک سیگار می خواهد بوبی ماری جوانا باز قهار و ژانت که با قرص والیوم در واقع زنده است !!!! بارنی در ابتدا خیلی نگران این موضوع است صدای آنها را همسایه فضول نشنود و دستش بوی صدف ندهد چیزی که در ادامه کمرنگ می شود! در ابتدا فقط می خواهد دیده شود و در انتها نمی تواند همین حس را در یکنفر دیگر ببیند ! خلاصه نمایش با تیکه هایی به زندگی روزمره آمریکاییان بیانگر دنیای ماست باتلاقی به نام دنیای ما که در ابتدا برای اتفاق های پیش پا افتاده ما را در خود فرو خواهد برد. خوشبختانه بازی آکترس ها بسیار روان است و شما هرگز در نمایشنامه با موضوع غیر قابل درکی (با توجه به اینکه نمایشنامه مال جامعه دیگریست) نخواهید شد. و بازی بهنام تشکر تنها آکتور نمایش هم بسیار زیبا و باور پذیر است و نمایش با موزیک هایی از بزرگان موسیقی آمریکا مانند الویس پریسلی مزین شده و شما یک کمدی زیبا با موزیک های بسیار جذاب را خواهید دید.
روزبه سیف


*** نمایش "عاقبت عشاق سینه چاک" بهرام تشکر با بازی بهنام تشکر، سهیلا گلستانی، بیتا معیریان و سوگل خلیق در هفته ی پایانی خود با تخفیف وفاداری %30 (برای مخاطبان نمایش های "دختر یانکی" ، "رام کردن مرد سرکش" و "بداهه گویی") به روی صحنه می رود.

تماشاخانه پالیز
ساعت 21
Sarlak100 و مریم زارعی این را خواندند
امیرحسین شریفان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"باید قبول کنیم که دنیا داره تغییر میکنه"
دکور کار بسیار دلنشین و بازی ها خیلی روان بود.
انتظار بیشتری داشتم؛ نمایش پیچیدگی خاصی نداشت که درگیرکننده باشه. اصل موضوعش تلخ ولی ژانرش کمدی بود، و شاید به همین دلیل مخاطبین بیشتری رو جذب میکرد برای دیدن یه کار کمدی که بتونن لحظات خوشی رو سپری کنن و حتی ذهنشون رو خیلی هم درگیر اصل موضوع نکنن که امیدوارم البته اینطوری نباشه...
خرید بلیت هفته پایانی این نمایش از یکشنبه ۲۴ دی تا جمعه ۲۹ دی ماه، با بازی: بهنام تشکر، سهیلا گلستانی، بیتا معیریان، سوگل خلیق به همراه تخفیف وفاداری، امروز پنجشنبه ساعت ۱۶ آغاز خواهد شد.
نگار فلاحتی آملی این را خواند
...Amir... این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش ساده و با ریتم خوب و بازی باور پذیر بازیگران که تماشاگر راضی از سالن بیرون می آید. کارگردان به خوبی توانسته نمایش را با هماهنگی خوبی کار کند و بعد از دیدن چندکار عجیب و غریب که دلم نمی خواست درباره آنها بنویسم این نمایش مرا به شوق آورد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
نمایش خوبی بود و علی‌رغم اینکه ما به خاطر جنس موضوع دودل بودیم برای دیدن ولی واقعیت اینه که این نمایش بیشتر نشون‌دهندۀ بحران‌های روحی جوامع سرمایه‌زده‌ است به بهونۀ موضوع خیانت روایت میشه.
نمایشه چندلایه‌ایه و حتماً ارزش یه بار ذیدن رو داره و حتّی چند بار دیدن. بازی‌ها خوبن و اضافات نداره یا کم داره و بالکل کار منسجمیه.