تیوال نمایش عاقبت عشاق سینه چاک
S3 : 22:47:53
  ۲۱ آذر تا ۲۹ دی ۱۳۹۶
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت و ۴۰ دقیقه
 بها: ۳۵,۰۰۰ تومان

: نیل سایمون
: شهرام زرگر
: بهرام تشکر
: بهنام تشکر، بیتا معیریان، سوگل خلیق، سهیلا گلستانی

: نگار فلاحتی آملی
: بهرام تشکر
: محمد صادق زرجویان
: سارا ولی زاده
: نیکزاد تولایی
: علی غیاثوند
: امیر قالیچی (تیاتر بازها)
: محمد جواد ایزدی
: امیر همایون محققی
: امید رضایی، امیر احسان جعفری، ابوالفضل ابهر، دینا هاشمی
: بنفشه امین
: حسین نعیمایی عالی
: سمیه کشاورز
: مهسا ولی زاده
: امیر تشکر

قطعات انتخابی موسیقی:
 Sophisticated Lady – Tony Bennet
Summertime – Janis Joplin
Wooden Heart – Elvis Presley
What the World Needs – Dionne Warwick
Hard Headed Woman – Elvis Presley
Burning Love – Elvis Presley
Maybe – Janis Joplin
Mr. Lonely – Bobby Vinton

رزرو تلفنی و هماهنگی:
۰۹۳۹۳۴۹۳۴۴۲
کانال تلگرام نمایش

بارنی کشمن مردی چهل و یک ساله است که قصد دارد برای اولین بار بعد از بیست و یک سال زندگی مشترک، رابطه با زنی دیگر غیر از همسرش را تجربه کند. سه تجربه ی متفاوت در سه پرده ی مجزا


- از همراه داشتن فرزندان زیر ۱۲ سال خودداری نمایید.

راه‌های ارتباطی با تماشاخانه پالیز: اینستاگرام / کانال تلگرام

گزارش تصویری تیوال از نمایش عاقبت عشاق سینه چاک / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نمایش کمدی "عاقبت عشاق سینه چاک " در تماشاخانه پالیز به صحنه می‌رود

» پیش فروش نمایش "عاقبت عشاق سینه چاک” آغاز شد

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

تهران، خیابان کریمخان، خیابان عضدی جنوبی (آبان)، خیابان سپند، پلاک ۶۹
تلفن:  ۸۶۰۳۷۵۱۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
برخورد کارمندهای تماشاخانه با تماشاچی ها خیلی زشت و بد بود امیدوارم مسیولین تماشاخانه کاری در اصلاح اش انجام بدن.
امیرمسعود فدائی، مریم فیضی و Samira این را خواندند
ماهرو رستمی و فرزاد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتری من باب گذراندن اوقات فراغت ...
بازی ها هم خیلی خوب .
نمایش بسیار جالبی بود که دوستان بزرگوار به خوبی در نقدهای خودشون بهش پرداخته ان ؛
تنها نکته ای که به ذهن من میرسه این بود که دو صد افسوس که نمایش نامه بصورت بی رحمانه ای ، و ظاهرا در دو مرحله ، مورد سانسور قرار گرفته ؛
قسمت هایی کاملا در حین نمایش حس میشه که دچار ممیزی شدیدی شدیم و قسمتی از اون هم معلوم هست که مجددا بعد از توقف چند روزه ی نمایش اعمال شده (با توجه به مطابقت قطعاتی از دیالوگ ها که در کانال تلگرام نمایش اومده با اجرای مشاهده شده) ؛
به هر حال و اتفاقا از این بابت به تمام گروه این نمایش زیبا تبریک میگم که با وجود محدودیت ها اجرایی مناسب رو به روی صحنه بردن.
پی نوشت : نکته جالبی هم که دیدم بسیاری از دوستان بهش اشاره کردن "خنده های خارج از قاعده و نابهنگام" بعضی از دوستان بود که البته بنظر هم نمیرسه چاره ای داشته باشه ! البته این موارد ... دیدن ادامه » در سالن سینما بنظرم بیشتر دیده میشه !
دوستانی که اجرای قبل از توقیف رو دیدن به یکی دو مورد کوچک اشاره کردند،مثلاً تعبیر جالبی که برای نوشیدنی‌ها استفاده شد که به نظرم قشنگ‌تر هم بود و مطلقه بودن دو تا از خانم‌ها.
۲۵ دی ۱۳۹۶
بله بعضی اصلاحات با فضای طنز نمایش نامه قابل جبران و یا حتی جالب هم بود مثل همون تعبیر "عصاره گل های کوهستان آلپ" بجای یکی از نوشیدنی ها ؛
منظورم بیشتر متوجه قسمت هایی از دیالوگ ها بود که حذف و اصلاحشون انتقال پیام نویسنده روتا حدودی دچار اخلال ... دیدن ادامه » میکرد یا حداقل وجود اون قسمت ها به درک بهتر و کامل تر مخاطب کمک می کرد .
۲۶ دی ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بارنی کشمن مردی 41 ساله، بعد از ۲۰ سال زندگی مشترک، فکر مرگ و حس اینکه تا این زمان «زندگی» نکرده، او را وسوسه می‌کند که حس زنده بودن و قبل از مرگ کاری! کردن را با ارتباط با زن ( یا زنان )جدیدی تجربه کند.اثبات وجودی خود با دیدن در آیینه چشم دیگری. از الن ناوازیو می‌پرسد آیا جذاب است؟و یک زن از چه چیزی در او ممکن است خوشش بیاد؟ تأیید دیگران در فقط ۲ ساعت از یک بعد ازظهر می تواند تا آخر عمر و رسیدن مرگ به او اطمینان بدهد که زندگی کرده. به حرف الن گوش می‌کند و برای رابطه بعدی لباس اسپرت و راحت می‌پوشد. برای دانستن روابط غیرعادی بوبی میشل کنجکاو است و تلاش می‌کند از جزئیات باخبر شود.خود را به ماری جوانا می‌سپارد تا همپای نسل جوان به پوچی برسد. اما همرده او در سومین ماجراجوییش، جنت فیشر، دوست خانوادگی آنهاست که والیوم می‌خورد، مالیخولیا دارد و از خیانت ... دیدن ادامه » همسرش ضربه خورده و به دنبال انتقام از اوست. بارنی، همچون تجربیات قبلی، به دنبال صحبت کردن و ایجاد یک رابطه انسانی نیست. همانطور که الن گفت اگر به آنچه می خواست می‌رسید، از فردا با خیالی راحت! به کار رستورانش می‌پرداخت و الن را فراموش می‌کرد. ولی هنوز نرسیده و با این انتخابها هم امیدی به رسیدنش نیست.
هر 4 نفر این نمایش دچار بحران هویتند و جز بوبی میشل جوان، دچار بحران میانسالی نیز هستند.
الن به دنبال گرم شدن و حس زنانگی است. جنت به دنبال انتقام از شوهرش و شاید امیدوار شدن به انسانیت. الن برای 80 دلار و بوبی برای فقط 20 دلار. الن پر از اغراق در حرکات است. انگار تنها خواسته‌اش گرم شدن است تا فراموش کند که «هیچی» نیست و شاید خود را لایق روابط انسانی نمی‌داند. بوبی هم برای فراموش کردن عشقش به مردی متأهل و ناتوانی در «نه» گفتن به روابط بیمارگونه‌اش به ماری جوانا پناه برده. جنت به همه بدبین است و ته دلش می خواهد شوهرش را از گناه تبرئه کند. می‌خواهد به خود ثابت کند که مردم جز نجابت و حماقت می‌توانند جور دیگری هم باشند. زندگیش پر از عدد و رقم و آمار شده. مانند ظاهرش ظریف و شکننده است و با خیانت همسرش تمام باورش به انسانیت زیر سوال رفته. انگار تنها تکیه گاهش در دنیا همسرش بوده که حالا او را در خلأ رها کرده و او ناامیدانه به کیف کوچکش چسبیده و کیفش شده نقطه اتصالش، به زمین، به انسانیت، به نجابت. جنت، بارنی را به شک به همسرش، تلما، به بیداری می‌کشاند. شکی بی پایه و اساس. از نظر جنت مردم یا نجیبند یا احمق پس بارنی باید انتخاب کند که خودش و زنش از کدام دسته‌اند. بارنی تکان می‌خورد. بارنی آرام و تا حدی خجالتی و دست و پا چلفتی، دست به خشونت می‌زند تا دفاع کند. از نجابت و تواضع و مهربانی‌اش که انگار از بین رفته. برای به دست آوردن آنها به سمت همسرش برمی‌گردد. به سمت نجیب‌ترین آدم در دنیای خودش. تلمای متواضع و مهربان. اما ظاهرا تلما هم چندان مهربان نیست. بارنی برمی‌گردد، اما چه بر سر الن و بوبی و جنت می‌اید؟
----
نمایشی با موضوعی که همیشه جذاب و تازه است و بدون زمان و مکان می‌توان با آن ارتباط برقرار کرد که البته بازی روان بازیگران به تشکیل این ارتباط کمک می‌کند. موضوعی اخلاقی که بدون دادن پند و اندرز و شعار، به نتیجه‌ای اخلاق مدار و مطابق عرف ختم می‌شود.
خانم معیریان، با بازی قدرتمند و محکم در نقش زنی که به دنبال حس زن بودن و زنده بودن است، برای اینکه درون متزلزل و ناآرام خود را آرام کند حرکات اغراق کننده دارد و برای اینکه به صدای درون خود که می‌گوید :« تو هیچی نیستی» گوش ندهد فریاد می‌زند. شاید اغراق زیاد در گفتار و رفتار خانم معیریان برای نمایش چنین چیزی باشد.
خانم خلیق نقش یک هیپی بدون اعتماد به نفس را به نمایش می‌گذارد. دختری که ضد و نقیض صحبت می‌کند و تقریباً از آنچه در اطرافش می‌گذرد آگاه نیست. ولی انگار یک ترمز درونی در بازی خانم خلیق وجود دارد. ترمزی که اگر نباشد بازی روان‌تری را از ایشان ببینیم. از نظر من توان خانم خلیق بیشتر است.
خانم گلستانی در نقش زنی افسرده که بسیار ظریف و شکننده است، بسیار خوب و باورپذیر ظاهر شده. به طوری که تماشاگر هر آن حس می‌کند الان فرو میریزد. نحوه ادای کلمات و جملات که با بالا پایین رفتن تن صدا ایجاد می‌کند این تزلزل و فروپاشی و عدم اطمینان را بیشتر نمایان می‌کند. اضطراب و دلهره در حرکات دستها به خوبی نمایان است. تمام این احوالات در لحظه طوفانی برخورد بارنی و جنت به اوج می‌رسند و گویی بعد از عبور طوفان، بسیاری شکها برطرف شده و اطمینان و قدرتی در کلام و رفتار محکم جنت دیده می‌شود. آدمهایی که از طوفان عبور کنند، دیگر همان آدمهای قبل نخواهند بود.
و آقای تشکر که طنز موجود در شخصیت بارنی و موقعیتهای موجود را با توانایی های خویش بسیار ظریف به نمایش می‌گذارد و در عین حال گذار از آدمی دست و پا چلفتی به آدمی که خشونت به خرج می‌دهد و در نهایت می فهمد که چه می خواهد را خیلی خوب تصویر می‌کند. البته آدمی که هنوز در مقابل همسرش، مطیع و فروتن است.
ای کاش بین سخنان جنت و خروجش از خانه و تصمیم بارنی برای تماس با تلما فاصله‌ای وجود داشت و بارنی به سرعت به سمت تلفن نمی‌رفت. زمانی برای تفکر درمورد آنچه اتفاق افتاد و تصمیمش برای تماس با تلما لازم بود هم برای بارنی هم برای تماشاگر. در کل گاهی ریتم نمایش بسیار تند و سریع بود و بازیگران انگار فقط پاسخهای حفظ شده را برای هم بیان می‌کردند نه اینکه واقعا پاسخ بدهند.
طراحی صحنه البته به مرور بهتر شد ولی انگار نگاهی به صحنه پردازی تله تئاترهای دهه 60 تلویزیون داشت.

و البته نکته ای که مرتبط با تماشاچیست.. نمایش به عنوان نمایشی با طنز سیاه و انتقادی شناخته می شود و لحظات خنده دار زیادی دارد مانند خود زندگی، ولی گاهی خنده‌های بیش از اندازه تماشاچیان بیشتر عجیب بود تا همراهی کننده.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

سه روز غیر عادی بارنی
نمایشنامه عشاق سینه چاک نوشته نیل سایمون بازی بهنام تشکر و خانمها بیتا معیریان سوگل خلیق و سهیلا گلستانی روایتگر مردیست که کاملا سرگشته و از هم گسیخته است که تصمیم دارد برای اولین بار در زندگی تجربیاتی جدید به دست بیاورد و آن تجربه بودن با زنی به غیر از همسرش است آنهم بعد حدود بیست سال زندگی مشترک با زنی که از 18 سالگی دوستش داشته! برایش قابل فهم نیست که دارد چه غلطی می کند!
همیشه عادت دارم نقد خودم رو از طرح روی جلد آغاز کنم طرح مردی با کت و شلواری آبی با کراواتی راه راه که به جای سیگار یک رژ لب که رنگ رژش از همون قرمز های کلاسیک است که علامت زنان خیابان است نشانی از آنچه در سالن منتظر تماشاچی است می باشد بدون اینکه داستان لو برود در کل من به طرح جلد یک نمره بسیار خوب می دهم بروشور کار بسیار زیبا طراحی شده است و رنکها بسیار ... دیدن ادامه » حرفه ای کنار هم چیده شده اند فونت سفید در ترکیب رنگ قرمزی که هماهنگ با رنگ رژ لب طرح است نشان از یک طراحی خوب دارد.
حالا با شما وارد نمایش می شویم و صحنه داخل یک آپارتمان با مبلمانی کلاسیک که درواقع خانه مادر بارنی است و چند ساعتی رفته به کارهای خیریه بپردازه الن با بازی خانم بیتا معیریان زنی لهستانی با فامیلی ایتالیایی که مال شوهر سابقش است و یک دوست پسر 100 کیلویی دارد که الن دارد درواقع به اوخیانت می کند . او در عین حال زنی سلیطه و لوند، لات ، که لحظاتی بلد است زنانه و نرم حرف بزند و در لحظه دیگر می ترکد و آن روی خودش را نشان می دهد با وجود سرفه های فراوان طلب سیگار می کند ! او از آن زنان دست به ساعتی است که از بارنی می خواهد ...
الن کاملا بارنی را تحت نظر داشته و به زن بارنی (تلما که هرگز اورا نخواهیم دید اما در واقع مهمترین زن نمایش است ) را یک دزد لال و یا یک سرمایه گذار معرفی می کند چون دیده به راحتی می رود سر صندوق و هرچقدر پول بخواهد بر می دارد . اگرچه بارنی اصلا اعتراف نمی کند از این رفتار همسرش بدش می آید اما درواقع به نظرم چنین هست .
سوالی که تا آخر نمایش بارنی بی پاسخ می گذارد (در واقع دلایلش فقط برای خودش است) این است که چرا او دارد به تلما خیانت می کند؟ از نظر بارنی او زنی مهربان و دوست داشتنی و نجیب است اما چرا دارد به دنبال تجربه زنان دیگر می رود؟
بوبی با بازی خانم سوگل خلیق زنی هرزه نیمه مشنگ عروسک و جام دست این و آن که آرزو می کند هنرپیشه شود در کلوپ های شبانه می خواند و ماری جوانا می کشد یکریز وراجی می کند وای خدای من هرگز نفهمیدم چجوری اینهمه دیالوگ رو از بر گفت!!!! بارنی که برای الن اصلا سیگار تهیه نکرده بود برای بوبی یک دو جین سیگار تدارک می بیند و برای اولین بار ماری جوانا می کشد ! درواقع بارنی شر بوبی را ترجیح می دهد با دک کردنش بخواباند چون به نظرش یک آدم چت کمی خطرناک است . بوبی از اون زنهای ولو تو پارک هاست گویا سالها پیش بارنی به او لطفی کرده و به بارنی مبلغی بدهکار است که خب هیچوقت پولی ندارد که پس بدهد با معلم آلمانی اش که همخانه اش هم هست حرف می زند در سکانسی و به او قول می دهد که پیش یک زن دیگه نیست درواقع احتمالا همجنسگراست !
ژانت زنی متفاوت از دوتای قبلی خوب و نجیب و به نظر احساساتی با احساس گناه شدید چون دوست تلماست و افسرده مثل دوتای قبلی منتها تا همین 8 ماه پیش یک شوهرش مل با زنی که زمانی او اجازه رفت و آمد با اورا نداشته رو هم ریخته زندگی می کرده از طرفی بدش نمی آید از شوهر سابقش با همخوابی با دوست او انتقام بگیرد و از طرفی هم بدی از دست تلما ندیده که بخواهد در زندگی تلما موش بدواند احساس گناه شدید و خورد کننده به همراه بد بینی شدید او به جامعه که حتی نمی تواند نام سه انسان خوب و فروتن و نجیب راببرد!!!!!
نکته تلخ برای بارنی این است که ژانت زیاد صفت نجیب را برای تلما به کار نمی برد و او را به شک می اندازد البته ژانت بارها به او می گوید که تلما زنی خوب است که در دروغ خیلی بیغ است...
بارنی مردی که در اول با کت وشلوار آبی می بینمش که نشانه مردان تاجر موفق است و بعد در پرده های بعدی لباس های اسپرت تر می پوشد دلش می خواهد دیده شود و شعرهایش خوانده شود . بیوک(اتومبیلی معروف به اتومبیل مورد علافه آدمهای پیر) دارد . سه تا آدم افسرده رو درواقع جذب خودش کرده الن که با وجود سرفه های وحشتناک سیگار می خواهد بوبی ماری جوانا باز قهار و ژانت که با قرص والیوم در واقع زنده است !!!! بارنی در ابتدا خیلی نگران این موضوع است صدای آنها را همسایه فضول نشنود و دستش بوی صدف ندهد چیزی که در ادامه کمرنگ می شود! در ابتدا فقط می خواهد دیده شود و در انتها نمی تواند همین حس را در یکنفر دیگر ببیند ! خلاصه نمایش با تیکه هایی به زندگی روزمره آمریکاییان بیانگر دنیای ماست باتلاقی به نام دنیای ما که در ابتدا برای اتفاق های پیش پا افتاده ما را در خود فرو خواهد برد. خوشبختانه بازی آکترس ها بسیار روان است و شما هرگز در نمایشنامه با موضوع غیر قابل درکی (با توجه به اینکه نمایشنامه مال جامعه دیگریست) نخواهید شد. و بازی بهنام تشکر تنها آکتور نمایش هم بسیار زیبا و باور پذیر است و نمایش با موزیک هایی از بزرگان موسیقی آمریکا مانند الویس پریسلی مزین شده و شما یک کمدی زیبا با موزیک های بسیار جذاب را خواهید دید.
روزبه سیف


نمایش ساده و با ریتم خوب و بازی باور پذیر بازیگران که تماشاگر راضی از سالن بیرون می آید. کارگردان به خوبی توانسته نمایش را با هماهنگی خوبی کار کند و بعد از دیدن چندکار عجیب و غریب که دلم نمی خواست درباره آنها بنویسم این نمایش مرا به شوق آورد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
نمایش خوبی بود و علی‌رغم اینکه ما به خاطر جنس موضوع دودل بودیم برای دیدن ولی واقعیت اینه که این نمایش بیشتر نشون‌دهندۀ بحران‌های روحی جوامع سرمایه‌زده‌ است به بهونۀ موضوع خیانت روایت میشه.
نمایشه چندلایه‌ایه و حتماً ارزش یه بار ذیدن رو داره و حتّی چند بار دیدن. بازی‌ها خوبن و اضافات نداره یا کم داره و بالکل کار منسجمیه.
گاهی خیلی خوب بود گاهی از متوسط هم رو به پایین تر بود متن هم خیلی قوی نبود
تا کی قراره خیانت یکی از موضوعات داغ و جذاب نمایش ها در نظر گرفته شه. یکی از معیارهامون این شده که فلان تئاتر خیانتی هست یا نه که تصمیم بگیریم بریم یا نه. درسته پرداختن به دغدغه های اجتماعی یکی از رسالتهای هنر و بویژه نمایش هست منتهی واسه کسایی که مخاطب ثابت هستند و هفته ای یکی دو تا کارو میبینن، مواجهه با این موضوع تو این وسعت، دیگه زیاده رویه!!!
کاش شوخی کردن با مسائل جنسی و استفاده دیالوگایی از این دست یکی از اصلی ترین عوامل جذب مخاطب و پرکردن سالنای نمایش نمیشد.
بازی همه بازیگرا خصوصا آقای تشکر قابل قبول و جذابه و کمک میکنه زمان نمایش طولانی به نظر نیاد، ولی در سایه چنین محتوایی با این نمایشنامه واقعا رنگ خودشو از دست میده.
به نظرم این نمایش واسه کسایی که میخوان اون وقت شب با دوستان و خانوادشون دو ساعت مفرح داشته باشن مناسبه و گرنه واسه کسی ... دیدن ادامه » که بخواد وقت بزاره هزینه کنه و تئاتر واقعی ببینه پیشنهاد نمیشه.

به نظر من این کار بیشتر متوجه بحران میانسالی بود و بسیاری ار ویرگهای انسانی که گرفتار این بحران ( midlife crisis ) است در شخصیت اول داستان نمودار بود
البته کار متوسط رو به خوب بود نه عالی ولی نیل سایمون عالیه و من حتی از پابرهنه در پارک که اجرای ضعیفی هم داشت ... دیدن ادامه » بدلیل متن خوب نیل سایمون لذت بردم.
۱۱ دی ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر ذوق زدگی دیدم در مورد این تئاتر.یه نمایش معمولی با بازی های متوسط و خنده های کلافه کننده یه مهمانی تو ردیف اول.
این داستان یه مهمان در ردیف اول مگه هرشب داره اتفاق میفته که همه بهش اشاره میکنن!!!؟؟؟
۰۵ دی ۱۳۹۶
هستند....همیشه از این مهمانان در سالن ها هستند با خنده های بی موقع وکلافه کننده .....فقط ردیف هاشون جا به جا میشه.....
۰۵ دی ۱۳۹۶
البته چند روز پیش هم یکی از دوستان اینجا نوشته بود که این اتفاق مهمان ردیف اول و خنده های مکررش قبلن هم رخ داده تو این نمایش.
۰۶ دی ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیل سایمون حدود نیم قرن پیش زمانیکه هم سن و سال بارنی کشمن بوده نمایشنامه عاقبت عشاق سینه چاک را می نویسد و به مهمترین معضل و مشکل جامعه ، یعنی سقوط اخلاق و خیانت در خانواده می پردازند و در ادامه داستان با مشکلات جدیدتر برخورد می کند جامعه از اعتیاد و الکل و افسردگی رنج می برد
بارنی کشمش مرد نجیبی ست و بنظرم تا پایان داستان نیز نجیب باقی می ماند .در مراحلی از زندگی سست می شود ،می لغزد ولی هرگز نمی افتد. زیرا نیل سایمون هدفش عشق و دوستی و سلامت خانواده است
بارنی کشمن ثابت می کند که افراد جامعه دو دسته نیستند ( نا نجیب یا احمق) . او فقط سه زن که هر کدام نماینده قشری از جامعه آسیب دیده اند را به خانه مادر دعوت نمی کند بلکه زن چهارمی هم وجود دارد که با درایت نویسنده فقط معرفی می شود ( همسر بارنی)
هسر بارنی شاید در این لغزش ها و دزدی هایش بی تقصیر نباشد ولی ... دیدن ادامه » در پایان او نیز به منزل مادر دعوت میشود و با اینکه فقط 10 دقیقه فاصله زمانی دارد دعوت بارنی را نمی پذیرد.امیدوارم بارنی راه حل مناسبی پیدا کند و بفکر دعوت از کس دیگری نباشد
انتخاب و اجرای این نمایشنامه توسط بهرام تشکر قابل ستایش و تقدیر است. هنرمند نسبت به جامعه و هم نوع خود احساس مسئولیت می کند و همیشه جلوتر از جامعه فکر می کند و قدم برمی دارد. او معضلات را می بیند و با زبان هنر زشتی را نکوهش و زیبایی را هویدا می کند .
بعد از تماشای نمایش و شنیدن درد دل ها و دغدغه های چهار شخصیت داستان با بازیهای روان ،جذاب و حساب شده احساس کردم که آنها را می شناسم با مشکلاتشان آشنا هستم و قطعا این اثر تلنگریست در زندگی خودمان
بارنی کشمن را دوست دارم چون بهنام تشکر بازیگر محبوبم به او جان داد و هویت بخشید . استرس ها .سادگیها شیطنت ها دستپاچگی ها خنده ها و گریه هایت را دوست دارم
امیدوارم دنیا پر بشه از آدمهای ( نجیب ،مهربون و فروتن )
سلام و روزبخیر. آیا برچسب احتمال افشا یا کاهش جذابیت لازم نداره؟ من شروع کردم به خوندن اما بعد احساس کردم اگر بخوام نمایش رو ببینم بهتره ادامه ندم.
۰۴ دی ۱۳۹۶
با تشکر از خانم فاطیما . سعی کردم در مورد اتفاقات و صحبتها چیزی ننویسم و به اندازه ای که در خلاصه داستان آمده اشاره کنم . چند بار مطلبم را خواندم ولی باز هم از گزینه احتمال افشا استفاده می کنم
نمایش آنقدر جذابیت بصری و شنیداری داره که امیدوارم خوشتون ... دیدن ادامه » بیاد
۰۴ دی ۱۳۹۶
از توجه شما متشکرم، امیدوارم فرصت دیدنش دست بده و از تماشای این نمایش همینقدر که میفرمایید لذت ببرم.
۰۴ دی ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام خدمت تمامی گروه
نمایش خوبی بود و ارزش دیدن داشت
به نظرم بهنام تشکر و خانم معیریان عالی بودن
ولی وضعیت سالن نمایش به شدت افتضاح بود
صندلی فوق العاده بد و سالن به شدت گرم بود که باعث شد آخرای نمایش دیگه لذت نبرم و دنبال اتمام نمایش باشم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوب بود، روان و تمیز بود. مخاطبان هم خندیدند و لذت بردند. دست شما درد نکنه
به ضرس قاطع میتونم بگم یکی از بهترین کارهایی بود که تو چند وقت اخیر دیدم. با اینکه همه مانوورها روی یه سری از کارهاست، لذت میبرم که همچین کاهای بی ادعایی روی صحنه میان و حرفشونم رو با سختی فراوان میزنند.
نقدهایی که میتونم داشتم اول از بارنی کشمن شروع میکنم که بسیار خوب و تدریجی از یک فرد نجیب تبدیل به یک شخص نسبتا نانجیب و در پایان کار با تلفن زدن به همسرش دوباره تبدیل به شخصی نجیب میشه اما این اکت خوب به نظرم زمانی هست که از اسم بهنام تشکر فاکتور بگیریم. بسیار بسیار ایشون زیبا بازی کردن ولی بسیار زیاد من رو یاد ساختمان پزشکان انداخت.
الن ناوازیو که یکی از بهترین بازیهایی بود که از بیتا معیریان دیدم و به نظرم حرف نمایش عاقبت عشاق سینه چاک 90% در همون پرده اول زده میشه و هم این میتونه جزء معدود ضعفهای کارگردان باشه و هم بازی شگفت انگیز خانم معیریان. ... دیدن ادامه » تغییر 180 درجه اکت از خنده به گریه و بالعکس مخاطب رو متوجه آن بیشینه ای که 100 دقیقه انتظارش رو میکشه میکنه. قطعا اول نمایش اگه به اندازه نباشه بیننده حتی امکان داره به انزجار برسه و بنده به ایشون و کارگردان اثر برای اتنخاب این خانم تبریک میگم.
بوبی میشل که جایگزین الن میشه تا قسمت انتهایی نقشش به نظرم داشت بسیار خوب پیش میرفت ولی در انتهای پرده دوم که شروع به گریه کردن میکنه من اشکها رو باور نمیکردم و در پایان پرده دوم احساس کردم سوگل خلیق از اینکه خنده میگیره لذت میبره و این رو هدف خودش قرار داده شاید واقعا هدفشون این نبوده ولی این حسیه که من داشتم در صورتی که این نمایش به عنوان بازیگر کاملا باید سعی کنی خنده نگیری چون متن خودش پتانسیل کُمیک رو داره ولی تسلط خانم خلیق بر دیالوگها نقطه بسیار روشن بازیشون بود.
جنت فیشر که پرده آخر نمایش هستش، بسیار شخص افسرده رو خوب نشون میده ولی به شدت از یه جایی به بعد به شدت احساس میکردم سهیلا گلستانی دنبال سانتیمانتالیسم هستش و گریه ها کمی اعصاب خورد کن میشد؛ البته میشه حدس زد که کارگردان شاید چنین چیزی از ایشون خواسته ولی به نظر من در عاقبت عشاق سینه چاک که همه عالی بودن ایشون کمی معمولی تر از بقیه بودن.
راجع به طراحی صحنه هم به نظرم از سطح نمایش پایین تر بود . در جایی از دیالوگها گفته میشه که بارنی مامان مدرنی داره و خیلی از لوازم داخل خونه نشون دهنده خونه مدرن رو داشت ولی پارادوکسهای شدیدی مثل گرامافون، تلفن قدیم، رادیوی قدیمی و ... بود که همگی کلاسیک بودن و البه این خونه بیشتر به خونه پیرمردی کلاسیک-مدرن شبیه بود تا پیرزنی مدرن.
پخش موسیقی و افکتهای صوتی به شدت ضعیف بود و واقعا نمایش رو تحت تاثیر خودش قرار میداد. فید اوت و فید این به درستی رعایت نمیشد، در جایی که افکت باران بود در پرده آخر یک دفعه صدا قطع شد و بعد از 30،40 ثانیه بدون فید این دوباره صدای باران اومد. کاش شخصی که مسئولیت این کار رو داره بر این باور برسه که کارش به نوعی میتونه از تک تک بازیگرها سخت تر باشه.
من پکیج کلی کار رو از 20 من 16 میتونم بدم. و یک خسته نباشید به بهرام تشکر بگم که دور از تبلیغات کاذب خیلی از نمایشها بی توجه به حاشیه با هزار سختی که همه تئاتریها در جریانن این نمایش زیبا رو روی صحنه برد. و در پایان از بعضی از بیندگان شگفت زده میشدم که صحنه های بسیار درام نمایش رو قه قهه میزدن...
پ.ن.: اسم کاراکترها رو از روی بروشور نوشتم حفظ نبودم. )
در همه ی موارد به جز طراحی صحنه موافقم...طراحی صحنه عالی بود
۲۷ آذر ۱۳۹۶
نمایشنامه متعلق به قریب صد ساله پیشه
نه نظر نیست...طراحی صحنه خوب بود
۲۷ آذر ۱۳۹۶
شما بسیار علاقه داری وارد بحث بشی و من متاسفانه وارد بحث نمیشم . شما میگی خوب بود من میگم خوب نبود
:)
۲۸ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خوبی بود،طراحی صحنه و دکور بسیار عالی.، بازی بازیگران خوب، داستان نمایش که بر میگرده به طنز تلخ نمایشنامه های نیل سایمون هم به نظر من جالب بود . البته من نمی دونم چقدر از اجرا حذف شده اما کار منسجم بود و به نظر نمیومد حذفیات نمایش خلل چندانی در اجرای اثر به وجود آورده باشه.
موردی که به شدت من و همسرم و فکر می کنم بقیه تماشاچیان رو اذیت کرد قهقه ها و نوع خندیدن بازیگر مهمانی بود که برای دیدن نمایش اومده بود و صدای خنده هاشون به شدت باعث آزار و اذیت دیگران بود. واقعا برام هم عجیبه هم متاسف می شم از اینکه چرا یک بازیگر به خودش حق رفتار غیر عرف و ایجاد مزاحمت برای دیگران رو قائل میشه؟ آیا صرفا" معروفیت و شناخته شدن به آدم اجازه میده بدون توجه به حقوق دیگران هر جور می خواد رفتار کنه؟!
کاش همونطور که به خاطر بعضی رفتارهای تماشاچیان تذکر داده میشه ... دیدن ادامه » در این خصوص هم عکس العملی به افرادی که فکر می کنند به علت معروف بودن اجازه هر نوع رفتاری رو دارن داده بشه.
با نظر شما کاملا موافقم. من اجرای روز پنج شنبه 23 ام رو دیدم، همه چی عالی بود اما صدای قهقه های بیجا تو صحنه هایی که جدی بود حتی، واقعا آزار دهنده بود. طوری که کاملا حواسمون رو از اجرای زیبا پرت کرده بود. بعد از اجرا هم به دوستان مسئول سالن این مسئله رو گفتیم ... دیدن ادامه » و در جواب با (( چیکار کنه خوب نوع خندش این شکلی هستش و پول داده بلیط خریده چیکارش کنیم )) مواجه شدیم.
در هر صورت امیدوارم در آینده کمتر با این صحنه ها مواجه بشیم.
۲۵ آذر ۱۳۹۶
برای منم پیش اومده که ببینم بازیگرا و هنرمندای معروف تو عرصه های دیگه به دیدن نمایش بیان و ردیف اول بشینن با موبایل یا بغل دستیشون حرف بزنن و خنده های بی مورد و بیربط و با صدای خیلی بلند و به شکل اغراق آمیز داشته باشن. خیلی زشته. اینکه مدل خنده ش اینجوریه ... دیدن ادامه » هم عذر بدتر از گناهه. منم شاید تو خونم با صدای بلند بخندم یا اصلا عطسه کنم دلیلی نمیشه وسط نمایشم همینطور برخورد کنم.
من بیشتر حس جلب توجه گرفتم از اون اشخاص. بدتر از همه اینکه بعضیاشون خودشون بیشتر فعالیتشون در عرصه ی تئاتر بوده.
۲۶ آذر ۱۳۹۶
دقیقا همینطوره که می فرمایید خانم فرناز، وقتی از بازیگرانی که خودشون تئاتر اجرا می کنند این رفتار مشاهده میشه آدم بیشتر متعجب و متاسف میشه.
۲۸ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آه بهنام تشکر عزیزم از تو ممنونم که باز به خاطرم آوردی که بازیگری تاتر یعنی چه و وقتی صحبت از صدا و حرکت روی صحنه میشود ،منظور چیست. تو بی نظیر بودی بهنام عزیزم و البته سایر بازیگران هم خوب بودند. نمایشنامه که مشخصاً محشر بود و از نوع دکور و دکوپاژ معلوم بود که گروه برای تماشاچیانش احترام و ارزش قائل شده است. همه دوستان و عزیزان را به دیدن این اثر دعوت میکنم و از تمامی عوامل این نمایش کمال تشکر و قدر دانی را دارم.
آه بهنام تشکر عزیزم از تو ممنونم که باز به خاطرم آوردی که بازیگری تاتر یعنی چه...
دوستان این نمایش جذاب و مفرح رو از دست ندید.
برای دیدن بازی فوق العاده بهنام تشکر "بشتابید که غفلت موجب پشیمانی است." :-)
نمایش خیلی جالب بود مخصوصا تمرکز اقای تشکر و بازیگرای خانم با خنده تماشاگر عالی بود دوسشون داشتم و توصیه میکنم البته مثل اکثر کارهای نیل سایمون فضای مفرحی داره
متاسفانه یکی از تماشاچیا بی دلیل با صدای بلند میخندید دست میزد حرف میزد که من از اینهمه بی فرهنگی تعجب کردم در اخر کار با کمال تاسف دیدم ایشون مهمان و یکی از بازیگرای کشور هستند!! برادر من حداقل به دوست و همکار خودت احترام بزار تمرکزش از بین نره ماکه هیچ دو ساعت از خنده های بلند و بیجای شما اعصابمون خراب شد ! جز تاسف چیزی ندارم بگم و اینکه از تماشاچی عادی چه انتظاری داریم؟؟؟!!!!
متاسفانه درین موارد بازیگر میهمان تصور احمقانه و عجیبی داره که برای قدردانی و حمایت از رفیقش بلند بلند بخنده تا اون بفهمه که این خوشش اومده....،ظاهرا دوستان اطمینان ندارن که تا آخر نمایش زنده بمونن و بتونن حضورا و با کلمات بهش بگن که چقدر خوششون اومده....
۲۴ آذر ۱۳۹۶
بگید دیگه. تو رو خدا
۲۶ آذر ۱۳۹۶
بله من هم به چشم موقعیت مشابهی رو از یکی از آقایون بازیگر که خود هم تئاتر بازی میکردن، دیدم
۰۲ دی ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آخ آخ ارزش یک هفته انتظار رو داشت...دست مریزاد به همه دوستان
2 عدد بلیط ساعت 21 پنجشنبه موجود هست 09183474008
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید