تیوال نمایش پنج ثانیه برف
S3 : 23:52:26
روایت پنج زن که در تهران زندگی می‌کنند
  ۲۶ مهر تا ۲۸ آبان ۱۳۹۵
  ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت و ۱۵ دقیقه
 بها: ۴۰,۰۰۰ و ۳۰,۰۰۰ تومان

: عباس جمالی
: مرتضی میرمنتظمی
: رویا تیموریان، فرشته صدرعرفایی، آزاده صمدی، سپیده صباغ، سارا لاهوت، عباس جمالی
: گروه تیاتر مشق

: مرتضی میرمنتظمی
: فرشید مصدق
: محمدرضا جدیدی
: احسان نقابت
: آرش طراقی
: کاوه مرحمتی
: احسان جابری، آسمان روشن
: محمد قدس
: امیر ابراهیم زاده
: رضا درویش
: زهرا آقابلاغی
: حمیدرضا گودرزی، سالار یعقوبی، سیدمهدی میراکبری، علی شاکر
: سام بهشتی
: هژار رمضانی، ساناز تیموری و امیر قالیچی (تیاتر بازها)
: پارسینما، فیلم نیوز
: بهروز سیفی
: محمدرضا سبکتکین
: رامین مظاهری (استودیو باران)
: علیرضا یحیوی (موسسه صدای باران)
: سید مصطفی طباطبایی نسب
: میثم سلیمانی، اسماعیل عباس زاده، بهنام خوبی، علی دلوروشن و محمدرضا موسوی
: رضا محمودی
: شهرزاد کاظمی
: سمیه خاسته

نکته مهم: افرادی که ناراحتی تنفسی و ریوی دارند، اگر می‌خواهند این نمایش را ببیند، به همراه خود ماسک داشته باشند.

روایت پنج زن که در تهران زندگی می‌کنند


- از همراه داشتن فرزندان زیر ۱۵ سال خودداری نمایید.

باکس‌های روبرو: ۴۰.۰۰۰ تومان
باکس‌های کناری: ۳۰.۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش پنج ثانیه برف / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش پنج ثانیه برف (سری دوم) / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش پنج ثانیه برف (سری نخست) / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش پنج ثانیه برف / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» چند ذوق زدگی تا مرز خلاقیت

» مرگ و شاعرانگی حوالی چنارهای خیابان ولیعصر

» نمایشی مبتنی بر واقع‌گرایی و تمثیل‌وارگی

» خیابان‌هایی شلوغ ولی پُر از تنهایی

» نگاهی به نمایش «پنج ثانیه برف»، آرزوهایی که بر باد رفتند

» برف می بارد!

» پنج ثانیه برف نمایشی که برشی از وضعیت اجتماع اکنون شهر را تصویر کرده

» یادداشت هوشنگ گلمکانی درباره نمایش پنج ثانیه برف

» نمایش پنج ثانیه برف به دلیل استقبال مخاطبان تمدید شد

» یادداشت لیلی فرهادپور درباره نمایش پنج ثانیه برف

» روایت قصه زندگی این پنج زن برایمان مهم بود

» رویا تیموریان با نمایش «پنج ثانیه برف» به کارگردانی مرتضی میرمنتظمی بعد از مدت ها به صحنه تئاتر می آید.

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

 
گفتگوی تیوال با آزاده صمدی
من با فلسفه هراس مسئله دارم
 
گفتگوی تیوال با فرشته صدر عرفایی
باید بدانیم خودمان ریشه خشونتیم
 
گفتگوی تیوال با عباس جمالی
چرا تا به گنگی میرسیم اثر را محکوم میکنیم
 
گفتگوی تیوال با رویا تیموریان
دیده نشدن بازیگر باعث افزایش تمرکز مخاطب می شود
 
گفتگوی تیوال با سارا لاهوت
مشکلات زنان جامعه که کمتر به آن پرداخت می شود،مظمون اثر ماست
 
گفتگوی تیوال با مرتضی میرمنتظمی
تماشاگر باید اندکی از مرسومات تئاتر فاصله بگیرد و به تماشای ما بنشیند

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، روبروی تالار وحدت، سالن حافظ
تلفن:  ۶۶۷۵۶۰۴۳


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
تحلیلی روانشناختی از نمایش «پنج ثانیه برف»
در این نوشتار قصد دارم نمایش «پنج ثانیه برف» را از جنبه روانشناختی مورد تحلیل محتوایی قرار بدهم.
پنج ثانیه برف ماجرای رنجی است که می‌بریم. روایت زخم‌های پنهانی که لابلای شلوغی‌های این شهر جاخوش کرده‌اند و هر از گاهی عفونت‌شان سر باز می‌کند. داستان شهری بی نفس با آدم‌هایی که روحشان از نفس افتاده است. در این نمایش برش‌هایی کوتاه از زندگی شش شهروند را می‌بینیم. پنج زن و یک مرد. این شش نفر همگی راوی بخش‌های مختلف یک داستان هستند. داستان زنانگی زخم خورده.
برای این که بتوانیم ماهیت این داستان را بهتر بفهمیم نیاز داریم با ماهیت زنانگی بیشتر آشنا شویم. در مکتب تائو یا حکمت چینی، یین و یانگ دو عنصر شکل‌دهنده حیات و هستی هستند. یین نماد روشنی، گرما، نور، خشکی، مردانگی، تعقل، سختی و تمرکز است. در نقطه مقابل یانگ نماد تاریکی، سرما، ظلمت، رطوبت، زنانگی، احساس، نرمی و پراکندگی است. چینی‌های باستان معتقد بودند هر گونه آشفتگی، بی‌نظمی و بیماری در سطح فردی و جمعی، ناشی از بر هم خوردن تعادل بین این دو عنصر حیات‌بخش است.
کارل گوستاو یونگ رواندرمانگر و روانپزشک سوئیسی که در پژوهش‌های خود حکمت‌های مختلف از جمله حکمت چینی را مورد بررسی قرار داده بود، این عقیده را به شیوه‌ای دیگر بیان نمود. از نگاه او بخش ناخودآگاه روان انسان‌ها اعم از مرد و زن دارای دو کیفیت روانی مهم به نام آنیما (زنانگی درونی) و آنیموس (مردانگی درونی) است. از نگاه او تکلیف رشدی مردان به ویژه در نیمه دوم عمر آن است که بتوانند با بخش زنانه روان خود (آنیما) رابطه‌ای مؤثر و باکیفیت برقرار کنند و از موهبات بیداری این انرژی روانی مانند خلاقیت، انعطاف و احساسات غنی بهره‌مند شوند. به طریق مشابه زنان دارای تکلیف رشدی برقراری ارتباط مؤثر و باکیفیت با آنیموس (بخش مردانه روان) هستند تا بتوانند به هدفمندی، قاطعیت و تعقل بالاتری دست پیدا کنند. افراط در فعال نمودن هر کدام از این انرژی‌های روانی در سطح فردی اختلال در رشد روانی و در سطح جمعی، ناهنجاری‌های اجتماعی را به دنبال دارد.
در جامعه مردسالار (آنیموسی افراطی) زن بودن و زنانگی تحقیر شده و به حاشیه رانده می‌شود. زن‌ها تشویق می‌شوند که هر چه بیشتر مردانگی از خود نشان بدهند و در بازی‌های مردانه مانند پیشرفت شغلی وارد شوند. در نقطه مقابل در جامعه زن‌سالار (آنیمایی افراطی) نمادهای مردانه مانند تعقل و قاطعیت سرکوب می‌شود و انفعال و احساس‌گرایی ترویج می‌شود. هر دو شکل این جوامع در برهه‌هایی از تاریخ تجربه شده‌اند و به قهقرا رفته‌اند.
شخصیت پنج زن و یک مرد در نمایش هر کدام روایتگر یکی از وجوه زنانگی هستند. وجه دخترانگی، وجه مادرانگی، وجه همسرانگی و وجه آنیمایی (زنانگی درونی مردان).
معصومه که دوست دارد او را الناز بنامند زنی است بیوه و مادر یک دختر که خالکوبی می‌کند.
اکرم زنی است سنتی و خانه‌دار که از خیانت شوهرش رنجیده و در حال جنگیدن برای نجات زندگی مشترکش است.
ساینا زنی است مستقل و عصیانگر که نبود پدر را احساس می‌کند و دور از خانواده زندگی را می‌گذراند.
بابونه زنی است مهاجر که پرستار پیرمردی تنهاست و دور از نامزدش زندگی می‌کند.
منصوره زنی است شاغل که همسرش را در اعتراضات سیاسی از دست داده و با دخترش زندگی می‌کند و به شغل رانندگی مشغول است.
و رضا راننده‌ای است تنها که سرنوشت مشترک این پنج زن را تعیین کرده است.
شاید در نگاه اول ماجرای این شش فرد، با یکدیگر بی‌ارتباط به نظر برسد اما هر کدام از آن‌ها راوی یکی از زخم‌هایی هستند که بر پیکره زنانگی وارد آمده است.
کارگردان با استفاده از نمادسازی‌ها و مونولوگ‌های هوشمندانه‌ای که طراحی کرده و آن‌ها را زنجیروار در پی یکدیگر آورده است، به تماشاگر نشان می‌دهد وقتی زنانگی آسیب ببیند، تحقیر شود و به حاشیه برود خشونت عریان مستعد رخ نمایاندن خواهد شد.
رضا ... دیدن ادامه » که بعداً می‌فهمیم بزهکار است فردی است که در جوانی به جرم عشق به یک دختر از سوی اطرافیان او مورد شکنجه و آسیب روحی و جسمی قرار گرفته است. آسیب روانی وارده به این فرد به قدری شدید است که او برای خلاصی از احساس تحقیری که دامنگیر او شده به رفتارهای وسواسی - اجباری مانند مالیدن روغن به بدن و پاره کردن لباس با تیغ روی می‌آورد. رضا نماینده همه مردانی است که آنیمای زخم خورده و تحقیر شده دارند و به همین علت به رفتارهای بزهکارانه مانند اسیدپاشی، تجاوز و قتل دست می‌زنند. این مردان در معدود فرصت‌هایی که امکان ارتباط با زنانگی درون خود را داشته‌اند آنچنان مورد آزار و آسیب قرار گرفته‌اند که به ساز و کارهای دفاعی از نوع واکنش‌ معکوس روی آورده‌اند.
معصومه زنی است که خلاء حضور یک مرد را در زندگیش احساس می‌کند. او برای جبران مردانگی درونی (آنیموس) خود فوراً جذب رضا می‌شود که برای او نمادی از قدرت مردانه است. معصومه از طریق ایجاد هویت قلابی (دکتر الناز متخصص پوست) سعی دارد حقارت‌ها و کمبودهای درونی خویش را فراموش کند. او نماینده زنانی است که بر اثر ناملایمت زندگی مجبور شدند بار بزرگ کردن فرزند را به تنهایی به عهده بگیرند و احساس دوست داشتن و دوست داشته شدن را مدت‌هاست فراموش کرده‌اند.
ساینا دختری معترض و آسیب‌خورده است. او زمانی که به پدرش نیاز داشته او را در کنار خود نداشته است. مادر نیز با ترک او و مهاجرت به خارج از کشور در حساس‌ترین دوران زندگی او را تنها گذاشته است. ساینا خشمی را با خود حمل می‌کند که نمی‌تواند آن را به طور سالم بروز بدهد. او نماینده دخترانی است که به واسطه نداشتن پدر در کنارشان عزت‌نفس‌شان به شدت آسیب دیده است. از این رو در تلاشند به هر نحوی خودشان را به جامعه اثبات کنند، غافل از این که ورود به زمین بازی مردانه برای آن‌ها فرسودگی و سرخوردگی را به دنبال خواهد داشت.
اکرم زنی است که خیانت شوهرش را به چشم دیده است اما باز هم می‌خواهد پای زندگی‌اش بماند. اکرم نماینده زنانی است که هویت خویش را در زندگی مشترک‌شان تعریف کرده‌اند و جدا از مردشان برای خود هویتی قائل نیستند. او تمام تحقیرها و سختی‌ها را به جان می‌خرد و زنانه می‌جنگد تا در چشم شوهرش جلوه کند.
منصوره زنی است که از تحولات سیاسی زخم خورده است و حال در غیاب شوهرش باید از طریق رانندگی خرج خودش و دختر دانشجویش را در بیاورد. منصوره نماینده زنانی تنهاست که آنچنان خود را در نقش مادری تعریف کرده‌اند که دیگر خودشان را کاملاً از یاد برده‌اند. این زنان دوست داشتن و دل بستن به مردی دیگر را با احساس گناهی شدید تجربه می‌کنند زیرا از خدشه‌دار شدن تصویر مادر فداکار خود نزد دیگران به شدت واهمه دارند.
بابونه زنی است مهاجر که از ناملایمات و ناآرامی‌های افغانستان گریخته و رویای یک زندگی آرام را دارد. اما نامزدش که در وطن زندگی می‌کند بر بازگشت او پافشاری می‌کند. بابونه نماینده زنانی است که بین نقش‌های سنتی و مدرن زن بودن گرفتار شده‌اند. بخشی از بابونه می‌خواهد عروس شود و همسر کسی باشد، اما بخش دیگری از بابونه که دوراندیش‌تر است به دنبال داشتن شغل مستقل و امنیت شخصی است.
دو نماد مهم در این نمایش، ماسک و برف است. ماسکی که ظاهراً شخصیت‌های نمایش برای در امان ماندن از آلودگی هوای تهران به صورت زده‌اند، اما اگر عمیق‌تر بنگریم این ماسک، نماد مقاومت روح آن‌ها برای استنشاق نکردن هوای خشونت و جزمیتی است که در سطح جامعه وجود دارد. آن‌ها با تمام وجود می‌خواهند زن باشند و زن بمانند و زنانگی را تقدیس کنند. نماد مهم دوم برف است. برف نماد پاکی و پاک‌کنندگی است. پاک شدن و رهایی از رنج‌ها همان چیزی است که شخصیت‌های نمایش به دنبال آن هستند. بزهکاری که می‌خواهد تقاص گناهانش را پس بدهد، زنی که می‌خواهد برای فرزندش مادری کند، همسری که می‌خواهد شوهرش را در کنار خود داشته باشد، دختری که می‌خواهد پدرش را بالای سر خود ببیند، زنی که می‌خواهد بدون احساس گناه دوست داشته شود و زنی که می‌خواهد امنیت را در زندگیش ببیند.
پایان تراژیک نمایش زندگی این پنج زن و یک مرد را به یکدیگر پیوند می‌دهد و شاید همین پایان تلخ است که پیام نمایش را تا مدت‌ها در ذهن‌مان حک می‌کند. این که اگر مرد هستیم نیاز داریم مراقب زنانگی درون‌مان باشیم وگرنه ممکن است به جای آن که منبع خلاقیت و آرامش در زندگی‌مان باشد، تباهی را به دنبال بیاورد. و اگر زن هستیم، باید پای در سفری بگذاریم که روح زخم‌خورده‌مان را شفا ببخشیم و نگذاریم که خود تطبیق یافته بر خود حقیقی ما حکمرانی کند.
Nasrin Izadi، زینب سعیدی و Zahra Saroukhani این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید بلیط های روزهای پایانی فراهم شده



*********این نمایش تا جمعه 28 آبان تمدید شده و در این تاریخ قطعا به پایان خواهد رسید وبه هیچ عنوان دیگر تمدید نمیشود******
لیلى شجاعى این را خواند
دوستان من دوتا بلیط روز سه شنبه یعنی فردا رو تهیه کردم ولی متاسفانه نمیشه برم، اگر کسی مایل بود به شماره ی زیر پیام بده: و یا تماس بگیره 09192875097
۲۴ آبان ۱۳۹۵
دوستان من دوتا بلیط برای امروز ( سه شنبه ) در جایگاه روبرو دارم ولی متاسفانه نمی تونم برم، اگر کسی مایل بود لطفا با این شماره تماس بگیره ۰۹۱۲۲۹۵۲۸۴۰
۲۵ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید بلیت سانس های پایانی و نیز دو سانس ویژه ساعت ۱۸:۳۰ برای روزهای پنج شنبه ۲۷ و جمعه ۲۸ آبان ماه، در روز یکشنبه ۲۳ آبان ماه ساعت ۱۶ فراهم می شود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای روز یکشنبه (23آبان) به نفع دانشجویان تحت حمایت موسسه خیریه آراسته می باشد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید بلیط های روزهای اول هفته آینده یکشنبه، دوشنبه و سه شنیه (23،24 و 25 آبان) فراهم شده

*قابل ذکر است اجرای روز یکشنبه 23 آبان به نفع دانشجویان تحت حمایت موسسه خیریه آراسته می باشد

*********این نمایش تا جمعه 28 آبان تمدید شده و در این تاریخ قطعا به پایان خواهد رسید ******
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید بلیت سانس ویژه (ساعت ۱۸:۳۰) برای روزهای پنج شنبه ۲۰ و جمعه ۲۱ آبان ماه فراهم شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش "پنج ثانیه برف" برای آخرین بار تمدید شد،استقبال بی نظیر مخاطبان ادامه دارد
.
نمایش "پنج ثانیه برف" عنوان تازه ترین نمایش مرتضی میرمنتظمی است که از تاریخ ٢٦مهرماه در تالار حافظ روی صحنه رفت و طبق برنامه ریزی های انجام شده، قرار بود که این نمایش فقط پانزده شب و تا تاریخ ١٤ آبان ماه روی صحنه بماند اما به دلیل استقبال و درخواست مخاطبان و صحبت های انجام شده با مدیریت تالار حافظ، اجراهای این نمایش تا تاریخ ٢٨ آبان تمدید شد. .
گفتنی است این آخرین بار است که اجرای این نمایش تمدید می شود و اجرای آن در تاریخ مذکور قطعا به پایان خواهد رسید. .

(تعداد ١٠بلیت برای دانشجویان گرامی به صورت روزانه در نظر گرفته شده که دانشجویان می توانند با مراجعه به گیشه تالار حافظ و ارائه کارت دانشجویی از تخفیف ویژه بهره مند شوند)
عرفان بهمنی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش تا ۲۸ آبان ماه تمدید و امکان خرید بلیت سانس های یکشنبه ۱۶، دوشنبه ۱۷ و سه شنبه ۱۸ آبان ماه در روز پنج شنبه ۱۳ آبان ماه ساعت ۱۲ شب فراهم می شود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت هوشنگ گلمکانی درباره نمایش پنج ثانیه برف

نمایش «پنج ثانیه برف» نوشته عباس جمالی به کارگردانی مرتضی میرمنتظمی که در تالار حافظ روی صحنه است، نمایشی در توضیح دنیاهایی زنانه است. واگویه‌های تنهایی پنج زن با موقعیت‌ها و ویژگی‌هایی متفاوت که در ابتدا بی‌ارتباط با هم به نظر می‌رسند و در پایان، حضور یک مرد، زندگی آن‌ها را به هم پیوند می‌دهد. ساختار روایتی نمایش، شیوه آشنای سینمایی دو دهه اخیر است که اسمش را می‌شود گذاشت «ژانر از کنار هم می‌گذریم.» سرما و برف و درخت‌های برهنه هم نشانه‌ای هستند از سرمای این زندگی‌ها. طراحی صحنه با تنه‌های درخت‌هایی که یادآور اثر معروف عباس کیارستمی است، هم در تناسب با حال‌وهوا و مضمون نمایش است و هم یادآور حسرتی همیشگی.


کاوه علیزاده این را خواند
وحید درودیان راد و hacpdvp این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید روزهای چهارشنبه، پنج شنبه و جمعه همینک فعال شد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باید رفت و باید دید این نمایش رو.....
ایمان جعفرزاده این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب نمایش رو به تماشا نشستم

دوستش داشتم،

کل داستان ها و تلخیِ انتهای ماجرا، خیلی تلخ بود...
ضربه ی نهایی کاری بود...
ولی روایتِ داستان، خیلی خوب، ارتباط داستان ها به هم خیلی منطقی و باورپذیر

بازی ها خیلی خوب و دکور هم عالی

بر خلاف خیلی از دوستان که مسلما به خاطر نوع دکور در دیدن بازیگران مشکل داشتن فکر کنم شانس خوبی در انتخاب صندلیم داشتم و مشکلی با این قضیه نداشتم
سلام. کدوم قسمت سالن دید بهتری داره؟ اگه راهنمایی کنید ممنون میشم.
۱۵ آبان ۱۳۹۵
جناب شقاقی
با عرض معذرت که دیر دارم جوابتون رو میدم، من باکس c ردیف اول نشسته بودم و دید خوبی داشتم
۱۸ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش" پنج ثانیه برف" درباره ی شهری است که همگی از آن فراری هستند. شهری دود گرفته و خفقان آور که با تمام دل چرکینی ها، کسی تابِ دل کندن از آنرا ندارد. آدم هایی که هر یک داستانی دارند و با تنه زدن هایشان به هم در پیاده رو های شلوغ شهر، به زندگی یکدیگر وصل می شوند. دود خلق و خوب مخصوص خودش را دارد. سیاهی و پلیدی را روی تنِ آدم ها می نشاند و پروبالِ روح آنها را می بندد. آدمیزاد ذاتاً میل به آزادی و پرواز کردن در آرزوها و رویاهایش را دارد. لایه زخیم دود در آسمان این شهر، مثل سقف یک گلخانه اجازه بالا رفتن را نمی دهد. می دانیم پشت این سقف شیشه ای کثیف، آسمانی زیباست ولی اجازه رد شدن نداریم. فقط وقتی برف ببارد، این سقف برداشته می شود. همه جای شهر از سیاهی مطلق به سفیدی مطلق تبدیل می شود. صداها دیگر اذیت نمی کنند. همه از سرما و ترس لیز خوردن و گیر کردن در برف، ... دیدن ادامه » خیابان های شهر را خلوت می کنند و حالا می شود درون شهر قدم زد و زندگی کرد. برف میدان آزادی را با همه ی سلام و خداحافظی های مسافران ورودی و خروجی اش می پوشاند. برف سر و تنِ مجسمه ی میدان حُر را سفید پوش می کند. توی بارش برف هنوز برج میلاد معلوم است. برف روی سر درِ پنجاه تومنیِ دانشگاه می نشیند و آدم هوس می کند، روی سراشیبیِ سقف آن سُر بخورد و از بزرگسالی به عمقِ کودکی پرتاب شود. گنبد و گلدسته امامزاده صالح رنگ عوض می کند و مثل پودر قند ریخته شده، جای جایش سفید می شود. آدم هوس می کند بزرگترین دعای زندگیش را بکند تا توی همین لحظه برآورده شود. تمام برج و باروهای شهر از سیاهی مطلق به سفیدی مطلق تبدیل می شوند. آدم های این شهر پایِ درختان چنار آن، آرزوی آمدن برف را دارند. از درختان چنار می خواهند که آنها را به مرادِ دلشان برسانند.خدا کند برف ببارد. خدا کند فقط پنج ثانیه برف ببارد.
نمایش" پنج ثانیه برف" بر تخیل تماشاگر استوار است. بین بازیگران هیچگونه دیالوگی برقرار نمی شود. همگی مونولگ هایشان را رو به تماشاگران می گویند. اینکه مونولوگ ها به تنهایی، در ذهنِ تماشاگران برای تصور فضاها و آدم های اطراف شخصیت های اصلی و حتی تغییر لباس و آرایش آنها چقدر موثر بوده، ظاهراً بیشتر به خودِ آنها واگذار شده و اجرا بیشتر در این رابطه نقشِ بومِ سفیدی را دارد برای نقش بستن هر طرحی که در ذهنِ هر یک از تماشاگران است. منولوگ ها ما را تا شمال کشور، تا آمریکا و حتی تا افغانستان می کشاند و همه اینها را را باید تماشاگران در تاریکیِ بلک باکسِ حافظ تصور کنند و کنار هم بگذارند.
"پنج ثانیه برف" به یک نمایش رادیویی بیشتر شبیه است ولی حرفه ای گریِ بعضی بازیگران و حسی کردن بیان مونولوگ ها ما را درونِ یک اجرای نمایش نگاه می دارد. فرشته صدرعرفایی بهترین بازی را درون نمایش دارد. تماشاگر را با حسِ عاشقیِ خود در میان سالی به خوبی همراه می کند. حتی در زمانی که مونولوگی ندارد و همه حواس ها به بازیگر دیگری است به او خوب نگاه کنید. عادت داریم رویا تیموریان را در قابِ تلویزیون و پرده نقره ای سینما ببینیم. در این جایگاه کمی غریب به نظر می رسد ولی خوب خود را با شرایط وفق می دهد. آزاده صمدی مونولوگ گوییِ خوبی دارد ولی کمی به نظر می رسد با نقشش نزدیکی ندارد. شیک تر از نقش است. صدای سپیده دباغ واضح به گوش نمی رسد. سارا لاهوت اول راه است و مسیر طولانی. در بعضی جاها تپق می زند و در بعضی جاها لهجه اش را برای لحظاتی جا می گذارد. عباس جمالی، تنها بازیگر مردِ نمایش، خود خالق و نویسنده نمایش است. ظاهرش به مونولوگ هایی که می گوید نزدیک است ولی بازی به دل نمی نشیند.
طراحی صحنه با الهام از هفت چنار عباس کیارستمی شکل گرفته است. چیدمانی که در نقطه مرکزی طبقه دوم خانه هنرمندان بنا شده است. چنار در اساطیر ایران مظهر غنا، باروری و موجب برکت و نعمت است. شخصیت ها به جز شخصیت مرد نمایش ،در میان این درختان چنار در حال حرکت هستند و داستان خود را بیان می کنند. هوای داخل فضای نمایش سرد است تا القای حسِ واقعی برف را داشته باشد. تا قسمت پایانی نمایش که نور قرمزی بر روی برف ها تابیده می شود و حالا گرم بودن را حس می کنیم. با بالا رفتن تنه چنارها یا به قولی قطع شدن آنها به ریشه می رسیم و داخل زمین، که مامِ زمین همیشه با خود گرمای آرامش بخشی را به همراه دارد.
در انتها خلاصه این نمایش را می توان در یک جمله بیان کرد. مزه ی گَسِ تمشک برای فرار از شهری دودآلود در زیرِ بارش برف...
لذت بردم از نقد زیبای شما.
به خصوص تصویرسازی هایی که کردید عالی است.
سپاس فراوان
۲۵ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موضوع اجتماعی بسیار جذاب ولی شیوه روایی نسبتا ضعیفی داشت. بازی های خوب و زنده ی خانم رویا تیموریان و آزاده صمدی از نکات قوت این نمایش بود. شخصیت مرد نیاز به پردازش بیشتری داشت به خصوص در نیمه اول نمایش که مونولوگ های کمتری داشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
- تخفیف وفاداری: برای خریداران نمایش های "دریا زدگی" و "P2" با ۲۰٪ تخفیف
همینک تخفیف وفاداری این نمایش فعال شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اول بگم که تئاتر رو دوست داشتم

اما تنها یک سوال در ذهنم در آخر نمایش باقی موند
چقدر تلخ، به حقیقت یک نمایش ویران کننده رو دیدم
با کلی حس امیدی که زیر پای یک کابوس له و نابود شده بود

تنها ایراد صحنه این بود که گاهی صدای موسیقی بیشتر از اندازه بلند بود و صدای بازیگر ها شنیده نمی شد
و اینکه چیدمان درخت ها، بگونه ای بود که گاهی حداقل ۱-۲ بازیگر رو غیر قابل دیدن می کرد !
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سه روز نخست هفته آینده این نمایش آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید بلیت این نمایش، کار تازه‌ای از مرتضی میرمنتظمی و با بازی رویاتیموریان، فرشته صدرعرفایی، آزاده صمدی، سپیده صباغ، سارا لاهوت، عباس جمالی، و با تخفیف ویژه تنها سه روز نخست آغاز شد.
سعید و Mandana Motaei این را خواندند
محمد تقی پور این را دوست دارد
با سلام.میخواستم بدونم امکان خرید بلیت آبان ماه از چه روزیه؟
۲۸ مهر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید