تیوال نمایش اتاق ۴۹۸
S3 : 03:21:53
امکان خرید پایان یافته
  ۰۴ مرداد تا ۰۲ شهریور ۱۳۹۴
  ۱۸:۳۰
  ۱ ساعت
 بها: ۲۵,۰۰۰، ۲۲,۰۰۰ و ۲۰,۰۰۰ تومان

: کامیار صالح پور، علیرضا اجلی
: کامیار صالح پور
: نسیم ادبی، حامد کمیلی، نیکی مظفری، بهناز بستان دوست
: محمدرضا عبدالصمدی، یوسف بهادری

: پیمان ناجی
: یوسف وجدان دوست
: شراره مهاجر
: نسرین یاسین
: شراره مهاجر
: محمد علایی
: نیلوفر عباسی
: مهدی سربازی
: محمد علایی، مریم شریعتی
: موسسه فرهنگی و هنری فانوس هنر پارس
: محیا علی یاری
: حسین صمیمی
: سعید یزدانی
: آذین احتشامی
: دیاکو خاکی
: مجید فخشامی
: سروش رازی
: بهمن ناصری، کامیار صالح پور
: پونه زعفری
: پیام سالاری
: حسین صمیمی
: آرش اشاداد، پرنیان اختری، مهدی باقر کنی، بردیا رحیمی، احسان گلستان، ابوالفضل میرزایی، سارا محمدبیگی، مهناز میرزایی، بهمن ناصری، بهار نرگسی، تینا واعظی، حامد همایون
: مسعود عابدی، مصطفی هادی
تلفن رزرو:
88319270
09376210740
09304068329

باکسهای: A,B,C,D بهای ۲۵۰۰۰ تومان
باکسهای: H,E بهای ۲۲۰۰۰ تومان
باکسهای: I,j,F,G بهای۲۰۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش اتاق 498 / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش اتاق ۴۹۸ / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

عکس‌های پایه

نمایش اتاق ۴۹۸ | عکس نمایش اتاق ۴۹۸ | عکس نمایش اتاق ۴۹۸ | عکس نمایش اتاق ۴۹۸ | عکس

اخبار وابسته

» مصاحبه ی مرآت گیوه چی خبرنگار آزاد با کامیار صالح پور کارگردان نمایش اتاق 498

» نمایش اتاق 498 میزبان بسیاری از هنرمندان سرشناس تئاتر و سینما شد

آواهای وابسته

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، روبروی تالار وحدت، سالن حافظ
تلفن:  ۶۶۷۵۶۰۴۳


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
به نقل از روزنامه «قانون» دوشنبه نوزده مرداد
نقد نمایش «اتاق چهار صد و نود و هشت» به کارگردانی کامیار صالح پور

دوزخیان زمین
دکتر شهرام خرازی ها
عضو انجمن منتقدان و نویسندگان تئاتر
«اتاق چهارصد و نود و هشت» سفری است درونی به جهان ذهنی زن و مردی که در یک مکان بسته گیر افتاده اند.زن رمان نویس و مرد خواننده ای در آستانه مشهور شدن است.آن دو در اتاق چهارصد و نود و هشت با دوازده در بسته(شاید به عنوان نماد دوازده ماه سال و گذر عمر) مواجه می شوند که هر یک ممکن است راه گریزی به جهان خارج باشند. ترسیم موقعیت رازآمیز و کنجکاوی برانگیز اتاق چهارصد و نود و هشت از همان ابتدا آغاز خوب و جذابی را برای نمایش رقم زده و انگیزه لازم برای تعقیب قصه و پی جویی فرجام دو پرسوناژ اصلی را در تماشاگران پدید می آورد.نمایشنامه دارای دو قصه مجزا است که یکی به زمان گذشته و دیگری ... دیدن ادامه » به زمان حال تعلق دارد.مرزگذاری بین این دو زمان چه روی کاغذ چه در اجرا بسیار شفاف و دقیق صورت گرفته است.قصه اول شرح تلاش های زن و مرد محبوس برای خروج از اتاق چهارصد و نود و هشت است.قصه دوم حکایت گذشته همان زن و مرد است که نمی توانند با هم به تفاهم برسند.پیرنگ هر دو قصه تکراری است؛حبس شدن چند نفر در مکانی مرموز و تلاش شان برای رهایی،مضمون آشنایی است که به سبب پتانسیل های دراماتیکش بارها در عالم سینما و تئاتر مورد استفاده قرار گرفته است همین طور موضوع از هم پاشیدن زندگی زناشویی یک زوج عاشق پس از مشهور شدن یکی از آن دو.وزن دو قصه تقریبا با هم برابر است به گونه ای که نمی توان یکی را فرعی و دیگری را اصلی تلقی کرد.بزرگ ترین ایراد وارد بر «اتاق چهارصد و نود و هشت» بی شک،عدم برقراری ارتباط تماتیک محکم بین این دو قصه است انگار که تماشاگر به تماشای دو نمایش با یک بلیت دعوت شده است!پر واضح است که قصه نخست از پتانسیل دراماتیک بیشتری نسبت به قصه دوم برخوردار است.توانمندی ها و ابتکارات صالح پور در نمایشی کردن قصه اول کم نقص و شایان توجه است؛فضای اسرارآمیز و دلهره آور اتاق چهارصد و نود و هشت تداعی گر عالم برزخ است.کارگردان برای رسیدن به یک فضای متافیزیکی از تمهیدات مختلفی سود جسته است،در این راستا می توان اشاره کرد به صدای دفرمه ناظر غایبی که با زن و مرد حرف می زند اما هیچ وقت دیده نمی شود،صورت های سنگی و بی انعطاف و اکت های ریتمیک عروسکی و آدم آهنی وار گروه بازیگران حرکت که نقشی معادل همسرایان در نمایش های میتولوژیک یونان باستان را بر عهده داشته و گویی در ارتباط با عالمی ناپیدا هستند همچنین دست های ناشناسی که هر از گاه از لابلای یکی از درها بیرون آمده و دقایقی بعد ناپدید می شوند.اگر چه در دیالوگ ها به این نکته اشاره می شود که زن و مرد مرده اند و تماشاگر با روح آن دو سر و کار دارد نه با جسم شان اما در اجرا عملا ماهیت و هویت متافیزیکی زن و مرد آن چنان که باید و شاید به باور در نمی آید.پوشش دو کاراکتر اصلی نیز واجد بار معنایی و نمادین و نکته خاصی در این ارتباط نیست حال آن که می شد با طراحی لباس و نورپردازی هدفمند،ویژگی های فرازمینی آن ها را به نمایش در آورد؛برعکس زن و مرد،روحوارگی اشباحی که اطراف شان پرسه می زنند به واسطه چهره پردازی و کورئوگرافی(طراحی حرکات موزون) حرفه ای نمایش باورپذیر از آب در آمده است.قصه دوم هیچ تفاوت خاصی با نمونه های مشابه نداشته و امتیازی بر آن مترتب نیست.امتیازی اگر هست باید آن را در اجرا جستجو کرد که بسیاری از کاستی های متن را تا حدود زیادی پوشش داده است.در قصه دوم با دو پرسوناژ کاتالیزوری(زن سرمایه گذار و دختر جوان) مواجهیم که موقعیت لقی در نمایشنامه دارند و از کلیشه این گونه نقش ها فراتر نمی روند.بازیگران زن موفق شده اند با خلاقیت ذاتی و بداهه کاری،ویژگی های نمایشی پنهان و ناپرورده نقش محوله را در بازی خود متبلور کنند.بازیگر مرد بیش از حد حواسش به رعایت دستورات صحنه و قرار گرفتن در جاهای تعیین شده است شاید به همین علت هم گاه تلاش هایش برای عقب نماندن از بقیه نقش آفرینان،توی چشم می زند.نقش سگ بسیار خوب نوشته و بازی شده است.موسیقی و حرکت در «اتاق چهارصد و نود و هشت» به هیچ وجه جنبه تزئینی ندارند بلکه جزئی از پیکره اثر محسوب می گردند.رد پای موسیقی و حرکت در قصه و شخصیت پردازی کاملا مشهود است.کورئوگرافی نمایش بقیه جنبه های اجرا را تحت الشعاع خود قرار داده است.گروه بازیگران حرکت حین انجام حرکات ریتمیک دسته جمعی،کاملا با هم و با ریتم موسیقی هماهنگ هستند اما ورود و خروج های شان کم فروغ و بی رمق است و نیاز به اصلاح و بازطراحی دارد.نقطه اوج نمایش در لحظه ای رقم می خورد که زن با حسرت و اندوه جنین خود را در حال جنب و جوش در گوشه صحنه نگاه می کند؛به رغم دشواری اجرای حرکات جنین در داخل کیسه بسته،ریتم این حرکات بسیار خوب تقلید شده است.طراحان نور نمایش ایده های درخشانی داشته و در استفاده ساختاری از نورهای تک رنگ، موضعی و تعقیب کننده هوشمندانه عمل کرده اند.در صحنه های رقص اشباح،اهمیت و نقش کلیدی و تأثیرگذار نورپرداز نادیده گرفته شده است!؟نویسندگان در نتیجه گیری موفق اند و پایان نمایشنامه را بسیار خوب بسته اند.در انتهای نمایش شاهدیم که جای مرد و زن با هم عوض شده و این بار زن خواننده و مرد رمان نویس است و شماره اتاقی که در آن حبس شده اند از چهارصد و نود و هشت به چهارصد و نود و نه تغییر یافته است.اینک دور باطل دیگری آغاز شده است و قصه همچنان ادامه دارد!/.
مجتبی مهدی زاده، تینا واعظی و مریم شریعتی این را خواندند
ladan yousefian، علی صمیمی و سپیده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اتاق ٤٩٨، قفسی است ساخته و پرداخته ذهن تک تک ما انسان ها. تمامی ما اسیر افکار، قضاوت ها و ظواهریم. اکثر ما گاه فریب میخوریم و گاه فریب می دهیم. تمام ما بخشی از روز را به فکر کردن به گذشته و فلش بک زدن به روزها و اتفاقات خوب و بد زندگیمان اختصاص می دهیم. در ذهن تک تک ما سوال هایی هست بی جواب که تا جواب درست را پیدا نکنیم رها نمی شود، و جالب اینجاست که درست همان زمانی که دیگر دست از جستجو کشیده ایم و از تب و تاب افتاده ایم، به ناگاه جواب درست به سراغمان می آید و ما را می رهاند از اسارت ذهن.
نمایش را دوست داشتم، مونولوگ های زیبا، اکسسوار ساده اما خوب، نمادسازی ها و حرکات نمایشی عالی.
برای من کمی طول کشید تا بتوانم بازیگران را در نقش هایشان باور کنم، اما پس از مدتی آنقدر با نمایش،فضا و داستان درگیر می شوی و بازی ها عالیست که حتی لحظه ای چشم از صحنه برنمی ... دیدن ادامه » داری و باقی زمان را به همراه بازیگران به دنبال جواب میگردی.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز این نمایش زیبا رو دیدم،،،،شاهد نمایشى اکسپرسیونیسم آمیخته با هدفى ابزورد بودم که متاسفانه امروزه کمتر شاهد چنین آثارى هستیم،،، اجراى خانم نسیم ادبى بسیار قوى، تاثیر گذار و کم نظیر بود،،،،، دیدن این نمایش رو به شدت پیشنهاد میکنم.
اجرای نمایش اتاق ۴۹۸ در روز جمعه (امروز) سانس ۱۷ لغو شده‌است.
دوستانی مایلند می توانند با ایمیلی به پشتیبانی تیوال به نشانی support@tiwall.com دربرگیرنده شماره پیگیری، شماره کارت و نام صاحب کارت، بلیت خود را لغو یا جابجا فرمایند.
مریم شریعتی و تینا واعظی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همه ما محبوس اتاق ذهنمون هستیم!
نمایش جالبی بود خسته نباشید به همه عوامل :)
موزیسین : تو !
توی لعنتی منو دیوونه میکنی
اسپانسر : تو !
توی لعنتی منو میبری به هیجده سالگیم
مریم شریعتی، مجتبی مهدی زاده و سیما باقرپور این را خواندند
شکیبا، تینا واعظی و melika paydar این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نام خدا

اتاق 498 که نام آن درلحظه فیلم chambre 1408 را برای ما تداعی میکند و همان کوتاه نیم خط خلاصه از روایتش ما را به سوی (cube (1997 هدایت میکند....ندیده میدانیم که با اثری استثنائی و قابل تأمل رو به رو خواهیم بود، اثری که شاید چند روز بعد از دیدن اش به حرف اصلی آن پی ببریم....


وجود حرکات فرمیک که در تأتر ایران کمتر جایگاهی دارد و کمتر دیده میشود از نشانه های ذهن باز کارگردان است


در اتاق 498 میدانیم که قرار نیست همه چیز طبیعی، انگونه که روزانه زندگی را مشاهده میکنیم باشد....شرایط کمی هراسناک است، فضا مملو از خیال و واقعیت توأمان است


از ابتدای نمایش کم کم ما (مخاطب) هم وارد بازی میشویم، خود را میبینیم سردرگم! نمیدانیم کجای کارمان اشکال دارد....میخواهیم قضاوت کنیم، نمیتوانیم

آیا این اتاق، همان ذهن ما نیست ؟

... دیدن ادامه » آیا این اتفاقات وهم نیست که فقط در ذهن ما شکل میگیرد؟

آیا نزاع اصلی ما، با خودمان نیست؟

آیا افکار خودمان تأثیرپذیر از افکار خودمان نیست؟....


متن با مخاطب بازی میکند، گاهی او را میخنداند،گاهی هراس را با او همراه میکند و بیشتر، او را غرق در فکر میکند ! این نکته ی مثبتی است و قدرتمندی متن را میرساند....


در اتاق 498 متوجه میشویم که زن داستان و مرد قصه فرزند متولد نشده ی خود را از دست داده اند، در صحنه ای دیگر در حرکات فرمیک شاهد جنینی هستیم که برای به دنیا امدن تقلا میکند، در محیطی بسته گیر افتاده و شوق آزادی دارد....اما او قربانی میشود! این بسیار ظریف طرح ریزی شده بود....


از ظرافت های دیگر اتاق 498، شخصیت انسان-حیوان آن بود....شاید آن نماد انسان هائی بود که (عذر میخواهم که این کلمه را به کار میبرم!) حیوانصفت هستند، در کالبد انسان اند اما به شدت خوی حیوانی دارند، انگار این انسان-حیوان یک فکر بود، یک درون بود، یک متافیزیک بود که به نمایش درامد، نماد انسان های متملق، چاپلوس و آنگونه که دیدیم پاچه-خوار....


در این اتاق گاهی مرز بین واقعیت و غیرواقعیت بسیار باریک است، در این اتاق بشقابی لبریز از غذا وجود دارد، مشاهده کننده میبیند که بشقاب خالی است، مشاهده شونده نمیبیند ! شاید که ما باید بفهمیم که این اتاق زاده ی ذهن است ومیتواند در ان گرسنگی یا سیری معنائی نداشته باشد


دکور ساده و فکر شده ی این نمایش بر زیبائی کار می افزاید و انسان را بیشتر به تأمل وامیدارد....این بی الایشی شاید بخواهد نهایت زندگی را نشان دهد، نهایت نیستی را، ازلیت و ابدیت....


نکته ی دیگر، پایان بندی خوب ان است که شاید ان را در لحظه کلیشه ای بدانیم و من فکر میکنم که اگر چنین پایانی را کلیشه ای و تکراری ببینیم، اگر باز هم نمایشی با این پایان ببینیم، باز هم به مفهوم ان پی نخواهیم برد....این پایان شاید گردش زمان را به ما یاداور شود و تکرار تاریخ....که انسان فراموشکار است....که تا بوده انسان اینگونه بوده....و تکرار را، تکرار میکند....


من روز اول اجرا ان را به تماشا نشستم، با اینکه میگویند روز اول نمایش و روزهای اول ان ترجیحا در نظر گرفته نمیشود و ان را مبنا قرار نمیدهند، اما من شاهد هماهنگی و نظم بودم که در کل اجرا وجود داشت....

بله ! این اتاق مبرا از نقص نیست، اما کار، قوی است و نقاط قوت ان بیشتر از نقاط ضعف ان است، که میشود ضعف های ان را از چشم پوشید و اتاق 498 را کار خوبی معرفی کرد


میدانیم که متن و نحوه ی کارگردانی اگر بدون بازیگران خوب باشد، حاصل نمیدهد، خانم ها ادبی بستاندوست مظفری اقای اشاداد به خوبی از پس نقش برامده اند


و البته، البته بازی قوی و پرانرژی آقای کمیلی تحسین برانگیز است و چشمنواز....ایشان مثل نور ای در صحنه درخشیدند و صحنه را تسخیر کرده بودند....

اتاق 498 تلنگری به انسان مدرننمای امروز است


اتاق 498 را ببینید !

کار پرزحمتی است

همین که کارگردان جوان ( اقای کامیار صالح پور ) در اولین و رسمی ترین کارش کم نخواسته

همین که جرأت کرده و دست روی اعجوبه ای مثال آقای کمیلی گذاشته....

همین که آقای کمیلی با درایت و ذکاوت خویش نقش را در خودش حل کرده، آن را به شگفتی تحلیل کرده و به نحو احسن به اجرا دراورده....

اتاق 498 را ببینید خوب است

اتاق 498 را ببیینید، احتمالا اگر حالتان خوب باشد رضایتمند از سالن خارج میشوید


با احترام
.
م.گیوه چی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مثل هر روز از کافه مستقیم رفتم خونه
مثل هر روز در زدم
اما در و باز نکرد
رفتم تو
دیدم نیست
صداش کردم جواب نداد
رفتم تو اتاق
تو خودش جمع شده بود
ملافه رو تخت پر خون بود
رسوندمش بیمارستان
دکتر گفت همسرتو و نجات دادیم
اما فقط همسرتونو
یه عمر دویدم تا اون البوم بیاد بیرون
هیچوقت از خودم نپرسیدم چرا
اما اون بچه
اون ... دیدن ادامه » بچه بهم دلیل داده بود
همه چی دوباره به گند کشیده شد
گند-تر از قبل
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقد " اتاق 498 "

شاید در همان پرده نخست، به خاطر شباهت محیط اجرا ، نام فیلم های cube ، room 8 ، و... در ذهن مخاطب متبادر شود ؛
ولی پس از گذشت دقایقی از نمایش ،
مخاطب خود را با تئاتری « ابسورد» یا تئاتر « ابزورد»
– به فرانسه Le Théâtre de l'Absurde - روبرو می بیند،
تئاتری که از نظر روایی، بیش از همه به کتاب "سومین پلیس"، اثر: " فلن اوبراین " نزدیک است.
شخصیت هایی که در ابهام " وجود داشتن " یا " وجود نداشتن " در غلیان هستند، آنها حتی نمی دانند که زنده هایی زندانی هستند یا مرده هایی در رهایی!
مکان؛ از ابعاد سه گانه متعارف فاصله می گیرد و مفهومی نامتعین ، متغیر و لغزان می گردد.
زمان ؛ به جای سیر برداری ، مسیری پروانه وار و شیدا به خود می گیرد و روایت به صورت مواج ارائه می شود.
در پرده اول ؛ اتاقی شلخته، بی نظم، پر تنش ، پر اضطراب ، نا امن و دهشتناک ولی مرتبط و هدفمند و زیبا! در پیش روی مخاطب ارائه می شود،
که حتی گم شدن در یک اتاق بسته نیز نمی تواند از غافلگیری های پیش روی داستان بکاهد،
هر چه داستان جلو تر می رود بر ابهام ها و سر در گمی ها افزوده می شود؛
شخصیت ها با یکدیگر حرف می زنند ولی صرفا کلمات را به هم پرتاب می کنند و دیالوگی میان شخصیت ها شکل نمی گیرد، این بی منطقی فراگیر باعث می شود که شخصیت ها یکدیگر را نفهمند و از درک همدیگر عاجز باشند،
و قاعدتا وقتی تعاملی در کلام صورت نمی پذیرد، در عمل نیز منطق قابل درک، میان کنش ها و واکنش ها دیده نمی شود،
در ... دیدن ادامه » چنین فضایی انسانیت و عطوفت انسانی بی معنا می شود و خشونتی عجیب در رابطه ها موج می زند،
که نوعی از این خشونت اغراق شده؛ در تناول " نوزاده مرده به دنیا آمده " به عنوان وعده غذایی میهمانی، برای مخاطب تصویر می شود.
تمامی عوامل ذکر شده به علاوهء؛ بازی های زبانی مانند تکرار کلمات "آلبوم موسیقی یا زندگی" ، "سرگیجه"، "خیانت" و ... در شرایطی که شخصیت ها، اسیر شرایط جبری هستند و تحت فشار های ناخوشایند ناخودآگاه قرار دارند،
روایت چند بعدی می سازد که از شیوه های روایی کلاسیک عبور می کند و مخاطب را به تجربه ای سوررئال نزدیک می سازد.

این تئاتر ، روایت روند جانکاهی است؛ که شماره به شماره ، و اتاق به اتاق، در یک فضای توپو لوژیک بر روی یک نوار "موبیوس" - Möbius strip - تا ابد ادامه دارد و تکرار می شود،
پیوستگی و تکراری که در میانه « درون و برون» در جریان است.
وقتی بر روی نوار موبیوس حرکت می کنیم، در انتها، به جایگاه نخستین خود باز می گردیم با این تفاوت که، جهت " بردار حرکت" معکوس شده است،
در این نمایش نیز، در انتها و در شروع پرده نخستین از اتاق جدید، جهت شخصیت های داستان در جهت مخالف حالت نخستین نمایش قرار می گیرد و روایتی معکوس، ولی باز در همان فضا و با همان قواعد ادامه می یابد.
و این توالی تا ابد و بینهایت ادامه دار خواهد بود . . .

در زمانه ای که ، " فیزیک" در ابهامات کوانتوم، تجربه هستی شناختی متفاوتی را می گذراند؛
تئاتر ابسورد ، شیوه ای قابل قبول برای انتقال مفاهیم می تواند باشد،
شاید " بیهودگی تلاش انسان برای دستیابی به رستگاری" را یکی از این مفاهیم بتوان قلمداد کرد.

تئاتر " اتاق 498 " ؛

از نظر فرم و روایت، تجربی و غافلگیر کننده است. بنابر این برای کشف آن باید به درون اتاق پا بگذارید و در فضای سوررئالِ اضطراب آورش ، قدم بزنید و نا آرامی ها و تنش ها را خود تجربه کنید.
تا بلکه بتوان در دنیای این اتاق غرق شد.
در آخر؛
آنچه بیش از همه ستودنی است ،"جسارت" همه عوامل خلق این اثر است.
ارائه مفهوم به مخاطب با این شیوه پیچیده و دشوار، کاری بس ستودنی است.
چرا که ممکن است درک ساده انگارانه مخاطب، مفاهیم عمیق هستی شناختی این اثر را تا یک داستان تکراری "خیانت" در" روابط بین فردی" کاهش دهد.
و تقدیر؛
بابت بازی بازیگران، به ویژه:
خانم «نسیم ادبی» که ستون اصلی نمایش محسوب می شدند و کاری فوق العاده و تماشایی ارائه نمودند
و خانم« بهناز بستان دوست» که بازی تامل برانگیزی ارائه کردند
و خانم «نیکی مظفری» که با بازی انرژیک خودشان، هاله ای از طراوت را با خود در صحنه جابجا می کردند.

تجربه این تئاتر، یک اتفاق قابل تقدیر، در فضای هنر های نمایشی است که امیدوارم دوباره و با شیوه ای کاملتر تکرار شود.

داشتم میگشتم که پیدا شدی
۲۰ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام ممنون از آقای کمیلی و خانم ادبی بابت نمایش فوق العاده شون
آقای صالحپور امیدوارم پس از اجرا دی وی دی کار رو هم عرضه کنید
بسیار علاقه مند تهیه آن هستم
اگر این کار عملی شد لطفا در پیج اینستاگرام خود ما رو مطلع سازید
خسته نباشید عالیییییییی بود...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موضوع داستان بسیار جالب بود و در کل ایده جالبی داشت با این که فکر کنم تحت تاثیر فیلم House of 9 بود. متاسفانه کل اجرا از نظر من اصلا خوب در نیومده بود به چند دلیل: دکور می تونست خیلی خلاقانه تَر باشه از اونجایی که ایده فوق العاده بود. اما مثلا دیوار ها تمیز نبودند. حداقل می شد قبل از اجرا یکم تمیز می شدن یا مرتب تَر باشن و چیدمانشون درسته که مرتب باید طبق صحنه عوض می شد اما منظم نبود! بعد نورپردازی خیلی بد اجرا شد! صفحه پروژکتور در أوائل اجرا صفحه مانیتور کامپیوتر رو نشون می داد که پنجره برنامه ایی باز بود توش! به نظرم این واسه تئاتری با بازیگر فوق العاده حرفه ایی مثل خانم ادبی که عملا تنها نقطه قدرت اجرا بود، غیر حرفه ایی به نظر می رسید! یک نکته دیگه که خیلی منو متعجب کرد صدای بلند صحبت کردن و خندیدن عوامل در پشت صحنه بود!!! و گهگاهی چند نَفَر از پشت صحنه ... دیدن ادامه » رد می شدند! انگار ما سر تمرین نشسته بودیم!! بماند که گروه حرکت بدترین قسمت اجرا بود که اصلا نبودش خیلی بهتر می شد! به نظرم اضافه بودند!!! در کل منو خیلی نا امید کرد این تئاتر اما باز بازی بسیار قوی و فوق العاده خانم ادبی که مثل همیشه در نقش اش ذوب می شه، ارزش دیدن این کار رو داشت! در ضمن آقای کمیلی شاید بازیگر سینما و تلویزیون خوبی باشن ولی تئاتر... فکر نکنم! بازی اش یکم مصنوعی به نظر میومد یا در برابر خانم ادبی زوج مناسبی از لحاظ حرفه ایی نبود! در آخر تشکر می کنم و باز می گم که تئاتر بد وجود نداره! حتی یک اجرای ناموفق هم در آخر اجرا به آدم چیزی اضافه کرده...
salam
mamnoon az nazaretoon bayad arz konam sedahaye poshte sahne va khandeha baraye goroohe baad az ma bood ke dar otaghe girim boodand, besiar kam lotfy karde bodan.tasvire projetion ham nahamahangi az tarafe salon bood, ke kilide voroode be sahneharo bachehaye goroohe form az dast dadand ke nahamanangi bekhatere oon bood, dar baghiyeye mavared ma say dar bartaraf kardan va behtar shodane ejra khahim dasht. ba tashakor
۱۰ مرداد ۱۳۹۴
salam mamnoon ke ba deghat be kar mooshekafane nazar kardin.
lazem doonestam ta in khabare khoob ro behetoon begam ta meghdare besiar ziadi in moshkelat bar taraf shod,va

omidvaram ke rooz be rooz behtar beshe ejraha, mamnoon az tavajohetoon
۱۳ مرداد ۱۳۹۴
خوشحالم اگر تونسته باشم با نظرم کمکی کرده باشم حتی ناچیز. وجود هنرمندانی مثل شما افتخار بزرگی برای ما و در کل ایرانه. به خصوص رفتار و نحوه برداشت تون از انتقاد. شما و کار تون رو تحسین می کنم و براتون آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.
۱۳ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
" 498 یک اثر تأمل برانگیز "

یک نمایش را ،
گاه نویسنده ، گاه کارگردان و گه بازیگرانش ، مخاطب را جذب می کند .
اما برای من جالب بود که 498 یعنی چه ؟
نمایش چه می خواهد بگوید ؟
من هم آدمی کنجکاو !
اول از خواهر بسیار مهربانم که به حق عاشق تر از من به تئاتر است ، که تئاتر برایم نفس است ،
ممنونم که با خرید بلیت مرا از این حس شیرین کنجکاوی به شیرینی دیدن رساند .
از شکیبا جان و مجتبا جان سلیمان زاده نکو نگاه و نیک پرداز ممنونم که ،
" 498 " را نوشتند ببینیم . حال منتظر دیدگاه های فرزندان فرزانه ام هستم ، تا نگاهم را عمیق تر سازم.
اما نگاه من که ، متن را می کاود ،
کی دغدغه و فرهنگمان می شود که :
زندگی را بیندیشیم ، درست نگاه کنیم تا درست تر انتخاب کنیم ؟
زندگی زیباتر و شریف تر از آن است که به دروغ ، خیانت و هر آن چه بدی ست ، حتا تلنگر خورد .
... دیدن ادامه » 498 زنگی ست تا به خود آییم .
راه رفتن در شب بدون روشنای راه آن هم راضی و پذیرنده آن ، کاری عقلانی نمی باشد .
و سعادتی در پی ندارد .
با پوزش از بسیار گویی.
و با درود و تحسین بیکران بر،

عزیزان نویسنده کامیار صالح پور، علیرضا اجلی و همه ی گروه نمایش 498 .
زندگی زیباتر و شریف تر از آن است که به دروغ ، خیانت و هر آن چه بدی ست ، حتا تلنگر خورد...

نگاه مادر جان ناهید بزرگوار به زندگی زیبا و ستودنی و آموختنی است......عشق ایشان و خاله شکوه نازنین به تاتر حیرت زا است .... و ثابت کننده ی اعجاز تاتر در زیستن....
تماشای ... دیدن ادامه » این نمایش از اولویتهایم شد..
۰۸ مرداد ۱۳۹۴
بانو حدادی نازنین و دوست داشتنی،،، ترغیبمان کردین:)
و درود بر این نوشتارتان: "زندگی را بیندیشیم ، درست نگاه کنیم تا درست تر انتخاب کنیم ؟ " امیدوارم حداقل بتونیم به این سمت حرکت کنیم
۰۹ مرداد ۱۳۹۴
نازنین دختر دوستداشتنی ام مریم جانم ممنونم . و به جان امیدم که
به سوی زیر ساختی محکم برای بنای مقدّس ، زیبا و شیرین زندگی ره پوییم.
سعادتمندیتان را به نیایشم .
۱۰ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاید همین چند خط وصف ِ نمایش ، داستان را بگوید(لو دهد).

.
.
.
.

اگر بگویم تا حدودی پردازش خوب "اتاق هشت" جیمز دبلیو گریفیتس است چندان بیراه نیست.
اما با نقشهایی که در گیر و دار توهمات و واقعیات یک زوج شکل میگیرند...
فضایی ریتمیک از گفتگوها و سرگیجه های ناشی از ارتباطات ایست که فرد برای توجیه آن دست به هر کاری میزند.
یکی از آن محکوم کردن او به توهم.
دیدنش خالی از لطف نیست.
ممنون شکیبا جان . من دیدم و موافق که اجرایی دیدنی است .
۰۸ مرداد ۱۳۹۴
سرکار خانم حدادی عزیز با شما موافقم.
و حضور و هنرمندی خانم نسیم ادبی دیدنی بودن نمایش را دو چندان کرده بود.
۰۸ مرداد ۱۳۹۴
نیکویم شکیبا جان باز هم با نظرت موافقم و حرکت های فیزیکی ریتمیک دیگر بازیگران را نیز تحسین می کنم .
۰۸ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش داستان زن و مردی‌ است، که در اتاقی گیر افتاده‌اند و در تلاشند تا خود را برهانند. آن دو باید به سئوالی جواب بدهند تا از اتاق خارج شوند... نمایشنامه از لحاظ مفهومی برخوردی غیرعادی دارد و از نظر اجرایی فضایی رازآلود و مبهم را می‌سازد.

"ایران تئاتر"
اره ی هشت
۰۳ مرداد ۱۳۹۴
نویسنده اش کیه؟هیچ اسمی از نویسنده نیست
۰۴ مرداد ۱۳۹۴
نویسندگان: کامیار صالح پور، علیرضا اجلی
اگه دقت کنید هست
۰۴ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید