کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال نمایش پلیس
S3 : 17:28:37 | com/org
امکان خرید پایان یافته
  ۱۶ فروردین تا ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
  ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان
خلاصه داستان: آخرین زندانی سیاسی یک کشور نظامی توبه نامه را امضا می کند و از زندان مرخص می شود. رییس پلیس برای جلوگیری از بیکاری و در نتیجه نابودی مجبور است گروهبان خود را وادار به دادن شعار علیه شاه کند تا بتواند او را بازداشت کند. گروهبان به زندان می افتد و.....

راه های ارتباطی با تئاتر باران: سایت اینستاگرام کانال تلگرام

گزارش تصویری تیوال از نمایش پلیس / عکاس: آرزو بختیاری

... دیدن همه عکس‌ها ››

ویدیوها

آواها

مکان

خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲/۱
تلفن:  ۶۶۱۷۶۸۲۵، ۶۶۱۷۶۸۱۲

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
من یکی دو تا کار از آقای جمشیدی دیده بودم به نظرم با بازی در این نقش یک پله در بازیگری فراتر رفت البته از ظرافت بازیگردانی کارگردان و بازی خوب دیگر بازیگران نمی توان یاد نکرد .
عمو فرهاد قصه ها این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
1- خسته نباشید به کل گروه و به امید موفقیت های بیشتر
2- متأسفانه تعریفهایی که از قبل شنیده بودم انتظار من رو خیلی بالا برده بود. اتظاری که کاملن بی پاسخ موند.
3- کارگردان کاملن حق داره که هر برداشتی میخواد از نمایشنامه داشته باشه اما من شخصن ترجیح میدادم که روح ارجینال اثر حفظ میشد. حتا شاید کمی تلخ تر. خیلی خیلی خودمونی بخوام بگم اینجوری میشه که شما به امید چلوکباب وارد رستوران میشی اما روی میز براتون پاپ کورن به همراه کمی ژامبون میذارن
4- پژمان جمشیدی واقعن داره تلاش میکنه اما شاید قصه اینجاست که دیر وارد دنیای بازیگری شده. آدم ناخودآگاه ایشون رو با هم سن و سالاش - که حرفه‌ای بازی میکنند - مقایسه میکنه میبینه چه قدر فاصله هست بینشون. به هیچ عنوان قصد جسارت ندارم اما بازی پژمان من رو یاد بازی های تو جشنواره های دانش آموزی که دوره ی دبیرستان میرفتیم میندازه. امیدوارم با زحمت و تمرین بیشتر و بیشتر موفق‌تر باشه.
5- سه شنبه شب دو کودک خردسال به طرز غیرقابل پذیرشی نظم و سکوت سالن رو از بین برده بودن. بعدن متوجه شدم که این دو خانواده هر دو مهمان بودن و اساسن قرابتی با دنیای نمایش نداشتند. در این حد بدیهی که حداقل صحبتهای شخصی با والدینشون رو با صدای بلند - در حد فریاد- وسط اجرا نمایش به سمع همه ی حاضرین نرسونن!! تصور میکنم حفظ نظم سالن اون هم وقتی اینقدر آشکارا به طور مداوم برهممیخوره بر عهده ی مسئولین سالن هستش.
عمو فرهاد قصه ها و آقای سوبژه (محمد لهاک) این را خواندند
م تورانداز این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
کاملاً سیاسی
و البته کمدیک و حرفه ای
و بسیار کم یاب از لحاظ موضوعی در بین نمایش های این دوره و زمانه.
تلخی هایی داشت که آشنا بود و براحتی میشد با کاراکتر های داستان همدردی نمود.

لازم است که برای حمایت از این سبک کارها، تماشاگران تئاتر به دیدن این اثر هجوم ببرند.
که تا آخر این هفته بیشتر فرصت باقی نیست.

تنها نقد من به پایان ناگهانی نمایش بود.

با سپاس
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
نمایش رو دیدم به جز آقای جمشیدی همه چیز خوب بود


علی عبدالرحیم این را خواند
مرتضی عبدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
با احترام و درود به بازیگران کار
باید بگم که حیف از وقت تماشاگر و بازیگران.
محمدهادی ملک این را دوست دارد
من هم امشب این نمایش رو دیدم و لذت بردم اما اگر نور گوشی دوستان کمتر مزاحمت ایجاد می کرد دو چندان لذت می بردم .
حالا معنی تماشاگر فهیم سرمایه ی ملی است رو بهتر درک می کنم ممنون .
۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
من نمایش را دوست داشتم خیلی کار بهتری بود از پرواز ایکار
:))

۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
نادیای عزیز
نکته خوبی بود :))
۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
«پلیس» مثل بقیه آثار مطرح مروژک از داستان خارقالعاده ای بهره میبرد؛ یک موقعیت عجیب و غریب، گروتسک و ابزورد:
یک کشور دیکتاتوری که پلیس مخفیاش بیکار شده !
رومینا خلج هدایتی و لاله شقاقی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
به دوستانم در این نمایش تبریک می گم و به نظر من این نمایش نقطه قوت قابل توجهی در کارنامه شایان افکاری عزیز خواهد بود.گذشته از نقاط ضعفی در بازی برخی بازیگران ، نقش آفرینی آقای خسرو احمدی و بهرام سروری نژاد عزیز بسیار خوب بود و کلا پرده آخر حال و هوایی خاص داشت.نور پردازی کار رو دوست داشتم . گریم ها خوب بود و کاملا فضای فانتزی رو برای من ساخت. ترکیب رنگ رو دوست نداشتم.متن انتخاب شده فوق العاده خوب بود.
خسته نباشید با آرزوی موفقیت برای تمام عزیزانم در این گروه

جناب آقای حقی
همیشه از عکسهای خوبتان
چه اینجا و چه در سایتهای دیگر
بسیار لذت می برم

سپاس که هنرمندید
۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
اگر عکس از نمایش دارید بذارید لطفا آقای حقی عزیز
۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
دوست عزیز متاسفانه به دلیل حجم بالای کاری هنوز عکاسی نکرده ام . اگر فرصتی شد به روی چشم
۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
پلیس در پی یوزپلنگ: مروژک منهای مروژک


در این روزهای شلوغ تماشاخانه باران، نمایش «پلیس» اثر شایان افکاری بر اساس نمایشنامه اسلاومیر مروژک روی صحنه رفته است. «پلیس» داستان یک کشور دیکتاتوری است که دیگر مردمش به وضعیت موجود اعتراض نمی¬کنند و پلیس مخفی¬اش عملاً بیکار شده ¬است. پلیس¬ها که موقعیت شغلی خود را در خطر می¬بینند، تصمیم می¬گیرند خود را مخالف نظام جا زنند تا زندانشان تعطیل نشود.
«پلیس» همانند دیگر آثار مطرح مروژک از داستان خارق¬¬العاده¬ای بهره می¬برد؛ یک موقعیت عجیب و غریب، گروتسک و ابزورد. مخاطب با داستانی مواجه است که باور کردنش سخت و انکار کردنش نیازمند یک دلیل قوی است. مروژک ما را در جهانی رها می¬کند که فی‌الواقع فرض محال در آن محال نیست.
جهان نمایشی مروژک، جهانی گروتسک است که در آن همه چیز ممکن است، آن هم در شکل و شمایلی آشنا. همه چیز دقیقاً به همان ترتیبی است که در اطراف این نویسنده لهستانی وجود داشته و وی تنها آدم¬های آشنای جهان خود را در موقعیت¬های شگرف قرار می¬دهد.
شایان افکاری در مقام کارگردان در مواجه با نخستین نمایشنامه مروژک، به این استدلال ... دیدن ادامه ›› رسیده که برای عجیب¬تر کردن جهان نمایش، آن را به سمت فانتزی برد. لباس¬هایی با شکل و شمایل خاص، بازی¬های اغراق‌شده، برجسته کردن حرکات، خلق یک جهان جنون‌زده، دکور نامتعارف و ... راهکارهایی است که افکاری برای در اختیار گرفتن نمایشنامه مروژک انتخاب کرده است.
حال سؤال این است که چنین رویه¬ای در کارگردانی موفقیت¬آمیز بوده است؟ آیا واقعیت تلخی که در اثر مروژک در سیالان است را به مخاطب عرضه می¬کند؟ آیا می¬توان پذیرفت که تماشاگر یک کمدی سیاه بوده¬ایم؟ جواب دادن به این سؤال‌ها آن‌چنان سخت نیست.
فرض کنیم که تمام آنچه کارگردان به نمایش اضافه کرده است را حذف کنیم و همان چیزی که به شکل داستان مطرح می¬شود را به تماشا بنشینیم؛ چه تفاوتی رخ می¬دهد؟ آیا داستان آن بار فانتزیک خود را از دست می¬دهد؟ با قاطعیت می-توان گفت هیچ اتفاقی رخ نخواهد داد؛ چراکه داستان به‌قدر کافی مخلوق ذهن خیال¬پرداز یک نویسنده بوده و آنچه کارگردان در قالب دکور و لباس بدان اضافه کرده، تنها واقعیت داستان نویسنده را محو می¬کند. باید گفت افکاری در خوانش نمایشنامه مروژک غافل بوده است. او از این واقعیت که مروژک چنین نمایشنامه¬ای را در اوج فضای مخوف حکومت کمونیست¬ها به رشته نگارش درآورده، غافل بوده است. مروژک در نمایشنامه¬اش نه در لفافه حرف می¬زند و نه از داستانی تمثیلی بهره می¬برد. او آنچه در کشورش در حال رخ دادن است را در فضایی گروتسک بیان می¬کند: اینکه یک شهروند مدام در حال جاسوسی شدن است تا در صورت تخطی از اوامر حزب به زندان می افتد یا به دست جلادان دژخیم سپرده شود. مکان¬هایی چون زندان و کوره¬ نشانگان خوبی¬اند بر این نکته که مروژک به‌هیچ‌وجه قصد نقل داستانی استعاری ندارد.
وقتی چنین نمایشنامه¬ای در ایران به اجرا درمی¬¬آید به دو خوانش مواجهیم: یک آنکه کارگردان وفادار به نویسنده اثر می-خواهد بخشی از تاریخ را بازگویی کند، تاریخی که نویسنده، آن را در اثرش نمایش داده است یا آنکه قصد دارد به دنبال مابه¬ازایی در جهان خود می¬گردد. در مورد نخست که افکاری چنین نکرده است؛ او «پلیس» مروژک را از ریخت انداخته است. در حالت دوم نیز مخاطب با هیچ مابه¬ازایی مواجه نیست. برای مخاطب ایرانی کوره آدم سوزی هیچ معنایی ندارد، آن را لمس نکرده است. با آنکه می¬شد جهان این نمایشنامه خوش¬ساخت را بر فضای کنونی ایران تعمیم داد و نشانگانی دال وضعیت کنونی ایران بدان افزود. ولی در مقابل افکاری با انتخاب تصویر کیم جونگ اون و بنیامین نتانیاهو به عنوان حکام این نظام توتالیتر تصمیم می¬گیرد نوعی کاریکاتور توأم به اعتراض نسبت به این افراد خلق کند و در تلاش برای فرار روبه‌جلو برای گریز از تعمیم جهان اثر به جهان کنونی خود است. به‌قول‌معروف توپ را به زمین طرف مقابلش می¬اندازد.
نتیجه چنین رویکردی در کارگردانی آن می¬شود که با اثری مواجهیم که به‌شدت محصول لودگی بازیگرانش است. برای حفظ مخاطبش نه به آنچه در نمایش رخ می¬دهد که به رفتار کمیک سطح پایین، در حد آنچه در تئاترهای آزاد می¬توان یافت روی می¬آورد و خروجی¬اش آن است که تو به رفتار نامشروع ولی مضحک زن یک پلیس با فرمانده شوهرش می-خندی؛ نه به تلخی یک خیانت یا به حماقت¬های یک ژنرال با رفتارهای شبه جنسی می¬خندی نه به آنچه بر سر مردم تحت انقیاد حکام دیکتاتور می¬آید.
شایان افکاری هیچ‌وقت نفهمیده است که مروژک نمایشنامه¬اش را برای چه نوشته است: برای خنداندن مخاطب بورژوا یا بیان یک مسئله؟ برای افکاری گزینه نخست روی میز بوده است و نتیجه کار حضور پژمان جمشیدی در نقش یک انقلابی توبه کرده است تا مخاطب بورژوا را به سالن بکشد؛ چراکه پژمان روی بورس است و نتیجه بازی مبتدیانه و خام¬دستانه جمشیدی. گویا قرار است با چنین رویکرد منهای تأمل و تفکر، تئاتر ایران رستگار شود!!!
جناب زیورعالم عزیز
با توجه به تبحر شما در ادبیات نمایشی و نشانه شناسی مشتاقم بیش از پیش در تیوال مخاطب قلم شما قرار گیرم.
سپاس.
۲۹ فروردین ۱۳۹۴
تشکر می کنم از دوستان گرامی... امیدوارم نوشته های بنده موفق به اشاره هایی منطقی و تا حد ممکن علمی به مقوله درام داشته باشد...
۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
ممنون آقای زیورعالم. مطلبتون خیلی در پیدا کردن شناخت از کاری که حالا دیگر نمی خواهم ببینم به من کمک کرد.
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید






یادداشتی کوتاه بر محتوای نمایش« پلیس» نوشته « اسلاومیر مروژک » و کارگردانی« شایان افکاری»
لینک مطلب : http://namayesh1.com/News.aspx?id=159






محمد عزیز از نقد شاعرانه و پر مغزی که برامون نوشتی صمیمانه سپاسگزارم.
مرسی از اینکه تئاتر می بینی(نه اشخاص بازی رو) و در مورد تئاتر قضاوت می کنی (نه در مورد پیشینه اشخاص بازی).
باور کن انرژی مضاعفی که می خواستم در ابتدای هفته بهم رسوخ کنه توسط تو هدیه داده شد.
باز هم ازت ممنونم.
۲۹ فروردین ۱۳۹۴

جناب افکاری ارجمند

بسیار متشکرم از توجه و وقتی که برای مخاطبان می گذارید.
پیروز و سرافراز باشید عزیز و اطمینان داشته باشید اینجا
خیلی ها با بغض و کینه و پیش داوری بیگانه اند .
۲۹ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
بازی خسرو احمدی دیدنیه... مثل همیشه... خداقوت
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
گروهبان : کلنل شما می تونید به من بگید چرا اون هنرمندای بیچاره رو اونقدر عذاب میدادیم و ذله میکردیم...
ممنون از خسرو احمدی عزیز برای بازی بی نظیرش
حسین پوریعقوب و عمو فرهاد قصه ها این را خواندند
پردیس شاکری و آزیتا سرخابی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
به گروه خسته نباشید می گم موسیقی و طراحی نور فوق العاده بود. بازی خسرو احمدی و مهدی میرزاییان به ویژه در صحنه دو عالی بود و در آخر به نظرم تیاتر یک هنر جمعی هست فرقی نداره بازیگران آن تازه کار باشند یا پیشکسوت یک کارگردان حرفه ای با قرار دادن این افراد در کنار هم و ارایه یک کار حرفه ای تلاش بر این دارد که همه یکسان دیده شوند که جسارت زیادی را می طلبد از این نظر هم به این کارگردان جوان تبریک میگم
حسین پوریعقوب و عمو فرهاد قصه ها این را خواندند
پردیس شاکری این را دوست دارد
موسیقی و طراحی نور ؟!؟!
۲۵ فروردین ۱۳۹۴
نه آقای محترم شما اگه عکسای کار رو که رو صفحه ی اینستاگرام هست ببینید منظورم من و متوجه می شید بنده فرق موسیقی و نور تعویض صحنه رو متوجه میشم خیلی جالب انقدر مطمئن نظر بنده رو زیر سوال می برید شما موفق باشید با قضاوت کور کورانه تون
۲۶ فروردین ۱۳۹۴
نور صحنه ی خواب گروهبان ترس گروهبان تحریک کردن برای پرتاپ بمب خونه گروهبان و پشیمونی گروهبان و نور قفس روی صحنه منظورم بود و مخصوصا موزیک خواب و اعتراف گروهبان
۲۶ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
اگه نمایش همون صحنه ای که گروهبان (آقای خسرو احمدی) بالای صندلی بود تموم می شد، حتی شاید این نمایش رو دوست داشتم....
اما حالا.... مخصوصا با اون صحنه تیراندازی با تفنگ اسباب بازی.... فقط منو برد به دوران کودکی که تیرهای تفنگ میخریدیم که توی روکش های پلاستیکی قرمز بود... بعد هم کلی دعوا میشدیم که مردم خوابن، برای امروز دیگه بسه.....
خسرو احمدی در پایان نمایش:
اگه از این کارخوشتون اومد به دوستانتون بگین بیان ببیننن و اگه دوست نداشتین به دشمناتون بگید تا بیان و اذیت شن.
.
اون موقع شب دشمن از کجا گیر بیارم آخه!
از من میشنوید به دشمناتونم نگید گناه دارن، عذاب خیلی سنگینیه
محمدهادی عزیز فکر می کنم شایداگر کمی اجرا خلاصه تر و فشرده تر می شد و ریتم تندتر می گرفت از بار این حس کمتر میشد.....
۲۳ فروردین ۱۳۹۴
یعنی تا این حد هادی جان؟؟؟؟ :D
۲۴ فروردین ۱۳۹۴
بله پرند جان! و حتی بیشتر! :D
۲۴ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
نمایش جالبی بود.
بازی بازیگران مخصوصاً خسرو احمدی خیلی عالی بود.
دیدنش رو به کسایی که کمدی های سیاسی دوست دارند توصیه می کنم
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
مایه‌های طنز سیاسی در نمایش کمدی «پلیس»

شایان افکاری که به تازگی نمایش«پلیس» را در تئاتر باران روی صحنه برده است، این اثر نمایشی را کمدی با مایه‌های طنز سیاسی معرفی کرد.

شایان افکاری در گفت‌وگو با خبرنگار آنا گفت: «این اثر نمایشی که اولین نمایشنامه بلند اسلاومیر مروژک محسوب می‌شود، یک گروتسک است که با برخورداری از فضای فانتزی به جهان ناکجا اشاره دارد.»

وی در تشریح علل انتخاب این متن برای اجرا تشریح کرد: « مروژک ار نویسنده‌های محبوب من است و از این نویسنده تاکنون چند متن از جمله «جشن» را روی صحنه برده‌ام. این متن را در سال 1390 به صورت محدود با همکاری گروه دانشجویی در دانشگاه شهید بهشتی اجرا کرده‌ام ولی از آنجا که این اثر نمایشی سخت و پرهزینه بود ترجیح دادم نمایش ... دیدن ادامه ›› را در زمان مناسب روی صحنه ببرم.»

این کارگردان تئاتر در اشاره به نوع اجرای نمایش «پلیس» اظهار کرد: «نمایشنامه این اثر به فضای ناکجا اشاره دارد و من برای نشان دادن این بخش، در اجرا بیشتر طراحی‌هایی را در گریم و لباس نظامیان در نظر گرفته‌ام که گویای این فضا باشد. همچنین ادبیات رفتاری افسر‌ها و نظامی‌ها و نوع احترامشان به شاه و مافوق‌ها کاملاً ابداعی بوده است. گریم نمایش بسیار اغراق‌آمیز است که در ناکجا بودن نمایش تاثیر بسزایی داشته است.»

وی در سخنانش بیان کرد: «با توجه به این‌که اجرا به هیچ جایی اشاره ندارد، طبیعتاً ایرادی نیز به آن وارد نیست. تنها اشاره‌هایی که مابه‌ازای خارجی دارد 2 تابلویی است که مخاطب با ورودش با آن روبه‌رو می‌شود که یکی عکس شاه ‌نوپااست و دیگری تصویر عموی نایب‌السلطنه که دیکتاتورهای منفوری هستند.»

کارگردان نمایش «پلیس» عنوان کرد: «فضای اجرایی نمایش با توجه به حال و هوای نمایشنامه، فانتزی است و حتی در برخی از بخش‌ها به سمت کارتون می‌رود.»

افکاری درباره اجرا در تماشاخانه تئاتر باران گفت: « این سالن به تازگی راه‌اندازی شده است و با توجه به این‌که روزانه چند اثر نمایشی در آن اجرا می‌شود، محدودیت‌هایی وجود دارد، اما از آنجا که مدیران این سالن تئاتری هستند و با مشکلات این حوزه آشنایی دارند همکاری بسیار خوبی با گروه‌های نمایشی دارند. همچنین بزرگی سالن نمایشی توانسته در راستای اجرای بهتر مفید باشد.»

وی خاطر نشان کرد: «من تجربه اجرا در سالن خصوصی را داشته‌ام و برای مثال در اجرایی هم که در فرهنگسرای نیاوران داشتم با مشکلات صوتی رو‌به‌رو بوده‌ام ولی در تماشاخانه باران تاکنون با مشکلی در حوزه صدا یا نور مواجه نشده‌ایم.»

افکاری درباره مضمون این اثر نمایشی عنوان کرد: «نمایش یک جهان ناکجایی را برای مخاطب ترسیم می‌کند که در آن اتفاقات عجیب و غریبی روی می‌دهد. آخرین زندانی سیاسی توبه می‌کند و پلیس بیکار می‌شود و ناچار می‌شود که از درون سیستمش تخلفات را پی‌گیری کند. پلیس در این اثر گروهبان را مجبور می‌کند که علیه شاه شعار دهد تا او را به زندان بیاندازد و...»

نمایش «پلیس» با نقش آفرینی خسرو احمدی، پژمان جمشیدی، مهدی میرزاییان، فروغ قجابگلی و عبدالله مستجابی تا 12 اردیبهشت ماه هر شب ساعت 20:30 روی صحنه می‌رود.
›› تا ۲ پاسخ


علی عبدالرحیم و مینا این را پاسخ داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
موضوع نمایش برام جذاب بود اما واقعاً متن نیاز به بازنگری و خلاصه شدن داره.
روابط عمومی تیاتر باران این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
سلام.من دیشب نمایش رو دیدم ...
بازی ها خیلی خوب بود ، گریم ها خوب بودو مفهوم اصلی نمایش برام جالب بود. فکر می کنم طراحی لباس می تونست بهتر باشه و جا داشت که متن رو کوتاه تر کنید ...
ممنون ، خسته نباشید به همه گروه :)

شایان افکاری کارگردان نمایش"پلیس" اولین اجرای خود را به محمد جواد ظریف تقدیم کرد.
افکاری بعد از اتمام این مایش به روی صحنه آمد و گفت: در چند روز اخیر در عرصه بین‌المللی برای ما اتفاقی رخ داده است و میخواهم اجرای امشب را به مرد گفتگو محمدجواد ظریف و تیم مذاکره کننده تقدیم کنم.
با احترام به تمام عوامل درگیر کار و فارغ از همۀ مسائل و حواشی مطروحه و غیرمطروحه ، برای شخص من صرف وجود نام "شایان افکاری" دلیل محکمیه که حتماً به تماشای این اثر برم. نمیتونم ندیده و نشنیده نظر قاطع بدم ولی با سابقۀ ذهنی که از متن و اجرای "شعبده باز" دارم فکر نمی‌کنم دوستان تئاتری از تماشای این اثر پشیمون بشن!
کامران عزیزم ممنونم ازت. مرسی که به من و کارهام لطفا داری.
باور کن توی این روزها که به خاطر قضاوتهای بی جا در مورد یکی از بازیگرانم خیلی خیلی دلگیر هستم این دیدگاه و روحیه تو حالم رو حسابی خوب می کنه و البته وظیفه ام رو در قبال این اجرا خیلی خیلی سخت تر.
ممنونم ازت رفیق
۱۷ فروردین ۱۳۹۴
اول اینکه تو روز دوم اجرا به تماشای اثر نشستم و بهتون خسته نباشید میگم.
دوم هم اینکه تا بوده از این قضاوت‌ها و اظهارنظرها بوده، باید منطقی‌هارو شنید و مورد استفاده قرار داد و از الباقی با فرمول گوش‌های در و دروازه عبور کرد. امیدوارم که این دلگیری گذرا بوده و در ادامه تبدیل به انگیزه‌ای بشه برای برداشتن قدم‌های محکم‌تر.
پایدار باشی!
۱۸ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید