کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال نمایش میدان نبرد، پیکر زن
S3 : 22:57:36 | com/org
امکان خرید پایان یافته
  ۰۸ تا ۳۱ خرداد ۱۳۹۸
  ۱۹:۴۵
  ۱ ساعت
 بها: ۳۵,۰۰۰ تومان

- بر اساس نمایشنامه «پیکر زن همچون میدان نبرد» نوشته ماتیی ویسنی یک

گزارش تصویری تیوال از نمایش میدان نبرد، پیکر زن / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس‌ها ››

اخبار

›› نمایش «میدان نبرد، پیکر زن» روی صحنه می‌رود

ویدیوها

آواها

مکان

حافظ، نوفل لوشاتو، بعد چهارراه رازی، نرسیده به خیابان ولیعصر، کوچه زیبا، پلاک ۱، عمارت نوفل‌لوشاتو
تلفن:  ۶۶۴۸۳۷۴۲

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
این اجرا از دید من متوسط رو به خوب بود.
بازیگران و بازیشون رو دوست داشتم. فقط بازیگر نقش "دورا" به نظرم نسبت به شخصیت کمی کم سن به نظر میومد. البته بازی مسلطی داشتن، ولی با توجه به داستان و حس و حال شخصیت دورا، فکر کنم باید کمی بزرگتر از سن شخصیت دیده می‌شد.
قسمت‌هایی که مکالمات دورا و کیت بود به نظرم خیلی خوب بود. ولی در مورد قسمت‌هایی که تیپ‌سازی داشت به نظرم همه شبیه هم بودن و می‌شد بیشتر روی این بخش‎ها کار بشه. در کل، برای این اجرا که تغییر صحنه و پرشِ داستان زیاد داره، بهتر بود زمان بیشتری برای اجرا در نظر گرفته بشه. شاید در حد یک ربع تا بیست دقیقه، که هم تماشاگر فرصت داشته باشه یک صحنه رو درک کنه و بعد به صحنه بعدی بره و هم عجله در بازی بازیگران دیده نشه.
ویدویی هم در بالای صحنه پخش می‌شد که هم تاثیر زیادی در اجرا نداشت و هم محل قرارگیریش طوری بود که از دید من خارج بود و فقط گاهی چشمم بهش میفتاد. (من ردیف دو بودم، شاید برای ردیف‌های عقب بیشتر در دیدشون بود.)
یک شکایت تکراری هم از عکاسان عزیز با صدای شاتر بلند. عکاس عزیزی که در دو قدمی بازیگر نشستی و داری عکاسی می‌کنی، آیا فکر می‌کنی که اون صدای شاتر که ثانیه به ثانیه تکرار میشه و اون صدای "قِرقِر" موقع تغییر تنظیمات دوربین، چقدر ممکنه تمرکز بازیگر رو از بین ببره؟؟؟ (منِ تماشاگر هیچی اصلاً!!!)
شما از عذاب وجدان اون عکاس چه می‌دونی صبا جان؟ اون صدای قرقر مال دوربین نیست؛ ضجه وجدان ترک‌خورده‌شونه! صدای شاتر کجا بود؟ چک‌های آبداری هست که دم به دم نفس لوامه بیخ گوش نفس اماره می‌خوابونه.
تازه این مکافاتیه که حین کار تو سالن دارند، از رنج و المی که تو خونه می‌کشند نگم برات که دلت کباب می‌شه مخصوصا وقتی می‌رن تو رختخواب، مگه خواب جرات می‌کنه نزدیک بشه به اون جهنم افقی...
۲۹ خرداد ۱۳۹۸
در مورد سایلنت کردن شاتر و تکنیک های صحیح عکسبرداری در تئاتر مقاله مختصر و مفدیدی با توضیحات کامل به قلم رضا جاویدی در دیوار خانم ثانی موجود هست به تاریخ سال گذشته. سایلنت کردن دوربین کاملا شدنیه و فقط نیازمند یادگیری هست!
اصولا کاری که نیاز به عکسبرداری در عرض ثانیه داشته باشه اونقدرجنب و جوش داره که نهایتا صدای تیک تیک دوربین آزادهنده نمیشه و در پس زمینه محو میشه.
برای نمایش های آرام و متمرکز هم شما (عکاس نامحترم) بیجا میکنی زرت و زرت پشت هم عکس میگیری..
من کار مونولوگ دیدم فکر کنین! مونولووگ روی صندلی! با عکاسی مسلسل وار، بعد حالبه بهشون تذکر میدیم خدا نکنه سالن خلوت باشه... پا میشن ... دیدن ادامه ›› در کمال خونسردی جاشون رو عوض میکینن که دستمون بهشون نرسه!
من به چشم خودم دیدیم اون اجراگر نمایشی که عرض میکنم بارها به توپوق افتاد بخاطر صدای دوربین این عکاس..
اخه این درسته؟؟
۳۰ خرداد ۱۳۹۸
دقیقاً، کاری که خیلی حرکت داشته باشه رو سریع عکاسی میکنن، که از چند تا عکس یکی شاید خوب در بیاد که به قول شما اصلاً عکاس به چشم نمیاد.
ولی این اجرا در بعضی قسمت ها بی حرکت یا کم حرکت بود، و شاید در چند دقیقه یک فریم هم کفایت میکرد.
کاش اون آقای عکاس خودش بیاد بگه چند فریم از این اجرا عکس گرفت. چون شمارش از دست من در رفت ؛) :))

۳۰ خرداد ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برام جذابه که بدونم این کار آیا تمام متن نمایشنامه یا بخشی از اون هست و چطور با دو بازیگر، چندین نقش رو ایجاد کرده. دوست دارم برای سوال اولم قبل از دیدن احتمالی، جواب رو بدونم.
حمیدرضا مرادی و رضا غیوری این را خواندند
درباره سوال اولتون اطلاعی ندارم. اما سوال دومتون؛ (با توجه به اینکه ظاهراً متن رو خوندین از قبل) توی نمایشنامه هم دو شخصیت وجود داره و همه داستان با همین دو نفر روایت میشه دیگه.
۲۲ خرداد ۱۳۹۸
کاملا درست می فرمایید، اما تصاویری وجود داره که اگر کار بخواد کمی سوررئال بشه یا اون تصاویر ایجاد بشه به بازیگران دیگه هم نیاز میشه.
با این حال حتما هنر کارگردان در ایجاد بهترین تصویر بر اساس درک خودش، قابل احترامه و امیدوارم بتونم کار رو ببینم و لذت ببرم.
تا الان که شنیده هام میگه این کار بهتر از اجراهای قبلی متن مذکور هست.
۲۲ خرداد ۱۳۹۸
من اجراهای قدیمی این متن رو ندیدم. امیدوارم این اجرا، اجرای درستی باشه از این متن، چون در برنامه منم هست دیدنش.
۲۲ خرداد ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاهی به نمایش «میدان نبرد، پیکر زن» به کارگردانی الهام یوسفی فشنگ‌های مشقی، اسلحه‌های براق

ایران تئاتر، کیارش وفایی: لزوم وجود شاخص‌ها در زمان سبب می‌شود که انسان بنابر بر حس درونی و ذائقه خود نسبت به آنها واکنش نشان بدهد. کارکرد این نگاه شاید آن باشد که بتوان از این موارد بعنوان هشدار، یادآوری، تاکید و... در زندگی استفاده نمود. حال یکی از این موارد به مولفه جنگ و تبعات آن باز می‌گردد که به حتم تمام کشورها مسائل این کنش را درک نموده‌اند. کنشی که در آن ظلم و ستم، پایمال شدن حق و عدم انعطاف از سوی سردمداران آن به وفور دیده شده است.

پیامدها و یا پدیده‌هایی که انسان در به وجود آوردن آنها دست داشته و دارد همیشه ذاتی دوگانه دارد که عده‌ای را به سوی خیر و عده‌ای را به سمت شر رهنمون می‌سازد. اصولا جایگاه انسان در جریان این مسائل آنچنان تعیین کننده‌ نیست و بیشتر موقعیتی که آن افراد در موقعیتی قرار می‌گیرند مسیر را مشخص می‌کند. حال جوامع بشری با پیروی از الگوهای انسانی و در زمان‌هایی باورهای درونی زندگی خود را ادامه می‌دهند که تبعات آن بر اساس انتخابی که داشته‌اند رقم می‌خورد. لذا این تصمیم‌ها ممکن است گاهی به رویکردی موثر، باورهای انسانیت و اجتماع باز گردد و یا در زمانی در میدان نبردی رخ بدهد که همه چیز در میان شعله‌های خشم و نفرت زبانه می‌کشد. بنابراین این شکل از مولفه‌ها همیشه دو سویه هستند و حتی تا اندازه‌ای خارج از عرف نیز ثمرات خود را برون‌ریزی می‌کنند. در واقع رابطه مستقیم انسان با مولفه‌های دو سویه که یکی از آنها جنگ نام دارد هرگز ... دیدن ادامه ›› پایان پذیر نخواهد بود، زیرا حربه قدرت و نیاز انسان به آن در تمام تاریخ وجود داشته تا فتح و پیروزی به شکلی که باید برای قدرت طلبان معنا شود. البته این موضوع بیشتر از آنکه سودآور باشد در جهت شر حرکت دارد که در آن مرگ و میر، فراموش شدن فرهنگ‌ها، حذف شدن انسانیت، فرو ریختن حجاب بین کشورها نیز جزو مواردی هستند که در سبد او دیده می‌شود. حال بر این اساس یکی از لازمه‌هایی که می‌تواند در جهت بهبود شرایط فارغ از سازمان‌های حقوق بشری پیام خود را به گوش انسان‌های زمین برساند مقوله هنر است که با مدیوم‌های متفاوتی چون تئاتر، سینما، نقاشی، موسیقی و... زنگی را به نشانه هشدار تکان می‌دهند که شاید آگاهی نسبی برای جلوگیری از تولد دوباره جنگ در جایی از خاک این جهان به وجود آید. نمایش «میدان نبرد، پیکر زن» با ساختاری متفاوت و با استفاده از کارکردهای دراماتیک توانسته است که شرح مسائل خود را تا اندازه‌ای از متن اصلی فاصله بدهد و طراحی‌ها به گونه‌ای رقم بخورد که نسخه‌ای قابل ارائه همراه با زاویه دیدی متفاوت باشد. حال جهان متن این اثر با به کار گرفتن ضرورت‌های کنش‌مند و تاثیرگذار سعی کرده است بیشتر از آنکه موضوع‌های خود را به شکل شعاری و نمایشی بیان کند به شکلی عمل نماید که در آن عمق فاجعه از جنگ نیز مورد توجه قرار بگیرد. در واقع جهان متن به نوعی قصد آن را دارد که با ساختاری ضدجنگ مسائلی را بیان کند که بیشتر متوجه باورهای درونی انسان است و سپس تبعات آن را در جهان پیرامون نمایش بدهد. شاید این اتفاق یکی از دلایل مهمی بوده که طراح و کارگردان این نمایش تصمیم گرفته است تا جهان متن خود را فرآورده‌ و یا تلفیقی از دراماتورژی و اقتباس در نظر بگیرد. البته اهمیت این موضوع تنها به این ادغام ادبی منتهی نمی‌شود، بلکه این تاثیر در تمامی ارکان نمایش وجود دارد که از شخصیت‌ها آغاز و سپس در سایر جزئیات صحنه جاری می‌شود. لذا تشخیص به کارگیری مولفه و ساختار روایت در این اثر به طور حتم تصمیم درستی بوده است که از آن طریق شخصیت‌ها بتوانند در راستای موقعیت نمایشی که در آن قرار می‌گیرند برون‌ریزی کرده و حرف خود را بزنند. بنابراین باید اشاره داشت روند صعودی تاثیرگذاری با استفاده از روایت، کنش و واکنش شخصیت‌ها، فضاسازی و طراحی صحنه جزو عواملی بوده‌اند که مخاطب را ترغیب کرده‌اند تا اشتیاق پیدا کند که بیشتر بداند و با آگاهی بالاتری از جنگ و تبعات آن فاصله بگیرد. شرح ماجرا در جنگ‌های تاریخ معاصر این مزیت را دارد که انسان زمان اکنون نیز فاصله چندانی با آن روزها ندارد و می‌تواند با یک جستجو به تمام حقایقی که مورد نظرش است دست پیدا کند که این موضوع یکی از مزایایی بوده است که در این نمایش از آن بهره گرفته شده است. طراحی شخصیت‌ها در این اثر با وجود لازمه‌های نوع ارتباط و ایجاد کنش و واکنش متقابل در لحظه شکل گرفته است که در ابتدا سبب می‌شود بازیگر در راستای اهمیت موضوع پیش برود و از نگاهی دیگر آنها بتوانند ریتم و ضربان صحنه را کنترل کنند تا مفهوم و هدف به مسیر دیگری نرود. جهان اثر با داشته‌های خود تلاش دارد تا مخاطب را در مقام شاهد قرار بدهد تا بتواند از واکنش‌های او نیز در زمان‌هایی از نمایش بهره گرفته و به نوعی مخاطب را همراه سازد. تبعات جنگ در این نمایش بیشتر متوجه جامعه زنان است که چه مسائل و اتفاق‌هایی را پشت سر گذاشته و در زمان اکنون چگونه با تاوان روزهای جنگ روزگار را طی می‌کنند. شخصیت‌های «کیت» و «دورا» یعنی دو شخصیت این نمایش هر کدام به شکلی زخم خورده آن تبعات هستند که در نوع ارتباط آنها که در آسایشگاهی قرار گرفته‌اند می‌توان متوجه شد که تبعات این مقوله هولناک و خشن در ابتدا درون انسان را به آتش می‌کشد و سپس جهان پیرامون. در جهان این اثر بیشتر شخصیت‌ها از بودن و نبودهای خود لب به اعتراف می‌گشایند و نسبت به شرایط اکنون خود اعتراض می‌کنند و حتی در لحظاتی با رها کردن ذهنشان سعی دارند که فضایی تازه برای خود بسازند که در آنجا حرفی از تلخی‌ها وجود نداشته باشد. در واقع شکل گرفتن لحظات نمایش از آن جهت قابل درک است که دو شخصیت نوع برون‌ریزی متفاوتی نسبت به یکدیگر دارند که این مسئله سبب شده است تعدد صحنه‌ها که با رعایت درام نوری در اثر وجود دارد به خوبی بتواند اتفاق‌ها را در ذهن مخاطب ته نشین کند. تصویرسازی‌ها کارآمد یکی دیگر از امتیازهای این نمایش است که سبب می‌شود در ابتدا شخصیت‌ها با صحنه ارتباطی بهتری برقرار کنند و سپس مخاطب بداند در این صحنه که طراحی آن بسیار به محتوا و فرم نزدیک است منتظر دیدن چه رویدادی خواهد بود و استفاده از عناصر زیبایی‌شناسی چه تاثیری در ماندگاری دارد. در واقع جهان نمایش «میدان نبرد، پیکر زن» با بهره گرفتن از خرده‌پیرنگ‌های موجز و کاربردی توانسته است ساختاری را فراهم آورد که نه تنها بازی خوب شخصیت‌ها، بلکه میزانسن‌های قطری و هدفمند کارگردان به خوبی احساس شود که تعمد استفاده از این ترکیب به چه دلیل یا دلایلی بوده است.

لینک مطلب:
http://theater.ir/fa/121107تاریخ انتشار :دوشنبه 20 خرداد 1398
حمیدرضا مرادی این را خواند
احسان سلیمیان و فریما ظهیری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از مسئولین تماشاخانه‌ی نوفل لوشاتو درخواست دارم دست‌کم یه بخور اکالیپتوس هم تو سالن بدن که سونا خشک‌شون کامل شه. نیم‌ساعت آخر اجرا کم مونده بود خفه شم از گرما واقعن.

نمایش‌نامه: گل‌درشت، کم‌درام
کارگردانی: خوب
بازی‌ها: خیلی خوب
عطا جان، ممنون از نظرت. متاسفانه، علی‌رغم پیگیری‌های مکرر گروه نمایشی درباره گرمای سالن و عدم تهویه‌ی مناسب، مطلقا هیچ اقدامی برای تعمیر اسپلیت‌های داخل سالن انجام نشده. حتی ما برای هماهنگی جهت حضور یک تعمیرکار و نصب مجدد اسپلیت از جانب خودمان و با هزینه‌ی خودمان (با وجود اینکه تمام هزینه‌های سالن را پرداخت کرده‌ایم) با سالن صحبت کردیم که بی‌فایده بود و هماهنگی انجام نشد. بسیار از شرایط فعلی و گرمای سالن ناراحتیم و علی‌رغم اینکه تمام پیگیری‌های ممکن را برای تغییر وضعیت انجام دادیم، از جانب خودمون عذرخواهی می‌کنیم. هرچند سالن نوفل‌لوشاتو هرگز و در هیچ کدام از این روزها، یک عذرخواهی ساده بابت گرمای سالن از گروه ما و تماشاچیان‌مان نکرد. ممنونیم که با وجود گرمای سالن، برای تماشای اجرا ماندید.
۲۲ خرداد ۱۳۹۸
ببین بسیار تاثیرگذاره این مورد. تو این شرایط سالن بهترین نمایش هم تماشاش عذاب‌آور می‌شه. حیف می‌شه کار به‌خصوص که مشخصه براش زحمت زیادی کشیده شده. به‌نظرم اگه ترتیب اثر ندادن اجرا نرید یا شکایت کنید ازشون.
۲۲ خرداد ۱۳۹۸
روز گذشته، اسپلیت از طرف سالن تعمیر شد. از دوستانی که روزهای قبل در گرمای شدید کار رو دیدن باز هم عذرخواهی می‌کنیم.

با احترام
۲۳ خرداد ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به امید روزی که جنگی نباشه...
نمایشى عالى با کارگردانى بى نظیر خانم یوسفى و بازى بى نظیر خانم علوى و صالحى نازنین. دیدن این نمایش رو به همه توصیه مى کنم.
با متن و نمایشنامه نتونستم ارتباط برقرار کنم. هرچی فکر میکنم نقش روانشناسانه ای در بهبود شرایط مددجو ندیدم .لودگی های وسط اجرا بی ربط بود و خارج از حوصله من بود.(البته این نظر شخصی منه)،با صحنه هم ارتباط برقرار نکردم و برام به عنوان محیط یک آسایشگاه ملموس نبود .در قسمتی از اجرا از بازیگر فقط صداش شنیده میشدبرای من که ردیف ۶ بودم مدتی نمایش رادیویی اجرا شد اگر کارگردان و طراح صحنه خودشون روبه جای تماشاچی در تمام قسمتهای سالن با تصور پر بودن سالن قرار میدادن حتما جای صحنه کمی عقب تر برده میشد و بازیگر هم وسط صحنه بود تا همه بتونن ببیننش .البته از حق نگذریم اجرا ها قابل قبول بود و هردو بازیگر زحمت زیادی کشیده بودند. خسته نباشید میگم بهشون.در ضمن بین تصاویری هم که پخش میشدبا موضوع و اجرا ارتباطی پیدا نکردم شاید ایراد از من بود .
در مجموع امیدوارم دوستان هم نظراتشان رو به اشتراک بگذارند شاید ابهاماتی که در ذهن من جا مونده برطرف بشه.
توی جنگهای قومیتی، میدان نبرد میشه پیکر زن..
پیش‌فروش بلیت‌های روز یکشنبه (۱۲ خرداد ماه) که آخرین اجرا قبل از چند روز تعطیلی نمایش است، از فردا (سه‌شنبه) ساعت ۱۲ ظهر در تیوال آغاز می‌شود. «میدان نبرد، پیکر زن» اجراهای خود را پس از تعطیلات چهاردهم و پانزدهم خرداد ماه از سر می‌گیرد.
الهام یوسفی این را خواند
رویا کاظمی و آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت الهام یوسفی (کارگردان نمایش «میدان نبرد، پیکر زن»):
*

- آگاهی -
سال‌هاست که دغدغه‌ی جنگ رهایم نمی‌کند. دغدغه‌ی آدم‌ها در میانِ جنگ‌ها. این کار بخش کوچکی از همین درگیری‌ست. در این نمایش ما حرف می‌زنیم. از آن چه گویی تمامی ندارد. از جنگ در هر مختصات. با هر شکل. با هر عنوان. با هر جنس. از تنِ زن. از وطن. خانه. حسرت. فقدان. مرگ و تولد.
دوست یگانه‌ام نغمه ثمینی در کتاب «جنگ‌ها و بدن‌ها» به خوبی بخشی از این دغدغه را بیان کرده است :
« جنگ‌ها سخت‌ترین انتقام خود را از بدن‌ها گرفته‌اند. خانه‌ها خراب شده‌اند، شهرها ویران شده‌اند، اما خانه و شهر و آجر و سنگ و چوب، به نحوی عینی و «غیرشاعرانه»، رنج نمی‌کشند. در پوست و استخوان و عضله‌ی شهر دردی نمی‌خزد. این بدن‌ها هستند که در جنگ‌ها رنج و درد را لمس می‌کنند. بدن‌ها بازسازی‌ناپذیرند، نه معماری و بناها ... دیدن ادامه ›› و شهرها. تصاویر بدن‌هایِ تکه‌پاره شده، دست‌ها و پاهایِ‌ قطع‌شده، چشمانِ از جای درآمده و بیمارستان‌هایِ شلوغ و پرزخم و عفونت نمود عینی رنج بدن‌ها در طوفان جنگ‌هاست. بدن‌ها بازتاب‌دهنده‌ی حقیقی تجربه‌ی جنگ‌اند...».
دانشجویان، یکشنبه، دوشنبه و سه‌شنبه هر هفته، می‌تواننر با مراجعه حضوری به گیشه عمارت نوفل‌لوشاتو و ارائه کارت دانشجویی خود، از ۲۰٪ تخفیف دانشجویی استفاده کنند.
عرفان و الهام یوسفی این را خواندند
فرزاد جعفریان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید