تیوال نمایش پرواز ایکار
S3 : 02:29:49
  ۱۸ فروردین تا ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۴
  ۱۸:۰۰
  ۱ ساعت و ۴۰ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: حسین پاکدل
: محمد حاتمی
: کوروش تهامی، امیر کاوه آهنین جان، سینا رازانی، بهنوش بختیاری، روح الله کمانی، تینو صالحی، علیرضا مهران، الهام دهقانی، عماد سالکی، پریسا فلاح زاده، سامان مظلومی و محمد حاتمی

: حجت سید علیخانی
: بهرنگ معتمدی
: ناصح کامگاری
: هلیا شکری
: کیمیا اشرفی
: پریسا فلاح زاده
: بابک برزویه
: محمد وفایی
: هلیا کریمی
: نازیار عمرانی
: پوریا اخوان، محمد روحبخش

نوازندگان
: بهرنگ معتمدی
: ترانه پور یوسف
: حمید رضا کیانی
: امیر صدیقیان

خرید بلیت دیگر صندلی‌ها در سایت: www.gisheh.net

تلفن رزرو بلیت: 09359005415

گزارش تصویری تیوال از نمایش پرواز ایکار (سری دوم) / عکاس: آزاده مشعشعی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش پرواز ایکار (سری نخست) / عکاس: آزاده مشعشعی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از آیین افتتاح نمایش پرواز ایکار / عکاس: آزاده مشعشعی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش پرواز ایکار / عکاس: آزاده مشعشعی

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
امشب 18 اردیبهشت 94
شب پایانی نمایش پرواز ایکار
تماشاخانه ایرانشهر ساعت 18
خرید بلیط : www.tiwall.com / www.gisheh.net
رضا قاسم پور و زیبا شکیبا این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تمامی یادداشتهای دوستان تیوالی در مورد پرواز ایکار را خواندم.
فکر می کنم در نظرات موافقین و انتقادهای مخالفین به تمامی نقاط قوت و ضعف نمایش اشارات خوب و قابل تأملی شده که حتما در ارتقای پروژه های آتی عزیزان دست اندرکار می تواند مثمر ثمر واقع گردد.

به نظر من -در نگاه کلی- پرواز ایکار یک اثر سهل و ممتنع است. صرفنظر از میزان توفیقش، بر روی آن فکر و بحث و کار شده بود و با ظاهری شاید آشفته و نامنظم اما از نظم و منطق خود پیروی می کرد.

اگر بر دقایقی که فکاهه نمایش به هزل نزدیک می شد چشم بپوشانیم مفاهیم جبر و اختیار را بخوبی دستمایه طنز خود قرار داده بود و در این مسیر ایده هایی نه کامل بلکه نو و خوبی ارائه نموده است.
من پرواز ایکار را نه می توانم آنقدر دوستش بدارم که مجدد ببینمش و نه می توانم دوستش نداشته باشم طوریکه از یکبار دیدنش پشیمان باشم.

به عوامل ... دیدن ادامه » خداقوت عرض می نمایم و سپاسگزارم.
به امید بهروزی.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش بسیار عالی بود . به همه گروه خسته نباشید می گویم . جمعه شب من به همراه همسر و پسرم به تماشای این کمدی مدرن امدیم و واقعا لذت بردیم .
حضور سرکار خانم پری صابری هم در سالن نمایش خالی از لطف نبود.
دیدن این نمایش را به دوستداران تیاتر مدرن پیشنهاد می کنم .
عماد سالکی و امیرکاوه آهنین جان این را خواندند
محمدرضا دانش، Arrogant و سمیرا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هفته پایانی نمایش پرواز ایکار
در تماشاخانه ایرانشهر سالن استاد ناظرزاده
ساعت 18
همراه با تخفیف 20% و 40%
در سایت www.tiwall.com / www.gisheh.net
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید هفته پایانی نمایش با تخفیف های 20% و 40% در سایت تیوال آغاز شد .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فروش هفته سوم نمایش پرواز ایکار با تخفیف های 20% و 40% در سایت تیوال و گیشه نت آغاز شد .
امیرکاوه آهنین جان این را خواند
amir rezaee این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
ممنونم کار خوبی بود.
من معمولا دربرابر یک کار خوب همین رو می نویسم : "کار خوبی بود" یا "خوب بود"
و دیگه به هیچی کاری ندارم و توضیحی نمی نویسم اما برای کاری که فکر می کنم بد بود می شینم با حوصله می نویسم
اما
این بار مجبورم بنویسم
قبل از اینکه حرفم رو بزنم می خوام بگم بعد از کار "گفتگوی فراریان" که رضا بهبودی بازی می کرد این دومین کار خوبی بود که امسال دیدم و به جرات می گم بهترین کاری است که الان روی صحنه است.
خب
سوال من اینه که چرا این همه نقد منفی داشتید؟
با اینکه استادم آهنین جان توی این نمایش بازی می کرد اما انقدر نقد منفی خونده بودم که جرات نکردم تا امشب برم نمایش رو ببینم.
گذاشتم شبی که چهل درصد تخفیف داشت رفتم و دیدم
چرا انقدر منفی بود نقداتون دوستان منفی بافم؟
البته من خودم به منفی نگری احتمالا معروف و منفورم در تیوال
خیلی ها شاید حالشون از نوشته های من به هم خورده چون احساس کردن من یک انسان منفی هستم
اما حاضرم با هر کدوم از دوستانی که این نمایش خوب رو به لاله زاری بودن، بدون متن بودن، عدم انسجام و ... متهم کردن بحث کنم و اگه توی یک مورد فقط اونها تونستن من رو مجاب کنن که نمایش ضعف داشته دیگه توی تیوال نقد ننویسم و ترکش کنم به عنوان تنبیه خودم
چون ... دیدن ادامه » من عاشق تیوال و مخاطبینش هستم و بدون اونها که من رو می خونن و من هم اونهارو می خونم یک چیزی توی دنیا کم دارم پس حاضرم سر تیوالم شرط ببندم کسی نتونه ثابت کنه این کار بد بوده
این از چلنج
کار خوب بود
به جز بازیگر آدلاید که خودش رو بدون ملاحظه به نور صحنه از محیط نور خارج می کرد بقیه بازیگران حتی اون بچه های زحمتکشی که صحنه رو عوض می کردن و گاهی هم نقش کوچکی بازی می کردن خوب بودن
امیرکاوه آهنین جان قلب من رو لرزوند با خوانندگی و بازیش.می دونم که نیازی نداری اما از تو ممنونم
سینا رازانی و تینو صالحی و علیرضا مهران عالی بودن
دوستمون که اسمش رو نمی دونم هرچند می تونم برم اسمش رو پیدا کنم اما به عمد این کار رو نمی کنم و به جای محمد حاتمی اومده بود و نقش راوی رو بازی می کرد خیلی خوب تونسته بود در کنار این چهار نفر بازیگر بزرگ خودش رو نشون بده آرزو می کنم و البته بازی ایشون نوید این رو هم می ده که آینده خوبی داشته باشه.
بهنوش بختیاری خوب بود.
محمد حاتمی جای خودش نبود متاسفانه اما نمکی بازی می کرد.
روح الله کمانی هم خوب بود
آداپت نمایش از روی رمان خوب دراومده بود
متاسفانه طراحی صحنه خوبی نداشت و بیشتر از اینکه یک طراحی فانتزی در راستای کارگردانی فانتزی باشه یک طراحی صحنه کاربردی بود در راستای بلد نبودن طراحی صحنه این نقطه ضعف کار بود.حیف از کار خوب که طراحی صحنه خوبی نداشته باشه.این بچه های زحمتکش چقدر سختی کشیدند برای بردن این آکسسوارهای پرطمطراق نازیبا از هر صحنه به صحنه دیگه.
موزیک خوب بود.دوستی گفته بود اون گروه موزیک جای بدی در صحنه دارند می خواستم بدونم سمت چپ بالای صحنه واقعا انقدر کلیدی هست در میزانسن؟نه نیست.
نور پردازی رو دوست داشتم.اگر بازیگری مثل آدلاید کمی از خودش گذر کنه و به نور توجه کنه هیچ ایرادی دیده نمی شه در این قسمت.
لباس ها رو دوست نداشتم
باز هم می گم نقد منفی وقتی خوبه که کارساز باشه و کمک کننده و اگر کسی بود که نقد منفی داشت نسبت به کار بیاد حرف بزنیم تا ببینیم چیه داستان
بی انصافی خوب نیست
ممنونم از کار خوبی که دیدم
هیچکس رو تشویق نمی کنم بره کار رو ببینه چون همین الان هم دوستانی هستند که فکر می کنند این یک تبلیغه
کار رو نبینید
اما
من دیدم و لذت بردم.
تقریباً با تمام نظرات شما موافقم، ممکنه این نمایش با شاهکار بودن فاصله داشته باشه ولیکن چیزی باعث نمیشه که یه کار خوب و دوست‌داشتنی به حساب نیاد و نشه از تماشای اون لذت برد. از همه مهمتر اینکه محمد حاتمی کم کم و نمایش به نمایش، داره به ایجاد یک زبان جدید ... دیدن ادامه » و مختص به خودش نزدیکتر می‌شه.
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۴
محمد جان
نمی تونم بگم خبری هست یا نیست از شوخی های مبتذل
عکس العمل ها متفاوته
دیشب یک آقا و خانم محترمی کنارم بودند که خانم لذت می برد از کار و دوست آقای ایشون می گفت که چیزی نمی فهمه از کار و دوست نداره.جلوی ما هم یک آقا و خانم بودند که موقع رورانس وقتی ... دیدن ادامه » که همه دست می زدند به همراه آهنگ باب مارلی این دو نفر به من که دست می زدم طوری نگاه می کردند که انگار من باعث یا حداقل دنباله رو ابتذال در دنیا هستم و نگاهشون یک زاویه چهل و پنج درجه از بالا به پایین داشت.
روی این حساب که ما در یک متر مربع دیشب چهار جور نظر متفاوت داشتیم لطفا بر اساس حرف من که ابتذالی در کار نیست قضاوت نکن
آخر همین متن هم نوشتم محمد عزیزم
من دوست داشتم اما نمی گم برید ببینید.هر کی رفت و دید با نظر خودش رفته و دیده عزیزم
:)
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۴
بله حرف شما رو درباره متفاوت بودن عکس العمل ها کاملا درک میکنم. سپاس.
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدلاید :
مردها بوالهوس اند ... ایکار دیوانه است و به هر دختری که سر راهش برسد اطمینان می کند .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایکار :
یک مسئله فنی ، مسخره نیست ؟ ... این مسئله فنی ، اسم ندارد ؟ ... این یک نقاب است بروی حقیقت ...
امیرکاوه آهنین جان این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
راوی : ممکنه سوال کنم به چه اسمی ؟
جوان : آدالبردوشامیساک لون پیپلو دومار والپر مولند
رومینا خلج هدایتی، ر. پ و فهیمه تردست این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیاط :
لباس پوشاندن به یک مرد ، مثل لباس پوشاندن به یک دنیاست .
امیرکاوه آهنین جان این را خواند
sara saghafi و فهیمه تردست این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
راوی :
دست زدن به کتاب جرات نمی خواد ... سواد می خواد که شما داری ... میتونی نگاش کنی ... نترس
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مورکول :
من رمان نمی خونم ، رمانارو زندگی می کنم ... شما هم کوتاهش کن ، زمان زمان سرعته موسیو .
امیرکاوه آهنین جان و pooneh moh این را خواندند
sara saghafi این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ژاک :
بین خودمون بمونه ژان ، خبرنگاری ام نیس به حرفامون گوش بده ، گاهی به خودم می گم به چی امید داری ؟ آیندگان دورند ... خیلی دور ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ژان :
توصیف درستش جسارته ... من جسورم دوست عزیز ، اگر سخت گیری قانون نبود جسور تر هم بودم .
ر. پ، sara saghafi و پریا عالی محمدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اوبر :
فی الواقه عجب عاقبتی ، عاقبت رمان نویس بدون شخصیت . شاید روزی در مورد همه همین طور بشه . مولفانی خواهیم بود در جستجوی شخصیت ...
حسین پوریعقوب این را خواند
رومینا خلج هدایتی و پریا عالی محمدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای ویژه همراه با تخفیف نمایش «پرواز ایکار»

نمایش «پرواز ایکار»، شنبه پنجم اردیبهشت، ساعت ۲۰:۳۰ اجرای ویژه خواهد داشت.

به گزارش سایت ایران تئا‌تر، «پرواز ایکار» نوشته حسین پاکدل و کار محمد حاتمی که از ۱۸ فروردین ماه در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه رفته، اجرای ویژه‌ای را شنبه پنجم اردیبشهت، ساعت ۲۰۳۰، برای مخاطبان در نظر گرفته است.

همچنین تمامی بلیت‌های این نمایش با ۴۰ درصد تخفیف ارائه می‌شود که در سایت‌های مربوطه تهیه بلیت قابل پیش خرید و رزرو است. این اثر در روزهای دیگر هفته، ساعت ۱۸ در تماشاخانه ایرانشهر اجرا می‌شود و میزبان مخاطبان خود خواهد بود.

در این نمایش امیرکاوه آهنین‌جان، بهنوش بختیاری، محمد حاتمی، الهام دهقانی، سینا رازانی، عماد سالکی، تینو صالحی، پریسا فلاح‌زاده، روح‌اله کمانی، سامان مظلومی و علیرضا مهران ... دیدن ادامه » به ایفای نقش می‌پردازند.
http://www.theater.ir/fa/news.php?id=46109
حسین پوریعقوب این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای بار دوم به دیدن این نمایش پر هیجان و خوش سناریو نشستم.
بعد از نمایش گزارش به آکادمی، اولین باری بود که دوباره آقای پاکدل دوست داشتنی را از نزدیک می دیدم.
نمایش نسبت به روز اول آن تغییرات زیرکانه ای داشت و بر جنب و جوش و حرکات منظم آن اضافه شده بود.
و همچنین اینبار آقای استاد کاوه آهنین جان هم ترانه لئونارد کوهن را کامل خواندند. :)

با تشکر بسیار از گروه محترم جم و آرزوی دیدن کارهای بیشتر
گفت‌وگو با محمد حاتمی، طراح و کارگردان نمایش پرواز ایکار
پرهیز می‌کنم از تکرار و تقلید
رضا آشفته
نمایشنامه پرواز ایکار نوشته حسین پاکدل و کار محمد حاتمی است که این روزها در تالار فرهاد ناظرزاده کرمانی ساعت ١٨ اجرا می‌شود. این متن برداشتی از رمان- فیلم‌نامه پرواز ایکار نوشته ریموند کنو و ترجمه کاوه سیدحسینی است. در این نمایش امیر کاوه آهنین جان سینا رازانی بهنوش بختیاری روح الله کمانی تینو صالحی علیرضا مهران الهام دهقانی عماد سالکی پریسا فلاح زاده سامان مظلومی و محمد حاتمی بازی می‌کنند. با محمد حاتمی درباره این نمایش گفت‌وگو کرده‌ایم:

‌ چقدر متن وفادار به رمان- فیلم‌نامه پرواز ایکار است و چقدر از کهن‌الگوی ایکاروس تأثیر گرفته است؟
حسین پاکدل سعی کرده که به لحاظ مفهومی به آن وفادار بماند و درواقع به لحاظ معنایی همان کهن‌الگوی قدیمی است.
‌ اگر بخواهیم به لحاظ گونه‌های نمایش، پرواز ایکار را تقسیم‌بندی کنیم، ماهیت کمدی یا تراژدی یا تلفیقی از این دو می‌یابد؟
باید گفت که هیچ‌کدام. این قصه‌ای است که با ویژگی‌های خود پا به دنیا می‌گذارد و تحلیل‌های ما در زمان تمرین همین بود. چون برخی می‌گفتند که ما داریم یک کمدی می‌بندیم و من ازشان خواستم ذهن خود را نبندند بلکه آن را بازتر کنند چون در آن فقط لحظاتی، همان‌طور که در رمان- فیلم‌نامه هم هست فقط در سکانس‌ها و صحنه‌هایی لحظاتی کمدی است. حتی متن کاملا تراژدی نیست و تمام آن به‌صورت یک فاجعه تراژیک نیست و فقط در آن اتفاقات و لحظاتی شکل تراژیک به خود می‌گیرد. این رمان- فیلم‌نامه به سمت قصه‌ای می‌رود که درست مثل زندگی روزمره است. ما اتفاقات را در آن نمی‌توانیم پیش‌بینی کنیم که الان تراژدی یا کمدی در آن قرار است به وقوع بپیوندد. در زندگی هم این لحظات و اتفاقات است که ما را به دنبال خودش می‌کشاند. ما در این قصه وارد یک فانتزی و تخیل می‌شویم و این دو دنیا را با هم مخلوط می‌کند که یکی‌اش دنیای واقعی و زندگی روزمره است و دومی شخصیت‌های مجازی آن هستند که ما را به فانتزی می‌برند. این مجازی و واقعی مدام در حال رفت‌وآمد است. شخصیت ایکاروس که همان کهن‌الگوست، از قصه نویسنده‌ای فرار می‌کند. درواقع شخصیت فانتزی و مجازی که کاملا انسانی و قابل لمس نیست وارد یک زندگی واقعی می‌شود. او دارد زندگی می‌کند.
‌ آیا این ایکار می‌خواهد انسان‌های واقعی را متحول کند که پا به دنیایشان می‌گذارد؟
نه! او فقط قرار است شریک‌شان شود در زند گی و نمی‌خواهد تأثیرگذار باشد. در کهن‌الگوی ایکاروس و ددالوس پدر و پسری فرار می‌کنند و در آنجا ایکاروس پرواز می‌کند و در دریا غرق می‌شود؛ بنابراین لحظه تراژیک دارد. در اینجا ایکاروس می‌گریزد که دیگر دچار لحظه تراژیک نمی‌شود، یعنی او به کمک یک انسان که درواقع یک زن و عامل پیش‌برنده نمایش و یک انگیزه‌ است، پرواز می‌کند. او می‌تواند با این فرار و در کنار این زن (ال ان با بازی بهنوش بختیاری) زندگی دوباره‌ای را بسازد.
‌ آیا عشق موضوع این متن است؟
بله کاملا درست است.
‌ آیا در نبود عشق روی زمین است که ایکار از داستان به دنیای واقعی پا می‌گذارد که آن را احیا کند؟
فقط برای ایکار در جهان قصه عشق نبوده و نویسنده خواسته برایش چنین چیزی را رقم بزند. او در دیالوگی می‌گوید نویسنده خواسته برایش یک زندگی غم‌انگیز را به وجود بیاورد. ما در اینجا بر اساس همان کهن‌الگو که با بال‌های مومی می‌خواهد پرواز کند، شخصیت ایکار را ساخته‌ایم. درواقع می‌خواهیم او را به سمت آرمان‌هایش که آینده روشنی است، پرواز دهیم.
... دیدن ادامه » بنابراین این چهار نویسنده که در نمایش شما هستند می‌خواهند به‌گونه‌ای عشق خود را بر سر این ایکار بیاورند؟
این برداشت‌های ایشان از عشق است که تعاریف خود را در جهان و جوامع مختلف دارد. این غلط است که بخواهیم برای عشق یک تعریف واحد در نظر بگیریم. هرکسی باورهای خود را از مفهوم عشق دارد. بنابراین مفهوم ثابت و یکسانی برایش نیست و هیچ فرمول ثابت و مشخصی هم برایش نیست. ما نمی‌توانیم مثل شابلون که به قاعده شکل درست می‌کند بتوانیم برای عشق هم چنین تعریفی را در نظر بگیریم. همچنان که مفهوم عشق در تمام نقاط شهر و حتی در یک مجموعه مسکونی هم تعاریف متفاوت خود را دارد. نمی‌خواهم درباره امری جهان‌شمول حرف بزنم. در یک جمله بسیار زیبا آمده است: هرکس عشق را تعریف کند معنایش را نفهمیده است. از منظر من هم چنین نظری درباره عشق مصداق دارد. در اینجا هم نویسنده‌ای می‌خواهد طور دیگری عشق را برای ایکار رقم بزند.
‌ بالاخره در این زمین عشقی وجود ندارد که نویسنده‌ها دارند درباره‌اش قلم‌فرسایی می‌کنند؟
وجود دارد و اما این زن انگیزه است که باید باشد و وجود دارد که جریان پیدا می‌کند؛ مثل خون. اما برای دستیابی به آن، تعاریف متعدد وجود دارد که آن نویسنده‌ها، هریک به دلخواه خودش می‌خواهد ایکار را گرفتار عشق کند.
‌ مسئله اصلی هم عشق است؟
زندگی... در اینجا نوع زندگی و چگونگی زندگی‌کردن در قصه، نمود پیدا می‌کند.
‌ چرا در این نمایش ترانه‌ها به زبان بیگانه توسط امیرکاوه آهنین‌جان اجرا می‌شود، آیا توانایی و تسلط بازیگر چنین فرصتی را ایجاد می‌کند یا پیشنهاد خودتان بوده است؟
همان‌طور که دیده‌اید موسیقی در آثارم جزء اصلی به‌شمار می‌آید. در اینجا هم سعی کرده‌ایم موسیقی نمود بیشتری بیابد، به‌دلیل فضای فانتزی‌اش. ازآنجاکه قصه ایرانی نیست سعی کردیم که جنس موسیقی غربی باشد و بهتر دیدیم که پرداختی کلاسیک داشته باشد یا اینکه نغمه‌های مدرن از سازهای فرنگی بیرون بیاید. نمی‌شد در آنجا تار گذاشت. هم بُعد زمانی و هم بُعد مکانی را می‌خواهم نشان بدهم و باید فرهنگ هم نمایان می‌شد و نمی‌توانستم داستان را تغییر بدهم؛ بنابراین استنباط شخصی‌ام را به آن تحمیل کردم و این به روند و فهم داستان کمک می‌کند. موسیقی‌هایی استفاده کرده‌ایم که هم گوش‌آشنا باشد، علاوه بر اینکه اورجینال باشد. این نوع موسیقی برای تماشاگران ما دوره‌هایی از زندگی و خاطرات گذشته را تداعی می‌کند که برایشان بسیار مهم است.
‌ یادآوری خاطرات تلخ و شیرین؟
خوشبختانه تماشاگر امروز با پنج سال پیش متفاوت است. او زبان می‌داند و موسیقی هم زیاد گوش می‌دهد؛ بنابراین با این موسیقی، چیز غریبی به تماشاگر تحمیل نشده است. تماشاگر معانی این ترانه‌ها را می‌داند؛ بنابراین این موسیقی بسیار فضاساز است.
‌ همچنین ترانه‌خوانی آهنین‌جان و تسلطش بر درست‌خوانی‌اش یک امتیاز ویژه است برای توانمندی‌های یک بازیگر ایرانی و همچنین به کلیت اثر وجهه می‌دهد، خودتان از او خواستید که بخواند؟
من سؤال کردم که چه‌کسی می‌خواند یا ساز می‌زند. البته صدا و ‌سازی که بتواند به فضا کمک کند؛ مثلا کورش تهامی که متأسفانه به‌دلیل بیماری تنفسی نتوانست با ما همکاری‌اش را ادامه دهد، صدای بسیار خوبی برای اجرای آوازهای ایرانی دارد اما این صدا برای کار ما متناسب نیست؛ اما امیرکاوه آهنین‌جان شکل و جنس صدایش و تسلطش بر اجرای ترانه‌های غربی باعث شد که از صدایش به نفع کار استفاده کنیم. خوشبختانه تماشاگر هم این آوازخوانی را دوست دارد. حتی میهمان خارجی هم که به دیدن کارمان آمده است از اینکه او بدون لهجه و مسلط می‌خواند بسیار لذت برده است.
‌ شما در انتخاب بازیگران اغلب درست عمل می‌کنید، دقیقا پروسه انتخاب و تمرین بازیگران چگونه در کارهایتان اتفاق می‌افتد؟
مجموعه‌ای از تعاریف هست که بازیگری را می‌سازد. با توجه به اینکه فضای کارمان فانتزی بود، این کارمان را خیلی سخت می‌کرد، برای اینکه نیاز است بازیگر مهارت‌های خاصی هم داشته باشد. ما برای این کار نیاز بود که از بازیگرانی که فقط در فضاهای جدی و رئال بازی می‌کنند استفاده نکنیم. کسانی‌که گونه‌های متفاوت و غیرجدی را بازی کرده‌اند و تخیل بازتری داشته‌اند، می‌توانستند دعوت به این کار شوند. باید کسی که بازی شیرینی دارد به ما می‌پیوست. برخی از گروه خودمان دعوت‌به‌کار شدند و برخی هم به تازگی به ما پیوستند؛ مانند تینو صالحی، امیرکاوه آهنین‌جان و سینا رازانی که بسیار مسلط هستند. متأسفانه یکی از بازیگرها هم یک هفته مانده به اجرا بدون هماهنگی یکباره پس از بازبینی کار را ترک کرد که این رفتن از کار، لطمه و خسارت زیادی بر ما وارد کرد. به همین‌دلیل بهنوش بختیاری یک هفته مانده به اجرا به ما پیوست. بیماری هم مانع از حضور تهامی شد و این هم برایمان سخت بود.
‌ بنابراین دردسرهای بازیگران هم بر سختی‌های کار در تئاتر افزوده است؟
ما مشکلات زیادی داشتیم؛ یکی اینکه فصل تعطیلات مانع از انجام تمرین‌های به‌موقع و هماهنگ با همه بازیگران می‌شد. برخی دوست داشتند به سفر بروند و دیگر در دسترس نبودند، بنابراین با مکافات، این بازیگران برای تمرین‌ها می‌آمدند و اصلا حدس نمی‌زدم این‌طوری شود.
‌ به‌لحاظ مالی چگونه از عهده مخارج برآمده‌اید؟
قبلا مرکز هنرهای نمایشی به گروه‌ها، کمک مالی می‌کرد اما الان با دست خالی شروع کردیم. تا اینکه حجت علیخانی به ما پیوست. الان هم کار دارد مورداستقبال قرار می‌گیرد، اما ساعت اجرای ما مناسب نیست. ساعت شش عصر هنوز ترافیک برقرار است و این ساعت بر ما تحمیل شده، چون پس از ما اجرای دیگری هم هست. امیدوارم مردم همچنان از کارمان استقبال کنند. خودم هم هرگاه به تئاتر می‌روم، حتما بلیت می‌خرم. باید مسئولان و مدیران توجه نشان دهند که با توجه به روزهای بلند بهار و تابستان مردم تازه از شش به بعد می‌توانند پا به بیرون بگذارند و این اشتباه است که این ساعت را برای یک اجرا در نظر بگیرند.
‌ بهتر نیست اجرای اول دست‌کم ساعت هفت و اجرای دوم ساعت ١٠ باشد، چون روزهای بلند چنین فرصتی را می‌دهد که مردم شبانه برای تفریح و تئاتر بیرون بیایند؟
این تصمیم را باید مدیران بگیرند که از زمان و مکان به قاعده و درست استفاده کنند. اگر قرار است تئاتر داشته باشیم، باید از گروه‌ها حمایت شود وگرنه ممکن است گروهی حیف و میل شوند.
‌ فکر نمی‌کنید به‌دلیل کم‌تجربگی بازیگران ما در زمینه بازی فانتزی، برخی از آنان نمی‌توانند به‌درستی بازی کنند و دقایقی از کار لوس می‌شود و برخی هم مثل آهنین‌جان درک درستی از بازی فانتزی را ارائه می‌کنند که لحظات ناب و مفرحی در کار ایجاد می‌شود؟
بله، ما زمان کمی برای تمرین داشته‌ایم و تعطیلات هم مانع از آن شد که تمرین‌ها را پیوسته انجام دهیم.
‌ بنابراین در زمان اجرای عمومی متوجه این موضوع شده‌اید و در جهت رفع آن، نکات لازم را به آنها اعلام می‌کنید؟
تحلیل شما درست است اگر فانتزی درست بازی شود، رضایت‌بخش است، اما اگر بد بازی شود، به قول شما لوس می‌شود. من خودم زمانی که بازی ندارم، در کناری می‌ایستم و کار را می‌بینم یا اینکه دستیارم کار را هرشب دنبال می‌کند. زیبایی تئاتر هم به زنده‌بودنش است که مثل بدن انسان هرشب نیاز به طراوت و تازگی دارد و هرلحظه باید خون خودش را داشته باشد و این حرارتی است که در کار دیده می‌شود.
‌ با توجه به تنوعی که در دکور داده‌اید، تا حد زیادی مخاطب را جذب فضاهای متنوع می‌کنید اما جابه‌جایی این دکورها زمان می‌برد و ریتم را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد؟
اگر در سالن فقط یک اجرا بود و ما دو اجرایی نمی‌شدیم، می‌توانستم با خیلی ابزار و وسایل دکور را طوری جابه‌جا کنم که فضا فانتزی‌تر هم شود. ما الان باید خیلی متحرک باشیم و این زمان می‌برد. در ذهنم طراحی دیگری داشتم که در شرایط دواجرایی‌بودن نمی‌شد آنها را عملی کنیم و الان با ابطال زمان مواجهه هستیم.
‌ فکر کنم فضای فانتزی هم می‌طلبید که دکورها شکیل‌تر جابه‌جا شوند؟
درعین‌حال، الان هم سعی کرده‌ایم که هر نقیصه را به‌درستی تبدیل به یک حرکت مثبت کنیم. می‌خواهیم با نگاه مثبت همه‌چیز به‌نفع اجرا تمام شود. برای همین سعی کرده‌ایم متنوع باشیم.
‌ موسیقی در کارتان حضور پویا و خلاقه‌ای دارد؛ موسیقی زنده که هم فضاساز است و هم نوآورانه و هم در خدمت بازی و اجرا. چگونه به این موسیقی رسیده‌اید؟
این سومین کاری است که با بهرنگ معتمدی انجام می‌دهم. نگاه متنوع‌طلبانه‌ای دارد و مدام ایده برای اجرا دارد. یک‌روز براساس متن و یک‌روز براساس فضا و بازی ایده می‌آورد. معتمدی آهنگساز و نوازنده ویولون‌سل است. شور و هیجانش برای ساخت موسیقی بسیار است. او مدام ایده‌هایش را اتود می‌زند و من یا می‌پذیرم یا رد یا توصیه می‌کنم رویش کار کند تا به جواب برسد. الان هم همکارانی که به دیدن کار می‌آیند، از موسیقی لذت می‌برند. توجه او به چیدمان سازها در ساخت و اجرای موسیقی مؤثر و از لغزش‌های آن نیز کاسته است.
‌ لباس هم یکی دیگر از مواردی است که برای همان منظور اصلی که ایجاد فضای فانتزی است، تأثیرگذار است؟
خانم هلیا شکری جوانی است که با این نیرو می‌تواند معجزه کند. او هم شور و هیجان دارد و همین را به کار تزریق می‌کند. ایده‌ای که در سرم داشتم، این بود که لباس مرتبط با قرن نوزدهم باشند اما شکل‌وشمایلش و رنگ‌هایش طوری باشد که فانتزی را هم دربر گیرد، یعنی رنگ‌ها متنوع باشند چون زمینه کار مشکی است و باید با رنگ، اجرا را چشم‌نواز کرد. تماشاگر لکه‌های رنگی‌ای را می‌بیند که این رنگ‌ها تنالیته دارند و هارمونی به وجود می‌آورند. طراح لباس هم خیلی حرفه‌ای است. من در ابتدا طرح‌هایش را دیدم و تا چندمرحله هم در تن بازیگران پرو شد تا لباس‌ها نهایی شدند.
‌ نور در القای همین فضای فانتزی چقدر برایتان اهمیت داشته است؟
من از نقص‌ها سود جسته‌ام و آن را تبدیل به نقطه‌قوت کرده‌ام و چون سالن برای طراحی ما مناسب نبود، در زمان نگارش متن هم سالن حمید سمندریان را مدنظر داشتیم. بودجه کار هم زیاد نبود که بشود طراحی صحنه آنچنانی انجام داد بنابراین سعی کردم با نور جبران شود، یعنی از نور با طیف‌های رنگی متنوع استفاده شود. متأسفانه بازهم به‌دلیل دواجرایی‌بودن سالن، نیمی از پروژکتورها در اختیارمان نبود و با همین امکانات سعی کردیم که فضای زیباتری را به‌لحاظ نوری طراحی کنیم. به اعتقاد من نور نسبت به دکور در اولویت است و نور بیشتر از در و دیوار می‌تواند القاگر مفاهیم بیشتر و ژرف‌تری باشد.
‌ الان از شرایط این سالن ناراضی هستید؟
گفته من به‌مثابه این است که در زمانی پیش از اجرا باید طوری برنامه‌ریزی شود که کارگردانان براساس نوع نمایششان صاحب سالن شوند. یعنی همه‌چیز براساس شیوه و نوع اجرا باید انجام شود. چندسال پیش در جشنواره فجر شرکت کرده بودم که پیش از آغاز جشنواره از من خواسته بودند که سه اولویت برای اجرایم داشته باشم که من تالارهای چهارسو، قشقایی و سایه را در نظر گرفته بودم اما متأسفانه برای اجرایش تالار نو را در اختیارم گذاشتند. من وسوسه اجرا در تلار چهارسو را ندارم باید سالنی در اختیارم باشد که به شکل اجرایم بخورد.
‌ این‌گونه که کار نابود می‌شود؟
بله... من برای این نمایش هم نیاز به شکل میدانی داشتم که تماشاگران جزئی از اجرا شوند و رودررو همدیگر را ببینند ولی الان پشت گردن همدیگر را می‌بینند. برای همین از بازیگر خواسته‌ام که به پایین صحنه بیاید و از پهلوها بازی کند.
‌ چه نکته‌ای باعث شده که اجراهایت متنوع باشد؟
این دنیای متنوع اجراها دقیقا به‌دلیل تنوعی است که در دنیای واقعی دیده می‌شود. باید مدام شکل عوض کرد مثل دنیای بیرون که هیچ‌چیزی در آن ثبات ندارد. من همواره در اجراهایم از دو نکته پرهیز کرده‌ام؛ اولی تکرار و دومی تقلید و برای همین دوست دارم که اجراهایم نو و خلاقه باشند. تماشاگران عادت به ساختار‌شکنی و تنوع کرده‌اند و این به‌دلیل انواع فیلم‌هایی است که می‌بینند. در خیابان هم نورهای مغازه‌ها بسیار متنوع هستند و هرچیزی شکلی پویا به خود می‌گیرد. ما زمانی در تئاترمان هم پویا بوده‌ایم، مثلا گروه‌های بسیار قوی‌ای مانند آنسامبل آمده‌اند و نمایش‌های بسیار خوبی را برایمان اجرا کرده‌اند. ولی الان گروه‌های قوی به فجر نمی‌آیند و حتی مراودات ما هم قطع شده است. من پارسال نتوانستم ٢٥ میلیون‌تومان برای تهیه بلیت ٩ نفر جور کنم که بروند در افتتاحیه جشنواره بین‌المللی بلگراد شرکت کنند. نمایش «زار» که چند سال پیش در جشنواره بلاویژیا برنده دو جایزه بهترین کارگردانی و بهترین کار مطلق شده است.
گلشن قربانیان و امیرکاوه آهنین جان این را خواندند
ر. پ و zita این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای ویژه و فوق العاده نمایش پرواز ایکار
در روز شنبه 5 اردیبهشت ساغت 20:30
در تماشاخانه ایرانشهر / سالن استاد ناظرزاده
همراه با 40% تخفیف ویژه از هم اکنون در سایت تیوال و گیشه نت
امیرکاوه آهنین جان این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید