کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال نمایش پنهان خانه پنج در
S3 : 13:33:46 | com/org
امکان خرید پایان یافته
یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۸
۱۸:۳۰
۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
بها: ۲۵,۰۰۰ تومان
در زمانه‌ای که آگاهی برای زنان جرم محسوب می‌شد، عطری جان منزل خود را وقف آموزش و تحصیل زنان کرده که مردان، شوهران، گزمه‌ها و درآخر بیگانگان و مغول‌ها بر آنها وارد می شوند و هر بار به ترفندی باید ایشان را مغلوب سازند.

گزارش تصویری تیوال از نمایش پنهان خانه پنج در / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس‌ها ››

آواها

مکان

خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲/۱
تلفن:  ۶۶۱۷۶۸۲۵

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
//دینگ//
نمایشی که بروز دهنده تلاش استادی است که می خواهد شاگردانش "روح تئاتر" را درک کنند. این تلاشِ بی وقفه اما همچون دریای هنر پایانی ندارد و در این تلاطمات که خارج از توان کنترل است می تواند بسیار فرسایشی باشد.
اگر ذوق زدگی ها نبود و اگر خطاها اجتناب ناپذیر نبود "پنهان خانه..." می توانست با فکر و ایده ای که به آن مجهز بود یکی از آثار ماندگار در ذهن مخاطب باشد ولیکن این موارد کاهنده همت بارز گروه اجرایی نبوده و نیست؛ و امیدست با ادامه همین روند شاهد اثری درخور در اجرای عمومی باشیم.
بازیگران در حد قابل قبولی ظاهر شدند که مرحله به مرحله (در سه پرده) تکمیل تر شدند و در پرده پایانی به نقطه کمال نزدیک.
طراحی صحنه قابل توجه و سازنده محیطی ملموس برای تماشاچی است.
حضور حاکمِ استاد از ورود تا خروج هویدا و نشان از اهمیت قائل شدن برای کار خود و بیننده است.
// پنهان خانه بی در ذهن من //

اسامی کارگردان و نویسنده اش نوید بخش اثری برجسته را می داد،
اما به این سرانجام نرسید...

مقصود حسین کیانی را به درستی در نیافتم و در لایه های عمیق تر
به تناقض با متن رسیدم...
و چند مسیر را در ذهنم مرور کردم و در نهایت به نتیجه زیر رسیدم.
داستان زن آگاهی است که در جامعه بسته زمان خویش نهضت
سواد آموزی پنهانی می زند... او ... دیدن ادامه ›› با سواد خویش دو بار مردان بی سواد
مزاحم خانه اش را می فریبد و در نهایت توسط یک قاضی چینی
فریب می خورد و خودکشی می کند و بدین گونه نهضت خویش را
با دستان خود از بین می برد....
اما روایت خسته کننده ای است و جذابینی ندارد...
۱۵ دقیقه اول اضافه است...
گریم ها در ابتدا بیانگر فضایی سورئال است تا اینکه با موضوع حمله
مغول به شهر روبرو شویم و در آنجا به برهه ای از تاریخ این کشور
روبرو می شویم... و دلیل آن گریم های پیچیده را نمی دانم..
ولی طراحی لباس خوب و باور پذیر است...
تناقض از اینجا شروع شد که دستگیری مردان باعث تسلیم شدن شهر
می شود، پس بهتر بود مردان دست بسته نمی شدند تا از شهر دفاع
کنند... یعنی بهتر بود حرکت رادیکالی علیه شان انجام نشود حالا
سئوال این است، شوریدن بهتر است یا محافظه کاری؟

تناقض دوم :
جایی که عطری برای حفاظت از شرف و آبرویش تن به خفت نمی دهد
و خودکشی می کند، اما این همان هدف قوم تاتار است، یا به عبارتی
توانستند یک خطر بالقوه را به دست خودش از بین ببرند...

زیر متن: در جوامع توتالیتر و جوامعی که آزادی و آگاهی فدای امنیت
می شود، سکوت و محافظه کاری قربانی می گیرد و شوریدن و غوغا
امنیت را به مخاطره می اندازد.. و در نهایت جواب هردویشان یکی
هست، قربانی شدن مردم و البته در راس آنها آگاهان یک جامعه...

نمی دانم حرفم دلی هست یا واقعا همچین زیر متنی دارد...
ولی حس می شود زیر متن ساخته و پرداخته ذهنم باشد...

فی المثل: حس می شود حمله قوم تاتار و مغول یک آبژه هست،
و تعریفی نمادین از خطر جنگ و ویرانی است و افراد نام برده شده
مشابه تاریخی نداشته باشد و توصیف وضع ایران باشد که قابل تعمیم
به زمان حال است.. در واقع نویسنده کلیله و دمنه وار و با تاسی از
عبید زاکانی و تعریفش از حال روزگار مردم ایران، دست به انتخاب
شرایط آن زمان داده تا بیان وضع موجود ایران ( نوشته سال ۷۸)
داشته باشد... و تناقض عطری هم فقط کارکردی دراماتیک دارد
و در نهایت با مرگش اثر به یک تراژدی می رسد..

علاوه بر نویسنده، کارگردان حرفه ای اش هم نتوانسته به متن
نزدیک شود... چه برسد به ((زیر متن)) نامطمئنی که بیان کردم..

کارگردانی خوبی دارد ولی هدایت بعضی بازیگرها ضعیف است..
اما با توجه به سالن کوچک هامون میزانسن های خوبی دارد ولی
دیده شدن عزیزان در پشت سِن ایراد است...
از فلاحت پیشه انتظار پختگی داشتم که ندیدم... اجرای هنرجویی
اش تو ذوق می زد...
بازیگرها:
بیان بد، بدن خوب و متوسط...
اگر ۱۵ دقیقه اول که کاربردی ندارد و فقط در مدح دانش سخن می گوید
حذف شود از کسل کنندگی اش کاسته می شود...
یکی دیگر از دلایلی که مرا به دلی بودن زیر متن خودم سوق می دهد،
همین ۱۵ دقیقه اول و خاطرات کسل کننده طلاب از اشعار و خاطرات شان
از روزهای اولیه یادگیری شان هست و از این منظر هم که عملا در روند
داستان نقشی ایفا نمی کند ایراد نمایشنامه است..
باز هم طولانی شد...


من عموما چیزی یادم نمیمونه یعنی امروز میخونم فردا یادم میره شایدم یه عادت قدیمیه که از مدرسه همراهمه و خود خواسته است... در هر حال نمیدونم چرا با خوندن اول مطلبت یاد شب هزار و یکم بیضایی افتادم ( داستان سوم ) و حتی حس و حال خوبی که بعد از تمام شدنش بهم دست داد برام زنده شد.هوس کردم یه بار دیگه بخونم .
۲۲ بهمن ۱۳۹۸
جناب موسوی کیانی عزیز، انشاالله پنج شنبه برای نمایش "رویش ناگزیر" بلیت دارم و خدمت میرسم. امیدوارم شما رو هم زیارت کنم.
۲۴ بهمن ۱۳۹۸
خوشحال می شوم ببینمت...
۲۴ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
یک اجرای کامل با هر آنچه که تئاتر می‌نامند
و طعمی در کمال از کارگردانی دانا
امیدوارم که تمام مشکلات کوچک اجرا در اجرای عموم بر طرف شود
نمایشی که معلوم بود برایش زحمت کشیده شده و تمرین شده. طراحی لباس و صحنه چشمگیر بود . خسته نباشید به گروه محترم
این مردم یک قربانی می‌خواهند برای آرام‌کردن خشم‌شان و شما یک کشته می‌خواهید تا به آن‌ها نشان دهید که چه دشمن مهربانی هستید.
پشت هر در،هزار نفر دارند ما را هزار هزار بار می‌کشند.
-آنکه می‌ترساند خود بیشتر از بقیه می‌ترسد
+ پس بگو داروغه‌چیان چرا چوب به کمر می‌بندند...از ترسشان است نه از دلیری‌شان
چقدر خوشحال و خرسندم که توی جشنواره این فرصت دست داد که نمایش پنهان‌خانه‌ی پنج در رو ببینم و چقدر لذت بردم از هم‌صحبتی با آقای فلاحت پیشه و رفتار حرفه‌ای‌شون.
امیدوارم توی اکران عمومی با استقبال تماشاچی‌ها مواجه بشین
در اجرای عموم قطعا بهتر خواهد شد این نمایش، نکات خوبی از اجرای دیروز بروز پیدا کرد
۲۱ بهمن ۱۳۹۸
بله بله شک ندارم.
البته که نمایش دیشب هم از خوب‌های جشنواره بود
۲۱ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید